﻿1
00:00:01,499 --> 00:00:02,374
‫سال دوم دوره‌ی بونکیو (۱۸۶۲)

2
00:00:02,499 --> 00:00:03,541
‫راستی، مگه تو...

3
00:00:04,458 --> 00:00:07,458
‫دیروز توسط یاسوهیده-ساما احضار نشده بودی؟

4
00:00:07,458 --> 00:00:09,458
دلیلش چی بود؟

5
00:00:09,541 --> 00:00:11,458
...یاسوهیده-ساما

6
00:00:11,458 --> 00:00:14,499
‫یه شمشیر مخصوص برای من آماده کردن.

7
00:00:14,499 --> 00:00:15,499
‫شمشیر؟

8
00:00:15,499 --> 00:00:19,458
‫فکر کنم به خاطر اینه که
‫تازگیا تو کارم خوب پیشرفت داشتم.

9
00:00:19,458 --> 00:00:23,499
‫«تو هر روز خیلی برام زحمت می‌کشی.
‫منم باید یه چیزی در عوض بهت بدم.»

10
00:00:23,499 --> 00:00:25,541
‫این چیزی بود که بهم گفتن.

11
00:00:25,541 --> 00:00:27,541
‫واسه همین این شمشیرو داری.

12
00:00:31,041 --> 00:00:32,499
‫نظرت چیه؟

13
00:00:32,499 --> 00:00:33,541
‫خیلی خفنه.

14
00:00:33,541 --> 00:00:36,541
.من اون همه راهو تا مغازه شمشیر فروشی تاماگاوا رفتم تا بیارمش

15
00:00:36,541 --> 00:00:38,541
‫شمشیر خوبیه.

16
00:00:39,499 --> 00:00:40,499
!همینو بگو

17
00:00:53,458 --> 00:00:57,499
شمشیر شکارچی شیاطین

18
00:02:12,499 --> 00:02:15,541
شمشیر شیطانی ساخته شده توسط مردی که با یه شیطان ازدواج کرده؟

19
00:02:15,541 --> 00:02:16,541
‫درسته.

20
00:02:16,541 --> 00:02:20,458
‫شاید این یه کم با پرونده‌های همیشگی‌تون فرق داشته باشه،

21
00:02:20,458 --> 00:02:22,499
‫ولی می‌خواستم راجع‌بهش بهتون بگم.

22
00:02:22,499 --> 00:02:23,541
‫خیلی جالبه.

23
00:02:27,458 --> 00:02:28,499
‫وقتی به شما دو تا با هم نگاه می‌کنم،

24
00:02:28,499 --> 00:02:30,499
‫واقعاً شبیه یه زوج عاشق به نظر می‌رسید.

25
00:02:31,541 --> 00:02:33,541
.ای بابا، میورا-ساما

26
00:02:33,541 --> 00:02:36,458
.از این شوخیا نکنین

27
00:02:36,458 --> 00:02:37,499
‫راستی صحبت از زوج‌ شد،

28
00:02:37,499 --> 00:02:39,458
‫حال خانومتون چطوره؟

29
00:02:39,458 --> 00:02:40,458
‫منظورت کینوئه؟

30
00:02:40,458 --> 00:02:41,458
‫حالش خوبه.

31
00:02:41,458 --> 00:02:43,458
.‫اگه میشه، یه سری به خونهٔ حقیر ما بزنین

32
00:02:43,458 --> 00:02:44,541
‫مطمئنم از دیدنتون خوشحال میشه.

33
00:02:45,499 --> 00:02:49,458
‫ فکر نمی‌کنم ‫از دیدن من خوشحال بشه.

34
00:02:49,458 --> 00:02:51,541
نه، چطور ممکنه؟

35
00:02:51,541 --> 00:02:52,541
‫راستی،

36
00:02:52,541 --> 00:02:55,499
‫جین-دونو، شما هیچ برنامه‌ای ‫برای ازدواج ندارین؟

37
00:02:55,499 --> 00:02:56,499
.نه والا

38
00:02:56,499 --> 00:03:00,458
.آخ نائوتسوگو-ساما‫، گل گفتی

39
00:03:00,458 --> 00:03:01,499
‫اوفو، تو موافق نیستی؟

40
00:03:01,499 --> 00:03:03,541
‫اوه، بابا، بسه دیگه.

41
00:03:03,541 --> 00:03:06,499
‫ببین، داره سر میره.

42
00:03:06,541 --> 00:03:09,541
...‫خب، اون شمشیر شیطانی‌‌ای که گفتی

43
00:03:10,499 --> 00:03:11,458
‫توضیح میدم.

44
00:03:11,458 --> 00:03:12,499
‫سه روز پیش،

45
00:03:12,499 --> 00:03:15,499
‫اون شمشیر رو یه مردی به اسم سوگینو ماتاروکو خریده.

46
00:03:15,499 --> 00:03:20,458
‫اون یه ملازم راهبه که به خاندان آیزو
.هاتاکه‌یاما تحت نظر قلعۀ ادو خدمت می‌کنه

47
00:03:20,499 --> 00:03:22,499
‫عجیبه.

48
00:03:22,499 --> 00:03:23,499
‫چیش عجیبه؟

49
00:03:23,499 --> 00:03:26,541
‫مگه یه ملازم راهبه در اصل یه خدمتکار خونه‌دار نیست؟

50
00:03:26,541 --> 00:03:29,457
.‫با این حال دنبال شمشیر ساختهٔ کادونو بوده

51
00:03:29,457 --> 00:03:32,499
‫از اون گذشته، یه شمشیر شیطانیه.
‫یه چیزی درست به نظر نمی‌رسه.

52
00:03:33,457 --> 00:03:35,499
‫چیز خیلی غیرمعمولی نیست.

53
00:03:35,499 --> 00:03:38,499
‫تا حالا اسم حزب وفادار توسا رو شنیدین؟

54
00:03:41,457 --> 00:03:45,541
‫سال پیش، تاکه‌چی زویزان از توسا
...سامورایی‌ها رو از شهرش جمع کرد

55
00:03:45,541 --> 00:03:48,541
‫و یه سازمانی ‫به اسم حزب وفادار توسا تشکیل داد.

