﻿1
00:00:08,008 --> 00:00:11,052
‫احساس میکنم... قبلاً اینجا بودم.

2
00:00:12,012 --> 00:00:13,054
‫پس قفل درست شده.

3
00:00:13,972 --> 00:00:15,974
‫قابلیت خودتعمیر داره.

4
00:00:16,057 --> 00:00:18,977
‫وگرنه هیچ‌وقت نمی‌بخشیدمت.

5
00:00:19,060 --> 00:00:22,022
‫دو روز گذشته هیچ کاری نداشتم
‫که انجام بدم.

6
00:00:22,022 --> 00:00:27,027
‫خودم درستش کردم و موفق شدم دوباره
‫به سطح ماه وصلش کنم.

7
00:00:28,069 --> 00:00:30,030
‫کیمرا.

8
00:00:30,030 --> 00:00:32,032
‫خیلی وقته ندیدمت؟

9
00:00:32,032 --> 00:00:34,034
‫نمی‌شناسمت.

10
00:00:34,034 --> 00:00:37,037
‫سلام! ببخشید، فعلاً فقط صدای منو می‌شنوی!

11
00:00:37,037 --> 00:00:39,039
‫اما منم اینجام!

12
00:00:39,039 --> 00:00:40,081
‫گولم؟

13
00:00:40,123 --> 00:00:43,043
‫ازت خوشم نمیاد.

14
00:00:43,043 --> 00:00:45,003
‫چرا یهو اینقدر سرد شدی؟

15
00:00:45,003 --> 00:00:47,005
‫احمقا، شما احمقید!

16
00:00:47,088 --> 00:00:49,090
‫ما در حضور
‫استاد کریمسون هستیم!

17
00:00:50,008 --> 00:00:52,052
‫همه جزئیات نبرد رو شنیدم.

18
00:00:52,427 --> 00:00:53,845
‫راجع به اون، کریمسون

19
00:00:53,845 --> 00:00:55,346
‫اما الان دیگه کاری از دستمون بر نمیاد.

20
00:00:55,680 --> 00:00:57,724
‫بقیه، کارتون خوب بود.

21
00:00:57,932 --> 00:00:59,976
‫نبرد لسه الان تموم شده.

22
00:01:00,935 --> 00:01:02,979
‫ما نبرد رو نبردیم، اما
‫یه سری منفعت به دست آوردیم.

23
00:01:04,481 --> 00:01:07,484
‫حرکت بعدیمون توی سه سال آینده خواهد بود

24
00:01:07,484 --> 00:01:09,486
‫وقتی که بازسازی
‫اتاق‌های جهانی تموم بشه.

25
00:01:09,486 --> 00:01:11,404
‫صبر کن.

26
00:01:11,446 --> 00:01:13,406
‫هنوز تموم نشده.

27
00:01:13,406 --> 00:01:14,407
‫چی؟

28
00:01:14,616 --> 00:01:15,700
‫البته که شکارش می‌کنیم.

29
00:01:15,700 --> 00:01:18,703
‫اما الان،
‫شانس پیروزیمون کمه.

30
00:01:18,703 --> 00:01:20,663
‫اگه می‌خواهی پیروزی مطمئن رو،

31
00:01:20,663 --> 00:01:21,748
‫ما باید آماده‌سازی کنیم و
‫منتظر بشیم تا وقتش برسه.

32
00:01:21,748 --> 00:01:24,709
‫من پیروزی مطمئن نمی‌خوام!

33
00:01:24,709 --> 00:01:25,752
‫من الان می‌خوام ببرم!

34
00:01:25,752 --> 00:01:27,670
‫می‌شه دست از سرم برداری

35
00:01:27,712 --> 00:01:30,715
‫الان بردن شاهزاده ظروف نقره‌ای رو بر نمی‌گردونه.

36
00:01:32,675 --> 00:01:34,719
‫اما افرادی هستن که زنده موندن.

37
00:01:35,678 --> 00:01:37,722
‫چندین نفر از اعضای
‫لشکر آرگنتوم زنده موندن.

38
00:01:38,681 --> 00:01:42,685
‫اونا یه روز ممکنه کنارت بجنگن.

39
00:01:42,685 --> 00:01:44,729
‫من این کار رو می‌کنم.

40
00:01:45,688 --> 00:01:47,690
‫اونا با تو قوی‌تر می‌شن،

41
00:01:47,690 --> 00:01:48,733
‫و شما با هم شاهزاده رو
‫چند سال دیگه

42
00:01:48,733 --> 00:01:49,734
‫لیا نمرده.
‫و شما با هم شاهزاده رو ‫چند سال دیگه

43
00:01:49,734 --> 00:01:50,652
‫لیا نمرده.

44
00:01:50,652 --> 00:01:51,653
‫چی؟

45
00:01:51,736 --> 00:01:53,696
‫لیا هنوز زنده‌اس!

46
00:01:54,697 --> 00:02:00,745
‫قسمت دلیل برای جنگ
‫شاهزاده ظروف نقره‌ای زنده‌اس؟ این نمی‌تونه درست باشه.

47
00:02:02,747 --> 00:02:06,668
‫و وقتی سر یه نفر
‫قطع می‌شه، می‌میرن.

48
00:02:06,668 --> 00:02:08,670
‫اما اون هنوز زنده‌اس!

49
00:02:08,670 --> 00:02:09,671
‫احساسش می‌کنم!

50
00:02:10,672 --> 00:02:14,717
‫آخر اون نبرد، من و لیا
‫از طریق هاله‌هامون عمیقاً مرتبط شدیم.

51
00:02:15,677 --> 00:02:17,720
‫من هنوز اون ارتباط رو حس می‌کنم.

52
00:02:17,720 --> 00:02:19,722
‫حتی توی ماه هم حسش می‌کنم!

53
00:02:19,722 --> 00:02:21,724
‫این خیلی مشکوکه.

54
00:02:21,724 --> 00:02:23,685
‫مشکوک نیست!

55
00:02:23,726 --> 00:02:26,729
‫من اونقدر ناراحت بودم که
‫اون موقع نمی‌فهمیدم،

56
00:02:26,729 --> 00:02:29,691
‫اما حالا که فکر می‌کنم، واقعاً عجیبه!

