﻿1
00:00:02,500 --> 00:00:07,500
.‫یک، کرانه‌ای که در دوردست‌هاست رو ببین

2
00:00:07,541 --> 00:00:12,541
.دو، زادگاهِ گم شده در گذشته

3
00:00:13,500 --> 00:00:18,500
.سه، دیگه مامان و بابایی در کار نیست

4
00:00:18,541 --> 00:00:23,541
.چهار، به زندگیِ پس از مرگ قدم‌ بذار

5
00:00:25,500 --> 00:00:30,500
.‫پنج، همه‌چی با گذر زمان کهنه میشه و از بین میره

6
00:00:30,541 --> 00:00:35,541
.شش، دلم لک زده برای اون روزا

7
00:00:36,500 --> 00:00:40,541
.هفت، اشک‌هام دیگه خشک شدن

8
00:00:41,541 --> 00:00:44,500
...هشت، در آخر

9
00:00:49,541 --> 00:00:51,541
.دیگه بیشتر از این نیست

10
00:01:01,541 --> 00:01:02,541
شمشیر شکارچی شیاطین

11
00:01:02,708 --> 00:01:06,708
شمشیر شکارچی شیاطین

12
00:02:02,166 --> 00:02:04,166
(سال ششم دوره‌ی کائی (185۳

13
00:02:24,125 --> 00:02:25,166
!اوه، ببخشید

14
00:02:31,125 --> 00:02:33,166
!ارباب سامورایی

15
00:02:33,166 --> 00:02:34,208
‫ببخشید اگه بی‌ادبی کردم!

16
00:02:35,125 --> 00:02:37,166
.‫عیبی نداره، حواسم نبود کجا میرم

17
00:02:38,125 --> 00:02:40,125
‫ببخشید، این منم که باید معذرت بخوام.

18
00:02:40,125 --> 00:02:41,208
...‫نـ ـ نه، اینجوری نیست

19
00:02:41,208 --> 00:02:44,125
.عیبی نداره، اورا-چان

20
00:02:44,125 --> 00:02:46,208
.ایشون میورا نائوتسوگو-ساما هستن

21
00:02:47,125 --> 00:02:48,125
،با اینکه یه سامورایی‌‌ان

22
00:02:48,125 --> 00:02:51,125
.ولی به مهربونی و دل‌رحمی معروفن

23
00:02:55,125 --> 00:02:57,125
‫ممنون که منتظر موندین.

24
00:02:57,125 --> 00:02:58,166
.‫اینم از سوباتون

25
00:02:58,166 --> 00:02:59,166
.خیلی ممنونم

26
00:03:04,125 --> 00:03:06,166
قضیه چیه نائوتسوگو-ساما؟

27
00:03:06,166 --> 00:03:08,166
‫انگار اشتها ندارین.

28
00:03:09,125 --> 00:03:10,125
.نه

29
00:03:10,125 --> 00:03:12,166
.فقط ذهنم مشغوله

30
00:03:12,166 --> 00:03:14,208
‫چیزی نگرانتون کرده؟

31
00:03:15,125 --> 00:03:16,125
‫آره.

32
00:03:19,125 --> 00:03:22,125
‫آقا، میشه به حرفام گوش بدین؟

33
00:03:22,166 --> 00:03:25,166
.اگه شما مشکلی ندارین، من سراپا گوشم

34
00:03:25,166 --> 00:03:26,166
.خیلیم عالی

35
00:03:27,125 --> 00:03:28,125
‫راستش...

36
00:03:28,125 --> 00:03:30,125
‫من همیشه یه برادر بزرگتر داشتم.

37
00:03:30,125 --> 00:03:32,166
‫نه، یه لحظه صبر کنین.

38
00:03:32,166 --> 00:03:34,125
‫این حرفا چیه می‌زنین؟

39
00:03:34,166 --> 00:03:36,208
‫آخه نائوتسوگو-ساما، شما که وارث خاندان میورا هستین.

40
00:03:37,125 --> 00:03:39,125
چطور ممکنه یه برادر بزرگتر داشته باشین؟

41
00:03:39,125 --> 00:03:42,166
‫ولی من یه برادر بزرگتر داشتم.

42
00:03:42,208 --> 00:03:43,166
.اوفو-سان

43
00:03:43,208 --> 00:03:45,125
.بـ ـ بله

44
00:03:45,125 --> 00:03:46,166
‫برادرم...

45
00:03:46,208 --> 00:03:49,208
‫تا حالا اسم یه مرد به اسم میورا ساداناگا رو شنیدین؟

46
00:03:51,125 --> 00:03:52,208
.نه متاسفانه

47
00:03:55,166 --> 00:03:56,166
‫می‌دونستم.

48
00:03:56,208 --> 00:03:58,166
‫هیچ‌کس برادرم رو یادش نیست.

49
00:03:59,125 --> 00:04:01,125
‫حتی پدر و مادرم هم یادشون نمیاد.

50
00:04:01,166 --> 00:04:04,166
‫نکنه واقعاً دارم دیوونه میشم؟

51
00:04:11,166 --> 00:04:12,166
‫نائوتسوگو-ساما.

