﻿1
00:00:04,546 --> 00:00:08,174
‫آلتیماتیا هیچ‌وقت فرد مبارزه‌طلبی نبوده.

2
00:00:08,508 --> 00:00:09,259
‫تو ذهنش، اطمینان کامل داشت که قدرتش
‫می‌تونه هر حمله‌ی فیزیکی‌ای رو خنثی و دفع کنه.

3
00:00:09,259 --> 00:00:10,969
‫تو ذهنش، اطمینان کامل داشت که قدرتش
‫می‌تونه هر حمله‌ی فیزیکی‌ای رو خنثی و دفع کنه.

4
00:00:11,052 --> 00:00:14,639
‫هرچند، اون اعتماد‌به‌نفس متلاشی شد.

5
00:00:15,015 --> 00:00:17,726
‫راگنا تیکه‌تیکه‌ش کرد.

6
00:00:19,352 --> 00:00:21,271
‫اگه می‌خوای از شر دشمنات خلاص شی،
‫الان تنها فرصتته.

7
00:00:21,271 --> 00:00:23,481
‫چطوری تکون می‌خوره؟

8
00:00:23,481 --> 00:00:26,067
‫تو ساختار جادوی زمانم مشکلی هست؟

9
00:00:26,067 --> 00:00:27,777
‫یا اشتباه ازش استفاده می‌کنم؟

10
00:00:27,777 --> 00:00:29,237
‫آلتیماتیاساما!

11
00:00:29,321 --> 00:00:30,905
‫دوباره ازش استفاده کنم؟

12
00:00:30,905 --> 00:00:33,408
‫ولی نمی‌فهمم مشکلش چیه.

13
00:00:33,408 --> 00:00:35,076
‫بازم تأثیری نداره...
‫آلتیماتیاساما!

14
00:00:35,994 --> 00:00:36,786
‫ای زمان...

15
00:00:36,786 --> 00:00:37,954
‫متوقف شو!

16
00:00:37,954 --> 00:00:38,997
‫اوهو.

17
00:00:38,997 --> 00:00:41,041
‫انگار هنوز یه‌ذره دل و جرئت داری.

18
00:00:41,041 --> 00:00:43,793
‫در این‌صورت،
بذار هرچی ازش مونده رو نابود کنم.

19
00:00:48,089 --> 00:00:50,050
‫چی؟ غیرممکنه...

20
00:00:50,050 --> 00:00:53,011
‫چرا باید... همچین کاری کنی؟

21
00:00:56,890 --> 00:00:57,932
‫اینجا...

22
00:00:59,017 --> 00:01:00,769
‫اینجا چه‌خبر شده؟!

23
00:01:00,769 --> 00:01:02,312
‫اینجا چه‌خبر شده؟!

24
00:01:03,355 --> 00:01:03,813
‫عذاب

25
00:01:04,189 --> 00:01:05,482
‫خشم

26
00:01:05,482 --> 00:01:06,941
‫غم

27
00:01:06,941 --> 00:01:07,942
‫اضطراب

28
00:01:07,942 --> 00:01:09,235
‫نومیدی

29
00:01:09,235 --> 00:01:10,403
‫مرگ

30
00:01:12,322 --> 00:01:14,115
‫این نابودیه.

31
00:01:14,699 --> 00:01:20,705
‫دروغ‌هایی که پشت اون
‫نقابِ محبت دروغینت بوده رو فاش کردم.

32
00:01:21,331 --> 00:01:22,540
‫تماشا کن!

33
00:01:22,540 --> 00:01:23,917
‫و گوش بده!

34
00:01:23,917 --> 00:01:24,876
‫کمک...

35
00:01:24,876 --> 00:01:27,420
‫فریادِ اونایی که بچه‌هاشونو از دست دادن!

36
00:01:27,420 --> 00:01:29,756
‫ناله‌ی کسایی که دیگه والدین‌شونو نمی‌بینن!

37
00:01:29,756 --> 00:01:34,219
‫همش اینجاست. تمام چیزایی که
‫ می‌خواستی روش سرپوش بذاری رو ببین.

38
00:01:34,219 --> 00:01:37,555
‫تا الان، حدود ده‌ها هزار آدم
‫ به‌خاطر انفجارها مردن.

39
00:01:37,555 --> 00:01:41,184
‫ولی با گذشت زمان،
‫ این تعداد همینطور بیشتر می‌شه.

40
00:01:45,730 --> 00:01:49,609
‫حالا چیکار می‌کنی، ای پادشاه اژدهای مهربون؟

41
00:01:49,609 --> 00:01:51,861
‫کمکم کنین!

