﻿1
00:00:01,708 --> 00:00:04,749
‫سال سوم دوره‌ی کیئو، ۱۸۶۷

2
00:02:30,791 --> 00:02:32,749
‫خب، حرکت بعدیت چیه؟

3
00:02:57,749 --> 00:02:58,749
.‫یه کم زیادی کُند بودی

4
00:02:58,749 --> 00:03:00,791
.تـ ـ تسلیمم

5
00:03:02,749 --> 00:03:06,791
.‫رک بودن از بهترین خصوصیات‌ـته، ولی می‌تونه یه جورایی خطرناک باشه

6
00:03:08,708 --> 00:03:09,749
.‫چه تحقیرآمیز

7
00:03:09,749 --> 00:03:11,791
.‫ مثل همیشه سرسخت هستین، جین-دونو

8
00:03:12,708 --> 00:03:15,749
.من واقعاً برای فنون شمشیرزنی عالی‌تون احترام قائلم

9
00:03:17,708 --> 00:03:21,791
خجالت‌آوره که بگم فرصت زیادی نداشتم که
.توی یه نبرد واقعی از شمشیرم استفاده کنم

10
00:03:22,749 --> 00:03:25,749
.خسته نباشی عزیزم. تو و جینیا-سان سخت جنگیدین

11
00:03:29,707 --> 00:03:31,707
.‫کینو. ببخشید که مزاحمت شدم

12
00:03:36,749 --> 00:03:37,791
.‫مراقب باش

13
00:03:40,749 --> 00:03:41,707
.‫ممنون

14
00:03:47,707 --> 00:03:49,707
.‫خیلی ممنونم، کینو-دونو

15
00:03:49,707 --> 00:03:52,749
‫خواهش می‌کنم. این کمترین کاریه که می‌تونم
.برای قدردانی از همراهی شما با شوهرم انجام بدم

16
00:03:52,791 --> 00:03:55,791
.‫چیزی نیست. برای منم مفید بود

17
00:03:56,707 --> 00:03:58,791
.‫خب، خیلی خوشحالم که اینو می‌شنوم

18
00:03:59,707 --> 00:04:00,749
...‫میگم که

19
00:04:00,791 --> 00:04:01,749
‫بله؟

20
00:04:01,791 --> 00:04:06,749
‫اشکالی نداره که اون لحن مودبانه‌ رو کنار بذارم، شمشیرزن دوره‌گرد؟

21
00:04:09,749 --> 00:04:11,749
.راستش، ترجیح منم همینه

22
00:04:11,791 --> 00:04:13,791
.می‌تونی منو یوتاکا صدا کنی

23
00:04:14,707 --> 00:04:16,749
.‫نمی‌تونم یه زن شوهردار رو مثل یه ولگرد خطاب کنم

24
00:04:16,791 --> 00:04:18,749
.‫عجب آدم خشکی

25
00:04:18,749 --> 00:04:23,707
.‫جالبه که تا وقتی بهت نگفته بودیم ازدواج کردیم، متوجه نشدی

26
00:04:23,707 --> 00:04:24,749
کی قراره بیخیال این قضیه بشیم؟

27
00:04:24,749 --> 00:04:26,749
!‫جینیا-ساما! نوماری-سان

28
00:04:26,749 --> 00:04:29,707
.‫اوه، تادانوبو! خوش اومدی

29
00:04:29,707 --> 00:04:30,707
‫اومدین مبارزه کنین؟

30
00:04:30,707 --> 00:04:32,791
.‫آره. تازه یه دور رو تموم کردیم

31
00:04:33,707 --> 00:04:35,707
.‫آخ، کاش می‌تونستم ببینم

32
00:04:37,749 --> 00:04:40,707
.‫سلام، نوماری-سان. خوشبختی چیز قشنگیه

33
00:04:40,749 --> 00:04:43,707
‫ها؟ خوشبختی گشنگه؟

34
00:04:46,749 --> 00:04:49,707
.‫به نظر میاد تادانوبو خیلی از نوماری خوشش اومده

35
00:04:49,791 --> 00:04:51,707
‫نظرت چیه، جین-دونو؟

36
00:04:51,791 --> 00:04:54,749
‫ می‌ذاری دخترت با یه خانوادۀ سامورایی ازدواج کنه؟

