﻿1
00:00:01,584 --> 00:00:03,294
‫اون دیگه چیه؟!

2
00:00:05,422 --> 00:00:06,715
‫زود باشید از اینجا بزنیم بیرون!

3
00:00:06,715 --> 00:00:08,717
‫وایسا! شاید تو رو هم بکشن!

4
00:00:08,717 --> 00:00:09,926
‫پس می‌گی چه غلطی بکنیم؟!

5
00:00:09,926 --> 00:00:11,177
‫هیچ راه فراری نیست؟!

6
00:00:11,177 --> 00:00:12,762
‫من از کجا بدونم آخه؟!

7
00:00:12,762 --> 00:00:13,972
‫همین الانشم دو نفرمون مردن!

8
00:00:13,972 --> 00:00:17,267
‫کسی تکون نخوره! اگه جُم بخورید، دوباره حمله می‌کنه!

9
00:00:22,355 --> 00:00:24,524
‫جوهی-سان! جوهی-سان!

10
00:00:24,899 --> 00:00:26,359
‫شانس آوردیم.

11
00:00:27,360 --> 00:00:31,156
‫اگه متوجه نشده بودی که داره چه اتفاقی میفته، همه‌مون مرده بودیم.

12
00:00:32,240 --> 00:00:34,617
‫مگه به‌خاطر اینکه شستت خبردار شد داد نزدی؟

13
00:00:34,617 --> 00:00:37,787
‫نه... فقط خطرناک به‌نظر میومد...

14
00:00:39,289 --> 00:00:41,207
‫سونگ-سان، دست‌تون!

15
00:00:42,000 --> 00:00:44,169
‫اگه یه‌کم دندون قروچه برم، همچین اوضاع بدی ندارم.

16
00:00:44,169 --> 00:00:45,879
‫ولی می‌تونی جلوی خون‌ریزی رو بگیری؟

17
00:00:48,798 --> 00:00:51,676
‫امیدم به این بود که از جوهی-سان کمک بگیرم، ولی...

18
00:00:52,135 --> 00:00:53,636
‫اون تحمل همچین شرایطی رو نداره.

19
00:00:54,471 --> 00:00:58,641
‫برای همین با وجود یه هیلر رنک B‌ بودن،
‫فقط توی ریدهای آسون شرکت می‌کنه.

20
00:00:59,267 --> 00:01:03,313
‫خودم هم توی دو سه‌تا دانجن رنک B بودم...

21
00:01:04,022 --> 00:01:08,568
‫ولی اون‌یکی احتمالاً یه دشمن رنک Aـه یا حتی S.

22
00:01:09,611 --> 00:01:13,031
‫فرمان‌های معبد کارتنون که روی اون کتیبه نوشته شده بود...

23
00:01:13,031 --> 00:01:17,702
‫«اول، احترام بگذار. دوم، حق را ستایش کن.»

24
00:01:17,702 --> 00:01:20,079
‫«سوم، ایمانت را ثابت کن.»

25
00:01:20,079 --> 00:01:22,999
‫«کسانی که این فرامین را رعایت نکنند ‫اینجا را زنده ترک نخواهند گفت.»

26
00:01:23,500 --> 00:01:26,211
‫سونگ-سان... اونی که داره ازش حرف می‌زنه...

27
00:01:26,669 --> 00:01:28,463
‫احتمالاً اون رو می‌گه، نه؟

28
00:01:30,089 --> 00:01:33,718
‫بیش از ده سال پیش، تعدادی دروازه که...

29
00:01:33,718 --> 00:01:37,514
‫ دنیای ما را به یک بعد دیگر متصل می‌کرد، پدیدار شدند،

30
00:01:37,514 --> 00:01:41,267
‫و باعث ایجاد پدیده‌های ماوراءطبیعی زیادی در سراسر دنیا شدند.

31
00:01:43,561 --> 00:01:48,066
‫کسانی که به قدرت‌های ویژه دست یافتند،
‫با عنوان هانتر شناخته می‌شوند و مثال بارز این موضوع هستند.

32
00:01:48,566 --> 00:01:54,155
‫آن‌ها وظیفه دارند که از طریق این دروازه‌ها
‫جانورانی را که در سیاه‌چال‌ها هستند شکست دهند،

33
00:01:54,614 --> 00:01:58,618
‫و زمانی که قدرت یک هانتر فعال شود، دیگر تغییر نمی‌کند.