42
00:01:53,822 --> 00:01:57,075
‫اگه می‌خوای این مردم بی‌چاره رو نجات بدی،

43
00:01:57,075 --> 00:01:59,327
‫ازش استفاده کن! استفاده کن!

44
00:01:59,327 --> 00:02:02,789
‫فقط یه راه برای نجاتشون هست!

45
00:02:04,749 --> 00:02:07,002
‫ای زمان، به عقب

46
00:02:07,002 --> 00:02:09,546
‫هرچیزی جز اون، آلتیماتیاساما!

47
00:02:09,629 --> 00:02:12,132
‫به هیچ‌وجه نباید زمانو برگردونید!

48
00:02:12,424 --> 00:02:14,593
‫لطفاً تحملش کنید!

49
00:02:15,719 --> 00:02:16,886
‫نچ!

50
00:02:18,013 --> 00:02:20,265
‫کیمرا، عقب‌نشینی می‌کنیم.

51
00:02:20,265 --> 00:02:21,349
‫اطاعت.

52
00:02:25,854 --> 00:02:28,481
‫پس باید چیکار کنم؟

53
00:02:28,690 --> 00:02:32,611
‫آدمای زیادی دارن عذاب می‌کشن و می‌میرن.

54
00:02:33,862 --> 00:02:36,865
‫هیچ کاری ازم برنمیاد؟

55
00:02:37,449 --> 00:02:39,492
‫ویرانی سرنوشت‌شونه.

56
00:02:39,492 --> 00:02:41,328
‫این خواسته‌ی خداونده.

57
00:02:41,786 --> 00:02:44,748
‫برای دنیای جدید ضروریه.

58
00:02:45,457 --> 00:02:49,920
‫ولی فقط می‌خوام از عذاب‌شون جلوگیری کنم.

59
00:02:50,754 --> 00:02:53,173
‫حداقل بهش امیدوار بودم...

60
00:02:53,924 --> 00:02:56,384
‫بچه‌م زیر آوار گیر کرده!

61
00:02:56,384 --> 00:02:58,428
‫پاهام! پاهام!
‫یه‌نفر!

62
00:02:58,428 --> 00:03:00,055
‫کمکم کنین!

63
00:03:00,347 --> 00:03:01,473
‫عااا، درد داره!

64
00:03:01,473 --> 00:03:03,308
‫نمی‌خوام بمیرم!

65
00:03:07,020 --> 00:03:09,231
‫خسته نباشید، ارباب!

66
00:03:09,231 --> 00:03:12,609
‫همونطور که گفتید، یه درب آماده کردم.

67
00:03:12,609 --> 00:03:15,195
‫واقعاً ترکوندید، ورونیکاساما!

68
00:03:15,195 --> 00:03:18,698
‫وقتی بحث نابودگری باشه،
‫هیچ‌کس به گرد پاتون هم نمی‌رسه.

69
00:03:18,698 --> 00:03:21,034
‫این سطح از بی‌رحمی باعث شد تصادفاً خودمو

70
00:03:22,702 --> 00:03:26,081
‫برج ساعت بزرگِ خیابون مرو، تو محله قدیمی.

71
00:03:26,081 --> 00:03:29,709
‫می‌دونم اینم گفتم که اونجا بمب بذاری.

72
00:03:30,085 --> 00:03:33,922
‫و روی دیوار قلعه هم
‫ به‌قدر کافی مواد منفجره نبود. چرا؟

73
00:03:35,465 --> 00:03:37,717
‫ای وای، شرمنده‌تون شدم!

74
00:03:37,717 --> 00:03:40,220
‫اونجا یه‌عالمه مغازه هست
‫که زیاد ازشون خرید

75
00:03:42,097 --> 00:03:45,225
‫نسبت به شرایط، ارزش زندگی تغییر می‌کنه.

76
00:03:45,225 --> 00:03:48,687
‫تو اون لحظه، زندگی شهروندای لیز

77
00:03:48,687 --> 00:03:50,939
‫بالاترین ارزش ممکن رو داشت.

78
00:03:50,939 --> 00:03:54,526
‫اگه شدت خرابی، بزرگتر و کشنده‌تر بود،

79
00:03:54,526 --> 00:03:57,904
‫ممکن بود آلتیماتیا زمان رو برگردونه.

80
00:03:57,904 --> 00:03:59,573
‫همش هدر رفت!

81
00:03:59,573 --> 00:04:01,950
‫کاری نکن برگ برنده‌هامو بیخودی رو کنم.