52
00:04:12,166 --> 00:04:15,125
‫نگران نباشین.

53
00:04:15,166 --> 00:04:18,125
.اگه نودل‌ها رو نخورین، خمیر میشن

54
00:04:20,125 --> 00:04:21,208
.میگن، میورا-ساما

55
00:04:22,125 --> 00:04:26,125
‫شاید جسارت باشه، اما مایلین
یه آدم مورد اعتماد رو بهتون معرفی کنم؟

56
00:04:26,125 --> 00:04:27,166
‫گفتین یه آدم مورد اعتماد؟

57
00:04:27,208 --> 00:04:28,208
‫بله.

58
00:04:29,125 --> 00:04:33,125
‫شاید اون آدم بتونه کمکتون کنه.

59
00:04:34,166 --> 00:04:35,208
‫حق با توئه.

60
00:04:35,208 --> 00:04:36,166
‫راستش،

61
00:04:36,208 --> 00:04:41,166
‫یه مشتری دارم که عاشق این جور پرونده‌های مرموز و عجیب غریبه.

62
00:04:42,166 --> 00:04:43,208
‫این مشتری...

63
00:04:43,208 --> 00:04:46,166
یه جور راهبه‌ یا همچین چیزیه؟

64
00:04:46,166 --> 00:04:47,166
‫چی؟

65
00:04:48,125 --> 00:04:51,125
مثلاً متخصص جن‌گیری‌ـه؟

66
00:04:56,208 --> 00:04:59,166
.‫نه بابا، فقط یه سامورایی دوره‌گرد

67
00:04:59,166 --> 00:05:03,166
‫ولی شنیدم به مردم تو حل و فصل اتفاقای ماوراءالطبیعه کمک می‌کنه.

68
00:05:03,208 --> 00:05:06,125
.و خب البته که مجانی کار نمی‌کنه

69
00:05:06,125 --> 00:05:09,208
‫میگن شمشیرزن خیلی ماهریه
.و با یه ضربه می‌تونه شیاطین رو بکشه

70
00:05:11,166 --> 00:05:15,166
‫قیافه‌ش یکم خشن می‌زنه، ولی در اصل آدم خوبیه.

71
00:05:15,166 --> 00:05:18,125
‫یه خصلت‌های بامزه‌ای هم داره که آدم انتظارشو نداره.

72
00:05:18,125 --> 00:05:21,166
.مثلاً هر روز میاد همون سوبا رو سفارش میده

73
00:05:21,208 --> 00:05:24,125
.اوه، چه حلال‌زاده هم هست

74
00:05:25,166 --> 00:05:26,166
‫خوش اومدی آقا.

75
00:05:26,208 --> 00:05:28,125
.‫خوش اومدین

76
00:05:28,166 --> 00:05:29,166
.یه‌دونه سوبا

77
00:05:29,166 --> 00:05:30,166
‫الان میارم.

78
00:05:30,166 --> 00:05:31,166
.یه کاسه سوبا

79
00:05:48,166 --> 00:05:52,166
قربان، انقدر سوبای ما رو دوست داری؟

80
00:05:52,166 --> 00:05:54,125
.نه والا

81
00:05:54,125 --> 00:05:56,125
.اصلاً تغییر نکردی

82
00:05:56,125 --> 00:05:59,125
‫نمیشه یه چیز خوب بگی که یکم شاد شیم؟

83
00:05:59,166 --> 00:06:00,208
‫خب...

84
00:06:01,125 --> 00:06:04,166
.‫سوبا‌تون خیلی هم خاص نیست، ولی با ذائقهٔ من جوره

85
00:06:05,125 --> 00:06:06,166
‫می‌دونستم.

86
00:06:09,166 --> 00:06:11,125
‫یه کم چای براتون بریزم.

87
00:06:12,166 --> 00:06:14,166
‫معلومه داری قلقشو یاد می‌گیری.

88
00:06:14,166 --> 00:06:18,166
‫معلومه! هر روز دارم بهتر میشم.

89
00:06:19,125 --> 00:06:21,125
‫جینیا-کون، اوضاعتون چطوره؟

90
00:06:24,166 --> 00:06:26,166
.‫پاییز فصل گل‌های اسمانتوس‌ـه

91
00:06:27,125 --> 00:06:29,166
‫تو این فصل،
‫خیلی قشنگ شکوفه می‌زنه،

92
00:06:29,166 --> 00:06:32,166
‫همراه با یه عطر خیلی دلچسب و شیرین.

93
00:06:33,125 --> 00:06:35,125
.‫آره، حق با شماست

94
00:06:35,208 --> 00:06:38,208
‫کم‌کم که باهاش آشنا شدم،
‫دیدم خیلی خوبه.

95
00:06:39,125 --> 00:06:41,166
.تازگیا دارم به گل‌های توی خیابون دقت می‌کنم

96
00:06:41,166 --> 00:06:43,125
جدنی؟

97
00:06:43,166 --> 00:06:47,125
.ما در مورد ۴ فصل حرف زدیم

98
00:06:47,166 --> 00:06:50,125
‫دفعۀ بعد داستانای جالبی
‫درمورد گل‌ها براتون تعریف می‌کنم.

