﻿1
00:00:17,183 --> 00:00:19,978
... آنچه در شـاهزاده اژدهـا گذشت

2
00:00:20,603 --> 00:00:22,313
خب ، شاید فقط یه آینه باشه

3
00:00:23,648 --> 00:00:26,526
از همه‌ی گنجینه ها ، مصنوعات و عتیقه جات

4
00:00:26,609 --> 00:00:28,778
محل استراحت پادشاه اژدها و ملکه

5
00:00:28,862 --> 00:00:30,864
.اونها این رو نزدیک جایی که میخوابیدن نگه میداشتن

6
00:00:30,947 --> 00:00:32,115
باید مهم باشه

7
00:00:32,407 --> 00:00:34,075
ازین میترسم که داره میمیره

8
00:00:34,159 --> 00:00:34,993
! صبر کن

9
00:00:35,535 --> 00:00:39,038
.‌ما از یک شفادهنده معجزه بخش شنیدیم
.کسی که شاید قادر باشه کمکون کنه

10
00:00:39,122 --> 00:00:40,415
! و شاید به دستتم همینطور

11
00:00:40,498 --> 00:00:41,332
واقعا ؟

12
00:00:41,416 --> 00:00:43,501
تنها موضوعی که هستش اینه که،
شفادهنده اون بالا زندگی میکنه

13
00:00:43,585 --> 00:00:44,419
.در کالدرای نفرین شده

14
00:00:44,502 --> 00:00:46,337
! اینجاست ، اون یک الفه

15
00:00:51,801 --> 00:00:54,929
.فراموششون کنید
.دنبال کردنشون تا اون بالا هیچ فایده‌ای نداره

16
00:00:55,430 --> 00:00:57,348
اونها هیچوقت زنده ازش بیرون نمیان

17
00:01:20,497 --> 00:01:27,003
« شــاهزاده اژدهــا »

18
00:01:28,421 --> 00:01:33,051
« کتاب اول : مـاه »
« بخش هشتم : کـالدرای نفـرین شده »

19
00:01:48,066 --> 00:01:49,150
با من بیاید

20
00:01:49,234 --> 00:01:50,777
.بهتون کمک میکنم پیداش کنید

21
00:01:53,446 --> 00:01:56,407
! از این طرف

22
00:02:05,124 --> 00:02:06,751
... خب

23
00:02:06,834 --> 00:02:07,961
سلام عرض شد

24
00:02:08,044 --> 00:02:09,837
ولی تو کی هستی دقیقا ؟

25
00:02:09,921 --> 00:02:12,924
من ؟ الیسم و این ایواست.

26
00:02:13,007 --> 00:02:14,259
.اون یه گرگه

27
00:02:14,342 --> 00:02:17,345
گرگ ؟ جدا ؟
.فکر کردم پرنده‌ست

28
00:02:19,222 --> 00:02:21,307
اوه ، باید شما بچه هارو بهم دیگه معرفی کنم

29
00:02:21,391 --> 00:02:24,978
الیس ، این رایلاس
...کسی که در اصل دیدیمش بخاطر اینکه، آه

30
00:02:25,979 --> 00:02:29,816
خب، اون به قلعمون نفوذ کرد و در تلاش بود که ازران رو بکشه.

31
00:02:31,859 --> 00:02:34,737
.ولی اهمیتی نداره‌
.از اونموقع گذشته‌

32
00:02:35,530 --> 00:02:38,449
! مردم با روش های بسیار جالب همدیگرو ملاقات میکنن

33
00:02:39,117 --> 00:02:41,744
همم، خب ما چجوری این شفادهنده‌رو پیدا کنیم ؟

34
00:02:42,328 --> 00:02:45,665
واقعیت اینه که، من هیچوقت اونو پیدا نکردم.
اون ما رو پیدا کرد.

35
00:02:45,748 --> 00:02:50,628
ما داخل یه درخت پیچ خورده و توخالی قایم شده بودیم.
اون بالا نزدیک دیواره

36
00:02:51,546 --> 00:02:54,549
پس باید به اون درخت برسیم،
حتی اگه همه‌ی شبو طول بکشه.