56
00:03:49,457 --> 00:03:52,499
‫از وقتی که حادثه کشتی‌های سیاه آمریکایی پیش اومده،
...‫دیپلماسی شوگون‌سالاری

57
00:03:52,499 --> 00:03:55,457
‫به نظر من خیلی غیرقابل اعتماده.

58
00:03:58,499 --> 00:03:59,499
‫قلمروشون رو پشت سر امپراتور متحد کنن.

59
00:03:59,499 --> 00:04:01,499
...‫ساده‌ش اینه که می‌خوان ‫کل قلمرو توسا رو مسلح کنن

60
00:04:01,499 --> 00:04:03,499
...‫تا امپراتور رو تکریم کنن ‫و بربر‌ها رو بیرون کنن

61
00:04:03,499 --> 00:04:05,499
‫تا اینکه یه نفر بخواد یه تنه بره تو دل خطر.

62
00:04:05,499 --> 00:04:09,457
‫می‌ترسم کم‌کم سامورایی‌های ‫بیشتری این‌طوری فکر کنن.

63
00:04:09,541 --> 00:04:11,457
‫تو خیلی چیزا می‌دونی.

64
00:04:11,457 --> 00:04:13,499
‫سامورایی‌های توسایی زیادی هم توی ادو زندگی می‌کنن.

65
00:04:13,499 --> 00:04:14,541
‫تو دنیای امروز،

66
00:04:14,541 --> 00:04:17,499
‫خیلی‌ها دیگه شمشیرشون رو ‫به خاطر اربابشون نمی‌کِشن.

67
00:04:17,499 --> 00:04:21,499
‫در عوض، شمشیرهاشون شده
‫اسلحه‌ای برای تحمیل باورهای خودشون.

68
00:04:22,457 --> 00:04:25,457
‫واسه همینه اگه کسی بخواد
‫این شمشیر شیطانی رو به دست بگیره...

69
00:04:25,457 --> 00:04:26,499
‫اصلاً تعجب نمی‌کنم.

70
00:04:28,499 --> 00:04:31,499
.شاید من که یه سامورایی‌ام نباید از این فکرا بکنم

71
00:04:31,499 --> 00:04:34,457
‫ولی هر دفعه که اینا رو می‌بینم،
‫نمی‌تونم جلوی این سوالم رو بگیرم که...

72
00:04:34,457 --> 00:04:36,457
‫واقعاً باید همین‌طوری ادامه بدم؟

73
00:04:36,457 --> 00:04:39,499
‫به خدمت شوگون‌ـی دربیام
‫که حتی غرور یه سامورایی رو هم زیر پا گذاشته؟

74
00:04:39,499 --> 00:04:42,499
‫واقعاً الان توی راه درست قرار دارم؟

75
00:04:43,499 --> 00:04:44,499
‫ببخشید.

76
00:04:44,499 --> 00:04:46,457
‫لطفاً حرفی که زدم رو فراموش کنین.

77
00:04:46,457 --> 00:04:48,499
‫منم تجربه‌های مشابهی داشتم.

78
00:04:49,457 --> 00:04:51,457
‫شما هم داشتین، جین-دونو؟

79
00:04:51,541 --> 00:04:52,499
‫آره.

80
00:04:52,499 --> 00:04:56,457
‫بعضی وقتا اصلاً نمی‌دونستم دارم چیکار می‌کنم.

81
00:04:56,499 --> 00:04:58,499
‫هیچی اونجوری که می‌خواستم نشد.

82
00:04:58,541 --> 00:05:01,457
.‫آره، راست می‌گین

83
00:05:01,541 --> 00:05:04,541
‫ولی دلم می‌خواد اون شمشیر شیطانی رو خودم ببینم.

84
00:05:04,541 --> 00:05:07,457
.پس بریم یه نگاهی بهش بندازیم

85
00:05:07,457 --> 00:05:08,499
‫میشه مگه؟

86
00:05:09,457 --> 00:05:12,499
‫بالاخره این من بودم که بحثشو باز کردم.

87
00:05:18,541 --> 00:05:21,499
‫خیلی معذرت می‌خوام که یهویی مزاحم شدم.

88
00:05:21,499 --> 00:05:24,457
کسی به اسم سوگینو ماتاروکو اینجا هست؟

89
00:05:25,457 --> 00:05:28,457
دنبال ماتاروکو می‌گردین؟

90
00:05:29,499 --> 00:05:30,499
‫چی شده؟

91
00:05:31,499 --> 00:05:34,499
‫می‌خوان ماتاروکو رو ببینن.

92
00:05:34,499 --> 00:05:37,457
‫متاسفم، ولی ماتاروکو ‫دیگه اینجا نیست.

93
00:05:40,499 --> 00:05:43,457
‫می‌دونین کی برمی‌گرده؟

94
00:05:43,457 --> 00:05:44,457
.خیر

95
00:05:44,457 --> 00:05:46,499
‫فکر نکنم دیگه برگرده.

96
00:05:46,499 --> 00:05:49,457
‫منظورتون چیه؟

97
00:05:49,541 --> 00:05:50,499
‫صبح زود،

98
00:05:50,499 --> 00:05:55,457
‫ سوگینو ماتاکورو زنش رو کشت ‫و از عمارت فرار کرد.

99
00:05:55,499 --> 00:05:57,457
‫جین-دونو.

100
00:05:57,457 --> 00:05:58,499
‫خیلی دیر رسیدیم.

101
00:05:58,499 --> 00:05:59,541
‫بیاین دنبالش بگردیم.

102
00:05:59,541 --> 00:06:01,457
‫باشه.

103
00:06:02,457 --> 00:06:03,499
‫ تسوچیورا-ساما!

104
00:06:04,499 --> 00:06:05,499
‫صبر کنین.

105
00:06:06,457 --> 00:06:10,457
‫یاسوهیده-ساما می‌خوان شما رو ببینن.

