﻿1
00:00:01,501 --> 00:00:04,462
‫یه‌چیز هست که باید تو کله‌ت فرو کنم.

2
00:00:04,546 --> 00:00:06,548
‫این نبرد مائه!

3
00:00:07,465 --> 00:00:10,510
‫مبارزه‌ای بین کسایی که
‫فرار کردن و زنده موندن

4
00:00:10,510 --> 00:00:13,513
‫و اژدهایانیه که برای کشتن ما اینجان!

5
00:00:14,472 --> 00:00:15,473
‫ولی تو چی؟

6
00:00:15,515 --> 00:00:16,474
‫گوشتو وا کن.

7
00:00:16,474 --> 00:00:18,476
‫مهم نیست چقدر قوی باشی،

8
00:00:18,476 --> 00:00:21,479
‫یا چه دلیل خوبی برای جنگیدن داری،

9
00:00:21,521 --> 00:00:23,523
‫نمی‌شه یهو آخر کاری پیدات شه

10
00:00:23,523 --> 00:00:25,525
‫و قهرمان‌بازی در بیاری!

11
00:00:27,569 --> 00:00:29,571
‫هنر حصار سبک پرنسس!

12
00:00:30,739 --> 00:00:34,784
‫در این‌صورت، فقط کافیه
‫ این جنگل رو به قلمرو خودم تبدیل کنم!

13
00:00:34,784 --> 00:00:36,828
‫آره آره! همینه،‌ تونستیم!

14
00:00:36,828 --> 00:00:39,664
‫این همه جادو داره می‌ریزه توش!

15
00:00:39,789 --> 00:00:40,790
‫هرچند...

16
00:00:40,790 --> 00:00:43,793
‫زمانی که یک خورشیدپرست بودم،

17
00:00:43,793 --> 00:00:49,799
‫تحقیقاتی راجع به جذب جادوی اژدهایان و
‫استفاده‌ش در حین نبرد مطرح بود.

18
00:00:49,799 --> 00:00:53,803
‫و حالا شاهد
اجرای موفقیت‌آمیز این تحقیق هستم...

19
00:00:54,763 --> 00:00:56,806
‫گرچه، درحال‌حاضر طرف اژدهایان رو دارم.

20
00:00:58,808 --> 00:01:01,770
‫از این نقشه کوچیکت سر در‌آوردم!

21
00:01:07,817 --> 00:01:11,821
‫چشمای پرنسس نقره می‌تونن هاله‌ای که
‫ از تمام خلقت ساطع می‌شه رو حس کنن.

22
00:01:12,822 --> 00:01:15,784
‫هرچند، اژدهایان هاله‌ای ساطع نمی‌کنن.

23
00:01:15,825 --> 00:01:21,748
‫ولی به این معنی نیست که پرنسس نقره
‫ نمی‌تونه اژدهایان رو تشخیص بده.

24
00:01:21,790 --> 00:01:26,836
‫به‌عنوان توده‌ای تاریک درمیان
‫جهانی درخشان ظاهر می‌شن.

25
00:01:26,836 --> 00:01:29,756
‫اینطوری، می‌تونه اژدهایان رو شناسایی کنه.

26
00:01:29,839 --> 00:01:34,761
‫گرچه، این جنگلیه که تحت تأثیر
‫ اژدهایان قرار گرفته؛ کنام خزنده.

27
00:01:34,761 --> 00:01:38,765
‫همه‌چیز در تاریکی مطلق گم شده.

28
00:01:38,765 --> 00:01:40,767
‫در اینجا نمی‌تونه حرکات اژدهایان رو حس کنه.

29
00:01:40,809 --> 00:01:43,812
‫در نتیجه، انسان‌های تحت کنترل اولتوزورا...

30
00:01:43,812 --> 00:01:46,815
‫بهش هشدار دادن که یه‌جای کار می‌لنگه.

31
00:01:48,775 --> 00:01:51,736
‫نیروی انسانیِ دشمن درحال حرکته.

32
00:01:51,820 --> 00:01:53,780
‫به‌طور تصادفیه؟

33
00:01:53,780 --> 00:01:55,782
‫نه، اونا...

34
00:01:55,824 --> 00:02:01,746
‫فقط می‌تونید انسان‌هایی که
‫ در محدوده‌‌ی تأثیرش هستن رو تلپورت کنید.

35
00:02:01,746 --> 00:02:03,832
‫یا حداقل تصور می‌کنم
‫طرز کار حلقه جادو‌یی‌تون اینه.

36
00:02:03,832 --> 00:02:08,753
‫دارن به پایگاه نزدیک می‌شن،
‫درحالی که از سربازهامون دوری می‌کنن.

37
00:02:10,755 --> 00:02:14,426
‫برای تلپورت باید دو برابر
‫مقدار معمول جادو جمع کنید!

38
00:02:14,426 --> 00:02:16,177
‫دارن رو عملکرد تلپورت تأثیر می‌ذارن!

39
00:02:16,177 --> 00:02:17,178
‫خیلی سریع بود!