99
00:06:50,125 --> 00:06:52,166
.ببخشید می‌پرم وسط حرف‌تون

100
00:06:58,125 --> 00:06:59,166
‫معذرت می‌خوام.

101
00:06:59,208 --> 00:07:02,125
‫من میورا نائوتسوگو هستم.

102
00:07:02,166 --> 00:07:04,208
‫خب... ببخشید که می‌پرسم،

103
00:07:04,208 --> 00:07:11,208
‫ولی شنیدم شما معمولاً در مورد
‫موضوعات مربوط به شیاطین یا معماها تحقیق می‌کنین.

104
00:07:12,166 --> 00:07:13,166
‫درسته.

105
00:07:13,208 --> 00:07:16,125
.‫من کارم شکار شیاطینه

106
00:07:16,166 --> 00:07:20,166
،پس اگه یه مسئله‌ای رو بهتون بگم
‫می‌تونین معمای عجیبش رو حل کنین؟

107
00:07:21,125 --> 00:07:22,166
.نه دقیقاً

108
00:07:22,166 --> 00:07:23,166
‫چی؟

109
00:07:23,166 --> 00:07:26,166
.‫تنها کاری که من بلدم کشتن شیاطینه

110
00:07:27,125 --> 00:07:29,166
‫اگه شیاطین دلیل این معما نباشن،

111
00:07:29,166 --> 00:07:31,166
.پس کاری ازم برنمیاد

112
00:07:32,125 --> 00:07:33,125
.شرمنده

113
00:07:33,208 --> 00:07:35,166
.که اینطور

114
00:07:37,208 --> 00:07:39,125
...میورا-ساما

115
00:07:57,125 --> 00:07:58,125
‫قربان.

116
00:07:58,125 --> 00:08:02,166
‫ببخشید که می‌پرسم،
‫ولی میشه به نائوتسوگو-ساما کمک کنی؟

117
00:08:03,166 --> 00:08:06,208
.برادر خیالیشون گم شده

118
00:08:06,208 --> 00:08:09,208
‫به نظر میاد خیلی نگران این موضوع باشن.

119
00:08:10,125 --> 00:08:11,166
‫من ازتون می‌خوام کمکشون کنین.

120
00:08:12,125 --> 00:08:17,125
‫یه آدم مهم رو از دست دادن،
.احتمالاً فکرشون درست کار نمی‌کنه

121
00:08:20,125 --> 00:08:21,166
!تو رو خدا کمک کنین

122
00:08:23,125 --> 00:08:27,125
.قبوله، اینجوری ازتون بابت همه‌چی تشکر می‌کنم

123
00:08:29,125 --> 00:08:31,166
.شما دو نفر خیلی نگرانش هستین

124
00:08:33,166 --> 00:08:36,125
.آخه اون یکی از معدود مشتری‌های ثابت‌مونه

125
00:08:42,166 --> 00:08:43,083
Dango

126
00:08:43,125 --> 00:08:44,166
‫چیکار می‌کنی؟

127
00:08:50,125 --> 00:08:51,166
‫ببخشید.

128
00:08:51,208 --> 00:08:54,125
‫یه چای با ایزوبه‌موچی، لطفاً.

129
00:08:54,125 --> 00:08:55,125
‫الان میارم.

130
00:09:02,166 --> 00:09:04,125
موچی دوست داری، نه؟

131
00:09:07,166 --> 00:09:08,166
‫آره.

132
00:09:10,208 --> 00:09:12,125
‫ببخشید معطل شدین.

133
00:09:12,125 --> 00:09:13,125
.ممنونم

134
00:09:18,125 --> 00:09:21,125
.یه مدت که نخوری، بعدش خیلی مزه میده

135
00:09:21,125 --> 00:09:24,125
‫راستی، قضیهٔ ازدواجت با آقای زنجی-دونو چی شد؟

136
00:09:28,166 --> 00:09:30,125
این چه حرفیه یهو می‌زنی؟

137
00:09:30,125 --> 00:09:32,125
.الان دیگه 16 سالت شده

138
00:09:32,125 --> 00:09:33,166
.وقتشه دیگه

139
00:09:33,166 --> 00:09:37,125
.امکان نداره با زنجی ازدواج کنم

140
00:09:37,125 --> 00:09:38,125
‫جدی میگی؟

141
00:09:38,166 --> 00:09:42,166
‫اگه اون باشه، مطمئنم که
.جوزو-دونو با خیال راحت تو رو بهش می‌سپره

142
00:09:43,208 --> 00:09:45,125
‫خب، زِنجی...

143
00:09:46,166 --> 00:09:49,166
.آره، برام مثل یک برادره

144
00:09:50,166 --> 00:09:54,125
‫با اینکه بابام چند تا مورد ازدواج بهم معرفی کرد،

145
00:09:54,166 --> 00:09:58,166
‫گفت بازم به تصمیمم احترام می‌ذاره.

