﻿1
00:00:11,000 --> 00:00:14,000
رویداد‌های امروز
دبیرستان مودوریکاوا، تقدیر از هنر

2
00:00:17,041 --> 00:00:19,041
‫یه جورایی هیجان‌انگیزه.

3
00:00:19,041 --> 00:00:22,041
‫باورم نمیشه که می‌تونیم
.توی مدرسه نمایش تماشا کنیم

4
00:00:22,041 --> 00:00:24,000
.همینو بگو

5
00:00:24,000 --> 00:00:25,083
میاکا-چان، خوبی؟

6
00:00:25,083 --> 00:00:27,000
‫انگار زیاد سرحال نیستی.

7
00:00:27,000 --> 00:00:28,041
‫خوبم.

8
00:00:28,041 --> 00:00:30,041
‫فقط دیشب خوب نخوابیدم.

9
00:00:30,041 --> 00:00:31,041
‫واقعاً؟

10
00:00:31,041 --> 00:00:33,083
اصلاً ‫این نمایش در مورد چی بود؟

11
00:00:33,083 --> 00:00:35,041
.اسمش «خیابون‌گردِ زیر بارون»ـه

12
00:00:35,041 --> 00:00:38,000
،بر اساس خاطرات یه خیابون‌گرد از دورهٔ ادو نوشته شده

13
00:00:38,000 --> 00:00:40,041
.که داستان عشق بین اون و یه سامورایی بوده

14
00:00:40,041 --> 00:00:41,041
خیابون‌گرد یعنی چی؟

15
00:00:41,083 --> 00:00:44,000
تاریخ اجرا: 8 می، جمعه

16
00:00:44,000 --> 00:00:45,000
.همون بردهه

17
00:00:45,041 --> 00:00:48,000
‫ظاهراً اون در اصل
‫دختر یه سامورایی یا یه تاجر بوده.

18
00:00:48,000 --> 00:00:51,041
.بعضی‌ها هم به خاطر مشکلات خانوادگی یا والدینشون برده می‌شدن

19
00:00:51,041 --> 00:00:54,041
.پس واسه همینه که تونسته اون خاطرات رو بنویسه

20
00:00:54,041 --> 00:00:56,000
.خیلی چیزا می‌دونیا کائورو-چان

21
00:00:57,041 --> 00:00:59,041
.راستش خودم از یکی دیگه شنیدم

22
00:00:59,041 --> 00:01:00,083
...احیاناً اون یه نفر

23
00:01:04,083 --> 00:01:08,000
...‫بعدی، گروه تئاتر کوکامی

24
00:01:08,000 --> 00:01:11,083
.با افتخار نمایش «خیابان‌گرد زیر باران» رو تقدیم‌تون می‌کنن

25
00:01:20,000 --> 00:01:21,000
...بانوی من»

26
00:01:21,000 --> 00:01:22,083
«اسمتون چیه؟...

27
00:01:23,000 --> 00:01:25,000
.سامورایی‌ای که قراره شوهرش بشه این سوال رو پرسید

28
00:01:25,000 --> 00:01:29,000
‫این ازدواج فقط برای زنده نگه داشتن
.یه خاندان سقوط‌کرده بود

29
00:01:29,000 --> 00:01:31,083
‫زن‌ها چیزی جز ابزاری برای معامله نبودن.

30
00:01:31,083 --> 00:01:33,083
«.من دختر یه سامورایی‌ام»

31
00:01:33,083 --> 00:01:35,083
.‫زن با خونسردی این جواب رو داد

32
00:01:35,083 --> 00:01:38,041
.شاید همین خونسردی باعث شد سامورایی حس تحقیر کنه

33
00:01:38,041 --> 00:01:40,041
‫عروسی بهم خورد.

34
00:01:40,041 --> 00:01:43,083
‫امیدی که یه زمانی بهش چنگ زده بودن
.به همراه اون خاندان از بین رفت

35
00:01:44,041 --> 00:01:46,083
...پدر به‌خاطر غم و غصه از دنیا رفت

36
00:01:46,083 --> 00:01:49,041
‫در حالی که مادر دائم غر میزد
.و روز و شب رو هم نفرین می‌کرد

37
00:01:51,000 --> 00:01:52,083
.ولی دیگه مهم نبود

38
00:01:52,083 --> 00:01:57,000
‫هیچ عشقی بینشون وجود نداشت،
.فقط یه رابطه‌ٔ تو خالی بود

39
00:01:57,000 --> 00:01:58,000
‫از اون موقع به بعد،

40
00:01:58,000 --> 00:02:01,000
.‫دیگه هیچ‌کس اسم اون زن رو صدا نزد

41
00:02:03,000 --> 00:02:05,000
.آیا اون دلش می‌سوخت؟ معلومه که نه

42
00:02:05,000 --> 00:02:09,000
‫مگه این همون نتیجه‌ای نبود
‫که خیلی وقت پیش پیش‌بینی کرده بود؟

43
00:02:10,000 --> 00:02:12,000
‫دیگه اسمی لازم نبود.

