﻿1
00:00:27,736 --> 00:00:29,821
باورم نمیشه تونستم فقط
چند ثانیه نگهش دارم

2
00:00:30,739 --> 00:00:34,784
زیادی عجله کردم؟ باید
روش دیگه ایو انتخاب میکردم؟

3
00:00:35,785 --> 00:00:39,789
نه‏.‏ باید به این قدرت مسلط بشم

4
00:00:40,749 --> 00:00:43,793
فقط اینطوری میتونم از کسایی
که دوستشون دارم محافظت کنم

5
00:00:44,753 --> 00:00:47,714
تمام دلیلم برای برگشتن همینه

6
00:00:51,801 --> 00:00:54,721
درسته‏.‏ من ‏.‏‏.‏‏.‏

7
00:01:02,729 --> 00:01:03,772
من برگشتم خونه

8
00:01:05,774 --> 00:01:07,734
بو گند میدی‏!‏

9
00:02:41,953 --> 00:02:43,872
وووول نخور‏!‏

10
00:02:44,873 --> 00:02:48,877
نمیتونی این عمارت مجلل
رو با بوت به گند بکشی

11
00:02:50,837 --> 00:02:51,880
باید اعتراف کنم

12
00:02:51,880 --> 00:02:56,885
خانواده ی هلستیا خوب از مزایای
مؤسسه ی حراجی بهره میبرن

13
00:02:58,887 --> 00:02:59,888
استرس؟

14
00:03:00,847 --> 00:03:07,854
ارباب و خانم فقط میخواستن
اون بعنوان یه جادوگر بیدار بشه

15
00:03:07,896 --> 00:03:09,856
با اینکه خودشون جادوگر نبودن

16
00:03:10,940 --> 00:03:12,942
نمیتونم اینو از ذهنم بیرون کنم

17
00:03:15,862 --> 00:03:17,947
اوه‏،‏ ببخشید‏،‏ سیلوی
بذار خشکت کنم

18
00:03:22,869 --> 00:03:24,913
خب‏،‏ حالا خیلی تمییز شدی

19
00:03:24,913 --> 00:03:26,873
حالا دیگه ‏.‏‏.‏‏.‏

20
00:03:27,874 --> 00:03:29,876
نوبت نو نوار شدن خودته‏!‏

21
00:03:29,876 --> 00:03:30,919
آره‏!‏

22
00:03:37,926 --> 00:03:41,930
اوه خدا‏،‏ یه جواهر
کمیاب گیرم افتاده‏!‏

23
00:03:41,930 --> 00:03:43,932
میخوام از اینکار لذت ببرم

24
00:03:43,932 --> 00:03:45,934
یه جواهر کمیاب؟

25
00:03:45,934 --> 00:03:49,938
آروم باش‏.‏ یه استایل خفنی
بشی BTS بزنم یه پا

26
00:04:02,909 --> 00:04:05,828
خیلی عالی شدی‏،‏ عسلم‏!‏

27
00:04:05,828 --> 00:04:07,872
خیلی شیک و مرتب شدی‏،‏ برادر‏!‏

28
00:04:07,872 --> 00:04:09,916
همه ی اینکارا برای چیه؟

29
00:04:09,916 --> 00:04:14,837
داشتم فکر میکردم ببرمت
یه نگاهی به مؤسسه ی حراجیمون بندازی

30
00:04:14,837 --> 00:04:20,843
مؤسسه ی حراجی هلستیا اونقدر معتبره که
حتی اعضای خاندان سلطنتی هم با لباس مبدل میان اونجا‏!‏