37
00:02:54,632 --> 00:02:58,094
صبر کن ... این همه راه باید بریم ؟

38
00:02:58,177 --> 00:03:02,306
به یه درخت عجیب غریب که شفادهنده‌ معجزه بخش سه سال پیش اونجا پیداش شد ؟

39
00:03:02,390 --> 00:03:05,101
این تنها فرصتمونه.
نظر بهتری داری ؟

40
00:03:05,184 --> 00:03:06,769
... در واقع

41
00:03:07,603 --> 00:03:08,730
هیچ نظری ندارم.

42
00:03:09,272 --> 00:03:10,523
به اون درخت میرسونمتون.

43
00:03:10,606 --> 00:03:13,317
! شفادهنده اونجا مارو پیدا میکنه و تخم رو نجات میده

44
00:03:13,401 --> 00:03:14,944
و شاید دستتم بتونه نجات بده.

45
00:03:15,028 --> 00:03:18,740
نگران دستم نباش.
تخم تنها چیزیه که الان اهمیت داره.

46
00:03:37,967 --> 00:03:40,720
خیلی قشنگه

47
00:03:41,220 --> 00:03:43,639
مثل این میمونه که آسمون با عسل رنگ آمیزی شده.

48
00:03:44,223 --> 00:03:45,683
. واو

49
00:03:45,767 --> 00:03:49,771
خیلی بده که همچنین به این معنیه که کابوس‌ـا شروع میشن.

50
00:03:50,396 --> 00:03:51,981
منظورت چیه ؟

51
00:03:52,648 --> 00:03:57,028
اوه ، میدونی که، هیولاهای عظیم
ترسهای غیرقابل وصف.

52
00:03:57,111 --> 00:03:58,112
چیزایی مثل اون

53
00:03:58,780 --> 00:04:01,324
و هرچی بالاتر میریم ، بدترو بدتر میشه.

54
00:04:02,784 --> 00:04:04,744
.خیلی خب ! پس ، بزنید بریم

55
00:04:04,827 --> 00:04:07,038
نه، نه، نه، صبرکن‌.
به یه نقشه نیاز داریم.

56
00:04:07,121 --> 00:04:10,082
چجوری برای ترسهای غیرقابل توصیف نقشه میکشی ؟

57
00:04:10,166 --> 00:04:13,586
احساس میکنم باید اول براشون توصیف کنی‌

58
00:04:13,669 --> 00:04:17,340
! آمـ ... وحشت زده شدن
خونریزی کردن.

59
00:04:18,007 --> 00:04:21,427
عجیبه ، ولی از یه راه فوقالعاده شدید

60
00:04:21,511 --> 00:04:24,305
شبیه اینه که روحتو رو آتیش روشن کنی.

61
00:04:24,847 --> 00:04:26,849
بگمونم کمک میکنه.

62
00:04:26,933 --> 00:04:29,894
! وایسید، وایسید، وایسید
فهمیدم‌.

63
00:04:29,977 --> 00:04:33,272
! فلش ! ووف ! ووش ! اسلیش اسلش

64
00:04:36,734 --> 00:04:37,902
! عالیه

65
00:04:37,985 --> 00:04:40,321
آم ، اون حالش خوبه ؟

66
00:04:40,404 --> 00:04:43,074
بگمونم اون نهایتا زیر فشار ترکید.

67
00:04:43,783 --> 00:04:45,201
نه ، اون نقشه‌ست‌.

68
00:04:45,284 --> 00:04:46,994
ازران ، تو اولین وظیفه‌رو داری

69
00:04:47,078 --> 00:04:50,748
تو بیت رو بالا نگه میداری تا اون بتونه نور پخش کنه
و هرچی هیولا هست رو کور کنه.

70
00:04:50,831 --> 00:04:52,124
! فلش

71
00:04:52,208 --> 00:04:55,086
صبرکن ... ولی در کل کاری انجام نمیدم.

