﻿1
00:00:17,434 --> 00:00:19,936
... آنچـه در شـاهزاده اژدهـا گذشـت

2
00:00:20,687 --> 00:00:22,063
این دیـگه به عهـده ماست

3
00:00:22,147 --> 00:00:24,023
مـا بایـد این تخمـو برگردونیم.

4
00:00:24,107 --> 00:00:27,193
بایـد ازش مواظب‍ـت کنیـم و به زیـدیا ببریمش.

5
00:00:27,277 --> 00:00:28,653
و مـادرشو پیدا کنیـم.

6
00:00:30,780 --> 00:00:32,157
عمـه آمایـا ؟

7
00:00:36,953 --> 00:00:38,580
خیـلی خوشحالم کـه در امانـید.

8
00:00:39,122 --> 00:00:41,166
اگـر چه یک بار سـنگینه

9
00:00:41,249 --> 00:00:45,587
مـن با فروتنـی نبـرد رو با اسـم شاه هـاروو پـیش میبرم.

10
00:00:45,670 --> 00:00:47,422
تاجـگذاری رو متوقف کنـید

11
00:00:47,505 --> 00:00:49,424
! شـاهزاده ها زنـده‌ان

12
00:01:13,740 --> 00:01:21,080
شــاهزاده اژدهــا

13
00:01:22,415 --> 00:01:26,753
« کتاب اول : مـاه »
« بخش پنجم : یک تخت خالـی »

14
00:01:51,486 --> 00:01:54,405
صبـح بخیر ، پرتـوهای کوچولـوعه آفتاب

15
00:01:59,744 --> 00:02:02,789
یـک داوطلـب.
چقـدر مشتاق.

16
00:02:32,110 --> 00:02:33,111
هـم.

17
00:02:45,540 --> 00:02:46,624
دقیقـا

18
00:02:47,208 --> 00:02:48,251
.دقیقـا

19
00:02:48,334 --> 00:02:51,004
ما یـک کیسـه نون از قلعـه بنثر گرفتیـم.

20
00:02:51,587 --> 00:02:53,589
گمون میـکردم این یک کیـسه از انجمنه.

21
00:03:01,681 --> 00:03:04,308
نـه ، این غـذاست ... ایش.

22
00:03:06,936 --> 00:03:08,479
ردیفـم

23
00:03:27,248 --> 00:03:29,167
گمون میکردم ممکنه اینجـا بیای

24
00:03:31,502 --> 00:03:32,712
باید صحبت کـنیم.

25
00:03:44,098 --> 00:03:45,475
! کمـک ! کمـک

26
00:03:49,395 --> 00:03:50,396
! کمـک

27
00:03:52,857 --> 00:03:55,485
اون تـلاش کرد طلسـم رعـد و برق کـلادیارو تقـلید کنه.

28
00:03:55,568 --> 00:03:57,153
ولـی اون نمیدونـه که چطـور تمومـش کنه.

29
00:03:57,236 --> 00:03:59,363
آره، من ... من فقط دیـدم نیمـه اولشو انجـام میده.

30
00:03:59,447 --> 00:04:01,491
ولـی من تو نیـمه اولش خیلـی خوبم.

31
00:04:01,574 --> 00:04:05,203
واقعـا ؟
بـه نظر میاد مثـله یک ایده واقعـا خوبـو و امنـه.

32
00:04:05,286 --> 00:04:08,456
خـیلی خب، سـخنرانی سزاواری بود،
امـا الان چکار کـنم ؟

33
00:04:08,539 --> 00:04:10,500
وقـتی یه جـادو رو آزاد میکـنی
معمـولاً یک حرفـی

34
00:04:10,583 --> 00:04:13,294
یا یـه عبـارت یا همچیـن چیزی در
گونـه اژدهایی باستـانی وجود داره‌.

35
00:04:13,377 --> 00:04:17,423
خیل خب، آه‍، کسـی به زبون اژدهـا صحبت نمیـکنه ؟
من به زبون اژدهـا صحبت نمیکنم.

36
00:04:17,507 --> 00:04:19,801
- نشنیـدی کلادیا چیـزی بگـه ؟
- نـه.

37
00:04:19,884 --> 00:04:22,220
منـظورم اینه کنه،
گمون میکنم درست شد وقتـی دستشو از روش برداشتم

38
00:04:22,303 --> 00:04:23,971
اون شایـد منو احـمق خطاب کرده باشه.