40
00:02:17,178 --> 00:02:18,221
‫الانشم دستمونو خونده!

41
00:03:37,676 --> 00:03:43,682
‫قسمت چهاردهم: بی‌تابی و هوشیاری
‫جادوشون داره میاد!
‫حواستون به حمله‌های غیرمنتظره
‫خون یعنی شعله.

42
00:03:46,685 --> 00:03:48,353
‫هنر حصار سبک پرنسس!

43
00:03:50,522 --> 00:03:53,483
‫ا ـ این چه قدرتیه؟

44
00:03:53,483 --> 00:03:58,530
‫اژدهایان رده پایین و میانی که
‫به‌قدر کافی تجربه کسب کردن...

45
00:04:00,532 --> 00:04:02,492
‫اینا برای اون عوضی تیغ‌تیغیه!

46
00:04:02,492 --> 00:04:07,372
‫... همون جادویی رو یاد گرفتن که
‫اژدهایان بالغ درست کردن.

47
00:04:07,372 --> 00:04:08,582
‫می‌تونین آسمونو هدف بگیرین؟

48
00:04:10,625 --> 00:04:13,587
‫به صدای باد گوش کنید.

49
00:04:14,588 --> 00:04:18,633
‫اونا بهترین پیاده‌سربازهای خاندان هستن.

50
00:04:19,634 --> 00:04:21,595
‫اژدهایان بالغ.

51
00:04:21,636 --> 00:04:23,638
‫بسیاری از شکارچیان اژدهای کارکشته...

52
00:04:23,638 --> 00:04:29,644
‫با همکاری یکدیگر تنها می‌تونن
‫ یک اژدهای بالغ رو شکست بدن...

53
00:04:29,644 --> 00:04:31,605
‫چی؟ ها؟ اوه؟

54
00:04:31,605 --> 00:04:32,647
‫عجب شانسی!

55
00:04:32,647 --> 00:04:35,567
‫امروز فروش ویژه داریم!

56
00:04:35,609 --> 00:04:38,612
‫تونستیم چهل‌تاشون رو با خودمون بیاریم!

57
00:04:39,946 --> 00:04:42,991
‫ورود به حصار غیرممکنه.

58
00:04:42,991 --> 00:04:46,870
‫خروج از حصار ممکنه.

59
00:04:49,915 --> 00:04:54,920
‫حدس می‌زنم محدوده جاذبه‌ی
‫ حلقه جادویی دو کیلومتر باشه.

60
00:04:54,920 --> 00:04:59,925
‫از سطحی که یه کشور توسعه نیافته‌ی جادویی
‫ می‌تونه تولید کنه هم بیشتره.

61
00:04:59,925 --> 00:05:01,927
‫شکی توش نیست،

62
00:05:01,927 --> 00:05:03,970
‫دارن از یکی کمک می‌گیرن.

63
00:05:04,930 --> 00:05:09,976
‫صورتش رو ندیدم، ولی یه زنِ مو سفید
‫ با لباس رسمی سیاه اونجا بود.

64
00:05:09,976 --> 00:05:11,978
‫و جادویی که استفاده می‌کرد...

65
00:05:11,978 --> 00:05:15,899
‫فکر می‌کنم از جادوی حفاظِ من هم قوی‌تر بود.

66
00:05:15,941 --> 00:05:17,943
‫ما دست بالا رو داریم.

67
00:05:17,943 --> 00:05:21,905
‫ولی اتفاقات زیادی فراتر از انتظاراتم بوده.

68
00:05:21,905 --> 00:05:24,991
‫امکانش هست که این موقعیت هم
‫ تو یه‌چشم‌به‌هم‌زدن زیر و رو بشه.

69
00:05:24,991 --> 00:05:28,954
‫هرچی نباشه، مهم نیست
‫ چقدر توی نبرد پیروزمند باشیم،

70
00:05:28,954 --> 00:05:31,957
‫اگه پرنسس فرار کنه، به معنی شکست‌مونه.

71
00:05:31,957 --> 00:05:35,961
‫ممکنه متوجه
بشه که امیدی به پیروزی‌شون نیست،

72
00:05:35,961 --> 00:05:40,924
‫پس شهروندهاش رو
رها، و جادوی تلپورت رو فعال کنه.

73
00:05:41,883 --> 00:05:43,969
‫برای پیروزی قاطعانه،

74
00:05:43,969 --> 00:05:46,972
‫باید کنترل حلقه
جادوییِ پایگاه رو به‌دست بگیریم.

75
00:05:46,972 --> 00:05:48,974
‫این اولین اولویت‌مونه.

76
00:05:51,935 --> 00:05:55,897
‫تمام سربازهای خط مقدم‌مون یهویی مردن!

77
00:05:55,981 --> 00:05:58,942
‫لحظه‌ی مرگ‌شون رو ندیدم.

78
00:05:58,984 --> 00:06:01,903
‫حتی با اینکه بهشون زل زده بودم.