34
00:01:59,452 --> 00:02:02,830
‫اما بعضی اوقات، در آن سوی یک دروازه،

35
00:02:03,456 --> 00:02:06,626
‫انسان با هیولاهایی روبه‌رو می‌شود
‫که چیزی فراتر از حس ترس را القا می‌کنند

36
00:02:06,626 --> 00:02:09,963
‫چیزی به مثال ناامیدیِ مطلق.

37
00:03:41,929 --> 00:03:43,097
‫دیدیش؟

38
00:03:43,097 --> 00:03:44,265
‫اوه، ویدیو رو می‌گی؟

39
00:03:45,808 --> 00:03:48,853
‫معلوم هست چیکار می‌کنی؟ نزدیک بود غیبت بخوری ها.

40
00:03:48,853 --> 00:03:49,979
‫چیزی نیست.

41
00:03:52,648 --> 00:03:55,151
‫جیناه، برادرت یه هانتره، درسته؟

42
00:03:55,151 --> 00:03:56,569
‫همین‌طوره.

43
00:03:56,569 --> 00:03:59,197
‫هرچند که، اون یه هانتر رنک Eـه...

44
00:03:59,197 --> 00:04:01,908
‫همیشه خودش رو بدجور زخمی می‌کنه. به‌نظر میاد کار خیلی سختیه.

45
00:04:01,908 --> 00:04:04,327
‫اون روز که اومد خونه سرتاپاش باندپیچی شده بود!

46
00:04:04,827 --> 00:04:07,538
‫حالا چی شده یهویی داری می‌پرسی؟

47
00:04:07,538 --> 00:04:08,831
‫همین‌طوری.

48
00:04:09,832 --> 00:04:12,376
‫مطمئنم من بهتر کار می‌کردم...

49
00:04:13,419 --> 00:04:15,546
‫در حد جنگیدن با اون مجسمه نیستیم.

50
00:04:15,963 --> 00:04:18,216
‫بیاید خودمون رو جمع‌وجور کنیم و دنبال راه فرار باشیم.

51
00:04:18,216 --> 00:04:20,259
‫این‌طوری پیش بره
‫من قرار نیست همین‌طوری اینجا بمیرم!

52
00:04:20,718 --> 00:04:24,263
‫بالأخره موفق شدم با یه گیلد بزرگ قرارداد ببندم!

53
00:04:24,263 --> 00:04:27,016
‫تحمل این‌طوری شکست خوردنو ندارم!

54
00:04:27,016 --> 00:04:29,143
‫داری چیکار می‌کنی؟! نباید حرکت کنی!

55
00:04:29,143 --> 00:04:32,021
‫از پسش برمیام! حسابی به سرعتم ایمان دارم.

56
00:04:32,021 --> 00:04:33,648
‫قبل از اینکه بزنتم، می‌زنم بیرون!

57
00:04:44,992 --> 00:04:46,327
‫لـعـنـتـی!

58
00:04:47,995 --> 00:04:51,749
‫فکر کنم این یعنی هروقت که اراده کنه می‌تونه همه‌مون رو نابود کنه.

59
00:04:51,749 --> 00:04:55,670
‫تازه خیلی هم راحت. عین له کردن یه پشه.

60
00:04:55,670 --> 00:04:59,674
‫پس چرا همین الان همه‌مون رو نمی‌کشه؟

61
00:05:01,008 --> 00:05:03,344
‫قدرتش رو داره که همه‌مون رو بکشه، ولی نکشته.

62
00:05:03,678 --> 00:05:07,431
‫یه تفاوتی در مقایسه با اون و بقیه‌ی هیولاها که به
‫محض دیدنت بهت حمله می‌کنن وجود داره.

63
00:05:10,184 --> 00:05:12,937
‫سونگ-سان، دوباره می‌گید اولین فرمان چی بود؟

64
00:05:12,937 --> 00:05:13,980
‫فرمان؟

65
00:05:13,980 --> 00:05:17,483
‫فکر کنم اولیش احترام گذاشتن بود.

66
00:05:18,609 --> 00:05:19,360
‫احترام...

67
00:05:21,279 --> 00:05:23,281
‫این دانجن قوانین خودش رو داره.

68
00:05:23,781 --> 00:05:24,824
‫داری چیکار می‌کنی؟!

69
00:05:24,824 --> 00:05:27,201
‫اگه درست حدس زده باشم...