37
00:04:56,749 --> 00:04:58,707
.از این خبرا نیست

38
00:04:58,749 --> 00:04:59,791
.البته فقط دلم می‌خواست اینو بگم

39
00:04:59,791 --> 00:05:00,791
...‫ولی فکر کنم اینجوری خیالم راحت‌تر باشه

40
00:05:00,791 --> 00:05:02,457
.بعد می‌کشیش تا بچرخه

41
00:05:02,457 --> 00:05:03,666
.‫تا اینکه کلاً با یه غریبه ازدواج کنه

42
00:05:03,707 --> 00:05:04,749
‫می‌خوای با هم امتحان کنیم؟

43
00:05:05,791 --> 00:05:06,832
!‫خیلی خب. بریم تو کارش

44
00:05:06,916 --> 00:05:08,916
.‫ولی همه‌چی بستگی به نوماری داره

45
00:05:09,707 --> 00:05:12,749
.‫می‌خوام خودش بزرگتر که شد تصمیم بگیره

46
00:05:13,749 --> 00:05:14,749
چرا می‌خندی؟

47
00:05:14,749 --> 00:05:18,749
‫هیچی. فقط حس غریبی دارم که جفتمون
.‫داریم نگران بچه‌هامون می‌شیم

48
00:05:19,707 --> 00:05:21,791
.‫باعث میشه بفهمم چقدر پیر شدیم

49
00:05:22,707 --> 00:05:24,791
‫این قضیه تو اون روزای اول اصلاً قابل تصور نبود، نه؟

50
00:05:26,749 --> 00:05:27,791
...جین-دونو شما

51
00:05:29,707 --> 00:05:30,707
.‫ اصلاً تغییر نکردین

52
00:05:34,707 --> 00:05:37,707
.‫اوه! معذرت می‌خوام. فراموش کنین چی گفتم

53
00:05:37,707 --> 00:05:39,749
.‫خب، دیگه وقتشه که راه بیفتیم

54
00:05:40,707 --> 00:05:41,749
.‫نوماری! آماده شو بریم

55
00:05:42,707 --> 00:05:43,707
!‫لطفاً صبر کنین

56
00:05:43,749 --> 00:05:45,707
!نمی‌خواستم ناراحتتون کنم

57
00:05:45,707 --> 00:05:46,749
.‫ناراحت نشدم

58
00:05:46,791 --> 00:05:49,707
.‫فقط می‌خوام یه سر به سوبا فروشی بزنم

59
00:05:50,707 --> 00:05:51,707
.که اینطور

60
00:05:55,749 --> 00:05:57,749
اوه. به این زودی میرین خونه؟

61
00:05:58,749 --> 00:05:59,707
.‫آره

62
00:05:59,707 --> 00:06:02,791
‫صورتت گرفته‌ست. نکنه شوهرم چیزی گفته؟

63
00:06:03,749 --> 00:06:04,749
.‫نه بابا

64
00:06:04,791 --> 00:06:05,749
.خوبه پس

65
00:06:06,707 --> 00:06:08,749
بازم این طرفا بیاین، باشه؟

66
00:06:09,707 --> 00:06:10,707
‫چی شده؟

67
00:06:11,749 --> 00:06:12,749
.‫تعجب کردم

68
00:06:12,791 --> 00:06:15,749
.‫فکر نمی‌کردم اینجا ازم استقبال بشه

69
00:06:15,791 --> 00:06:17,791
.‫مزخرف نگو

70
00:06:17,791 --> 00:06:21,707
.‫هرچند مطمئنم دور و بر من حسابی معذبی

71
00:06:21,791 --> 00:06:24,707
!خیلی راحت میشه فکرت رو خوند

72
00:06:26,749 --> 00:06:28,707
.‫این نصیحت رو از من داشته باش

73
00:06:28,749 --> 00:06:31,707
.‫سعی کن زیاد به خودت سخت نگیری

74
00:06:31,749 --> 00:06:35,707
.‫زندگی یه هدیه‌ست، اما همیشه یه ترکیبی از خوب و بده

75
00:06:35,707 --> 00:06:37,749
.‫تغییر هم همین‌طوری پیش میاد

76
00:06:38,749 --> 00:06:43,707
‫نمی‌دونم چه جور بدبختی گریبان‌گیرته، اما بدونِ اون خودت نیستی، درسته؟

77
00:06:43,791 --> 00:06:46,791
.راستش، من تو رو به خیلی‌ها ترجیح میدم، شمشیرزن دوره گرد