57
00:02:29,691 --> 00:02:30,733
‫وقتی این اتفاق افتاد...

58
00:02:30,733 --> 00:02:34,737
‫وولته‌کاموی فوراً سر لیا رو
‫روی گردنش گذاشت.

59
00:02:35,697 --> 00:02:38,658
‫مثل یک آهنربا چسبید!

60
00:02:39,701 --> 00:02:43,663
‫اصلاً چرا بدنش رو برد؟

61
00:02:43,746 --> 00:02:46,708
‫اگه می‌خواست تحریکم کنه،
‫فقط سرش کافی بود.

62
00:02:46,833 --> 00:02:48,751
‫وقتی دیگران شروع به حرف زدن می‌کنن،

63
00:02:50,420 --> 00:02:52,505
‫من تمایل دارم که بذارم
‫اونا مکالمه رو در انحصار خودشون بگیرن.

64
00:02:52,505 --> 00:02:55,425
‫شاید نتونم خیلی خوب
‫توضیحش بدم،

65
00:02:55,425 --> 00:02:58,428
‫اما باید از اول اینو به لشکر می‌گفتم!

66
00:02:58,469 --> 00:03:00,430
‫لیا زنده‌اس!

67
00:03:00,430 --> 00:03:02,432
‫باید دوباره ببینمش!

68
00:03:02,473 --> 00:03:04,475
‫نبرد هنوز تموم نشده!

69
00:03:04,475 --> 00:03:06,477
‫کمکم کن، کریمسون!

70
00:03:08,438 --> 00:03:10,481
‫نمی‌تونم بر اساس چیزی اینقدر مشکوک عمل کنم.

71
00:03:10,481 --> 00:03:12,400
‫برای من یه قطعیت مطلقه!

72
00:03:12,400 --> 00:03:14,444
‫الان، نمی‌تونی کاموی رو شکست بدی.

73
00:03:15,445 --> 00:03:19,490
‫اونا جادوی کنترل زمان، وولته‌کاموی،
‫و آمادگی رو به نفع خودشون دارن.

74
00:03:19,490 --> 00:03:23,453
‫شکست دادن جادوی کنترل زمان
‫نیازمند عنصر غافلگیریه.

75
00:03:23,453 --> 00:03:25,455
‫فعلاً، ما نمی‌تونیم این کار رو بکنیم.

76
00:03:25,455 --> 00:03:27,457
‫من وولته‌کاموی رو مهار می‌کنم!

77
00:03:27,457 --> 00:03:30,418
‫اون وقت تو می‌تونی کاری برای اولتیماتیا بکنی!

78
00:03:30,418 --> 00:03:32,503
‫تو پادشاه بالدار سابقی!
‫قطعاً می‌تونی کاری بکنی!

79
00:03:32,503 --> 00:03:36,424
‫و من به زمان کافی برای
‫آماده‌سازی اون کار نیاز دارم!

80
00:03:36,424 --> 00:03:37,467
‫الان هیچ منفعتی توی جنگیدن با اونا نیست.

81
00:03:37,467 --> 00:03:39,469
‫لیا منفعته!

82
00:03:39,469 --> 00:03:41,429
‫اون یه شخص فوق‌العاده‌اس!

83
00:03:41,429 --> 00:03:43,473
‫و حتی فوق‌العاده‌تر هم خواهد شد!

84
00:03:43,473 --> 00:03:46,392
‫ما به اون نیاز داریم تا اژدهاها رو نابود کنیم!

85
00:03:49,479 --> 00:03:52,398
‫ما نیاز نداریم، تا وقتی که تو رو داریم.

86
00:03:52,398 --> 00:03:57,403
‫قبلاً گفتم که می‌خوام
‫یه واحد جنگی دور و بر تو بسازم.

87
00:03:57,445 --> 00:04:00,490
‫مسلح به سیلورین تو، اون
‫نیروی نهایی برای کشتن اژدهاها خواهد بود.

88
00:04:01,407 --> 00:04:03,409
‫اگه شاهزاده قاشق چنگالی عضو ما بود...

89
00:04:03,451 --> 00:04:06,412
‫قطعاً یه سرمایه بزرگ می‌شد.

90
00:04:06,412 --> 00:04:08,498
‫ولی نه اونقدری که بدونش امکان‌پذیر نباشه.

91
00:04:09,457 --> 00:04:14,420
‫با تو، می‌تونیم نیروهامونو قوی‌تر کنیم،
‫و من فرمانده‌شون می‌شم.

92
00:04:14,420 --> 00:04:16,422
‫اون اونقدری هم ارزش نداره که بخوایم
‫وقتی شانس بردن خیلی کمه، ریسک کنیم.

93
00:04:16,422 --> 00:04:19,425
‫نه.

94
00:04:19,425 --> 00:04:20,468
‫من همچین چیزی نگفتم

95
00:04:20,468 --> 00:04:24,472
‫تو قسم خوردی با من
‫اژدهاها رو نابود کنی، نه با اون.

96
00:04:27,475 --> 00:04:29,477
‫من از تو استفاده می‌کنم.

97
00:04:29,477 --> 00:04:31,479
‫من راهنمایی‌ت می‌کنم.

98
00:04:32,397 --> 00:04:33,481
‫به همین خاطر باید منو دنبال کنی.

99
00:04:34,440 --> 00:04:36,442
‫نمی‌خوام اینجا از دستت بدم.

100
00:04:36,484 --> 00:04:39,445
‫داری چی می‌گی؟

101
00:04:40,405 --> 00:04:41,489
‫من نمی‌میرم!

102
00:04:41,489 --> 00:04:43,449
‫به هر حال، من-

103
00:04:43,449 --> 00:04:46,452
‫من بهت می‌گم چرا هنوز نمردی.

104
00:04:47,412 --> 00:04:49,414
‫فقط شانس خالص.

105
00:04:51,499 --> 00:04:52,458
‫ها؟

106
00:04:52,458 --> 00:04:54,419
‫اتفاقیه.

107
00:04:54,419 --> 00:04:57,505
‫تو فقط شانسی تو هر نبردی
‫تنها بازمانده بودی.

108
00:04:58,464 --> 00:05:02,468
‫احتمالش خیلی کمه،
‫ولی ممکنه.