70
00:05:27,618 --> 00:05:28,869
‫هوی، بیخیال شو...

71
00:05:31,831 --> 00:05:35,835
‫با اون چشم‌ها... تو هنوز از نجات پیدا کردن دست نکشیدی.

72
00:05:52,435 --> 00:05:55,271
‫بچه‌ها! لطفاً به سمت اون مجسمه سجده کنید!

73
00:05:55,938 --> 00:05:57,231
‫سجده کنیم؟

74
00:05:57,231 --> 00:05:58,733
‫معلوم هست داری چی بلغور می‌کنی؟

75
00:05:58,733 --> 00:06:00,776
‫چیزی رو متوجه شدی؟

76
00:06:00,776 --> 00:06:05,740
‫بله. تا زمانی که سرتون رو پایین نگه دارید، حمله نمی‌کنه.

77
00:06:05,740 --> 00:06:08,534
‫«احترام» درست مثل چیزی که فرمان می‌گه.

78
00:06:12,830 --> 00:06:14,999
‫در این مورد مطمئنی؟

79
00:06:14,999 --> 00:06:16,876
‫بله... فعلاً آره.

80
00:06:17,877 --> 00:06:19,336
‫اگه این‌طوره...

81
00:06:25,051 --> 00:06:28,262
‫این قراره نجاتمون بده؟ همه‌ی کاری که لازمه همینه؟

82
00:06:34,935 --> 00:06:37,146
‫لعنتی، چه ترسناکه!

83
00:06:37,146 --> 00:06:39,106
‫حالتش تغییر کرد؟

84
00:06:42,234 --> 00:06:43,944
‫هیچ‌کاری نمی‌کنه.

85
00:06:44,945 --> 00:06:46,739
‫هوی! همین‌طوری بلند نشو!

86
00:06:49,950 --> 00:06:53,037
‫ببینید! دیگه بهمون حمله نمی‌کنه!

87
00:06:54,830 --> 00:06:56,874
‫یعنی واقعاً تموم شد؟

88
00:06:56,874 --> 00:06:58,292
‫نجات پیدا کردیم؟

89
00:06:58,292 --> 00:06:59,084
‫بالأخره!

90
00:06:59,460 --> 00:07:00,294
‫نجات پیدا کردیم!

91
00:07:00,294 --> 00:07:01,295
‫می‌تونیم بریم خونه!

92
00:07:02,087 --> 00:07:04,673
‫نه... هنوز...

93
00:07:11,680 --> 00:07:13,766
‫فکر کردم تموم شده!

94
00:07:13,766 --> 00:07:17,520
‫سونگ-کون، حالا چی؟ نقشه‌ای چیزی داری دیگه، نه؟

95
00:07:17,520 --> 00:07:19,939
‫هـ ـ همچین چیزی ندارم!

96
00:07:21,232 --> 00:07:24,401
‫ولی فکر کنم نافرمانی از قوانینی که وضع کردن ایده‌ی خوبی نباشه!

97
00:07:24,735 --> 00:07:26,487
‫بخش دومش ستایش کردن بود!

98
00:07:26,487 --> 00:07:27,738
‫باید بفهمیم که اون چیه!

99
00:07:27,738 --> 00:07:28,739
‫ستایشش کنیم؟!

100
00:07:28,739 --> 00:07:30,366
‫دقیقاً چطوری؟

101
00:07:30,366 --> 00:07:32,201
‫بذارید من یه تلاشی کنم.

102
00:07:32,785 --> 00:07:35,496
‫من توی قوم‌شناسی تحصیل می‌کردم.

103
00:07:35,496 --> 00:07:38,749
‫چند راه ستایشِ وجود داره که به ذهنم می‌رسه.

104
00:07:41,293 --> 00:07:45,089
‫اوه ای خدا، فرمانروای بزرگ ما که این جهان نظم می‌دهی...

105
00:07:45,089 --> 00:07:47,049
‫یعنی جواب می‌ده؟

106
00:07:47,049 --> 00:07:49,176
‫گمونم داره سرعتشو کم می‌کنه؟

107
00:07:49,635 --> 00:07:51,887
‫مسیر حقیقی را به ما نشان ده.

108
00:07:52,304 --> 00:07:54,098
‫وایسا. اون...

109
00:07:55,224 --> 00:07:58,060
‫اراده‌ی تو عملِ ماست...