78
00:06:47,791 --> 00:06:49,749
.‫مطمئنم اونم همین حس رو داره

79
00:06:51,749 --> 00:06:54,707
.‫فکر نمی‌کردم یه روز از تو نصیحت بگیرم

80
00:06:54,791 --> 00:06:56,749
.‫عجب آدم سردی هستیا

81
00:06:56,790 --> 00:06:59,790
.‫ولی خب، این رفتارا از ماها بعید نیست

82
00:07:09,707 --> 00:07:12,707
.‫اوه، جینیا-کون. نوماری-چان

83
00:07:12,749 --> 00:07:13,749
‫بابات کجاست؟

84
00:07:15,707 --> 00:07:16,749
.‫داره تو اتاق پشتی استراحت می‌کنه

85
00:07:18,707 --> 00:07:20,749
.‫صحیح. این روزا زیاد این کارو می‌کنه

86
00:07:22,749 --> 00:07:24,749
.‫همش تقصیر منه

87
00:07:28,749 --> 00:07:30,707
حرفی برای دلداری نداری، نه؟

88
00:07:30,790 --> 00:07:32,707
‫ترجیح میدی چیزی بگم؟

89
00:07:32,790 --> 00:07:33,749
.‫نه

90
00:07:34,707 --> 00:07:37,790
،‫چون حتی اگه چیزی هم بگی
.‫نمی‌تونم به دل بگیرم

91
00:07:43,707 --> 00:07:46,749
.‫ما بابا بزرگ رو ندیدیم! اون تمام روز رو خواب بود

92
00:07:48,749 --> 00:07:49,749
...‫آره

93
00:07:54,749 --> 00:07:55,749
!‫خوش اومدی، جناب

94
00:07:56,749 --> 00:07:58,749
!‫آه! این بابابزرگه

95
00:07:58,790 --> 00:08:00,749
.سلام دختر قشنگم

96
00:08:01,707 --> 00:08:03,707
‫حالت خوبه؟

97
00:08:03,707 --> 00:08:06,707
!‫می‌دونی، راستش امروز خیلی سرحالم

98
00:08:06,707 --> 00:08:08,790
.‫واسه همین فکر کردم یه بارم که شده سوبا درست کنم

99
00:08:08,790 --> 00:08:12,707
.پدرجان. فقط بهم قول بده به خودت فشار نمیاری

100
00:08:13,707 --> 00:08:14,749
.‫بیا. سفارشت حاضره

101
00:08:14,749 --> 00:08:15,749
.‫ممنونم

102
00:08:15,749 --> 00:08:16,790
!‫زود باش، تو هم بیا، اوفو

103
00:08:17,749 --> 00:08:19,749
...‫ها؟ ولی

104
00:08:19,749 --> 00:08:21,707
.‫سخت نگیر. یه وقتایی باید به خودت آسون بگیری

105
00:08:21,790 --> 00:08:24,749
.‫ راست میگه. این یه فرصت کمیابه

106
00:08:28,749 --> 00:08:32,707
‫فکرش رو که می‌کنم، خیلی وقته با هم رفیقیم، نه؟

107
00:08:32,749 --> 00:08:34,749
.‫بیشتر از یه دهه شده

108
00:08:35,749 --> 00:08:39,749
.‫اون موقعی که اولین بار همو دیدیم، اینجا نشسته بودی سوبا می‌خوردی

109
00:08:40,707 --> 00:08:42,749
.‫دقیقاً همون شکلی که الان هستی

110
00:08:43,707 --> 00:08:45,749
.‫البته اون موقع دختر نداشتی

111
00:08:56,749 --> 00:09:01,749
‫پسر! زنده موندن تا پیری فقط به خاطر دیدن
!اون لبخندت به همه‌چیز می‌ارزید

112
00:09:02,707 --> 00:09:05,790
.‫توروخدا دیگه بسه. خودم می‌دونم چقد خنده‌دار شدم

113
00:09:05,790 --> 00:09:07,790
!‫اصلاً همچین فکری نکن! خیلی بهت میاد

114
00:09:08,790 --> 00:09:11,749
.پدر بودن خیلی بیشتر از شکارچی شیطان بودن بهت میاد

115
00:09:13,749 --> 00:09:19,749
یه کم به آیندۀ این دختر فکر کن. تا کی می‌خوای
جونت رو برای شکار شیاطین به خطر بندازی؟

116
00:09:19,790 --> 00:09:23,790
.اگه مسئله پوله، خب بیا همینجا کار کن

117
00:09:24,790 --> 00:09:30,707
‫فکرشو بکن. می‌تونی با اوفوی من عروسی کنی و
!‫صاحب سوبا فروشی بشی

118
00:09:31,749 --> 00:09:34,707
.‫متاسفم. فکر نکنم امکانش باشه

119
00:09:34,749 --> 00:09:37,707
‫«شیاطین نمی‌تونن خلاف ذات شیطانی‌شون عمل کنن.»