39
00:04:24,055 --> 00:04:26,599
آره ، احمـق یجورایی درست بنظر میرسـه.

40
00:04:29,310 --> 00:04:30,978
مـیدونی چیه ؟ میخوام فقـط پرتش کنم.

41
00:04:31,062 --> 00:04:32,480
! چـی؟ نـه

42
00:04:32,563 --> 00:04:34,524
آره ، میخوام سنـگ نخستین‌رو پرت کـنم طرفـت.

43
00:04:34,607 --> 00:04:36,692
نقشـه خوبیه.

44
00:04:36,776 --> 00:04:39,529
نـه ، نقشـه خوبی نیست.
پـرت کردن بده.

45
00:04:39,612 --> 00:04:42,156
پرتـش نمیکنم.
فقـط محترمانه میندازمـش بالا.

46
00:04:42,240 --> 00:04:44,992
! نه، نه، نه
نـه پرت کردنـی ، نه بالا انداخـتنی.

47
00:04:46,410 --> 00:04:47,703
! انداختـمش

48
00:04:50,581 --> 00:04:53,876
! هـا ! آهـ
کار کـرد. من خوبـم.

49
00:04:54,210 --> 00:04:55,753
معذرت میـخوام بخاطر اون.

50
00:04:55,836 --> 00:04:58,005
حـدس میزنم خیلی هیجان زده‌ام
که دارم جادو یاد میگیـرم

51
00:04:58,089 --> 00:05:00,216
و یکـم زیاده روی کردم.

52
00:05:00,758 --> 00:05:03,052
خیلی خب ، تقریبا داشتی منو میکـشتی.

53
00:05:03,135 --> 00:05:06,889
به زودی زود ما این تخـم رو برمیگردونیم،
زودتـر ، شاید ، این جنـگ میتونه تموم شه.

54
00:05:06,973 --> 00:05:08,307
وقتشـه بزنیم به جـاده.

55
00:05:09,183 --> 00:05:12,895
جـاده ؟ چرا خودمونو با راه رفـتن تو جاده خـسته کنیم

56
00:05:12,979 --> 00:05:15,189
وقـتی میتونیم بذاریم رودخونـه راه رفتنـو انجام بده ؟

57
00:05:16,065 --> 00:05:20,111
نه خـیر. با قایـق خداحافظـی کن.
ما از اینجـا روی زمین حرکت مـیکنیم.

58
00:05:20,194 --> 00:05:22,780
ولـی چرا ؟
رودخـونه به سمت درسـتی حرکت میکنه

59
00:05:22,863 --> 00:05:25,408
و خیلـی سریعتر از اون چیـزی حرکت میکنه که ما میتـونیم با پاهامون انجام بدیم.

60
00:05:25,491 --> 00:05:26,826
منظـورم اینه که ، به اون پاها نگاه کن

61
00:05:27,576 --> 00:05:29,829
چیـه ؟ من پاهای قشنـگی دارم

62
00:05:30,579 --> 00:05:32,540
راه میریـم و تمـوم.

63
00:05:36,794 --> 00:05:39,797
شاید دلیل دیگـه‌ای وجـود داره که نمیخوای سوار قایـق شی ؟

64
00:05:39,880 --> 00:05:41,299
چیـزی که به ما نمیگـی؟

65
00:05:41,882 --> 00:05:43,634
نه، راز پنهـانی وجود نداره.

66
00:05:44,218 --> 00:05:45,803
خب، صبـر کن.

67
00:05:46,387 --> 00:05:48,848
تـو ، مثلا ، پشتـک وارو میزنی،

68
00:05:48,931 --> 00:05:52,810
درخـت نوردی میکنی،
شمشـیر زنی انجام میـدی جنگجـوی الف

69
00:05:52,893 --> 00:05:55,479
ولی از یـذره آب پاشیدن میترسی ؟

70
00:05:57,523 --> 00:05:59,567
آو ، بامـزه‌ست.

71
00:06:00,318 --> 00:06:02,361
چجـور تونستی بذاری وارد این جـریانات بشه ؟

72
00:06:02,445 --> 00:06:05,364
تو یجـور حرف میزنی انگار من این قاتـلارو استخدام کردم.

