﻿1
00:00:01,041 --> 00:00:03,958
‫سال ششم کااِی (۱۸۵۳)

2
00:00:04,041 --> 00:00:06,041
‫سوگایا

3
00:00:11,000 --> 00:00:14,000
‫راحت باش یه چیزی بنوش و گلوتو تر کن.

4
00:00:15,041 --> 00:00:16,000
‫باشه.

5
00:00:32,000 --> 00:00:36,041
‫خب، میرم سر اصل مطلب.
‫یه کاری برات دارم.

6
00:00:37,041 --> 00:00:42,000
‫صاحب یه مغازه هنرهای زیبا تو تِنماچو
‫با نگرانی پیشم اومد

7
00:00:42,000 --> 00:00:44,000
‫در مورد یه تیکه عجیب که اخیراً تهیه کرده.

8
00:00:45,083 --> 00:00:48,000
‫ظاهراً یه نقاشی شیطانیه.

9
00:00:49,000 --> 00:00:53,041
‫به اسم «اوکی‌یوئه کودانزاکا» شناخته می‌شه.

10
00:00:54,000 --> 00:00:57,041
‫با همچین شهرتی،
‫حدس می‌زنم شایعات عجیبی بهش چسبیده؟

11
00:00:58,000 --> 00:01:00,041
‫خب، بیشتر از فقط شایعه.

12
00:01:01,000 --> 00:01:06,000
‫تا جایی که من می‌دونم، هنرمندی که اونو کشیده
‫به خاطر یه بیماری زمین‌گیر شده.

13
00:01:06,083 --> 00:01:10,083
‫و ادعا می‌کنه این انتقام شیاطینه
‫که به خاطر فروختن این نقاشی ازش می‌گیرن.

14
00:01:14,083 --> 00:01:17,041
‫تا جایی که می‌تونم بگم، به نظر یه نقاشی معمولیه.

15
00:01:17,083 --> 00:01:23,000
‫با این حال، اشیاء ماوراءالطبیعه واقعی
‫فقط تحت شرایط مناسب، چهره واقعیشونو نشون می‌دن.

16
00:01:23,041 --> 00:01:25,000
‫بله، البته.

17
00:01:25,083 --> 00:01:27,041
‫اگه خوش‌شانس باشیم، بی‌ضرره.

18
00:01:27,083 --> 00:01:32,041
‫ولی اگه معلوم بشه می‌تونه دردسر درست کنه،
‫اونوقت می‌خوام تو از پسش بر بیای.

19
00:01:33,041 --> 00:01:35,000
‫انجام شده بدون.

20
00:01:35,041 --> 00:01:39,000
‫البته، انتظار ندارم مجانی انجامش بدی.

21
00:01:39,000 --> 00:01:41,000
‫مطمئن می‌شم که منصفانه پولتو بگیری.

22
00:01:41,083 --> 00:01:43,000
‫ممنونم ازت.

23
00:01:44,083 --> 00:01:48,083
‫وقتی این قضیه حل شد،
‫چرا با هم یکی دو تا نوشیدنی خوب نخوریم؟

24
00:03:05,041 --> 00:03:08,041
‫سلام جینیا-کون. خوش اومدی!

25
00:03:08,041 --> 00:03:09,041
‫بشین.

26
00:03:11,000 --> 00:03:12,041
‫حتماً اون بیرون سردت بوده.

27
00:03:14,041 --> 00:03:15,083
‫کاکه-سوبا می‌خوای؟

28
00:03:15,083 --> 00:03:16,041
‫بله.

29
00:03:17,083 --> 00:03:19,000
‫جینیا اینجاس؟!

30
00:03:19,083 --> 00:03:21,000
‫اوه، خدا رو شکر.

31
00:03:21,041 --> 00:03:25,041
‫خواهش می‌کنم، کمکتو لازم دارم!
‫این اوکی‌یوئه کودانزاکا هست، می‌بینی...

32
00:03:26,000 --> 00:03:27,041
‫اوکی‌یوئه کودانزاکا؟

33
00:03:28,000 --> 00:03:31,000
‫درسته. یه جور نقاشی شیطانیه.

34
00:03:31,000 --> 00:03:34,041
‫همه می‌گن نفرین شده‌س چون اونی که
‫صاحبش بود به طرز عجیبی مرد.

35
00:03:35,041 --> 00:03:37,000
‫به نظر می‌رسه پاره شده.

36
00:03:37,041 --> 00:03:40,000
‫آره. چون اتفاقی از دستم افتاد.

37
00:03:40,000 --> 00:03:42,041
‫یه نقاشی جادوشده که پاره شده؟!

38
00:03:42,041 --> 00:03:45,041
‫با آوردن این اینجا، مغازمو بدشانس می‌کنی!

39
00:03:45,041 --> 00:03:47,000
‫اوه، ببخشید قربان.