82
00:04:03,577 --> 00:04:05,078
‫دیگه تکرار نمی‌شه.

83
00:04:05,078 --> 00:04:06,830
‫یادت بمونه.

84
00:04:07,205 --> 00:04:09,082
‫عاجزانه پوزش می‌خوام.

85
00:04:10,584 --> 00:04:12,919
‫متأسفم، کریمزنساما.

86
00:04:12,919 --> 00:04:15,171
‫من اون بمب‌ها رو کار گذاشتم.

87
00:04:15,505 --> 00:04:18,383
‫ولی دستور خنثی‌سازی‌شونو صادر کردم.

88
00:04:18,758 --> 00:04:21,094
‫می‌خواستم واکنش شما رو ببینم.

89
00:04:21,678 --> 00:04:24,973
‫تغییر ناگهانی نقشه،
‫و به جون خریدن ریسک زیادش،

90
00:04:24,973 --> 00:04:28,602
‫و نجات آدمای زیادی در صورت موفقیت...

91
00:04:29,394 --> 00:04:31,688
‫فکر کردم این اخلاق بهتون نمیاد.

92
00:04:32,105 --> 00:04:38,361
‫برام سؤال بود که دیدن اون انسان،
‫ شما رو به‌نحوی دل‌نازک کرده یا نه.

93
00:04:47,746 --> 00:04:50,332
‫گولم. همینجا بمون.

94
00:04:50,332 --> 00:04:52,042
‫از شر اون بدن خلاص شو.

95
00:04:52,459 --> 00:04:55,754
‫تو شکل عادی‌ت اقدامات
‫ بعدیِ خاندان رو زیرنظر بگیر.

96
00:04:55,754 --> 00:04:59,841
‫نمی‌شه! موندن تو همچین جایی،
‫ اونم با شکل عادیم، مأموریت نیست،

97
00:04:59,841 --> 00:05:02,010
‫رسماً شبیه مجازات می‌مونه!

98
00:05:02,010 --> 00:05:03,011
‫نمی‌خوام!

99
00:05:03,011 --> 00:05:05,555
‫ابزاری که رو حرف
 اربابش حرف می‌زنه نمی‌خوام.

100
00:05:05,555 --> 00:05:07,766
‫برو تا سرحد مرگ عذاب بکش.

101
00:05:10,602 --> 00:05:12,103
‫دستمو خوند.

102
00:05:16,066 --> 00:05:18,568
‫من ضعیف، و بی‌مصرفم.

103
00:05:19,110 --> 00:05:20,821
‫هیچ‌کاری نکردم.

104
00:05:21,905 --> 00:05:23,406
‫نتونستم کاری کنم.

105
00:05:25,075 --> 00:05:27,369
‫بلوغ؟

106
00:05:27,828 --> 00:05:29,162
‫درسته.

107
00:05:29,162 --> 00:05:32,791
‫زمانیه که فرد هنوز عضو رسمیِ خاندان نشده.

108
00:05:32,791 --> 00:05:37,629
‫دوره‌ای که فرد هنوز درحال سازگاری
‫ با خونِ بنیانگذارمونه.

109
00:05:37,963 --> 00:05:40,006
‫به‌طور خلاصه، درحال رشدن.

110
00:05:42,259 --> 00:05:46,471
‫خاندان بال اونو به‌عنوان
‫جایگاه سیزدهم خطاب می‌کنه.

111
00:05:46,471 --> 00:05:49,432
‫سرعت گذروندن این دوره‌ی بلوغ،

112
00:05:49,432 --> 00:05:53,770
‫شاخص خوبی برای بررسی پتانسیل فرد
‫به‌عنوان یکی از اعضای خاندانه.

113
00:05:54,229 --> 00:05:56,523
‫برای اولتوزورا، یک سال طول کشید.

114
00:05:56,523 --> 00:05:58,817
‫دیزس تروور، یک ماه طول کشید.

115
00:05:58,817 --> 00:06:01,820
‫کامویی، تنها دو روز طول کشید.

116
00:06:01,820 --> 00:06:04,406
‫و تو، نبیلیم...

117
00:06:04,906 --> 00:06:08,368
‫تو اصلاً دوره‌ی بلوغی نداشتی.

118
00:06:08,827 --> 00:06:15,208
‫استعداد محضت به‌عنوان یکی از اعضای خاندان،
‫حتی از ولتکامویی هم بیشتره.

119
00:06:15,584 --> 00:06:18,170
‫شکی ندارم که یه‌روز ستون اصلیِ خاندان

120
00:06:18,170 --> 00:06:21,590
‫و حامی اصلی بنیانگذارمون خواهی شد.

