﻿1
00:00:05,964 --> 00:00:06,965
‫شروع شد!

2
00:00:07,007 --> 00:00:08,008
‫اما...

3
00:00:09,009 --> 00:00:10,010
‫مشکلی نیست.

4
00:00:10,051 --> 00:00:13,054
‫تا وقتی داخل این پایگاه بجنگیم، برتری با ماست.

5
00:00:14,014 --> 00:00:16,057
‫اگه جرئت دارین بیاین، اژدهایان!

6
00:00:18,059 --> 00:00:20,061
‫لطفاً کمک‌مون کنید.

7
00:00:20,979 --> 00:00:23,982
‫اژدهایان فرار کردیم.

8
00:00:24,024 --> 00:00:25,025
‫چی؟

9
00:00:28,028 --> 00:00:31,031
‫به‌عنوان غذای اژدها، ما رو آوردن اینجا.

10
00:00:31,990 --> 00:00:33,992
‫لطفاً قایم‌مون کنید.

11
00:00:33,992 --> 00:00:35,035
‫لطفاً شلیک نکنید!

12
00:00:39,039 --> 00:00:41,041
‫اژدهای جنون، اولتوزورا.

13
00:00:41,041 --> 00:00:43,960
‫جادوش ترکیبات شیمیایی‌ـه.

14
00:00:44,002 --> 00:00:46,046
‫می‌تونه داروهایی بسازه که باعث مرگ آنی...

15
00:00:46,046 --> 00:00:48,048
‫و هیپنوتیزم اهدافش می‌شن.

16
00:00:49,007 --> 00:00:50,050
‫گاردتونو پایین نیارین!

17
00:00:50,050 --> 00:00:51,968
‫اونا دشمنن!

18
00:01:05,023 --> 00:01:06,024
‫اوضاع بده.

19
00:01:06,024 --> 00:01:07,984
‫همه گیج شدن.

20
00:01:08,026 --> 00:01:09,027
‫مجبوریم بکشیمشون!

21
00:01:09,069 --> 00:01:10,987
‫خودم پیش‌قدم می‌شم!

22
00:01:12,989 --> 00:01:15,992
‫دلم نمی‌خواد بمیرم!

23
00:01:24,960 --> 00:01:26,044
‫اعلی...حضرت.

24
00:01:26,044 --> 00:01:27,045
‫تردید نکنید!

25
00:01:28,004 --> 00:01:30,090
‫ما فقط قادریم جون شهرواندانی که
‫تحت حفاظت‌مون هستن...

26
00:01:30,090 --> 00:01:32,842
‫هر موجود دیگه‌ای دشمن ماست!

27
00:01:32,884 --> 00:01:33,885
‫بکشیدشون!

28
00:01:33,885 --> 00:01:34,886
‫همه‌شونو بکشید!

29
00:01:34,886 --> 00:01:37,305
‫اگه جرئت این‌کارو ندارید،
‫خودم تنهایی انجامش می‌دم!

30
00:01:37,305 --> 00:01:38,431
‫اگه جرئت این‌کارو ندارید،
‫خودم تنهایی انجامش می‌دم!

31
00:01:48,942 --> 00:01:49,943
‫تفنگدارها!

32
00:01:49,985 --> 00:01:50,986
‫کریس!

33
00:01:50,986 --> 00:01:51,987
‫نازارنا!

34
00:01:51,987 --> 00:01:53,947
‫همراه من بیاید!

35
00:01:54,197 --> 00:01:55,240
‫به جنگل حمله می‌کنیم!

36
00:01:56,199 --> 00:01:57,242
‫خدا جون، فوق‌العاده‌ست!

37
00:01:57,242 --> 00:02:02,163
‫پرنسس نقره حتی استثنایی‌تر از شایعاته!

38
00:02:02,163 --> 00:02:07,210
‫ولـــی ایــــن دقیقاً چیزیه که پیش‌بینی می‌کردم.

39
00:02:08,211 --> 00:02:10,171
‫زود باش بیا.

40
00:02:10,171 --> 00:02:12,173
‫یه‌ذره درمورد میدون جنگ بهت یاد می‌دم.

41
00:02:12,173 --> 00:02:14,259
‫ولی به قیمت جونت تموم می‌شه.

42
00:03:25,789 --> 00:03:30,752
‫ANIMELIST

43
00:03:33,755 --> 00:03:39,761
‫قسمت سیزدهم: قهرمان جنگ
‫اعضای بالغ خاندان.
‫مردم «اژدهایان برتر» صداشون می‌کنن.

44
00:03:39,761 --> 00:03:45,767
‫معمولاً می‌شه سطح قدرت‌شون رو
‫ نسبت به مدت زمان بلوغ‌شون سنجید.

45
00:03:45,809 --> 00:03:48,812
‫انتظار می‌ره که هرچی این زمان
‫کمتر باشه، قوی‌تر هستن.

46
00:03:48,812 --> 00:03:50,814
‫به‌طور متوسط ده تا پونزده سال طول می‌کشه.