40
00:03:48,041 --> 00:03:49,041
‫اینو نگاه کن.

41
00:03:50,041 --> 00:03:52,041
‫وای. این دیگه چه کوفتیه؟

42
00:03:52,041 --> 00:03:55,000
‫صاحب یه مغازه هنرهای زیبا تو تِنماچو
‫این نقاشی رو به دست آورده،

43
00:03:55,041 --> 00:03:58,000
‫ظاهراً به اسم اوکی‌یوئه کودانزاکا شناخته می‌شه.

44
00:03:58,041 --> 00:04:00,041
‫اینم به من به عنوان یه «نقاشی شیطانی» توصیف شد.

45
00:04:01,000 --> 00:04:03,041
‫دقیقاً شبیه اونیه که من آوردم.

46
00:04:04,041 --> 00:04:09,000
‫بذار درست متوجه بشم. چندین نسخه از
‫یه نقاشی «جادوشده» تو بازار هست؟

47
00:04:09,000 --> 00:04:11,000
‫یه چیزی اینجا جور در نمیاد.

48
00:04:11,000 --> 00:04:12,000
‫در واقع.

49
00:04:13,000 --> 00:04:15,000
‫نقاشی خیلی زیباییه.

50
00:04:15,041 --> 00:04:18,041
‫چیزی ازش می‌فهمی، زِنجی-سان؟

51
00:04:18,041 --> 00:04:20,000
‫خب، بذار ببینم...

52
00:04:20,000 --> 00:04:24,000
‫رنگش به سختی پریده و کاغذش هم
‫هیچ خرابی‌ای نشون نمی‌ده.

53
00:04:24,041 --> 00:04:27,000
‫پس شک دارم حتی یه سالم از ساختش گذشته باشه.

54
00:04:27,041 --> 00:04:31,000
‫می‌دونی، من با اونایی که
‫اون مغازه هنرهای زیبا تو تِنماچو رو اداره می‌کنن، آشنام.

55
00:04:31,000 --> 00:04:34,041
‫اگه یه لطفی ازشون بخوام، اونو تا هنرمندش
‫برام ردیابی می‌کنن.

56
00:04:34,083 --> 00:04:36,000
‫ممنون می‌شم.

57
00:04:36,041 --> 00:04:39,083
‫چیزی نیست! من همین الانشم بهت مدیونم
‫که همیشه به بانو ناتسو کمک می‌کنی.

58
00:04:40,000 --> 00:04:42,041
‫این کمترین کاریه که می‌تونم برای جبران لطفت بکنم!

59
00:04:43,041 --> 00:04:45,041
‫همینجا منتظر باش. میرم می‌پرسم.

60
00:04:46,666 --> 00:04:49,666
‫موقع خوبی اومدی. یه سری چیزای ناجور جدید برامون رسیده.

61
00:04:49,666 --> 00:04:51,666
‫ببخشید! باید اونارو برای دفعه بعد بذارم!

62
00:04:52,541 --> 00:04:55,250
‫مطمئنم که هنرمنده به خاطر بیماری زمین‌گیر شده.

63
00:04:56,250 --> 00:05:01,166
‫و بدتر از اون، شایعه شده که
‫یکی که نقاشی رو خریده، کشته شده.

64
00:05:04,291 --> 00:05:05,291
‫ممنون که منتظر موندی!

65
00:05:05,375 --> 00:05:07,291
‫اون چیه دستت؟

66
00:05:07,333 --> 00:05:09,291
‫آه، ف-فقط یه چیز کوچولو!

67
00:05:09,375 --> 00:05:11,333
‫مهمتر از اون، جزئیاتو گرفتم.

68
00:05:12,291 --> 00:05:14,333
‫بهم گفتن نقاشه تو ساکایچو زندگی می‌کنه.

69
00:05:14,375 --> 00:05:17,333
‫ممنون. بقیشو خودم انجام می‌دم.

70
00:05:18,333 --> 00:05:19,333
‫مواظب باش!

71
00:05:27,333 --> 00:05:30,333
‫ببخشید! دوشو ساگا-دونو تشریف دارن؟

72
00:05:31,291 --> 00:05:33,333
‫آره! بیا تو.

73
00:05:37,333 --> 00:05:40,333
‫خیلی وقته مهمونی نداشتم.

74
00:05:41,291 --> 00:05:42,333
‫شما کی باشین؟

75
00:05:42,375 --> 00:05:45,291
‫درود. من به اسم جینیا شناخته می‌شم.

76
00:05:45,333 --> 00:05:48,333
‫برای کسب دانش شما به اینجا اومدم، قربان.

77
00:05:49,291 --> 00:05:53,291
‫می‌تونی تعارفو بذاری کنار.
‫من اونقدر مهم نیستم که اینجوری باهام حرف بزنی.

78
00:05:53,333 --> 00:05:55,291
‫بشین.