44
00:02:32,000 --> 00:02:33,000
.خدایا

45
00:02:33,000 --> 00:02:34,041
.چه بدشانسی‌ای

46
00:02:36,000 --> 00:02:39,000
.همینو بگو. سرتاپام خیس شد

47
00:02:45,041 --> 00:02:48,000
ارباب، شما هم اومدین اینجا تا زیر بارون خیس نشین؟

48
00:03:00,083 --> 00:03:01,291
شمشیر شکارچی شیاطین

49
00:03:01,458 --> 00:03:06,416
شمشیر شکارچی شیاطین

50
00:04:17,750 --> 00:04:20,750
واقعاً اینکه یه زن مثل من خرجش
رو در بیاره، انقدر کمیابه؟

51
00:04:21,791 --> 00:04:23,708
‫ببخشید.

52
00:04:23,708 --> 00:04:26,708
‫اگه ناراحتتون کردم معذرت می‌خوام.

53
00:04:29,750 --> 00:04:30,791
‫من واقعاً منظور بدی نداشتم.

54
00:04:30,791 --> 00:04:33,750
‫مردم معمولاً میگن
‫که من زیادی سخت‌گیر یا جدی‌ام.

55
00:04:33,750 --> 00:04:35,750
...‫اینکه حتی با یه برده تا این حد

56
00:04:35,750 --> 00:04:38,750
با وقار و خوش‌رفتار باشین، یکم عجیبه، نه؟

57
00:04:38,750 --> 00:04:40,708
‫اینطوریه؟

58
00:04:40,708 --> 00:04:42,708
‫البته.

59
00:04:42,708 --> 00:04:43,750
.که اینطور

60
00:04:50,750 --> 00:04:52,791
.‫مثل اینکه این بارون قرار نیست بند بیاد

61
00:04:53,791 --> 00:04:55,791
.نباید برین، خیس می‌شین

62
00:04:55,791 --> 00:04:57,750
.دیگه دیروقت شده

63
00:04:57,750 --> 00:04:59,708
.تا بعد، ارباب

64
00:04:59,708 --> 00:05:00,750
.آم... ببخشید

65
00:05:00,750 --> 00:05:01,750
...یه سوال داشتم

66
00:05:02,791 --> 00:05:05,708
اسمتون چیه؟

67
00:05:05,708 --> 00:05:07,791
.من میورا نائوتسوگو هستم

68
00:05:07,791 --> 00:05:09,791
‫اگه اشکالی نداره، میشه ‫اسمتون رو بگید؟

69
00:05:10,750 --> 00:05:12,708
.یوتاکا

70
00:05:12,708 --> 00:05:14,750
.همون یوتاکایی که واسه خیابون‌گردها استفاده میشه

71
00:05:14,750 --> 00:05:17,750
یه اسم خالی کافیه، مگه نه؟

72
00:05:18,750 --> 00:05:20,708
‫پوست رنگ‌پریده و روشن.

73
00:05:20,708 --> 00:05:22,708
.موهای بلند و مشکی که زیر بارون خیس شده بودن

74
00:05:22,708 --> 00:05:27,208
نائوتسوگوی خجالت‌زده یه لحظه ‫روش رو برگردوند.

75
00:05:27,208 --> 00:05:29,208
...و یه چیزی توجهش رو جلب کرد

76
00:05:30,250 --> 00:05:31,250
...اون که

77
00:05:34,250 --> 00:05:36,208
برادر؟

78
00:05:38,666 --> 00:05:40,625
.‫اون مردی از گذشته‌ٔ منه

79
00:05:42,666 --> 00:05:44,625
،سال دوم آنسی بود

80
00:05:44,625 --> 00:05:45,708
...یکی از اون شب‌های

81
00:05:45,708 --> 00:05:49,666
.پر بارون و پر از عطر شکوفه‌های بهاری در آساکوسا بود

82
00:05:52,666 --> 00:05:53,666
.عه‌وا

83
00:05:53,666 --> 00:05:55,666
.خوش اومدین، میورا-ساما

84
00:05:55,666 --> 00:05:56,666
.با اجازه

85
00:05:59,666 --> 00:06:00,708
.جین-دونو

86
00:06:08,625 --> 00:06:10,666
‫دیشب شب سختی بود، نه؟

87
00:06:11,708 --> 00:06:12,666
.عجب بارونی بود

88
00:06:14,625 --> 00:06:15,625
‫آره، همینطوره.

89
00:06:17,625 --> 00:06:18,625
.یه کاسه سوبا، لطفاً

90
00:06:18,625 --> 00:06:19,625
.چشم

91
00:06:19,625 --> 00:06:20,625
.یه کاسه سوبا

92
00:06:20,625 --> 00:06:21,625
.به‌روی چشم

93
00:06:21,625 --> 00:06:23,625
‫شماها دیشب با هم بودین؟

94
00:06:23,625 --> 00:06:24,666
،جین-دونو و من

95
00:06:24,666 --> 00:06:26,625
،به همراه زنجی-دونو از سوگایا

96
00:06:26,625 --> 00:06:28,666
.توی مغازهٔ نیوری-ساکایا در آساکوسا نوشدنی خوردیم

97
00:06:28,666 --> 00:06:30,666
.چه عالی

98
00:06:30,666 --> 00:06:33,666
.دیشب جین-دونو حسابی نوشید

99
00:06:33,666 --> 00:06:36,666
.تهش منم کلی نوشیدم

100
00:06:36,666 --> 00:06:39,666
.ای بابا، جینیا-کون، دفعهٔ بعد بهتره جلوی خودتون بگیرین

101
00:06:39,666 --> 00:06:42,625
.‫من که مجبورش نکردم اون همه بنوشه

102
00:06:42,625 --> 00:06:44,666
.درسته، جو خیلی خوب بود

103
00:06:44,666 --> 00:06:47,666
‫همه‌مون موقع رفتن سرحال بودیم،

104
00:06:47,666 --> 00:06:48,708
.تا اینکه اونجوری بارون گرفت

105
00:06:49,666 --> 00:06:51,666
!سوباتون حاضره

106
00:06:51,666 --> 00:06:52,708
‫اومدم!

