﻿1
00:00:04,462 --> 00:00:07,465
!انسان کثافت
کی گفته حق اومدن به اینجا رو داری؟

2
00:00:07,507 --> 00:00:12,429
اوضاع خیته. این طبیعی که تِسیا
.به سرزمین الف‌ها بر میگرده

3
00:00:12,470 --> 00:00:15,473
بخاطره اینکه خیلی معصوم
.بود گاردم رو پایین آوردم

4
00:00:15,473 --> 00:00:16,516
داره چیکار میکنه؟

5
00:00:18,518 --> 00:00:20,437
!تـ ـــ تسیا

6
00:00:24,441 --> 00:00:25,442
!بکشینش

7
00:00:25,483 --> 00:00:29,446
.که اینطور. فراموش کرده بودم

8
00:00:29,487 --> 00:00:32,449
...هی، تمام این مدت داشتم فکر میکردم

9
00:00:33,450 --> 00:00:36,453
ما خیلی بهم نزدیک شدیم، نه؟

10
00:00:36,453 --> 00:00:41,416
پس اشکالی نداره اگه بهت "آرت" بگم، مثل دوست‌ها؟

11
00:00:41,499 --> 00:00:45,462
.فقط با همون حرف‌ها بهش اعتماد کردم
.باید بهتر فکر میکردم

12
00:00:52,469 --> 00:00:56,431
خیلی خوب میدونم که
.اون حالت چقدر پوچِ

13
00:00:57,515 --> 00:00:59,434
!انسان رو بکشین

14
00:01:00,477 --> 00:01:03,480
!وایستین! به آرت کاری نداشته باشین

15
00:01:03,480 --> 00:01:07,442
اون خطرناکه! اون یکی
!از اون انسان‌های وحشیِ

16
00:01:07,442 --> 00:01:12,489
آرت خطرناک نیست! اون
!منو نجات داده! حالا، زودباشین آزادش کنین

17
00:01:13,490 --> 00:01:18,495
ای انسان بدبخت فاسد! تظاهر کردی که داری بهش
!کمک میکنی تا شست و شوی مغزیش بدی!؟ تقاصش رو پس میدی

18
00:01:20,455 --> 00:01:21,498
.بسه دیگه

19
00:01:27,504 --> 00:01:31,508
.اون انسان رو آزاد کنین، همین الان

20
00:01:31,508 --> 00:01:32,467
!چشم

21
00:01:37,472 --> 00:01:38,515
!آرت، حالت خوبه؟

22
00:01:39,516 --> 00:01:43,436
!شما همه‌ـتون خیلی بدین! آرت آدم بدی نیست

23
00:01:43,520 --> 00:01:51,444
پرنسس گمشده با یه انسان وحشی
دوباره برگشته. انتظار داری چیکار کنن؟

24
00:01:51,444 --> 00:01:52,487
...بابابزرگ

25
00:01:52,487 --> 00:01:54,447
بابابزرگ؟

26
00:01:54,447 --> 00:01:59,410
بنده حاکم سابق پادشاهی
.النور، ویریون ارالیث هستم

27
00:01:59,452 --> 00:02:03,456
بخاطره کمکی که به نوه‌ـم

28
00:02:03,456 --> 00:02:05,416
.پرنسس النور، تسیا کردی ازت ممنونم

29
00:02:06,459 --> 00:02:07,460
پرنسس؟

30
00:02:11,464 --> 00:02:12,465
...پرنسس

31
00:02:14,467 --> 00:02:16,469
!پرنسس؟

32
00:03:45,099 --> 00:03:50,062
#5 شاهپاد نآزمو

33
00:03:51,063 --> 00:03:52,106
یه پرنسس؟

34
00:03:54,108 --> 00:03:56,110
تو بهش نگفتی، تسیا؟

35
00:03:56,152 --> 00:03:59,071
هاه... نگفتم؟

36
00:03:59,071 --> 00:04:00,114
منظورت از "نگفتم؟" چیه؟

37
00:04:01,073 --> 00:04:04,118
هیچ چیزی در موردش حتی
...کوچیک‌ـترین تصوری در مورد اینکه اون