146
00:09:58,166 --> 00:10:00,166
،با اوضاع الانِ مغازه‌مون

147
00:10:00,166 --> 00:10:03,166
بهتر نبود منو می‌دادن به یه تاجر پولدار یا یه خانوادۀ سامورایی؟

148
00:10:06,125 --> 00:10:09,166
‫راستی، تو نمی‌خوای زن بگیری؟

149
00:10:09,166 --> 00:10:13,166
زنای زیادی پیدا نمیشن که بخوان
.با سامورایی دوره‌گردی مثل من ازدواج کنن

150
00:10:14,125 --> 00:10:15,125
.که اینطور

151
00:10:16,166 --> 00:10:18,125
.اینم حرفیه

152
00:10:20,166 --> 00:10:24,166
‫ولی به نظرم تو دیگه کم کم باید به فکرش باشی.

153
00:10:24,166 --> 00:10:26,125
‫الان چند سالته؟

154
00:10:26,166 --> 00:10:27,208
‫سی و یک.

155
00:10:28,125 --> 00:10:30,166
‫امکان نداره! تو از زِنجی هم بزرگ‌تری؟

156
00:10:31,125 --> 00:10:33,166
،قبلاً گفته بودی که خیلی جوون نیستی

157
00:10:33,208 --> 00:10:36,166
ولی حتماً راز خاصی برای مراقبت از پوستت داری، درسته؟

158
00:10:36,166 --> 00:10:37,166
‫کی می‌دونه؟

159
00:10:37,208 --> 00:10:39,166
‫من پول رو همین‌جا می‌ذارم.

160
00:10:40,125 --> 00:10:41,125
‫داری میری؟

161
00:10:41,125 --> 00:10:42,125
.کار دارم

162
00:10:43,125 --> 00:10:44,166
بازم شیاطین؟

163
00:10:48,166 --> 00:10:49,166
.هی

164
00:10:50,125 --> 00:10:52,208
‫چرا گیر دادی به شکار شیاطین؟

165
00:10:52,208 --> 00:10:55,125
،با این مهارت شمشیرزنی

166
00:10:55,125 --> 00:10:58,125
‫مطمئنم کارای دیگه هم هست که بتونی انجام بدی، مگه نه؟

167
00:10:59,166 --> 00:11:01,208
‫راستش، خودمم درست نمی‌دونم.

168
00:11:01,208 --> 00:11:04,125
‫نمی‌دونم چرا تو این راه افتادم.

169
00:11:04,166 --> 00:11:06,125
‫این چه جور جوابیه؟

170
00:11:06,208 --> 00:11:08,208
...ولی اگه بخوام یه جوابی بدم

171
00:11:09,208 --> 00:11:13,125
‫شاید واسه اینه که تنها راهی که دارم همینه.

172
00:11:13,166 --> 00:11:15,125
.که اینطور

173
00:11:15,125 --> 00:11:17,125
‫یه کوچولو خیالم راحت شد.

174
00:11:20,125 --> 00:11:22,166
‫آخه معمولاً خیلی خونسرد به نظر میای.

175
00:11:22,208 --> 00:11:25,125
.و هاله‌ای داری که انگار از این دنیای فانی جدایی

176
00:11:25,166 --> 00:11:28,166
‫راستش رو بخوای، اصلاً نمی‌فهمیدم تو سرت چی می‌گذره.

177
00:11:28,208 --> 00:11:32,166
‫ولی خب، بعضی وقتا هم گیج می‌زنی
.و چیزای ناراحت‌کننده میگی

178
00:11:33,125 --> 00:11:35,166
.ولی خب، تهش تو هم یه آدمی

179
00:11:38,208 --> 00:11:40,125
.ناتسو-دونو

180
00:11:40,125 --> 00:11:41,166
.ناتسوی خالی خوبه

181
00:11:41,208 --> 00:11:44,125
‫خیلی وقته همدیگه رو می‌شناسیم.

182
00:11:44,125 --> 00:11:47,125
.هی بخوای بگی دونو، زیادی رسمی و خشک میشه

183
00:11:48,166 --> 00:11:51,125
.دیگه باید برگردم به مغازه

184
00:11:54,125 --> 00:11:56,125
.زیاد فکرتو درگیرش نکن

185
00:11:56,208 --> 00:11:59,125
!‫وگرنه اخمِ بین ابروهات تا ابد می‌مونه‌ها

186
00:12:09,166 --> 00:12:10,166
.آریموری

187
00:12:11,125 --> 00:12:13,166
امروز بازم می‌خوای بری بیرون؟

188
00:12:17,125 --> 00:12:19,125
‫هزار بار بهت گفتم.

189
00:12:19,125 --> 00:12:21,125
‫تو تنها وارث خاندان میورا هستی.

190
00:12:21,125 --> 00:12:22,166
.‫برادر بزرگ‌تر هم نداری

191
00:12:22,166 --> 00:12:24,166
.ولی قبلاً داشتم

192
00:12:24,166 --> 00:12:26,125
،برای پیدا کردن برادرت

193
00:12:26,125 --> 00:12:29,208
.شنیدم به محله‌های پایین شهر و گِیشاها هم رفتی

194
00:12:31,166 --> 00:12:33,125
،‫بی‌خیال درستکاری نشو

195
00:12:33,125 --> 00:12:36,166
.از جرأت داشتن نترس، خوبی کردن رو فراموش نکن و ادب رو زیر پا نذار

196
00:12:36,166 --> 00:12:40,125
‫برای اینکه وفاداریت رو به خاندان توکوگاوا ثابت کنی،
...باید بی‌معطلی خون بریزی

197
00:12:40,125 --> 00:12:41,208
.این روش سامورایی‌هاست

198
00:12:42,125 --> 00:12:44,166
‫ولی ببین الان داری چیکار می‌کنی.