73
00:06:06,157 --> 00:06:08,743
مجبـور شدم قلعمونو در بریـچ ترک کنم.

74
00:06:10,661 --> 00:06:14,498
روحـتم خبر داره که نیـروهای خطرناک در مرزمـون جمع شـدند ؟

75
00:06:14,582 --> 00:06:17,418
من هـر چیزی که درتوانم بود رو بـرای محـافظت از شـاه هاروو انجام دادم.

76
00:06:17,501 --> 00:06:19,503
مایـل بودم زندگـی خودمو بدم.

77
00:06:19,587 --> 00:06:21,881
- بعـد چی اشتباه پیش رفت ؟
- اشتباه خودش بود.

78
00:06:21,964 --> 00:06:25,134
راه‌هـای خشن خودش بود که منو از کمـک کردن بهـش منصرف کرد.

79
00:06:25,217 --> 00:06:27,094
تو اونـو به خوبی من میشناخـتی

80
00:06:27,178 --> 00:06:30,181
غـرورش مهمتـر از زندگیـش بود.

81
00:06:30,765 --> 00:06:32,641
تو خودت این عاقـبتو میخواستی

82
00:06:32,725 --> 00:06:34,477
... چطـور جرئت میکـنی پیشنهاد بدی

83
00:06:35,061 --> 00:06:37,521
مـرگ اون فرصـتی بـرات ایجاد می کرد

84
00:06:37,605 --> 00:06:39,982
مـرگ اون قلبمـو شکوند

85
00:06:40,066 --> 00:06:42,985
بعـد بهش احتـرام بذار.
بچـه‌هاشو پیدا کن.

86
00:06:43,069 --> 00:06:46,447
اونـا رفتن آمایـا.
توسـط یک موون شـادو الف اسیر شدن.

87
00:06:46,530 --> 00:06:49,492
اگـه اونا هنـوز نمردن
پـس بزودی میمـیرن.

88
00:06:50,034 --> 00:06:52,244
این یـه زمانه بحـرانیه.

89
00:06:53,412 --> 00:06:59,418
یک تخـت خالی یک دیدگـاه ضعیفه
یک دعوتـیه‌ست برای نابودکـردنمون.

90
00:07:02,004 --> 00:07:05,007
ما بایـد از کاتیـلوس دفاع کنیم

91
00:07:05,090 --> 00:07:08,219
و تمـام قلمروی انسانـی علیـه چیزیه که داره فرا میـرسه.

92
00:07:08,761 --> 00:07:11,555
من از اونجـا میتونم به خودمون کمـک کنم.

93
00:07:13,098 --> 00:07:15,684
تو گمـون میکنی ک من دارم به یه فـرد فرصت طلـب تبدیل میـشم.

94
00:07:15,768 --> 00:07:18,896
امـا من نمیتـونم انگـیزه بیشتـری برای خودم نداشتـه باشم

95
00:07:18,979 --> 00:07:22,900
من خدمتـگذار کاتیـلوسم
! یک خدمتـگذار

96
00:07:24,193 --> 00:07:27,613
اون لباسـا به شدت برای یک خدمتگـذار فروتن خوبن ، وایـرن.

97
00:07:29,365 --> 00:07:31,033
تو منـو باور نداری.

98
00:07:31,784 --> 00:07:35,287
بعـد قبولش کن، بفـرما ، بشیـن.

99
00:07:35,371 --> 00:07:37,498
من ازت بعنـوان ملکـه مستعمـره حمایت میکنم.

100
00:07:38,082 --> 00:07:39,542
شـورای عالیـرو جمع میکنم

101
00:07:39,625 --> 00:07:43,295
و مـا بلافاصله دستورات‌رو به دیگر مستعمرات پادشـاهی میفرستیـم.

102
00:07:44,672 --> 00:07:48,259
تاج و تخـت خالی میمـونه تا وقتی که پسـرا پیدا شن.

103
00:08:01,897 --> 00:08:05,276
بیـت ، میدونی
قـرار نیست اون کـارو انجام بدی

104
00:08:05,859 --> 00:08:08,028
با آب بازی نـکن.

105
00:08:08,112 --> 00:08:11,115
بـیت عاشقـه آبه
ولـی باید ازش بتـرسه.