107
00:06:52,708 --> 00:06:54,666
جین-دونو، بعدش چی شد؟

108
00:06:54,666 --> 00:06:57,625
مگه نگفتین دنبال کار می‌گردین؟

109
00:06:57,666 --> 00:07:00,666
.‫آره. یه شایعهٔ جالب شنیدم

110
00:07:01,666 --> 00:07:03,625
دربارهٔ یه شیطان‌ـه؟

111
00:07:03,666 --> 00:07:04,708
.آره به گمونم

112
00:07:05,666 --> 00:07:08,625
‫من امشب برمی‌گردم آساکوسا.

113
00:07:09,625 --> 00:07:10,625
‫آساکوسا؟

114
00:07:12,625 --> 00:07:14,666
‫خورشید داشت یواش‌یواش غروب می‌کرد.

115
00:07:14,666 --> 00:07:18,666
‫نائوتسوگو دوباره تنها رفت آساکوسا.

116
00:07:18,666 --> 00:07:21,625
،همراه با احساساتی که هنوز درکی ازشون نداشت

117
00:07:21,625 --> 00:07:23,625
.‫نائوتسوگو همون جای دیشبی ایستاد

118
00:07:23,625 --> 00:07:27,625
یعنی نائوتسوگو منتظر چی بوده؟

119
00:07:30,625 --> 00:07:32,625
با وجود چتر، بازم اینجا پناه گرفتین؟

120
00:07:33,625 --> 00:07:34,625
.یوتاکا-دونو

121
00:07:34,625 --> 00:07:35,666
یوتاکا-دونو؟

122
00:07:35,666 --> 00:07:37,666
.ترکیب عجیبیه

123
00:07:37,666 --> 00:07:39,666
.خودتون دیشب گفتین اسمتون یوتاکاست

124
00:07:39,666 --> 00:07:41,625
.آره خب

125
00:07:45,708 --> 00:07:48,666
اینجا چیکار می‌کنین، ارباب؟

126
00:07:48,666 --> 00:07:50,666
.لطفاً نائوتسوگو صدام کنین

127
00:07:50,666 --> 00:07:51,666
.باشه

128
00:07:52,625 --> 00:07:54,708
خب، اینجا چیکار می‌کنین؟

129
00:07:56,625 --> 00:07:59,625
‫یه کم نگرانم.

130
00:07:59,625 --> 00:08:01,666
‫اون شبحی که دیروز دیدیم...

131
00:08:01,666 --> 00:08:02,708
‫مگه بهت نگفتم؟

132
00:08:02,708 --> 00:08:04,666
.‫اون مرد از گذشتهٔ منه

133
00:08:05,625 --> 00:08:08,625
...که این یعنی

134
00:08:08,625 --> 00:08:11,666
...وقتی پای گذشتهٔ یه زن وسطه، مخصوصاً یه برده

135
00:08:11,666 --> 00:08:13,666
‫بهتره زیاد کنجکاوی نکنی.

136
00:08:14,666 --> 00:08:15,666
‫ببخشید.

137
00:08:16,666 --> 00:08:20,625
.واقعاً که خیلی پاک‌دل به‌نظر میاین

138
00:08:20,625 --> 00:08:21,625
.اینطور نیست

139
00:08:22,625 --> 00:08:23,666
‫در واقع، من...

140
00:08:24,666 --> 00:08:26,708
‫من اومدم اینجا تا شما رو ببینم.

141
00:08:26,708 --> 00:08:28,666
پس قضیه اینه؟

142
00:08:28,666 --> 00:08:30,625
...‫اگه می‌خواستی منو بخری، کافی بود بگـ

143
00:08:30,625 --> 00:08:31,666
‫مسئله این نیست.

144
00:08:31,666 --> 00:08:33,708
.‫فقط می‌خواستم دوباره ببینمتون

145
00:08:34,708 --> 00:08:36,666
‫ببخشید.

146
00:08:36,666 --> 00:08:38,625
.زیادی سر شوخی رو باز کردم

147
00:08:39,625 --> 00:08:41,625
.ببخشید

148
00:08:41,625 --> 00:08:43,666
.واقعاً آدم عجیبی هستین

149
00:08:56,625 --> 00:08:57,625
.می‌دونستم

150
00:08:58,625 --> 00:09:00,666
.اون روح ثابت یه گوشه ایستاده بود

151
00:09:00,666 --> 00:09:04,666
‫نائوتسوگو، اون نیم‌رخ رو
‫هیچ‌وقت نمی‌تونست فراموش کنه.