79
00:06:01,945 --> 00:06:04,990
‫قبل از اینکه بفهمم،
‫همه مردن و خون همه‌جا رو پر کرده بود.

80
00:06:05,907 --> 00:06:07,909
‫فقط جسد بی‌جون‌شون مونده بود.

81
00:06:07,951 --> 00:06:10,912
‫نمی‌دونم چه اتفاقی افتاد.

82
00:06:10,912 --> 00:06:12,914
‫ولی یه‌چیزو می‌دونم...

83
00:06:13,874 --> 00:06:14,916
‫کار اونه.

84
00:06:24,926 --> 00:06:26,887
‫حصار ناپدید شد!

85
00:06:26,928 --> 00:06:27,888
‫نه!

86
00:06:27,929 --> 00:06:28,972
‫غیرممکنه!

87
00:06:29,890 --> 00:06:32,893
‫تیکه‌هایی از دیوار کَنده و نابود شده!

88
00:06:32,934 --> 00:06:35,896
‫ولی اصلاً نفهمیدم کِی این اتفاق افتاد!

89
00:06:37,898 --> 00:06:38,940
‫عقب‌نشینی!

90
00:06:38,940 --> 00:06:40,901
‫به خط دفاعی دوم عقب‌نشینی کنین!

91
00:06:40,942 --> 00:06:42,944
‫گروهبان مالت، ما رو پوشش بده!

92
00:06:42,944 --> 00:06:43,945
‫اطاعت.

93
00:06:44,905 --> 00:06:46,948
‫کوچیکه، ولی مطمئنم یه اژدهای بالغه!

94
00:06:47,866 --> 00:06:49,868
‫از یه‌جور جادو استفاه کرد.

95
00:06:50,911 --> 00:06:53,955
‫پادشاه بالدار؛ آلتیماتیا
می‌تونه زمان رو کنترل کنه.

96
00:06:54,915 --> 00:06:59,920
‫مطمئنم اژدهایان بالغی که
‫می‌تونن از اون قدرت استفاده کنن

97
00:06:59,920 --> 00:07:01,922
‫در حین نبرد پیداشون می‌شه.

98
00:07:05,884 --> 00:07:06,885
‫زمان!

99
00:07:07,886 --> 00:07:08,929
‫ای دنیا...

100
00:07:08,929 --> 00:07:09,930
‫متوقف شو.

101
00:07:32,953 --> 00:07:33,995
‫حدس می‌زدم!

102
00:07:34,913 --> 00:07:37,874
‫وقتی زمان متوقف شده بهمون حمله می‌کنه!

103
00:07:39,876 --> 00:07:40,961
‫سرگرد، فرار کن!

104
00:07:40,961 --> 00:07:43,880
‫توی این نبرد بهت نیاز داریم!

105
00:07:43,964 --> 00:07:46,967
‫باشد که در آرامش بخوابید.

106
00:07:50,887 --> 00:07:53,932
‫چطوری با دشمنی بجنگیم
‫ که قوانین واقعیت رو می‌شکنه؟

107
00:07:55,392 --> 00:07:59,396
‫احتمالاً مدت زمانی که می‌تونه
‫ زمانو متوقف کنه محدوده.

108
00:07:59,396 --> 00:08:02,357
‫وگرنه تا الان همه‌مون رو سلاخی می‌کرد.

109
00:08:02,399 --> 00:08:04,359
‫و بعد از اینکه زمان متوقف شده،

110
00:08:04,359 --> 00:08:07,362
‫حتماً باید چند ثانیه بگذره
‫ تا دوباره بتونه ازش استفاده کنه،

111
00:08:07,404 --> 00:08:10,323
‫پس باید همین الان حمله کنیم!

112
00:08:12,367 --> 00:08:17,372
‫تا زمانی که زمان متوقف نشده باشه،
‫هریک از اعضای ارتش نقره به‌قدری ماهرن...

113
00:08:17,372 --> 00:08:20,333
‫تا بتونن گلوله رو منحرف کنن!

114
00:08:20,375 --> 00:08:22,377
‫تو هیچ عددی نیستی!

115
00:08:30,343 --> 00:08:31,428
‫جاخالی داد!

116
00:08:33,346 --> 00:08:34,389
‫ای دنیا

117
00:08:34,389 --> 00:08:35,390
‫سکوت کن.

118
00:08:39,394 --> 00:08:43,357
‫راحت‌ترین راه برای خنثی‌سازی
‫ توقف زمان رو بهت می‌گم.

119
00:08:43,357 --> 00:08:45,359
‫آلتیماتیا-ساما؟

120
00:08:45,359 --> 00:08:48,362
‫نه، چرا فکر کردم این فرد بنیانگذاره؟

121
00:08:48,362 --> 00:08:50,405
‫اون... دیگه کیه؟

122
00:08:51,323 --> 00:08:52,366
‫بگیر.