47
00:03:50,814 --> 00:03:52,816
‫سریع‌ترین‌شون در یک سال بوده.

48
00:03:53,733 --> 00:03:55,819
‫برای تاراتکتورا دوازده سال طول کشید.

49
00:03:58,738 --> 00:03:59,781
‫به عبارت دیگه...

50
00:04:03,785 --> 00:04:09,749
‫من به‌عنوان یک عضو خاندان، استعدادی ندارم.

51
00:04:12,711 --> 00:04:16,756
‫چیزی که دارم، قدرتیه که
‫در دوران انسانی‌ام صیقل دادم.

52
00:04:19,759 --> 00:04:20,760
‫همین و بس!

53
00:04:30,812 --> 00:04:31,771
‫تچ!

54
00:04:31,813 --> 00:04:34,733
‫خون یعنی شعله!

55
00:04:41,781 --> 00:04:42,782
‫سخته.

56
00:04:43,742 --> 00:04:46,786
‫تمام قدرتمو پشت اون ضربه گذاشتم،
‫ولی نتونستم دستشو قطع کنم.

57
00:04:47,746 --> 00:04:48,788
‫تاراتکتورا.

58
00:04:48,788 --> 00:04:49,789
‫اولتوزورا.

59
00:04:49,789 --> 00:04:51,791
‫حدس می‌زنم ده هزار اژدها باشن.

60
00:04:52,751 --> 00:04:53,793
‫جلومون شانسی ندارن!

61
00:04:53,793 --> 00:04:55,545
‫همه‌شون مقابل شمشیرهامون نابود می‌شن!

62
00:04:58,298 --> 00:05:03,220
‫مایلم تحسین صادقانه‌م رو
‫نسبت به قدرتت ابراز کنم.

63
00:05:03,261 --> 00:05:04,262
‫لازم نکرده.

64
00:05:05,305 --> 00:05:07,265
‫یا این ضربه‌ای که زدم...

65
00:05:07,265 --> 00:05:11,269
‫یا اولین ضربه‌م باید کارتو تموم می‌کرد.

66
00:05:12,312 --> 00:05:14,272
‫از زندگی دست بکش.

67
00:05:16,316 --> 00:05:19,277
‫با ضربه بعدی تمومش می‌کنم.

68
00:05:20,278 --> 00:05:21,321
‫دریافتش می‌کنم.

69
00:05:22,239 --> 00:05:24,324
‫اوج قدرتم رو نظاره کن!

70
00:05:25,325 --> 00:05:29,329
‫مهم نیست اون اژدها چیکار کنه،
‫جادوش رو نابود می‌کنم و برنده می‌شم.

71
00:05:30,288 --> 00:05:33,250
‫برای این‌کار به نقره‌فام زیادی نیاز دارم.

72
00:05:33,291 --> 00:05:37,295
‫ولی الان، هنر نقره‌فامم توی بدنم خواب رفته.

73
00:05:38,255 --> 00:05:39,256
‫پس...

74
00:05:40,298 --> 00:05:44,261
‫منبع قدرت دیگه‌ای بیرون از بدنم درست می‌کنم!

75
00:05:44,302 --> 00:05:46,304
‫با شمشیر یکی شو.

76
00:05:46,304 --> 00:05:49,224
‫نهایت قدرت ممکن رو توی یک ضربه می‌ذارم!

77
00:05:50,308 --> 00:05:52,269
‫متوجه هستم.

78
00:05:52,269 --> 00:05:56,231
‫این قدرتی که آزاد کردی سقف قدرتته.

79
00:05:56,231 --> 00:05:59,234
‫جواب ساده و قاطعی هستش.

80
00:05:59,276 --> 00:06:03,280
‫کدام جواب بر دیگری برتری خواهد داشت؟

81
00:06:04,239 --> 00:06:05,323
‫ضربه‌ی اژدها کش...

82
00:06:07,242 --> 00:06:08,243
‫اشعه شکاری!

83
00:06:08,285 --> 00:06:10,328
‫بازوی سه گانه...

84
00:06:11,288 --> 00:06:13,331
‫توپ ارتعاشی!

85
00:06:23,175 --> 00:06:28,138
‫من تنها در کنترل حرکت هستم و
‫بقیه کارها رو به خود شخص می‌سپارم.

86
00:06:29,139 --> 00:06:32,225
‫این در حال‌حاضر بهینه‌ترین روش
‫ برای استفاده از قدرت‌هامه.

87
00:06:32,225 --> 00:06:36,188
‫بنابراین، جوخه تفنگدار هوایی تشکیل شد.

88
00:06:38,190 --> 00:06:40,150
‫وای من، معرکه‌ست!

89
00:06:40,150 --> 00:06:42,235
‫پس واقعاً یه واحد هوایی دارن.

90
00:06:43,195 --> 00:06:45,155
‫اثرات حیاتی اژدها شناسایی شد.

91
00:06:45,197 --> 00:06:49,159
‫یه گله از حدود هزار اژدها پایگاه رو محاصره کردن.