110
00:07:58,769 --> 00:08:01,397
‫اون کلمات روی این هیچ تأثیری ندارن!

111
00:08:01,397 --> 00:08:04,567
‫به تو احترام می‌گذاریم و تو را مفتخر می‌دانیم!

112
00:08:04,567 --> 00:08:08,654
‫اوه ای خدا، فرمانروای بزرگ ما که این جهان نظم می‌دهی!

113
00:08:13,909 --> 00:08:14,994
‫لعنتی!

114
00:08:14,994 --> 00:08:16,078
‫فرار کنید!

115
00:08:24,128 --> 00:08:25,504
‫پیش هم موندن خیلی خطرناکه!

116
00:08:25,504 --> 00:08:26,255
‫پخش بشید!

117
00:08:26,255 --> 00:08:27,089
‫چشم!

118
00:08:28,632 --> 00:08:30,092
‫جوهی-سان، فرار کن!

119
00:08:31,969 --> 00:08:33,887
‫نمی‌تونم این‌طوری بمیرم!

120
00:08:34,388 --> 00:08:36,557
‫یه خانواده دارم که چشم انتظارمن!

121
00:08:37,891 --> 00:08:40,019
‫اینجا دیگه باید جام امن باشه، نه؟

122
00:08:40,561 --> 00:08:42,771
‫هوی، پارک-سان! پشت سرت!

123
00:08:51,739 --> 00:08:54,450
‫پارک-سان!

124
00:08:55,284 --> 00:08:58,287
‫حق رو ستایش کن... حق رو ستایش کن...

125
00:08:59,038 --> 00:09:03,542
‫آخه اون چی برای ستایش کردن داره؟! اون‌که چیزی جز یه شیطان نیست!

126
00:09:04,460 --> 00:09:08,130
‫ولی نمی‌تونم جوهی-سان رو تنها بذارم.

127
00:09:10,257 --> 00:09:11,842
‫به یه سرنخی چیزی احتیاج دارم.

128
00:09:12,509 --> 00:09:14,553
‫نیزه... تبر...

129
00:09:18,349 --> 00:09:21,769
‫پتک... شمشیر... آلت موسیقی...

130
00:09:22,478 --> 00:09:23,479
‫آلت موسیقی؟

131
00:09:26,315 --> 00:09:29,902
‫بچه‌ها! فرار کنید به سمت مجسمه‌هایی که آلت موسیقی دارن!

132
00:09:30,361 --> 00:09:31,153
‫آلت موسیقی؟

133
00:09:36,325 --> 00:09:39,244
‫داره... ساز می‌زنه؟

134
00:09:39,244 --> 00:09:42,998
‫هوی! مجسمه‌هایی که آلت موسیقی دارن حمله نمی‌کنن!

135
00:09:50,964 --> 00:09:52,633
‫لعنت بهش...

136
00:09:54,176 --> 00:09:56,428
‫تو رو خدا شروع کن به زدن! زود باش!

137
00:09:57,679 --> 00:09:59,973
‫نکنه چون دو نفریم کار نمی‌کنه؟

138
00:09:59,973 --> 00:10:02,142
‫جوهی-سان، تو همین‌جا بمون!

139
00:10:02,142 --> 00:10:03,477
‫جینو-سان!

140
00:10:12,945 --> 00:10:13,987
‫اونجاست!

141
00:10:23,372 --> 00:10:24,998
‫اینجا نیست!

142
00:10:28,544 --> 00:10:29,878
‫نه!

143
00:10:29,878 --> 00:10:32,089
‫جینو-سان!

144
00:10:43,225 --> 00:10:45,143
‫هنوز... نه...

145
00:10:48,897 --> 00:10:50,065
‫هنوز نه!

146
00:11:11,253 --> 00:11:13,672
‫فکر کنم منظورش از ستایش کردن این بود؟

147
00:11:20,178 --> 00:11:22,806
‫جینو-سان! حالت خوبه؟!

148
00:11:23,599 --> 00:11:25,392
‫آره... بگی نگی.

149
00:11:30,939 --> 00:11:32,190
‫جینو-سان...

150
00:11:32,524 --> 00:11:33,442
‫بله؟

151
00:11:38,113 --> 00:11:39,406
‫پات...

152
00:11:42,534 --> 00:11:46,955
‫دیگه کافیه، جوهی-سان... دیگه خوبم.

