﻿1
00:00:01,626 --> 00:00:03,712
‫ارتش سلطنتیِ لیز صحبت می‌کنه.

2
00:00:03,712 --> 00:00:05,588
‫برای تمام مردم کشور اخبار مهمی داریم.

3
00:00:05,922 --> 00:00:10,552
‫در این‌لحظه، یک حمله وسیع اژدها
‫در شهری نزدیک به مرز درحال وقوعه.

4
00:00:10,552 --> 00:00:15,515
‫شهروندانِ هر شهر باید از دستورات ارتش
‫ پیروی کرده و به پایتخت تخلیه کنند.

5
00:00:16,766 --> 00:00:20,937
‫عالیجناب، تعداد مهاجرین درحال افزایشه.

6
00:00:20,937 --> 00:00:23,440
‫اگه بیشتر از این بیان، برامون دشوار می‌شه.

7
00:00:23,815 --> 00:00:25,650
‫مشکلی وجود نداره.

8
00:00:25,650 --> 00:00:27,902
‫به همه اجازه ورود بدین.

9
00:00:27,902 --> 00:00:30,739
‫درمورد آینده نگران نباشین.

10
00:00:30,780 --> 00:00:34,200
‫مشکلی نخواهد بود.
‫مهم نیست یه‌نفر چقدر جاه‌طلب و توانمنده،

11
00:00:34,200 --> 00:00:38,079
‫بعد از مرگ، فقط
یه ظاهر بی‌روح ازشون می‌مونه.

12
00:00:38,079 --> 00:00:40,165
‫جونی براشون نمی‌مونه.

13
00:00:40,540 --> 00:00:42,625
‫از اینکه اومدی دیدنم ذوق‌مرگ شدم.

14
00:00:42,625 --> 00:00:45,587
‫فکر می‌کنم بهتره تو رو
‫ در جریان وضعیت بذارم.

15
00:00:45,587 --> 00:00:46,588
‫ها؟

16
00:00:46,588 --> 00:00:49,549
‫نقشه از قبل شروع شده.

17
00:00:49,549 --> 00:00:52,260
‫در ده روز، این امکان رو داریم

18
00:00:52,260 --> 00:00:56,598
‫تا به تمام کسایی که در پایتخت
‫ جمع شدن، یه مرگ آروم ارائه بدیم.

19
00:00:56,598 --> 00:00:59,100
‫آه، حله. خوبه که انقدر

20
00:01:01,561 --> 00:01:03,772
‫هرچند، یک مشکل وجود داره.

21
00:01:03,772 --> 00:01:05,607
‫اوه؟ اونوقت چی؟

22
00:01:05,607 --> 00:01:08,652
‫جایگاه نهم، دورنیا، شکست خورده.

23
00:01:08,652 --> 00:01:12,489
‫کسی که اینکارو کرده،
‫پرنسس دومِ این پادشاهی، استارلیا لیز بوده.

24
00:01:12,739 --> 00:01:15,450
‫پرنسس نقره و سپاهش، ها؟

25
00:01:15,450 --> 00:01:21,373
‫پس جایگاه پنجم، تاراتکتورا، و جایگاه ششم،
‫اولتوزورا رو سراغش فرستادم.

26
00:01:21,373 --> 00:01:23,708
‫همینا که به‌نظر کافی باشه.

27
00:01:23,708 --> 00:01:24,960
‫پس می‌خوای من چیکار

28
00:01:24,960 --> 00:01:27,420
‫جایگاه سوم، دیزاس تروور،

29
00:01:27,420 --> 00:01:30,382
‫و همینطور جایگاه هشتم، ملگوبده،

30
00:01:30,382 --> 00:01:32,467
‫و جایگاه دهم، گریم‌ولت،

31
00:01:32,467 --> 00:01:36,596
‫گفت ممکنه کارِ یه تهدید کاملاً ناشناس باشه.

32
00:01:36,596 --> 00:01:39,599
‫پس عجب چیزیه! تنم مورمور شد.

33
00:01:39,849 --> 00:01:42,769
‫کارهای عجولانه‌ی تو باعث این وضع شده!

34
00:01:42,769 --> 00:01:44,688
‫اجازه نمی‌دم با کله‌شقی کاری کنی!

35
00:01:44,896 --> 00:01:47,774
‫اوه، باشه. شرمنده بابا.

36
00:01:47,774 --> 00:01:50,277
‫این‌بار کار اضافی نمی‌کنم،
‫پس خواهشاً قلبمو پس بده.

37
00:01:59,035 --> 00:02:01,121
‫بهت دستور می‌دم شورشیان رو سرکوب کنی.

38
00:02:01,830 --> 00:02:04,040
‫جایگاه دوم، پنجه آذرخش،

39
00:02:04,040 --> 00:02:05,625
‫ولتکاموی.