92
00:06:49,201 --> 00:06:53,163
‫در مجموع حدود ده هزارتا هستن که
‫ با اطلاعات قبلی مطابقت داره.

93
00:06:53,163 --> 00:06:55,207
‫انفجارهای پی‌درپی توی جنوب پایگاه رخ داده.

94
00:06:55,207 --> 00:06:58,168
‫احتمالاً نبرد بین راگنا و اژدهای منفجره‌ست.

95
00:06:58,210 --> 00:07:01,171
‫قادر به شناسایی اژدهای جنون نیستیم.

96
00:07:01,213 --> 00:07:06,176
‫حتی در شب‌های تاریک، این دوقلوها
‫می‌تونن به‌وضوح دشمن‌ها رو ببینن.

97
00:07:06,218 --> 00:07:09,179
‫دو دسته اژدها در فاصله
‫ صد متریِ ورودی شمالی هستن.

98
00:07:09,179 --> 00:07:11,139
‫ورودی جنوبی هم همینطور.

99
00:07:11,181 --> 00:07:14,184
‫در هر دسته، حدود دویست
‫ تا سیصد اژدها وجود داره.

100
00:07:14,226 --> 00:07:18,146
‫مجموع انسان‌های شناسایی‌شده در منطقه،
‫بیشتر از پونصد نفره.

101
00:07:18,146 --> 00:07:24,152
‫صداشون می‌تونه همانند تیری
‫ به گوش گیرنده‌ی مورد نظرشون برسه.

102
00:07:25,153 --> 00:07:27,239
‫دو دسته دیگه به ورودی شرقی نزدیک می‌شن.

103
00:07:27,239 --> 00:07:29,157
‫در مجموع چهار هزار اژدها!

104
00:07:29,157 --> 00:07:31,201
‫احتمالش وجود داره که حمله‌مون رو
‫پیش‌بینی کرده باشن.

105
00:07:32,160 --> 00:07:33,161
‫مهم نیست.

106
00:07:34,454 --> 00:07:35,497
‫اوه؟

107
00:07:35,539 --> 00:07:41,461
‫تو همچین مدت کمی، اولین موجِ
‫ سیصد نفره‌ی انسان‌ها رو از بین بردن.

108
00:07:42,462 --> 00:07:46,508
‫با اینکه آدمای عادی بودن،
‫داروهام محدودیت ذهن‌شون رو از بین برده بود.

109
00:07:46,508 --> 00:07:49,469
‫ولی به این سرعت از پس سربازهای پیاده بر اومدن.

110
00:07:49,511 --> 00:07:53,432
‫و علاوه بر اون، لشکرشون تلفاتی نداشت.

111
00:07:59,855 --> 00:08:01,857
‫برای این خشم‌مون...

112
00:08:02,899 --> 00:08:03,942
‫تاوان می‌دن!

113
00:08:03,942 --> 00:08:04,484
‫تاوان می‌دن!

114
00:08:04,484 --> 00:08:06,445
‫ای وای من!

115
00:08:06,445 --> 00:08:08,447
‫خیلی وقته پا به میدون جنگ نذاشتم!

116
00:08:08,447 --> 00:08:11,366
‫چه خوشی بگذره!

117
00:08:11,450 --> 00:08:15,454
‫ولی اینم همچنان جزو پیش‌بینی‌هامه.

118
00:08:15,454 --> 00:08:17,414
‫چیزی که الان نگرانشم...

119
00:08:24,463 --> 00:08:26,423
‫تارا-چان؟

120
00:08:26,423 --> 00:08:28,425
‫جواب بده، تارا-چان!

121
00:08:28,425 --> 00:08:30,385
‫حالت خوبه؟

122
00:08:32,387 --> 00:08:35,390
‫مشکلی نیست.

123
00:08:37,392 --> 00:08:38,435
‫پیروزی...

124
00:08:42,397 --> 00:08:43,440
‫ازآن منه.

125
00:08:43,482 --> 00:08:45,442
‫هوی! پاشو!

126
00:08:47,402 --> 00:08:51,406
‫آخیش! اینطوری منو نترسون!

127
00:08:51,406 --> 00:08:57,454
‫ولی باورم نمی‌شه انسانی وجود داره
‫ که بتونه انقدر تحت فشارت بذاره.

128
00:08:57,454 --> 00:09:00,374
‫می‌تونی به جنگیدن ادامه بدی؟

129
00:09:00,374 --> 00:09:01,416
‫بله.

130
00:09:02,417 --> 00:09:05,420
‫اما چون از توپ ارتعاشی‌م استفاده کردم،

131
00:09:05,420 --> 00:09:08,423
‫برای مدتی قادر به استفاده از جادو نیستم.

132
00:09:08,423 --> 00:09:10,425
‫فقط محض تأیید،

133
00:09:10,425 --> 00:09:15,430
‫نقره‌فام از بدنش ساطع نمی‌شد، درسته؟

134
00:09:15,430 --> 00:09:19,476
‫اگه همچین برگ برنده‌ای داشت،
‫قطعاً ازش استفاده می‌کرد.