79
00:06:05,000 --> 00:06:07,541
‫بهم گفتن که خیلی مریض شدین، ساگا-دونو.

80
00:06:07,541 --> 00:06:12,583
‫به اون جدیت نیست.
‫فقط پیری به سراغم اومده.

81
00:06:13,541 --> 00:06:17,541
‫بدنم دیگه نمی‌تونه فشار کار هنری رو تحمل کنه.

82
00:06:18,541 --> 00:06:20,541
‫پس، نفرین یه نقاشی شیطانی نیست؟

83
00:06:20,583 --> 00:06:25,583
‫هه. چی باعث شد این فکرو بکنی، اخمو؟
‫تو سِنگِندو کار می‌کنی یا چی؟

84
00:06:26,541 --> 00:06:27,541
‫اصلاً.

85
00:06:27,583 --> 00:06:29,625
‫ولی شنیدم که تو اونی که اینو کشیده.

86
00:06:31,541 --> 00:06:32,583
‫کودانزاکا...

87
00:06:33,541 --> 00:06:35,583
‫این منو به گذشته‌ها می‌بره!

88
00:06:36,541 --> 00:06:40,541
‫من دارم در مورد شایعات پشت
‫اوکی‌یوئه کودانزاکا تحقیق می‌کنم تا بفهمم حقیقت دارن یا نه.

89
00:06:40,583 --> 00:06:43,541
‫خواهش می‌کنم هر چی در موردش می‌دونی بهم بگو.

90
00:06:44,541 --> 00:06:46,583
‫حتماً، می‌تونم این کارو بکنم.

91
00:06:47,541 --> 00:06:49,541
‫ولی از کجا شروع کنم؟

92
00:06:50,541 --> 00:06:55,583
‫اولاً، اسم «کودانزاکا».
‫هیچ ربطی به محله کودانزاکا تو اِدو نداره.

93
00:06:55,583 --> 00:06:57,583
‫در واقع به اون زن اشاره داره.

94
00:06:58,583 --> 00:07:01,583
‫منظورت اینه که اسم
‫این خانوم تو عکسه؟

95
00:07:02,541 --> 00:07:04,541
‫نه دقیقاً.

96
00:07:04,541 --> 00:07:08,583
‫خیلی وقت پیش، یه مردی که یه کاتانا
‫ساخت کادونو حمل می‌کرد، این لقبو براش گذاشت.

97
00:07:10,625 --> 00:07:12,583
‫کودانزاکا یا «نه تپه».

98
00:07:13,541 --> 00:07:17,541
‫اسمش موتوهارو بود و زیاد به اینجا سر می‌زد.

99
00:07:25,583 --> 00:07:29,458
‫راستشو بخوای، من اول که یوکازه رو دیدم ازش متنفر بودم.

100
00:07:30,458 --> 00:07:34,541
‫احساس خوش‌شانسی می‌کردم که یه نگهبان شدم، ولی اون دیوونه‌م می‌کرد
‫چون نمی‌تونستم درکش کنم.

101
00:07:36,500 --> 00:07:40,458
‫با این حال، اون نفرت مانع از این نشد که
‫نخوام ازش محافظت کنم.

102
00:07:41,500 --> 00:07:43,458
‫ولی حالا ما رو نگاه کن...

103
00:07:44,166 --> 00:07:48,125
‫حتی سوگند پاک‌نشدنی من برای محافظت از اون هم
‫نتونست تا ابد دووم بیاره.

104
00:07:49,166 --> 00:07:51,166
‫مثل من نشو، باشه؟

105
00:07:52,166 --> 00:07:56,208
‫جینتا. مردی شو که بتونه از نفرتش قدردانی کنه.

106
00:07:56,833 --> 00:07:57,833
‫تو الان مسئولیت داری!

107
00:07:58,791 --> 00:08:01,833
‫مراقب شیرایوکی باش. و با سوزونه صمیمی بمون.

108
00:08:07,041 --> 00:08:09,041
‫متاسفم، ولی اون مرد...

109
00:08:10,041 --> 00:08:13,000
‫می‌تونین لطفاً یه کم بیشتر در موردش بهم بگین؟

110
00:08:13,041 --> 00:08:14,041
‫هوم؟

111
00:08:15,000 --> 00:08:18,083
‫من اهل کادونو هستم. موتوهارو پدرخوانده من بود.

112
00:08:19,000 --> 00:08:23,083
‫اوه، جدی می‌گی؟ پس، تو پسرخوانده اونی!

113
00:08:24,041 --> 00:08:26,000
‫با کمال میل بیشتر بهت می‌گم.

114
00:08:26,041 --> 00:08:31,000
‫به هر حال، نمی‌تونم در مورد کودانزاکا توضیح بدم بدون اینکه
‫بیشتر در مورد موتوهارو وارد جزئیات بشم.