72
00:04:55,169 --> 00:04:56,754
فقط یجور نگه دارنده‌ی بِیت‌ام.

73
00:04:56,837 --> 00:04:59,799
! تو نیروی کمکی هستی
هرموقع که تیم به نیروی کمکی نیاز داشت.

74
00:05:00,383 --> 00:05:01,342
الیس، تو نفر بعدی

75
00:05:01,425 --> 00:05:04,762
ایوا پارس میکنه، و بصورت دایره‌ای میچرخی تا هیولاهارو سردرگم کنی.

76
00:05:04,845 --> 00:05:07,306
. نمیدونم

77
00:05:07,390 --> 00:05:10,851
فکر میکنی بتونی بچرخی و یه عالمه پارس بکشی ایوا ؟

78
00:05:10,935 --> 00:05:13,145
! اون آماده‌ست

79
00:05:13,229 --> 00:05:17,024
بعد، من از جادوی نفس بادم استفاده میکنم.
! ووش

80
00:05:17,108 --> 00:05:19,443
قراره یه طلسم اجرا کنی ؟

81
00:05:19,527 --> 00:05:22,863
فقط یه چیز ساده‌ست که برداشتم.
چیز خاصی نیست.

82
00:05:22,947 --> 00:05:24,949
آره، اون قراره هیولاهارو بترکونه.

83
00:05:25,032 --> 00:05:26,617
.موج دار کردنش واقعا خوبه

84
00:05:27,159 --> 00:05:29,870
یا این، یا نصف طلسم رعد برقی که میشناسم.

85
00:05:29,954 --> 00:05:33,374
مشخصاً، نصفی که از نوک انگشتام شلیک نمیشه.

86
00:05:33,457 --> 00:05:35,293
! اون هیولاهم نمیدونه از کجا خورده

87
00:05:35,876 --> 00:05:38,587
اوه، چرا میدونه
باده.

88
00:05:38,671 --> 00:05:41,424
! رایلا

89
00:05:41,507 --> 00:05:43,217
تو آخرین نفری.
پایان دهنده.

90
00:05:43,301 --> 00:05:44,927
دستام تو فرم بدیَن.

91
00:05:45,011 --> 00:05:47,096
فقط میتونم از یه دستم استفاده کنم.

92
00:05:47,179 --> 00:05:50,099
! خیلی خب، پس تو فقط اسلشـرو ... انجام بده

93
00:05:50,182 --> 00:05:53,436
امکان نداره، جواب نمیده.
این دسته اسلیشمه.

94
00:05:53,519 --> 00:05:54,895
آهـ ، واقعا ؟

95
00:05:55,438 --> 00:05:57,940
نه ، نه واقعا، خنگولک.

96
00:05:59,900 --> 00:06:04,322
تو گفتی کلادیا صدات زد احمق وقتی بین طلسم رعد و برقش وقفه انداختی.

97
00:06:04,405 --> 00:06:07,700
" ولی مطمئنم اون میخواست بگه "فولمـینیس
« با کلمه احمق شباهت داره »

98
00:06:07,783 --> 00:06:09,910
کلمه‌ی جادوییه اژدهایی برای رعد و برقه.

99
00:06:12,538 --> 00:06:14,290
! تجدید نظر در نقشه

100
00:06:14,373 --> 00:06:17,752
! فلش ! ووف ! زپ ! اسلش

101
00:06:54,413 --> 00:06:56,457
اگه غذا نخوری، میمیری.

102
00:06:57,124 --> 00:06:59,335
من قبلا مردم

103
00:07:00,294 --> 00:07:01,504
مرده بنظر نمیرسی

104
00:07:02,630 --> 00:07:05,174
بگمونم اون دست روزای بهتری رو دیده.

105
00:07:05,925 --> 00:07:10,221
برای بدست آوردن میوه های زیدیایی بیرون رفتم.

106
00:07:10,304 --> 00:07:13,933
قابل توجه‌ان ! خیلی عجیب غریبن.