106
00:06:14,541 --> 00:06:17,457
‫از ملاقاتتون خوشبختم.

107
00:06:17,457 --> 00:06:18,541
‫من صاحب این عمارت‌ام،

108
00:06:18,541 --> 00:06:21,499
.هاتاکه‌یاما یاسوهیده

109
00:06:22,457 --> 00:06:24,541
‫درود، اسم من میورا نائوتسوگوئه.

110
00:06:24,541 --> 00:06:28,457
‫من الان به عنوان یک منشی بایگانی در دفتر شوگون خدمت می‌کنم.

111
00:06:28,499 --> 00:06:31,499
‫- من...
‫- شما جینیا-دونو هستی، درسته؟

112
00:06:34,457 --> 00:06:35,499
.چیزی نیست

113
00:06:37,499 --> 00:06:39,457
‫جین-دونو.

114
00:06:39,457 --> 00:06:40,457
،هاتاکه‌یاما-دونو

115
00:06:40,457 --> 00:06:42,457
.ما رو به‌خاطر بی‌ادبی‌مون عفو کنین

116
00:06:42,457 --> 00:06:44,499
‫نه، نگران نباشید.

117
00:06:45,457 --> 00:06:49,541
‫شنیدم یه یاشای شیطان‌کش توی ادو ظاهر شده.

118
00:06:50,499 --> 00:06:53,499
‫منظوری از اینکه شما رو اینجا خواستم نداشتم.

119
00:06:53,499 --> 00:06:55,499
.شنیدم که می‌تونی با یه ضربه شمشیر، شیاطین رو از بین ببری

120
00:06:55,499 --> 00:07:01,540
‫فقط خواستم یه نفر با توانایی‌های خارق‌العاده مثل شما رو از نزدیک ببینم.

121
00:07:02,457 --> 00:07:05,499
‫توی این دنیا خیلی‌ها گرفتار موجودات عجیب شدن و جونشون رو از دست دادن.

122
00:07:05,499 --> 00:07:09,499
‫یه نفر مثل شما که می‌تونه این شیاطین شرور و ارواح خبیث رو از بین ببره،

123
00:07:09,499 --> 00:07:12,499
.کسیه که واقعاً از مردم محافظت می‌کنه

124
00:07:12,499 --> 00:07:14,499
.چوب‌‌کاری نکن بزرگوار

125
00:07:14,499 --> 00:07:17,499
‫مطمئنم منو اینجا دعوت نکردی که فقط گپ بزنیم.

126
00:07:24,457 --> 00:07:27,457
درسته، ‫یه دلیل دیگه هم برای دعوتت داشتم.

127
00:07:27,540 --> 00:07:29,540
‫جینیا-دونو، اگه مشکلی ندارین،

128
00:07:29,540 --> 00:07:32,540
‫می‌خوای یه مدت اینجا پناه بگیری؟

129
00:07:32,540 --> 00:07:35,540
‫- چی؟
‫- من اجازۀ حمل شمشیر دارم،

130
00:07:35,540 --> 00:07:38,457
‫ولی موقعیتم با یه تاجر یا صنعتگر فرقی نداره.

131
00:07:38,499 --> 00:07:42,457
‫فکر نکنم صلاحیت خدمت در یک خانوادۀ سامورایی رو داشته باشم.

132
00:07:42,457 --> 00:07:45,499
‫نگران نباش. این فقط یه خواستۀ شخصیه برای استخدامت،

133
00:07:45,499 --> 00:07:47,499
‫پس مشکلی پیش نمیاد.

134
00:07:47,499 --> 00:07:51,540
.‫تازه، پیشینۀ تسوچیورا هم خیلی شبیه توـه

135
00:07:54,457 --> 00:07:55,499
.که اینطور

136
00:07:55,499 --> 00:07:57,457
‫خیلی «شبیه» منه؟

137
00:07:58,540 --> 00:08:01,540
‫الان، کشور ما سر یه دوراهی تاریخی قرار گرفته.

138
00:08:02,499 --> 00:08:04,540
‫دیپلماسی با کشورهای خارجی...

139
00:08:04,540 --> 00:08:09,457
‫با یه سری اصطلاحات قلمبه سلمبه مثل باز کردن درهای کشور قشنگش می‌کنن،

140
00:08:09,457 --> 00:08:12,499
‫ولی با این وضعیتی که داریم، ژاپن ممکنه
.از سرنوشت مستعمره شدن جون سالم به در نبره

141
00:08:12,499 --> 00:08:14,540
‫نظام باکوهان داره کم‌کم از هم می‌پاشه.

142
00:08:14,540 --> 00:08:18,540
‫نظمی که توکوگاوا سال‌ها حفظش کرده دیگه وجود نخواهد داشت.

143
00:08:18,540 --> 00:08:22,457
‫تو این دورۀ جدید، سامورایی دیگه به درد نمی‌خوره.

144
00:08:22,457 --> 00:08:25,499
‫اگه اینجوری پیش بره، سامورایی‌ها بالاخره از این دنیا محو میشن.

145
00:08:25,499 --> 00:08:27,457
‫نه، ‫هاتاکه‌یاما-دونو. این دیگه یکم زیاده‌روی...

146
00:08:27,457 --> 00:08:30,499
‫اونایی که طرفدار باز کردن درهای کشورن، هیچ تصوری از عواقبش ندارن.

147
00:08:32,499 --> 00:08:35,457
‫شاید من بازنشسته شده باشم،

148
00:08:35,457 --> 00:08:36,499
‫ولی...

149
00:08:36,499 --> 00:08:37,540
‫می‌خوام از این کشور محافظت کنم،

150
00:08:37,540 --> 00:08:41,457
...‫تا از حکومت توکوگاوا که تا الان دووم آورده و از غرور یه سامورایی

151
00:08:41,457 --> 00:08:43,499
.مراقبت کنم

152
00:08:43,499 --> 00:08:47,457
‫تنها راه محافظت از همه چی بیرون کردن دشمن‌های خارجیه.

