﻿1
00:00:17,767 --> 00:00:19,519
آنچه در شاهزاده اژدها گذشت...

2
00:00:21,563 --> 00:00:22,564
یک نامه ؟

3
00:00:24,482 --> 00:00:28,611
به مرور زمان خواهی فهمید.
ازت میخوام وقتی مهرو بشکنی که...

4
00:00:29,904 --> 00:00:32,449
خب، خودت میفهمی کِی.

5
00:00:49,340 --> 00:00:51,134
این جا کجاست ؟

6
00:00:52,594 --> 00:00:54,762
کالوم، باید یه چیزی بهت بگم.

7
00:00:57,307 --> 00:01:00,059
میدونم چه اتفاقی افتاده.
اون مرده.

8
00:01:01,144 --> 00:01:02,145
اوه، نه.

9
00:01:34,302 --> 00:01:38,890
« کتاب دوم : آسمان »
« بخش سوم : دود و آینه‌ها »

10
00:02:23,851 --> 00:02:25,520
کالوم، معذرت میخوام.

11
00:02:25,645 --> 00:02:29,065
پدرخونده‌ام.
اون برای من بیشتر از یه شاه بود.

12
00:02:29,148 --> 00:02:30,942
پدرخونده‌ات.
میدونم.

13
00:02:31,025 --> 00:02:33,778
واقعا تلاش کردم.
ولی هیچوقت نمیتونستم راه درستشو پیدا کنم.

14
00:02:33,861 --> 00:02:37,073
و هروقت که تلاش میکردم، گند میزدم،
و دفعه‌ی بعدش سخت‌تر میشد، تا وقتیکه...

15
00:02:37,156 --> 00:02:40,451
رایلا، تمومش کن.
الان نمیتونم دراین مورد حرف بزنم.

16
00:02:40,535 --> 00:02:43,204
به تنها چیزی که میتونم فکر کنم اینه که چطور به ازران بگم

17
00:02:43,287 --> 00:02:44,455
که پدرمون مرده.

18
00:02:45,248 --> 00:02:49,877
معذرت میخوام کالوم.
واقعا معذرت میخوام.

19
00:03:29,876 --> 00:03:32,962
خب، تو قراره کوچیکت خوش گذروندی ؟

20
00:03:37,091 --> 00:03:39,886
چه اتفاقی افتاد ؟
باهات چکار کرد ؟

21
00:03:39,969 --> 00:03:43,806
چیزی نشده.
کالوم هیچوقت بهم صدمه نمیزنه.

22
00:03:44,807 --> 00:03:45,808
اوه.

23
00:03:46,893 --> 00:03:49,937
پس چرا با گریه اومدی ؟

24
00:03:50,021 --> 00:03:52,398
این یه احساس نیست سورن.

25
00:03:52,482 --> 00:03:54,692
منظورم اینه که، حالت خوبه ؟

26
00:03:54,776 --> 00:03:57,737
آره، خوب میشم.

27
00:03:57,820 --> 00:04:01,699
چون تو خواهرمی.
از قرار معلوم.

28
00:04:01,783 --> 00:04:08,247
من همیشه برای تو اینجام...
که به هرکس یا هرچیزی که مدنظرته مشت بزنم.

29
00:04:09,040 --> 00:04:10,792
- میدونم.
- خوبه‌.

30
00:04:10,875 --> 00:04:13,461
ما هنوز باید شاهزاده‌ها رو متقاعد کنیم که باهامون برگردن.

31
00:04:13,544 --> 00:04:15,755
به هر دلیلی که شده،‌ هرچیزی که اتفاق بیافته.

32
00:04:16,422 --> 00:04:18,591
ازت میخوام بدونی که همه‌ی اینا

33
00:04:18,674 --> 00:04:20,885
جوری که ما براش به اینجا اومدیم به دست نمیآن.

34
00:04:20,968 --> 00:04:23,179
اینطور نمیشه، میتونم انجامش بدم.

35
00:04:39,237 --> 00:04:40,238
کالوم ؟

36
00:04:41,239 --> 00:04:42,240
صبح بخیر از.

37
00:04:42,740 --> 00:04:44,617
یه رویای عجیب دیگه داشتم.

38
00:04:44,700 --> 00:04:48,913
داشتم از دست اسب دریایی فرار میکردم.
اونی که از آبنبات درست شده بود، یادته ؟

39
00:04:48,996 --> 00:04:50,706
آه، گمون کنم ؟

40
00:04:50,790 --> 00:04:53,793
فقط ایندفه،
یه چیزی داشت از پشتش بالا میرفت.