31
00:04:20,843 --> 00:04:22,887
پس‏،‏ نمیتونستی با
قیافه ی عادی بری اونجا

32
00:04:22,929 --> 00:04:25,932
یعنی این اینقدر بد بود؟

33
00:04:26,849 --> 00:04:29,852
امروز‏،‏ قراره اطراف
شهر سایروس رو نشونت بدیم

34
00:04:29,894 --> 00:04:30,937
برادر‏!‏

35
00:04:31,938 --> 00:04:34,857
منو همراهی کن‏،‏ لطفاً

36
00:04:35,900 --> 00:04:37,902
باعث افتخارمه

37
00:04:38,820 --> 00:04:41,864
اون فقط درمورد من که
تازه برگشتم کنجکاوه

38
00:04:43,950 --> 00:04:45,910
درسته‏!‏

39
00:04:49,872 --> 00:04:51,916
خوشحالم لباسه بهت اومده

40
00:04:53,876 --> 00:04:55,837
تو هم چیزی انتخاب کردی؟

41
00:04:55,837 --> 00:04:58,881
آره‏.‏ ولی نه همه ی چیزا رو

42
00:05:33,333 --> 00:05:34,375
اونا کی بودن؟

43
00:05:34,375 --> 00:05:36,419
شاگردای آکادمی جادوی سایروس

44
00:05:37,378 --> 00:05:39,380
دردسرساز بنظر میان ‏.‏‏.‏‏.‏

45
00:05:39,380 --> 00:05:44,385
خب‏،‏ آره‏.‏ پوشیدن یکی از اون یونیفرما
عملاً مثل اینه که عضو خانواده ی سلطنتی باشی

46
00:05:45,345 --> 00:05:47,388
پس بهمین دلیل ‏.‏‏.‏‏.‏

47
00:05:50,350 --> 00:05:51,434
یه چیزی حس میکنم

48
00:05:57,357 --> 00:05:59,359
اونا هسته های هیولان

49
00:05:59,359 --> 00:06:01,402
هسته های هیولا؟

50
00:06:01,402 --> 00:06:05,406
درسته‏.‏ هسته های جادو از
هیولاهای مانا که گرفته میشه

51
00:06:05,406 --> 00:06:08,368
قدرت کسایی که نگهشون
دارن رو تقویت میکنن

52
00:06:09,369 --> 00:06:12,413
هسته های هیولا رو
میشه خرید و فروش کرد؟

53
00:06:12,413 --> 00:06:14,415
اوه‏،‏ نمیدونستی؟

54
00:06:14,415 --> 00:06:17,293
قبل از اینکه بتونیم به این مغازه
بیاریمش‏،‏ از هم جدا شدیم

55
00:06:17,335 --> 00:06:19,337
این درمورد الفها اینطوری نبود

56
00:06:20,338 --> 00:06:22,382
اثراتشون بسته به هسته متفاوته

57
00:06:22,382 --> 00:06:26,427
اگه این با اراده ی یه هیولا
همراه باشه‏،‏ 100سکه ی طلا ارزش داره

58
00:06:27,345 --> 00:06:28,429
100سکه ی طلا؟

59
00:06:28,429 --> 00:06:32,433
این پول برای 250 سال
زندگی تو روستامون کافیه

60
00:06:32,433 --> 00:06:34,394
250سال‏!‏؟

61
00:06:35,353 --> 00:06:39,357
یه تعدادیشون تو حراجی
به فروش گذاشته میشن

62
00:06:39,357 --> 00:06:41,401
من ترتیب همه چیزو میدم که
بتونی بررسیشون کنی‏،‏ آرتور

63
00:06:42,360 --> 00:06:43,361
باشه

64
00:06:43,444 --> 00:06:47,407
راستش الان از اراده ی
هیولایی که دارم راضیَم

65
00:06:48,366 --> 00:06:49,409
مامان ‏.‏‏.‏‏.‏

66
00:06:49,409 --> 00:06:52,370
مامان‏،‏ فکنم ‏.‏‏.‏‏.‏

67
00:06:52,370 --> 00:06:57,333
جوابم هنوز نه هست‏.‏ داشتن یه هسته ی هیولا
برای بیدار کردن جادوگریت یه میانبر نیس

68
00:06:57,333 --> 00:06:59,335
قبلاً درمورد این حرف زدیم

69
00:06:59,335 --> 00:07:00,378
اما ‏.‏‏.‏‏.‏

70
00:07:00,378 --> 00:07:05,383
علاوه بر این‏،‏ خرید چیزای
خیلی گرون برای یه بچه عقلانی نیس

71
00:07:05,383 --> 00:07:10,388
اما ‏.‏‏.‏‏.‏ فروشگاههای اسلحه ارزون ترن‏!‏
فقط میخوام امتحانش کنم

72
00:07:10,388 --> 00:07:13,433
نه‏.‏ درمورد این حرفامو زدیم

73
00:07:23,401 --> 00:07:29,407
از حرفاشون بنظر نمیاد مادرش
لیلیا رو تحت فشار گذاشته باشه

74
00:07:33,411 --> 00:07:38,416
پس‏،‏ یعنی انتظارات پدرش
داره اذیتش میکنه؟ یا شاید ‏.‏‏.‏‏.‏

