﻿1
00:00:11,761 --> 00:00:14,973
‫حفاظ سبک پرنسس: قفس.

2
00:00:15,682 --> 00:00:18,935
‫قفس چندین لایه‌ای از جنس نقره.

3
00:00:18,935 --> 00:00:21,980
‫قطعاً برای اژدهایان سخته که ازش رد بشن.

4
00:00:21,980 --> 00:00:24,691
‫اعلی‌حضرت، نظرت چیه؟

5
00:00:24,691 --> 00:00:28,320
‫درمورد حرف کریش وایس چه فکری می‌کنی؟

6
00:00:29,863 --> 00:00:34,617
‫فکر می‌کنی پشت‌سرهم جایگاه ده،
‫هشت، و سوم رو شکست دادن

7
00:00:34,617 --> 00:00:37,078
‫و در پایتخت با پادشاه بالدار جنگیدن؟

8
00:00:37,078 --> 00:00:39,289
‫شخصاً، باورش برام سخته.

9
00:00:39,289 --> 00:00:41,291
‫واقعاً که، آیک.

10
00:00:41,291 --> 00:00:43,585
‫واقعاً هیچی جز عینک نداری.

11
00:00:44,461 --> 00:00:49,382
‫هرچیزی که اون موجود کثیف گفت،
‫مشخصه که مخلوطی از دروغ و حقیقته.

12
00:00:49,632 --> 00:00:52,218
‫نذار با فکرت بازی کنن.

13
00:00:52,218 --> 00:00:55,388
‫به اطلاعات غیرضروری هیچ توجهی نکن.

14
00:00:55,930 --> 00:00:57,140
‫باشه.

15
00:00:57,140 --> 00:01:00,226
‫ولی یه‌چیز هست که
‫نمی‌تونم ازش چشم‌پوشی کنم.

16
00:01:01,144 --> 00:01:03,813
‫اژدهایان برتر یه‌زمان انسان بودن.

17
00:01:03,813 --> 00:01:07,651
‫اونا با گرفتن خونِ پادشاه بالدار،
‫ قدرت‌های فرا انسانی به‌دست آوردن.

18
00:01:08,151 --> 00:01:11,821
‫این مورد برای اولتوزورا
‫و تاراتکتورا هم صدق می‌کنه.

19
00:01:11,821 --> 00:01:15,659
‫در دوران انسانی‌شون، جنگجوهای مشهوری بودن.

20
00:01:16,618 --> 00:01:18,453
‫اون حرفش حقیقته.

21
00:01:18,453 --> 00:01:20,914
‫خودم تا حدودی حدس می‌زدم.

22
00:01:20,914 --> 00:01:22,165
‫چی؟

23
00:01:22,165 --> 00:01:25,043
‫دوقلوها، ماجورکا، فو...

24
00:01:25,627 --> 00:01:28,463
‫افرادی که با
قدرت جادویی ذاتیِ قدرتمندی متولد شدن

25
00:01:28,463 --> 00:01:31,466
‫معمولاً ویژگی‌های غیرانسانی دارن.

26
00:01:31,883 --> 00:01:35,053
‫هرچی قدرت جادویی بیشتر باشه،
‫اون ویژگی‌ها برجسته‌ترن.

27
00:01:35,053 --> 00:01:39,391
‫پس برای چی اژدهایان برتر شبیه انسانن؟

28
00:01:39,391 --> 00:01:42,477
‫چرا بالا رتبه‌ترین اژدهایان،
‫شکل انسانی به خودشون می‌گیرن؟

29
00:01:42,477 --> 00:01:43,561
‫دقیقاً برعکسشه!

30
00:01:44,604 --> 00:01:47,357
‫یه‌لحظه وایسا. متوجه نمی‌شم.

31
00:01:47,357 --> 00:01:49,067
‫اژدهایان برتر انسان بودن؟

32
00:01:49,067 --> 00:01:50,777
‫پس نبرد بعدی‌مون...

33
00:01:50,777 --> 00:01:54,906
‫نه فقط این، بلکه کل جنگ
‫ بین انسان‌ها و اژدهایان...

34
00:01:54,906 --> 00:01:56,783
‫خب که چی؟

35
00:01:57,242 --> 00:02:00,412
‫اگه اون موجودات انسان نیستن،
‫برامون آسون‌تره.

36
00:02:00,412 --> 00:02:03,331
‫به‌هرحال، انسان‌ها بقیه حیوون‌ها رو
‫ می‌کشن و می‌خورن.

37
00:02:03,456 --> 00:02:06,376
‫فقط یعنی اینکه
‫دلیل بیشتری برای کشتن‌شون داریم!

38
00:02:07,502 --> 00:02:09,170
‫تردید نکن، آیک.

39
00:02:10,422 --> 00:02:11,715
‫دشمن دشمنه.