106
00:08:11,699 --> 00:08:12,992
میخوای بـدونی چرا اسمـش بیتـِه؟

107
00:08:13,075 --> 00:08:14,994
نَه واقعـا

108
00:08:15,077 --> 00:08:18,163
خب ، من بهـرحال بهت میگـم.
یجـورایی شوخی ماننـده ، بگمونم.

109
00:08:18,247 --> 00:08:22,376
وزغـای درخشان ؟
اونا ظاهـراً ... خوشمـزه‌ان.

110
00:08:23,836 --> 00:08:24,837
حال بـهم زن.

111
00:08:24,920 --> 00:08:28,173
ماهیگیـرای دریای عمـیق ازش برای گرفتـن ماهی‌ـای گنده و مثـل اون استفـاده میکنن.

112
00:08:28,257 --> 00:08:30,759
بخـاطر همینه اسمـش بیت شده.
فهمیـدی ؟

113
00:08:31,594 --> 00:08:33,429
این حسـه شوخ طبعیـه منه.

114
00:08:33,512 --> 00:08:35,264
بخاطـر همینه ما بایـد خیلی مراقب باشیـم

115
00:08:35,347 --> 00:08:36,682
که داخـل آب قرار نگیـره.

116
00:08:36,765 --> 00:08:40,561
بچـه‌ها ، اون نمیـدونه که چقـدر خوشمـزه‌ست ، پس ساکـت.

117
00:08:42,938 --> 00:08:45,357
و همینجـوریه که رشته فرنـگی اسمشو گرفـت.

118
00:09:46,335 --> 00:09:48,879
ممکنـه یک شمع روشن کـنم ؟

119
00:10:01,600 --> 00:10:02,768
حالت خوبـه ؟

120
00:10:03,143 --> 00:10:07,773
بایـد خیلی عجیب بـنظر برسه که هرطرفتو نگاه کـنی جادو باشه.

121
00:10:07,856 --> 00:10:11,985
عجیب نیست. در زیدیـا،
جادو تقریبـاً داخل همه چیز هسـت.

122
00:10:12,069 --> 00:10:15,739
، تفاوتـی نداره با حـرفی که زدی
هرکجـا که نگاه کنی؛ این طبیع‍ـتشه.

123
00:10:15,823 --> 00:10:20,035
این بخشـی از زبَری یا چیزای روحیه ، میدونی ؟

124
00:10:20,119 --> 00:10:23,038
نمیتونـم صبر کنم تا ببینمش.
خارق العـاده بنظر میرسه.

125
00:10:23,580 --> 00:10:25,874
آره ، آره.
همینجوره‌.

126
00:10:26,416 --> 00:10:28,669
دیدی ، داره جـواب میده ، درسته ؟
احساس نمیکنی یـذره بهتر شدی ؟

127
00:10:28,752 --> 00:10:31,004
خیلی خب ، سوال دوم

128
00:10:31,547 --> 00:10:32,923
خانواده‌ات چطـور هستن ؟

129
00:10:33,757 --> 00:10:35,634
- اونا مـردن
- اوه

130
00:10:36,385 --> 00:10:37,928
... رایلا ، قصـد نداشتم که

131
00:10:39,847 --> 00:10:40,848
اشکـالی نداره.

132
00:10:42,683 --> 00:10:45,727
، خب ، شایـد الان بهترین موقع نباشه که به زبون بیـارمش

133
00:10:45,811 --> 00:10:48,313
ولـی مطمئنی که از آب نمیتـرسی ؟

134
00:10:48,397 --> 00:10:49,565
با سوالات خسـته شدم

135
00:10:49,648 --> 00:10:52,568
... میـدونم، فقـط
آب قراره کـه ... نگاه کن!

136
00:10:55,195 --> 00:10:58,365
ازش مـیترسم. منو مریـض میکنه.
همـه‌جور حسـه بدیو داره.

137
00:10:59,491 --> 00:11:01,660
خیلی دیـر شده، صبـر کن.

138
00:11:15,716 --> 00:11:17,759
خواهـرت بهترش میکنه

139
00:11:19,052 --> 00:11:22,097
هاروو بهـم گفت که اون هیچوقت قـوی یا شجـاع

140
00:11:22,180 --> 00:11:24,141
کـه ملکه سارای باور داشت نبود.