115
00:08:33,041 --> 00:08:35,041
‫اون موقع که هنوز یه بچه کوچولو بودم...

116
00:08:44,041 --> 00:08:46,083
‫هی، خانوم. اینجا زندگی می‌کنی؟

117
00:08:48,000 --> 00:08:49,083
‫بله، می‌کنم.

118
00:08:50,041 --> 00:08:53,000
‫خب، من امروز دارم اثاث‌کشی می‌کنم. اسمم دوشو ساگاـس.

119
00:08:53,041 --> 00:08:54,000
‫و شما؟

120
00:08:55,041 --> 00:08:58,000
‫نمی‌تونم اسممو بگم، ولی هیچوقت دروغ نمی‌گم.

121
00:08:58,000 --> 00:09:00,000
‫می‌تونی منو «بی‌نام» صدا کنی.

122
00:09:00,083 --> 00:09:02,000
‫بی‌نام...؟

123
00:09:07,500 --> 00:09:09,500
‫وای. امروز واقعاً داری سخت کار می‌کنی.

124
00:09:09,541 --> 00:09:11,500
‫داری یه شاهکار دیگه تموم می‌کنی؟

125
00:09:11,541 --> 00:09:15,500
‫مطمئن باش! می‌خوام بهترین هنرمند اِدو بشم، می‌دونی.

126
00:09:15,541 --> 00:09:17,500
‫این دیگه خیلیه.

127
00:09:17,500 --> 00:09:19,500
‫شوخی نیست. جدی می‌گم!

128
00:09:20,541 --> 00:09:21,500
‫اگه تو میگی.

129
00:09:24,500 --> 00:09:26,500
‫من موتوهارو، نگهبان هستم.

130
00:09:26,541 --> 00:09:30,500
‫تحت فرمان ایتسوکی‌هیمه اومدم
‫تا یه نامه تحویل بدم.

131
00:09:30,541 --> 00:09:32,541
‫اوه، باز هم تویی.

132
00:09:33,500 --> 00:09:34,500
‫لعنتی.

133
00:09:34,541 --> 00:09:37,583
‫چرا باید مثل یه پیک اینور و اونور برم
‫وقتی قرار بود یه نگهبان باشم؟!

134
00:09:38,541 --> 00:09:39,541
‫این چرندیاته!

135
00:09:40,500 --> 00:09:42,500
‫اون زن واقعاً رو اعصابه!

136
00:09:44,541 --> 00:09:49,541
‫بازم غرغر؟ تو هیچوقت چیز خوبی در مورد
‫این خانوم ایتسوکی‌هیمه نمی‌گی.

137
00:09:50,500 --> 00:09:51,500
‫خب، آره، معلومه!

138
00:09:51,541 --> 00:09:55,583
‫فکر می‌کردم بالاخره با این شغل یه احترامی به دست آوردم،
‫ولی فقط مثل یه خدمتکار فرستاده می‌شم اِدو.

139
00:09:56,541 --> 00:09:59,541
‫قسم می‌خورم، اون زن از شیاطین واقعی
‫هم شیطانی‌تره!

140
00:10:04,541 --> 00:10:10,541
‫پدرت خیلی باحال بود. سالی یه بار میومد اِدو
‫فقط برای اینکه با غرغر کردن خودشو خالی کنه.

141
00:10:11,500 --> 00:10:12,541
‫واقعاً این کارو می‌کرد؟

142
00:10:12,583 --> 00:10:17,500
‫بذار حدس بزنم. همیشه مواظب حرفاش بود
‫و مثل یه جنتلمن واقعی باهات رفتار می‌کرد؟

143
00:10:18,541 --> 00:10:21,583
‫متاسفم که اینو می‌گم، ولی اون واقعاً خیلی تندخو بود.

144
00:10:23,500 --> 00:10:26,541
‫به هر حال، برگردیم به موضوع کودانزاکا...

145
00:10:27,500 --> 00:10:32,583
‫اون اول یه بِنی‌ئه بود که با دست کشیدم
‫وقتی بی‌نام هنوز این دور و برا زندگی می‌کرد.

146
00:10:33,541 --> 00:10:36,541
‫ولی خیلی بعدتر، اونایی که از سِنگِندو بودن بهم گفتن
‫که به فروشش علاقه دارن.

147
00:10:37,541 --> 00:10:42,541
‫تیکه‌هایی که الان تو بازارن، چاپ‌های چوبی‌ان
‫که از یه طرح جدیدی که براشون کشیدم، حکاکی شدن.

148
00:10:43,541 --> 00:10:47,500
‫پس، این یه نقاشی از زنیه که
‫به اسم بی‌نام می‌شناختی؟

149
00:10:47,541 --> 00:10:51,500
‫می‌شه گفت، ولی کاملاً دقیق نیست.