120
00:09:38,749 --> 00:09:40,707
.‫یکی‌شون اینو بهم گفت

121
00:09:40,790 --> 00:09:45,707
‫شیاطین تحت تاثیر احساسات‌شون زندگی می‌کنن
.‫و به خاطر هدف‌شون از بین میرن

122
00:09:45,749 --> 00:09:47,707
.‫من همیشه به این باور داشتم

123
00:09:47,749 --> 00:09:54,707
‫مهم نیست چقدر زمان می‌گذره، من تغییر نمی‌کنم
...‫و با احساسات توی قلبم پیش میرم

124
00:09:54,749 --> 00:09:57,749
.‫تا اینکه بالاخره نفس‌های آخرمو بکشم

125
00:09:57,749 --> 00:10:00,707
.‫خب، تو این مدتی که می‌شناسمت قطعاً تغییر کردی

126
00:10:00,749 --> 00:10:01,749
.‫فقط یه کوچولو

127
00:10:02,707 --> 00:10:05,749
.‫ولی ذاتاً نه. من فقط یاد گرفتم چجوری میان‌بر بزنم

128
00:10:06,707 --> 00:10:10,707
.وقتی اون موقع بالاخره برسه، بازم همه‌چیو کنار می‌ذارم

129
00:10:11,707 --> 00:10:13,707
و این مانع یه زندگیِ عادیه؟

130
00:10:14,707 --> 00:10:16,707
‫بیخیال. تو واقعاً می‌خوای اینو قبول کنی؟

131
00:10:16,707 --> 00:10:19,790
.‫این موضوع هیچ‌وقت اذیتم نکرده
.چون یه هدف داشتم که باید انجامش می‌دادم

132
00:10:21,707 --> 00:10:26,748
...‫ولی به دلایلی که ازش مطمئن نیستم
.الان، اون سبک زندگی یه کم دست و پا گیر به نظر می‌رسه

133
00:10:29,790 --> 00:10:31,790
‫پس چرا کلاً بیخیالش نمیشی؟

134
00:10:32,707 --> 00:10:34,748
.‫اگه می‌تونستم این کارو بکنم، هیچ‌وقت تبدیل به یه شیطان نمی‌شدم

135
00:10:36,748 --> 00:10:40,748
.خب اگه از من بپرسی، این چیز خوبیه

136
00:10:41,707 --> 00:10:44,748
...‫اینکه حس می‌کنی اون سبک زندگی دست و پا گیره، فقط نشون می‌ده چقدر

137
00:10:44,748 --> 00:10:47,748
.‫داری از چیزی که الان داری لذت می‌بری

138
00:10:48,707 --> 00:10:50,748
.‫ برای همین فکر کنار گذاشتنش باعث میشه احساس تنهایی کنی

139
00:10:51,707 --> 00:10:53,707
،‫این مغازه، و مایی که توشیم

140
00:10:53,748 --> 00:10:58,748
برات به اندازهٔ هدفی که براش زندگی می‌کردی
با ارزش شدن، متوجه شدی؟

141
00:10:59,707 --> 00:11:01,707
!هیچی لذت‌بخش‌تر از این نیست

142
00:11:01,790 --> 00:11:05,707
که اینطور. پس احساس تنهایی می‌کردم؟

143
00:11:06,748 --> 00:11:09,790
.‫فکر کنم هنوزم مثل همیشه ترسو ام

144
00:11:12,707 --> 00:11:13,748
جناب، میشه به حرفام گوش بدین؟

145
00:11:17,748 --> 00:11:23,748
.‫شما دوتا قراره خیلی بیشتر از من عمر کنین و خیلی بیشتر از من هم از دست بدین

146
00:11:24,707 --> 00:11:26,748
.‫طبیعتاً از دست رفته‌ها هیچ‌وقت برنمی‌گردن

147
00:11:27,707 --> 00:11:28,790
...‫البته، یکم عجیبه

148
00:11:29,748 --> 00:11:33,707
.‫چون اون چیزا همیشه تو ذهنمون قشنگ‌تر به نظر میان

149
00:11:33,748 --> 00:11:36,748
.‫ولی گوش کنین، این هیچ اشکالی نداره

150
00:11:37,707 --> 00:11:39,790
،وقتی یاد خاطره‌های قدیم افتادین و دلتون خواست گریه کنین