75
00:07:39,417 --> 00:07:40,418
هی‏،‏ گوش ــــ

76
00:07:40,418 --> 00:07:41,419
هان؟

77
00:07:43,421 --> 00:07:44,422
اما کجا؟

78
00:08:00,354 --> 00:08:03,357
میتونستم با پول تو جیبیم اینو بخرم

79
00:08:03,357 --> 00:08:04,358
واقعاً میخوای بخریش؟

80
00:08:05,401 --> 00:08:07,403
آرتور؟ اینجا چیکار میکنی؟

81
00:08:07,403 --> 00:08:12,366
داشتن یه هسته ی هیولا تضمین
نمیکنه بتونی از جادو استفاده کنی

82
00:08:12,408 --> 00:08:14,410
مادرتم همینو بهت گفت

83
00:08:15,328 --> 00:08:17,330
تا سعی نکنیم اینو نمیفهمیم‏!‏

84
00:08:19,332 --> 00:08:20,374
سعی کنی و جواب نگیری چی؟

85
00:08:20,374 --> 00:08:23,377
من قبلاٌ چیزای مختلف
زیادی رو امتحان کردم‏!‏

86
00:08:23,377 --> 00:08:26,339
یه شکست دیگه
به جایی نمیخوره

87
00:08:26,339 --> 00:08:27,340
لیلیا ‏.‏‏.‏‏.‏

88
00:08:27,340 --> 00:08:29,383
تو خاصی‏،‏ پس نمیفهمی

89
00:08:30,343 --> 00:08:35,389
مهم نیس چقدر بخوام‏،‏ مامان بابام حتی
نمیذارن به یه هسته ی هیولا دست بزنم‏!‏

90
00:08:35,389 --> 00:08:40,353
که اینطور‏.‏ پس من دلیلیم
که اون داره این فشار رو احساس میکنه

91
00:08:41,354 --> 00:08:41,979
لیلیا‏،‏ بیا حرف بزنیم

92
00:08:46,484 --> 00:08:48,444
این فسقلی کیه؟

93
00:08:48,444 --> 00:08:50,488
عذرخواهی کردنت همین بود؟

94
00:08:50,488 --> 00:08:53,449
فکر میکنی با کی طرفی؟

95
00:08:53,449 --> 00:08:54,534
اون یونیفرما ‏.‏‏.‏‏.‏

96
00:08:54,534 --> 00:08:57,495
هی‏!‏ این سر صداها برا ــــ

97
00:08:58,538 --> 00:08:59,539
هان؟

98
00:08:59,539 --> 00:09:03,459
اوه‏،‏ چیزه ‏.‏‏.‏‏.‏ به کارتون برسین

99
00:09:03,501 --> 00:09:05,503
اون میگه میتونیم به کارمون برسیم

100
00:09:05,503 --> 00:09:09,465
خب‏،‏ چطور قراره خوش بگذرونیم؟

101
00:09:10,466 --> 00:09:12,468
دارن مزاحمت ایجاد میکنن

102
00:09:12,468 --> 00:09:15,513
حتی زحمت فرار به خودتون ندین‏!‏

103
00:09:15,513 --> 00:09:17,515
امیدوار بودم کار به
خشونت نکشه‏،‏ ولی ‏.‏‏.‏‏.‏

104
00:09:19,517 --> 00:09:21,477
دارین چیکار میکنین؟

105
00:09:21,519 --> 00:09:25,439
قدرتتونو غلاف کنین‏!‏ همین الان‏!‏

106
00:09:25,439 --> 00:09:26,524
تـ‏-‏تو کی باشی؟

107
00:09:26,524 --> 00:09:30,444
خانم‏،‏ اونا شاگردای آکادمی هستن‏!‏

108
00:09:30,444 --> 00:09:32,488
اگه ناراحتشون کنین
و روی فروشگاه من اثر بذاره ـــ

109
00:09:32,488 --> 00:09:34,490
تو نگران این موضوعی؟

110
00:09:34,532 --> 00:09:39,870
میدونی اگه بلایی سر دختر
هلستیا بیاد چی اتفاقی میوفته؟

111
00:09:39,870 --> 00:09:42,331
هلستیا‏!‏؟ از مؤسسه ی حراجی‏!‏؟

112
00:09:42,456 --> 00:09:43,541
هلستیا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ از مؤسسه ی حراجی؟