150
00:10:52,500 --> 00:10:56,500
‫تو کودانزاکا رو به مردم به عنوان یه «نقاشی شیطانی»
‫توصیف کردی. چرا؟

151
00:10:57,500 --> 00:10:59,583
‫باور کنی یا نه، دقیقاً همینه که هست.

152
00:11:00,541 --> 00:11:03,500
‫در اصل، اون نقاشی قطعاً «جادو شده».

153
00:11:04,541 --> 00:11:10,500
‫با این حال، قبل از اینکه وارد جزئیات بشیم،
‫یه چیزی هست که اول باید ازت بپرسم.

154
00:11:11,500 --> 00:11:14,500
‫وقتی اولین بار کودانزاکا رو دیدی،
‫چه فکری کردی؟

155
00:11:18,500 --> 00:11:21,541
‫دیدن میکو با گردنبند یشم
‫کنار یه رودخونه منو به فکر

156
00:11:21,541 --> 00:11:25,500
‫افسانه پرنسس نوناکاوا از شینانو انداخت.

157
00:11:26,500 --> 00:11:28,500
‫به جز کاتانایی که دستشه

158
00:11:28,500 --> 00:11:31,541
‫این حسو هم بهم داد که ممکنه به
‫کادونو و ایتسوکی‌هیمه ربط داشته باشه.

159
00:11:32,500 --> 00:11:35,500
‫آه، خیلی خوبه. دقیقاً زدی به هدف.

160
00:11:35,541 --> 00:11:38,500
‫پس بذار توضیح بدم چرا شیطانیه.

161
00:11:38,541 --> 00:11:41,541
‫ولی فقط محض اطلاع،
‫مطمئنم پشیمون می‌شی که اینو شنیدی.

162
00:11:42,500 --> 00:11:45,541
‫ممکنه حس کنی بهتر بود نمی‌دونستی.

163
00:11:51,541 --> 00:11:55,583
‫در طول سالیان دراز،
‫موتوهارو به عنوان بخشی از وظایفش به اِدو سفر می‌کرد،

164
00:11:56,500 --> 00:11:59,541
‫و اینجا سر می‌زد تا یه کم غر بزنه
‫قبل از اینکه برگرده.

165
00:12:00,500 --> 00:12:04,541
‫با این حال، متوجه شدم که رفتارش
‫نسبت به میکویی که بهش خدمت می‌کرد، شروع به تغییر کرد.

166
00:12:05,541 --> 00:12:06,583
‫تا اینکه، یه روز...

167
00:12:08,583 --> 00:12:10,541
‫می‌خوام یه چیزی برام بکشی.

168
00:12:12,500 --> 00:12:14,541
‫بذار حدس بزنم، میکوی محبوبت؟

169
00:12:15,500 --> 00:12:16,500
‫درسته.

170
00:12:16,500 --> 00:12:19,500
‫یادمه اون روزایی که
‫فقط در موردش غر می‌زدی.

171
00:12:19,500 --> 00:12:22,500
‫حالا یه راست پریدی تو
‫عشق و عاشقی!

172
00:12:22,541 --> 00:12:23,541
‫مسخره‌م نکن.

173
00:12:24,541 --> 00:12:28,541
‫به علاوه... اونم سختی‌های خودشو داشته.

174
00:12:29,541 --> 00:12:34,500
‫باشه، ولی چطوری باید
‫یه خانومی رو بکشم که هیچوقت ندیدمش، ها؟

175
00:12:34,541 --> 00:12:36,500
‫اون مشکلی نخواهد بود.

176
00:12:36,541 --> 00:12:38,541
‫چون ما بی‌نامو اینجا داریم.

177
00:12:38,583 --> 00:12:41,541
‫بی‌نام؟ اون چه ربطی به این داره؟

178
00:12:42,500 --> 00:12:43,541
‫خب، می‌بینی...

179
00:12:43,583 --> 00:12:46,500
‫بی‌نام اول تو شینانو به دنیا اومده،

180
00:12:46,541 --> 00:12:50,500
‫ولی به نظر می‌رسه سختی‌هایی داشته
‫که مجبورش کرده به کادونو فرار کنه.

181
00:12:50,541 --> 00:12:51,500
‫اوه؟

182
00:12:51,541 --> 00:12:55,541
‫بعدش بالاخره کادونو رو ترک کرد
‫و اومد اینجا تو اِدو ساکن شد.

183
00:12:56,500 --> 00:13:01,500
‫وایسا. قبول دارم که این غافلگیرکننده‌س،
‫ولی چه ربطی به نقاشی میکوی تو داره؟

184
00:13:01,500 --> 00:13:02,541
‫چون اون دو تا به هم ربط دارن.

185
00:13:04,541 --> 00:13:06,500
‫حقیقت اینه که...

186
00:13:07,500 --> 00:13:08,583
‫یوکازه و بی‌نام شبیه همن.