123
00:08:54,368 --> 00:08:55,369
‫اون چیه؟

124
00:08:55,369 --> 00:08:56,370
‫یه توپ؟

125
00:08:56,370 --> 00:08:58,413
‫باید بگیرمش؟

126
00:08:58,413 --> 00:09:00,374
‫اون واقعاً کیه؟

127
00:09:00,374 --> 00:09:02,334
‫یه‌لحظه وایسا.

128
00:09:02,334 --> 00:09:03,418
‫مطمئنم نیستم قضیه چیه.

129
00:09:03,418 --> 00:09:06,380
‫اگه مطمئنم نیستم، پس فعلاً...

130
00:09:07,381 --> 00:09:10,342
‫ای دنیا، متوقف شو.

131
00:09:16,390 --> 00:09:18,350
‫د ـ داغه!

132
00:09:18,392 --> 00:09:20,394
‫داغه! داغه! داغه! داغه!

133
00:09:20,394 --> 00:09:22,354
‫داغـــــــه!

134
00:09:22,354 --> 00:09:24,398
‫نور؟ چرا؟ داغه!

135
00:09:24,398 --> 00:09:26,358
‫چرا؟ خورشید! چرا؟

136
00:09:26,358 --> 00:09:30,404
‫داغه! داغه! داغه! داغه! داغه!

137
00:09:30,404 --> 00:09:34,366
‫درد داره! درد داره!
درد داره! خیلی درد داره!

138
00:09:34,366 --> 00:09:37,411
‫خیلی درد داره! خیلی! خیلی! خیلی!

139
00:09:46,336 --> 00:09:47,337
‫اون چی بود؟

140
00:09:47,337 --> 00:09:48,422
‫لعنتی، چشمام!

141
00:09:50,424 --> 00:09:52,426
‫حالت خوبه، سرگرد؟

142
00:09:53,427 --> 00:09:55,387
‫اون صدا...

143
00:09:55,387 --> 00:09:57,347
‫کریش وایس؟

144
00:09:57,347 --> 00:09:59,433
‫اینجا چه‌خبر شده؟ اژدهای بالغ چی شد؟

145
00:09:59,433 --> 00:10:01,351
‫کشتمش.

146
00:10:02,352 --> 00:10:04,396
‫این یه نارنجک کورکننده‌ی سفیده.

147
00:10:04,396 --> 00:10:09,443
‫یه سلاح ضد اژدهاست که به‌طور انفجاری
‫ نور خورشید ذخیره‌شده رو ساطع می‌کنه.

148
00:10:10,360 --> 00:10:16,325
‫جوری تنظیمش کردم که درست
‫ در حین متوقف‌شدن زمان منفجر بشه.

149
00:10:16,408 --> 00:10:18,368
‫چون زمان متوقف شد...

150
00:10:18,368 --> 00:10:22,372
‫نور خورشیدی که فقط یه‌لحظه
‫ظاهر می‌شه به‌طور مداوم سوزوندتش.

151
00:10:22,372 --> 00:10:24,416
‫درد کنترل افکارش رو به‌دست گرفت،

152
00:10:24,416 --> 00:10:27,419
‫و متوجه نمی‌شد چه اتفاقی داره میفته.

153
00:10:28,378 --> 00:10:32,424
‫چطور می‌تونی دشمنی که
‫در حین توقف زمان در حرکته رو بگیری؟

154
00:10:33,383 --> 00:10:38,388
‫توقف زمان‌شون رو
‫ به یه جهنم غیرقابل‌تحمل تبدیل کن.

155
00:10:38,388 --> 00:10:40,349
‫این ساده‌ترین راهه.

156
00:10:40,432 --> 00:10:44,353
‫کریش-سان، تجهیزات دفاعی رو آماده کردیم.

157
00:10:44,353 --> 00:10:45,354
‫خوبه.

158
00:10:45,437 --> 00:10:48,357
‫وایسا! اون الان صدای کی بود؟

159
00:10:48,357 --> 00:10:50,359
‫کس دیگه‌ای هم اینجا هست؟

160
00:10:50,400 --> 00:10:51,443
‫می‌پرسی کی...؟

161
00:10:51,443 --> 00:10:53,403
‫فکر می‌کردم معلومه.

162
00:10:53,403 --> 00:10:58,367
‫تنها کسایی که غیر من، تو و سربازهات اینجان،

163
00:10:58,367 --> 00:11:02,412
‫پونزده هزار غیرنظامی‌ای هستن
‫ که ازشون محافظت می‌کردی.

164
00:11:02,412 --> 00:11:04,414
‫مگه نه، دوستان؟

165
00:11:05,332 --> 00:11:06,416
‫بله، کریش-سان!

166
00:11:07,376 --> 00:11:08,377
‫جان؟

167
00:11:08,377 --> 00:11:10,379
‫اونا بهم گفتن...

168
00:11:10,379 --> 00:11:13,382
‫«دیگه تحمل نداریم که یه گوشه وایسیم
‫ و دست رو دست بذاریم!

169
00:11:13,382 --> 00:11:15,384
‫ما هم می‌خوایم یه‌کاری کنیم!