199
00:12:44,166 --> 00:12:47,166
!تا برادرمو پیدا نکنم، دیگه پا توی اون مکان‌ها نمی‌ذارم

200
00:12:47,166 --> 00:12:48,208
‫ببخشید.

201
00:12:49,125 --> 00:12:50,125
‫انقدر یه دنده نباش دیگه!

202
00:12:50,125 --> 00:12:51,166
!آریموری

203
00:13:09,625 --> 00:13:11,166
.میگم، آریموری

204
00:13:18,125 --> 00:13:20,125
‫این خونه نیست که آدم‌ها رو می‌سازه،

205
00:13:20,125 --> 00:13:22,166
.بلکه آدم‌ها خونه‌ها رو می‌سازن

206
00:13:24,125 --> 00:13:26,125
...اگه خودتو وقف یه خاندان و حکومت بکنی

207
00:13:26,125 --> 00:13:28,125
.می‌تونم درک کنم

208
00:13:30,125 --> 00:13:34,125
‫با این حال، نمی‌خوام برخلاف میلم کاری انجام بدم.

209
00:13:38,166 --> 00:13:41,166
‫برادر، الان کجایی؟

210
00:13:43,125 --> 00:13:44,166
‫دنبال کسی می‌گردی؟

211
00:13:46,125 --> 00:13:47,125
!...شما

212
00:13:47,166 --> 00:13:48,208
،‫من جینیام

213
00:13:48,208 --> 00:13:50,166
.‫یه سامورایی دوره‌گردم

214
00:13:50,208 --> 00:13:55,125
.تصمیم گرفتم برای تحقیق درباره این اتفاق عجیب بهت کمک کنم

215
00:13:56,125 --> 00:14:00,125
.ولی نمی‌تونم تضمین کنم که بتونم این پرونده رو برات حل کنم

216
00:14:00,125 --> 00:14:01,166
.‫امیدوارم درک کنی

217
00:14:03,125 --> 00:14:04,125
.مشکلی نیست

218
00:14:04,125 --> 00:14:06,166
،اینکه حرف من رو باور می‌کنین

219
00:14:06,166 --> 00:14:09,125
‫خودش برام یه دنیا ارزش داره.

220
00:14:09,208 --> 00:14:10,208
‫خب پس،

221
00:14:11,125 --> 00:14:12,166
‫بدون معطلی میرم سر اصل مطلب.

222
00:14:12,166 --> 00:14:16,125
.می‌خوام برام جزئیات ناپدید شدن برادرت رو تعریف کنی

223
00:14:16,125 --> 00:14:18,166
‫فهمیدم.
...‫پس بریم به عمارت

224
00:14:22,166 --> 00:14:23,166
...در این صورت

225
00:14:28,125 --> 00:14:29,125
‫راستی،

226
00:14:29,166 --> 00:14:32,125
جینیا-دونو، شما گفتین یه سامورایی دوره‌گردین؟

227
00:14:32,166 --> 00:14:33,166
‫بله.

228
00:14:34,125 --> 00:14:37,125
‫ولی شمشیری که به کمرتون بستید،
.اصلاً شبیه شمشیرهای دست‌ساز ارزون نیست

229
00:14:37,166 --> 00:14:39,166
‫شما اصالتاً از یه خاندان معروف سامورایی‌ هستین؟

230
00:14:39,208 --> 00:14:41,166
‫نه، نیستم.

231
00:14:43,125 --> 00:14:45,166
‫جایی که قبلاً زندگی می‌کردم،

232
00:14:45,166 --> 00:14:48,125
.‫یه کارخونه ذوب آهن بود در اعماق کوهستان

233
00:14:48,125 --> 00:14:50,166
‫یه مقامی اونجا بود که
‫حق حمل شمشیر رو می‌داد.

234
00:14:52,208 --> 00:14:55,125
‫و من یه زمانی توی اون مقام بودم.

235
00:14:55,166 --> 00:14:58,166
‫من از طرف شوگون‌سالاری اجازه داشتم
‫که شمشیر حمل کنم.