113
00:09:43,541 --> 00:09:46,544
اونا کمکهای مالی زیادی
به اکادمی میکنن

114
00:09:46,544 --> 00:09:48,546
اگه مدیر اینو بفهمه ‏.‏‏.‏‏.‏

115
00:09:49,463 --> 00:09:50,464
لعنتی

116
00:09:52,550 --> 00:09:55,511
کسی که جایگاهشو با
پول میخره بی فایدس‏!‏

117
00:10:00,099 --> 00:10:03,102
یه دعوا با شاگردای آکادمی‏!‏؟

118
00:10:03,102 --> 00:10:06,022
قبل از اینکه از کنترل
حارج بشن جلوشو گرفتم

119
00:10:06,022 --> 00:10:11,068
راستش ما بیشتر نگرانِ
اون شاگردا بودیم

120
00:10:11,068 --> 00:10:13,070
متأسفم‏،‏ بابا

121
00:10:14,071 --> 00:10:15,072
لیلیا ‏.‏‏.‏‏.‏

122
00:10:16,115 --> 00:10:20,119
نگران نباش‏.‏ این یه مسئله ی بی اهمیته

123
00:10:21,037 --> 00:10:27,084
تو هم همینطور‏،‏ آرتور‏.‏ اگه تصمیم
داری تو آکادمی ثبت نام کنی مشکلی نیس

124
00:10:27,084 --> 00:10:28,085
خیالت راحت باشه

125
00:10:28,127 --> 00:10:30,129
راستش واقعاً تصمیم نگرفتم ‏.‏‏.‏‏.‏

126
00:10:30,129 --> 00:10:34,050
ما کمکای مالی خیلی
زیادی به آکادمی کردیم

127
00:10:34,050 --> 00:10:37,053
حادثه ای مثل این روی
شما هیچ تأثیری نمیذاره

128
00:10:37,136 --> 00:10:44,101
داری میگی میخوای آرتور رو جای
من به آکادمی بفرستی‏،‏ بابا؟

129
00:10:44,101 --> 00:10:45,061
چی؟

130
00:10:45,102 --> 00:10:47,063
معلومه که نه

131
00:10:47,063 --> 00:10:51,067
چون‏،‏ بعداز تمام اینا‏،‏
هنوز نمیتونم از جادو استفاده کنم

132
00:10:51,067 --> 00:10:55,112
پس میخوای آرتور رو جای
من بفرستی‏،‏ درسته؟

133
00:10:55,112 --> 00:10:58,115
چی داری میگی لیلیا؟ آروم باش

134
00:10:59,033 --> 00:11:01,035
ازت متنفرم‏،‏ بابا

135
00:11:01,077 --> 00:11:04,038
از تو هم همینطور‏،‏ آرتور‏!‏

136
00:11:09,085 --> 00:11:12,046
لیلیا‏،‏ وقت ناهاره

137
00:11:15,091 --> 00:11:17,093
لیلیا‏،‏ من ‏.‏‏.‏‏.‏

138
00:11:26,102 --> 00:11:28,020
آکادمی؟

139
00:11:28,062 --> 00:11:32,066
درسته‏.‏ این مدرسه ایه که وقتی
بزرگ شدی واردش میشی

140
00:11:32,066 --> 00:11:34,068
این یه مدرسه برای جادوگراس

141
00:11:35,111 --> 00:11:38,072
میخوام یه جادوگر بشم‏!‏

142
00:11:41,117 --> 00:11:45,079
کِی جادوم بیدار میشه؟

143
00:11:46,038 --> 00:11:50,084
لازم نیس عجله کنی
این برای سِن تو طبیعیه

144
00:11:51,502 --> 00:11:52,503
آرتور ‏.‏‏.‏‏.‏

145
00:11:53,462 --> 00:11:55,506
مامان بابات نگرانتن

146
00:12:00,511 --> 00:12:02,513
لیلیا ‏.‏‏.‏‏.‏ من متأسفم ــــ

147
00:12:03,514 --> 00:12:06,517
گاهی ناخواسته عذرخواهی متکبرانه بنظر میاد

148
00:12:06,517 --> 00:12:11,480
حتی اگه چنین منظوری نباشه ولی من
اون آدم با استعدادیم که با یه دختر عادی حرف میزنه