107
00:07:15,684 --> 00:07:18,646
و این پرتقال های زیدیایی ... بدون هسته‌ن.

108
00:07:19,605 --> 00:07:20,606
محشره

109
00:07:23,943 --> 00:07:24,985
نیست ؟

110
00:07:28,447 --> 00:07:31,742
من تمام این ماجرای "افتخار در نخوردن چیز ها" رو درک میکنم

111
00:07:32,284 --> 00:07:33,953
ولی حداقل یه چیزی بنوش

112
00:07:40,084 --> 00:07:42,169
نگران نباش، آب توته.

113
00:07:47,132 --> 00:07:48,759
یه پیشنهاد دارم

114
00:07:48,843 --> 00:07:52,888
ازت به سادگی میخوام یه نگاهی به این شی‌ٔ بندازی
و بهم بگی به چه دردی میخوره.

115
00:07:52,972 --> 00:07:57,893
بعد از اون، از زنجیر رهات میکنم
و میتونی از اینجا بری بیرون.

116
00:08:01,397 --> 00:08:02,690
تصمیم بگیر

117
00:08:02,773 --> 00:08:06,652
میتونی آزاد باشی،
یا میتونی بشینی اینجا و بمیری.

118
00:08:07,236 --> 00:08:08,571
بهت گفتم

119
00:08:08,654 --> 00:08:10,990
من قبلا مردم.

120
00:08:13,367 --> 00:08:16,370
بله، یه ثانیه صبر کن.
بگمونم درمورد این شنیدم.

121
00:08:16,996 --> 00:08:20,040
یه چیزه مون شادوو الفیه، درسته ؟

122
00:08:20,124 --> 00:08:23,419
... یک فلسفه‌ی پذیرشی که قبلا مردی

123
00:08:23,502 --> 00:08:25,838
.تا از مرگ نترسی

124
00:08:29,300 --> 00:08:31,510
چه چالش زیبایی بهم تقدیم کردی.

125
00:08:32,011 --> 00:08:35,222
... باید با چیزی برگردم که

126
00:08:36,348 --> 00:08:38,350
بیشتر از مرگ ازش وحشت کنی

127
00:08:45,733 --> 00:08:49,445
معذرت میخوام.
خوشحال میشم بعضی از میوه های زیدیایی رو امتحان کنم.

128
00:08:52,448 --> 00:08:53,324
خیلی خب.

129
00:09:01,665 --> 00:09:04,501
درسته، مطمئنی اینجا کالدرای نفرین شده‌ست ؟

130
00:09:05,044 --> 00:09:07,796
یا تصادفا سرگردون تپه‌ی هومدرام شدیم ؟

131
00:09:09,465 --> 00:09:13,886
شاید یه اشتباه انجام دادیم و و رو سراشیبی جراحت برداشتیم ؟

132
00:09:14,470 --> 00:09:16,055
باید نقشمو بررسی کنم

133
00:09:16,138 --> 00:09:19,516
... ولی کاملا مطمئنم که یه نقشه برداری بی نظیر از

134
00:09:19,600 --> 00:09:21,060
! کوه مونوتونوس رو تشخیص میدم

135
00:09:28,317 --> 00:09:34,281
بهرحال، یکم عجیبه که هنوز چیز عجیبی اتفاق نیافتاده.

136
00:09:34,364 --> 00:09:36,909
! یه هیولای بزرگ و ترسناک میبینم

137
00:09:38,535 --> 00:09:40,370
ولی نگران نباشید ، مرده.

138
00:09:41,080 --> 00:09:42,915
پس چرا اینجوری گفتیش ؟

139
00:09:42,998 --> 00:09:45,918
چجوری گفتم ؟

140
00:09:46,668 --> 00:09:48,504
تاحالا چیزی شبیه به این ندیدم.

141
00:09:50,089 --> 00:09:52,549
- و به اون دوتا دایره نگاه کن
- بهش دست نزن.

142
00:09:53,258 --> 00:09:54,843
چه خال عجیب غریبی.