121
00:06:21,590 --> 00:06:25,218
‫باید از این موضوع آگاه باشی
‫و بهش افتخار کنی.

122
00:06:25,969 --> 00:06:29,639
‫بدونم و بهش افتخار کنم که
‫ستون اصلیِ خاندان می‌شم؟

123
00:06:29,639 --> 00:06:32,309
‫امکان نداره که باورم بشه.

124
00:06:32,809 --> 00:06:35,187
‫استعدادم از کاموییسان بیشتره؟

125
00:06:35,187 --> 00:06:38,356
‫اگه اون اینجا بود،
‫نمی‌ذاشت هیچ‌کدوم از این اتفاقا بیفته.

126
00:06:38,815 --> 00:06:41,818
‫الان مجبورم قوی‌تر بشم،
‫وگرنه بدرد نمی‌خورم!

127
00:06:51,161 --> 00:06:52,662
‫نمی‌ذارم فرار کنی!

128
00:06:52,662 --> 00:06:54,790
‫خودم پیدات می‌کنم!

129
00:06:55,040 --> 00:06:57,459
‫می‌خواد یه‌ذره از اون پتانسیل رو نشونم بده؟

130
00:06:57,459 --> 00:07:01,129
‫حس کرده که تو یه بُعد دیگه‌م
‫و داره دنبالم می‌گرده.

131
00:07:02,172 --> 00:07:06,551
‫البته، جادوی حفاظ یه نسخه‌ی ضعیف‌تر
‫از جادوی فضاییه.

132
00:07:06,551 --> 00:07:09,012
‫اینکه فهمیده
تو یه بُعد دیگه‌م، تعجبی نداره.

133
00:07:09,012 --> 00:07:12,599
‫ولی نمی‌تونه پیدام کنه.

134
00:07:12,891 --> 00:07:16,770
‫نقشه‌هام نقش‌برآب شد،
‫ولی اطلاعاتی که گرفتیم از انتظارم بهتر بود.

135
00:07:17,479 --> 00:07:19,981
‫بهتره برای چند سال آینده
‫ آماده‌سازی انجام بدم.

136
00:07:20,440 --> 00:07:23,693
‫دیگه توی این کشور کاری برای انجام نمونده.

137
00:07:24,069 --> 00:07:25,445
‫برمی‌گردیم به پایگاه.

138
00:07:33,912 --> 00:07:35,956
‫فرار کرد.

139
00:07:36,415 --> 00:07:40,127
‫چون زخم بدی بهش زدیم،
‫فکر نکنم بتونه زیادی دور شه.

140
00:07:40,627 --> 00:07:43,839
‫ولی تا طلوع آفتاب خیلی مونده.

141
00:07:43,839 --> 00:07:45,048
‫همم...

142
00:07:46,091 --> 00:07:48,885
‫کاریش نمی‌شه کرد. بریم دنبالش!

143
00:07:48,885 --> 00:07:50,971
‫و ـ وایسا، لئو.

144
00:07:50,971 --> 00:07:53,306
‫ممکنه یه دسته ازشون باشه.

145
00:07:53,306 --> 00:07:54,933
‫شاید کمین کرده باشن.

146
00:07:54,933 --> 00:07:58,311
‫آره، گمونم این احتمال هم هست.

147
00:07:58,311 --> 00:08:00,272
‫ولی تو این شرایط بخصوص،

148
00:08:00,272 --> 00:08:03,650
‫فکر کنم بهتره ریسک کنیم.

149
00:08:04,109 --> 00:08:07,946
‫درست مثل انسان، اژدهایان هم
‫ توانایی‌های منحصربه‌فردی دارن.

150
00:08:07,946 --> 00:08:10,949
‫مثلاً اون اژدهای رده میانی،
‫یه‌ذره از بقیه باهوش‌تر بود

151
00:08:10,949 --> 00:08:15,662
‫اگه چیزی مثل اون زیاد زندگی کنه
‫ و بزرگ بشه، خیلی دردسرسازه.

152
00:08:15,662 --> 00:08:18,707
‫یـ ـ یعنی می‌تونه یه اژدهای برتر بشه؟

153
00:08:18,707 --> 00:08:22,461
‫همم، منم خیلی مطمئن نیستم.