149
00:12:12,523 --> 00:12:14,483
متأسفم‏،‏ آرتور

150
00:12:15,526 --> 00:12:18,529
بهت حسادت کردم

151
00:12:20,448 --> 00:12:23,492
یهویی از نا کجا آباد اومدی
و قدرت شگفت انگیزی داشتی ‏.‏‏.‏‏.‏

152
00:12:23,534 --> 00:12:26,537
و تمام توجه پدرمو جلب کردی

153
00:12:26,537 --> 00:12:27,580
این حقیقت نداره‏!‏

154
00:12:27,580 --> 00:12:28,539
متأسفم

155
00:12:29,540 --> 00:12:33,502
تقصیر خودمه که جادوم بیدار نشده
و مهم نیس چقدر زمان میگذره

156
00:12:34,503 --> 00:12:38,466
مطمئنم مامان و بابامم ازم خسته شدن

157
00:12:40,468 --> 00:12:43,554
من این حسو میدونم

158
00:12:44,513 --> 00:12:51,520
حس سرد فرو رفتن توی
تاریکیِ پشیمونی و عذاب وجدان

159
00:12:52,521 --> 00:12:53,522
میدونم چیکار باید بکنم

160
00:12:56,525 --> 00:12:58,486
آرتور؟

161
00:12:58,486 --> 00:13:00,488
تو باید بهتر بدونی‏!‏

162
00:13:00,529 --> 00:13:06,452
حتی میتونم بفهمم چقدر
داری سخت تلاش میکنی‏،‏ لیلیا

163
00:13:08,496 --> 00:13:14,460
وقتی از والدینم جدا شده بودم‏،‏
یه دختری بود که اینطوری تشویقم کرد

164
00:13:22,510 --> 00:13:23,511
قشنگه ‏.‏‏.‏‏.‏

165
00:13:24,470 --> 00:13:26,514
اون دختر اینا رو یادم داد

166
00:13:26,555 --> 00:13:29,475
اونا گلهای مورد علاقمن

167
00:13:29,517 --> 00:13:35,481
لیلیا‏،‏ مامان بابات میدونن
چقدر سخت تلاش میکنی

168
00:13:35,523 --> 00:13:38,526
درمورد انتظارات پدرت از من‏،‏ خب ‏.‏‏.‏‏.‏

169
00:13:40,528 --> 00:13:45,491
این درست مثل الناس‏!‏ اون فقط چون یهویی
از ناکجا آباد اومدم درموردم کنجکاوه

170
00:13:50,538 --> 00:13:56,460
بابا میخواد من یه جادوگر بشم
چون میخواد خوشحال باشم

171
00:13:56,502 --> 00:13:59,505
بهمین دلیله که به آکادمی
کمکای مالی میکنه

172
00:14:00,464 --> 00:14:03,509
ولی آخرش من کسی هستم که
اینقدر به خودم فشار آوردم

173
00:14:03,551 --> 00:14:05,469
که اینطور

174
00:14:05,469 --> 00:14:07,513
احساس فشار روی خودش؟

175
00:14:07,513 --> 00:14:09,557
نه‏،‏ اینقدرام ساده نیس

176
00:14:10,516 --> 00:14:12,560
هرچی بیشتر وینسنت به
دخترش توجه میکنه

177
00:14:12,560 --> 00:14:15,563
دیگران از لیلیا انتظارات بیشتری دارن

178
00:14:15,563 --> 00:14:16,522
نتیجه واضحه

179
00:14:18,482 --> 00:14:19,483
پس‏،‏ بهترین چیز برای اینکار ‏.‏‏.‏‏.‏

180
00:14:19,567 --> 00:14:24,488
لیلیا‏،‏ واقعاً میخوای بتونی
از جادو استفاده کنی؟

181
00:14:24,530 --> 00:14:25,489
هان؟

182
00:14:26,532 --> 00:14:28,450
چی‏!‏؟

183
00:14:28,450 --> 00:14:32,496
لیلیا از خونه رفت‏!‏؟
چی داری میگی آرتور‏!‏؟

184
00:14:32,496 --> 00:14:33,539
لطفاً‏،‏ توضیح بده‏!‏

185
00:14:34,498 --> 00:14:37,459
داره روی بیداریِ جادوش کار میکنه

186
00:14:37,501 --> 00:14:41,547
فرستادمش جایی که قبلاً
بودم‏،‏ که بتونه تمرین کنه