151
00:11:40,707 --> 00:11:41,748
!‫بهش افتخار کنین

152
00:11:41,790 --> 00:11:48,707
‫چون این نشون میده که یه چیزی برای خودتون ساختین
.که ارزش ناراحت شدن و گریه کردن رو داره

153
00:11:48,790 --> 00:11:49,790
.‫ولی یه لطفی بهم بکنین

154
00:11:50,748 --> 00:11:55,707
.نذارین ترس از خداحافظی باعث بشه از زمان حال غافل بشین

155
00:11:56,707 --> 00:11:59,748
.یه وقتایی به یاد آوردن گذشته باعث میشه از همه چی متنفر بشیم

156
00:11:59,790 --> 00:12:05,707
‫ولی شما دو تا فرق دارین، می‌تونین ازش فراتر برین
.و در باقی آدما خوشحالی رو پیدا کنین

157
00:12:05,790 --> 00:12:10,748
‫دقیقاً همین طول عمر طولانی‌تونه که باعث میشه
.زندگی کردن در لحظه تجربهٔ خیلی مهمی باشه

158
00:12:11,748 --> 00:12:14,748
.‫این چیزیه که فکر می‌کنم براتون بهتره

159
00:12:16,748 --> 00:12:21,707
اوه! برای یه لحظه شبیه یه پدر واقعی شدم، نه؟

160
00:12:21,748 --> 00:12:24,748
همیشه یه پدر واقعی بودی، مگه پدر اوفو نیستی؟

161
00:12:24,790 --> 00:12:27,790
.فقط یه شروع متفاوت‌تر از بقیه داشتی

162
00:12:27,790 --> 00:12:31,748
.درسته. همیشه به داشتن شما به عنوان پدرم افتخار کردم

163
00:12:31,790 --> 00:12:34,707
.آها راستی، یه خواهش کوچیک دارم

164
00:12:34,748 --> 00:12:36,707
‫میشه همگی اون طرف واستین؟

165
00:12:36,748 --> 00:12:37,748
‫برای چی؟

166
00:12:37,748 --> 00:12:38,790
لطفاً، میشه؟

167
00:12:40,707 --> 00:12:42,790
.‫اوفو برو کنارش وایسا. آفرین

168
00:12:43,707 --> 00:12:44,748
.اینجوری عالیه

169
00:12:45,707 --> 00:12:49,790
‫حالا عزیزم، میشه دستای هردوشونو بگیری؟

170
00:13:10,707 --> 00:13:15,707
!‫وای، عجب منظره‌ای شد مرد

171
00:13:17,748 --> 00:13:21,748
!آخ! امروز پدرم از کار کردن در اومد

172
00:13:22,707 --> 00:13:24,748
‫اوفو، میشه مغازه رو تمیز کنی لطفاً؟

173
00:13:25,707 --> 00:13:27,748
.‫خب، فردا می‌بینمتون

174
00:13:32,707 --> 00:13:34,707
،‫بعد از رفتن به اتاق خوابش

175
00:13:34,748 --> 00:13:37,748
...میورا ساداناگا هیوما به خواب رفت

176
00:13:38,707 --> 00:13:39,707
.‫و دیگه هرگز بیدار نشد

177
00:14:06,706 --> 00:14:08,706
.‫تا حالا این‌قدر بزرگ به نظر نرسیده بود

178
00:14:08,790 --> 00:14:12,748
.‫می‌دونستم این اتفاق می‌افته. طول عمر ما با هم فرق داره

179
00:14:12,790 --> 00:14:14,748
.‫ما نمی‌تونستیم برای همیشه با هم باشیم

180
00:14:15,748 --> 00:14:19,790
...به خاطر همینه که سعی کردم پدرم رو... هیوما رو از خودم دور کنم

181
00:14:20,706 --> 00:14:22,748
.و از باغ خوشحالیم بیرونش کنم

182
00:14:23,748 --> 00:14:27,706
،‫ولی مهربونیش کار خودشو کرد

183
00:14:27,748 --> 00:14:30,706
.‫حالا به خاطر چیزی که می‌دونستم قراره اتفاق بیفته داغونم

184
00:14:30,790 --> 00:14:32,706
رقت‌انگیزه، نه؟

185
00:14:32,748 --> 00:14:34,748
.یه ذره‌ هم عوض نشدم

186
00:14:36,790 --> 00:14:39,790
.‫لطفاً بذار یکم دیگه همین‌جوری بمونم

187
00:14:40,831 --> 00:14:43,873
.یادمه پدرت همیشه نگرانت بود

188
00:14:44,873 --> 00:14:48,790
،اون مرد... همیشه بهم تیکه می‌نداخت که دارم نوماری رو لوس می‌کنم