38
00:04:05,036 --> 00:04:06,037
!تسیا

39
00:04:06,120 --> 00:04:08,039
!تسیا

40
00:04:09,081 --> 00:04:12,043
!بابا! مامان

41
00:04:12,084 --> 00:04:13,085
!تسیا

42
00:04:13,085 --> 00:04:14,128
.خداروشکر سالمی

43
00:04:14,128 --> 00:04:17,131
!خیلی دلم براتون تنگ شده بود! بابایی! مامانی

44
00:04:19,050 --> 00:04:23,137
اینطوری، اونها میشن پادشاه
.و ملکه پادشاهی النور

45
00:04:26,057 --> 00:04:28,100
چرا بین ما یه انسان هست؟

46
00:04:28,142 --> 00:04:32,146
!و شما نگهبان‌ها دارین چه غلطی میکنین؟
!سریعاً دستگیرش کنین

47
00:04:33,064 --> 00:04:34,065
...قربان

48
00:04:34,065 --> 00:04:35,149
.من جلوشون رو گرفتم

49
00:04:36,067 --> 00:04:41,113
چه وحشی باشه چه نباشه، این پسر
.تسیا رو نجات داده و پیش ما آوردتش

50
00:04:41,113 --> 00:04:44,116
فکر نکنم شایستگی یه اعدام
.بدون محاکمه رو داشته باشه

51
00:04:44,158 --> 00:04:49,121
!درسته! آرت منو نجات داده
!باهاش بد رفتاری نکنین

52
00:04:49,121 --> 00:04:51,082
...اما

53
00:04:51,123 --> 00:04:56,712
،گفتم "نه"، باشه!؟ آرت جونم رو نجات داده
!پس باید توی قلعه ازش پذیرایی کنیم

54
00:04:58,047 --> 00:05:00,132
!یـ ـــ یه انسان... توی قلعه‌ـمون؟

55
00:05:00,132 --> 00:05:06,055
بیا، آرت! همه غذاهای موردعلاقم
رو با هم بخوریم! باشه؟

56
00:05:06,055 --> 00:05:07,098
...باشه، اما

57
00:05:07,098 --> 00:05:09,058
اشکالی نداری، نه، بابا؟

58
00:05:10,101 --> 00:05:11,102
.گمونم نه

59
00:05:11,102 --> 00:05:13,062
!ایول

60
00:05:14,063 --> 00:05:15,106
.پسرک

61
00:05:16,107 --> 00:05:19,068
.بعداً با هم حرف میزنیم

62
00:05:21,112 --> 00:05:22,113
این چیه دیگه؟

63
00:05:23,072 --> 00:05:25,116
این... قدرت غیرقابل درکی که حس میکنم؟

64
00:05:27,118 --> 00:05:29,078
!آرت، از اینطرف

65
00:05:29,120 --> 00:05:31,080
!یه لحظه

66
00:05:36,085 --> 00:05:37,128
!زودباش، زودباش

67
00:05:37,128 --> 00:05:39,130
!نیاز نیستی منو بِکشی

68
00:05:44,051 --> 00:05:47,138
،پس اینجا پادشاهی النورِ
.خونه‌ی الف‌ها

69
00:05:57,148 --> 00:05:59,066
...خارق العاده‌ست

70
00:06:12,079 --> 00:06:14,040
.کتاب‌هایی که خوندم دقیق بودن

71
00:06:14,081 --> 00:06:18,127
بنظر میرسه انسان‌ها و الف‌ها
،بدجور با هم خصومت دارن

72
00:06:18,127 --> 00:06:20,046
.به لطف درگیری‌های قدیم

73
00:06:20,129 --> 00:06:25,092
با توجه به اینکه میتونم چنین
.تمدن منحصر به فردی رو با چشای خودم ببینم، باورش سخته

74
00:06:29,096 --> 00:06:31,098
.اونم خیلی منحصر به فرده

75
00:06:32,099 --> 00:06:36,062
هنوز دارم به اون حالتی
...که تسیا قبل‌ـتر به خودش گرفته بود فکر میکنم

76
00:06:38,105 --> 00:06:39,106
!تـ ـــ تسیا

77
00:06:48,074 --> 00:06:49,116
منظورش چی بود؟

78
00:06:50,117 --> 00:06:51,118
.نمیدونم

79
00:06:52,161 --> 00:06:54,080
.علت این درد رو هم نمیدونم

80
00:06:55,164 --> 00:06:59,126
در هر صورت، دیگه نباید
.اونطوری گاردم رو پایین بیارم