187
00:14:41,547 --> 00:14:43,507
تمرین؟

188
00:14:43,507 --> 00:14:45,509
جایی که قبلاً بودی؟

189
00:14:46,468 --> 00:14:50,472
نگران نباشین‏.‏ اونجا عالیه
بهتون اطمینان میدم

190
00:14:50,472 --> 00:14:52,474
واقعاً مسئله این نیس‏!‏

191
00:14:52,474 --> 00:14:54,518
چرا او بدون اینکه از
ما بپرسی اینکارو کردی‏!‏؟

192
00:14:54,518 --> 00:14:56,520
این چیزیه که اون میخواد

193
00:14:57,521 --> 00:15:00,524
اون گفت اگه اول با شما
حرف میزد‏،‏ قبول نمیکردین

194
00:15:09,325 --> 00:15:13,329
‏"‏با اینکه ممکنه این سالها طول بکشه‏،‏
قول میدم یه جادوگر بی نظیر بشم‏،‏

195
00:15:13,329 --> 00:15:15,331
و بعد پیشتون برمیگردم‏"‏

196
00:15:16,290 --> 00:15:17,374
‏"‏لطفاً‏،‏ سلامت باشین‏"‏

197
00:15:19,335 --> 00:15:20,336
اما این ‏.‏‏.‏‏.‏

198
00:15:24,340 --> 00:15:28,344
من ‏.‏‏.‏‏.‏ من یه احمق بودم

199
00:15:29,345 --> 00:15:34,350
خودمو متقاعد کردم که
جادوگر شدن اونو خوشحال میکنه

200
00:15:36,310 --> 00:15:38,354
اون نیازی نداره یه جادوگر بشه

201
00:15:39,313 --> 00:15:44,276
حتی بدون جادو‏،‏ لیلیا هنوز
دخترمه و دوستش دارم‏!‏

202
00:15:47,321 --> 00:15:48,364
اینو شنیدی‏،‏ لیلیا؟

203
00:15:51,784 --> 00:15:52,826
لیلیا‏!‏؟

204
00:15:54,828 --> 00:15:56,872
دیدی؟ درست همونطور که بهت گفتم

205
00:15:57,831 --> 00:15:59,833
اینجا چه خبره؟

206
00:15:59,875 --> 00:16:03,796
مامان‏،‏ بابا‏،‏ ببخشید که دروغ گفتم

207
00:16:03,796 --> 00:16:06,799
نه‏.‏ من باید عذرخواهی کنم

208
00:16:06,840 --> 00:16:08,801
منو بابت اینکار ببخشید

209
00:16:09,802 --> 00:16:14,807
میدونم از دست دادن فرزند برای
یه پدر و مادر دردش از مرگ بدتره

210
00:16:14,848 --> 00:16:19,812
مخصوصاً که من با دلیل مشابهی
باعث رنج والدینم شدم

211
00:16:20,813 --> 00:16:21,855
آرتور ‏.‏‏.‏‏.‏

212
00:16:21,855 --> 00:16:26,777
میدونم آزمایش کردن شما
به همون روش قابل سرزنشه

213
00:16:26,860 --> 00:16:27,861
اما ‏.‏‏.‏‏.‏

214
00:16:28,779 --> 00:16:31,865
نه‏،‏ اشکالی نداره
من مسئول تمام اینام

215
00:16:34,868 --> 00:16:40,833
بی فکری کردم‏.‏ سعی کردم پسرتو که بالاخره
به خونه برگشته به آکادمی بفرستم

216
00:16:40,833 --> 00:16:41,834
من ‏.‏‏.‏‏.‏

217
00:16:42,835 --> 00:16:46,880
رینولد‏،‏ آلیس‏،‏ لطفاً
عذرخواهی منو بپذیرید

218
00:16:49,800 --> 00:16:53,846
تو هم همینطور‏،‏ لیلیا‏.‏ اجباری
نیس که به آکادمی بری

219
00:16:54,805 --> 00:16:59,810
حتی اگه یه جادوگر نیستی
قول میدم تو رو خوشحال کنم

220
00:17:00,769 --> 00:17:01,770
بابا ‏.‏‏.‏‏.‏

221
00:17:02,813 --> 00:17:05,858
نه‏،‏ من هنوز میخوام به آکادمی برم

222
00:17:06,817 --> 00:17:10,821
حتی اگه فوری نتونم‏،‏ میخوام
یاد بگیرم چطور از جادو استفاده کنم