40
00:02:11,715 --> 00:02:13,258
‫دشمن‌مونو می‌کشیم.

41
00:02:13,258 --> 00:02:14,759
‫می‌کشیمشون...

42
00:02:15,260 --> 00:02:16,928
‫و زنده می‌مونیم!

43
00:02:38,950 --> 00:02:42,370
‫تو به حقیقت چنگ انداختی

44
00:02:42,621 --> 00:02:47,375
‫در جایی که سرنوشت نابود و تکه‌تکه می‌شه

45
00:02:51,922 --> 00:02:54,215
‫اگه بتونم قوی‌تر بشم، همه‌کاری می‌کنم

46
00:02:54,424 --> 00:02:56,509
‫از هر شکست درسی بگیر

47
00:02:56,551 --> 00:03:01,139
‫تا دیگه هیچ‌ حسرتی نداشته باشی

48
00:03:10,482 --> 00:03:11,316
‫تمام نیکی و خوبی‌ها ‌بلعیده می‌شن

49
00:03:11,524 --> 00:03:15,403
‫تا آخرین نفس‌هام
در اینجا ایستادگی خواهم کرد

50
00:03:33,713 --> 00:03:36,341
‫انگار داشتی خواب خوبی می‌دیدی.

51
00:03:36,633 --> 00:03:38,635
‫نمی‌خواستم بیدارت کنم.

52
00:03:39,511 --> 00:03:41,012
‫الان ساعت چنده؟

53
00:03:41,721 --> 00:03:43,098
‫9 مارچ،‌ سه صبح.

54
00:03:43,515 --> 00:03:45,100
‫کارت خوب پیش می‌ره؟

55
00:03:45,100 --> 00:03:47,686
‫روش کار می‌کنم.
‫خودت چیکار می‌کردی؟

56
00:03:48,061 --> 00:03:51,398
‫به این وحشی‌ها یکی دوتا چیز یاد دادم.

57
00:03:51,773 --> 00:03:55,151
‫فکر کنم دیگه بتونن
‫ یه حلقه جادویی خوب بکشن.

58
00:03:55,151 --> 00:03:56,528
‫انگار بهش خوش می‌گذره.

59
00:03:56,528 --> 00:04:02,242
‫هنوز یه‌عالمه کار مونده، ولی فکر کردم
‫ بهتره چندتا از شک و شبهه‌هاتو رفع کنم.

60
00:04:03,535 --> 00:04:07,914
‫برات سؤاله که چرا بهت گفتم
‫از هنرهای نقره‌فام استفاده نکنی، مگه نه؟

61
00:04:08,665 --> 00:04:09,749
‫درسته.

62
00:04:09,749 --> 00:04:14,754
‫قبلش از اون، یه‌چیز هست که باید ازت بپرسم.

63
00:04:15,046 --> 00:04:19,259
‫اگه الان مقابل ولتکامویی بجنگی،
‫می‌تونی برنده بشی؟

64
00:04:20,176 --> 00:04:21,386
‫برنده...

65
00:04:24,181 --> 00:04:25,390
‫نمی‌شم.

66
00:04:25,765 --> 00:04:27,267
‫خیالم راحت شد.

67
00:04:27,267 --> 00:04:29,561
‫اگه الکی بهش لجبازی می‌کردی،

68
00:04:29,561 --> 00:04:32,522
‫ارزشت برام حتی کمتر می‌شد.

69
00:04:33,231 --> 00:04:36,026
‫حتی بین اژدهایان برتر، اون منحصربه‌فرده.

70
00:04:36,610 --> 00:04:40,447
‫درست مثل تو، موجودیه که
‫ از محدودیت‌هاش عبور کرده.

71
00:04:41,198 --> 00:04:43,575
‫نباید مستقیم باهاش روبرو بشی.

72
00:04:44,326 --> 00:04:47,787
‫مخصوصاً وقتی
با بهترین شرایطت خیلی فاصله داری.

73
00:04:48,246 --> 00:04:51,082
‫این دلیلیه که نباید
‫ از هنرهای نقره‌فام استفاده کنی.

74
00:04:51,249 --> 00:04:53,502
‫نمی‌فهمم. منظورت چیه؟

75
00:04:53,502 --> 00:04:56,087
‫الان دیگه دشمن درموردت می‌دونه.

76
00:04:56,087 --> 00:04:59,257
‫می‌دونن انسانی هست که
‫ از بدنش نقره‌فام ساطع می‌کنه،

77
00:04:59,257 --> 00:05:02,969
‫و هم اینکه یه اژدهای برتر معمولی
‫ جلوت شانسی نداره.

78
00:05:02,969 --> 00:05:04,346
‫به عبارت دیگه...

79
00:05:04,971 --> 00:05:08,183
‫ولتکامویی حتماً میاد اینجا.