189
00:14:48,831 --> 00:14:51,790
.ولی خودش پادشاه لوس کردن و رسیدگی به دخترش بود

190
00:14:51,873 --> 00:14:52,831
.درسته

191
00:14:53,831 --> 00:14:57,790
.واقعاً اون به چیزی جز من فکر نمی‌کرد

192
00:14:57,873 --> 00:15:03,373
‫این تازه شروعشه، مگه نه؟ قراره پشت‌سرهم
.از دنیا رفتن نزدیکانمونو تماشا کنیم

193
00:15:10,998 --> 00:15:11,998
.‫معذرت می‌خوام

194
00:15:11,998 --> 00:15:12,956
.‫عیب نداره

195
00:15:14,998 --> 00:15:16,956
.‫خیلی ممنونم

196
00:15:16,956 --> 00:15:17,998
.من که کاری نکردم

197
00:15:18,956 --> 00:15:22,956
.همین که پیشم موندی خودش دل‌گرم‌کننده بود

198
00:15:23,998 --> 00:15:24,956
.با اجازه

199
00:15:24,956 --> 00:15:26,956
!باباجون! ما برگشتیم

200
00:15:26,956 --> 00:15:27,998
.شرمنده که بهت زحمت دادم

201
00:15:28,040 --> 00:15:29,040
.کاری نکردم

202
00:15:29,998 --> 00:15:31,998
نوماری، بهت خوش گذشت؟

203
00:15:34,956 --> 00:15:36,998
.‫جین-دونو، باید باهاتون حرف بزنم

204
00:15:38,998 --> 00:15:40,998
.‫خیلی‌خب. پس بریم یه جای دیگه

205
00:15:40,998 --> 00:15:44,956
.نه. همین‌جا خوبه، چون می‌خوام اوفو-سان هم بشنوه

206
00:15:44,956 --> 00:15:45,998
منم بشنوم؟

207
00:15:45,998 --> 00:15:49,998
‫آره. به هر حال این مغازه همیشه
.‫جای ویژه‌ای تو قلبم داشته

208
00:15:53,956 --> 00:15:54,998
.می‌خوام برم کیوتو

209
00:15:55,998 --> 00:15:58,998
.می‌خوام ادو رو ترک کنم و خودمو وقف شوگون‌سالاری کنم

210
00:15:59,956 --> 00:16:00,956
‫مطمئنی؟

211
00:16:01,040 --> 00:16:03,040
.‫دولت دیگه فروپاشیده

212
00:16:03,956 --> 00:16:08,956
‫با وجود این همه شهروند که به کمک نیاز
.‫دارن، رهبرانمون فقط به قدرت‌های خارجی تعظیم می‌کنن

213
00:16:09,040 --> 00:16:12,998
،‫من به عنوان یک سامورایی
،‫به توکوگاوا قول وفاداری دادم

214
00:16:13,040 --> 00:16:16,956
‫ولی آیین بوشیدو من رو مجبور می‌کنه از آدمای
.‫بی‌قدرت محافظت کنم

215
00:16:17,956 --> 00:16:22,998
‫نمی‌تونم فقط اینجا بشینم و تظاهر کنم
.‫همه‌چی خوبه، در حالی که مردم روز به روز دارن زجر می‌کشن

216
00:16:24,956 --> 00:16:25,956
.‫من می‌خوام بجنگم

217
00:16:25,998 --> 00:16:28,998
.‫و امیدوارم که این کشور رو به یه دورهٔ جدید هدایت کنم

218
00:16:29,956 --> 00:16:30,998
.‫تا بتونیم یه آیندهٔ روشن‌تر رو ببینیم

219
00:16:31,040 --> 00:16:33,998
‫حتی اگه به قیمت جونت تموم بشه؟

220
00:16:34,956 --> 00:16:38,956
،‫اگه لازم باشه برای هموار کردن راه آینده
.‫با خوشحالی از مرگ استقبال می‌کنم