41
00:04:53,876 --> 00:04:56,629
نونوا بود.
کسی که ازم خوشش نمیاد.

42
00:04:56,712 --> 00:04:59,674
اون ازت خوشش میومد اگه از دزدیدن ژله ترشاش دست میکشیدی.

43
00:04:59,757 --> 00:05:02,134
اون گفتش برای جرم‌هام دربرابر دسر پاسخگو هستم.

44
00:05:02,218 --> 00:05:05,763
و برای اینکه اسب آبی دنبالم بیافته،
نونوا بهش گفت که من ژله دزدم.

45
00:05:05,846 --> 00:05:08,599
- اِز...
- من یه شیرینی دزد فراری بودم کالوم.

46
00:05:08,683 --> 00:05:09,850
وحشتناک بود.

47
00:05:10,977 --> 00:05:15,648
و بدترین بخشش اینه که حق با اون بود.
من لذیذ بودم.

48
00:05:16,857 --> 00:05:18,067
بیا بریم قدم بزنیم.

49
00:05:19,527 --> 00:05:24,323
خب اِزران،
میخواستم باهات درمورد...

50
00:05:25,199 --> 00:05:27,285
زندگی، و بزرگ شدن حرف بزنم

51
00:05:27,368 --> 00:05:33,082
و اینکه چطور بعضی ‌اوقات تغییراتی وجود داره که انتظارشو نداری.

52
00:05:33,165 --> 00:05:35,293
این یه صحبت درمورد ساندویچ‌هاست ؟

53
00:05:35,376 --> 00:05:38,296
نه، نه، نه، نه ،نه، اون نه.
نه، قطعا اون نه.

54
00:05:38,379 --> 00:05:40,631
اوهوم.

55
00:05:40,715 --> 00:05:45,177
ازران، برای یه مدت طولانی،
باهات مثل یه بچه رفتار کردم.

56
00:05:45,261 --> 00:05:47,305
و این منصفانه نبود.

57
00:05:48,180 --> 00:05:51,475
تو به اندازه‌ی کافی بزرگ شدی،
و من واقعا بهت افتخار میکنم.

58
00:05:52,101 --> 00:05:54,437
اوه، آره.

59
00:05:54,520 --> 00:05:55,730
ولی وقتی بزرگ میشی،

60
00:05:55,771 --> 00:05:59,400
باید با یه چیزایی روبه‌رو شی که انتظارشو نداری.

61
00:05:59,483 --> 00:06:00,526
میدونم.

62
00:06:01,736 --> 00:06:03,529
میدونی ؟

63
00:06:04,530 --> 00:06:07,908
میدونم همه رو من حساب میکنن تا به زیم یاد بدم که چجور پرواز کنه.

64
00:06:07,992 --> 00:06:09,535
ولی این تازه شروعشه‌.

65
00:06:09,618 --> 00:06:12,747
یه‌نفر باید همه‌چیزی رو که باید یاد بگیره رو بهش یاد بده.

66
00:06:12,830 --> 00:06:14,582
هرچیزی که قراره باشه.

67
00:06:14,665 --> 00:06:19,086
و اون قرار بوده که همه‌ی اینارو از یک شاه اژدهای ، قوی ، و بزرگ یاد بگیره.

68
00:06:22,465 --> 00:06:26,886
ولی اون اونا رو نداره.
همه‌ی کسی که داره منم.

69
00:06:27,511 --> 00:06:29,555
هِی، خیلی به خودت سخت نگیر از.

70
00:06:30,431 --> 00:06:33,142
میدونم سخته،
ولی اهمیتی نداره، تو مارو داری.

71
00:06:33,225 --> 00:06:37,438
من و رایلا،‌ شایدم بِیت.
ما همگی برای تو اینجاییم.

72
00:06:37,521 --> 00:06:39,774
ممنون کالوم، برام یه عالمه معنی داشت.

73
00:06:40,608 --> 00:06:42,985
ولی واقعا آرزو میکردم که پدر اینجا باشه.

74
00:06:43,069 --> 00:06:46,906
درتعجبم که اون چکار میکرد.
چی به زیم میگفت.