81
00:07:10,095 --> 00:07:12,139
باعث خوشحالی که شما
.برگشتین، تسیا-ساما

82
00:07:12,139 --> 00:07:14,099
!برگشتم

83
00:07:14,099 --> 00:07:20,064
الان که اینجام، ازتون میخوام که
!با نجات دهنده‌ـم بهترین رفتار ممکن رو داشته باشین

84
00:07:20,105 --> 00:07:23,108
.مشکلی نیست! آرت آدم بدی نیست

85
00:07:23,108 --> 00:07:25,778
واقعاً نمیدونم انتظار داری
.به اون توضیح‌ـت چه واکنشی بدن

86
00:07:26,111 --> 00:07:30,032
اشکالی نداره اگر توضیح
بدم چیشد که به اینجا رسیدیم؟

87
00:07:35,079 --> 00:07:38,082
.خیله خب بگو

88
00:07:44,088 --> 00:07:47,091
اشکالی... نداره که پرنسس هم حضور داره؟

89
00:07:47,091 --> 00:07:48,133
!معلومه که هست

90
00:07:49,051 --> 00:07:50,052
معلومه که هست؟

91
00:07:51,053 --> 00:07:55,057
وایستا ببینم، چرا تو تنها کسی
!هستی که وایستادی، آرت؟ بشین

92
00:07:55,057 --> 00:07:56,141
...اه، مطمئن نیستم که باید

93
00:07:59,144 --> 00:08:01,021
.خیله خب پس

94
00:08:02,022 --> 00:08:06,110
راستی، اگه قراره صحبت کنیم، باید
!چایی و خوراکی هم بخوریم! چه فکر خوبی

95
00:08:09,113 --> 00:08:10,155
و اینم مشکلی نداره؟

96
00:08:12,074 --> 00:08:14,076
واقعا؟

97
00:08:18,038 --> 00:08:19,123
...یه بار دیگه شروع میکنم، از اول

98
00:08:20,082 --> 00:08:26,088
من پدر تسیا و حاکم
.حال حاضره پادشاهی النور، آلدیون ارالیث هستم

99
00:08:27,089 --> 00:08:32,052
،ایشون همسر بنده، مادر تسیا
.ملکه مِریال ارالیث

100
00:08:32,094 --> 00:08:33,095
...و ایشون

101
00:08:33,095 --> 00:08:37,099
.پادشاه سابق پادشاهی النور، ویریون ارالیث

102
00:08:38,058 --> 00:08:40,060
.بنده آرتور لِیوین هستم

103
00:08:40,102 --> 00:08:43,105
.اهل یه شهر کوچیک توی پادشاهی ساپین هستم

104
00:08:44,064 --> 00:08:46,066
معمولاً با این وضعیتم

105
00:08:46,066 --> 00:08:51,071
،نمیتونم حتی یه پادشاه رو ببینم
،چه برسه به پادشاه الف‌ها

106
00:08:51,071 --> 00:08:55,034
و بخاطره این فرصت
.واقعاً مفتخرم

107
00:08:56,076 --> 00:09:00,122
،به عنوان کسی که از یه منطقه‌ی کم برخورداره
.به اندازه کافی تحصیل کرده هستی

108
00:09:01,040 --> 00:09:03,042
،مقدمه یکمی زیادی بود

109
00:09:03,042 --> 00:09:06,045
،اما اگه باهام مثل یه بچه رفتار کنن
.این بحث به جایی نمیکشه

110
00:09:07,046 --> 00:09:08,130
.خب، بهم بگو چیشد

111
00:09:08,130 --> 00:09:09,089
.چشم

112
00:09:10,090 --> 00:09:15,054
بهشون توضیح دادم که چطور
،بخاطره کمین راهزن‌ها از خانواده‌ـم جدا شدم

113
00:09:15,054 --> 00:09:17,056
.در حالی که جزئیات خاصی رو نگفتم

114
00:09:17,097 --> 00:09:20,059
دروغی نگفتم، اما از اونور
.تمام حقیقت رو هم نگفتم

115
00:09:20,100 --> 00:09:26,065
،وقتی به جایه ملاقاتم با تسیا رسیدم
.حال و هوای اتاق به شدت تغییر کرد