236
00:14:59,125 --> 00:15:00,125
.که اینطور

237
00:15:01,125 --> 00:15:03,166
احیاناً زادگاهتون کادونو نیست؟

238
00:15:04,125 --> 00:15:05,166
.تعجب کردم که می‌دونی

239
00:15:06,125 --> 00:15:08,125
...نه، ‫وقتی گفتین کارخونهٔ ذوب‌آهن

240
00:15:08,125 --> 00:15:11,125
.و با توجه به غلاف آهنی شمشیرتون، یه چیزای مبهمی یادم اومد

241
00:15:12,125 --> 00:15:14,166
.یکم خجالت‌آوره، ولی از اینجور چیزا به وجد میام

242
00:15:14,208 --> 00:15:18,125
.یکی از سرگرمی‌هام اینه که انواع غلاف شمشیر رو بررسی کنم

243
00:15:18,125 --> 00:15:22,208
‫شنیدم شمشیرایی که کادونو می‌سازه غلافِ آهنی ساده‌ای دارن
.و همین سادگی معروفشون کرده

244
00:15:22,208 --> 00:15:26,166
.‫ولی انصافاً غلاف شمشیرتون خیلی خوش‌ساخته

245
00:15:26,166 --> 00:15:31,166
این یه نوع شمشیر مقدس بود که توی
.معبد دهکده ازش نگهداری میشد

246
00:15:32,125 --> 00:15:33,166
‫شانسی به من رسید.

247
00:15:33,166 --> 00:15:35,166
اوه. روش چی نوشته؟

248
00:15:36,125 --> 00:15:37,125
.‫اسمش یارای‌ـه

249
00:15:37,125 --> 00:15:38,125
‫یارای...

250
00:15:38,125 --> 00:15:40,166
.که اینطور. پس نوشته یارای

251
00:15:40,208 --> 00:15:43,166
.میگن شمشیرای کادونو می‌تونه شیاطین رو هم بکشه

252
00:15:43,166 --> 00:15:45,208
.به مراسم جن‌گیری شیاطین، اُنی یارای هم میگن

253
00:15:45,208 --> 00:15:48,125
‫یعنی ممکنه اسم این شمشیر از روی اون باشه؟

254
00:15:48,125 --> 00:15:51,166
‫یا شایدم خود این شمشیره یه جور افسانه جن‌گیری داشته باشه؟

255
00:15:51,208 --> 00:15:53,166
‫تا حالا قصه‌های این مدلی شنیدی؟

256
00:15:53,208 --> 00:15:55,166
.تا الان که نه

257
00:15:55,166 --> 00:15:57,125
...رئیس قبیله کادونو می‌گفت که

258
00:15:57,125 --> 00:16:00,166
‫این یه شمشیر ارواحه و قدمتش برمی‌گرده
.به هزار سال پیش و اصلاً زنگ نمی‌زنه

259
00:16:00,166 --> 00:16:02,125
.ولی راست و دروغش رو کسی نمی‌دونه

260
00:16:02,125 --> 00:16:03,166
‫عجب چیزیه!

261
00:16:03,208 --> 00:16:05,166
...‫راستی، میشه از غلاف درش بیارین و بذارین من

262
00:16:05,166 --> 00:16:06,166
‫نه.

263
00:16:07,166 --> 00:16:11,125
.‫ببخشید، باز یه لحظه جوگیر شدم

264
00:16:12,125 --> 00:16:14,125
‫خب، دیگه وقتشه بریم سر اصل مطلب.

265
00:16:15,125 --> 00:16:16,125
‫خب...

266
00:16:16,166 --> 00:16:19,166
...می‌دونین، خب خیلی وقته که دنبال

267
00:16:19,166 --> 00:16:21,208
.برادر بزرگترم، میورا ساداناگا می‌گردم

268
00:16:22,125 --> 00:16:25,125
‫هر چقدر گشتم، هیچ ردی ازش پیدا نکردم.

269
00:16:25,125 --> 00:16:28,125
.‫از اون عجیب‌تر اینه که هیچکی نمی‌شناسش

270
00:16:28,125 --> 00:16:29,166
‫هیچکی نمی‌شناسش؟

271
00:16:29,208 --> 00:16:30,166
‫بله.

272
00:16:30,166 --> 00:16:34,125
‫مامان‌بابام قسم می‌خوردن که آدمی
،به اسم ساداناگا وجود نداشته

273
00:16:34,125 --> 00:16:36,166
.و میگن من تنها پسر واقعی خاندان میورا هستم

274
00:16:36,166 --> 00:16:40,125
،چند نفری رو دیدم که یه خاطرات مبهمی تو ذهنشون داشتن

275
00:16:40,125 --> 00:16:42,208
‫ولی آخرش همه‌شون یه جواب دادن.

276
00:16:43,166 --> 00:16:47,166
‫فقط منم که درست و حسابی یادمه یه برادر بزرگ‌تر داشتم.

277
00:16:47,208 --> 00:16:49,166
‫سلام، آقایون.

278
00:16:50,125 --> 00:16:53,125
‫چرا راجع‌به یه همچین موضوع مهمی تو خونهٔ من می‌حرفین؟

279
00:16:53,125 --> 00:16:58,125
‫مگه حرفای خصوصی رو نباید یه جای خلوت زد؟

280
00:16:58,125 --> 00:17:00,166
این مغازه هم مشتری خورش خوب نیست، هست؟

281
00:17:01,125 --> 00:17:03,166
.این حرف زیادی ظالمانه بود

282
00:17:04,125 --> 00:17:06,125
‫شوخی کردم بابا.