75
00:06:47,823 --> 00:06:50,451
وقتی کوچولو بودم و بهش گوش نمیدادم،

76
00:06:50,534 --> 00:06:53,496
پدر میگفت، ازران تو خیلی غیرقابل کنترلی.

77
00:06:53,579 --> 00:06:57,750
پس، من تلاش کردم که اونکارو با زیم انجام بدم.
آزیموندیاس، تو غیرقابل کنترل هستی.

78
00:06:57,833 --> 00:07:00,836
ولی اون نمیفهمه.
اون حتی دستم نداره.

79
00:07:01,712 --> 00:07:06,050
حدس میزنم فقط دلم برای پدر تنگ شده.
اون میدونست چکار کنه، میدونی ؟

80
00:07:07,092 --> 00:07:09,804
کالوم، چی شده ؟

81
00:07:11,222 --> 00:07:14,183
هیچی اِز، منم واقعا دلم براش تنگ شده‌‌.

82
00:07:26,403 --> 00:07:27,613
نتونستم اینکارو انجام بدم.

83
00:07:28,572 --> 00:07:29,657
نتونستم بهش بگم.

84
00:07:30,574 --> 00:07:31,492
کالوم...

85
00:07:31,575 --> 00:07:34,286
و حالا میفهمم که چرا نمیتونستی بهم بگی.

86
00:07:36,080 --> 00:07:38,415
وقتی به یه نفر اهمیّت میدی،
سخته که بهش صدمه بزنی.

87
00:07:38,999 --> 00:07:41,335
حتی وقتی چیزی که بهش میگی حقیقت داشته باشه.

88
00:07:41,418 --> 00:07:45,130
هنوزم باید بهت میگفتم.
حق داشتی که بدونی.

89
00:07:46,507 --> 00:07:48,676
گمون میکنم شاید میدونستم.
دروجودم، میدونستم.

90
00:07:48,759 --> 00:07:52,763
فقط امیدوار بودم، اگه درموردش فکر نمیکردم.
شاید به نحوی، حقیقت نداشته باشه.

91
00:07:54,598 --> 00:07:57,810
ولی اون مرده، واقعا مرده.

92
00:08:16,453 --> 00:08:17,621
آتیش.

93
00:08:23,794 --> 00:08:24,795
هاه.

94
00:08:49,528 --> 00:08:50,571
نه، نه، نه !

95
00:08:56,744 --> 00:08:57,995
تو کی هستی ؟

96
00:08:59,288 --> 00:09:02,624
مگه اینکه، شاید سورن
همچنین میخواسته که از احساساتمون مواظبت کنه.

97
00:09:02,708 --> 00:09:05,044
اوه، درسته، اون واقعا بنظر میرسه

98
00:09:05,127 --> 00:09:08,714
از این آدمای متفکر، حساس، احساساتی و بپا میمونه.

99
00:09:08,797 --> 00:09:11,467
آره، حق با توعه.
این واقعا سبکش نیست.

100
00:09:11,508 --> 00:09:14,178
واو، صبرکن یه لحظه.
اونا هنوز دوستام هستن.

101
00:09:14,261 --> 00:09:15,471
ولی اونا بهت دروغ گفتن.

102
00:09:15,554 --> 00:09:18,140
سورن بهم دروغ گفت.
کلادیا حقیقتو بهم گفت.

103
00:09:18,223 --> 00:09:19,850
- ما نمیتونیم همینحوری بریم.
- بریم ؟

104
00:09:21,185 --> 00:09:24,146
این ماموریت،
بردن شاهزاده اژدها به زیدیا

105
00:09:24,229 --> 00:09:26,690
مهم‌ترین چیزیه که تا حالا انجامش دادیم.

106
00:09:26,774 --> 00:09:29,068
- ما نمیتونیم باهاتون به خونه بیایم.
- اوه.

107
00:09:31,487 --> 00:09:34,865
مطمئنی ؟ منظورم اینه که
پدرت قراره حسابی از دستت نا امید شه.

108
00:09:34,948 --> 00:09:38,577
- سورن، مشکلت چیه ؟
- من فقط سعی دارم که...

109
00:09:38,660 --> 00:09:40,621
نکن ! تمومش کن ! سورن.

110
00:09:42,164 --> 00:09:44,750
اوه، باشه.
هرکاری میخوای بکن.

111
00:09:52,091 --> 00:09:53,509
پروانه‌‌های احمق.

112
00:09:54,802 --> 00:09:56,261
درمورد اون معذرت میخوام.