116
00:09:27,066 --> 00:09:28,108
!برده‌دارها؟

117
00:09:29,026 --> 00:09:31,111
پس انسان‌های وحشی
!پشت این قضیه بودن

118
00:09:31,111 --> 00:09:35,074
،با عرض پوزش اعلیحضرت

119
00:09:35,074 --> 00:09:38,118
باید قاچاقچی‌های برده رو با کل نژاد انسان‌ها یکی نکنن

120
00:09:38,118 --> 00:09:40,037
چی؟

121
00:09:40,037 --> 00:09:47,086
.پس، تو دیدی که اون برده‌دارها تسیا رو دزدیدن
تو چیکار کردی، به عنوان یه بچه، که نجاتش بدی؟

122
00:09:47,086 --> 00:09:51,131
باهاشون معامله کنی؟ بهشون برای آزادیش التماس کنی؟

123
00:09:52,049 --> 00:09:54,134
.هیچکدوم، برد ویریون

124
00:09:55,094 --> 00:09:58,138
.در حالی که یه بچه‌ـم، یه جادوگر هم هستم

125
00:09:58,138 --> 00:10:02,101
و داری میگی که یه بچه‌ی جادوگر
برای مقابله با این برده‌دارها و

126
00:10:02,101 --> 00:10:04,144
نجات دادن تسیا کافی بوده؟

127
00:10:04,144 --> 00:10:06,105
.درسته

128
00:10:06,146 --> 00:10:09,108
!پس تو واقعاً شکست‌شون دادی

129
00:10:09,108 --> 00:10:11,110
...از تمام مزخرفات مسخره

130
00:10:11,110 --> 00:10:14,071
یه بچه مثل تو چیکار میتونه بکنه؟

131
00:10:14,071 --> 00:10:16,115
من مطمئنم وقتی که پرنسس
تسیا گمشده بوده تو اونو فریب دادی

132
00:10:16,115 --> 00:10:18,117
!تا به پادشاهی ما نفوذ کنی

133
00:10:19,076 --> 00:10:20,077
.بس کن

134
00:10:20,077 --> 00:10:21,078
...اما، قربان

135
00:10:21,078 --> 00:10:23,080
.دوباره حرفم رو تکرار نمیکنم

136
00:10:23,080 --> 00:10:25,040
.شمشیرت رو بیار پایین

137
00:10:27,084 --> 00:10:32,130
آرت دروغ نمیگه! منو واقعاً
!چنتا مرد بد گرفته بودن

138
00:10:32,130 --> 00:10:35,050
!تازه شنیدم میخواستن منو بفروشن

139
00:10:35,092 --> 00:10:36,093
!یکی لطفاً کمک کنه

140
00:10:36,093 --> 00:10:38,053
.خفه‌ـش کنین

141
00:10:42,057 --> 00:10:43,141
.هی، رئیس

142
00:10:43,141 --> 00:10:46,103
دخترهای الف خیلی قیمت‌ بالایی دارن، نه؟

143
00:10:46,103 --> 00:10:49,106
.آره، باهاش یه پول حسابی میزنیم به جیب

144
00:10:49,106 --> 00:10:50,107
.بیاین حرکت کنیم

145
00:10:51,066 --> 00:10:54,069
پس بالأخره میتونیم با این
.جنگل عجیب غریب خداحافظی کنیم

146
00:11:06,123 --> 00:11:08,041
.باورت میکنم

147
00:11:08,083 --> 00:11:09,126
.ممنونم

148
00:11:10,085 --> 00:11:13,046
و به همین ترتیب، یه چیزی هم هست
.که میخوام ازتون بپرسم، اعلیحضرت

149
00:11:14,047 --> 00:11:15,048
چی؟

150
00:11:15,090 --> 00:11:21,096
همونطور که گفتم، من هم مورد حمله راهزن‌ها
.قرار گرفتم که آخر سر به اینجا توی سرزمین شما رسیدم

151
00:11:22,055 --> 00:11:26,101
تنها خواسته‌ی من اینه که
.پیش خانواده‌ـم توی ساپین برگردم

152
00:11:26,101 --> 00:11:32,149
داری پیشنهاد میدی که به عنوان
پاداشت برای نجات تسیا ما بهت کمک کنیم به ساپین برگردی؟