40
00:02:05,834 --> 00:02:09,504
‫باشه! بسپرش به خودم، ملکه من.

41
00:02:10,005 --> 00:02:11,214
‫راستی،

42
00:02:12,048 --> 00:02:15,093
‫چون خیلی سریعم.

43
00:02:38,867 --> 00:02:42,287
‫تو به حقیقت چنگ انداختی

44
00:02:42,537 --> 00:02:47,292
‫در جایی که سرنوشت نابود و تکه‌تکه می‌شه

45
00:02:51,838 --> 00:02:54,132
‫اگه بتونم قوی‌تر بشم، همه‌کاری می‌کنم

46
00:02:54,341 --> 00:02:56,426
‫از هر شکست درسی بگیر

47
00:02:56,468 --> 00:03:01,056
‫تا دیگه هیچ‌ حسرتی نداشته باشی

48
00:03:11,024 --> 00:03:14,903
‫تا آخرین نفس‌هام در اینجا ایستادگی خواهم کرد

49
00:03:26,873 --> 00:03:29,793
‫درحالی که خاندان بال رو
‫ تعقیب می‌کردم، رسیدم اینجا.

50
00:03:30,252 --> 00:03:34,256
‫فهمیدم که می‌خوان دوباره
‫به این منطقه حمله کنن.

51
00:03:35,048 --> 00:03:36,550
‫ولی باختم.

52
00:03:38,802 --> 00:03:40,011
‫دوباره.

53
00:03:40,470 --> 00:03:43,473
‫یه‌بار دیگه بدون اینکه
‫ کار خاصی انجام بدم زنده موندم.

54
00:03:46,768 --> 00:03:47,894
‫کافیه!

55
00:03:47,894 --> 00:03:49,563
‫سکوت کن!

56
00:03:49,563 --> 00:03:51,481
‫الان در حضور ملکه هستی.

57
00:03:56,236 --> 00:03:57,612
‫بسیار خب...

58
00:03:57,612 --> 00:04:01,199
‫چطور باید این انسان که
‫ از قتل‌عام‌مون زنده‌مونده،

59
00:04:01,199 --> 00:04:05,912
‫و می‌خواست به بنیانگذارمون
صدمه بزنه رو مجازات کنیم؟

60
00:04:06,204 --> 00:04:09,040
‫می‌تونیم به نوبت نظرمون رو بگیم.

61
00:04:09,040 --> 00:04:10,083
‫بفرمایید.

62
00:04:10,375 --> 00:04:14,087
‫بله! برای چنین عمل گستاخانه‌ای،
‫گزینه‌ای جز مرگ وجود نداره!

63
00:04:14,087 --> 00:04:15,797
‫دلیلی برای زنده نگه‌داشتنش نمی‌بینم.

64
00:04:17,549 --> 00:04:19,926
‫در جواب به اینکه چطور مجازاتش کنیم،

65
00:04:19,926 --> 00:04:23,305
‫چطوره اگه کسی دلش می‌خواد بخورتش؟

66
00:04:23,471 --> 00:04:26,975
‫چطوره به سیخ بکشیمش و
‫ لاشه‌شو در معرض نمایش بذاریم؟

67
00:04:26,975 --> 00:04:30,020
‫اجازه بدید در آزمایشاتم ازش استفاده کنم.

68
00:04:30,020 --> 00:04:33,273
‫الان درحال توسعه سبک گل‌آرایی جدیدی
‫ با استفاده از انسان‌ها هستم.

69
00:04:33,523 --> 00:04:37,402
‫اگه دنبال یه روش مرگ بی‌رحمانه
‫ و غیرمعمولید، یه خوبشو سراغ دارم.

70
00:04:37,402 --> 00:04:40,739
‫سرشو دو شقه کنیم و
‫ از جمجمه مغزشو بخوریم!

71
00:04:40,780 --> 00:04:42,991
‫من به اون مرد
نکبتِ رقت‌انگیز علاقه‌ای ندارم.

72
00:04:42,991 --> 00:04:44,701
‫هرکاری می‌خواین باهاش بکنین.

73
00:04:44,701 --> 00:04:46,077
‫نظر تو چیه، تاراچان؟

74
00:04:46,578 --> 00:04:48,914
‫من هم علاقه‌ای ندارم.

75
00:04:48,914 --> 00:04:50,624
‫و منو «تاراچان» خطاب نکن.

76
00:04:51,249 --> 00:04:53,335
‫به‌نظر من... خب...

77
00:04:53,668 --> 00:04:57,422
‫بهتره با کم‌دردترین روش ممکن بکشیمش.

78
00:04:57,422 --> 00:05:00,759
‫امم، چون در حضور بنیانگذار خاندان هستیم.

79
00:05:00,967 --> 00:05:04,304
‫هرجور باشه فرقی نداره.
‫فقط بیاید زودتر تمومش کنیم.