143
00:09:54,927 --> 00:09:56,970
فکر نکنم اون خال باشه.

144
00:09:57,596 --> 00:09:59,264
! یه جای گازگرفتگیه

145
00:10:00,474 --> 00:10:04,019
درست میگی.
یه چیزی تمام خونشو خورده.

146
00:10:04,103 --> 00:10:04,937
! بچه ها

147
00:10:06,563 --> 00:10:08,690
باشه، باشه.
بیت کجاست ؟

148
00:10:10,526 --> 00:10:11,693
... بیت، زودباش، تو قرار بود

149
00:10:12,194 --> 00:10:14,029
هیچکدوممون نمیتونیم

150
00:10:24,123 --> 00:10:25,374
! پراکنده شید ! فرار کنید

151
00:10:25,457 --> 00:10:26,792
این برای منحرف کردن هیولاست ؟

152
00:10:28,669 --> 00:10:30,796
زودباش ، ایوا مارو از اینجا دور میکنه

153
00:10:54,695 --> 00:10:57,948
بگمونم اون چیز
اون پایین منتظرمونه‌.

154
00:10:58,031 --> 00:10:59,992
! ما حتی اونقدرم خون نداریم

155
00:11:00,534 --> 00:11:04,913
میدونم.
ما یه میان وعده خیلی کم محسوب میشیم.

156
00:11:07,249 --> 00:11:09,793
انتخابی نداریم.
فقط باید منتظر بمونیم.

157
00:11:10,419 --> 00:11:13,463
اوه، معذرت میخوام نقشه‌ام آشفته بود.

158
00:11:14,131 --> 00:11:18,802
نه ، نقشه‌ات خوب بود.
اقدام ما یکم کم بود.

159
00:11:19,303 --> 00:11:22,347
بیشتر شبیه " آرف ! اوپس ! کمک ! فرار ! " بود.

160
00:11:38,155 --> 00:11:43,243
در این لحظه ، این پوششو برمیدارم،
و تو هرچی که میدونی رو بهم میگی.

161
00:11:43,327 --> 00:11:44,578
مفهومه ؟

162
00:11:48,665 --> 00:11:52,878
یچیزی آوردم که امیدوارم باهاش انگیزه پیدا کنی

163
00:11:55,047 --> 00:11:57,507
نادون تر از چیزی هستی که فکر میکردم

164
00:11:58,216 --> 00:12:01,261
نمیدونستی فقط انسان‌ها میتونن رشوه بگیرن ؟

165
00:12:01,345 --> 00:12:03,096
اوه ، این رشوه نیست.

166
00:12:04,681 --> 00:12:05,849
یه تهدیده

167
00:12:06,600 --> 00:12:08,935
بفرما.
از نزدیکتر یه نگاه بنداز

168
00:12:10,479 --> 00:12:12,147
تو یه هیولایی

169
00:12:12,230 --> 00:12:15,984
اشتباه میکنی
من یه مصلحت گرا هستم.

170
00:12:19,821 --> 00:12:22,574
بهم اعتماد کن ، اگه نقشه خراب نمیشد وقتی بیت درخشید

171
00:12:22,657 --> 00:12:24,785
مطمئنم وقتی نوبته من میشد شکست میخوردم.

172
00:12:24,868 --> 00:12:28,622
شوخی میکنی ؟ از اونجایی که میتونم بگم،
تو ، تو همه چیز عالی هستی.

173
00:12:29,247 --> 00:12:31,917
خب ، این حقیقته.
من تقریبا تو همه چیز عالیم.

174
00:12:33,668 --> 00:12:36,296
تا موقع‌ای که اهمیت داره درسته

175
00:12:37,047 --> 00:12:39,758
،و این موقع‌ایه که من ... پوف
.گند میزنم

176
00:12:40,801 --> 00:12:41,843
منظورت چیه ؟

177
00:12:41,927 --> 00:12:43,345
نمیدونم.

178
00:12:43,428 --> 00:12:48,141
تردید میکنم ، خیلی فکر میکنم،
درباره کار درستی که باید انجام بدم سردرگم میشم.