153
00:11:32,149 --> 00:11:34,067
.با کمال احترام

154
00:11:35,068 --> 00:11:40,073
بعد از تجربه‌ی مستقیم
،دشمنی که با انسان‌ها داشتیم

155
00:11:40,073 --> 00:11:44,077
،میخوای که ما به تو، یکی از همون انسان‌ها
سپاسگذاری نشون بدیم؟

156
00:11:44,077 --> 00:11:45,078
!بابایی

157
00:11:45,120 --> 00:11:47,080
.دقیقاً به همین دلیل، قربان

158
00:11:47,080 --> 00:11:51,126
اگه الف‌ها ادعا کنن که
،انسان‌ها وحشی‌های پستی بیشتر نیستن

159
00:11:51,126 --> 00:11:55,130
من باید باور کنم که اونها رفتاری
.تحقیر آمیز ندارن

160
00:11:57,049 --> 00:12:00,093
.خوب حرفی گفت، آلدیون

161
00:12:00,093 --> 00:12:05,140
بهرحال، تنفر بین انسان‌ها
.و الف‌ها به این سادگی از بین نمیره

162
00:12:08,060 --> 00:12:11,063
...خـــیـــره شـــدن

163
00:12:12,064 --> 00:12:15,067
!خــــیــــره شــــدن

164
00:12:18,070 --> 00:12:22,115
مهم‌ـتر از اون، دروازه انتقال به
پادشاهی ساپین فقط برای شورای بین

165
00:12:22,115 --> 00:12:28,038
حاکمان سه نژاد که هر هفت سال
.یکبار برگذار میشه، قابل دسترسِ

166
00:12:35,128 --> 00:12:38,131
.تا پنج ساله دیگه باز نمیشه

167
00:12:39,049 --> 00:12:40,050
...پنج سال

168
00:12:41,051 --> 00:12:43,053
.خیلی زمان زیادیه

169
00:12:43,095 --> 00:12:48,058
گرچه، ما نمیتونیم بذاریم یه انسان
.توی این زمان به این طولانی بین ما باشه

170
00:12:49,059 --> 00:12:53,063
چنتا سرباز رو همرات میکنم
.که تا خونه‌ـت اسکورتت کنن

171
00:12:53,146 --> 00:12:55,065
.خیلی ممنون

172
00:12:55,107 --> 00:12:58,110
.بالأخره، بالأخره میتونم برم خونه

173
00:13:00,028 --> 00:13:02,072
.توی این مدت، اینجا رو مثل خونه‌ی خودت بدون

174
00:13:02,114 --> 00:13:06,034
.تا فردا صبح اسکورتت رو آماده میکنم

175
00:13:13,291 --> 00:13:17,295
من... باید چیکار کنم، سیلویا؟

176
00:13:18,338 --> 00:13:19,339
...کمکم کن

177
00:13:30,350 --> 00:13:34,354
،نسیم غروب حس خوبی داره
.درد رو کمتر میکنه

178
00:13:36,356 --> 00:13:41,319
.نمیتونم بذارم همینجوری ادامه پیدا کنه
.باید بفهمم چه اتفاقی داره برام میوفته

179
00:13:47,284 --> 00:13:48,285
تسیا؟

180
00:13:49,286 --> 00:13:51,371
حاله رینالد و آلیس خوبه؟

181
00:13:52,372 --> 00:13:58,336
.شک دارم به این راحتی‌ها شکست بخورن
.مطمئنم که بدون دردسر فرار کردن

182
00:14:00,338 --> 00:14:01,381
.دلم براشون تنگ شده

183
00:14:02,299 --> 00:14:06,386
،وقتی دوباره بهم برسیم
ما هم اونجوری لبخند میزنیم؟

184
00:14:07,345 --> 00:14:09,306
...خیلی مهربون

185
00:14:10,307 --> 00:14:11,349
اصلاً امکان داره؟

186
00:14:12,350 --> 00:14:16,313
تصور اینکه کسی لبخند بزنه
...و به گرمی به کسی مثل من سلام کنه