154
00:08:24,087 --> 00:08:28,967
‫در هر صورت، بی‌دقتیه که
‫فکر کنیم ما تنها کسایی هستیم

155
00:08:28,967 --> 00:08:32,637
‫که برای آینده،
آماده و قوی‌تر می‌شن، درست نمی‌گم؟

156
00:08:33,096 --> 00:08:37,309
‫شخصاً فکر می‌کنم روبرو شدن
‫ با یه اژدهای برتر جالب باشه،

157
00:08:37,309 --> 00:08:41,104
‫ولی اینکه بذارم خرابکاری کنه،
‫فقط چون فکر می‌کنم جنگیدن باهاش جالبه...

158
00:08:41,104 --> 00:08:43,106
‫احتمالاً دلیل خوبی نباشه.

159
00:08:43,440 --> 00:08:47,944
‫پس بیا تا وقتی فرصتشو داریم،
‫ شکارشون کنیم!

160
00:08:53,408 --> 00:08:55,619
‫نباید... از اینجا برم.

161
00:09:00,040 --> 00:09:02,250
‫هنوز نباید برم.

162
00:09:04,044 --> 00:09:06,505
‫آلتیماتیا رو شکار نکردم.

163
00:09:08,423 --> 00:09:10,509
‫از اینجا نمی‌رم.

164
00:09:10,967 --> 00:09:12,177
‫باید برگردم!

165
00:09:12,260 --> 00:09:14,721
‫قدرتت از تصوراتم بیشتر بود.

166
00:09:14,721 --> 00:09:16,264
‫خیلی راضی ام!

167
00:09:18,350 --> 00:09:21,478
‫قیافه رقت‌انگیزی که
‫اون زنیکه به خودش گرفته بود...

168
00:09:23,105 --> 00:09:25,315
‫فقط تصورش به خنده‌م میندازه.

169
00:09:25,315 --> 00:09:27,359
‫جدی می‌گم، کارت عالی بود.

170
00:09:27,359 --> 00:09:30,112
‫حالا یه‌کم استراحت کن.
‫وگرنه دووم نمیاری.

171
00:09:30,487 --> 00:09:32,823
‫اون هنوز زنده‌ست!

172
00:09:32,823 --> 00:09:34,825
‫راضی بودنِ تو بدردم نمی‌خوره!

173
00:09:34,825 --> 00:09:36,743
‫همچین قیافه زشتی به خودت نگیر!

174
00:09:37,661 --> 00:09:41,623
‫نمی‌ذارم یه ثانیه هم
‫ لذت زنده‌موندن رو ببره!

175
00:09:41,623 --> 00:09:43,333
‫تصمیممو گرفتم!

176
00:09:43,333 --> 00:09:44,501
‫برمی‌گردم!

177
00:09:44,501 --> 00:09:46,461
‫هنرهای رزمی نقره‌فام!

178
00:09:47,629 --> 00:09:49,214
‫کـ ـ کیمرا!

179
00:09:53,343 --> 00:09:58,223
‫نمی‌ذارم هیچ‌کس به این اتاق
‫آسیب بزنه، نه حتی تو!

180
00:09:58,223 --> 00:09:59,933
‫دیگه فکر احمقانه‌ای نکن!

181
00:09:59,933 --> 00:10:01,852
‫مثل یه پسر خوب کپه مرگتو بذار!

182
00:10:01,852 --> 00:10:02,853
‫نچ!

183
00:10:02,853 --> 00:10:05,314
‫یه ترک کوچیک توی اتاق ایجاد شد.

184
00:10:05,314 --> 00:10:07,566
‫هنرهای نقره‌فام با بُعدهای دیگه کنار نمیاد.

185
00:10:07,983 --> 00:10:08,650
‫باید سریع ببرمش بیرون...

186
00:10:10,319 --> 00:10:11,445
‫ها؟

187
00:10:11,445 --> 00:10:13,113
‫چــی؟

188
00:10:13,322 --> 00:10:15,324
‫پیدام کرد!

189
00:10:15,324 --> 00:10:16,992
‫با همون یدونه ترک!

190
00:10:16,992 --> 00:10:19,244
‫اونجا رو نابود می‌کنم و می‌کِشمت بیرون!

191
00:10:20,203 --> 00:10:21,496
‫گولم!

192
00:10:21,496 --> 00:10:23,415
‫بکششون!

193
00:10:26,251 --> 00:10:28,211
‫سنسه!

194
00:10:35,469 --> 00:10:37,471
‫نمی‌تونم جلوشو بگیرم!

195
00:10:37,596 --> 00:10:39,723
‫عمراً بذارم قسر در بری!

196
00:10:39,723 --> 00:10:41,975
‫هیچ‌وقت نمی‌ذارم فرار کنی!