153
00:08:48,457 --> 00:08:51,499
‫برام مهم نیست چقدر هزینه داره
‫یا از چه روش‌هایی باید استفاده کنم.

154
00:08:52,499 --> 00:08:56,499
‫و شما این قدرت رو داری ‫که همۀ دشمنا رو شکست بدی.

155
00:08:56,499 --> 00:09:01,457
‫می‌خوام ازش برای محافظت از این قانون استفاده کنم.

156
00:09:01,540 --> 00:09:05,499
‫واقعاً بینش‌هات محشره.
ولی ‫متاسفانه، من اونقدر وارد نیستم.

157
00:09:05,499 --> 00:09:07,499
‫راستش، اون حرفا در مورد باز کردن کشور
‫و بیرون کردن وحشی‌ها

158
00:09:07,499 --> 00:09:09,457
‫برام زیاد جالب نیست.

159
00:09:09,499 --> 00:09:10,499
‫واقعاً؟

160
00:09:10,499 --> 00:09:14,457
‫پس، برات مهم نیست
‫که آیندۀ این مملکت چی میشه؟

161
00:09:15,457 --> 00:09:18,540
‫یه بار یه شیطان هم یه همچین حرفی زد.

162
00:09:19,499 --> 00:09:24,457
‫این مملکت آخرش با پذیرفتن
‫تمدن‌های خارجی قوی‌تر میشه.

163
00:09:24,540 --> 00:09:28,499
‫ولی خب، با گذر زمان،
‫بالاخره بساط شیاطین هم جمع میشه.

164
00:09:28,499 --> 00:09:30,499
‫و ما بالاخره...

165
00:09:30,499 --> 00:09:34,499
‫تبدیل میشیم به شخصیت‌هایی
‫که فقط توی افسانه‌ها وجود دارن.

166
00:09:34,499 --> 00:09:37,499
‫نمی‌دونستم بینشون یه همچین
‫شیطان جالبی هم پیدا میشه.

167
00:09:37,499 --> 00:09:39,540
‫این حرفا در مورد ما هم صدق می‌کنه.

168
00:09:39,540 --> 00:09:43,499
‫با این اوضاعی که داره پیش میره، سامورایی‌ها دارن کم‌کم محو میشن.

169
00:09:44,457 --> 00:09:45,499
‫برای همینه که...

170
00:09:47,457 --> 00:09:49,499
‫متاسفم، ولی نمی‌تونم با این موافقت کنم.

171
00:09:51,499 --> 00:09:54,457
‫مهم نیست به چه وسیله‌ای متوسل میشی،

172
00:09:54,457 --> 00:09:56,499
‫من هیچ‌وقت این کارو ضد شان خودم نمی‌دونم.

173
00:09:56,499 --> 00:09:58,540
‫ولی همون‌طور که شما هدفی داری،

174
00:09:58,540 --> 00:10:01,457
‫منم راه خودمو دارم که باید برم.

175
00:10:02,540 --> 00:10:04,499
‫در مقایسه با بلندپروازی شما،

176
00:10:04,499 --> 00:10:07,457
‫هدف من فقط یه کینۀ شخصی کثیفه.

177
00:10:07,457 --> 00:10:09,499
‫ولی واسه من، همه چیزه.

178
00:10:09,499 --> 00:10:11,457
‫مهم نیست الان چقدر ازم انتظار میره،

179
00:10:11,457 --> 00:10:13,540
‫نمی‌تونم به راهم پشت کنم.

180
00:10:14,457 --> 00:10:17,499
‫حتی اگه هدف‌هامون رو بذاریم کنار،
‫ قصد ندارم زیر دست کسی کار کنم.

181
00:10:17,499 --> 00:10:19,499
‫میشه بپرسم چرا؟

182
00:10:19,499 --> 00:10:23,499
‫من می‌تونم این خواسته‌ت رو درک کنم که
.شمشیرت رو بکشی و جلوی گذر زمان بایستی

183
00:10:23,499 --> 00:10:25,457
‫دقیقاً به خاطر همینه،

184
00:10:25,457 --> 00:10:27,498
‫چه اوج باشه چه سقوط،

185
00:10:27,498 --> 00:10:30,457
.بستگی به خودت داره که تحمل و به واقعیت تبدیلش کنی

186
00:10:30,540 --> 00:10:35,540
.بعدشم، هنوز نفهمیدم اصلاً چرا شمشیر می‌کشم

187
00:10:35,540 --> 00:10:37,498
...‫آخه منی که این‌جوریم

188
00:10:37,498 --> 00:10:41,457
چطور ‫لیاقت دارم در نبردی شرکت کنم که آینده رو تعیین می‌کنه؟

189
00:10:41,540 --> 00:10:45,498
‫نه به خاطر این که خلاف اخلاقه ‫یا با آرمان‌هات در تضاده،

190
00:10:45,498 --> 00:10:47,498
...‫بلکه به خاطر اینه که به حس زیباشناسی‌ـت بر می‌خوره

191
00:10:47,498 --> 00:10:49,498
نمی‌تونی شمشیرت رو بکشی؟

192
00:10:50,457 --> 00:10:53,498
.هیچوقت فکر نمی‌کردم به کاری که می‌کنم بشه گفت زیبا

193
00:10:53,540 --> 00:10:57,457
‫ولی اگه مجبور باشم ارادۀ خودمو خم کنم تا شمشیرمو به دست بگیرم،

194
00:10:57,457 --> 00:10:58,540
‫این یه رسوایی واقعی و غیرقابل‌تحمل میشه.

195
00:11:04,540 --> 00:11:08,457
.به نظر میاد دیگه حرف اضافه زدن، وقت تلف کردن‌ـه

196
00:11:08,498 --> 00:11:11,457
‫نمی‌خوام نظرت رو بی‌اهمیت جلوه بدم.

197
00:11:11,457 --> 00:11:12,498
‫فقط یکم کله‌شقم.

198
00:11:13,498 --> 00:11:16,457
‫لازم نیست اینطوری خودتو دست کم بگیری.