187
00:14:21,359 --> 00:14:22,360
آرت؟

188
00:14:37,334 --> 00:14:39,294
!آرتور

189
00:14:42,297 --> 00:14:43,298
تسیا؟

190
00:14:43,340 --> 00:14:46,384
مزاحم زمان پرنسس لوس بودنت رو خراب کردم؟

191
00:14:46,384 --> 00:14:49,304
!خیلی بدی! اینقدر مسخره بازی در نیار

192
00:14:50,305 --> 00:14:51,389
.ببخشید، آرت

193
00:14:52,349 --> 00:14:56,311
...بابام و بقیه
.خیلی باهات بدرفتار کردن

194
00:14:56,311 --> 00:15:02,317
اشکالی نداره. فقط نشون میده
که چقدر نگران حال تو بودن، نه؟

195
00:15:02,317 --> 00:15:03,360
...درسته، اما

196
00:15:03,360 --> 00:15:09,366
بخاطره همینه که باید مثل پرنسس
.لوسی که هستی رفتار کنی و بذاری اونها هم لوست کنن

197
00:15:09,366 --> 00:15:11,326
!همینجوری داری باهام شوخی میکنی

198
00:15:11,326 --> 00:15:15,372
حتی با اینکه مطمئنم
!اگر تو هم دوباره خانواده‌ـت رو ببینی اینجوری میکنی

199
00:15:18,333 --> 00:15:19,334
آرت؟

200
00:15:19,334 --> 00:15:20,377
اما، میبینم؟

201
00:15:21,378 --> 00:15:28,343
مامان و بابا واقعاً از
دیدن دوباره من خوشحال میشن؟

202
00:15:28,385 --> 00:15:32,347
.بخاطره من راهزن‌ها بهشون حمله کردن
...کلی دردسر کشیدن

203
00:15:33,306 --> 00:15:37,310
بعد از اون همه اتفاق، دلشون برام تنگ میشه؟

204
00:15:38,353 --> 00:15:42,315
کسی مثل من، که نتونست
.از خانواده‌ـش محافظت کنه

205
00:15:44,317 --> 00:15:45,318
...آرت

206
00:15:49,364 --> 00:15:51,282
داری چیکال موکونی‌ــــــــ

207
00:15:51,282 --> 00:15:55,370
پدر مادرت قطعاً بخاطره اینکه
!نمیتونن تو رو ببینن نارحتن

208
00:15:55,370 --> 00:16:00,375
،من همین الانش بخاطره اینکه میری ناراحتم
!تازه تو حتی هنوز نرفتی

209
00:16:21,646 --> 00:16:22,647
.آرتور

210
00:16:22,647 --> 00:16:23,690
.آرتور

211
00:16:26,651 --> 00:16:29,654
با چی میجنگیدم؟

212
00:16:30,613 --> 00:16:32,699
.به این گل‌ها "گلدون‌های شب تاب" میگن

213
00:16:33,700 --> 00:16:35,660
!تـ ـــ تسیا

214
00:16:39,622 --> 00:16:40,623
!بکشینش

215
00:16:43,626 --> 00:16:45,670
چه چیزی توی قیافه‌ش دیدم؟

216
00:16:46,713 --> 00:16:49,632
!من واقعاً عاشق‌ـشونم

217
00:16:55,680 --> 00:16:57,724
من مدام غرق تاریکی
...که داخلم میشم

218
00:16:57,724 --> 00:17:00,643
.با زندگی قبلیم میجنگم

219
00:17:00,685 --> 00:17:03,646
چطور تونستم اینقدر احمق باشم؟

220
00:17:04,606 --> 00:17:05,690
.ببخشید، تسیا

221
00:17:07,609 --> 00:17:08,610
بخاطره چی؟

222
00:17:11,654 --> 00:17:12,697
.منم اونها رو دوست دارم

223
00:17:24,667 --> 00:17:25,668
.سلاملیکم

224
00:17:26,711 --> 00:17:27,712
لرد ویریون؟

225
00:17:28,630 --> 00:17:29,631
!بابابزرگ

226
00:17:29,631 --> 00:17:33,635
چطور تونستین اینکار رو بکنین!؟
!میخواستین نوه‌ی خودتون رو بکشین؟

227
00:17:33,635 --> 00:17:36,679
واقعاً فکر میکنی اون میتونه کسی رو بکشه؟

228
00:17:38,681 --> 00:17:39,682
.یه حقه بود

229
00:17:41,643 --> 00:17:48,733
...دفاع و واکنش سریع‌ـت
.بنظر میرسه واقعاً با اون برده‌دارها مبارزه کردی