179
00:12:48,225 --> 00:12:50,685
چیز بعدی‌ای که میدونم اینه که ، شکست خوردم.

180
00:12:57,943 --> 00:13:03,365
باورم نمیشه تو یه جادوگری.
تا حالا هیچوقت یه جادوگر واقعی رو ندیده بودم.

181
00:13:03,448 --> 00:13:05,158
تو همه‌ی چیزی که انتظار داشتم نبودی.

182
00:13:05,242 --> 00:13:10,956
- چه انتظاری داشتی ؟
- میدونی ، بلندتر ، لباسای بلند و چروکیده.

183
00:13:11,039 --> 00:13:13,625
فوقالعاده باهوش.

184
00:13:13,708 --> 00:13:16,962
و شاید شبیه یه طلسم کننده عجیب غریب یا همچین چیزی ؟

185
00:13:18,171 --> 00:13:21,800
خب اگه کسیو میشناسی
من برای طلسم شکستن تو مغازه‌ام.

186
00:13:21,883 --> 00:13:24,636
! و خیلی اعتماد بنفس داری

187
00:13:24,719 --> 00:13:26,555
جالبه که میشنوم یکی اینو میگه.

188
00:13:27,139 --> 00:13:28,807
به خودم به عنوان یه آدم مطمئن فکر نمیکنم.

189
00:13:28,890 --> 00:13:33,395
واقعا؟ باید فکر کنی،
با داشتن این همه قدرت خارق العاده.

190
00:13:34,020 --> 00:13:37,232
شاید ، حقیقت اینه که ، این کار من نیست.

191
00:13:37,315 --> 00:13:38,441
کار اینه.

192
00:13:39,067 --> 00:13:42,279
همه این جادو ، قدرت،
... اعتماد بنفس

193
00:13:42,362 --> 00:13:46,116
بخاطر این چیز شگفت انگیزه.
! یه سنگ نخستـین

194
00:13:47,450 --> 00:13:51,413
این سنگ نخستین به تو نیاز داره تا کارای شگفت انگیز انجام بده.

195
00:13:51,496 --> 00:13:54,374
بدون تو ، فقط یه گوی تمیز و درخشانه.

196
00:13:55,584 --> 00:13:56,835
بگمونم.

197
00:13:56,918 --> 00:13:59,421
ولی بدون این ، من هیچی نیستم.

198
00:14:00,171 --> 00:14:03,884
فقط یه نفرم که میتونه نقاشی بکشه و نظـرای کنایه آمیز از یه زمان به زمان دیگه‌ای بسازه.

199
00:14:04,551 --> 00:14:06,052
و اونا حتی کنایه آمیزم نیستن.

200
00:14:06,887 --> 00:14:08,388
متقاعد نشدم.

201
00:14:08,930 --> 00:14:14,060
یه احساسی دارم که میگه که تو حتی بدون اون گوی جادوییتم شگفت انگیزی.

202
00:14:15,353 --> 00:14:16,771
خب، توهم عالی بنظر میرسی.

203
00:14:16,855 --> 00:14:19,232
و ایواهم عالیه.

204
00:14:19,816 --> 00:14:20,650
اشکالی نداره نازش کنم ؟

205
00:14:20,734 --> 00:14:22,402
! واو

206
00:14:22,485 --> 00:14:26,865
! چه موجود پشمالویی هستی

207
00:14:26,948 --> 00:14:31,620
هعی ، بچه ها ؟
! بگمونم اون چیزه شاید رفته باشه

208
00:14:36,750 --> 00:14:38,043
- خب ، بیشتر از یه توصیف برای توهین کردنه ؟
- یکم از هردوتاش

209
00:14:38,793 --> 00:14:40,045
اوهوم.