153
00:11:46,955 --> 00:11:50,334
‫چی داری می‌گی؟ درمانت می‌کنم!

154
00:11:53,962 --> 00:11:55,172
‫جوهی-سان...

155
00:11:56,923 --> 00:11:58,467
‫چقدر وحشتناک.

156
00:11:58,842 --> 00:11:59,801
‫واقعاً.

157
00:12:01,553 --> 00:12:03,430
‫دستت واقعاً حیف شد.

158
00:12:03,764 --> 00:12:06,767
‫ولی به عنوان لیدرمون اشتباه عمل کردی.

159
00:12:06,767 --> 00:12:08,226
‫به‌نظر من که کارماست.

160
00:12:08,226 --> 00:12:09,102
‫بی‌انصافیه!

161
00:12:09,102 --> 00:12:10,228
‫از اولش هم کیم‌-سان خودت بودی که...

162
00:12:10,228 --> 00:12:11,688
‫همه‌ با هم تصمیم گرفتیم.

163
00:12:11,688 --> 00:12:13,857
‫و من یادمه که تو هم رأی دادی.

164
00:12:14,649 --> 00:12:18,153
‫درسته... کسی که تصمیم نهایی رو گرفت من بودم.

165
00:12:18,653 --> 00:12:20,739
‫ مسئولیت اتفاقی که اینجا افتاد روی دوش منه.

166
00:12:21,365 --> 00:12:23,700
‫الان وقت بحث کردن نیست.

167
00:12:23,700 --> 00:12:25,369
‫هنوز یه فرمان دیگه مونده.

168
00:12:27,788 --> 00:12:29,206
‫دیگه چه خبره؟

169
00:12:29,206 --> 00:12:30,332
‫زلزله شده؟

170
00:12:33,251 --> 00:12:34,628
‫این دیگه چه کوفتیه؟

171
00:12:35,003 --> 00:12:36,338
‫یه محراب.

172
00:12:37,672 --> 00:12:40,592
‫توی افسانه ها همیشه برای پیشکش کردن...

173
00:12:40,592 --> 00:12:43,053
‫گنجینه‌ها و قربانی‌ها سروکله‌شون پیدا می‌شه.

174
00:12:43,387 --> 00:12:46,306
‫فرمان سوم.
‫«ایمانتان را ثابت کنید.»

175
00:12:47,933 --> 00:12:51,728
‫حتی احمقی مثل من هم می‌دونه اینجا چه اتفاقی داره می‌افته.

176
00:12:52,270 --> 00:12:57,067
‫باید یه قربانی پیشکش کنیم، درست نمی‌گم سونگ-کون؟

177
00:12:59,069 --> 00:13:04,074
‫من دیدم مردی که قبل از اومدنمون به اینجا
‫داشت پُز زنش رو می‌داد، از وسط دو نیم شد.

178
00:13:04,074 --> 00:13:05,867
‫و فقط هم اون نبود!

179
00:13:06,243 --> 00:13:08,703
یکم پیش خودتم گفتی، درسته؟

180
00:13:08,703 --> 00:13:11,081
‫وقتشه مسئولیت رو قبول کنی، لیدر.

181
00:13:11,665 --> 00:13:13,708
‫کیم-سان، اون‌-
‫تو ساکت باش!

182
00:13:15,043 --> 00:13:18,922
‫باشه. بذار خودم برم.

183
00:13:20,799 --> 00:13:23,093
‫این فقط تقصیر سون-سان نیست.

184
00:13:23,093 --> 00:13:25,512
‫ما برای اومدن به اینجا رأی‌گیری کردیم!

185
00:13:29,182 --> 00:13:31,184
‫چه اتفاقی داره می‌افته؟

186
00:13:34,729 --> 00:13:38,150
‫سونگ-کون! کار دیگه‌ای مونده که باید بکنم؟

187
00:13:38,567 --> 00:13:42,779
‫جریان چیه؟ مگه نباید قربانی می‌کردیم؟

188
00:13:43,947 --> 00:13:49,244
‫شرمنده. می‌خوام از محراب سر در بیارم،
‫پس می‌شه کمکم کنید برم اونجا؟

189
00:13:51,496 --> 00:13:53,748
‫لطفاً دقیقاً منو ببرید کنارش.

190
00:13:53,748 --> 00:13:55,625
‫امـ ـ اما اونموقع ما...