199
00:11:16,457 --> 00:11:18,457
‫وقتی یه نفر تصمیمشو می‌گیره،

200
00:11:18,457 --> 00:11:21,498
.دیگه بقیه نمی‌تونن به این آسونیا نظرشو عوض کنن. این طبیعت آدمیزاده

201
00:11:26,457 --> 00:11:28,540
‫نائوتسوگو، وقت رفتنه.

202
00:11:28,540 --> 00:11:30,457
‫باید دنبال اون شمشیر شیطانی بریم.

203
00:11:30,457 --> 00:11:31,540
‫آه... باشه.

204
00:11:31,540 --> 00:11:33,498
،‫خب، هاتاکه‌یاما-دونو

205
00:11:33,498 --> 00:11:35,457
.‫ما دیگه رفع زحمت می‌کنیم

206
00:11:35,498 --> 00:11:37,457
.که اینطور

207
00:11:37,457 --> 00:11:38,498
‫تسوچیورا، بدرقه‌شون کن.

208
00:11:43,457 --> 00:11:44,457
،اوه، راستی

209
00:11:44,457 --> 00:11:46,457
...دربارهٔ سوگینو

210
00:11:46,498 --> 00:11:50,498
‫به نظر میاد خیلی به یه رستورانی به اسم تومیزن علاقه داره.

211
00:11:51,457 --> 00:11:55,457
.شنیدم اونجا مردم دربارهٔ توسا و تاکه‌چی حرف می‌زنن

212
00:11:55,457 --> 00:11:59,457
واقعاً ‫امیدوارم مشکلی پیش نیاد.

213
00:12:08,498 --> 00:12:10,498
‫شما تسوچیورا-دونو هستین، درسته؟

214
00:12:10,540 --> 00:12:12,540
.نیاز نیست اینقدر رسمی باشی

215
00:12:12,540 --> 00:12:13,540
واقعاً؟

216
00:12:13,540 --> 00:12:15,457
‫خیلی خب، تسوچیورا.

217
00:12:16,457 --> 00:12:18,498
‫چرا به هاتاکه‌یاما-دونو وفاداری؟

218
00:12:19,498 --> 00:12:22,457
‫یه بار بهم خیانت شد...

219
00:12:22,457 --> 00:12:23,457
‫نه.

220
00:12:23,457 --> 00:12:25,498
.از اولشم کلاً به هیچ‌کس اعتماد نداشتم

221
00:12:25,498 --> 00:12:30,457
:وقتی ناامید بودم، یاسوهیده-ساما منو پذیرفت و بهم گفت

222
00:12:30,540 --> 00:12:36,498
شیاطین و سامورایی‌ها هردو آثار به‌جا مانده
.از گذشته‌ای هستن که توسط زمان رها شدن

223
00:12:36,498 --> 00:12:38,498
.یه‌جورایی این دوتا باهم برادرن

224
00:12:38,498 --> 00:12:41,540
‫پس درسته که ‫اون دوتا از همدیگه حمایت کنن.

225
00:12:42,498 --> 00:12:45,498
.‫به خاطر همینه که من به یاسوهیده-ساما وفادارم

226
00:12:46,457 --> 00:12:49,498
‫چون بهش اعتماد دارم.

227
00:12:50,457 --> 00:12:52,457
‫اگه می‌خوای بین آدما زندگی کنی،

228
00:12:52,457 --> 00:12:54,457
‫مطمئنم که اینو می‌دونی.

229
00:12:54,457 --> 00:12:56,457
‫شیاطین و آدما هیچ‌وقت نمی‌تونن با هم زندگی کنن.

230
00:12:57,498 --> 00:13:00,457
‫ولی یاسوهیده-ساما منو پذیرفت.

231
00:13:00,457 --> 00:13:02,498
.‫من هیچ‌وقت مهربونیشونو فراموش نمی‌کنم

232
00:13:03,457 --> 00:13:04,540
‫از لطفت ممنونم.

233
00:13:04,540 --> 00:13:10,498
‫ولی اگه از شیاطین برای صدمه زدن به بقیه استفاده کنی
‫و بی‌دلیل به بی‌گناها حمله کنی،

234
00:13:10,498 --> 00:13:14,457
‫چاره‌ای ندارم
‫جز اینکه از شمشیرم استفاده کنم.

235
00:13:15,498 --> 00:13:19,457
‫فقط به خاطر دستور اربابمه که دارم خودمو کنترل می‌کنم.

236
00:13:19,457 --> 00:13:23,540
‫ولی اگه جرئت کنی و سر راه ‫یاسوهیده-ساما قرار بگیری...

237
00:13:25,457 --> 00:13:27,498
...منم عقب‌نشینی نمی‌کنم

238
00:13:38,540 --> 00:13:41,498
‫این مغازه خیلی معمولیه.

239
00:13:41,498 --> 00:13:43,457
‫خب، چیکار کنیم حالا؟

240
00:13:44,457 --> 00:13:48,498
.قبل از اینکه اتفاقی بی‌افته، ‫باید یاتونوموری کانئومی رو از سوگینو بگیریم

241
00:13:49,457 --> 00:13:51,540
‫مشکل اینه که اصلاً نمی‌دونیم کجاست.

242
00:13:51,540 --> 00:13:54,456
بریم دنبالش بگردیم؟

243
00:13:55,498 --> 00:13:56,498
‫بزن بریم.

244
00:13:58,540 --> 00:14:01,540
سنسی چرا این‌قدر دیر کرده؟

245
00:14:01,540 --> 00:14:04,498
‫نکنه امروز نمیاد؟

246
00:14:06,498 --> 00:14:07,540
‫ببخشید.

247
00:14:07,540 --> 00:14:10,498
‫من باید معذرت بخوام.

248
00:14:11,540 --> 00:14:12,498
...نظرت چیه که

249
00:14:12,498 --> 00:14:15,498
.یه وعده غذا مهمونت کنم تا جبران بشه

250
00:14:15,498 --> 00:14:16,498
جان؟

251
00:14:16,498 --> 00:14:19,498
‫تقدیر بود که تونستیم اینجا همدیگه رو ببینیم.