109
00:05:03,428 --> 00:05:06,431
‫تو بالای یه کپه معجزه‌آسا از
‫همه این تصادف‌ها ایستادی

110
00:05:06,431 --> 00:05:08,391
‫که شانسی بهشون برخوردی.

111
00:05:08,433 --> 00:05:11,436
‫ولی حرکت بعدیت شاید
‫زمانی باشه که شانس‌ت تموم می‌شه.

112
00:05:12,478 --> 00:05:14,397
‫شانس؟

113
00:05:14,439 --> 00:05:18,401
‫همه تو زندگیم مردن،
‫و من تنها بازمانده‌ام،

114
00:05:18,401 --> 00:05:20,486
‫نه به خاطر اینکه نفرین شده بودم، بلکه فقط از...

115
00:05:28,411 --> 00:05:29,454
‫این نمی‌تونه درست باشه.

116
00:05:32,457 --> 00:05:37,462
‫ولی اگه شانس‌م قراره تموم بشه،
‫پس دیگه بهش تکیه نمی‌کنم.

117
00:05:39,464 --> 00:05:43,426
‫من مطمئن می‌شم که همه‌مون زنده بمونیم.

118
00:05:45,470 --> 00:05:47,472
‫بیا یه باربیکیو اژدها بزنیم!

119
00:05:47,472 --> 00:05:48,473
‫هورا!

120
00:05:48,473 --> 00:05:49,474
‫این خیلی باحاله!

121
00:05:49,474 --> 00:05:50,475
‫آره، هست!

122
00:05:50,475 --> 00:05:51,476
‫آره.

123
00:05:53,436 --> 00:05:55,438
‫بالاخره فهمیدم.

124
00:05:55,480 --> 00:05:57,482
‫چرا می‌خوام بجنگم.

125
00:05:58,441 --> 00:06:01,486
‫نه برای انتقام،
‫یا به خاطر اینکه آرزوی مرگ دارم،

126
00:06:01,486 --> 00:06:04,405
‫یا چون می‌ترسم چیزها رو از دست بدم.

127
00:06:07,492 --> 00:06:10,453
‫چون می‌خوام همه‌مون زنده بمونیم

128
00:06:14,415 --> 00:06:16,417
‫و با هم بخندیم.

129
00:06:21,464 --> 00:06:24,425
‫دیگه ازت کمکی نمی‌خوام.

130
00:06:24,467 --> 00:06:27,428
‫یه در به سطح زمین باز کن، کریمسون!

131
00:06:27,470 --> 00:06:30,473
‫می‌خوای اعضای بازمانده رو بکشی؟

132
00:06:30,473 --> 00:06:32,517
‫اگه بهشون بگی که
‫شاهزاده قاشق چنگالی زنده‌ست،

133
00:06:32,517 --> 00:06:36,437
‫سپاه به لسه برمی‌گرده، درسته؟

134
00:06:36,437 --> 00:06:38,481
‫بعد از همه چیزهایی که برای زنده موندن تحمل کردن،

135
00:06:38,481 --> 00:06:41,484
‫می‌خوای اونا رو بکشی توی یه نبردی
‫که هیچ شانسی برای بردن ندارن؟

136
00:06:42,443 --> 00:06:45,446
‫این بار، همه‌شون می‌میرن.

137
00:06:45,446 --> 00:06:47,407
‫این چیزیه که می‌خوای؟

138
00:06:48,408 --> 00:06:49,409
‫نه.

139
00:06:49,450 --> 00:06:51,452
‫خیلی ناراحت‌کننده‌ست، خیلی دردناکه...

140
00:06:52,412 --> 00:06:54,455
‫این نبرد ماست!

141
00:06:54,455 --> 00:06:57,500
‫نبرد بین ماهایی که
‫انتخاب کردیم فرار کنیم و زنده بمونیم

142
00:06:57,500 --> 00:07:01,421
‫و اژدهاهایی که می‌خوان ما رو بکشن!

143
00:07:02,422 --> 00:07:06,467
‫ولی می‌دونم که مطمئناً تقصیر من نخواهد بود.

144
00:07:07,427 --> 00:07:09,429
‫لعنتی.

145
00:07:09,429 --> 00:07:10,471
‫من گند زدم.

146
00:07:11,431 --> 00:07:15,393
‫اون فقط یه آدم متوسط و ناتوان بود
‫با قدرتی که اصلاً بهش نمی‌خورد.

147
00:07:15,393 --> 00:07:16,477
‫منو برگردون به سطح زمین.

148
00:07:16,477 --> 00:07:19,480
‫ولی دیگه این طور نیست.

149
00:07:23,443 --> 00:07:24,444
‫ممنون.

150
00:07:28,531 --> 00:07:30,450
‫پشیمون می‌شی.

151
00:07:31,534 --> 00:07:33,536
‫واقعاً پشیمون می‌شی!

152
00:07:46,507 --> 00:07:48,468
‫این زهره.

153
00:07:48,468 --> 00:07:51,471
‫اگه بخوریش، توی عذاب می‌میری.

154
00:07:51,512 --> 00:07:53,473
‫ولی نگران نباش.

155
00:07:53,473 --> 00:07:58,478
‫این اثر فقط وقتی رخ می‌ده
‫که تلاش کنی علیه من قیام کنی.

156
00:08:01,439 --> 00:08:02,523
‫احمق انسان!

157
00:08:02,523 --> 00:08:05,485
‫سعی کردم با کشیدن به دلش بهش برسم،

158
00:08:05,485 --> 00:08:08,446
‫ولی اون خیلی احمق بود که بفهمه.

159
00:08:10,490 --> 00:08:13,493
‫یه ابزار غیرقابل استفاده باید
‫شکسته و دوباره استفاده بشه.

160
00:08:13,493 --> 00:08:16,537
‫بهش گفتم پشیمون می‌شی.

161
00:08:16,537 --> 00:08:18,498
‫چه ناامیدی.

162
00:08:18,498 --> 00:08:22,502
‫ام... استاد کریمسون،
‫واقعاً اونو کشتی؟

163
00:08:22,502 --> 00:08:24,462
‫فکر می‌کنی شوخی می‌کنم؟

164
00:08:24,462 --> 00:08:25,546
‫نه، اصلاً.