221
00:16:39,040 --> 00:16:40,998
ولی... کینو-سان چی؟

222
00:16:41,956 --> 00:16:42,998
.‫ما قبلاً در موردش صحبت کردیم

223
00:16:43,956 --> 00:16:44,998
.اونم باهام به کیوتو میاد

224
00:16:45,998 --> 00:16:47,956
.‫اونم خون سامورایی تو رگ‌هاش داره

225
00:16:48,998 --> 00:16:50,040
.و اون خیلی کله‌شق و قویه

226
00:16:51,998 --> 00:16:53,040
...که اینطور

227
00:16:53,040 --> 00:16:54,040
.‫پس باید بری

228
00:16:54,998 --> 00:16:57,040
.‫راهی رو دنبال کن که برای زندگیت انتخاب کردی

229
00:16:57,956 --> 00:17:01,998
.‫درسته. راستش، مطمئن نیستم چقدر می‌تونم تو میدون جنگ مفید باشم

230
00:17:02,956 --> 00:17:04,956
.‫ولی با این حال، من یک سامورایی‌ام

231
00:17:04,956 --> 00:17:08,998
.‫به اجدادم مدیونم که تا تلخ‌ترین پایان، از مردم دفاع کنم

232
00:17:14,956 --> 00:17:16,998
.‫ای بابا. پس تو هم بلدی دردسر درست کنی

233
00:17:17,040 --> 00:17:19,040
.شما هم همیشه خودتون همینجوری زندگی کردین

234
00:17:22,998 --> 00:17:25,956
.نوشیدنی مهمون من، ‫به افتخار سفر جدیدت

235
00:17:28,039 --> 00:17:30,956
‫کی راه می‌‌افتین؟

236
00:17:30,956 --> 00:17:33,998
.‫فردا. فکر کردم هرچی زودتر بریم بهتره

237
00:17:34,956 --> 00:17:38,039
.‫پس بهتره کم‌تر بنوشی تا حالت تهوع نگیری

238
00:17:38,998 --> 00:17:42,956
...راستش، کلاً نمی‌خواستم نوشیدنی بخورم، چون وسط روزه

239
00:17:43,956 --> 00:17:47,956
جینیا-کون، خودتم باید مراقب نوماری-چان باشی، پس لطفاً زیاده‌روی نکن، باشه؟

240
00:17:47,956 --> 00:17:48,956
.درسته

241
00:17:48,998 --> 00:17:53,998
به رفتن به کیوتو مصمم، ولی باید اعتراف کنم که
.برای این مناظر دلم تنگ میشه

242
00:17:53,998 --> 00:17:56,956
!خواهش می‌کنم. اینجوری نگین

243
00:17:56,956 --> 00:17:59,956
.‫همین که اون گفت. قرار نیست که همین حالا بمیری

244
00:17:59,956 --> 00:18:01,998
‫اوه؟ پس می‌خوای بری کیوتو؟

245
00:18:02,956 --> 00:18:04,039
.‫خیلی جالبه

246
00:18:04,998 --> 00:18:07,956
.‫مثل همیشه، انگار همه‌جا هستی

247
00:18:07,998 --> 00:18:10,998
‫بالاخره از دستم خسته شدی، نه؟

248
00:18:10,998 --> 00:18:13,039
.‫من در واقع بخاطر سامورایی‌ها اینجام

249
00:18:13,039 --> 00:18:14,998
‫منظورت منم؟

250
00:18:15,039 --> 00:18:20,956
‫استاد من توی شوگون‌سالاری رابط داره. یه سری شایعات
.نگران‌کننده رو باهام در میون گذاشت

251
00:18:20,998 --> 00:18:24,039
.بیشترش در مورد یه سامورایی بود که اسناد رسمی رو می‌دزده

252
00:18:24,039 --> 00:18:25,998
.‫دزد فقط می‌تونه یه کارمند اداری باشه

253
00:18:25,998 --> 00:18:29,998
.‫و استاد من معتقده که نباید از هیچ‌کدوم از نشانه‌های خیانت چشم‌پوشی کرد

254
00:18:29,998 --> 00:18:30,998
!من همچین کاری نکردم

255
00:18:30,998 --> 00:18:34,998
‫بیاین یکراست بریم سر اصل مطلب. اربابتون دستور داده نائوتسوگو رو بکشین، درسته؟

256
00:18:36,998 --> 00:18:41,998
!‫وظیفهٔ من ساده‌ست. از بین بردن هر چیزی و هرکسی که سر راه اربابم قرار بگیره

257
00:18:53,039 --> 00:18:55,998
.که یعنی قراره اینجا بمیری

258
00:18:58,956 --> 00:18:59,998
!‫خدای من! نگاه کن

259
00:19:01,956 --> 00:19:02,998
!یه هیولاست

260
00:19:15,998 --> 00:19:17,956
.‫حمله‌هات تیز و سریعن

261
00:19:17,998 --> 00:19:20,956
.منطقیه که می‌تونی شیاطین رو با یه شمشیر از پا دربیاری