197
00:10:41,975 --> 00:10:43,602
‫حتماً شوخیتون گرفته.

198
00:10:43,602 --> 00:10:47,397
‫مطمئن می‌شم تک‌تک‌تون...

199
00:10:47,814 --> 00:10:49,149
‫بمیرین!
‫شکار بشین!

200
00:10:50,275 --> 00:10:51,526
‫اینجا چه‌خبره؟

201
00:10:51,526 --> 00:10:53,278
‫نقشه‌هامو خراب می‌کنی؟

202
00:10:53,278 --> 00:10:55,280
‫کـلـــه‌پـــوک!

203
00:11:10,879 --> 00:11:12,089
‫شب داره می‌رسه.

204
00:11:19,680 --> 00:11:20,931
‫با این‌حال،

205
00:11:21,348 --> 00:11:24,977
‫تا وقتی کنار بقیه باشم،
‫دلم می‌خواد به زندگی ادامه بدم.

206
00:11:26,603 --> 00:11:28,480
‫خوابی بی‌معنیه.

207
00:11:28,480 --> 00:11:31,191
‫چیزی که خیلی وقت پیش اتفاق افتاده.

208
00:11:36,780 --> 00:11:39,992
‫نبرد مقابل دورنیا نُه روز پیش اتفاق افتاد.

209
00:11:39,992 --> 00:11:42,744
‫ما پنج روز پیش به اینجا پناه آوردیم.

210
00:11:43,036 --> 00:11:46,248
‫فکر می‌کردم امشب حمله می‌کنن؛

211
00:11:48,500 --> 00:11:52,838
‫اما خونخواهی
اژدهایانِ این منطقه یهو از بین رفت.

212
00:11:52,838 --> 00:11:55,465
‫چی سر اژدهایان برتر اومد؟

213
00:11:55,465 --> 00:11:56,758
‫اعلی‌حضرت!

214
00:11:56,758 --> 00:11:57,593
‫ها؟

215
00:11:57,593 --> 00:11:59,177
‫باهات حرف دارم!

216
00:11:59,177 --> 00:12:00,887
‫لطفاً بیا این پایین!

217
00:12:06,059 --> 00:12:08,520
‫باز داری از از اون چیزا می‌خوری؟

218
00:12:08,520 --> 00:12:11,064
‫اونا آدم می‌خورن.

219
00:12:11,064 --> 00:12:13,817
‫اشکالش چیه درعوضش اونا رو بخورم؟

220
00:12:13,817 --> 00:12:16,695
‫به‌هرصورت رفتاری ناشایسته‌ست، پرنسس.

221
00:12:19,740 --> 00:12:22,034
‫چی از جونم می‌خوای، سرگرد؟

222
00:12:22,034 --> 00:12:24,578
‫اگه کار خاصی نیست، می‌تونی بری.

223
00:12:24,578 --> 00:12:28,165
‫اگه برای این چیزا همه رو
‫ بفرسین برن، دیگه سپاهی نداریم.

224
00:12:28,665 --> 00:12:33,170
‫حلقه تلپورتی که در زیر زمین آماده کردیم
‫ یکی رو به خودش کشیده.

225
00:12:33,170 --> 00:12:34,254
‫یه اژدها؟

226
00:12:34,254 --> 00:12:35,339
‫تکون نخور.

227
00:12:35,339 --> 00:12:36,632
‫اینطور فکر نمی‌کنم.

228
00:12:36,632 --> 00:12:39,051
‫ولی می‌خوام با چشم خودتون ببینین، سرورم.

229
00:12:41,637 --> 00:12:42,721
‫اوه؟

230
00:12:43,639 --> 00:12:45,515
‫از اتاق خلأ تبعید شدیم

231
00:12:45,515 --> 00:12:46,600
‫و از یه خروجی که
 انتظارشو نداشتیم بیرون اومدیم.

232
00:12:47,100 --> 00:12:51,563
‫درست همون موقعی که
‫ می‌خواستم از کشور بزنم بیرون،

233
00:12:55,067 --> 00:12:57,194
‫به دژ بنده خوش اومدید.

234
00:12:57,194 --> 00:12:59,571
‫نیازی که به معرفی نیست؟

235
00:12:59,571 --> 00:13:01,031
‫چون خیلی معروفم!

236
00:13:01,114 --> 00:13:04,159
‫توضیح؟ من که گزارشمو دادم.

237
00:13:04,159 --> 00:13:09,581
‫حلقه جادویی رو کشیدیم، بعدش
‫این یارو و اون‌یکی یارو ظاهر شدن.