135
00:09:19,476 --> 00:09:21,395
‫درسته...

136
00:09:21,395 --> 00:09:25,440
‫پس اون شینیگامی‌ای نیست
‫که قصد کشتن تیا رو داشت.

137
00:09:25,440 --> 00:09:27,442
‫گاردت رو پایین نیار، همرزم من.

138
00:09:27,442 --> 00:09:30,445
‫دِ یالا! لشتو بلند کن، آدمیزاد خرفت!
‫شاید اون مرد شینیگامی نبوده باشه،

139
00:09:30,445 --> 00:09:34,449
‫اما به این معنا نیست که در این جنگ حضور نداره.

140
00:09:34,449 --> 00:09:36,410
‫گاردمو پایین بیارم؟

141
00:09:36,451 --> 00:09:38,453
‫یادت رفته با کی حرف می‌زنی؟

142
00:09:38,453 --> 00:09:42,457
‫چطوره فقط زودتر کارشو تموم کنی؟

143
00:09:43,375 --> 00:09:44,459
‫مشکلی نیست.

144
00:09:45,419 --> 00:09:47,462
‫همین الان ترتیب‌شو می‌دم.

145
00:09:47,462 --> 00:09:50,465
‫بدبخت شدیم! یالا پاشو، آدمیزاد خرفت!

146
00:10:07,399 --> 00:10:08,483
‫هنوز زنده‌ست.

147
00:10:08,483 --> 00:10:11,361
‫امکان نداره! جدی می‌گی؟

148
00:10:12,487 --> 00:10:16,450
‫سریع ضمیرِ انسانی‌مو به شمشیر تغییر دادم.

149
00:10:16,450 --> 00:10:20,412
‫اگه این‌کارو نمی‌کردم،
‫جلو این حمله دووم نمیاوردم!

150
00:10:22,414 --> 00:10:24,416
‫مبارزه‌...

151
00:10:24,416 --> 00:10:25,459
‫ادامه داره!

152
00:10:26,460 --> 00:10:28,420
‫نه.

153
00:10:28,420 --> 00:10:31,423
‫نبرد ما دیگه تموم شده.

154
00:10:41,391 --> 00:10:43,393
‫اژدهایان رده‌پایین؟

155
00:10:43,393 --> 00:10:48,398
‫فکر کردی همچین دسته‌ای می‌تونه منو بکشه؟

156
00:10:49,399 --> 00:10:52,402
‫درحال‌حاضر تو اولویت اصلی نیستی.

157
00:10:52,402 --> 00:10:54,488
‫تهدیدی نیستی که باید نگران شکست‌دادنش باشیم.

158
00:10:59,409 --> 00:11:02,454
‫با تعداد کافی، در نهایت کم میاری و شکست می‌خوری.

159
00:11:03,455 --> 00:11:07,459
‫تو با دیگر موجودات عادی تفاوتی نداری.

160
00:11:07,459 --> 00:11:08,460
‫صبر کن!

161
00:11:09,419 --> 00:11:10,462
‫هنوز کارمون تموم نشده!

162
00:11:11,421 --> 00:11:15,425
‫مگه نگفتی قراره با قدرتمون مکالمه کنیم؟

163
00:11:15,467 --> 00:11:19,429
‫به‌قدر کافی مکالمه کردیم تا متوجه بشم.

164
00:11:19,429 --> 00:11:22,432
‫تو از من قدرتمندتر هستی.

165
00:11:23,392 --> 00:11:24,434
‫یا حداقل بودی،

166
00:11:24,434 --> 00:11:29,439
‫در صورتی که شمشیرت می‌تونست
‫ قدرتِ تکنیکت رو تحمل کنه...

167
00:11:32,442 --> 00:11:35,404
‫پیروزی برات دست‌یافتنی بود.

168
00:11:35,404 --> 00:11:39,366
‫بدرود، مرد بی‌نام قدرتمند.

169
00:11:39,408 --> 00:11:41,451
‫همرزم من، دستورات؟

170
00:11:41,451 --> 00:11:44,454
‫لطفاً به نقطه‌ی i-29 برو.

171
00:11:44,454 --> 00:11:48,375
‫پرنسس نقره و رفقاش از سوراخ‌شون بیرون اومدن.

172
00:11:48,375 --> 00:11:51,378
‫ازت می‌خوام توپخونه‌ت رو رخ‌شون بکشی.

173
00:11:51,378 --> 00:11:52,462
‫اطاعت.

174
00:11:53,380 --> 00:11:55,382
‫و منو «تارا-چان» خطاب نکن.

175
00:11:55,465 --> 00:11:58,385
‫نمی‌ذارم فرار کنــی!

176
00:11:58,468 --> 00:12:00,429
‫سر راهید!

177
00:12:01,471 --> 00:12:04,474
‫برید کنـــار!

178
00:12:15,402 --> 00:12:18,363
‫جزغاله شیـــن!