191
00:13:55,625 --> 00:13:57,669
‫فکر نمی‌کنم اتفاقی بیفته.

192
00:14:04,551 --> 00:14:06,595
‫متوجه چیزی شدی؟

193
00:14:06,595 --> 00:14:08,013
‫نه، هنوز نه...

194
00:14:08,597 --> 00:14:12,142
‫اگه اینجا متنظر بمونیم، احتمالش هست کسی برای نجاتمون بیاد؟

195
00:14:12,142 --> 00:14:14,895
‫دروازه از امروز یک هفته باز می‌مونه.

196
00:14:15,228 --> 00:14:18,315
‫احتمالاً قبل از اینکه کسی بیاد دنبال ما، اونا دوباره حرکت می‌کنن.

197
00:14:21,443 --> 00:14:24,404
‫هفت روز زمان می‌بره تا یه دروازه کامل باز بشه.

198
00:14:26,573 --> 00:14:28,575
‫بهش می‌گن فرار از دانجن.

199
00:14:29,409 --> 00:14:33,038
‫وقتی این اتفاق بیفته، هیولاها می‌تونن اون طرف دروازه برن.

200
00:14:33,788 --> 00:14:37,167
‫از هدفای دیگه‌ی رِید شکست باسِ دانجن،...

201
00:14:37,167 --> 00:14:40,545
‫و بستن در قبل از اتمام وقته.

202
00:14:41,630 --> 00:14:44,424
‫ما اگر الان اینجا شکست بخوریم...

203
00:14:45,300 --> 00:14:48,094
‫اون چیز می‌تونه وارد دنیای ما باشه.

204
00:14:48,845 --> 00:14:49,804
‫سلام!

205
00:14:49,804 --> 00:14:53,224
‫اوه سونگ-سان! آفرین که هر روز میای.

206
00:14:59,564 --> 00:15:02,192
‫مامان! دوباره اومدم.

207
00:15:02,192 --> 00:15:04,861
‫امروز سونگ‌یی دوباره دیر اومد سر کلاس.

208
00:15:04,861 --> 00:15:08,907
‫گفت یه‌سری کارا داشت، ولی قول میدم خواب مونده.

209
00:15:11,368 --> 00:15:13,411
‫راستی، تو آزمون سراسری اون‌روز...

210
00:15:17,332 --> 00:15:19,292
می‌شه شما دو نفر هم بیاید اینجا؟

211
00:15:19,918 --> 00:15:22,712
‫احتمالاً باید برای هرکدوممون یه مشعل روشن بشه.

212
00:15:23,213 --> 00:15:26,007
‫اگه اتفاقی قرار باشه بیفته، بعد از اون می‌شه.

213
00:15:41,648 --> 00:15:43,358
‫در باز شد.

214
00:15:43,358 --> 00:15:44,692
‫می‌تونیم بریم؟

215
00:15:44,692 --> 00:15:46,152
‫مگه اینکه اینم یه تله باشه...

216
00:15:51,074 --> 00:15:52,659
‫این چه صدایی بود؟

217
00:15:52,659 --> 00:15:54,911
‫مـ ـ مجسمه‌ها دارن اینطرفی میان!

218
00:15:54,911 --> 00:15:56,538
‫چیکار کنیم؟

219
00:15:56,538 --> 00:15:59,249
‫چرا دارن میان طرف ما؟

220
00:16:03,711 --> 00:16:05,213
‫نـــه!

221
00:16:05,213 --> 00:16:07,298
‫جوهی-سان، چشمات رو نبند!

222
00:16:07,298 --> 00:16:08,967
‫اگه نگاهشون کنی حرکت نمی‌کنن!

223
00:16:09,676 --> 00:16:12,053
‫مثل اون بازی دوران بچگیمونه.

224
00:16:12,053 --> 00:16:14,472
‫همگی، چشماتون به مجسمه‌ها باشه.

225
00:16:27,610 --> 00:16:29,737
‫نـــــــه!
‫اوی!‫صبر کن!

226
00:16:34,534 --> 00:16:36,161
سونگ-کون، اینجا چه خبره؟

227
00:16:36,161 --> 00:16:39,080
‫در یکم بسته شد،
‫ولی فکر کنم تونست نجات پیدا کنه.

228
00:16:39,581 --> 00:16:40,540
‫چرا؟

229
00:16:41,040 --> 00:16:43,918
‫شعله‌های آبی با گذشت زمان خاموش می‌شن.