152
00:09:05,625 --> 00:09:06,666
‫برادر.

153
00:09:06,666 --> 00:09:07,666
‫چرا...

154
00:09:08,708 --> 00:09:11,625
آخه چرا الان باید پیداش بشه؟

155
00:09:12,291 --> 00:09:13,916
.اون خانم حسابی ترسیده بود

156
00:09:16,083 --> 00:09:18,041
.‫جینیا-کون

157
00:09:18,041 --> 00:09:19,083
چیزی شده؟

158
00:09:20,083 --> 00:09:23,041
‫دیشب گند زدم.

159
00:09:23,041 --> 00:09:25,041
،اون شیطان درست جلوم بود

160
00:09:25,041 --> 00:09:26,041
.و من فرصتو از دست دادم

161
00:09:26,041 --> 00:09:27,083
.ای بابا

162
00:09:27,083 --> 00:09:29,083
‫حتی خودمم خنده‌م می‌گیره.

163
00:09:29,083 --> 00:09:32,083
خب، می‌خواین دوباره امروز برین دنبالش؟

164
00:09:32,083 --> 00:09:35,041
.ظاهراً این یکی فقط شبای بارونی پیداش میشه

165
00:09:35,041 --> 00:09:36,083
‫همه‌چی بستگی به هوا داره.

166
00:09:36,083 --> 00:09:38,041
.جین-دونو

167
00:09:38,041 --> 00:09:39,083
‫خوش اومدین.

168
00:09:45,041 --> 00:09:46,041
.جین-دونو

169
00:09:46,041 --> 00:09:50,041
.خب، راستش می‌خوام اوفو-سان و آقای مغازه‌دار هم حرفامو بشنون

170
00:09:50,041 --> 00:09:52,041
‫ما هم؟

171
00:09:52,041 --> 00:09:53,125
‫می‌خوام ازتون مشورت بگیرم.

172
00:09:57,083 --> 00:09:59,041
‫راستش قضیه از این قراره.

173
00:09:59,041 --> 00:10:00,083
‫خب، من...

174
00:10:00,083 --> 00:10:02,083
‫تازگیا با یه خانومی آشنا شدم که بهش علاقه‌مندم.

175
00:10:02,083 --> 00:10:03,041
‫ببخشید!

176
00:10:03,083 --> 00:10:04,125
.‫دو تا کاسه سوبا لطفاً

177
00:10:09,083 --> 00:10:11,041
‫چه خبره؟

178
00:10:14,041 --> 00:10:16,083
‫یه خیابون‌گرد به اسم یوتاکا، ها؟

179
00:10:16,083 --> 00:10:19,041
.پس بعد از اون نوشیدنیِ پریروز رفتی عاشق شدی

180
00:10:19,041 --> 00:10:21,083
،این در مقایسه با تویی که همیشه میری یوشیوارا

181
00:10:21,083 --> 00:10:23,041
.صدبرابر بهتره

182
00:10:23,041 --> 00:10:26,041
‫خانوم، الان داریم در مورد نائوتسوگو حرف می‌زنیم.

183
00:10:26,041 --> 00:10:27,083
...خب، نائوتسوگو

184
00:10:27,083 --> 00:10:30,125
...هر کاری که لازمه برای به دست آوردن دلش انجام میدی دیگه

185
00:10:30,125 --> 00:10:32,041
مگه نه؟

186
00:10:32,041 --> 00:10:33,041
‫خب...

187
00:10:33,041 --> 00:10:35,083
‫اعتراف می‌کنم که خیلی بهش علاقه دارم.

188
00:10:35,083 --> 00:10:37,083
.ایول، خیلی رک و راست حرف می‌زنی

189
00:10:38,041 --> 00:10:40,041
‫جدی می‌گین؟

190
00:10:40,041 --> 00:10:41,041
‫کاملاً جدی‌ام.

191
00:10:41,041 --> 00:10:44,041
.‫خیلی دلم می‌خواد بیشتر در موردش بودم

192
00:10:44,041 --> 00:10:45,125
‫ولی سطح و رتبه‌تون خیلی با هم فرق داره.

193
00:10:45,125 --> 00:10:48,041
‫حتی اگه بدونین، چیکار می‌تونین بکنین؟

194
00:10:48,041 --> 00:10:49,083
.وقتی بفهمم، خودم تصمیم می‌گیرم

195
00:10:50,083 --> 00:10:54,041
.به طرز عجیبی اشتیاق دارین

196
00:10:54,041 --> 00:10:55,125
.که اینطور. خیلی‌خب

197
00:10:55,125 --> 00:10:58,041
...بذارین یه نقشۀ بی‌نقص رو باهاتون درمیون بذارم

198
00:10:58,041 --> 00:11:02,041
‫که اون یوتاکا رو دلباختۀ نائوتسوگو کنه.

199
00:11:02,041 --> 00:11:04,041
‫چه نقشه‌ای داری؟

200
00:11:04,041 --> 00:11:06,083
‫طبق معمول، اون خانم داره تو خیابون دنبال پول می‌گرده.

201
00:11:06,083 --> 00:11:09,083
‫یه دفعه، یه آدم شرور پیداش میشه!