170
00:11:15,384 --> 00:11:18,387
‫می‌خوایم دوشادوش سربازها بجنگیم!»

171
00:11:18,387 --> 00:11:23,433
‫انقدر تحت تأثیر حرفاشون قرار گرفتم
‫که بهشون اسلحه دادم.

172
00:11:23,433 --> 00:11:26,395
‫چه داستان زیبایی!

173
00:11:26,395 --> 00:11:27,354
‫شرم‌آوره!

174
00:11:27,396 --> 00:11:30,440
‫نباید به غیرنظامی‌ها اسلحه بدی
‫ و توی میدون جنگ ببریشون!

175
00:11:30,440 --> 00:11:33,360
‫بستگی به نوع سلاح هم داره.

176
00:11:33,360 --> 00:11:36,405
‫در واقع، اونا بودن که
‫اون اژدهای بالغ رو شکست دادن.

177
00:11:36,405 --> 00:11:37,406
‫به‌هرحال،

178
00:11:37,447 --> 00:11:40,325
‫از چی می‌ترسی؟

179
00:11:40,367 --> 00:11:43,412
‫چیزی برای ترسیدن نیست. خیالت راحت.

180
00:11:43,412 --> 00:11:46,373
‫پیروزی ازآن ماست.

181
00:11:46,373 --> 00:11:48,333
‫جای نگرانی نیست.

182
00:11:48,333 --> 00:11:49,418
‫نیازی بهش نیست.

183
00:11:49,418 --> 00:11:53,338
‫شما در آستانه‌ی پیروزی هستین.

184
00:11:53,380 --> 00:11:54,423
‫نگران نیستین.

185
00:11:54,423 --> 00:11:57,426
‫شما اعتماد‌به‌نفس بالایی دارین.

186
00:11:57,426 --> 00:12:00,387
‫اگه در کنار هم بجنگیم، برنده می‌شیم.

187
00:12:00,429 --> 00:12:03,390
‫اولتوزورا الانشم نقشه‌مون رو فهمیده

188
00:12:03,390 --> 00:12:06,351
‫و غیرنظامی‌هایی که چیزخور کرده رو
‫ اطراف پایگاه مستقر می‌کنه

189
00:12:06,351 --> 00:12:09,354
‫تا توی روند تلپورت مداخله کنه.

190
00:12:10,355 --> 00:12:12,357
‫جونور روان‌پریش.

191
00:12:12,357 --> 00:12:15,360
‫اینطوری جادوی مورد نیاز دو برابر می‌شه،

192
00:12:15,360 --> 00:12:18,363
‫و قبل از فعال‌سازی
تلپورت، نیروها رو از بین می‌ره.

193
00:12:18,363 --> 00:12:20,407
‫برای جلوگیری از این باید چیکار کنیم؟

194
00:12:20,407 --> 00:12:21,408
‫ساده‌ست.

195
00:12:22,367 --> 00:12:26,371
‫اون آشغال‌های چیزخورشده رو
‫می‌ذاریم جلوی این آشغال‌های هیپنوتیزم‌شده

196
00:12:26,371 --> 00:12:28,373
‫و می‌فرستیم همدیگه رو بکشن!

197
00:12:28,373 --> 00:12:30,334
‫همینه!

198
00:12:30,334 --> 00:12:31,418
‫وقشته ضدحمله بزنیم!

199
00:12:31,418 --> 00:12:36,381
‫بیاید تمام اون عشق و شجاعت و
‫تمام این شگفتی‌ها رو گرد هم بیاریم

200
00:12:36,381 --> 00:12:39,343
‫و به اون اژدهایان تقدیم کنیم!

201
00:12:39,343 --> 00:12:41,386
‫آره!

202
00:12:47,351 --> 00:12:49,353
تف توش!

203
00:12:49,353 --> 00:12:53,357
‫هرجا پا می‌ذاری
یدونه از این حصار‌ها کار گذاشتن!

204
00:12:56,401 --> 00:12:58,362
‫یخ کردم!

205
00:12:58,403 --> 00:13:00,405
‫باز یه حصار دیگه!

206
00:13:00,405 --> 00:13:03,367
‫چه حقه‌های کثیفی!

207
00:13:03,367 --> 00:13:04,409
‫خیلی سروصدا می‌کنی!

208
00:13:07,412 --> 00:13:09,414
‫اوه،‌ یه انسان!

209
00:13:09,414 --> 00:13:10,415
‫بهتر از این نمی‌شه!

210
00:13:11,375 --> 00:13:14,378
‫محل حلقه جادویی رو بهم نشون بده!

211
00:13:14,378 --> 00:13:17,422
‫اگه حرف‌گوش‌کن باشی،
‫یه مرگ راحت بهت می‌دم!

212
00:13:17,422 --> 00:13:23,387
‫بی‌خوابی ناشی از استرسم
‫از سر شترهای چهارپایی مثل جنابعالیه

213
00:13:23,387 --> 00:13:25,430
‫ که سعی دارید به حلقه جادوییم برسید!