165
00:08:26,506 --> 00:08:28,466
‫خب باشه!

166
00:08:28,466 --> 00:08:30,510
‫در نهایت، فقط هنرهای نبردی
‫سیلورین‌شو می‌خوام.

167
00:08:31,427 --> 00:08:33,471
‫با بدنش به عنوان موضوع تحقیق،

168
00:08:33,471 --> 00:08:36,432
‫احتمالاً می‌تونم اون رو
‫توی یه نفر دیگه دوباره خلق کنم!

169
00:08:36,474 --> 00:08:41,479
‫چون مقداری از خون ما تو بدنش بود،
‫می‌دونم چیکار کنم.

170
00:08:41,479 --> 00:08:45,483
‫شاید باید بعد از اینکه با بدن مرده‌ش تموم کردم،
‫با مغزش دست‌کاری کنم

171
00:08:45,483 --> 00:08:48,444
‫و به عنوان یه زامبی خدمتکار زنده‌ش کنم!

172
00:08:48,486 --> 00:08:49,529
‫مغزها...

173
00:08:49,529 --> 00:08:51,447
‫خوشمزه...

174
00:08:51,447 --> 00:08:54,534
‫فوق‌العاده! شماها به زودی یه دوست دیگه پیدا می‌کنید!

175
00:08:59,455 --> 00:09:00,456
‫چی؟

176
00:09:00,456 --> 00:09:03,501
‫گفتی توی عذاب می‌میرم...

177
00:09:04,460 --> 00:09:06,504
‫ولی انگار فقط یه تهدید خالی بود.

178
00:09:06,504 --> 00:09:08,548
‫فقط یه کم سرم گیج رفت.

179
00:09:09,507 --> 00:09:11,467
‫چرا زنده‌ای؟

180
00:09:11,467 --> 00:09:13,469
‫چرا؟

181
00:09:13,469 --> 00:09:15,471
‫چون داشتی بلوف می‌زدی، درسته؟

182
00:09:15,471 --> 00:09:16,514
‫من هنوز زنده‌ام...

183
00:09:16,514 --> 00:09:18,474
‫این غیرممکنه!

184
00:09:18,474 --> 00:09:20,518
‫اونها نانومشین‌های نابودکننده ژن
‫با قدرت AI بودن!

185
00:09:20,518 --> 00:09:22,520
‫هیچ جادویی نداره!

186
00:09:22,520 --> 00:09:25,481
‫این باید راهی مطمئن برای کشتن
‫حتی تو هم می‌بود!

187
00:09:25,481 --> 00:09:28,484
‫به خاطر اینه که نصفم شمشیره؟

188
00:09:28,484 --> 00:09:31,487
‫حتی اگه اینطور باشه،
‫حداقل باید نصفه مرده باشی!

189
00:09:31,487 --> 00:09:33,447
‫نفهمیدی؟

190
00:09:34,448 --> 00:09:36,492
‫استاد کریمسون خیلی عصبانیه؟

191
00:09:37,451 --> 00:09:38,452
‫نه بابا.

192
00:09:38,452 --> 00:09:40,538
‫به خاطر اینکه اینقدر کودنی؟

193
00:09:41,455 --> 00:09:44,542
‫با این حال، فکر نمی‌کنم این دلیل درستیه
‫که سم اثر نکرده...

194
00:09:44,542 --> 00:09:46,502
‫انداختمت دور!

195
00:09:46,502 --> 00:09:49,463
‫تصمیمم رو گرفتم!
‫چطور هنوز زنده‌ای؟

196
00:09:49,463 --> 00:09:51,465
‫چطور زنده‌ای، چطور زنده‌ای-!

197
00:09:51,465 --> 00:09:53,426
‫یه ذره آروم باش.

198
00:09:53,718 --> 00:09:54,760
‫استاد کریمسون!

199
00:09:54,760 --> 00:09:56,721
‫اوه، معذرت می‌خوام. زیاد فشار آوردم.

200
00:09:56,721 --> 00:09:59,765
‫چطور هنوز زنده‌اس؟ چطور هنوز زنده‌اس؟

201
00:10:00,725 --> 00:10:03,769
‫احساس بدی دارم که عهد شکستم،
‫ولی اگه می‌خوای منو بکشی،

202
00:10:03,769 --> 00:10:06,772
‫یه سوال دارم ازت.

203
00:10:06,772 --> 00:10:09,734
‫چرا حرفات منو تحت تاثیر قرار نمیده؟

204
00:10:09,734 --> 00:10:12,695
‫یه خوابی دیدم درباره روزی که
‫آینده‌ام تو رو ملاقات کرد.

205
00:10:17,825 --> 00:10:20,786
‫همون لحظه‌ای که دیدمت کشتمت.

206
00:10:21,746 --> 00:10:24,790
‫از همون موقع یه چیزی برام عجیب بود

207
00:10:24,790 --> 00:10:26,792
‫درباره‌اش همش تو ذهنم

208
00:10:27,752 --> 00:10:30,755
‫چرا بدنت قلب نداره؟

209
00:10:35,843 --> 00:10:39,847
‫گفتی که نفرین شده‌ای.

210
00:10:39,889 --> 00:10:41,849
‫دروغ می‌گفتی؟

211
00:10:41,891 --> 00:10:44,810
‫قلبت کجاست؟

212
00:10:46,812 --> 00:10:49,815
‫اعضای گروه
‫با حرف‌ها و کارهاشون منو تحت تاثیر قرار دادن

213
00:10:49,815 --> 00:10:51,859
‫تحت تاثیر قرار دادن.

214
00:10:51,859 --> 00:10:54,862
‫قطعا چون هر کدومشون
‫جونشون رو به خطر انداختن!

215
00:10:54,904 --> 00:10:57,823
‫تو تنها کسی هستی که جونت رو به خطر نمی‌اندازی.

216
00:10:57,823 --> 00:10:59,867
‫همش میگی دفعه بعد این، دفعه بعد اون.

217
00:10:59,867 --> 00:11:01,869
‫دشمن هم داره فشار رو حس می‌کنه.

218
00:11:01,869 --> 00:11:04,830
‫شانس بردمون کمه،
‫ولی صفر نیست.