252
00:14:20,498 --> 00:14:23,498
.‫نه... ممنون از لطفتون

253
00:14:23,498 --> 00:14:26,456
.ولی یه سری کار برای انجام دادن داریم

254
00:14:26,456 --> 00:14:27,498
.که اینطور

255
00:14:27,498 --> 00:14:30,498
.می‌دونم یهوییه، ولی می‌خوام یه چیزی ازت بپرسم

256
00:14:30,498 --> 00:14:31,456
ها؟

257
00:14:31,498 --> 00:14:34,540
مردی به نام سوگینو ماتاروکو می‌شناسی؟

258
00:14:36,540 --> 00:14:38,498
‫نه، تا حالا اسمشو نشنیدم.

259
00:14:38,540 --> 00:14:40,456
.صحیح

260
00:14:40,456 --> 00:14:42,498
‫ببخشید یه همچین سوال عجیبی پرسیدم. خیلی ممنون.

261
00:14:42,498 --> 00:14:45,498
‫لازم نیست واسه یه همچین چیز کوچیکی ازم تشکر کنی.

262
00:14:45,498 --> 00:14:46,540
.خب دیگه برم

263
00:14:49,456 --> 00:14:53,498
‫فکر کنم هنوز یکم نوشیدنی واسم مونده. نوشیدنی...

264
00:14:53,498 --> 00:14:55,456
...‫اون اهل توسائه

265
00:14:55,456 --> 00:14:58,498
.موندم اونم جزو اوناییه که ‫از جنبش جوی حمایت میکنه یا نه

266
00:15:00,540 --> 00:15:02,456
بله؟

267
00:15:02,456 --> 00:15:04,456
‫اون آدمایی که اونجا نشستن کی‌ان؟

268
00:15:04,456 --> 00:15:06,540
اوه، ‫اونا مشتری‌های ثابت ما هستن،

269
00:15:06,540 --> 00:15:11,498
‫همیشه در این مورد حرف می‌زنن
‫که چطوری باید برای کشورمون بجنگیم.

270
00:15:11,498 --> 00:15:15,498
.همیشه موقع نوشیدن، بحث‌های سنگین راه می‌ندازن

271
00:15:15,498 --> 00:15:17,456
.عجب

272
00:15:17,456 --> 00:15:20,456
‫خب، می‌دونی منظورشون از «سنسی» کیه؟

273
00:15:20,456 --> 00:15:21,456
‫آره.

274
00:15:21,456 --> 00:15:23,540
.‫فکر کنم بهش میگن تاکه‌چی-ساما

275
00:15:23,540 --> 00:15:27,456
‫همه بهش احترام می‌ذارن.

276
00:15:30,498 --> 00:15:33,456
جین-دونو، دلیل اون سوالتون چی بود؟

277
00:15:33,498 --> 00:15:36,498
،اولش فکر کردم دلیل اینکه سوگینو مدام میره به تومیزن

278
00:15:36,498 --> 00:15:40,498
.اینه که می‌خواسته با آدما ارتباط برقرار کنه

279
00:15:40,498 --> 00:15:42,540
‫ولی انگار این‌طور نیست.

280
00:15:42,540 --> 00:15:45,498
‫ارتباط برقرار کردن با جناح جوی‌ها؟

281
00:15:45,498 --> 00:15:48,456
،با توجه به وفاداری گذشتهٔ سوگینو-دونو ‫به خاندان هاتاکه‌یاما

282
00:15:48,456 --> 00:15:51,498
.اگه موضعش عوض نشده باشه، هنوز طرفدار شوگون‌سالاریه

283
00:15:51,498 --> 00:15:52,540
...‫پس اون باید مخالف

284
00:15:52,540 --> 00:15:56,540
‫با اون سلطنت‌طلبای امپراتوری باشه که یکم قبل‌تر
.داشتن نوشیدنی می‌خوردن

285
00:15:56,540 --> 00:15:57,540
،جین-دونو

286
00:15:57,540 --> 00:16:02,456
اون مردی که لحجهٔ توسائی داشت، داشت دربارهٔ
.دیر کردن سنسی حرف میزد

287
00:16:02,540 --> 00:16:06,540
...شاید با یکی از اعضای مهم جنبش‌شون

288
00:16:06,540 --> 00:16:09,498
.داخل تومیزن قرار گذاشته بودن

289
00:16:09,498 --> 00:16:14,456
و اگه سوگینو-دونو که از طرفدارای شوگون‌سالاریه
...از این قضیه باخبر شه و بخواد کاری بکنه

290
00:16:14,498 --> 00:16:16,540
‫مطمئنم سعی می‌کنه دخالت کنه.

291
00:16:17,456 --> 00:16:21,498
،و اگه اطلاعاتی که هاتاکه‌یاما-دونو فاش كرد دقیق باشه

292
00:16:21,498 --> 00:16:23,540
...این «سنسی‌»‌ای که راجع‌بهش حرف می‌زدن

293
00:16:26,456 --> 00:16:29,456
‫به احتمال زیاد رهبر ‫حزب وفادار توسا،

294
00:16:29,456 --> 00:16:30,540
.تاکه‌چی زویزان‌ـه

295
00:16:31,540 --> 00:16:34,456
...‫هدف سوگینو ماتاروکو

296
00:16:34,456 --> 00:16:36,498
‫ترور تاکه‌چی زویزان‌ـه؟

297
00:16:36,498 --> 00:16:37,540
...می‌ترسم هاتاکه‌یاما-دونو

298
00:16:37,540 --> 00:16:42,498
.هدفش این باشه که ما دربارهٔ سوگینو اطلاعات کسب کنیم

299
00:16:42,498 --> 00:16:46,540
‫به هر حال، اون از اول امیدوار بوده
.که شما هم بهشون ملحق بشین

300
00:16:47,498 --> 00:16:49,498
.‫به خاطر همینه اون موقع صداتون کرد

301
00:16:50,456 --> 00:16:52,498
‫و اون شمشیر شیطانی
.فقط یه طعمه بود تا منو بکشونه وسط

302
00:16:53,540 --> 00:16:57,498
‫اگه ترور زویزان تاکه‌چی
.موفقیت‌آمیز باشه، خب معلومه که برد حساب میشه

303
00:16:57,540 --> 00:16:58,540
‫ولی حتی اگه شکست بخوره،

304
00:16:58,540 --> 00:17:02,498
.هدفش از ملاقات با شما همین الانشم محقق شده

305
00:17:03,456 --> 00:17:06,540
...‫اگه اون ترور از اولش جزو ‫نقشه‌هاش بوده باشه

306
00:17:06,540 --> 00:17:09,456
‫پس واقعاً آدم بی‌رحمیه.