210
00:14:40,128 --> 00:14:43,340
شاید رفته باشه،
ولی نذار سرزنش شه ، باشه ؟

211
00:14:43,423 --> 00:14:46,676
چیز کوچیکیه که صداش میزنن طعنه،
بطوریکه فقط یبار میگیش

212
00:14:46,760 --> 00:14:50,263
مثله اینه که خیلی ازش مطمئنی،
وقتیه که برعکسش اتفاق می‌افته.

213
00:14:50,347 --> 00:14:52,849
نه،  شاید این جوریه که تو داستانا اتفاق می‌افته

214
00:14:52,932 --> 00:14:54,309
... ولی در دنیای واقعی

215
00:15:06,071 --> 00:15:07,530
! از این طرف

216
00:15:07,614 --> 00:15:10,200
! دقت کنید ! میتونیم نقشه‌‌رو انجام بدیم

217
00:15:10,283 --> 00:15:11,576
! از و بیت ، شما اولین نفرید

218
00:15:14,371 --> 00:15:15,205
! فلش

219
00:15:23,755 --> 00:15:26,049
! خودشه ! الیس و ایوا ! ووف

220
00:15:37,018 --> 00:15:40,480
! عالیه ! نوبته منه برای ... زپ

221
00:15:43,358 --> 00:15:45,944
! هیچی نمیشه ، فولمینیس

222
00:15:53,243 --> 00:15:59,124
! آره ! آره ! درب و داغون شد
! اوه ، توسط دست درب و داغون ، داغون شد

223
00:15:59,207 --> 00:16:00,708
! دسته درب و داغونم ، خودشه

224
00:16:00,792 --> 00:16:02,544
میتونی بعدا شگفت زده شی ؟

225
00:16:02,627 --> 00:16:06,881
درسته ! آهـ، رایلا ، حرکت تموم کننده.
! داریـش ! اسلش

226
00:16:08,758 --> 00:16:09,968
- ! رایـلا
- ! نـه

227
00:16:15,432 --> 00:16:16,641
! اسپیـرو

228
00:16:32,323 --> 00:16:35,910
تو فکر رفتن بسه ، الف.
صبرم تموم شده.

229
00:16:36,452 --> 00:16:41,583
بهم میگی درمورد این عتیقه چی میدونی
یا سرنوشتتو به نابودی میکشونم.

230
00:16:46,379 --> 00:16:47,922
از پسش براومدی

231
00:16:48,006 --> 00:16:49,841
اوه ، واقعا ؟

232
00:16:50,884 --> 00:16:55,638
اون آینه ؟ تو چیزی بدتر از مرگ پیدا کردی

233
00:16:55,722 --> 00:16:58,600
پس ، بهم بگو
این چیه ؟

234
00:16:58,683 --> 00:17:01,519
هیچوقت کمکت نمیکنم.

235
00:17:01,603 --> 00:17:04,522
پس به هیچ دردم نمیخوری.

236
00:17:52,445 --> 00:17:55,698
همیشه بنظر میرسع این اصطلاحو به کار میگیرم

237
00:17:55,782 --> 00:18:01,079
بی اعتنایی، راهی برای ترسه خالصه

238
00:18:07,794 --> 00:18:11,297
! نگاه کنید ، اون بالا ! اون درخته

239
00:18:13,091 --> 00:18:16,427
! آره ، تقریبا رسیدیم
میتونیم انجامش بدیم گروه.

240
00:18:16,511 --> 00:18:17,720
! میتونیم به دیواره برسیم

241
00:18:17,804 --> 00:18:19,972
ما شفادهنده‌رو پیدا میکنیم و تخمو نجات میدیم.

242
00:18:24,602 --> 00:18:26,771
- اوه ، نه.
- چی شده ؟

243
00:18:27,897 --> 00:18:32,193
خبرای واقعا بدی دارم.
نمیدونم چطور بهتون بگم.

244
00:18:32,276 --> 00:18:33,111
بگـو.

245
00:18:33,736 --> 00:18:37,573
حتی اگه به دیواره برسیم،
اهمیتی نداره‌.

246
00:18:38,491 --> 00:18:40,118
! هیچ شفادهنده‌ی معجزه بخشی وجود نداره