202
00:11:09,083 --> 00:11:11,041
‫- «کمک! کمک!»
.تکراریه -

203
00:11:11,041 --> 00:11:13,041
‫بعدش نائوتسوگو با یه ژست باحال وارد میشه.

204
00:11:13,041 --> 00:11:15,083
‫یه تیغ سرد با یه نور یخی برق می‌زنه،

205
00:11:15,083 --> 00:11:17,083
‫و یاروی بدجنس با یه ضربه کارش تموم میشه.

206
00:11:17,083 --> 00:11:18,083
تکراریه، می‌فهمی؟

207
00:11:19,041 --> 00:11:20,041
‫بانوی من...

208
00:11:20,041 --> 00:11:21,041
‫معمولی بود.

209
00:11:21,041 --> 00:11:22,041
.‫خز شده

210
00:11:23,041 --> 00:11:25,041
‫تو زندگی واقعی هیچ آدم شروری
.با این زمانبندیِ عالی پیدا نمیشه

211
00:11:26,041 --> 00:11:27,125
چی میگی آقای شرور؟

212
00:11:28,041 --> 00:11:29,041
.راه نداره

213
00:11:29,041 --> 00:11:30,083
‫واقعاً هم کار سختیه.

214
00:11:30,083 --> 00:11:32,083
‫مخصوصاً اگه کارِ این دو تا باشه.

215
00:11:34,041 --> 00:11:35,083
.من که فکر می‌کنم ایدۀ خوبیه

216
00:11:35,083 --> 00:11:38,083
آقا، چرا چندتا ایدهٔ مشتی نمیدی به ما؟

217
00:11:39,083 --> 00:11:41,041
‫خب...

218
00:11:41,041 --> 00:11:43,125
.‫اول، باید آروم آروم پیش بری

219
00:11:43,125 --> 00:11:46,041
‫آروم آروم پیش برم؟

220
00:11:46,083 --> 00:11:48,125
‫اگه می‌خوای دل کسی رو به دست بیاری،

221
00:11:48,125 --> 00:11:51,083
،باید برای شناختنش وقت بذاری

222
00:11:51,083 --> 00:11:53,083
.و برای نزدیک شدن به اون صبور باشی

223
00:11:53,083 --> 00:11:55,083
‫و از همه مهم‌تر،

224
00:11:55,083 --> 00:11:58,083
‫باید بذاری اونم تو رو بشناسه.

225
00:11:58,083 --> 00:12:01,125
‫البته، هیچ تضمینی نیست که موفق بشی.

226
00:12:01,125 --> 00:12:03,125
،ولی اگه می‌خوای به قلب کسی نفوذ کنی

227
00:12:03,125 --> 00:12:06,041
‫هیچ راه میانبری وجود نداره.

228
00:12:06,083 --> 00:12:07,083
‫فقط خواستم بدونی،

229
00:12:07,083 --> 00:12:10,041
...‫من تقریباً ۲۰ سال صبر کردم

230
00:12:10,041 --> 00:12:13,041
.‫تا بالاخره بهترین زن رو با خودم آشنا کردم

231
00:12:18,083 --> 00:12:19,083
‫آره.

232
00:12:20,041 --> 00:12:21,041
‫درسته.

233
00:12:21,083 --> 00:12:23,083
‫درست همون‌طور که ایشون گفت.

234
00:12:25,125 --> 00:12:29,041
‫تصمیم گرفتم دوباره زیر اون شیروونی منتظرش بمونم.

235
00:12:29,041 --> 00:12:32,041
.از همگی بابت نصیحت‌هاشون متشکرم

236
00:12:39,125 --> 00:12:41,083
.این دیگه دل باخته

237
00:12:41,083 --> 00:12:44,041
.دیدم بهتون عوض شد، آقا

238
00:12:44,041 --> 00:12:46,125
.به سن‌وسال من برسی این چیزا برات تجربه میشه

239
00:12:46,125 --> 00:12:48,041
‫ها؟

240
00:12:48,041 --> 00:12:49,083
‫چی شده اوفو؟

241
00:12:49,083 --> 00:12:51,083
حرف بدی زدم؟

242
00:12:51,083 --> 00:12:53,041
.اینطور نیست

243
00:12:53,041 --> 00:12:55,083
...فقط یه چیز عجیبی توی حرفای

244
00:12:55,083 --> 00:12:57,041
.میورا-ساما بود

245
00:12:57,041 --> 00:12:58,041
عجیب؟

246
00:12:58,125 --> 00:13:02,083
...میورا-ساما گفتن دو شب پیش یوتاکا-سان رو دیدن

247
00:13:02,083 --> 00:13:05,041
.‫همون موقع که به خاطر بارون رفته بودن زیر شیروونی

248
00:13:05,083 --> 00:13:07,041
.همینو گفت

249
00:13:07,041 --> 00:13:09,083
،و جینیا-کون یه حرفی زد

250
00:13:09,083 --> 00:13:14,041
.که یه شیطان هست که فقط شبای بارونی پیداش میشه

251
00:13:14,041 --> 00:13:15,041
.درسته

252
00:13:17,041 --> 00:13:18,125
‫چه دیروز چه پریروز،

253
00:13:18,125 --> 00:13:20,125
‫هوا آفتابی بود. بارونی نیومد که.