283
00:17:06,125 --> 00:17:09,166
‫فقط داشتم می‌گفت.م انگار همتون نگران میورا-دونو هستین

284
00:17:11,125 --> 00:17:13,125
.واسه همین آوردمش اینجا

285
00:17:16,166 --> 00:17:17,166
.مشکلی نیست

286
00:17:17,166 --> 00:17:21,166
.‫خوشحالم که الان شوخی می‌کنین و تیکه می‌ندازین

287
00:17:23,125 --> 00:17:24,125
.حالا هرچی

288
00:17:24,166 --> 00:17:27,166
میورا-دونو، برادت کی گم شد؟

289
00:17:27,166 --> 00:17:31,125
‫اوایل بهار بود،
.تقریباً اواخر ژانویه

290
00:17:31,166 --> 00:17:33,166
.‫اون موقع اصلاً چیز غیرعادی‌ای در موردش نبود

291
00:17:33,208 --> 00:17:35,166
‫ولی وقتی فهمیدم که...

292
00:17:36,125 --> 00:17:37,125
.اوه، نه

293
00:17:37,166 --> 00:17:40,208
‫یه چیزی رو قبل از اینکه غیب بشه گفت.

294
00:17:41,166 --> 00:17:43,166
«.می‌خوام برم دخترمو ببینم»

295
00:17:45,166 --> 00:17:47,125
‫یه چیز دیگه هم هست.

296
00:17:47,125 --> 00:17:49,125
‫تو اتاق برادرم گل بود.

297
00:17:49,125 --> 00:17:50,166
‫گل؟

298
00:17:50,166 --> 00:17:53,166
‫من زیاد از گل‌ها سر در نمیارم، واسه همین اسمشون رو نمی‌دونم.

299
00:17:53,166 --> 00:17:55,166
‫ولی عطر خیلی تندی داشتن.

300
00:17:55,166 --> 00:17:57,125
.برگ‌هاش نازک بود

301
00:17:57,125 --> 00:18:01,125
‫یه گل کوچولو بود با یه سرگل زرد و گلبرگ‌های سفید.

302
00:18:01,166 --> 00:18:04,125
،‫برادرم زیاد اهل گل نبود

303
00:18:04,125 --> 00:18:05,166
‫واسه همین برام عجیب بود.

304
00:18:06,166 --> 00:18:08,125
کِی پیداشون کردی؟

305
00:18:08,166 --> 00:18:10,166
‫یه مدت کوتاهی بعد از اینکه گم شد.

306
00:18:10,166 --> 00:18:13,125
‫غیر از من هیچ‌کس دیگه وارد اتاقش نشده.

307
00:18:13,125 --> 00:18:16,125
‫پس فکر کنم خودش قبل از رفتن گذاشته بودشون اونجا.

308
00:18:16,166 --> 00:18:18,208
‫هنوز گل‌ها رو داری؟

309
00:18:18,208 --> 00:18:20,166
‫فکر کردم شاید یه سرنخی باشن،

310
00:18:20,166 --> 00:18:22,166
.واسه همین قبل از پلاسیده شدن، خشکشون کردم و نگهشون داشتم

311
00:18:24,166 --> 00:18:25,166
.میورا-دونو

312
00:18:26,125 --> 00:18:27,125
‫ببخشید،

313
00:18:27,166 --> 00:18:30,125
‫میشه لطفاً فردا من رو ببری با خودت؟

314
00:18:30,125 --> 00:18:31,125
ها؟

315
00:18:43,125 --> 00:18:44,125
‫جینیا.

316
00:18:44,125 --> 00:18:45,166
.ناتسو-دونو

317
00:18:46,166 --> 00:18:47,166
‫ناتسو.

318
00:18:49,125 --> 00:18:51,125
.خوش اومدین، جینیا-کون

319
00:18:51,125 --> 00:18:52,125
.‫یه کاسه سوبا لطفاً

320
00:18:52,125 --> 00:18:53,125
.چشم

321
00:18:53,125 --> 00:18:54,125
.‫یه کاسه سوبا

322
00:18:54,125 --> 00:18:55,125
.قربان

323
00:18:55,125 --> 00:18:58,125
‫از کی تا حالا ناتسو رو به اسم کوچیک صدا می‌کنی؟

324
00:18:58,166 --> 00:19:00,166
.‫یه چند روزی هست

325
00:19:00,166 --> 00:19:03,166
.اوفو، تو هم یه تکونی به خودت بده دیگه

326
00:19:03,166 --> 00:19:05,208
معلوم هست چی می‌گین؟

327
00:19:06,125 --> 00:19:08,208
.‫ولی به نظر میاد شما دو تا با هم خوب کنار میاین

328
00:19:09,125 --> 00:19:11,166
‫نه، اصلاً اینطوری نیست.

329
00:19:11,166 --> 00:19:14,125
اوفو، با میورا-دونو صمیمی‌ای؟

330
00:19:14,166 --> 00:19:16,208
‫منظورتون میورا-ساماست؟

331
00:19:16,208 --> 00:19:19,166
‫نمی‌تونم بگم خیلی باهاش صمیمیم،

332
00:19:19,166 --> 00:19:22,166
‫ولی خب، وقتی میاد اینجا، یه گپی می‌زنیم.