187
00:13:09,583 --> 00:13:13,541
‫داری می‌گی اوکی‌یوئه کودانزاکا
‫یه نقاشی از یوکازه-سانه؟

188
00:13:14,541 --> 00:13:16,541
‫میکوی دهکده کادونو؟

189
00:13:17,500 --> 00:13:18,583
‫دقیقاً!

190
00:13:19,541 --> 00:13:25,500
‫بر اساس همزادش، بی‌نام،
‫با ترکیب نصیحت موتوهارو و تخیل من کشیده شده.

191
00:13:25,541 --> 00:13:27,500
‫اینطوری کودانزاکا به دنیا اومد.

192
00:13:28,541 --> 00:13:34,541
‫گرچه افسانه پرنسس نوناکاوا رو تداعی می‌کنه،
‫در واقع ایتسوکی‌هیمه و یارای رو به تصویر می‌کشه، ها؟

193
00:13:36,541 --> 00:13:38,541
‫ولی چی باعث می‌شه شیطانی باشه؟

194
00:13:39,500 --> 00:13:44,583
‫اون اوایل، موتوهارو یه بار اون زنو
‫به عنوان «شیطانی‌تر از شیاطین واقعی» توصیف کرد.

195
00:13:45,500 --> 00:13:46,541
‫و از اونجا میاد.

196
00:13:47,500 --> 00:13:50,500
‫من فقط برای مسخره کردن غرغرای قدیمیش
‫اونو اینطوری صدا کردم.

197
00:13:51,500 --> 00:13:57,500
‫ولی بعد از اینکه اون طرح جدیدشو تو سِنگِندو
‫برای یادآوری خاطرات کشیدم، واقعاً پیری رو حس کردم.

198
00:13:57,541 --> 00:13:59,583
‫حتی الانم، فکر می‌کنم اشتباه بود.

199
00:14:00,541 --> 00:14:05,583
‫اون نقاشی «شیطانی» بر اساس عشق واقعی انسانی بود
‫و حالا کارما داره منو به خاطر پول درآوردن ازش مجازات می‌کنه.

200
00:14:06,541 --> 00:14:12,500
‫پس، کارکنان سِنگِندو حرفای تو رو باور کردن
‫و فکر کردن نقاشی جادوشده باعث بیماریت شده.

201
00:14:12,541 --> 00:14:16,583
‫آره، واقعاً همش به همین خلاصه می‌شه.
‫فقط یه تصادف بد موقع.

202
00:14:17,541 --> 00:14:21,541
‫هیچ چیز ترسناک یا نفرین‌شده‌ای در موردش نیست.
‫یه نقاشی کاملاً محترمه.

203
00:14:22,541 --> 00:14:25,500
‫چرا فکر کردی از یاد گرفتن این پشیمون می‌شم؟

204
00:14:25,541 --> 00:14:28,541
‫اون نقاشی کودانزاکا. خیلی خوشگله، ها؟

205
00:14:31,541 --> 00:14:33,541
‫باشه! نظرت در مورد این چیه، موتوهارو؟

206
00:14:34,541 --> 00:14:36,541
‫نه. افتضاحه.

207
00:14:42,500 --> 00:14:44,500
‫اصلاً به من گوش می‌کردی؟

208
00:14:44,500 --> 00:14:45,541
‫یوکازه این شکلی نیست.

209
00:14:53,541 --> 00:14:57,500
‫هنوزم ازش راضی نیستی؟
‫ای بابا، باید چیکار کنم؟

210
00:14:58,541 --> 00:15:00,500
‫اونو حتی زیباتر کن.

211
00:15:01,500 --> 00:15:06,500
‫خلاصه بگم، کودانزاکا نسخه خیلی
‫آب و تاب‌دار موتوهارو از میکوی محبوبشه.

212
00:15:07,541 --> 00:15:09,541
‫حالا، اینم اصل ماجرا.

213
00:15:10,541 --> 00:15:15,500
‫گفتی وقتی اولین بار کودانزاکا رو دیدی
‫به فکر پرنسس نوناکاوا افتادی،

214
00:15:15,500 --> 00:15:16,541
‫ولی موتوهارو یه ایده دیگه‌ای داشت.

215
00:15:18,500 --> 00:15:21,583
‫اون فکر می‌کرد خیلی شبیه
‫الهه یاساکاتومه هست.

216
00:15:22,541 --> 00:15:24,500
‫باهاش آشنایی داری؟

217
00:15:24,541 --> 00:15:28,541
‫وقتی جوونتر بودم، موتوهارو-سان یه کم
‫در مورد اساطیر محلی بهم یاد داد.