254
00:13:23,041 --> 00:13:27,083
‫درک و فهم آدما
‫یه حد و مرزی داره بالاخره.

255
00:13:28,041 --> 00:13:31,041
‫چیزی که آدم می‌تونه ببینه
‫به اندازۀ دید چشمش محدوده.

256
00:13:31,083 --> 00:13:33,083
‫از اونجایی که آدما فقط می تونن تو مسیر خودشون قدم بذارن،

257
00:13:33,083 --> 00:13:37,041
‫تنها داستانی که واقعاً می‌تونن درک کنن،
‫داستان زندگی خودشونه.

258
00:13:37,041 --> 00:13:38,083
‫البته...

259
00:13:39,041 --> 00:13:42,083
.چیزی که «دیده» نمیشه، به این معنی نیست که «وجود» نداره

260
00:13:42,083 --> 00:13:46,041
‫چیزایی هست که هیچ‌کس نمی‌تونه ببینه،
‫ولی واقعاً وجود دارن،

261
00:13:46,041 --> 00:13:48,125
‫لطفاً اونارو خوب به خاطر بسپارین
‫و هیچوقت فراموش نکنین.

262
00:13:50,125 --> 00:13:52,041
.یهو بارون گرفت

263
00:13:52,041 --> 00:13:55,125
‫همون پناهگاه زیر شیروونی بود،
‫درست مثل دیروز.

264
00:13:55,125 --> 00:13:58,041
‫یوتاکا فکر نمی‌کرد
‫منظوری داشته باشه،

265
00:13:58,041 --> 00:14:01,041
‫اما کلماتی که خیلی اتفاقی از دهنش بیرون اومد،

266
00:14:01,041 --> 00:14:03,041
‫شاید همون چیزی بود که واقعاً حس می‌کرد.

267
00:14:06,125 --> 00:14:09,041
‫امکان نداره امروز دوباره همدیگه رو ببینیم.

268
00:14:10,041 --> 00:14:12,083
‫بهار رسیده بود،
‫ولی شب هنوز سرد بود.

269
00:14:12,083 --> 00:14:15,083
‫شب‌های سردی مثل این
‫همیشه خاطرات دوری رو زنده می‌کرد.

270
00:14:16,083 --> 00:14:18,083
،اون شاید یه بانو از خانوادۀ سامورایی باشه

271
00:14:18,083 --> 00:14:20,125
‫ولی آخرش سر از برده‌خونه درآورده بود.

272
00:14:20,125 --> 00:14:24,083
‫با این حال، اون وابستگی زیادی
‫به زندگی گذشتش نداشت.

273
00:14:24,083 --> 00:14:26,083
‫اگه یه چیزی باشه که ‫نتونه ازش دل بکنه،

274
00:14:26,083 --> 00:14:31,125
بردارشه، تنها کسی که تا حالا
.با اون مثل یه خواهر و عضو خانواده رفتار کرده بود

275
00:14:32,083 --> 00:14:37,041
‫اون سنجاق سر هوتوتوگیسو، که با پولی
‫که با پس‌انداز به دست آورده بود خریده بود،

276
00:14:37,041 --> 00:14:40,125
‫الان ممکنه کجا باشه؟

277
00:14:56,583 --> 00:14:57,666
‫بیا اینجا.

278
00:14:57,666 --> 00:15:00,583
‫داره صدام می‌کنه.

279
00:15:00,625 --> 00:15:01,625
.غیر ممکنه

280
00:15:01,625 --> 00:15:03,583
...‫این نمی‌تونه اتفاق بیفته

281
00:15:03,583 --> 00:15:07,583
‫چون اون شخص دیگه...

282
00:15:27,375 --> 00:15:29,375
...اونی-ساما

283
00:15:31,416 --> 00:15:32,458
!نباید برین اونجا

284
00:15:32,458 --> 00:15:32,708
!یوتاکا-دونو

285
00:15:32,708 --> 00:15:33,250
‫اون چیزه اصلاً آدم نیست.

286
00:15:33,250 --> 00:15:36,166
‫نه، اون...

287
00:15:36,208 --> 00:15:38,166
...‫مردی که توی گذشته‌تون بوده

288
00:15:38,166 --> 00:15:41,166
‫هنوزم براتون خیلی عزیزه، این‌طور نیست؟

289
00:15:41,166 --> 00:15:43,208
‫حتی منم می‌تونم اینو بفهمم.

290
00:15:43,208 --> 00:15:45,208
‫ولی اونی که اونجا وایساده اون نیست.

291
00:15:45,208 --> 00:15:48,208
‫موجودات غیرانسانی هم توی این دنیا وجود دارن.

292
00:15:48,208 --> 00:15:49,250
.‫چیزی که دارین می‌بینین..

293
00:15:49,250 --> 00:15:51,166
.یه شیطان‌ـه

294
00:15:52,208 --> 00:15:54,208
‫ارباب، دارین چیکار می‌کنین؟

295
00:15:56,208 --> 00:15:57,250
‫از درستکاری دست نکش،

296
00:15:57,250 --> 00:16:00,166
‫از شجاعت رو برنگردون،
‫مهربانی رو فراموش نکن،

297
00:16:00,166 --> 00:16:03,166
‫ادب رو نادیده نگیر،
‫و در وفاداری دودل نباش.