179
00:12:21,408 --> 00:12:23,368
‫مسخره‌بازی رو تموم کن!

180
00:12:23,368 --> 00:12:26,455
‫چرا داری اینجا خودتو به کشتن می‌دی، عوضی؟

181
00:12:34,421 --> 00:12:37,382
‫هـ ـ همون کوتوله؟

182
00:12:37,382 --> 00:12:38,425
‫اسمم شین کاتلاس‌ـه!

183
00:12:38,425 --> 00:12:39,468
‫دخلتو میارما!

184
00:12:41,386 --> 00:12:43,388
‫شین-دونو، کافیه.

185
00:12:43,430 --> 00:12:45,432
‫توسط دشمن محاصره شدیم.

186
00:12:45,432 --> 00:12:47,392
‫خیلی لفتش دادی، پیرمرد!

187
00:12:47,392 --> 00:12:48,477
‫چرا شما اینجایین؟

188
00:12:48,477 --> 00:12:49,478
‫باید از پایگاه دفاع-

189
00:12:49,478 --> 00:12:51,438
‫بیخیالش شدیم!

190
00:12:51,438 --> 00:12:52,439
‫چرا؟

191
00:12:57,444 --> 00:12:59,446
‫بیخیالش نشدیم!

192
00:12:59,446 --> 00:13:02,407
‫از بین چهار ورودی قابل‌دسترسِ پایگاه،

193
00:13:02,407 --> 00:13:04,409
‫دروازه شرقی، مخزن آب قدیمی، و صخره...

194
00:13:04,409 --> 00:13:06,411
‫همه منفجر و مسدود شدن.

195
00:13:06,411 --> 00:13:09,373
‫تنها راه ورود دشمن از ورودی شمالی‌ـه

196
00:13:09,373 --> 00:13:11,458
‫که توسط آیک-دونو محافظت می‌شه!
‫دست نگه ندارین!

197
00:13:12,376 --> 00:13:16,380
‫پرنسس همراه دویست سرباز
‫ درحال حمله به دشمنه!

198
00:13:16,421 --> 00:13:18,423
‫فرمانده گفت تو مخمصه گیر کردی.

199
00:13:18,423 --> 00:13:22,386
‫من و پیرمرد از همه سریع‌تریم، پس اومدیم کمک!

200
00:13:22,386 --> 00:13:23,428
‫لازمتون ندارم! برگردین!

201
00:13:23,428 --> 00:13:24,429
‫ها؟

202
00:13:25,472 --> 00:13:29,393
‫الان نگفتی برگردیم، آره؟

203
00:13:29,393 --> 00:13:30,435
‫زود باشین از اینجا برین!

204
00:13:30,435 --> 00:13:32,396
‫خودم ترتیبشو می‌دم!

205
00:13:32,396 --> 00:13:35,399
‫توی نیمه‌جون یعنی انقدر منگلی؟

206
00:13:35,399 --> 00:13:37,401
‫این پخمه‌ها نمی‌تونن منو بکشن!

207
00:13:38,485 --> 00:13:41,446
‫همیشه منم که زنده می‌مونم.

208
00:13:42,406 --> 00:13:44,449
‫حواسم هست، بذار خودم اینو حل-

209
00:13:46,451 --> 00:13:49,413
‫چی با خودت فکر کردی، احمق؟!

210
00:13:54,459 --> 00:13:56,461
‫فکر کردی توی اون وضع از پس این برمیای؟

211
00:13:56,461 --> 00:13:58,422
‫شوخیت گرفته؟

212
00:13:58,422 --> 00:13:59,464
‫شوخی نمی‌کنم...

213
00:13:59,464 --> 00:14:00,465
‫ها؟

214
00:14:00,465 --> 00:14:02,467
‫من توی جوک‌گفتن خیلی بدم!

215
00:14:02,467 --> 00:14:04,428
‫به درک!

216
00:14:04,469 --> 00:14:09,391
‫ما هرچی زودتر باید اژدهایان رو بکشیم و
‫قدرت‌های جادویی‌شون رو بگیریم تا فرار کنیم!

217
00:14:09,391 --> 00:14:10,392
‫اصلاً حالیته؟

218
00:14:10,392 --> 00:14:12,394
‫می‌فهمم! برای همین باید تنها انجامش بدم!

219
00:14:12,394 --> 00:14:16,481
‫خب اونوقت موقع جنگیدنِ جنابعالی،
‫ما باید چیکار کنیم؟

220
00:14:16,481 --> 00:14:19,443
‫بشینیم تو پایگاه و دست‌ رو دست بذاریم؟

221
00:14:19,443 --> 00:14:20,444
‫آره!

222
00:14:23,405 --> 00:14:24,448
‫باشه پس.

223
00:14:25,407 --> 00:14:29,411
‫توی این دو روز، من شصت‌ونه دفعه
‫ به چالش کشیدمت و هر دفعه باختم.

224
00:14:29,453 --> 00:14:31,455
‫بیا هفتادتاش کنیم.