230
00:16:43,918 --> 00:16:47,255
‫وقتی یه نفر فرار کرد، یکی از شعله‌های نارنجی خاموش شد.

231
00:16:47,797 --> 00:16:52,135
‫اولین فرمان احترام گذاشتن بود.
‫دومین فرمان ستایش کردن بودن.

232
00:16:52,760 --> 00:16:54,387
‫سومین فرمان اثبات ایمان بود...

233
00:16:55,805 --> 00:16:57,557
‫حتماً یه تله‌ست.

234
00:16:57,557 --> 00:17:00,768
‫خطر و ترس ایجاد می‌کنه،
‫و بعدش یه امید واهی می‌ده...

235
00:17:00,768 --> 00:17:04,439
‫شاید داره ایمانمون رو آزمایش می‌کنه.

236
00:17:04,814 --> 00:17:07,442
‫شرمنده... دیگه نمی‌تونم!

237
00:17:09,485 --> 00:17:10,403
‫جونگهو-کون!

238
00:17:10,403 --> 00:17:10,987
‫هی

239
00:17:12,989 --> 00:17:13,948
‫نرو!

240
00:17:19,078 --> 00:17:20,288
‫نباید تکون بخوری!

241
00:17:20,288 --> 00:17:22,874
‫اگه یه نفر دیگه بره، دیگه نمی‌تونیم چیزی ببینیم.

242
00:17:23,583 --> 00:17:25,376
سونگ-کون، اینجا چه اتفاقی داره می‌افته؟

243
00:17:25,376 --> 00:17:26,628
‫واسه‌مون توضیح بده.

244
00:17:26,628 --> 00:17:30,381
‫تا وقتی که چشممون به مجسمه‌ها باشه
‫و تکون نخوریم، در امانیم.

245
00:17:30,840 --> 00:17:35,345
‫شعله‌های آبی یه‌طور زمان‌سنجن. وقتی
‫همگی خاموش بشن، همه‌مون نجات پیدا می‌کنیم.

246
00:17:36,471 --> 00:17:42,477
‫اما امکان اینکه اگه همه‌شون خاموش بشن،
‫اینجا گیر بیفتیم هم وجود نداره؟

247
00:17:43,978 --> 00:17:46,522
‫صادقانه می‌گم، انتظار نداشتم تو، ضعیف‌ترین عضومون...

248
00:17:46,522 --> 00:17:49,025
‫تا این اندازه ازت بربیاد.

249
00:17:49,025 --> 00:17:53,613
‫تنها دلیلی که زنده موندیم، به‌خاطر تو بود.

250
00:17:53,613 --> 00:17:55,073
‫کیم-سان...

251
00:17:56,282 --> 00:18:01,788
‫ولی... من خانواده‌ای دارم که منتظرمه! هنوز نمی‌تونم بمیرم!

252
00:18:01,788 --> 00:18:04,165
‫می‌خوام زنده برگردم خونه!

253
00:18:04,165 --> 00:18:06,292
‫بیشتر از این نمی‌تونم تحمل کنم!

254
00:18:06,918 --> 00:18:08,294
‫متأسفم!

255
00:18:13,549 --> 00:18:14,926
‫چرا؟

256
00:18:16,678 --> 00:18:17,637
‫هنوز نه!

257
00:18:18,012 --> 00:18:19,555
‫باید هرطور شده نجات پیدا کنیم!

258
00:18:20,515 --> 00:18:23,476
‫قبلاً هرطوری شده از پسش بر اومدم.

259
00:18:27,188 --> 00:18:29,190
‫شما دو نفر باید برین!

260
00:18:29,982 --> 00:18:31,442
‫سون-سان؟

261
00:18:31,442 --> 00:18:36,197
‫فکر می‌کنم تا زمانی که یکی از ماها اینجا بمونه، در باز می‌مونه.

262
00:18:36,698 --> 00:18:39,200
‫شما دوتا هنوز زندگی طولانی‌ای در پیش رو دارین، باید برین.

263
00:18:39,742 --> 00:18:41,911
‫جوهی-سان، سونگ‌-کون رو به تو می‌سپرم.

264
00:18:41,911 --> 00:18:43,413
‫بـ ـ بله!

265
00:18:45,331 --> 00:18:48,334
‫نه... اوه، نه... نه...