113
00:09:56,345 --> 00:09:58,889
ولی قبل اینکه بری،‌ کالوم

114
00:09:58,972 --> 00:10:02,726
باید یه چیزی بهت تو خلوت بدم.

115
00:10:02,810 --> 00:10:05,771
اوه، اوه، خیلی خب.

116
00:10:11,276 --> 00:10:14,404
خب، در بسته باشه ؟ باز باشه ؟
چیکار...داری چیکار...

117
00:10:14,488 --> 00:10:16,281
آه، بسته باشه خوبه.‌

118
00:10:16,365 --> 00:10:18,909
بسته، خیلی‌خب، باشه‌.

119
00:10:20,828 --> 00:10:25,165
یه‌چیزی برات دارم.
چیزی که انداختیش.

120
00:10:25,916 --> 00:10:29,211
اون نامه‌ی منه.
از طرف اون.

121
00:10:30,420 --> 00:10:31,255
بازش نکردی ؟

122
00:10:31,338 --> 00:10:34,299
چرا باید اینکارو بکنم ؟
برای توعه.

123
00:10:35,467 --> 00:10:38,303
فکرمیکردم، منظورم اینه که، محض اطلاع،
میتونستم بازش کنم

124
00:10:38,387 --> 00:10:40,305
و به آسونی دوباره با جادو مهرش کنم.

125
00:10:40,389 --> 00:10:41,682
صبرکن، اینکارو کردی ؟

126
00:10:41,765 --> 00:10:43,934
کردم ؟ شاید هیچوقت نفهمیم.

127
00:10:44,017 --> 00:10:45,143
ولی، نه.
نه.

128
00:10:46,562 --> 00:10:50,232
خب، بازش میکنی ؟

129
00:10:50,774 --> 00:10:52,818
نه، فک نکنم هنوز حاضر باشم.

130
00:10:53,819 --> 00:10:55,112
ولی ممنونم، کلادیا.

131
00:10:56,530 --> 00:10:57,656
قابلتو نداشت.

132
00:10:58,574 --> 00:11:01,785
خب، حدس میزنم این یه خداحافظی باشه.

133
00:11:02,744 --> 00:11:05,706
زیم، زودباش.
تو بعنوان یه تخم خیلی دوستش داشتی.

134
00:11:06,957 --> 00:11:07,958
رایلا، نگاه کن.

135
00:11:09,126 --> 00:11:12,254
اون هنوز نمیتونه پرواز کنه،
ولی اون باید امن باشه تو...

136
00:11:14,923 --> 00:11:17,593
هِی، چطوری تو...

137
00:11:18,802 --> 00:11:20,846
بِیت، کمک نمیکنی.

138
00:11:21,013 --> 00:11:22,264
نه، اینطور نبود.

139
00:11:22,347 --> 00:11:24,016
درواقع، کلادیا واقعا درک میکنه

140
00:11:24,099 --> 00:11:26,351
که چقدر این مهمه که زیم رو به زیدیا برگردونیم.

141
00:11:26,435 --> 00:11:29,271
اوه، غافلگیرانه‌ست.

142
00:11:29,354 --> 00:11:30,564
- اوهوم.
- ولی خوبه.

143
00:11:30,647 --> 00:11:36,486
آره، درواقع، اون متوجه این هستش که چقدر خوب میشه که اون و سورن باهامون بیان.

144
00:11:37,195 --> 00:11:40,032
چی ؟ این بدترین نقشه‌ی ممکنه.

145
00:11:40,115 --> 00:11:42,451
چرا ؟ کجاش بده ؟
اونا پیشنهاد کمک دادن.

146
00:11:42,534 --> 00:11:44,328
یا، این یه تله‌ست.

147
00:11:46,496 --> 00:11:49,875
کالوم، میدونم بهشون اعتماد داری.

148
00:11:50,375 --> 00:11:52,085
ولی اگه بزاریم باهامون بیان،

149
00:11:52,169 --> 00:11:55,005
تا وقتیکه حقیقتو بفهمیم،
خیلی تا اونموقع دیر میشه.‌

150
00:11:56,048 --> 00:11:59,384
متوجهی ؟ همه‌چیزو از دست میدیم.