214
00:13:30,394 --> 00:13:33,397
‫یه خواب خوب می‌خوام،
‫پس کپه مرگتو بذار.

215
00:13:34,356 --> 00:13:36,358
‫مقدار جادوی لازم برای تلپورت

216
00:13:36,358 --> 00:13:39,361
‫به 17,805 اژدها نیاز داره؟

217
00:13:39,361 --> 00:13:42,406
‫حتی اگه کل دسته‌ی دشمن رو هم
‫قلع‌وقمع کنیم، هنوزم کافی نیست، کودن!

218
00:13:42,406 --> 00:13:44,408
‫این فقط برا اژدهایانِ رده‌پایینه.

219
00:13:45,367 --> 00:13:48,412
‫اژهایان میانی حدوداً ده‌برابر جادوی اژدهایان رده‌پایین رو دادن.

220
00:13:48,412 --> 00:13:52,207
‫اژدهایان بالغ و درحال بلوغ چیزی حدود
‫ده تا صد برابر جادو دارن.

221
00:13:52,624 --> 00:13:55,586
‫جنگ که شروع شد، من چرت می‌زنم.

222
00:14:00,591 --> 00:14:05,637
‫چطور... ممکنه... دورنیا...

223
00:14:06,597 --> 00:14:09,600
‫تو... واقعاً...

224
00:14:09,641 --> 00:14:11,602
‫انسانی؟

225
00:14:12,644 --> 00:14:14,688
‫واسه تو هم می‌گیرم.

226
00:14:21,653 --> 00:14:26,658
‫خوب شد تا کنترلش دستم بود
‫کارشو تموم کردم.

227
00:14:27,618 --> 00:14:28,660
‫استاد فـــو!

228
00:14:29,244 --> 00:14:30,162
‫استاد فو!

229
00:14:30,162 --> 00:14:32,122
‫دست راستتون کنترلشو از دست داده؟

230
00:14:32,122 --> 00:14:33,165
‫نجاتت می‌دیم!

231
00:14:33,165 --> 00:14:35,125
‫اون دست راست خبیثو نابود می‌کنیم!

232
00:14:35,125 --> 00:14:36,168
‫ای بی‌شرف، از استاد فو دور شو!

233
00:14:36,168 --> 00:14:38,212
‫نه! باید منجمدش کنیم! منجمد!

234
00:14:40,130 --> 00:14:41,173
‫دارین منو می‌کشین، گوساله‌ها!

235
00:14:41,173 --> 00:14:42,216
‫استاد فو!

236
00:14:42,216 --> 00:14:45,135
‫از زیر کنترل دست راستتون بیرون اومدین؟!

237
00:14:45,135 --> 00:14:47,179
‫از اولشم کنترل نمی‌شدم، احمق!

238
00:14:47,179 --> 00:14:48,180
‫عه‌وا؟

239
00:14:48,180 --> 00:14:51,225
‫چون خانم ماجو گفتن دیگه شک نکردیم!

240
00:14:54,186 --> 00:14:56,146
‫هوی، ایکبیری.

241
00:14:56,146 --> 00:14:58,232
‫هیاهو راه انداختی تا وسطش منو بکشی!

242
00:14:58,232 --> 00:15:01,193
‫نـ ـ نه! به خدا! اشتباه می‌کنین!

243
00:15:02,152 --> 00:15:06,156
‫حتی توی خواب هم فکر اینکه
‫با کشتنتون سردسته جادوگرها بشم رو نمی‌کنـ ـ

244
00:15:07,115 --> 00:15:09,159
‫آروم باشین دیگه، استاد فو!

245
00:15:09,159 --> 00:15:12,204
‫ما طردشده‌ها باید هوای همو داشته باشیم!

246
00:15:13,163 --> 00:15:14,206
‫معرکه‌ست!

247
00:15:14,206 --> 00:15:17,209
‫تنهایی اون جایگاه سیزدهم رو زمین زد.

248
00:15:17,209 --> 00:15:19,169
‫و با استفاده از اون جادو...

249
00:15:19,211 --> 00:15:21,213
‫طبق انتظار، این ارتش مو لا درزش نمی‌ره.

250
00:15:21,213 --> 00:15:23,173
‫واقعاً گنجینه‌ای از استعداده!

251
00:15:23,173 --> 00:15:25,134
‫الان دیگه بیشتر از قبل می‌خوامش.

252
00:15:25,175 --> 00:15:28,178
‫می‌خوام با کمترین آسیب ممکن کنترلشونو دست بگیرم.

253
00:15:28,178 --> 00:15:30,139
‫برای این امر...

254
00:15:33,142 --> 00:15:35,144
‫ریشه درخت؟

255
00:15:37,187 --> 00:15:39,148
‫دوستان، عجله کنید!

256
00:15:39,148 --> 00:15:40,107
‫این طرف!

257
00:15:40,107 --> 00:15:42,151
‫استاد کریش!