225
00:14:32,414 --> 00:14:34,374
‫چی داری می‌گی؟

226
00:14:34,374 --> 00:14:35,459
‫مبارزه توی همچین جایی...

227
00:14:38,420 --> 00:14:40,464
‫شهروندها رو برمی‌داریم و خارج از کشور

228
00:14:40,464 --> 00:14:45,469
‫به یه پایگاه منتقل می‌کنیم.
‫4 مارچ، چهار روز قبل از رسیدن راگنا
‫باید تا جای ممکن از درگیری با اژدهایان برتر دوری کنیم.

229
00:14:45,469 --> 00:14:47,429
‫من نمی‌خوام همچین کاری کنم.

230
00:14:48,806 --> 00:14:51,809
‫‌کاری می‌کنم مردن واسشون سنگین‌تر باشه.

231
00:14:51,850 --> 00:14:55,771
‫دنباله‌روت بودم، چون فکر کردم قوی‌ترم می‌کنی.

232
00:14:55,771 --> 00:15:00,776
‫اگه از سر مردن ترس برت داشته و
‫می‌خوای عین موش قایم شی، دور منو خط بکش.

233
00:15:00,818 --> 00:15:05,781
‫اوه، اونوقت قراره چندتا اژدها بکشی، شین؟

234
00:15:05,781 --> 00:15:06,865
‫صدتا؟ دویست‌تا؟

235
00:15:06,865 --> 00:15:08,784
‫چمدونم.

236
00:15:08,784 --> 00:15:10,786
‫هرچی دستم برسه می‌کشم.

237
00:15:10,786 --> 00:15:13,831
‫می‌تونی یه اژدهای برتر رو بکشی؟

238
00:15:15,749 --> 00:15:18,836
‫مهم نیست چندتا سرباز پیاده شکست بدی،
‫قرار نیست تغییری ایجاد کنه.

239
00:15:19,795 --> 00:15:21,880
‫یه‌بار ضربه بخورم، دوبار مشت می‌زنم

240
00:15:21,880 --> 00:15:23,882
‫این شیوه جنگیدن منه!

241
00:15:23,882 --> 00:15:29,847
‫من می‌خوام همه‌شونو بکشم
‫و باهاشون کباب درست کنم.

242
00:15:30,848 --> 00:15:31,807
‫کبابـ ـ؟

243
00:15:32,224 --> 00:15:34,143
‫چرا مشت می‌ز-

244
00:15:34,143 --> 00:15:37,104
‫چون برای یه کوتوله، زبونت خیلی درازه.

245
00:15:37,104 --> 00:15:38,147
‫خفه، پرنسس مشنگ!

246
00:15:38,147 --> 00:15:40,149
‫الان اوایل بلوغمه!

247
00:15:40,149 --> 00:15:40,691
‫اگه زنده بمونی،
‫اینو بهم ثابت می‌کنی!

248
00:15:40,691 --> 00:15:42,818
‫اگه زنده بمونی،
‫اینو بهم ثابت می‌کنی!

249
00:15:43,902 --> 00:15:45,863
‫همگی، ‌گوش کنید!

250
00:15:46,405 --> 00:15:51,326
‫شک ندارم مثل سگ ازم بیگاری می‌کشن!

251
00:15:51,410 --> 00:15:54,413
‫با این‌حال، هیچ قصدی برای سر خم کردن ندارم!

252
00:15:55,330 --> 00:16:00,335
‫از قدرتشون استفاده می‌کنم و
‫باهاش خاندان بال رو زمین می‌زنم!

253
00:16:00,377 --> 00:16:03,380
‫وقتی زمانش فرا رسید، کی حاضره در کنارم بجنگه؟

254
00:16:03,422 --> 00:16:06,341
‫کشیش‌های خورشیدپرست؟

255
00:16:07,384 --> 00:16:08,635
‫پس همراه من بیاید.

256
00:16:10,637 --> 00:16:12,639
‫نصف روز بعد از اون...

257
00:16:12,639 --> 00:16:15,601
‫هرکدوم فکرامونو کردیم و تصمیم گرفتیم.

258
00:16:16,643 --> 00:16:18,645
‫من خانواده‌م توی دوناپیرـه.

259
00:16:19,646 --> 00:16:24,610
‫اونجا اولین شهری بود که
‫توسط اژدهایان بهش حمله شد.

260
00:16:24,610 --> 00:16:27,654
‫شاید الان دیگه دیر باشه، ولی بازم...

261
00:16:29,656 --> 00:16:31,617
‫مجبورم برم.

262
00:16:32,576 --> 00:16:35,579
‫می‌خوام تو جای من استاد شمشیرزن باشی، شین-کون.

263
00:16:35,579 --> 00:16:36,580
‫چی؟

264
00:16:36,580 --> 00:16:38,624
‫البته تو جایگاهی نیستم که بگم کی جام باشه.

265
00:16:38,624 --> 00:16:41,627
‫ولی مطمئنم فرمانده هم موافقه.