262
00:19:20,998 --> 00:19:21,998
.نوماری رو به تو می‌سپرم

263
00:19:21,998 --> 00:19:22,956
!‫باشه

264
00:19:22,998 --> 00:19:24,998
.‫نائوتسوگو، تو هم بهتره از اینجا بری

265
00:19:24,998 --> 00:19:27,998
!‫اما، جین-دونو! اونا دنبال منن

266
00:19:28,998 --> 00:19:29,998
.من شکارچی شیاطین‌ام

267
00:19:30,039 --> 00:19:32,039
.این مسیر زندگیِ منه

268
00:19:36,956 --> 00:19:38,956
.آخرشم ما دوتا موندیم

269
00:19:38,956 --> 00:19:40,998
.‫فکر کنم هرچی بگم بازم کوتاه نمیای

270
00:19:41,039 --> 00:19:41,998
.البته

271
00:20:02,039 --> 00:20:02,998
!‫این کارساز نیست

272
00:20:08,998 --> 00:20:14,956
.متاسفانه هیچ تیغی اونقدر تیز نیست که منو ببره.

273
00:20:14,998 --> 00:20:17,039
.‫چون بدن من شکست‌ناپذیره

274
00:20:22,998 --> 00:20:23,998
‫اوه؟

275
00:20:26,956 --> 00:20:28,039
.‫این مرد دوست منه

276
00:20:28,998 --> 00:20:29,998
!‫نمی‌ذارم بکشیش

277
00:20:30,956 --> 00:20:34,039
‫خیلی خنده داره. فکر کردی می‌تونی جلوم دووم بیاری؟

278
00:20:34,039 --> 00:20:36,998
!‫یه زمانی می‌رسه که هر سامورایی باید بایسته و بجنگه

279
00:20:41,956 --> 00:20:43,956
!‫خیلی‌خب، میورا نائوتسوگو

280
00:20:43,956 --> 00:20:46,998
!‫طبق دستور اربابم، اینجا به زندگیت خاتمه میدم

281
00:20:47,039 --> 00:20:49,956
!‫نائوتسوگو! فرار کن

282
00:20:49,998 --> 00:20:50,956
...‫تو نمی‌تونی

283
00:20:50,956 --> 00:20:53,039
!تصمیممو گرفتم! فرار نمی‌کنم

284
00:20:59,039 --> 00:21:00,956
!خودتو مُرده فرض کن

285
00:21:03,039 --> 00:21:05,956
!بازم نتونستم از چیزی محافظت کنم؟

286
00:21:24,997 --> 00:21:25,997
.تبدیل

287
00:21:42,956 --> 00:21:43,956
!بد نبود

288
00:21:44,039 --> 00:21:47,039
!‫قدرت شیطانی من تو این جسم شکست‌ناپذیره

289
00:21:47,039 --> 00:21:48,997
!‫نائوتسوگو! فرار کن

290
00:21:49,997 --> 00:21:51,039
!‫نائوتسوگو

291
00:21:54,039 --> 00:21:55,997
...‫جین-دونو

292
00:22:00,997 --> 00:22:02,039
!زودباش فرار کن لعنتی

293
00:22:02,039 --> 00:22:03,039
!‫متاسفم

294
00:22:11,997 --> 00:22:12,997
!‫داری چیکار می‌کنی؟

295
00:22:13,997 --> 00:22:16,039
.‫هدف من میورا نائوتسوگو‌ئه

296
00:22:16,956 --> 00:22:19,039
.‫حالا که اون رفته، جنگیدن فایده‌ای نداره

297
00:22:20,039 --> 00:22:21,997
‫یادته قبلاً چی بهت گفتم؟

298
00:22:22,997 --> 00:22:25,039
.‫شیطان‌ها با انسان‌ها سازگار نیستن

299
00:22:25,956 --> 00:22:28,039
نظرت چیه؟ اون حرفا الان درست به نظر میان، نه؟

300
00:22:38,997 --> 00:22:40,956
!ا ـ اون یه هیولاست

301
00:22:40,997 --> 00:22:42,956
!‫هی، من اونو می‌شناسم

302
00:22:46,039 --> 00:22:47,956
...باباجون

303
00:23:04,997 --> 00:23:05,997
!باباجون؟