80
00:05:09,226 --> 00:05:13,438
‫برای یه مدت، از پیش آلتیماتیا کنار نمی‌ره.

81
00:05:13,438 --> 00:05:16,900
‫هرچی نباشه، در غیابش تقریباً کشته شده بود.

82
00:05:16,900 --> 00:05:20,612
‫ولی اگه بفهمن تو اینجایی چی می‌شه؟

83
00:05:20,987 --> 00:05:23,573
‫اولتوزورا بلافاصله کامویی رو خبر می‌کنه.

84
00:05:23,573 --> 00:05:25,867
‫اونم با سرعت نور خودشو به اینجا می‌رسونه.

85
00:05:25,867 --> 00:05:29,079
‫نمی‌تونیم شکستش بدیم. می‌بازیم.

86
00:05:29,830 --> 00:05:33,416
‫نمی‌تونیم با قدرت تو جلوشون وایسیم،

87
00:05:33,416 --> 00:05:36,837
‫و حقه‌های منم به تنهایی روشون کارساز نیست.

88
00:05:37,212 --> 00:05:41,341
‫دیگه اوضاع به نفع‌مون نیست،
‫و دشمن به قصد خون میاد.

89
00:05:43,552 --> 00:05:45,554
‫قراره نبرد بی‌رحمانه‌ای باشه.

90
00:05:45,971 --> 00:05:48,932
‫تلاشمو می‌کنم تا هرچند نفر که
‫ بتونم رو نجات بدم.

91
00:05:48,932 --> 00:05:51,184
‫خب، تو بدترین حالت،

92
00:05:51,184 --> 00:05:54,020
‫اگه بتونم با اون فرار کنم، راضی ام.

93
00:05:56,231 --> 00:05:58,733
‫کریش وایس دیگه توی سلولش نیست!

94
00:05:58,733 --> 00:06:01,444
‫لعنتی! بهتره سعی نکنه...

95
00:06:02,028 --> 00:06:03,155
‫فو!

96
00:06:03,155 --> 00:06:05,824
‫داشتم میومدم ببینمت.

97
00:06:05,824 --> 00:06:07,617
‫کریش وایس غیبش زده!

98
00:06:07,617 --> 00:06:10,245
‫و انگار به حلقه تلپورتت علاقه داشـ ـ

99
00:06:11,037 --> 00:06:12,414
‫اون دیگه کیه...

100
00:06:12,414 --> 00:06:15,542
‫فو! حالت خوبه؟ چی شده؟

101
00:06:15,542 --> 00:06:18,378
‫اون زن دیگه کیه؟

102
00:06:18,378 --> 00:06:19,713
‫زن؟

103
00:06:19,713 --> 00:06:23,341
‫به‌خاطر اون، حلقه جادویی‌مون...

104
00:06:23,758 --> 00:06:27,721
‫خیلی بهتر از چیزیه که قبلاً بـــود!

105
00:06:28,472 --> 00:06:30,849
‫چی؟ بهتر شده؟

106
00:06:30,849 --> 00:06:32,309
‫خوبه که.

107
00:06:32,309 --> 00:06:34,936
‫آخه کجاش خوبه، چهارچشمی؟

108
00:06:34,936 --> 00:06:37,856
‫نمی‌فهمی این چقدر تحقیرآمیزه!

109
00:06:38,356 --> 00:06:41,902
‫اوه! اگه اونجا فرمول رو اجرا کنین،
‫ راحت محاسبه می‌‌شه!

110
00:06:41,902 --> 00:06:43,862
‫ها؟ فرمول رو بلد نیستین؟

111
00:06:43,862 --> 00:06:46,114
‫اوه، بیخیال! فقط خودتونو به نفهمی می‌زنین.

112
00:06:46,114 --> 00:06:48,700
‫لازم نیست منو باهوش جلوه بدین.

113
00:06:48,700 --> 00:06:51,453
‫اوه، اینجا هم یه فرمول متفاوت می‌خواد.

114
00:06:51,453 --> 00:06:53,455
‫چرا این‌شکلی بهم نگاه می‌کنین؟

115
00:06:53,455 --> 00:06:56,082
‫کار اشتباهی کردم؟

116
00:06:56,708 --> 00:06:59,544
‫اون وسیله دیگه اختراعِ من نیست!

117
00:06:59,544 --> 00:07:04,508
‫تموم شده، ولی نمی‌تونم عاشقش باشم!

118
00:07:04,508 --> 00:07:06,718
‫داری گریه می‌کنی؟ ای وای.

119
00:07:12,724 --> 00:07:14,643
‫سنپای؟

120
00:07:17,771 --> 00:07:21,525
‫می‌گم... سنپای، سرحال بیا.