151
00:11:59,968 --> 00:12:01,803
خب، پس قراره چکار کنیم ؟

152
00:12:01,887 --> 00:12:05,015
از کجا میتونیم بفهمیم اگه این یه کمک یا تله باشه ؟

153
00:12:14,775 --> 00:12:17,903
میتونم کمکت کنم ؟

154
00:12:18,403 --> 00:12:21,740
ما داریم میریم، و بقیه‌ی انسان‌ها،
دارن باهامون میان.

155
00:12:22,324 --> 00:12:25,285
و تو از این قضیه ناراحتی.

156
00:12:25,369 --> 00:12:29,206
کالوم بهشون اعتماد داره،
ولی من میدونم که اونا یه چیزی رو مخفی میکنن.

157
00:12:29,956 --> 00:12:35,045
میدونی، برای هر حقیقتی،
یه طرف تاریک وجود داره.

158
00:12:35,796 --> 00:12:38,757
- نیمه‌ی ماه ‌رو در نظر بگیر...
- تو قبلا اینو گفتی.

159
00:12:38,840 --> 00:12:42,803
اوه، واقعا ؟ همم.
خب، این تنها چیزیه که میدونم.

160
00:12:42,886 --> 00:12:47,349
مگه اینکه به یه هیولای شبح‌وار یا غذای خیالی نیاز داشته باشی، هوم ؟

161
00:12:47,432 --> 00:12:51,520
درواقع، یه کاری هستش که میتونی برام انجام بدی.

162
00:12:53,563 --> 00:12:54,606
اوه، باشه.

163
00:12:54,689 --> 00:12:58,568
اوه، اونا به زودی اینجا خواهند بود.
ازران هنوز داره اژدهاشو میاره.

164
00:12:58,652 --> 00:13:01,738
این یک لطف بوده که همگیِ‌ شما رو اینجا دارم.

165
00:13:02,531 --> 00:13:06,243
من واقعا لذت بردم
که شما دفاع‌های منو دور زدید

166
00:13:06,326 --> 00:13:10,122
و این چند روز گذشته به این مکان مقدّس بی‌حرمتی کردید.

167
00:13:10,205 --> 00:13:15,210
اینجا ساکت خواهد بود، ساکت...
ولی سوت و کور بدون شما.

168
00:13:15,293 --> 00:13:17,087
دلم برات خیلی تنگ میشه.

169
00:13:17,170 --> 00:13:21,258
الیس، تو همیشه قدمت اینجا روی چشمه.

170
00:13:21,341 --> 00:13:23,927
و تو هم همینطور، کوچولو.

171
00:13:24,719 --> 00:13:28,890
تو دیگه به توهم احتیاج پیدا نمیکنی،
ولی امیدوارم این بعنوان یه یادآور باشه

172
00:13:28,974 --> 00:13:31,893
که یه‌نفر همیشه بدنبالته.

173
00:13:35,856 --> 00:13:39,317
خیلی‌خب، همگی اینجان.
وقتشه به جاده بزنیم.

174
00:13:46,658 --> 00:13:49,744
خب، آماده‌ای که اینکارو با روش سورن انجام بدی، درسته ؟

175
00:13:50,787 --> 00:13:52,581
آره، راه دیگه‌ای وجود نداره.

176
00:13:53,248 --> 00:13:56,585
خوبه، پس، وقتی موقع خرابی باشه،
بهت علامت میدم.

177
00:13:56,668 --> 00:13:57,836
علامت چیه ؟

178
00:13:57,919 --> 00:14:01,673
علامت اینه که من به الف حمله میکنم.

179
00:14:04,092 --> 00:14:06,052
قراره یه سفر طولانی باشه‌.

180
00:14:06,636 --> 00:14:08,847
بذارید برم اطراف این بوته‌ها

181
00:14:08,930 --> 00:14:11,766
و ببینم که میتونم تمشک یا همچین چیزی پیدا کنم.

182
00:14:38,335 --> 00:14:41,046
صبرکن ایوا ! برگرد.

183
00:15:01,232 --> 00:15:04,027
معذرت میخوام، کوچولو.
باید باهام بیای.

184
00:15:46,945 --> 00:15:49,864
تو نمیتونی منو ببینی.
تو طرف تو...

185
00:15:51,199 --> 00:15:53,410
فقط یک آینه‌ی معمولیه.

186
00:15:58,873 --> 00:16:03,336
معذرت میخوام،‌ میدونم این شبیه خیانت میمونه، ولی نمیتونم بزارم که بری.

187
00:16:03,420 --> 00:16:07,215
من باید کار درستو انجام بدم.
باید برگردونمت خونه.