266
00:18:48,668 --> 00:18:51,629
‫پاهام... جون ندارن...

267
00:18:52,797 --> 00:18:55,299
‫احتمالاً موقع درمان سونگ-کون زیاد از خودت کار کشیدی.

268
00:18:56,008 --> 00:18:58,511
‫سون-سان، با جوهی-سان فرار کنین.

269
00:18:59,929 --> 00:19:01,180
‫همین الان گفتم من می‌مونم

270
00:19:01,180 --> 00:19:03,599
‫پس کی جوهی-سان رو می‌بره؟

271
00:19:03,599 --> 00:19:05,435
‫وقت نداریم. عجله کنین!

272
00:19:06,644 --> 00:19:08,062
‫نمی‌تونی، جینو-سان!

273
00:19:08,062 --> 00:19:09,188
‫پس من می‌مون‌‌

274
00:19:09,188 --> 00:19:11,983
‫بهت قول دادم برای غذا دعوتت کنم، نه؟

275
00:19:12,608 --> 00:19:14,444
‫از این استفاده کن تا برای خودت شام بخری.

276
00:19:14,902 --> 00:19:17,905
‫بعد وقتی از اینجا اومدم بیرون، میام بقیه‌ی پولشو ازت می‌گیرم.

277
00:19:17,905 --> 00:19:19,949
‫چطور می‌تونی همچین چیزی

278
00:19:21,784 --> 00:19:25,746
‫متأسفم. ولی مثل اینکه واقعاً زمان نداریم.

279
00:19:25,746 --> 00:19:26,914
‫خواهش می‌کنم.

280
00:19:34,589 --> 00:19:37,758
‫خدا رو شکر. فقط منم که می‌میرم.

281
00:19:39,469 --> 00:19:41,053
‫اگه می‌دونستم قراره همچین اتفاقی بیفته،

282
00:19:41,053 --> 00:19:43,848
‫واسه‌ی بیمه‌ی عمر پر و پیمون‌تری ثبت‌نام می‌کردم.

283
00:19:49,604 --> 00:19:52,398
‫حداقل یکی از شما رو هم با خودم می‌برم...

284
00:19:53,357 --> 00:19:54,859
‫رو کنید بیاد!

285
00:20:06,829 --> 00:20:08,831
‫من همیشه ضعیف‌ترین بودم.

286
00:20:09,415 --> 00:20:12,210
‫بارها و بارها بابتش مسخره شدم.

287
00:20:12,210 --> 00:20:14,170
‫ولی بازم همیشه تا حدِ توانم تلاش کردم.

288
00:20:18,716 --> 00:20:19,884
‫ولی الان...

289
00:20:21,385 --> 00:20:22,345
‫مزخرفه.

290
00:20:23,179 --> 00:20:25,181
‫مزخرفه! مزخرفه!

291
00:20:27,308 --> 00:20:29,977
‫من سعی کردم قوی‌تر بشم...

292
00:20:31,020 --> 00:20:32,939
‫ولی نتونستم.

293
00:20:37,652 --> 00:20:42,365
‫حتی الان هم، همه‌ی تلاشمو کردم تا تا اینجا دووم بیارم.

294
00:20:49,205 --> 00:20:53,084
‫بیشتر این نمی‌تونستی تحمل کنی؟
‫همه‌مون همین حسو داشتیم.

295
00:20:53,084 --> 00:20:55,836
‫تنها کاری که داشتی می‌کردی این
‫بود که خودخواهیت رو توجیه کنی!!

296
00:20:58,714 --> 00:21:01,342
‫اون تشکرت هم کاملاً سطحی بود.

297
00:21:01,342 --> 00:21:05,721
‫همیشه کسایی که بیشتر از همه
‫به فکر خودشونن، منفعت بیشتری هم می‌برن.

298
00:21:06,055 --> 00:21:10,226
‫منم یه خانواده دارم!
‫منم می‌خواستم زنده برگردم خونه!

299
00:21:17,525 --> 00:21:20,152
خدا رو شکر که فقط قراره من بمیرم؟

300
00:21:26,784 --> 00:21:29,954
احمق ریاکار، چطور تونستی همچین فکری بکنی؟

301
00:21:33,165 --> 00:21:36,919
‫نه. نمی‌خوام بمیرم.

302
00:21:43,259 --> 00:21:47,221
‫اگه فقط یه... اگه فقط یه فرصت دیگه داشتم...