219
00:11:04,830 --> 00:11:06,874
‫اگه الان نمی‌تونی چالش رو بپذیری،

220
00:11:06,874 --> 00:11:09,877
‫چطور می‌خوای همه‌ی خون‌ها رو ریشه‌کن کنی؟

221
00:11:16,133 --> 00:11:17,176
‫بس کن!

222
00:11:19,136 --> 00:11:20,179
‫بسه دیگه.

223
00:11:20,179 --> 00:11:22,139
‫هر چی!

224
00:11:22,139 --> 00:11:24,183
‫هر طور راحتی. برو به جهنم!

225
00:11:26,143 --> 00:11:28,104
‫فقط گم شو!

226
00:11:44,203 --> 00:11:45,746
‫ام، استاد کریمسون؟

227
00:11:45,746 --> 00:11:47,748
‫حالا می‌خوای چیکار کنی؟

228
00:11:47,748 --> 00:11:49,667
‫می‌خوابم.

229
00:11:49,667 --> 00:11:51,669
‫ها؟

230
00:11:54,672 --> 00:11:58,718
‫به خاطر اینکه می‌خوام هممون
‫زنده بمونیم و با هم بخندیم.

231
00:11:59,677 --> 00:12:03,723
‫کاش چیزا همینطوری
‫تموم می‌شد.

232
00:12:09,687 --> 00:12:10,730
‫دروگر!

233
00:12:10,730 --> 00:12:12,648
‫خیلی طولش دادی!

234
00:12:12,648 --> 00:12:13,733
‫کجا بودی؟

235
00:12:14,692 --> 00:12:16,736
‫می‌خوایم فرمانده رو نجات بدیم.

236
00:12:16,736 --> 00:12:18,654
‫تو هم میای؟

237
00:12:19,655 --> 00:12:22,658
‫همونطور که می‌بینی،
‫بازوی راستم مصنوعیه.

238
00:12:22,658 --> 00:12:26,662
‫اونو با استفاده از قدرت کنترل سیلورین
‫فرمانده حرکت می‌دم.

239
00:12:26,662 --> 00:12:28,622
‫هنوز هم داره حرکت می‌کنه.

240
00:12:28,622 --> 00:12:29,665
‫فرمانده...

241
00:12:29,665 --> 00:12:30,666
‫عالیجناب...

242
00:12:30,666 --> 00:12:33,627
‫لیا... هنوز زنده‌اس!

243
00:12:33,669 --> 00:12:34,670
‫بریم!

244
00:12:41,594 --> 00:12:44,638
‫هی. تا کی می‌خوای
‫خودتو به خواب بزنی؟

245
00:12:45,765 --> 00:12:47,683
‫هوم.

246
00:12:47,683 --> 00:12:49,727
‫تو ولتکامویی هستی؟

247
00:12:49,727 --> 00:12:51,687
‫غیرقابل باوره!

248
00:12:51,687 --> 00:12:53,731
‫چه قدرتی! خیلی قویه!

249
00:12:53,731 --> 00:12:55,733
‫خشونت هنرمندانه!

250
00:12:55,733 --> 00:12:58,694
‫وحشیگری و تکنیک با هم!

251
00:12:58,694 --> 00:12:59,737
‫اون یه هیولاست!

252
00:12:59,737 --> 00:13:01,739
‫چطور هنوز زنده‌ام؟

253
00:13:01,739 --> 00:13:02,740
‫ها؟

254
00:13:02,740 --> 00:13:04,700
‫وقتی سر کسی رو قطع می‌کنی،

255
00:13:04,700 --> 00:13:06,744
‫اگه سریع سر جاش بذاری،
‫دوباره به هم وصل میشه.

256
00:13:06,744 --> 00:13:07,745
‫واضحه.

257
00:13:07,745 --> 00:13:10,122
‫و فکر نکن که هنوز
‫کاملا نجات پیدا کردی، احمق.

258
00:13:10,498 --> 00:13:13,501
‫ببین. اون هیولا علامت
‫سمش رو روی تو گذاشته.

259
00:13:13,501 --> 00:13:16,462
‫اگه دروگر یا هر کدوم از
‫دوستاش بهت نزدیک بشن،

260
00:13:16,462 --> 00:13:19,507
‫یا اگه از پایتخت بری،
‫بلافاصله فعال میشه و می‌کشدت.

261
00:13:19,507 --> 00:13:21,467
‫یا دست کم من اینطوری شنیدم.

262
00:13:21,467 --> 00:13:22,510
‫تو می‌میری.

263
00:13:22,510 --> 00:13:25,471
‫زندگیت فقط یه خورده طولانی‌تر شده.

264
00:13:25,471 --> 00:13:29,433
‫اون جادوگر ازت دعوت می‌کنه
‫که به خون پیوند بخوری،

265
00:13:29,433 --> 00:13:31,435
‫ولی وقتی این باعث
‫مرگ شریکش میشه،

266
00:13:31,435 --> 00:13:33,479
‫شروع می‌کنه به داد و بیداد
‫که تو رو بکشه.

267
00:13:33,479 --> 00:13:36,440
‫خیلی خنده‌داره، باعث میشه بخندم!

268
00:13:37,483 --> 00:13:41,445
‫تو خوک!
‫از همون اول اونجا بودی؟

269
00:13:41,445 --> 00:13:43,489
‫کنجکاوی‌ام رو نمی‌تونستم کنترل کنم.

270
00:13:43,489 --> 00:13:47,451
‫فقط می‌خواستم یه بررسی سریع بکنم و برگردم.

271
00:13:47,451 --> 00:13:48,494
‫ولی بعدش تو نمایش گیر افتادم!

272
00:13:48,494 --> 00:13:51,497
‫برای آدمای معمولی، اون یه
‫نمایش خوب بود.

273
00:13:55,501 --> 00:13:56,502
‫چ!

274
00:14:01,507 --> 00:14:03,509
‫اون یه زخم بد به من داد.

275
00:14:04,426 --> 00:14:07,471
‫ولی من بدنم رو چندین بار
‫کاملا دوباره ساختم.

276
00:14:07,471 --> 00:14:11,433
‫اون سعی کرد وجودم رو نابود کنه.

277
00:14:11,433 --> 00:14:13,435
‫اون یه آدم سرسخته.