230
00:17:49,651 --> 00:17:51,694
اینو فقط برای اینکه منو تست کنین انجام دادین؟

231
00:17:52,654 --> 00:17:54,697
!اینقدر آرتور رو اذیت نکنین

232
00:17:54,697 --> 00:17:59,702
،اون از اون آدم‌هایی که شما ازشون بدتون میاد نیست
!بابابزرگ! میدونم که میتونی بفهمیش

233
00:18:00,620 --> 00:18:06,668
اذیتش کنم؟ فکر کردی این همه راه
تا اینجا اومدم اونم بخاطره همچین چیزه مسخره‌ای؟

234
00:18:06,668 --> 00:18:08,628
پس چرا اینجایین؟

235
00:18:08,670 --> 00:18:12,674
بخاطره اینکه خیلی وقته کسی
.اینجوری نظرم رو جلب نکرده بود

236
00:18:36,698 --> 00:18:38,616
!بدک نیست

237
00:18:38,658 --> 00:18:39,659
.اون قویه

238
00:18:41,703 --> 00:18:44,664
من از مانا استفاده میکنم و سعی
...میکنم حرکاتم رو تا حد ممکن مستقیم نگه دارم

239
00:18:45,665 --> 00:18:47,625
!اما اون هنوزم ازم سریع‌ـتره

240
00:18:50,628 --> 00:18:51,629
!اینم شانس

241
00:18:53,673 --> 00:18:54,716
.باید سریع‌ـتر برم

242
00:18:56,718 --> 00:18:58,636
!بازم سریع‌ـتر

243
00:19:07,687 --> 00:19:08,688
...این

244
00:19:10,648 --> 00:19:14,694
منو یاد نگاه توی چشم‌های حیوون‌هایی
.که توی میدون مبارزه باهاشون روبرو میشدم میندازه

245
00:19:15,653 --> 00:19:18,656
،پنجه‌ها و نیش‌هاشون
،برای حمله‌ی آخر آماده میشن

246
00:19:18,656 --> 00:19:21,659
به طور غریزی در
...لحظه اوج شروع میشه

247
00:19:25,663 --> 00:19:27,707
!زمانیِ که میکشی یا کشته میشی

248
00:19:32,712 --> 00:19:34,630
!آرتور

249
00:19:34,672 --> 00:19:37,675
خب، مطمئناً انتظار نداشتم
.که ازم بزنی جلوتر

250
00:19:38,634 --> 00:19:41,262
.حالا، بیا راند دوم رو شروع کنیم

251
00:19:41,596 --> 00:19:43,681
باید توی چنین شرایطی
!یکم عقب بکشی

252
00:19:43,681 --> 00:19:47,643
اگر اینکار رو میکردم، اون
.بهم قلدری میکرد، عزیزم

253
00:19:47,643 --> 00:19:48,686
.چه مسخره

254
00:19:50,688 --> 00:19:54,609
باعث افتخاره که میشنوم
.منو بیش از حد ارزیابی میکنین، لرد ویریون

255
00:19:54,609 --> 00:20:00,656
،یه افتخار؟ اگه واقعاً اینو باور داری
.پسر، پس شاگردم میشی

256
00:20:01,657 --> 00:20:02,658
شاگردش بشم؟

257
00:20:02,700 --> 00:20:05,620
خب؟ قبول میکنی؟

258
00:20:05,661 --> 00:20:08,664
ام... جدی میگین، قربان؟

259
00:20:08,664 --> 00:20:11,626
.من اینجور پیشنهاد رو به شوخی نمیگم

260
00:20:11,667 --> 00:20:18,674
درک میکنم، اما... خانوادم هنوز
.نمیدونن که من زنده‌ـم. این یکم زیادیه

261
00:20:18,674 --> 00:20:25,681
فرض کن یه راهی هست که
.میتونی به خانواده‌ـت اطلاع بدی که حالت خوبه

262
00:20:27,600 --> 00:20:28,643
واقعاً‌ـــــــ

263
00:20:33,648 --> 00:20:37,693
.همونطور که فکر میکردم
.وصیت یه هیولا رو به ارث بردی

264
00:20:40,613 --> 00:20:42,698
.تو شاگرد من میشی پسر

265
00:20:44,617 --> 00:20:45,701
...چون اگه نشی

266
00:20:51,707 --> 00:20:53,626
.میمیری