188
00:16:09,300 --> 00:16:12,137
لطفا این رفتارخاموش رو تحویلم نده، کالوم.

189
00:16:12,220 --> 00:16:16,141
یه‌چیزی بگو ! بگو ازم متنفری.
هرچیزی خواستی بگو.

190
00:16:26,818 --> 00:16:30,655
سورن، یه چیزی اشتباهه !
این یه حقّه‌ست !

191
00:16:30,738 --> 00:16:34,033
یه حقّه ؟ ما ؟ نه.

192
00:16:36,870 --> 00:16:38,788
- طعنه‌دارِ !
- درسته.

193
00:16:39,914 --> 00:16:41,291
چکار کردی، الف ؟

194
00:16:41,374 --> 00:16:44,544
نمیتونم منتظر دیدن قیافه‌ی احمقانه‌ت بمونم

195
00:16:44,627 --> 00:16:45,712
وقتی متوجه این شی.

196
00:16:46,504 --> 00:16:49,257
الیس، نشونشون بده.

197
00:16:50,550 --> 00:16:53,136
این لحظه‌ی توعه ایوا.
حقّه‌ی گردن بند سنگ ماه.

198
00:17:04,397 --> 00:17:07,692
- اونا خیالین.
- چی ؟

199
00:17:08,568 --> 00:17:09,944
داری میگی اونا واقعی نیستن ؟

200
00:17:10,528 --> 00:17:13,531
توهم به همین معنیه، سورن.

201
00:17:20,246 --> 00:17:23,416
حتی نزدیکم نبود !

202
00:17:23,499 --> 00:17:26,294
شاهزاده‌های واقعی کجان ؟

203
00:17:34,969 --> 00:17:37,263
نه، نمیکنن.

204
00:17:56,324 --> 00:17:58,618
کلادیا،‌ خواهش میکنم ! اینکارو نکن.

205
00:18:04,666 --> 00:18:07,085
تمومش کن ! بزار برن.

206
00:18:13,341 --> 00:18:14,676
داری چکار میکنی ؟

207
00:18:14,759 --> 00:18:16,928
در برابر تو ازشون مواظبت میکنم !

208
00:18:18,096 --> 00:18:20,306
اشتباه بزرگی میکنی، مرد زنجیری

209
00:18:38,116 --> 00:18:40,993
خدافظ ! دلم براتون تنگ میشه بچه‌ها.

210
00:18:41,077 --> 00:18:44,455
منو فراموش نکنید.
نکنید، نکنید، نکنید، نکنید.

211
00:18:45,039 --> 00:18:47,208
آره، حق با تو بود.

212
00:18:48,876 --> 00:18:51,337
کاشکی نبود، معذرت میخوام.

213
00:19:45,308 --> 00:19:47,018
میدونی
تو سزای اینکارتو پرداخت میکنی، خائن.

214
00:19:47,018 --> 00:19:51,731
خائن ؟ ژنرال آمایا منو فرستاد که از شاهزاده‌های کاتولیس مراقبت کنم،

215
00:19:51,814 --> 00:19:53,441
و شما سعی داشتید که بدزدینشون.

216
00:19:53,524 --> 00:19:57,528
هر کی میگه اینکار خیانته،
دستشو بلند کنه.

217
00:20:00,740 --> 00:20:02,950
دو درمقابل یک، خیانتکار.

218
00:20:07,121 --> 00:20:08,456
چکار کنیم ؟

219
00:20:08,539 --> 00:20:11,459
ما به دوستامون خیانت کردیم،
و همه‌ی اینا بخاطر هیچی بود.

220
00:20:12,668 --> 00:20:14,795
بخاطر هیچی نبود، نگاه کن.

221
00:20:15,713 --> 00:20:20,635
اژدها !
ما هنوز اژدهارو داریم.

222
00:20:22,178 --> 00:20:23,554
بیا بیرون، ای...

223
00:20:23,638 --> 00:20:27,516
از ماه متنفرم.
اوه !

224
00:20:32,104 --> 00:20:34,482
چیزی نیست زیم.
حالا امنه که بیای بیرون.

225
00:20:45,451 --> 00:20:46,577
ما تو آسمان هستیم.

226
00:20:49,705 --> 00:20:51,874
میخوای ببینی پرواز کردن چه حسی داره ؟

227
00:20:53,626 --> 00:20:55,503
زودباش، بال‌هاتو دربیار.