298
00:16:03,166 --> 00:16:05,250
‫این شمشیر ‫برای کشتن شیاطین
.و پاکسازی شرارت ساخته شده

299
00:16:07,250 --> 00:16:08,250
.یوتاکا-دونو

300
00:16:09,250 --> 00:16:11,166
‫به عنوان یه سامورایی،

301
00:16:11,166 --> 00:16:13,166
‫به این شمشیر قسم می‎خورم.

302
00:16:13,250 --> 00:16:16,208
‫اون کسی که دارین می‎بینین،
.شخصی نیست که دوستش دارین

303
00:16:16,208 --> 00:16:19,250
‫خواهش می‎کنم باور کنین.

304
00:17:18,583 --> 00:17:19,625
!جین-دونو

305
00:17:32,083 --> 00:17:34,083
‫ارباب، حالتون خوبه؟

306
00:17:34,166 --> 00:17:36,083
‫شما چی، یوتاکا-دونو؟

307
00:17:36,083 --> 00:17:38,083
‫من خوبم.

308
00:17:38,083 --> 00:17:39,166
.از چیزی که فکر می‌کردم بهتر مبارزه می‌کنین

309
00:17:39,166 --> 00:17:41,083
.غافلگیر شدم

310
00:17:41,083 --> 00:17:42,083
‫چی؟

311
00:17:42,083 --> 00:17:43,125
مگه نه، سامورایی دوره‌گرد؟

312
00:17:44,125 --> 00:17:45,125
.همینطوره

313
00:17:46,083 --> 00:17:47,125
‫نه، این...

314
00:17:52,083 --> 00:17:55,083
،جوری که چند لحظه پیش دستتون با شمشیر می‌لرزید

315
00:17:55,083 --> 00:17:57,083
‫فکر کردم کارتون تمومه.

316
00:17:57,083 --> 00:18:00,083
.جرئت کردی شمشیرت رو بکشی. بازم خیلی خوبه

317
00:18:00,083 --> 00:18:02,125
‫شما همدیگه رو می‌شناسین؟

318
00:18:03,083 --> 00:18:04,125
‫یه جورایی.

319
00:18:04,125 --> 00:18:07,083
‫پس شما مشتریشون بودین؟

320
00:18:07,083 --> 00:18:08,125
‫من اینجا مشتری‌ام.

321
00:18:08,125 --> 00:18:10,125
‫من فقط ازش یه کمک کوچولو خواستم.

322
00:18:10,166 --> 00:18:12,083
.که اینطور

323
00:18:12,083 --> 00:18:16,083
‫پس اون سایه واقعاً یه شیطانه؟

324
00:18:17,125 --> 00:18:20,125
‫این یه جور «تعلق خاطر»ـه که نتونسته تبدیل به شیطان بشه.

325
00:18:20,125 --> 00:18:21,166
‫تعلق خاطر؟

326
00:18:23,125 --> 00:18:27,083
‫احتمالاً تعلق خاطر روح‌هایی بوده که هنوز به دنیای زنده‌ها چسبیدن،

327
00:18:27,083 --> 00:18:29,083
.دور هم جمع شدن و اینجوری شدن

328
00:18:29,083 --> 00:18:31,125
‫ولی شکل ثابتی نداره.

329
00:18:31,125 --> 00:18:35,125
‫پس قوی‌ترین تعلق خاطرِ کسایی که می‌بیننش رو منعکس می‌کنه.

330
00:18:36,125 --> 00:18:37,125
...‫برای من، اون سایه

331
00:18:37,125 --> 00:18:40,083
.ساداناگا، برادرم بود

332
00:18:40,083 --> 00:18:41,083
‫ولی،

333
00:18:41,083 --> 00:18:44,083
‫وقتی فهمیدم که می‌خواد یوتاکا-دونو رو ببره،

334
00:18:44,083 --> 00:18:45,166
‫تبدیل شد به یه سایۀ تاریک.

335
00:18:47,125 --> 00:18:49,083
گفتی ‫تعلق خاطر؟

336
00:18:49,166 --> 00:18:52,125
‫فکر می‌کردم همه‌چیو فراموش کردم.

337
00:18:54,083 --> 00:18:55,083
‫با این حال،

338
00:18:56,083 --> 00:18:58,083
‫بازم یه چیزایی هست
‫که نمیشه فراموششون کرد.

339
00:19:01,083 --> 00:19:02,083
‫میاکا-چان.

340
00:19:02,125 --> 00:19:03,125
‫میاکا-چان.

341
00:19:04,208 --> 00:19:05,208
‫صبح بخیر.

342
00:19:05,208 --> 00:19:06,208
‫چیه؟

343
00:19:13,166 --> 00:19:15,083
‫خوابم برد.

344
00:19:22,083 --> 00:19:23,083
.مشتکرم

345
00:19:23,083 --> 00:19:26,083
‫راستی، چرا تا آخرش بیدارم نکردی؟

346
00:19:26,166 --> 00:19:31,083
یادت نمیاد که چندبار وسط نمایش صدات زدم؟

347
00:19:32,083 --> 00:19:33,083
.نه والا

348
00:19:34,083 --> 00:19:37,125
‫توی نوشتن گزارش کمکت می‌کنم.