121
00:07:21,525 --> 00:07:23,568
‫نقاشی‌ها رو ازت پاک کردیم،

122
00:07:23,568 --> 00:07:26,405
‫و تو که اصلاً مفصل نداری،
‫پس در اصل آسیبی ندیدی.

123
00:07:26,405 --> 00:07:28,240
‫سرحالی یعنی چی؟

124
00:07:28,240 --> 00:07:34,538
‫غرورم به‌عنوان موجودی بالامرتبه که قدرتی
‫ فراتر آدمیزاد و اژدها داره، تیکه و پاره شده.

125
00:07:34,538 --> 00:07:37,749
‫دیگه فکر نکنم بتونم
‫ تو چشمای کریمزن-شاما نگاه کنم.

126
00:07:38,083 --> 00:07:39,960
‫همچین غروری هم داشتی؟

127
00:07:39,960 --> 00:07:45,048
‫فقط اونایی که دهنشون جر خورده،
‫می‌تونن وضع منو درک کنن.

128
00:07:45,590 --> 00:07:47,884
‫مونده بودم کجایی.

129
00:07:47,884 --> 00:07:50,429
‫چرا برگشتی توی سلول؟

130
00:07:51,471 --> 00:07:53,557
‫اینجا بیشتر از همه‌جا آرامش دارم.

131
00:07:53,557 --> 00:07:55,392
‫خودت کجا رفته بودی؟

132
00:07:55,392 --> 00:07:57,894
‫مشغول یه‌سری کارها بودم.

133
00:07:57,894 --> 00:08:00,021
‫همونطور که گفتم،
‫نصف نقره‌فامت رو نگه داشتی؟

134
00:08:00,021 --> 00:08:01,022
‫آره.

135
00:08:01,022 --> 00:08:03,984
‫پس بقیه‌ش رو با یدونه اسحله ترکیب کن.

136
00:08:03,984 --> 00:08:05,402
‫خودت ازش استفاده می‌کنی.

137
00:08:06,987 --> 00:08:09,531
‫از پرنسس یه شمشیر بگیر.

138
00:08:09,531 --> 00:08:10,824
‫وقتی ترکیبش کردی،

139
00:08:10,824 --> 00:08:14,327
‫تا جای ممکن برو زیر زمین،
‫تا خاندان نتونه حسش کنه.

140
00:08:14,327 --> 00:08:15,954
‫یه‌لحظه وایسا، کریمزن!

141
00:08:16,872 --> 00:08:19,708
‫می‌تونی با سنپای حرف بزنی؟
‫اصلاً حال خوبی نداره.

142
00:08:19,708 --> 00:08:21,793
‫نمی‌تونم تو چشماتون نگاه کنم.

143
00:08:21,793 --> 00:08:22,627
‫ها؟

144
00:08:24,254 --> 00:08:25,797
‫پورون!

145
00:08:26,048 --> 00:08:28,508
‫پورو؟ اینجا کجاشت؟

146
00:08:28,508 --> 00:08:30,761
‫اوه، کریمزن-شاما!

147
00:08:30,761 --> 00:08:32,471
‫لطفاً بهم دشتور بدید!

148
00:08:32,471 --> 00:08:34,473
‫می‌خوام به‌دردتون بخورم!

149
00:08:34,473 --> 00:08:38,018
‫فقط یه ضربه‌ی محکم بهش بزن،
‫و تمام خاطرات بد از یادش می‌ره.

150
00:08:39,352 --> 00:08:43,315
‫اسلایم. وظیفه‌ت اینه که
‫حواست به این کله‌پوک باشه.

151
00:08:43,315 --> 00:08:47,903
‫تا وقتی نبرد بعدی تموم بشه،
‫ازت می‌خوام مثل چسب بهش بچسبی.

152
00:08:47,903 --> 00:08:49,154
‫اطاعت می‌شه!

153
00:08:49,154 --> 00:08:51,531
‫حواسم به این آدمیزادِ خرفت هست!

154
00:08:52,532 --> 00:08:55,243
‫نبرد احتمالاً حول‌وحوش غروب شروع می‌شه.

155
00:08:55,243 --> 00:08:57,579
‫زودتر باید آماده بشی.

156
00:08:57,579 --> 00:08:59,706
‫خب دیگه، من اول می‌رم.

157
00:09:00,290 --> 00:09:02,667
‫و اونوقت می‌خوای کجا بری، موجود کثیف؟

158
00:09:02,667 --> 00:09:05,921
‫خب، می‌خواستم به سرزمین رؤیاها یه سر بزنم.

159
00:09:05,921 --> 00:09:08,924
‫وقتی هیچ‌کاری برای انجام نیست،
‫حوصله‌ی آدم سر می‌ره!

160
00:09:09,633 --> 00:09:13,637
‫مردم داشتن عصبی می‌شدن،
‫ولی یهو آروم گرفتن.