141
00:11:24,224 --> 00:11:27,769
ولـی اون تلاش میکرد تا شجـاع‌تر و قـوی‌تر بشه

142
00:11:27,853 --> 00:11:30,355
تا با چیـزی که اون درش دیـده بود بتونه زندگی کنه.

143
00:11:32,482 --> 00:11:35,110
اون مـهربون و صـبور بود.

144
00:11:36,320 --> 00:11:38,780
مگـه اینکه، البته
تو آخـرین ژله ترششـو میگرفتی.

145
00:11:41,116 --> 00:11:43,702
من فقـط اون اشتباهو یکبـار انجام دادم.

146
00:11:45,996 --> 00:11:48,749
یک شیرینـی دوست و مشت آهـنین.

147
00:11:49,875 --> 00:11:53,754
ژنـرال آمایا، معذرت میخوام بخاطـر اتفاقـی که در اتاق پادشـاهی افتاد.

148
00:11:54,379 --> 00:11:56,173
بهـم کمک کردید که حقیقتو ببینم.

149
00:11:57,299 --> 00:11:59,217
و چـرا انقدر سخت بود؟

150
00:12:00,177 --> 00:12:05,515
من توسـط عشق ورزیدن به پادشـاهی و بشریت کور شده بودم.

151
00:12:07,434 --> 00:12:09,895
نگهبـانا، یه پسـر پایدار‌ رو آوردند ، سریعا.

152
00:12:10,437 --> 00:12:13,315
... من با یـه توده نر غول پیکـر مواجه شـدم

153
00:12:14,733 --> 00:12:15,734
انداختمـش

154
00:12:17,527 --> 00:12:19,196
شـاهزاده ها اول میان

155
00:12:19,279 --> 00:12:22,074
پیدا کردنشـون قطعا بالاتـرین اولویت

156
00:12:22,157 --> 00:12:24,993
- در پادشـاهیه کاتیلوسه.
- خوبـه.

157
00:12:25,535 --> 00:12:26,912
راه منـو میبینی.

158
00:12:28,372 --> 00:12:30,791
با یـه مهمـونیه رهایی هنگام غروب آفتـاب کنار میـرم.

159
00:12:31,583 --> 00:12:34,002
... البـته ، امـا اجازه بدید که ب‍ـپرسم

160
00:12:34,086 --> 00:12:35,629
چه اتفاقـی برای بـریچ می افته؟

161
00:12:36,713 --> 00:12:39,800
شما خـودتون گفتید
که چـقدر شرایط دشواره.

162
00:12:39,883 --> 00:12:42,427
بدون شما اونـجا فرمانـده‌ای قلعه وجود نداره

163
00:12:42,511 --> 00:12:45,680
باور دارید، از صـمیم قلبتون
که مرز ایستـادگی میکنه ؟

164
00:12:46,723 --> 00:12:48,141
منظـورتو برسون.

165
00:12:48,725 --> 00:12:52,145
اگـه بریـچ سقوط کنه،
دشمـنان به کاتیلوس سرازیر میشـن

166
00:12:52,229 --> 00:12:56,900
و من به سخـتی میتونم مرگ و خرابـی هایی رو تصـور کنم که بدنبـال خواهد داشت.

167
00:12:57,776 --> 00:12:59,444
بعـد چه پیشنهـادی میدی ؟

168
00:12:59,528 --> 00:13:03,907
شما به مـرز برمیگردید، سریـعا ایستادگی میکنید
اونجا جاییـه که خیلی بهش نیاز دارید.

169
00:13:03,990 --> 00:13:06,743
یـک فرقه از بهترین ما
بلافاصـله فرستاده میشه

170
00:13:06,827 --> 00:13:08,286
تا شاهـزاده هارو پیدا کنه.

171
00:13:08,370 --> 00:13:11,706
و درصورتـی که به اهداف من شک کردید

172
00:13:12,624 --> 00:13:15,794
فرزنـدان خودمو به وظیفه میگیـرم،
سورن و کلادیـا رو

173
00:13:15,877 --> 00:13:17,796
با رهبـریِ امـداد و نجـات

174
00:13:18,338 --> 00:13:20,632
من به اهـدافت شک دارم.

175
00:13:21,341 --> 00:13:25,345
من به بریـچ برمیگردم،
ولی بچـه‌هات نج‍ـات رو رهبری نمیکنن.