238
00:13:09,581 --> 00:13:11,416
‫چطوری‌شو نمی‌دونم.

239
00:13:11,416 --> 00:13:14,628
‫حلقه آسیبی ندیده،
‫پس روی نقشه تأثیری نداره.

240
00:13:14,962 --> 00:13:17,839
‫فقط یه‌کار کرد اعصابم خط‌خطی شه.

241
00:13:20,926 --> 00:13:23,178
‫آخی، طفلکی!

242
00:13:23,178 --> 00:13:24,638
‫واسه چی نیشت بازه؟

243
00:13:24,638 --> 00:13:27,724
‫همم؟ گفتی یکی دیگه هم بود؟

244
00:13:27,724 --> 00:13:29,351
‫اون الان کجاست؟

245
00:13:29,351 --> 00:13:32,354
‫تو وضعیت وخیمیه، نمی‌تونه حرف بزنه.

246
00:13:32,354 --> 00:13:36,066
‫درهرحال، با نمونه
خون تأیید کردیم یه اژدها نیست.

247
00:13:36,358 --> 00:13:38,569
‫گذاشتم معالجه روش انجام بشه،

248
00:13:38,569 --> 00:13:42,698
‫درعوض، این موقرمز موافقت کرد
‫ به سؤالامون جواب بده.

249
00:13:42,698 --> 00:13:43,907
‫همم.

250
00:13:44,408 --> 00:13:47,703
‫خب فعلاً با همین مرد سروکله می‌زنم.

251
00:13:49,162 --> 00:13:52,124
‫به‌عنوان حسن‌نیتم درنظرش بگیر، بخور.

252
00:13:54,084 --> 00:13:55,836
‫نمی‌تونی بخوری؟

253
00:13:55,836 --> 00:13:59,923
‫ا ـ ایتاداکیماس.

254
00:14:02,050 --> 00:14:03,552
‫خوشمزه‌ست؟

255
00:14:03,886 --> 00:14:07,556
‫هرچند، چشم‌های استاریا می‌تونن
‫هاله‌ی ساطع‌شده از همه‌چیز رو ببینن.

256
00:14:08,015 --> 00:14:10,642
‫با وجود نبود دست، راحت می‌تونه
‫ اشیا رو کنترل و حرکت بده.

257
00:14:11,018 --> 00:14:14,646
‫اولین چیزی
که کنترل کرد، مجموعه‌ نقره‌جات بود.

258
00:14:14,646 --> 00:14:17,858
‫برای همین توسط مردمش
‫ «پرنسس نقره» لقب گرفت.

259
00:14:18,192 --> 00:14:19,151
‫در بین خورشیدپرست‌ها،

260
00:14:19,151 --> 00:14:22,529
‫در شش‌سالگی،
سه اژدهای رده‌پایین رو شکست داد.

261
00:14:23,405 --> 00:14:26,575
‫در هفت‌سالگی، با مخفی‌کردن هویتش،‌
‫در تورنمنت جنگی مبارزه کرد...

262
00:14:26,575 --> 00:14:27,868
‫و برنده شد.

263
00:14:28,285 --> 00:14:32,498
‫در نه‌ سالگی، از توطئه‌
‫یک ژنرال ارتش در کودتا جلوگیری کرد.

264
00:14:33,248 --> 00:14:38,504
‫بعد از رسیدن به ده‌سالگی، با استفاده از
‫استعداد ویژه‌ش، به ساخت تجهیزات نقره پرداخت.

265
00:14:38,504 --> 00:14:41,590
‫نه‌چندان بعد به استاد صنعتگر تبدیل شد.

266
00:14:41,673 --> 00:14:45,093
‫ارتش نقره، واحدی که با تجهیزاتِ
‫دست‌ساخت خودش تجهیز شده رو

267
00:14:45,093 --> 00:14:47,429
‫فرماندهی می‌کنه.

268
00:14:47,429 --> 00:14:50,390
‫و در آخر، حالا اثبات کرده که
‫ حتی قادر به کشتنِ دورنیا،

269
00:14:50,390 --> 00:14:51,809
‫یه اژدهای برتره.

270
00:14:51,809 --> 00:14:55,521
‫اما دلیلی که من از این زن بیزارم

271
00:14:55,521 --> 00:14:58,357
‫به قدرت عظیمش برنمی‌گرده.

272
00:14:58,732 --> 00:15:00,943
‫دیگه سؤال‌هامو ازت می‌پرسم.

273
00:15:01,360 --> 00:15:02,986
‫با دقت جواب بده.