278
00:14:13,519 --> 00:14:17,523
‫به همین دلیله که
‫الان دارم زندگیت رو طولانی می‌کنم.

279
00:14:18,440 --> 00:14:20,484
‫می‌خوام باهاش وقتی تو بهترین حالتشه بجنگم.

280
00:14:21,443 --> 00:14:26,448
‫فکر کردم عصبانی کردنش باعث میشه
‫قدرتش رو فراتر از حدش بکشه...

281
00:14:26,448 --> 00:14:28,450
‫ولی این شکست خورد.

282
00:14:28,450 --> 00:14:32,454
‫اون قوی‌تر بود وقتی جلوی
‫خودتخریب تاراکترا رو گرفت.

283
00:14:32,496 --> 00:14:37,501
‫بدون حمایت تو،
‫به نظر میاد که نمی‌تونه تو بهترین حالتش بجنگه.

284
00:14:37,501 --> 00:14:39,420
‫نیس که خیلی عالیه؟

285
00:14:39,503 --> 00:14:44,425
‫ولی وقتی اون بیاد، من می‌میرم.

286
00:14:44,425 --> 00:14:45,509
‫آره، دقیقا درسته.

287
00:14:45,509 --> 00:14:47,511
‫پس یه شمشیر بساز.

288
00:14:48,470 --> 00:14:51,473
‫یه شمشیر برای ریپر و برای خودم بساز!

289
00:14:51,473 --> 00:14:53,517
‫یه شمشیری که بتونه چنگال‌هامو تحمل کنه!

290
00:14:53,517 --> 00:14:55,477
‫شروع کن.

291
00:14:55,477 --> 00:14:58,480
‫مهلتت تا وقتی‌که
‫به پایتخت برسه.

292
00:15:01,483 --> 00:15:02,526
‫خدا...

293
00:15:03,444 --> 00:15:08,490
‫قسم می‌خورم دشمنت رو نابود کنم
‫و قدرتت رو برگردونم.

294
00:15:09,450 --> 00:15:12,453
‫وقتی این کارو کردم، دوباره باهام حرف بزن...

295
00:15:14,455 --> 00:15:18,500
‫اگه اشکالی نداره می‌تونم بپرسم
‫خدا چی بهت گفت؟

296
00:15:20,419 --> 00:15:21,503
‫ببخشید!

297
00:15:22,463 --> 00:15:24,465
‫هنوز داشتی دعا می‌کردی؟

298
00:15:24,465 --> 00:15:28,510
‫ن-نه. دعا نمی‌کردم، بزرگ.

299
00:15:28,510 --> 00:15:30,471
‫فقط، ام...

300
00:15:30,512 --> 00:15:33,474
‫هنوز دارم به ظاهر جدیدت عادت می‌کنم.

301
00:15:33,474 --> 00:15:36,435
‫آه، می‌فهمم.

302
00:15:36,435 --> 00:15:37,519
‫لطفاً به من توجهی نکن.

303
00:15:37,519 --> 00:15:42,483
‫منم، ام، هنوز کمی گیجم.

304
00:15:43,484 --> 00:15:47,488
‫واقعاً اینطوری بود که دست و پای خودمو داشته باشم؟

305
00:15:47,488 --> 00:15:51,492
‫جوانی بدنم حتی باعث شده
‫مثل یه جوون حرف بزنم.

306
00:15:51,492 --> 00:15:53,494
‫باید اینو درست کنم.

307
00:15:54,536 --> 00:15:57,456
‫دشمن داره میاد؟

308
00:15:57,498 --> 00:15:59,500
‫احتمال خیلی زیاد.

309
00:16:00,459 --> 00:16:02,461
‫زورا قبلاً کشف کرده

310
00:16:02,461 --> 00:16:05,464
‫که دایره‌های تلپورت در چندتا
‫نقطه پایتخت کشیده شده.

311
00:16:05,506 --> 00:16:10,469
‫اونا به همون سبکی که لشکر استفاده می‌کنه، کشیده شده‌اند.

312
00:16:10,511 --> 00:16:12,471
‫زورا چطوره؟

313
00:16:12,471 --> 00:16:14,431
‫وضعیتش نگران‌کننده‌ست.

314
00:16:14,473 --> 00:16:17,434
‫مطمئن نیستم که عقلش رو برگردونه
‫تا وقتی که انتقام مرگ تاراکترا رو بگیره.

315
00:16:17,434 --> 00:16:21,438
‫و شاید حتی بعد از اونم، برنگرده.

316
00:16:22,439 --> 00:16:26,527
‫تو گذشته غرق شدم،
‫و رفیقم رفته.

317
00:16:26,527 --> 00:16:28,445
‫چرا...

318
00:16:28,445 --> 00:16:32,491
‫چرا تو آخرین لحظاتت معذرت خواستی، عزیزترین تارام؟

319
00:16:36,453 --> 00:16:37,496
‫آفتاب صبح...

320
00:16:37,496 --> 00:16:39,456
‫...ناپدید شد؟

321
00:16:42,501 --> 00:16:44,461
‫نبیلیم!

322
00:16:44,461 --> 00:16:46,463
‫چرا به ارتباطات ذهنی من پاسخ نمیدی؟

323
00:16:46,463 --> 00:16:47,464
‫بزرگ!

324
00:16:47,506 --> 00:16:49,508
‫خورشید یهو غیب شده!

325
00:16:49,508 --> 00:16:53,429
‫هیچ چیزی تو شبکه نظارتی من یا زورا پیدا نمی‌شه!

326
00:16:53,429 --> 00:16:54,471
‫تو چطور؟

327
00:16:54,471 --> 00:16:57,474
‫اوه! ام، خوبه.

328
00:16:57,474 --> 00:16:59,435
‫من بودم که این کارو کردم.

329
00:17:00,477 --> 00:17:05,441
‫به هر حال، این فضا رو پادشاه بالدار قبلی به جا گذاشته، درسته؟

330
00:17:05,482 --> 00:17:09,445
‫این فضا با دستکاری همزمان زمان و مکان ساخته شده.

331
00:17:09,486 --> 00:17:12,531
‫با رشد بدنم، فهمم هم بیشتر شده.