176
00:13:25,887 --> 00:13:27,848
... ماموریـت اخصاص داده میشه بـه

177
00:13:29,099 --> 00:13:30,350
فـرمانده گرن

178
00:13:31,143 --> 00:13:34,354
این ... اینـکه منم.
من فرمانـده گرنم.

179
00:13:51,830 --> 00:13:55,584
! بیـت ! برگـرد اینجا
دست و پازدن قورباغـه‌ای رو انجام بده.

180
00:14:04,467 --> 00:14:06,720
میـدونی که قرار نیست داخـل آب بری.

181
00:14:06,803 --> 00:14:11,349
میدونم ، درسته ؟ جورابام خیـس شدن.
! یـه فاجعـه

182
00:14:11,433 --> 00:14:13,143
! یـه فاجعه خیس

183
00:14:14,853 --> 00:14:17,105
آه‍ ، کالـوم ؟

184
00:14:20,734 --> 00:14:24,112
سلام طلسـم اقیانوس.
من هیچوقـت روشن شدنشو ندیده بودم.

185
00:14:26,656 --> 00:14:28,158
... صبر کن، چرا طلسـم اقیانوس باید

186
00:14:45,050 --> 00:14:49,804
- !بچـه‌ها ، پشت سرتون، بیت تو دردسـره
- چـی ؟

187
00:14:49,888 --> 00:14:51,931
! بیت به کمـک احتیاج داره

188
00:14:52,015 --> 00:14:53,266
بیت عطـسه میکنه ؟

189
00:14:53,350 --> 00:14:57,020
نه اون میـگه بیت بوی زانو میـده

190
00:14:57,103 --> 00:14:58,355
خب ، این معنیـو میده‌.

191
00:14:58,438 --> 00:14:59,356
! نـه

192
00:15:06,821 --> 00:15:08,406
این به عهـده منه ، نه؟

193
00:15:08,490 --> 00:15:10,283
البتـه که هست

194
00:15:23,505 --> 00:15:25,799
یه ایـده دارم.
! رایلا ، بپـر

195
00:15:25,882 --> 00:15:27,550
- ... ولی تو نمیدونـی که چجوری
- بپـر

196
00:15:48,655 --> 00:15:51,991
من دستوراتی رو به کرووس سپردم که شـاه هاروو درگذشـتِ.

197
00:15:52,951 --> 00:15:55,995
آیا لـرد وایرن آگاهه که
کرووس شاهـزاده‌هارو ردیابی میکنه ؟

198
00:15:56,830 --> 00:15:58,039
نه.

199
00:15:58,623 --> 00:16:00,417
به وایـرن اعتماد نکنید

200
00:16:00,500 --> 00:16:03,420
شایـد یک ماه از الان
شایـد یک سال

201
00:16:03,503 --> 00:16:06,047
ولـی اون از پشت بهتون خنجر میزنه.

202
00:16:07,841 --> 00:16:08,925
مراقب خواهم بود

203
00:16:24,357 --> 00:16:27,986
ازتون انتظـار دارم که وقتی شاهـزاده ها پیدا شن آگاه شید ، و در امان باشند.

204
00:16:28,069 --> 00:16:29,070
البتـه

205
00:16:31,156 --> 00:16:33,449
من بلافاصـله دستورات‌رو به بریـچ میفرستم.

206
00:16:38,454 --> 00:16:40,915
اوه گـرن،
خبرای بد.

207
00:16:40,999 --> 00:16:42,876
تغییـراتی در نقشه وجود داره

208
00:16:42,959 --> 00:16:45,962
درمـورد چی داری حرف میزنی ؟
درمـورد چی داره حرف میزنه ؟

209
00:16:46,045 --> 00:16:50,592
اوه ، من تصمیـم گرفتم که از ماموریت برکنارت کنم.
سورن امـدادو نجات رو رهبری میکنه.

210
00:16:50,675 --> 00:16:55,180
چـی ؟ ژنرال آمایا کاملا مشخـص کرد که من باید اینرو رهبری کنم.

211
00:16:55,263 --> 00:16:58,266
اوه ، شاید یه سوئتفـاهم پیش اومده باشه ؟

212
00:16:58,349 --> 00:17:01,311
سورن ، یه جلسـه برگزار کن برای فرمانده گرن و من

213
00:17:01,394 --> 00:17:04,230
تا درمورد نگرانی هاش بحث کنیم.