274
00:15:03,237 --> 00:15:04,863
‫برای اینه که...

275
00:15:04,863 --> 00:15:07,574
‫دروغ‌هات روی من تأثیری ندارن.

276
00:15:07,574 --> 00:15:10,410
‫دروغ‌گفتن به این زن راحت نیست.

277
00:15:10,869 --> 00:15:15,165
‫بگو کی هستی و چطور به اینجا اومدی.

278
00:15:15,249 --> 00:15:18,836
‫ارتش نقره قصد فرار از کشور رو داره.

279
00:15:18,836 --> 00:15:21,672
‫حلقه تلپورت برای همین امر استفاده می‌شه.

280
00:15:21,672 --> 00:15:23,173
‫فکر خوبی‌ هم هست.

281
00:15:23,173 --> 00:15:26,927
‫دارن توسط
اولتوزورا و تارتکتورا تعقیب می‌شن.

282
00:15:26,927 --> 00:15:29,304
‫شانسی جلوشون ندارن؛ تنها چاره‌شون فراره.

283
00:15:29,304 --> 00:15:30,180
‫که یعنی...

284
00:15:30,180 --> 00:15:32,516
‫هدفشون با من یکیه.

285
00:15:32,516 --> 00:15:36,186
‫بهترین کار همکاری
باهاشون، و فرار به یه محل امنه.

286
00:15:36,186 --> 00:15:37,938
‫تنها راهمون اینه.

287
00:15:37,938 --> 00:15:41,191
‫هر چیزی که به فرار ختم نشه، جواب نمی‌ده.

288
00:15:41,650 --> 00:15:43,110
‫مشکل اصلی...

289
00:15:43,569 --> 00:15:46,822
‫اون چشمان نورانیه که
‫به هاله حساسیت بالایی داره.

290
00:15:46,822 --> 00:15:50,534
‫عموماً پذیرفته‌شده که هاله همون نقره‌فامه،

291
00:15:50,534 --> 00:15:53,704
‫اما درواقع
همه‌ موجودات از خودشون هاله‌ای دارن.

292
00:15:53,704 --> 00:15:55,497
‫بدن انسان هم ازش مستثنی نیست.

293
00:15:55,581 --> 00:15:58,250
‫به عبارت دیگه، اگه به‌قدر کافی
‫ حقیقت قاطی بازیگریم کنم.

294
00:15:58,250 --> 00:16:00,252
‫فریب‌دادنش امکان‌پذیره.

295
00:16:00,627 --> 00:16:02,546
‫چقدر رو اعصابه!

296
00:16:02,546 --> 00:16:04,882
‫چطوری وضعم به اینجا کشید؟

297
00:16:04,882 --> 00:16:07,926
‫این همش تقصیر اون کله‌پوکه!

298
00:16:07,926 --> 00:16:12,639
‫به‌خاطر اون،
‫این اشراف‌زاده وبال گردنم شده...

299
00:16:12,639 --> 00:16:15,142
‫درحالی که اون خواب هفت‌پادشاه می‌بینه.

300
00:16:15,142 --> 00:16:17,853
‫این خیلی بی‌انصافیه، تف توش!

301
00:16:17,853 --> 00:16:19,062
‫هوی.

302
00:16:19,062 --> 00:16:20,773
‫یه سؤال ازت پرسیدم.

303
00:16:20,773 --> 00:16:22,608
‫چرا جواب نمی‌دی؟

304
00:16:22,608 --> 00:16:24,985
‫اینکه نمی‌تونی جواب بدی رو
‫ جواب حساب کنم؟

305
00:16:25,277 --> 00:16:30,073
‫دو ثانیه‌ی باارزش رو
‫برای فکرای بیهوده هدر دادم.

306
00:16:30,073 --> 00:16:33,035
‫ولی این تئوری‌مو تأیید کرد.

307
00:16:33,035 --> 00:16:35,829
‫دلخوریمو حس نکرده.

308
00:16:35,829 --> 00:16:39,208
‫حدس می‌زدم؛ اگه با هاله‌م دروغ بگم،
‫می‌تونم گولش بزنم.

309
00:16:39,208 --> 00:16:40,417
‫در این‌صورت...

310
00:16:42,002 --> 00:16:44,379
‫مطمئن نبودم که...

311
00:16:44,379 --> 00:16:46,507
‫باید چشمام رو نشون بدم یا نه.

312
00:16:49,635 --> 00:16:50,844
‫چشماش!

313
00:16:50,844 --> 00:16:52,137
‫یه اژدها؟!