258
00:15:45,237 --> 00:15:49,158
‫چرا داری شهروندا رو با خودت اینور و اونور می‌بری؟

259
00:15:49,158 --> 00:15:51,118
‫و قضیه این اسلحه‌ها چیه؟

260
00:15:51,118 --> 00:15:52,161
‫بعداً‌ توضیح می‌دم.

261
00:15:52,202 --> 00:15:56,123
‫نیرویی توی جنگل داره
‫حصار‌های پرنسس رو تحت‌فشار می‌ذاره.

262
00:15:57,207 --> 00:15:59,209
‫باید دفاعِ حلقه جادویی رو تقویت کنیم!

263
00:15:59,209 --> 00:16:02,171
‫اگه نابود بشه، کار همه‌مون تمومه!

264
00:16:03,172 --> 00:16:05,132
‫زود باش، فرمانده.

265
00:16:11,680 --> 00:16:12,723
‫از پایین داره اژدها نزدیک می‌شه!

266
00:16:12,723 --> 00:16:13,724
‫پراکنده شید!

267
00:16:17,686 --> 00:16:19,688
‫گریا! بیا امتحانش کنیم!

268
00:16:19,688 --> 00:16:20,689
‫باشه.

269
00:16:24,735 --> 00:16:26,737
‫قتل‌عام! قتل‌عام!

270
00:16:30,699 --> 00:16:31,700
‫نیو؟

271
00:16:31,700 --> 00:16:32,701
‫دارن از بالا میان؟

272
00:16:37,748 --> 00:16:40,667
‫چطوری؟ نیو نیو؟

273
00:16:40,667 --> 00:16:41,752
‫زورا-ساما، بهمون دستور بدید! زورا-

274
00:16:41,752 --> 00:16:44,671
‫اون «نیو نیو» رو از دهنت بنداز،‌ کره‌خر!

275
00:16:44,713 --> 00:16:46,673
‫ای خدا!

276
00:16:46,715 --> 00:16:49,718
‫پیش‌بینی نمی‌کردم
افرادش رو مثل توپ شلیک کنه،

277
00:16:49,718 --> 00:16:52,679
‫و اینکه بتونن
با قدرتشون از حصار‌ها عبور کنن.

278
00:16:52,721 --> 00:16:55,682
‫این واقعاً احمقانه‌ست.

279
00:16:55,682 --> 00:16:57,726
‫باید خودکشی باشه.

280
00:16:59,686 --> 00:17:01,730
‫نه، درک می‌کنم.

281
00:17:01,730 --> 00:17:06,652
‫هرچی فرمانده دیوونه باشه،
‫سربازهاش دیوونه‌ترن.

282
00:17:07,736 --> 00:17:08,737
‫فرمانده!

283
00:17:08,737 --> 00:17:10,739
‫ترتیب اون نفس آتیشی رو دادیم!

284
00:17:10,739 --> 00:17:12,699
‫ولی تیغ‌تیغیه اینجا نیست!

285
00:17:13,492 --> 00:17:14,535
‫یه‌بار دیگه پرتتون می‌کنم!

286
00:17:14,535 --> 00:17:16,537
‫خودتونو آماده کردین؟

287
00:17:18,455 --> 00:17:20,457
‫با قربانی‌کردن خودش از بالا اومد؟

288
00:17:20,499 --> 00:17:21,542
‫لعنت

289
00:17:24,712 --> 00:17:26,755
‫ولی برتری هواییت رو دست گرفتم.

290
00:17:26,797 --> 00:17:30,718
‫حواست آروم‌آروم ضعیف شد.

291
00:17:30,718 --> 00:17:31,802
‫البته خب طبیعیه.

292
00:17:31,802 --> 00:17:34,722
‫به نبردهای توی مقیاس بزرگ عادت نداری،

293
00:17:34,722 --> 00:17:36,724
‫ولی بازم دفاع رو مدیریت کردی و فرمان دادی،

294
00:17:36,724 --> 00:17:40,728
‫و با اینکه توی برتری نبودی،
‫حمله رو پیش بردی.

295
00:17:44,481 --> 00:17:47,443
‫خوش گذشت، ولی دیگه تمومش کنیم.

296
00:17:47,484 --> 00:17:48,527
‫ای همرزم من،

297
00:17:48,527 --> 00:17:50,529
‫هنوز تموم نشده.

298
00:17:51,447 --> 00:17:53,532
‫سیصد متر پشت‌سر من.

299
00:17:53,532 --> 00:17:55,492
‫خودت شخصاً تأییدش کن.

300
00:18:02,499 --> 00:18:07,463
‫یک‌سوم لشکرم تا الان از بین رفته.

301
00:18:07,463 --> 00:18:10,466
‫اگه با تعداد زیاد حمله کنیم،
‫درنهایت می‌تونیم شکستشون بدیم.

302
00:18:10,466 --> 00:18:12,509
‫تخمینم هیچ تغییری نکرده.

303
00:18:13,469 --> 00:18:16,472
‫اما تعداد مورد نیازمون
‫برای عملی‌کردنش بیشتر از حد انتظاره.