218
00:15:28,583 --> 00:15:31,500
‫اون یه الهه‌س که تو معبد سووا
‫تو شینانو پرستش می‌شه، درسته؟

219
00:15:31,541 --> 00:15:36,583
‫دقیقاً. احتمالاً اون ارتباطو برقرار کرده
‫چون بی‌نام تو شینانو به دنیا اومده،

220
00:15:37,500 --> 00:15:41,500
‫ولی ببین پسرخوانده‌ش هم اونو
‫با یه الهه شینانو مقایسه می‌کنه.

221
00:15:47,541 --> 00:15:49,500
‫به نظر خیلی خوشحالی.

222
00:15:50,500 --> 00:15:52,541
‫خب، می‌خوای افتخار نامگذاریشو به عهده بگیری؟

223
00:15:52,583 --> 00:15:53,541
‫یه اسم؟

224
00:15:54,541 --> 00:15:56,500
‫سوال خوبیه...

225
00:15:57,500 --> 00:15:58,583
‫شاید یاساکاتومه؟

226
00:15:59,541 --> 00:16:00,500
‫نه.

227
00:16:00,541 --> 00:16:03,500
‫زیبایی همسرم حتی از خدایان هم بیشتره.

228
00:16:03,500 --> 00:16:07,541
‫اگه یاساکا یعنی «هشت تپه»،
‫پس باید یه پله بالاتر ببرمش.

229
00:16:07,541 --> 00:16:09,500
‫پس، اسمش می‌شه...

230
00:16:10,541 --> 00:16:12,500
‫کودانزاکا!

231
00:16:13,500 --> 00:16:16,500
‫دیدی؟ مطمئنم الان آرزو می‌کردی هیچوقت بهت نمی‌گفتم!

232
00:16:16,541 --> 00:16:21,583
‫اوکی‌یوئه کودانزاکا نتیجه اینه که بابات
‫یه توله‌سگ عاشق‌پیشه‌س. فقط می‌خواسته زنشو ستایش کنه.

233
00:16:22,541 --> 00:16:25,541
‫و این چیزیه که اونو «جادوکننده» می‌کنه.

234
00:16:26,541 --> 00:16:32,541
‫حالا فهمیدم. چاپلوسیش باعث شد کودانزاکا
‫به خاطر زیباییش «جادوکننده» نامیده بشه نه یه نفرین.

235
00:16:32,583 --> 00:16:37,541
‫راستی، رفیق، متوجه شدم که بدون اینکه خم به ابروت بیاری
‫هی اونو «کودانزاکا» صدا می‌کنی،

236
00:16:37,541 --> 00:16:42,500
‫ولی امیدوارم متوجه باشی که این اساساً مثل اینه که بگی
‫«مامانم از الهه‌گان هم زیباتره».

237
00:16:43,500 --> 00:16:44,541
‫اوه، ولم کن.

238
00:16:47,500 --> 00:16:50,500
‫بالاخره اون قیافه اخموتو باز کردی!

239
00:16:50,583 --> 00:16:52,541
‫ممنون بابت خنده خوب.

240
00:16:53,500 --> 00:16:57,500
‫خب، فکر کنم اگه تا همین الان
‫در مورد کودانزاکا نمی‌دونستی،

241
00:16:57,541 --> 00:17:00,500
‫یعنی موتوهارو هیچوقت اونو با بچه‌هاش در میون نذاشته.

242
00:17:06,500 --> 00:17:07,500
‫این چیه؟

243
00:17:07,541 --> 00:17:09,541
‫یه نقاشی آزمایشی که اون موقع کشیدم.

244
00:17:10,500 --> 00:17:13,500
‫امیدوارم از اینکه یه کم کثیف شده چشم‌پوشی کنی.

245
00:17:14,500 --> 00:17:18,541
‫می‌دونم که خیلی بهش گیر دادم،
‫ولی لطفاً از موتوهارو کینه به دل نگیر.

246
00:17:18,583 --> 00:17:22,541
‫با وجود اینکه یه احمق بود، واقعاً به خانواده‌ش اهمیت می‌داد.

247
00:17:23,500 --> 00:17:26,541
‫بعد از اینکه دخترش به دنیا اومد،
‫سفراش به اِدو کمتر و کمتر شد.

248
00:17:26,541 --> 00:17:33,500
‫بعدش، تو آخرین سفرش، در مورد پسر و دخترخوانده جدیدش بهم گفت،
‫و دیگه هیچوقت برنگشت.

249
00:17:33,541 --> 00:17:35,083
‫اون همچین آدمی بود.

250
00:17:43,166 --> 00:17:45,166
‫آره، می‌دونم.

251
00:17:46,166 --> 00:17:51,125
‫پدرم همیشه درسای مهم زندگی رو بهم یاد می‌داد.

252
00:17:53,125 --> 00:17:54,166
‫این خوبه.

253
00:17:58,208 --> 00:18:00,166
‫اینم سفارش کاکه-سوباتون.

254
00:18:02,125 --> 00:18:05,166
‫مشکل چیه، رفیق؟ زل زدی به من.