307
00:17:09,498 --> 00:17:12,456
...اینکه یکی مثل اون ‫می‌تونه بی‌هیچ عواقبی جولون بده

308
00:17:12,456 --> 00:17:15,498
.میزان نگرانیِ طرفدارای شوگون‌سالاری رو نشون میده

309
00:17:15,498 --> 00:17:19,456
‫می‌ترسم شوگون‌سالاری ‫دیگه دووم نیاره.

310
00:17:23,456 --> 00:17:24,456
‫متاسفم.

311
00:17:24,456 --> 00:17:26,456
.نتونستم جلوی احساساتم رو بگیرم

312
00:17:26,539 --> 00:17:27,539
‫نگران نباش.

313
00:17:28,498 --> 00:17:30,498
‫خب، حالا باید چیکار کنیم؟

314
00:17:30,498 --> 00:17:34,539
،اگه سوگینو واقعاً تحت تأثیر اون شمشیر شیطانی بخواد دست به کشتار بزنه

315
00:17:34,539 --> 00:17:37,456
.‫نمی‌تونم همینجوری به‌حال خودش رهاش کنم

316
00:17:38,498 --> 00:17:40,539
.‫نه، این فقط یه بهونهٔ خوشگل‌ـه

317
00:17:40,539 --> 00:17:43,456
.‫راستش، من کلاً با روش‌هاش حال نمی‌کنم

318
00:17:43,456 --> 00:17:45,539
‫به‌علاوه، اگه اون شمشیر شیطانی واقعی باشه،
‫یه ارزش عملی هم واسه من داره.

319
00:17:46,539 --> 00:17:48,539
.‫همین دلایل برای مداخله کردن من کافیه

320
00:17:52,539 --> 00:17:54,539
‫با این شمشیر،

321
00:17:54,539 --> 00:17:58,539
.می‌تونم تک‌تک اون احمقایی که ادعای وفاداری به امپراطور دارن رو بکشم

322
00:18:01,539 --> 00:18:05,456
‫تاکه‌چی زویزان رو هم نمیشه بخشید.

323
00:18:05,456 --> 00:18:08,456
‫نه، کشتنش کار اشتباهی نیست.

324
00:18:09,498 --> 00:18:10,539
.بذار یه چیزی بهت بگم

325
00:18:11,539 --> 00:18:15,498
.‫به نظر من ترور یه عمل ننگ نیست

326
00:18:15,498 --> 00:18:18,498
.اصلاً شمشیر برای کشتن ساخته شده

327
00:18:19,498 --> 00:18:21,539
‫در این صورت، مهم نیست از چه روشی استفاده می‌کنی،

328
00:18:22,456 --> 00:18:24,498
.‫هر چیزی که بتونه تمیز ببره یه شمشیر خوبه

329
00:18:24,498 --> 00:18:26,498
‫پس من هیچی بر ضدش نمیگم.

330
00:18:26,539 --> 00:18:27,539
‫ولی...

331
00:18:28,498 --> 00:18:31,539
.شرمنده، نمی‌تونم بذارم انجامش بدی

332
00:18:32,498 --> 00:18:34,539
‫چی میخوای؟

333
00:18:41,498 --> 00:18:43,539
پس از دورم می‌تونم ضربه بزنه؟

334
00:18:43,539 --> 00:18:46,498
.‫فهمیدم. چه حرکت جالبی

335
00:18:46,539 --> 00:18:48,498
‫چرا هنوز نمردی؟

336
00:18:48,498 --> 00:18:51,456
.‫متاسفانه، من از آدمای عادی سرسخت‌ترم

337
00:18:51,456 --> 00:18:52,456
.پس به ضربه زدن ادامه میدم

338
00:18:52,456 --> 00:18:53,498
!دوباره و دوباره

339
00:18:53,498 --> 00:18:54,539
!همینطور ضربه می‌زنم

340
00:18:54,539 --> 00:18:56,539
!مجبورم ضربه بزنم

341
00:18:59,498 --> 00:19:02,498
با ‫اون آهن پاره تونست ضربات پرشی منو دفع کنه؟

342
00:19:31,456 --> 00:19:34,456
‫یه شمشیر که با قدرت شیطانی آغشته شده؟

343
00:19:41,456 --> 00:19:42,498
.جذب شو

344
00:19:52,498 --> 00:19:54,498
‫کانئومی، این همون شمشیره؟

345
00:19:54,498 --> 00:19:58,456
.آره، این همون تاچی‌ـه که از خون خودت ساخته شده

346
00:19:58,498 --> 00:19:59,539
‫فکر کنم...

347
00:19:59,539 --> 00:20:02,456
.‫بهتره سه تا دیگه هم ازش بسازم

348
00:20:02,498 --> 00:20:06,539
‫روی هر چهار تا شمشیر این عبارت حک میشه: «یاتونوموری»

349
00:20:06,539 --> 00:20:08,539
«عبارت دوم هم میشه: «کانئومی

350
00:20:09,456 --> 00:20:12,498
‫این شمشیره واقعاً ‫قدرت شیطانی داره؟

351
00:20:12,498 --> 00:20:14,456
‫کی می‌دونه؟

352
00:20:14,456 --> 00:20:16,498
.‫یاتونوموری کانئومی

353
00:20:16,498 --> 00:20:18,539
...یعنی صدسال دیگه چه بلایی سر این شمشیرهایی که

354
00:20:18,539 --> 00:20:20,498
اسمامون روش حک شده میاد؟

355
00:20:20,498 --> 00:20:23,498
‫متاسفانه، من نمی‌تونم ‫با چشمای خودم ببینمش.