349
00:19:54,541 --> 00:19:56,500
‫حیف شد که نتونستی ببینی.

350
00:19:56,500 --> 00:19:59,458
‫اون نمایش خیلی جالب بود.

351
00:19:59,458 --> 00:20:01,500
‫هی، تو هم ازش خوشت اومد، مگه نه؟

352
00:20:01,500 --> 00:20:03,458
...‫آره. آساگو

353
00:20:03,458 --> 00:20:04,458
‫آزوسایا.

354
00:20:04,458 --> 00:20:07,458
نباید تا الان اسم منو یاد گرفته باشی؟

355
00:20:07,500 --> 00:20:08,500
‫ببخشید.

356
00:20:08,500 --> 00:20:11,458
.نه اینکه یادم نمونه

357
00:20:11,458 --> 00:20:12,458
‫فقط تغییرش سخته.

358
00:20:12,458 --> 00:20:15,458
‫واقعاً انقدر شبیه منه؟

359
00:20:15,458 --> 00:20:16,500
‫خیلی زیاد.

360
00:20:17,458 --> 00:20:19,500
‫اون عین یه پری می‌مونه.

361
00:20:19,500 --> 00:20:22,458
‫باز شروع کردی حرف چرت و پرت زدن.

362
00:20:22,458 --> 00:20:25,458
‫هی، اون نمایش واقعاً انقدر خوب بود؟

363
00:20:25,458 --> 00:20:26,500
‫بد نیست.

364
00:20:27,458 --> 00:20:29,458
...ولی نمی‌فهمم

365
00:20:29,458 --> 00:20:32,500
‫چرا دوستِ نائوتسوگو، سامورایی دوره‌گرد،
.اینقدر دست‌وپاچلفتی نشون داده شد

366
00:20:32,500 --> 00:20:33,500
،آخه، اون اومد نجاتشون بده

367
00:20:33,500 --> 00:20:36,500
‫ولی نائوتسوگو خودش
.شیطان رو شکست داد

368
00:20:37,458 --> 00:20:39,500
‫انگار تو خاطرات یوتاکا یه غرضی بوده.

369
00:20:40,541 --> 00:20:42,500
‫داری زیاده‌روی می‌کنی.

370
00:20:42,500 --> 00:20:44,500
‫یوتاکا نائوتسوگو رو دوست داشت.

371
00:20:44,500 --> 00:20:46,458
‫دیگه کاریش نمیشه کرد.

372
00:20:47,500 --> 00:20:49,500
‫ًبعدشم، به نظر تو هم
‫اون صحنه خیلی باحال بود؟

373
00:20:49,500 --> 00:20:52,458
‫اون صحنه‌ای که یوتاکا،
‫که زن نائوتسوگو شده بود،

374
00:20:52,458 --> 00:20:56,500
‫با دختر اون سامورایی دوره‌گرد نشسته بود
‫و تمرین شمشیرزنی‌شون رو تماشا می‌کرد.

375
00:20:57,458 --> 00:20:59,500
‫آره، اون خوب بود.

376
00:20:59,500 --> 00:21:00,500
‫و توی اون صحنه،

377
00:21:00,500 --> 00:21:03,500
‫یوتاکا کاملاً فهمیده بود
‫که اون سامورایی دوره‌گرد یه شیطانه،

378
00:21:03,500 --> 00:21:05,500
‫ولی مگه بازم خودشو به ندونستن نزد؟

379
00:21:05,500 --> 00:21:07,458
‫من عاشق اینجور صحنه‌هام.

380
00:21:07,458 --> 00:21:10,458
.ای بابا، بدجوری بازیم داد

381
00:21:10,458 --> 00:21:13,458
‫می‌دونست، ولی کل مدت خودشو زده بود به اون راه.

382
00:21:13,458 --> 00:21:14,458
‫آره، مگه نه؟

383
00:21:14,458 --> 00:21:17,458
.‫وقتی حرفاتونو می‌شنوم، منم کنجکاو میشم

384
00:21:17,500 --> 00:21:19,500
‫چرا من خوابم برد؟

385
00:21:19,500 --> 00:21:22,500
‫اگه فقط می‌خوای داستان رو بدونی،
‫یه کتاب در موردش هست.

386
00:21:22,500 --> 00:21:24,458
‫فکر کنم تو یه مجموعه داستان کوتاه باشه.

387
00:21:24,458 --> 00:21:25,458
‫واقعاً؟

388
00:21:25,458 --> 00:21:27,500
‫پس منم پیداش می‌کنم و می‌خونمش.

389
00:21:28,458 --> 00:21:31,458
‫ولی راستش، ترجیح میدم
‫خاطرات اصلی یوتاکا رو بخونم.

390
00:21:31,458 --> 00:21:33,458
‫بیشتر به اون علاقه داری؟

391
00:21:33,458 --> 00:21:36,458
‫مخصوصاً اینکه سامورایی دوره‌گرد چطوری به تصویر کشیده شده.

392
00:21:36,458 --> 00:21:37,458
‫هی،

393
00:21:37,458 --> 00:21:39,458
‫نکنه هنوز از یوتاکا-سان دلخوری؟