304
00:18:17,431 --> 00:18:18,515
‫باید سریع‌تر بهش بپردازیم.

305
00:18:25,439 --> 00:18:28,525
‫حتی وقت برای نفس‌ تازه‌کردن هم نیست.

306
00:18:29,526 --> 00:18:32,488
‫حتی نمی‌تونیم به تاراتکتورا نزدیک شیم!

307
00:18:32,488 --> 00:18:33,530
‫زیادن!

308
00:18:33,530 --> 00:18:35,532
‫برای تعداد ما خیلی زیادن!

309
00:18:36,492 --> 00:18:37,493
‫ولی...

310
00:18:37,534 --> 00:18:40,454
‫اون عوضی پا پس نمی‌کشه!

311
00:18:45,459 --> 00:18:48,462
‫بســــوز!

312
00:18:48,504 --> 00:18:52,508
‫وقتی یه‌پاش لب گوره
‫چرا هنوز اونطوری جون داره؟

313
00:18:53,467 --> 00:18:56,512
‫اگه اون واینسه،
‫عمراً‌ من یکی وایسم!

314
00:18:58,514 --> 00:19:01,475
‫نمی‌تونم... نفس بکشم.

315
00:19:02,518 --> 00:19:03,519
‫درد می‌کنه.

316
00:19:03,519 --> 00:19:05,521
‫درد داره. سرده.

317
00:19:05,521 --> 00:19:07,481
‫می‌خوام فقط وایسم.

318
00:19:07,523 --> 00:19:09,441
‫نه، نمی‌تونم!

319
00:19:09,483 --> 00:19:12,486
‫چون قوی‌ترینِ قدرت‌ها رو به من دادن.

320
00:19:13,445 --> 00:19:15,447
‫باید تاراتکتورا رو شکار کنم،

321
00:19:15,447 --> 00:19:16,490
‫اولتوزورا رو شکار کنم،

322
00:19:16,490 --> 00:19:18,492
‫دسته اژدهایان رو شکار کنم،

323
00:19:18,492 --> 00:19:20,452
‫و جادو جمع کنم.

324
00:19:20,452 --> 00:19:22,496
‫خودم تنهایی، از همه محافظت می‌کنم!

325
00:19:22,538 --> 00:19:27,459
‫برای اینکه کسی نمیره، مجبورم!

326
00:19:28,460 --> 00:19:31,463
‫تنهایی، از همه‌چیز محافظت می‌کنم...

327
00:19:33,465 --> 00:19:35,467
‫نمی‌شه یهو آخر کاری پیدات شه

328
00:19:35,467 --> 00:19:37,469
‫و قهرمان‌بازی در بیاری!

329
00:19:39,430 --> 00:19:42,433
‫چیزی که گفت مثل مشتی تو صورتم بود.

330
00:19:43,475 --> 00:19:46,437
‫از اینکه اونو گفت یه‌خرده خاطرجمع شدم.

331
00:19:47,479 --> 00:19:49,523
‫ولی اون مطمئناً...

332
00:19:49,523 --> 00:19:51,483
‫ضعف بود.

333
00:19:51,525 --> 00:19:53,527
‫همیشه زنده می‌موندم.

334
00:19:53,527 --> 00:19:56,447
‫همیشه فقط من زنده می‌موندم.

335
00:19:56,488 --> 00:19:59,533
‫فقط می‌تونم کنار افرادی بجنگم

336
00:19:59,533 --> 00:20:02,453
‫که به‌هیچ‌وجه نمی‌میرن

337
00:20:02,453 --> 00:20:04,496
‫یا مرگشون بهم آسیب نمی‌رسونه.

338
00:20:06,498 --> 00:20:08,459
‫چه حس آشنایی.

339
00:20:22,473 --> 00:20:23,474
‫ها؟

340
00:20:23,474 --> 00:20:25,434
‫همچین وضعی داره...

341
00:20:25,434 --> 00:20:27,478
‫ولی تکنیک‌هاش حتی بهتر از قبله.

342
00:20:29,521 --> 00:20:31,482
‫که اینطور.

343
00:20:31,482 --> 00:20:33,484
‫ظاهراً اشتباه از من بود.

344
00:20:33,484 --> 00:20:37,446
‫در میدون جنگ گهگاه این اتفاقات میفته.

345
00:20:37,529 --> 00:20:39,490
‫وجود آدمای سمج.

346
00:20:40,532 --> 00:20:42,493
‫عجیبه...

347
00:20:43,535 --> 00:20:47,498
‫یه وضعیت وخیم که شکست حتمی‌ـه.

348
00:20:47,498 --> 00:20:49,458
‫رخدادی هرروزه توی آینده‌ام.

349
00:20:51,460 --> 00:20:53,504
‫الان، بیشتر از همیشه...

350
00:20:53,504 --> 00:20:56,507
‫نسخه آینده‌م رو نزدیک خودم می‌بینم.

351
00:21:01,428 --> 00:21:03,514
‫یه‌بار دیگه به جهنم برگشتم.