161
00:09:13,637 --> 00:09:15,180
‫تو پشت این قضیه‌ای؟

162
00:09:15,180 --> 00:09:17,808
‫اصلاً نمی‌دونم راجع به چی حرف می‌زنید.

163
00:09:19,017 --> 00:09:21,561
‫این‌همه راه اومدید تا اینو بپرسید؟

164
00:09:23,355 --> 00:09:25,649
‫می‌خوام چیزی رو خصوصی
‫ باهات درمیون بذارم.

165
00:09:26,692 --> 00:09:28,652
‫یه‌لحظه باهام بیا.

166
00:09:33,073 --> 00:09:37,536
‫در شرایط عادی، ازت می‌خوام
‫ یه سلاح مخصوص برام بسازی.

167
00:09:38,161 --> 00:09:40,414
‫ولی متأسفانه برای اون وقت نداریم.

168
00:09:40,414 --> 00:09:42,541
‫پس با همین کار کن.

169
00:09:43,500 --> 00:09:47,504
‫اوه، شمشیرهای خوبی ان. خانم.

170
00:09:47,587 --> 00:09:49,339
‫ولی اون مهم نیست!

171
00:09:49,756 --> 00:09:54,511
‫قبل از شروع نبرد، باید چیزی رو بهت بگم.

172
00:09:54,594 --> 00:09:56,388
‫داره در خلوت، با
مردی که عاشقشه صحبت می‌کنه.

173
00:09:56,388 --> 00:09:58,432
‫یه‌مقدار نگرانم.

174
00:09:58,974 --> 00:10:03,061
‫چطوری می‌خوام تو یه کشور غریبه،
‫شکم هزار نفر رو سیر کنم؟

175
00:10:03,478 --> 00:10:05,897
‫فقط یک راه قطعی وجود داره.

176
00:10:06,273 --> 00:10:09,860
‫باید به‌عنوان یه کاهن اژدها کش،
‫عضو کلیسای خورشیدپرستان بشم!

177
00:10:11,278 --> 00:10:15,407
‫و در عوض، اونا از مردمم محافظت می‌کنن.

178
00:10:16,158 --> 00:10:19,494
‫می‌دونم. قبلاً
یک بار بهم پیشنهاد همکاری دادن.

179
00:10:19,494 --> 00:10:21,955
‫چون از پیشنهادشون ناراضی بودم، ردش کردم،

180
00:10:21,955 --> 00:10:24,875
‫ولی الان دیگه بحثِ سلیقه شخصی نیست.

181
00:10:25,292 --> 00:10:29,254
‫حاضرم به کاهن اژدها کش،
‫و پرنسس نقره‌‌شون تبدیل بشم.

182
00:10:29,463 --> 00:10:30,964
‫گرچه...

183
00:10:30,964 --> 00:10:33,925
‫این در حالتیه که همه‌چی خوب پیش بره.

184
00:10:34,217 --> 00:10:37,304
‫اگه جونمو در جنگ از دست بدم،
‫افرادم آینده‌ای ندارن،

185
00:10:37,304 --> 00:10:39,806
‫نه حتی شانسی برای فرار.

186
00:10:40,390 --> 00:10:43,185
‫از همین جهت، یه درخواستی ازت دارم.

187
00:10:43,185 --> 00:10:47,689
‫اگه من مردم، می‌شه به‌جای من
‫به کاهن اژدهاکش تبدیل شی

188
00:10:47,689 --> 00:10:49,941
‫و مردم و سربازها رو رهبری کنی؟

189
00:10:52,277 --> 00:10:57,407
‫خودم می‌دونم که تو هیچ وظیفه‌ای
‫برای انجام این کار نداری؛

190
00:10:57,407 --> 00:11:01,995
‫ولی ازت خواهش می‌کنم
‫وصیت این زن رو قبول کنی.

191
00:11:01,995 --> 00:11:05,749
‫هر خواسته‌ای هم داشته باشی
‫برات برآورده‌ش می‌کنم-

192
00:11:05,749 --> 00:11:06,959
‫نمی‌تونم.

193
00:11:07,793 --> 00:11:09,836
‫اهل این‌نوع مذهب نیستم.

194
00:11:09,836 --> 00:11:11,129
‫چی؟

195
00:11:12,214 --> 00:11:15,425
‫توی نحوه‌ی
کشتن اژدهایان آبمون تو یه‌جوب نمی‌ره.

196
00:11:15,425 --> 00:11:18,262
‫شرمنده، ولی خودت تنهایی کاهن اژدهاکش شو.

197
00:11:18,637 --> 00:11:21,640
‫مسئله اینه که نمی‌تونم!
‫برای همین ازت خواستم.

198
00:11:21,640 --> 00:11:23,350
‫چرا خب؟

199
00:11:23,350 --> 00:11:26,103
‫یه‌جور می‌گی انگار مرگت از قبل مشخص شده.