223
00:17:10,863 --> 00:17:16,869
منم میخوام از اون جادوگرایی بشم که
بتونم دیگرانو خوشحال کنم

224
00:17:17,828 --> 00:17:18,871
مثل آرتور

225
00:17:20,372 --> 00:17:23,375
من مانای لیلیا رو بیدار میکنم

226
00:17:29,339 --> 00:17:32,426
من مثل تو قوی میشم‏،‏ برادر؟

227
00:17:32,426 --> 00:17:33,427
حتماً

228
00:17:33,427 --> 00:17:37,389
میدونم آرتور فقط میخواد کمک کنه
و اون فوق العاده با استعداده

229
00:17:38,348 --> 00:17:40,392
ولی من هیچوقت چیزی
مثل اینو نشنیدم

230
00:17:40,434 --> 00:17:43,353
قدم اول شامل تنفس شما میشه

231
00:17:43,353 --> 00:17:44,396
تنفس؟

232
00:17:44,438 --> 00:17:49,401
وقتی بطور پیوسته و منظم نفس
میکشید‏،‏ مانا واکنش قوی نشون میده

233
00:17:50,402 --> 00:17:53,363
امیدوارم بتونم این حس رو
بهشون منتقل کنم

234
00:17:53,447 --> 00:17:57,785
نفس عمیق بکشین
و بعد به آرومی بدین بیرون

235
00:17:58,368 --> 00:18:01,413
نفس عمیف‏،‏ و آروم بدین بیرون ‏.‏‏.‏‏.‏

236
00:18:02,456 --> 00:18:04,416
حالا چشماتونو ببندین

237
00:18:05,375 --> 00:18:08,378
تنفس رو تا وقتی بتونین نوری
رو توی تاریکی ظاهر کنین ادامه بدین

238
00:18:17,429 --> 00:18:19,431
نور قشنگیه‏!‏

239
00:18:19,431 --> 00:18:22,392
اوه‏،‏ ولی از بین رفت ‏.‏‏.‏‏.‏

240
00:18:22,392 --> 00:18:24,436
بخاطر اینکه تنفستو بهم زدی

241
00:18:27,439 --> 00:18:30,442
من هنوز چیزی نمیتونم ببینم‏.‏ چرا؟

242
00:18:30,442 --> 00:18:34,363
عجله نکن‏.‏ فقط به تنفس ادامه بده

243
00:18:34,404 --> 00:18:37,366
اگه تئوری من درست باشه ‏.‏‏.‏‏.‏

244
00:18:38,408 --> 00:18:46,375
لیلیا‏،‏ النا‏،‏ ممکنه یکم احساس گرما کنین
ولی فقط جوری که یادتون دادم به تنفس ادامه بدین

245
00:18:50,170 --> 00:18:51,171
قشنگه ‏.‏‏.‏‏.‏

246
00:18:53,132 --> 00:18:55,134
این نور ملایمه

247
00:18:55,175 --> 00:18:56,176
لیلیا؟

248
00:18:58,095 --> 00:19:01,181
این مثل گُلیه که آرتور نشونم داد

249
00:19:05,269 --> 00:19:08,313
خیلی برات خوشحالم‏،‏ خانم لیلیا‏!‏

250
00:19:08,313 --> 00:19:10,232
ممنون

251
00:19:11,275 --> 00:19:15,237
برای جشن گرفتن‏،‏ مقداری
اُردک با روغن فراوون روش‏!‏

252
00:19:15,237 --> 00:19:18,282
امروز هرچی میخوای بخور‏!‏

253
00:19:18,282 --> 00:19:19,241
باشه‏!‏

254
00:19:19,283 --> 00:19:23,287
ممکنه 2‏-‏3سال طول بکشه
تا این قدرت تثبیت بشه

255
00:19:23,328 --> 00:19:26,248
کار زیاد میبره ولی
هر روز ادامش بده

256
00:19:26,290 --> 00:19:29,293
نمیدونم چجور عنصری رو
میتونم استفاده کنم

257
00:19:32,296 --> 00:19:33,297
هی‏!‏

258
00:21:14,231 --> 00:21:16,233
مؤسسه ی حراجی؟

259
00:21:17,234 --> 00:21:20,279
نمیدونم اونجا چیز
جالبی هست یا نه