214
00:17:04,814 --> 00:17:06,441
جـایی ساکت

215
00:17:06,524 --> 00:17:08,526
میگی، دوروبر ساعت نُـه ؟

216
00:17:09,444 --> 00:17:13,031
بله ، خیلی خوبه.
ساعت نه وقته مناسبیه برای من.

217
00:17:13,615 --> 00:17:14,699
خیلی خـوبه.

218
00:17:16,409 --> 00:17:19,037
حـدس میزنم که فقط از ترسیدن ، میترسـم.

219
00:17:19,120 --> 00:17:20,622
خب ، این یجـورایی غیر مستقیمه.

220
00:17:20,705 --> 00:17:25,460
ولی، هی، شایان ذکـره که تو وحشت زده نمیشی از ترسیدن و ترس برداشتـن.

221
00:17:26,044 --> 00:17:27,170
عمیـقه.

222
00:17:27,253 --> 00:17:28,463
امـا احمقانه بود.

223
00:17:28,546 --> 00:17:29,672
اونا بـزدلن.

224
00:17:29,756 --> 00:17:31,174
منظورت چیـه؟

225
00:17:31,257 --> 00:17:34,969
خوانـوادم بخشی از یک نیروی نخبـه بودن،
گارد اژدهـا

226
00:17:35,053 --> 00:17:39,265
یازده جنگجـوی نخبه و ماهـر که برگـذیده میشن تا از تخم شاهـزاده اژدهـا محافظت کنن.

227
00:17:39,349 --> 00:17:41,017
پس اون تخـم بسیار کمیاب و نادره.

228
00:17:41,976 --> 00:17:44,604
امـا وقتی انسان ها اومدن و پادشاه اژدهارو کشـتن

229
00:17:44,687 --> 00:17:49,233
گـارد اژدها، خوانـوادم،
در انجـام وظیفشون شکست خوردن.

230
00:17:49,317 --> 00:17:52,737
اونا فـرار کردن
من خیلی خجـالت زده شدم.

231
00:17:53,988 --> 00:17:56,449
رایـلا، من واقعـا معذرت میخوام بخاطر کاری که انسانا انجـام دادن.

232
00:17:56,532 --> 00:17:58,660
حالا، این یه سفـر رستگاریه.

233
00:17:59,869 --> 00:18:01,996
دراین کنـار همیم.

234
00:18:03,873 --> 00:18:06,084
خب ، قضـیه ربان روی مچ دستت چیه ؟

235
00:18:06,167 --> 00:18:07,418
معـنی خاصی میده ؟

236
00:18:07,502 --> 00:18:08,920
... اوه ، آهـ

237
00:18:09,504 --> 00:18:11,881
نـه ، زینتیـه.

238
00:18:11,965 --> 00:18:13,049
زینتـیه ؟

239
00:18:13,132 --> 00:18:15,176
مـم، خیلی خب.

240
00:18:17,303 --> 00:18:20,932
پنـج دقیقه از نـه گذشت.
برای تردیـدهام عذرخواهی میکنم.

241
00:18:21,516 --> 00:18:22,934
فقـط پنج دقیقـه بود.

242
00:18:23,768 --> 00:18:26,187
پس، نگرانی‌هات چی هستن؟

243
00:18:26,270 --> 00:18:27,522
... خب

244
00:18:27,605 --> 00:18:28,981
شمـا ماموریت رو ازم گرفـتید.

245
00:18:29,065 --> 00:18:31,651
هـم ، اشاره شد.‌
ادامـه بده.

246
00:18:31,734 --> 00:18:35,154
منو تو این سیاه چـال انداختید.

247
00:18:35,780 --> 00:18:39,367
آه ، متوجـه‌ام.
چیز دیگـه‌ای نیست ؟

248
00:18:39,450 --> 00:18:43,329
آهـ، نه. ولی ... نه.
حدس میزنم هردوتاش مهمـترین بودن‌.

249
00:18:43,413 --> 00:18:46,290
ممنـونم. نظراتت هدیه هستن.

250
00:18:46,374 --> 00:18:49,585
... پـدر ، این درمورده زندانیـه دیگمونه

251
00:18:54,799 --> 00:18:56,676
اون هـنوز از خوردن امتناع میکـنه

252
00:18:57,760 --> 00:19:01,681
پس بذار گرسنـه بمونه.