333
00:19:22,208 --> 00:19:24,125
چی شده مگه؟

334
00:19:24,166 --> 00:19:26,125
.هیچی، چیز خاصی نیست

335
00:19:26,208 --> 00:19:28,166
...آها،‌ آره

336
00:19:28,166 --> 00:19:32,125
،با اینکه همدیگه رو به خوبی نمی‌شناسیم
‫اون همیشه متشخص و مؤدبه.

337
00:19:32,125 --> 00:19:34,166
.آدم درست‌حسابی و مهربونیه

338
00:19:34,166 --> 00:19:38,208
دارین راجع‌به همون ساموراییه حرف می‌زنین
‫که اون روز بهش خوردم؟

339
00:19:38,208 --> 00:19:39,208
.بله

340
00:19:39,208 --> 00:19:42,125
.‫خیلی فروتن و مؤدبه

341
00:19:42,166 --> 00:19:46,125
‫ولی وقتی بحث شمشیر میشه،
‫یهو یه آدم دیگه میشه.

342
00:19:47,125 --> 00:19:49,125
...راستی، قربان

343
00:19:51,166 --> 00:19:53,208
.یه نگاه به این بنداز

344
00:19:54,166 --> 00:19:55,166
‫یه کوگای؟

345
00:19:55,166 --> 00:19:58,166
.خب، هرچی نباشه خاندان میورا از هاتاموتوها بودن

346
00:19:58,166 --> 00:20:00,208
.‫طبیعتاً به اینجور چیزا احتیاجی ندارن

347
00:20:00,208 --> 00:20:05,166
.به من هم یه کوگای داده بود، گرچه یه هدیهٔ ساده بود

348
00:20:06,125 --> 00:20:07,125
‫عجب!

349
00:20:07,125 --> 00:20:10,125
.‫حتی هدیه‌ش هم مربوط به شمشیره

350
00:20:10,125 --> 00:20:14,166
.اون همیشه یا راجع‌به شمشیر حرف می‌زنه یا مسائل جدیِ دیگه

351
00:20:14,166 --> 00:20:18,166
:حتی مادرشم یه سره دعواش می‌کنه و میگه
«.انقدر یه دنده نباش آریموری»

352
00:20:18,166 --> 00:20:20,208
با مادرش در ارتباطی؟

353
00:20:20,208 --> 00:20:21,166
ها؟

354
00:20:21,208 --> 00:20:25,125
‫ما فقط یه بار کوتاه همدیگه رو دیدیم.

355
00:20:25,125 --> 00:20:26,166
.‫ولی شنیدم کنار اومدن باهاش راحت نیست

356
00:20:26,208 --> 00:20:29,166
‫اون معمولاً با بقیه خیلی جدی و سخت‌گیره.

357
00:20:30,166 --> 00:20:31,166
...چی

358
00:20:31,166 --> 00:20:32,166
‫خب، قربان...

359
00:20:32,166 --> 00:20:34,208
این کوگای رو از طرف من قبول می‌کنی؟

360
00:20:35,125 --> 00:20:37,166
مگه این یه هدیه از طرف میورا-دونو نیست؟

361
00:20:37,208 --> 00:20:38,166
.قبول نمی‌کنم

362
00:20:38,166 --> 00:20:40,125
.عیبی نداره

363
00:20:40,125 --> 00:20:43,166
.من یه سوبا فروشم. این تزئینات شمشیر به کارم نمیان

364
00:20:43,166 --> 00:20:44,166
‫ولی...

365
00:20:44,166 --> 00:20:47,208
.من دیگه بهش احتیاجی ندارم

366
00:20:47,208 --> 00:20:51,125
.پس خواهش می‌کنم... به عنوان یه هدیه قبولش کن

367
00:20:56,125 --> 00:20:58,125
.پس فعلاً موقتاً ازش نگهداری می‌کنم

368
00:20:59,125 --> 00:21:01,166
.‫خیلی ممنونم. لطف بزرگیه

369
00:21:02,125 --> 00:21:05,125
.‫ببخشید. پدرم یکم زیاده‌روی کرد

370
00:21:05,125 --> 00:21:06,125
.اوفو

371
00:21:06,125 --> 00:21:07,125
‫بله؟

372
00:21:07,125 --> 00:21:12,125
،‫گلی که میورا-دونو راجع‌بهش می‌گفت
.یه سرگل زرد با گلبرگ‌های سفید داشته

373
00:21:12,125 --> 00:21:13,166
گل نرگس‌ـه؟

374
00:21:15,125 --> 00:21:16,125
.آره

375
00:21:17,166 --> 00:21:19,166
‫ولی اون گفت که کوچیک بودن.

376
00:21:21,166 --> 00:21:24,208
.فقط امیدوارم اونا گل نرگس نبوده باشن

377
00:21:27,166 --> 00:21:30,125
.‫اینجا باغ خوشحالیه

378
00:21:31,125 --> 00:21:33,208
.بخشی از کودکیم که همیشه آفتاب توش می‌تابید

379
00:21:34,166 --> 00:21:35,166
‫ولی...

380
00:21:44,125 --> 00:21:47,166
‫دیگه راه برگشتی نیست.