266
00:16:41,627 --> 00:16:44,630
‫وایسا ببینم! من که نگفتم می‌خوام اینجا بمونم...

267
00:16:44,630 --> 00:16:46,632
‫مهارت‌هات رو نمی‌شه دست‌کم گرفت،

268
00:16:46,632 --> 00:16:50,636
‫مهمتر از همه، تو با استعدادترین فرد ارتشی.

269
00:16:53,597 --> 00:16:54,640
‫مگه نمی‌خوای قوی‌تر شی؟

270
00:16:54,640 --> 00:16:56,642
‫پس بهتره زنده بمونی.

271
00:16:58,602 --> 00:17:01,563
‫از 470 عضو ارتش،

272
00:17:01,563 --> 00:17:03,107
‫120 نفر تصمیم گرفتم داخل کشور بمونن.

273
00:17:03,857 --> 00:17:05,859
‫اونا هنوز زندن؟

274
00:17:05,901 --> 00:17:07,903
‫تونستن از چیزی محافظت کنن؟

275
00:17:07,945 --> 00:17:09,905
‫نمی‌دونم.

276
00:17:09,905 --> 00:17:11,949
‫راهی هم برای دونستن ندارم.
‫چیزی هم عوض نمی‌کنه.

277
00:17:12,908 --> 00:17:13,951
‫من...

278
00:17:14,910 --> 00:17:16,912
‫فرار رو انتخاب کردم!

279
00:17:17,955 --> 00:17:20,916
‫هفتاد نبرد، شصت و شش باخت،

280
00:17:20,916 --> 00:17:22,918
‫و بالأخره، یه برد!

281
00:17:23,877 --> 00:17:24,878
‫بی‌دقتی کردم؟

282
00:17:24,878 --> 00:17:25,963
‫نه، این نیست.

283
00:17:25,963 --> 00:17:27,923
‫اون قوی‌تر شد...؟

284
00:17:28,882 --> 00:17:30,926
‫یه‌چیز هست که باید تو کله‌ت فرو کنم.

285
00:17:31,885 --> 00:17:33,929
‫این نبرد مائه!

286
00:17:33,929 --> 00:17:37,850
‫مبارزه‌ای بین کسایی که
‫فرار کردن و زنده موندن

287
00:17:37,850 --> 00:17:40,894
‫و مبارزه‌ای بین اژدهایانیه که برای کشتن ما اینجان!

288
00:17:40,936 --> 00:17:42,855
‫ولی تو چی؟

289
00:17:42,855 --> 00:17:43,856
‫گوشتو وا کن.

290
00:17:43,856 --> 00:17:45,858
‫مهم نیست چقدر قوی باشی،

291
00:17:45,858 --> 00:17:47,943
‫یا چه دلیل خوبی برای جنگیدن داری،

292
00:17:48,902 --> 00:17:50,863
‫نمی‌شه یهو آخر کاری پیدات شه

293
00:17:50,863 --> 00:17:52,906
‫و قهرمان‌بازی در بیاری!

294
00:17:56,910 --> 00:17:59,913
‫شرمنده معطلت داشتم، پیرمرد.
‫هنو زنده‌ای دیگه؟

295
00:17:59,913 --> 00:18:01,915
‫جای نگرانی نیست.

296
00:18:01,957 --> 00:18:04,877
‫دیگه کارم اینجا تموم شده.

297
00:18:04,918 --> 00:18:07,921
‫ولی به‌نظر می‌رسه نفرات بیشتری دارن میان.

298
00:18:08,922 --> 00:18:11,884
‫خیلی دلشوره داشتم...

299
00:18:11,884 --> 00:18:15,929
‫ولی وقتی وارد میدون نبرد شدم،
‫به جواب مسلمی رسیدم.

300
00:18:16,889 --> 00:18:18,891
‫در این مبارزه کمک می‌کنم.

301
00:18:18,891 --> 00:18:21,935
‫این استخوان‌های فرتوت هنوزم عطش قوی‌تر شدن دارن!

302
00:18:22,895 --> 00:18:23,937
‫هوی، کرم لجن!

303
00:18:24,897 --> 00:18:26,899
‫دیگه از ناامیدی هم گذشتی!

304
00:18:26,899 --> 00:18:28,942
‫من الان دیگه طرف این فشقلی رو گرفتم!

305
00:18:28,942 --> 00:18:30,861
‫به کی می‌گی فسقلی؟

306
00:18:30,944 --> 00:18:33,947
‫تو همون اسباب‌بازی‌ای نیستی که
‫دوقلوها داشتن باهاش ور می‌رفتن؟

307
00:18:33,947 --> 00:18:35,908
‫چی داری بلغور می‌کنی؟

308
00:18:35,908 --> 00:18:37,910
‫بنده اشلایم اهریمنی‌ام!

309
00:18:37,910 --> 00:18:39,953
‫اژدهای منفجره در رفت!

310
00:18:39,953 --> 00:18:41,955
‫باید بریم دنبالش!
‫پس منو بذار رو کله‌ت!