332
00:17:12,531 --> 00:17:15,451
‫دوباره این فضا رو تحلیل کردم ببینم

333
00:17:15,451 --> 00:17:18,495
‫آیا می‌تونم یه منطقه از شب بی‌پایان دور پایتخت ایجاد کنم.

334
00:17:18,495 --> 00:17:20,414
‫فکر کردم می‌تونم انجامش بدم.

335
00:17:21,498 --> 00:17:24,460
‫اوه! ولی ببخشید.

336
00:17:24,460 --> 00:17:26,503
‫اول باید اجازه می‌گرفتم، درسته؟

337
00:17:26,503 --> 00:17:29,506
‫فکر کردم می‌تونم انجامش بدم،
‫و خیلی توش غرق شدم.

338
00:17:29,506 --> 00:17:33,469
‫استعدادت واقعاً از بقیه بیشتره.

339
00:17:33,469 --> 00:17:36,430
‫در اصل، این کلمات اصلاً کافی نیستن!

340
00:17:36,472 --> 00:17:38,515
‫حتی حاضرم جلوی نبوغت زانو بزنم!

341
00:17:38,515 --> 00:17:42,436
‫اِ-اِه، تعریفات واقعاً زیادیه...

342
00:17:42,436 --> 00:17:45,439
‫هیچ کلمه‌ای برای ستایش کافی نیست.

343
00:17:45,439 --> 00:17:46,482
‫احساس راحتی می‌کنم.

344
00:17:47,441 --> 00:17:50,444
‫میتونم بدون هیچ دغدغه‌ای کنترل رو بهت بسپارم.

345
00:17:50,486 --> 00:17:51,487
‫بزرگ...

346
00:17:52,488 --> 00:17:55,449
‫پس واقعاً داری ما رو ترک می‌کنی.

347
00:18:00,454 --> 00:18:04,500
‫پادشاه بالدار قبلی
‫یه فرد قوی و سرد بود.

348
00:18:05,459 --> 00:18:09,463
‫ما همگی پادشاه قبلی رو که ما رو بالغ کرد، تحسین می‌کردیم.

349
00:18:09,463 --> 00:18:13,467
‫اما پادشاه هرگز به ما توجهی نمی‌کرد.

350
00:18:13,467 --> 00:18:16,428
‫لیدی اولتیماتیا کاملاً برعکسشه.

351
00:18:17,429 --> 00:18:20,516
‫او برای ما اشک می‌ریزه.

352
00:18:21,475 --> 00:18:25,479
‫هیچ لذتی بالاتر از این نیست
‫برای کسی که از او حمایت می‌کنه.

353
00:18:26,480 --> 00:18:29,483
‫از لیدی اولتیماتیا برای من مراقبت کن، نبیلیم.

354
00:18:31,485 --> 00:18:34,488
‫با کشتن زندگی به دست میاری.

355
00:18:35,447 --> 00:18:38,492
‫مادرم در حین زایمان من برق‌گرفته شد و مرد.

356
00:18:39,451 --> 00:18:42,496
‫همه آدمای دور و برم
‫سعی کردن یا منو بکشن یا دستگیر کنن.

357
00:18:43,455 --> 00:18:44,498
‫همه‌شونو کشتم.

358
00:18:45,415 --> 00:18:46,458
‫آدم کشتم.

359
00:18:46,458 --> 00:18:48,418
‫اژدها کشتم.

360
00:18:48,460 --> 00:18:51,421
‫هر بار، چیزی که می‌خواستم رو به دست آوردم.

361
00:18:51,505 --> 00:18:54,466
‫آدمای زیادی رو کشتم.
‫آدمای رده‌بالا رو کشتم.

362
00:18:54,466 --> 00:18:56,510
‫قدرت، مهارت و سلاح به دست آوردم.

363
00:18:56,510 --> 00:18:59,513
‫و بعد کامل شدم.

364
00:19:00,430 --> 00:19:02,432
‫اما کافی نیست.

365
00:19:02,474 --> 00:19:05,435
‫مجذوب قدرت ریپر شدم.

366
00:19:05,435 --> 00:19:08,480
‫یه معجزه از یه آدمی که نباید اینقدر قوی می‌شد.

367
00:19:08,480 --> 00:19:10,482
‫قدرتش با مال من فرق داره.

368
00:19:10,482 --> 00:19:13,443
‫وقتی تو رو بکشم،

369
00:19:13,443 --> 00:19:16,446
‫قدرتی به دست میارم که از همه بیشتره!

370
00:19:18,448 --> 00:19:20,450
‫از مرگ نمی‌ترسم.

371
00:19:20,492 --> 00:19:22,452
‫می‌ترسم...

372
00:19:22,452 --> 00:19:25,455
‫قبل از اینکه بتونم چیزی که باید بسازم رو بسازم، بمیرم.

373
00:19:26,165 --> 00:19:27,207
‫یه شمشیر می‌سازم.

374
00:19:28,167 --> 00:19:31,128
‫یه شمشیر که بتونه
‫چنگال برقی رو تحمل کنه.

375
00:19:31,170 --> 00:19:35,132
‫یه شمشیر که بعد از مرگ منم
‫همچنان بجنگه و ازش حمایت کنه،

376
00:19:35,132 --> 00:19:37,134
‫حتی بعد از مرگم.

377
00:19:46,185 --> 00:19:48,187
‫کی تموم میشه؟

378
00:19:48,187 --> 00:19:50,105
‫منو عجله ننداز.

379
00:19:50,105 --> 00:19:52,107
‫تا صبح تموم میشه.

380
00:19:52,107 --> 00:19:55,194
‫چهار شبانه‌روزی پشت سر هم کار کردیم،
‫و حالا داری یه شب دیگه هم می‌کشی.

381
00:19:55,194 --> 00:19:58,113
‫این شبیه یه کارخونه‌اس.

382
00:19:59,114 --> 00:20:00,157
‫واقعا.

383
00:20:00,199 --> 00:20:03,076
‫این چهارمین شبانه‌روزی متوالی منه.

384
00:20:03,076 --> 00:20:05,078
‫پز نخوابیدن نده!