200
00:11:27,646 --> 00:11:31,441
‫ولی قرار نیست نقطه‌ضعفی از خودم نشون بدم.

201
00:11:31,441 --> 00:11:33,068
‫و به‌خاطر اینه که...

202
00:11:33,318 --> 00:11:36,280
‫من فرمانده‌ی این سپاهم!

203
00:11:36,280 --> 00:11:39,533
‫طبیعیه برای مرگ
خودم برنامه بچینم و آماده باشم.

204
00:11:40,742 --> 00:11:42,160
‫همینه.

205
00:11:42,661 --> 00:11:45,163
‫می‌دونم باید با این مرد چیکار کنم!

206
00:11:46,707 --> 00:11:48,584
‫می‌خواستم دوستم داشته باشه.

207
00:11:48,584 --> 00:11:50,794
‫می‌خوام از دیدش ناز به‌نظر برسم.

208
00:11:51,461 --> 00:11:53,964
‫هیچ‌وقت اینطوری فکر نکرده بودم.

209
00:11:54,590 --> 00:11:56,800
‫عشق واقعاً چیز عجیبیه.

210
00:11:57,301 --> 00:12:00,929
‫واقعاً درخواست‌کردن به من نمیاد.

211
00:12:01,263 --> 00:12:05,809
‫شاید مردی باشه که عاشقش شدم،
‫ولی باید فقط و فقط به خودم تکیه کنم!

212
00:12:05,809 --> 00:12:08,061
‫به‌خاطرش ازم متنفر باشه هم مهم نیست!

213
00:12:08,437 --> 00:12:10,564
‫یادته چی بهم گفتی، راگنا؟

214
00:12:10,564 --> 00:12:13,692
‫«ازم استفاده کن، قول می‌دم که کمکت کنم.»

215
00:12:13,942 --> 00:12:15,986
‫برام بلااستفاده محسوب می‌شی!

216
00:12:16,987 --> 00:12:19,489
‫این زن خیلی معرکه‌ست.

217
00:12:20,908 --> 00:12:25,329
‫حین مبارزه،
‫خیلی کم پیش میاد به‌فکر مردن باشم.

218
00:12:25,329 --> 00:12:28,790
‫اگه فکر کنم، به
خودم می‌گم مشکلی نیست اگه بمیرم.

219
00:12:28,790 --> 00:12:30,751
‫همیشه اینطوری دیدمش.

220
00:12:30,751 --> 00:12:32,252
‫حتی همین زن...

221
00:12:32,878 --> 00:12:35,881
‫با اینکه قراره
مستقیم پا به میدون جنگ بذاره،

222
00:12:35,881 --> 00:12:38,717
‫برای مرگش آماده‌ست و نقشه می‌چینه.

223
00:12:39,134 --> 00:12:43,347
‫توی آینده‌ت، پرنسس نقره و همرزم‌هاش بودن؟

224
00:12:44,431 --> 00:12:47,392
‫اوه،‌ الان می‌فهمم.

225
00:12:47,392 --> 00:12:49,102
‫جوابت چیه؟

226
00:12:49,728 --> 00:12:56,568
‫من همیشه می‌خواستم آدمایی مثل اون
‫به‌جای من زنده بمونن!

227
00:12:58,070 --> 00:12:59,905
‫جواب من...

228
00:13:02,699 --> 00:13:04,451
‫هنر جنگی نقره‌فام.

229
00:13:08,497 --> 00:13:11,750
‫باقی‌مونده‌ی
قدرتم رو توی این شمشیرها می‌ریزم!

230
00:13:13,043 --> 00:13:14,169
‫قوی‌تر!

231
00:13:14,753 --> 00:13:15,796
‫قوی‌تر!

232
00:13:16,713 --> 00:13:17,798
‫قوی‌تر!

233
00:13:19,049 --> 00:13:20,425
‫تاراتکتورا.

234
00:13:21,009 --> 00:13:22,469
‫اولتوزورا.

235
00:13:23,053 --> 00:13:25,264
‫ارتش ده‌هزار نفره‌ی اژدهایان.

236
00:13:25,639 --> 00:13:27,182
‫برام چیزی نیستن!

237
00:13:28,141 --> 00:13:31,144
‫همه در زیر تیغه‌هامون نابود می‌شن!

238
00:13:38,569 --> 00:13:41,363
‫الان چیز ناجوری گفتم؟

239
00:13:43,532 --> 00:13:46,827
‫اون دیگه چی بود؟ اون...

240
00:13:47,452 --> 00:13:49,872
‫اعلی‌حضرت، مشکلی پیش اومده؟

241
00:13:50,289 --> 00:13:52,332
‫باورم نمی‌شه.