311
00:18:41,955 --> 00:18:43,874
‫می‌دونی کجاست؟

312
00:18:43,874 --> 00:18:44,958
‫خب شَد البته!

313
00:18:44,958 --> 00:18:45,959
‫شین-دونو.

314
00:18:45,959 --> 00:18:48,879
‫چیه، پیرمرد؟ می‌خوای جلومو بگیری؟

315
00:18:48,921 --> 00:18:50,881
‫با اجازه‌تون راه بیفتیم.

316
00:18:51,840 --> 00:18:52,883
‫جونم روحیه!

317
00:18:54,885 --> 00:18:57,888
‫جایگاه پنجم رو یه‌جور کله‌پا می‌کنیم که آرزوی مرگ کنه.

318
00:18:57,888 --> 00:18:59,890
‫بزنیم بیرون دیگه هیچی جلودارمون نیست!

319
00:18:59,890 --> 00:19:00,933
‫کله‌پا می‌کنیم!

320
00:19:03,936 --> 00:19:05,938
‫هنر حصار سبک پرنسس!

321
00:19:06,980 --> 00:19:11,151
‫در این‌صورت، فقط کافیه
‫ این جنگل رو به قلمرو خودم تبدیل کنم!

322
00:19:11,193 --> 00:19:13,195
‫دسته اژدهایان روی زمین عقب‌نشینی کردن.

323
00:19:13,195 --> 00:19:16,240
‫هیچ‌کدوم از تفنگدارهای هوایی رو از دست ندادیم.

324
00:19:16,240 --> 00:19:18,242
‫ما تلفات کمی داشتیم.

325
00:19:18,242 --> 00:19:22,162
‫اینطوری ده‌تا جنگ دیگه هم دووم میاریم.

326
00:19:22,371 --> 00:19:24,081
‫آره آره! همینه،‌ تونستیم!

327
00:19:24,081 --> 00:19:26,125
‫این همه جادو داره می‌ریزه توش!

328
00:19:26,125 --> 00:19:30,045
‫با عمودی‌کردن حلقه‌های جادویی
‫سطح عملکرد بارها بهتر از قبله،

329
00:19:30,045 --> 00:19:33,090
‫ما قابلیت حلقه‌های جادویی رو
‫به یه سطح کاملاً جدید رسوندیم!

330
00:19:33,090 --> 00:19:37,094
‫ما آغازگر دوران جدیدی برای حلقه‌های جادویی هستیم!

331
00:19:37,094 --> 00:19:39,054
‫قربون‌صدقه‌م برو، پرنسس جونم!

332
00:19:40,055 --> 00:19:44,101
‫شاید عجول به‌نظر برسه،
‫ولی در واقع فرد معقول و واقع‌بینی‌ـه.

333
00:19:44,101 --> 00:19:48,022
‫می‌تونه فوراً توانایی‌ها و ضعف‌هاش رو بسنجه.

334
00:19:48,022 --> 00:19:52,067
‫اینطوری قادره تا 150 درصد از انتظاراتش رو عملی کنه.

335
00:19:52,067 --> 00:19:55,112
‫با توجه به بررسی تاریخچه پرنسس نقره

336
00:19:55,112 --> 00:19:57,990
‫به این نتیجه‌ رسیدم.

337
00:19:57,990 --> 00:20:00,075
‫امکان نداره زمانی که این دفاع بی‌معنی رو ادامه می‌ده

338
00:20:00,075 --> 00:20:03,996
‫مسئولیت این شهروندها رو به‌عهده بگیره.

339
00:20:03,996 --> 00:20:06,081
‫حتماً یه نقشه‌ای توی آستینش داره.

340
00:20:06,081 --> 00:20:08,083
‫و نقشه‌ش...

341
00:20:08,083 --> 00:20:09,084
‫اینه!

342
00:20:10,085 --> 00:20:12,087
‫یه حلقه جذب جادو!

343
00:20:13,047 --> 00:20:16,050
‫اژدهایان رو می‌کشن و
‫ جادو رو از جسدهاشون می‌گیرن.

344
00:20:16,050 --> 00:20:19,011
‫و جایی که اون جادو استفاده می‌شه...

345
00:20:19,011 --> 00:20:21,055
‫در جادوی تلپورته.

346
00:20:23,015 --> 00:20:26,018
‫زمانی که یک خورشیدپرست بودم،

347
00:20:26,018 --> 00:20:31,065
‫تحقیقاتی راجع به جذب جادوی اژدهایان و
‫استفاده‌ش در حین نبرد مطرح بود.

348
00:20:31,065 --> 00:20:36,028
‫و حالا شاهد اجرای موفقیت‌آمیز این تحقیق هستم...

349
00:20:36,070 --> 00:20:39,031
‫گرچه، درحال‌حاضر طرف اژدهایان رو دارم.

350
00:20:40,115 --> 00:20:43,077
‫از این نقشه کوچیکت سر در‌آوردم!