255
00:18:06,125 --> 00:18:09,125
‫هیچی. فقط دارم تحسین می‌کنم چقدر پدر خوبی هستی.

256
00:18:09,166 --> 00:18:10,125
‫ها؟

257
00:18:10,166 --> 00:18:14,125
‫چت شده، جینیا-کون؟

258
00:18:14,166 --> 00:18:18,125
‫چیزی در مورد اون نقاشی اوکی‌یوئه غیرمعمول
‫اتفاق افتاده؟

259
00:18:19,125 --> 00:18:21,166
‫نه، چیز مهمی نبود.

260
00:18:23,166 --> 00:18:27,166
‫در مورد یه جنبه‌ای از پدرخوانده‌م یاد گرفتم
‫که قبلاً هیچوقت نمی‌دونستم.

261
00:18:27,166 --> 00:18:29,125
‫یه جورایی غافلگیرکننده بود.

262
00:18:29,166 --> 00:18:31,125
‫پدرا همینطورن.

263
00:18:31,208 --> 00:18:35,166
‫مال منم همینه. همه چیز در مورد اون
‫گل و بلبل نیست.

264
00:18:36,125 --> 00:18:39,166
‫دهنش لق و گشاده.
‫به علاوه، با کوچکترین چیزی می‌ترسه.

265
00:18:39,166 --> 00:18:41,166
‫و بعضی وقتا می‌تونه یه کله‌پوک تمام‌عیار باشه.

266
00:18:42,125 --> 00:18:44,166
‫هی! داری در مورد من حرف می‌زنی، نه؟

267
00:18:45,125 --> 00:18:46,208
‫اصلاً همچین فکری نکن.

268
00:18:46,208 --> 00:18:48,125
‫آها.

269
00:18:50,166 --> 00:18:53,125
‫ولی همه اینا بخشی از شخصیت بابامه.

270
00:18:55,125 --> 00:18:56,166
‫فکر کنم راست میگی.

271
00:19:00,166 --> 00:19:03,125
‫هیچ مشکلی با اون نقاشی اوکی‌یوئه نبود.

272
00:19:04,125 --> 00:19:08,166
‫شهرت «شیطانی» اون صرفاً نتیجه
‫ابراز پشیمونی‌هایی بود که هنرمنده داشت.

273
00:19:09,166 --> 00:19:12,125
‫هیچ آسیبی ازش نمی‌رسه، چه نگهش دارن چه بفروشنش.

274
00:19:12,166 --> 00:19:15,125
‫در مورد مرگی که ظاهراً باعثش شده چی؟

275
00:19:15,166 --> 00:19:18,125
‫ببخشید که رک حرف می‌زنم،
‫ولی صرفاً تصادف بود.

276
00:19:18,166 --> 00:19:23,166
‫درسته که یه نفر که صاحب نقاشی بود
‫فوت کرده، ولی من اون نسخه رو برای خودم گرفتم

277
00:19:23,208 --> 00:19:25,166
‫و هیچ چیز مشکوکی در موردش پیدا نکردم.

278
00:19:26,125 --> 00:19:30,125
‫باشه. به نظر نمی‌رسه
‫چیزی باشه که بخوایم در موردش شلوغش کنیم.

279
00:19:30,166 --> 00:19:33,125
‫فقط شانسای خوب و بد، ها؟

280
00:19:33,166 --> 00:19:37,125
‫ممنون که حلش کردی. قبل از اینکه بری پولتو میارم.

281
00:19:37,166 --> 00:19:39,208
‫فعلاً، بیا گلو رو تر کنیم.

282
00:19:41,208 --> 00:19:43,125
‫بیا، اول تو.

283
00:19:50,125 --> 00:19:51,125
‫حالا نوبت توئه.

284
00:20:00,125 --> 00:20:02,166
‫نوشیدنی چیزیه که زیاد می‌خوری؟

285
00:20:05,125 --> 00:20:07,125
‫قبلاً نوشیدن فقط یه راه فرار برام بود.

286
00:20:10,166 --> 00:20:13,166
‫ولی یه جایی، بیشتر یه سرگرمی شد.

287
00:20:14,166 --> 00:20:17,125
‫مخصوصاً از وقتی که نوشیدنی‌های اخیر طعم خوبی دارن.

288
00:20:17,208 --> 00:20:20,125
‫و تو؟ بهش علاقه داری؟

289
00:20:20,166 --> 00:20:21,125
‫بله.

290
00:20:22,125 --> 00:20:24,125
‫حداقل اونقدر که شبا یکی دو تا لیوان ازش بنوشم.

291
00:20:28,125 --> 00:20:31,166
‫خب پس، باید یه وقت دیگه هم این کارو بکنیم.

292
00:20:36,166 --> 00:20:39,125
‫مطمئناً. باعث افتخارمه.