242
00:13:52,332 --> 00:13:55,377
‫اون داشت نهایت تلاششو می‌کرد؟

243
00:13:55,377 --> 00:13:56,879
‫اگه درست باشه...

244
00:13:58,130 --> 00:14:00,924
‫شمشیرهای من به‌هیچ‌وجه لایقش نیستن!

245
00:14:01,008 --> 00:14:03,093
‫لعنت بهت! لعنت بهت! لعنت بهت!

246
00:14:04,428 --> 00:14:06,763
‫نمی‌ذارم همینطوری تموم بشه.

247
00:14:07,139 --> 00:14:09,808
‫عمراً‌ توی همچین‌جایی بمیرم!

248
00:14:30,537 --> 00:14:31,830
‫اژدها!

249
00:14:37,252 --> 00:14:39,630
‫چرا اژدهایان دارن از قصر سلطنتی بیرون-

250
00:14:43,634 --> 00:14:45,594
‫سـ ـ سربازهان!

251
00:14:45,594 --> 00:14:47,805
‫کمک کنین! نجاتمون بدین!

252
00:14:47,805 --> 00:14:50,307
‫اژدها! از قصر داره اژدها بیرون میاد!

253
00:14:51,058 --> 00:14:52,017
‫چی؟

254
00:14:52,017 --> 00:14:53,602
‫چرا ارتش داره...

255
00:14:59,483 --> 00:15:01,026
‫جنون.

256
00:15:01,026 --> 00:15:02,152
‫چرا واینمیستن!

257
00:15:02,152 --> 00:15:02,903
‫تکون بخور!

258
00:15:02,903 --> 00:15:03,654
‫بجنب!

259
00:15:03,654 --> 00:15:04,863
‫دیوانه شید...

260
00:15:06,615 --> 00:15:07,825
‫برقصید!

261
00:15:21,880 --> 00:15:27,719
‫اژدهای بازو، بورگیوس،
‫ترمیمِ بدنش رو شروع کرده.

262
00:15:30,139 --> 00:15:31,306
‫بنیانگذار،

263
00:15:32,641 --> 00:15:36,270
‫خونِ انسان‌ها رو در پایتخت سلطنتی بهم بدید.

264
00:15:38,814 --> 00:15:44,027
‫وفاداری تنها به معنای
‫فدا کردن جون خود برای سرورمون نیست.

265
00:15:44,027 --> 00:15:46,738
‫هرچند، برای این پیرمرد زوار در رفته

266
00:15:46,738 --> 00:15:50,909
‫ممکنه فقط با دادن زندگیش بتونه
‫ وظیفه‌ش‌ رو به سرانجام برسونه.

267
00:15:52,244 --> 00:15:56,123
‫از نبیلیم می‌خوام
‫فرماندهیِ هیولاها رو به‌دست بگیره.

268
00:15:57,332 --> 00:16:00,711
‫این فرصت خوبی برای تجربه کسب کردنه، نه؟

269
00:16:00,711 --> 00:16:02,296
‫موافقی، زورا؟

270
00:16:03,005 --> 00:16:04,548
‫جدی می‌گی؟

271
00:16:04,882 --> 00:16:07,676
‫به‌هرحال زمان زیادی برام نمونده.

272
00:16:07,926 --> 00:16:10,846
‫حالا که دشمنان
قادری به‌دنبال بنیانگذار هستن،

273
00:16:10,846 --> 00:16:15,267
‫الان تنها شانس
برای استفاده از زندگیِ باقی‌مونده‌مه.

274
00:16:15,267 --> 00:16:17,311
‫سـ ـ سنسه...

275
00:16:18,103 --> 00:16:23,192
‫از جنونِ پادشاه بالدار سابق و نابودی خاندان
‫جون سالم به‌در بردم.

276
00:16:23,192 --> 00:16:29,198
‫با آرزوی احیای دوباره خاندان
‫به زندگی ادامه دادم.

277
00:16:29,698 --> 00:16:32,409
‫و شما، ای بنیانگذار کبیر،

278
00:16:32,409 --> 00:16:35,287
‫این آرزو رو برآورده کردید.

279
00:16:36,789 --> 00:16:39,708
‫مشکلش چیه؟
‫بذا هرکار می‌خواد بکنه.

280
00:16:40,334 --> 00:16:42,169
‫خوب می‌فهمم، پیری.

281
00:16:42,628 --> 00:16:45,589
‫وقتی داری از پیری تلف می‌شی،
‫نمی‌خوای یه‌گوشه علاف وایسی!

282
00:16:45,589 --> 00:16:47,591
‫حتی اگه واسه یه ‌لحظه باشه،

283
00:16:47,591 --> 00:16:51,011
‫می‌خوای دوباره جوون شی و افسار پاره کنی.