356
00:20:24,498 --> 00:20:25,539
،پس، یاتو

357
00:20:25,539 --> 00:20:28,456
‫میشه آینده‌ش رو برام ببینی؟

358
00:20:29,498 --> 00:20:32,498
،‫و اگه واقعاً قدرت به‌دست آورده باشن

359
00:20:32,498 --> 00:20:34,456
.‫امیدوارم به قدرتشون شک نکنی

360
00:20:34,498 --> 00:20:37,498
‫آدمیزاد بعضی وقتا خُل میشه ‫و ممکنه اشتباه کنه.

361
00:20:37,498 --> 00:20:41,498
‫شیاطین نمی‌تونن خلاف ذاتشون عمل کنن،
‫واسه همینم هست که همش در حال جنگ و دعوان.

362
00:20:41,498 --> 00:20:43,498
...‫با این حال، من معتقدم که

363
00:20:43,498 --> 00:20:46,539
شیاطین ‫و آدما می‌تونن با هم زندگی کنن.

364
00:20:47,539 --> 00:20:48,539
.فهمیدم

365
00:20:50,456 --> 00:20:51,456
.‫معذرت می‌خوام

366
00:20:51,456 --> 00:20:53,456
.آخرشم دردسراش مال تو شد

367
00:20:53,456 --> 00:20:56,456
‫اصلاً دردسر نیست.
...برآورده کردن آرزوهای شوهر

368
00:20:56,456 --> 00:20:58,497
.‫جزئی از وظایف زن‌ـه

369
00:21:19,539 --> 00:21:23,456
‫شیاطین و آدما می‌تونن با هم زندگی کنن...

370
00:21:34,539 --> 00:21:38,497
.‫پس سوگینو-دونو واقعاً ‫می‌خواسته بره به تومیزن

371
00:21:39,456 --> 00:21:41,456
.واقعاً وحشتناکه

372
00:21:41,456 --> 00:21:43,456
...اون تحت تاثیر شمشیر شیطانی قرار گرفته بوده

373
00:21:43,456 --> 00:21:45,497
.‫و حتی زنش رو هم کشته

374
00:21:45,539 --> 00:21:46,539
‫نه.

375
00:21:46,539 --> 00:21:48,456
.قضیه اون چیزی نیست که فکر می‌کنی

376
00:21:48,456 --> 00:21:49,456
‫چی؟

377
00:21:49,456 --> 00:21:52,539
‫درسته که یاتونوموری کانئومی یه شمشیر شیطانیه.

378
00:21:52,539 --> 00:21:56,497
.‫ولی قدرت واقعیش تیغهٔ پرنده‌ست

379
00:21:56,497 --> 00:22:00,456
.تنها کاری که ازش برمیاد اینه که ضربه پرتاب کنه، همین

380
00:22:00,497 --> 00:22:03,539
‫ولی سوگینو-دونو زنش رو کشت.

381
00:22:07,497 --> 00:22:10,456
‫چرا این کارو کردی...

382
00:22:10,456 --> 00:22:12,456
!‫نه... نه، نه

383
00:22:12,456 --> 00:22:14,456
‫من این کارو نکردم!

384
00:22:14,456 --> 00:22:16,539
...‫درسته. من نزدمت

385
00:22:16,539 --> 00:22:19,497
!کار این شمشیر شیطانی بود، من نبودم

386
00:22:19,497 --> 00:22:21,539
‫درسته. من هیچ کار اشتباهی نکردم.

387
00:22:21,539 --> 00:22:24,497
‫هر کسی که این شمشیر رو به دست بگیره،
.وسوسه میشه که آدم بکشه

388
00:22:24,497 --> 00:22:26,497
!به خاطر همینه

389
00:22:26,497 --> 00:22:28,539
‫چیزی که تو رو کشت... این شمشیر شیطانیه!

390
00:22:28,539 --> 00:22:33,456
‫این شمشیر شیطانی بود ‫که ذهنمو کنترل می‌کرد!

391
00:22:42,456 --> 00:22:45,497
.زنش اتفاقی جلوش بوده، برای همین خورده بهش

392
00:22:45,497 --> 00:22:47,456
‫همه‌ش همینه.

393
00:22:47,456 --> 00:22:48,539
...محاله

394
00:22:48,539 --> 00:22:50,539
‫ولی نتونست عذاب وجدان رو تحمل کنه.

395
00:22:50,539 --> 00:22:52,456
...پس به خودش قبولوند که

396
00:22:52,456 --> 00:22:54,497
.اون تحت‌تاثیر شمشیر شیطانی‌ـه

397
00:22:54,497 --> 00:22:57,497
‫شاید هاتاكه‌یاما دقیقاً همین ضعف رو دیده
‫و ازش به نفع خودش استفاده کرده.

398
00:22:57,497 --> 00:22:59,539
...‫سوگینو-دونو به خاطر وفاداری به کشورش

399
00:22:59,539 --> 00:23:02,456
.دست به این ترور نزد

400
00:23:02,456 --> 00:23:05,497
،اون دنبال دلیلی برای به‌دست گرفتن شمشیر بود
.برای همین دنبال هاتاکه‌یاما رفت

401
00:23:05,497 --> 00:23:07,456
‫همینه، درسته؟

402
00:23:07,497 --> 00:23:09,539
‫هیچ‌کس از حقیقت خبر نداره.

403
00:23:15,539 --> 00:23:19,539
.جین-دونو، شما همیشه می‌گفتین آدم نباید به اعتقاداتش پشت کنه

404
00:23:27,497 --> 00:23:28,539
...‫شاید وقتشه که من

405
00:23:28,539 --> 00:23:31,497
‫مسیر زندگی خودمو تعیین کنم.