385
00:20:05,120 --> 00:20:08,165
‫حالا داستان چیه سر اون
‫دایره‌های جادویی که تو مقصد منتظرمونن؟

386
00:20:08,165 --> 00:20:11,126
‫چرا اونا تو پایتخت هستن؟

387
00:20:12,169 --> 00:20:15,130
‫فقط محکم نگه دار، پرنسس!

388
00:20:15,130 --> 00:20:18,133
‫به دستور فرمانده،
‫اونا رو تو اون شلوغی کشیدم

389
00:20:18,133 --> 00:20:20,135
‫وقتی که منطقه جدید
‫داشت توسعه پیدا می‌کرد.

390
00:20:21,094 --> 00:20:24,139
‫این یه برنامه اضطراری بود در صورت وقوع
‫کودتا یا هر چیزی.

391
00:20:25,140 --> 00:20:29,186
‫یه دایره کوچیک کشیدم تا ببینم
‫میتونه به اونجا وصل بشه یا نه.

392
00:20:29,186 --> 00:20:32,189
‫مشکل اینه که جادوی مورد نیاز
‫برای تله‌پورت رو پیدا کنیم.

393
00:20:33,106 --> 00:20:36,109
‫فکر کنم فقط یه راه داریم.

394
00:20:36,109 --> 00:20:38,111
‫آره، مشکلی ندارم.

395
00:20:38,111 --> 00:20:40,113
‫ما بهت جادو می‌دیم.

396
00:20:40,113 --> 00:20:41,156
‫واقعا؟

397
00:20:41,156 --> 00:20:44,117
‫البته در ازای چیزی.

398
00:20:44,117 --> 00:20:46,203
‫ما این کارو در ازای فرمول
‫دایره‌های جذب جادو انجام می‌دیم،

399
00:20:46,203 --> 00:20:52,125
‫و یه کم خون از
‫رگنا، فو، و ماجورکا.

400
00:20:53,085 --> 00:20:54,127
‫ولی...

401
00:20:54,127 --> 00:20:56,129
‫آیا شانس پیروزی داری؟

402
00:20:57,172 --> 00:21:00,133
‫با اینکه نصف خون بالدار
‫از بین رفته،

403
00:21:00,133 --> 00:21:02,135
‫نیروی اصلی جنگی‌شون هنوز باقیه.

404
00:21:03,095 --> 00:21:06,139
‫اگه این یه حمله انتحاری بدون
‫شانس پیروزیه، جلوتو می‌گیرم.

405
00:21:06,139 --> 00:21:07,182
‫از سر مهربونی.

406
00:21:07,182 --> 00:21:09,142
‫ما یه شانس برای پیروزی داریم.

407
00:21:09,142 --> 00:21:11,144
‫ما اولتیماتیا رو شکار می‌کنیم. اینجوری.

408
00:21:12,104 --> 00:21:14,189
‫تا زمانی که پادشاه بمیره،
‫نسلشون از بین می‌ره.

409
00:21:17,276 --> 00:21:20,237
‫تو از بیکاری متنفری. این بهت نمی‌خوره.

410
00:21:20,237 --> 00:21:22,281
‫تا کی می‌خوای قهر کنی؟

411
00:21:22,322 --> 00:21:25,284
‫یادم نمیاد نظر تو رو خواسته باشم،

412
00:21:25,284 --> 00:21:26,285
‫مار.

413
00:21:26,285 --> 00:21:28,245
‫نظر من؟

414
00:21:28,245 --> 00:21:31,248
‫برعکس،
‫فقط داشتم نظر خودتو می‌گفتم.

415
00:21:31,248 --> 00:21:35,210
‫اون بی‌عرضه به خودش جرات داد نصیحتم کنه.

416
00:21:36,253 --> 00:21:39,214
‫راجع به گذاشتن جون روی خط صحبت می‌کرد!

417
00:21:39,214 --> 00:21:40,257
‫جوجه گستاخ!

418
00:21:40,257 --> 00:21:42,301
‫اگه فقط روحیه کافی بود تا نتیجه بگیریم،

419
00:21:42,551 --> 00:21:43,593
‫بگذریم...

420
00:21:44,386 --> 00:21:46,305
‫چرا، تو!

421
00:21:46,305 --> 00:21:48,348
‫بورگیوس رو یادت میاد؟

422
00:21:48,390 --> 00:21:52,311
‫به نظر می‌رسه تصمیم گرفته جونش رو فدا کنه.

423
00:21:52,352 --> 00:21:57,316
‫پس تو و من آخرین نفرات
‫از نسل خون بالدار قدیمی خواهیم بود.

424
00:21:57,316 --> 00:21:59,359
‫فقط یکم احساساتی شدم.

425
00:22:00,360 --> 00:22:02,321
‫نمایش بده.

426
00:22:02,321 --> 00:22:03,363
‫عکس ماهواره‌ای.

427
00:22:03,363 --> 00:22:05,324
‫سلزویرا.

428
00:22:07,326 --> 00:22:09,328
‫سایه پیچان.

429
00:22:09,369 --> 00:22:12,331
‫خون شهروندان پایتخت رو مکیده

430
00:22:12,331 --> 00:22:13,373
‫و به اوج قدرتش برگشته.

431
00:22:14,333 --> 00:22:16,335
‫ولی فقط یه ماه یا این حدود دوام میاره.

432
00:22:17,336 --> 00:22:20,297
‫الان حمله کردن به اونا فایده‌ای نداره.

433
00:22:20,339 --> 00:22:23,300
‫پس چرا اینقدر عجله دارن؟

434
00:22:25,594 --> 00:22:27,596
‫مگه نمی‌تونه زمان رو کنترل کنه؟

435
00:22:30,682 --> 00:22:34,603
‫همه، آماده
‫کامل جنگی باشین.

436
00:22:34,603 --> 00:22:35,604
‫ها؟

437
00:22:35,604 --> 00:22:36,688
‫چی؟ داریم می‌ریم؟

438
00:22:36,688 --> 00:22:39,608
‫این فقط یه حدس خوش‌بینانه‌ست.

439
00:22:39,608 --> 00:22:42,652
‫ولی اگه اون حدس درست باشه،

440
00:22:42,652 --> 00:22:45,655
‫با استفاده از لشکر و اون احمق به عنوان طعمه،

441
00:22:45,655 --> 00:22:47,657
‫ما اولتیماتیا رو می‌زنیم!