284
00:16:54,139 --> 00:16:55,641
‫آفتاب داره غروب می‌کنه...

285
00:16:56,475 --> 00:16:58,811
‫داره پرسر و صدا می‌شه، گریا.

286
00:16:59,311 --> 00:17:02,564
‫آره، داره هیجان‌انگیز می‌شه، هزلا.

287
00:17:03,357 --> 00:17:04,858
‫دارن میان!

288
00:17:04,858 --> 00:17:06,610
‫بیاید جلو!

289
00:17:09,530 --> 00:17:10,697
‫همف.

290
00:17:10,697 --> 00:17:12,491
‫اصلاً کی به چپشه.

291
00:17:19,164 --> 00:17:22,418
‫خیلی‌خب،‌ خیلی‌خب! شرمنده منتظر موندید.

292
00:17:22,418 --> 00:17:25,462
‫دیگه بهتره شروع کنیم!

293
00:17:35,973 --> 00:17:38,684
‫حصاری که زیر زمین گذاشتم رو شکستن.

294
00:17:38,684 --> 00:17:39,768
‫اینجان!

295
00:17:39,768 --> 00:17:41,687
‫چه توده بزرگی!

296
00:17:41,687 --> 00:17:43,605
‫ولی این پایگاه جلوش دووم-

297
00:17:50,821 --> 00:17:52,614
‫توده انفجاری!

298
00:17:56,535 --> 00:17:57,661
‫خیلی سریعه!

299
00:17:57,661 --> 00:17:59,371
‫پایگاه رو نابود می‌کنه!

300
00:17:59,371 --> 00:18:00,956
‫اگه زود کاری نکنم...

301
00:18:00,956 --> 00:18:02,124
‫کارمون تمومه!

302
00:18:02,332 --> 00:18:04,877
‫نه. راهی برای مقابله باهاش داریم.

303
00:18:21,435 --> 00:18:27,900
‫اون حمله هوایی قرار بود صخره‌ای که
‫بخش بالای پایگاه توشه رو منفجر کنه.

304
00:18:28,442 --> 00:18:29,777
‫تارا-چان؟

305
00:18:29,777 --> 00:18:31,403
‫جواب بده، تارا-چان!

306
00:18:31,779 --> 00:18:33,906
‫منو تارا-جان صدا نزن.

307
00:18:34,448 --> 00:18:38,118
‫قبل اینکه به برج بخورم، جلومو گرفتن...

308
00:18:38,118 --> 00:18:39,453
‫جلوتو گرفتن؟

309
00:18:39,453 --> 00:18:41,121
‫توی شکل اژدهاییت؟

310
00:18:41,121 --> 00:18:43,540
‫غیرممکنه! مگه اینکه...

311
00:18:43,540 --> 00:18:44,875
‫نه.

312
00:18:45,751 --> 00:18:48,712
‫از توی بدنش بیرون نمیومد.

313
00:18:48,712 --> 00:18:52,466
‫شمشیرهاش اون نقره‌فامِ عظیم رو ساطع کردن.

314
00:18:52,466 --> 00:18:54,176
‫مراقب باش.

315
00:18:54,176 --> 00:18:56,679
‫هرچقدر هم که از این فکر متنفرم،

316
00:18:56,679 --> 00:18:59,390
‫اگه شینیگامی اینجاست، کامویی رو خبر می‌کنم.

317
00:18:59,390 --> 00:19:02,643
‫از توانایی‌های خودم آگاهم.

318
00:19:02,643 --> 00:19:06,814
‫باشه. پس این دشمن رو به تو می‌سپارم.

319
00:19:06,814 --> 00:19:08,065
‫باشه.

320
00:19:08,065 --> 00:19:09,525
‫موفق باشی.

321
00:19:10,150 --> 00:19:12,111
‫می‌خوام اسمت رو بدونم.

322
00:19:13,237 --> 00:19:15,656
‫با بقیه آدما خیلی بد حرف می‌زنم.

323
00:19:16,407 --> 00:19:19,118
‫ولی از صبحت با اژدهایان بدم میاد،
‫پس ساکت می‌مونم.

324
00:19:19,326 --> 00:19:20,995
‫مرد عملی.

325
00:19:20,995 --> 00:19:25,040
‫پس بیا تا می‌تونیم حین نبرد
‫با قدرت مبارزه‌مون مکالمه کنیم.

326
00:19:25,040 --> 00:19:26,166
‫نمی‌خوام.

327
00:19:26,667 --> 00:19:29,712
‫10 مارچ، ساعت 19:35 بعدازظهر.

328
00:19:30,212 --> 00:19:34,008
‫اولتوزورا و تارتکتورا
ارتش ده‌هزار نفره‌ی اژدها رو

329
00:19:34,633 --> 00:19:37,553
‫در جنگ مقابل ارتش نقره رهبری کردن.