80
00:05:04,304 --> 00:05:07,224
‫ناله و زاری اون انسان گوش‌خراشه.

81
00:05:07,224 --> 00:05:09,017
‫باد هم باهام موافقه.

82
00:05:13,647 --> 00:05:16,525
‫تمام دشمنام درست جلوم وایسادن،

83
00:05:16,525 --> 00:05:18,235
‫و نمی‌تونم یه‌ذره هم تکون بخورم.

84
00:05:18,693 --> 00:05:20,695
‫فقط می‌تونم ناله کنم.

85
00:05:22,656 --> 00:05:25,826
‫اگه کسی که
زنده می‌موند لئو بود، بهتر می‌شد.

86
00:05:26,535 --> 00:05:28,662
‫چرا هنوز زنده‌م؟

87
00:05:28,662 --> 00:05:31,164
‫چرا هنوز انقدر ضعیفم؟

88
00:05:31,706 --> 00:05:32,833
‫چرا؟

89
00:05:36,086 --> 00:05:38,880
‫ولی این‌بار، از جونم نمی‌گذرن.

90
00:05:38,880 --> 00:05:41,341
‫پس اینطوری دیگه خوبه؟

91
00:05:41,341 --> 00:05:42,968
‫عیبی نداره تسلیم بشم؟

92
00:05:43,969 --> 00:05:46,888
‫از این‌همه عصبانیت و طاقت آوردن خسته شدم.

93
00:05:47,514 --> 00:05:49,808
‫بالأخره می‌تونم به آرامش برسم؟

94
00:05:51,309 --> 00:05:54,146
‫الان خیالت راحت شد، مگه نه؟

95
00:05:56,898 --> 00:05:58,775
‫دلت می‌خواست بمیری، نه؟

96
00:05:58,775 --> 00:06:01,736
‫دلت می‌خواد حالا و همینجا بمیری؟

97
00:06:03,071 --> 00:06:04,447
‫پس دیگه معلومه.

98
00:06:04,447 --> 00:06:06,074
‫تو رو نمی‌کشیم.

99
00:06:06,658 --> 00:06:10,495
‫با آتیشِ نفرت بسوز و تو ناامیدی‌ای که
‫باعث و بانیش ضعفته غرق شو.

100
00:06:10,495 --> 00:06:13,248
‫از حالا به بعد، زندگیت عین جهنم می‌شه!

101
00:06:14,416 --> 00:06:17,210
‫خودسرانه به‌جای همه تصمیم نگیر.

102
00:06:17,210 --> 00:06:18,962
‫باد هم باهام موافقه.

103
00:06:18,962 --> 00:06:20,755
‫خفه‌خون بگیر، فضول‌خان.

104
00:06:20,755 --> 00:06:23,300
‫می‌خوای کسی که می‌خواد بمیره رو بکشی؟

105
00:06:23,300 --> 00:06:26,970
‫از کِی تا حالا یه‌مشت
‫ اژدهای احساساتی شدیم؟ ها؟

106
00:06:26,970 --> 00:06:28,638
‫زنده می‌ذاریمش.

107
00:06:29,639 --> 00:06:32,517
‫اینجا کسی با تصمیم من مشکلی داره؟

108
00:06:34,811 --> 00:06:36,980
‫از اونایی که
یکپارچگی رو به‌هم می‌زنن بیزارم.

109
00:06:36,980 --> 00:06:39,191
‫چند بار باید اینو بهت بگم؟

110
00:06:39,357 --> 00:06:41,401
‫می‌خوای باز زیر نور خورشید بذاریمت؟

111
00:06:41,401 --> 00:06:42,736
‫اوه، گرخیدم!

112
00:06:42,736 --> 00:06:44,905
‫یه‌کم رحم و مروت داشته باش.

113
00:06:44,905 --> 00:06:46,948
‫پس دهنتو ببند.

114
00:06:53,079 --> 00:06:54,206
‫دوستان.

115
00:06:54,414 --> 00:06:57,834
‫مایلم اون رو به خاندان‌مون دعوت کنم.

116
00:06:57,834 --> 00:06:58,919
‫ها؟

117
00:06:59,795 --> 00:07:02,005
‫چی؟ چرا آخه؟

118
00:07:02,005 --> 00:07:03,423
‫همچین کسی رو لازم

119
00:07:08,970 --> 00:07:12,390
‫کشوری فوق‌العاده پررونق،
‫با آب‌وهوای معتدل،

120
00:07:12,390 --> 00:07:16,144
‫محصولات زیبا، و حکومت بی‌بدیل.

121
00:07:16,144 --> 00:07:18,438
‫کشور دوست‌داشتنی‌ای بود.

122
00:07:18,980 --> 00:07:21,066
‫ولی با این‌حال زنده موندی.

123
00:07:21,066 --> 00:07:23,693
‫و تونستی تا به امروز زنده بمونی.

124
00:07:23,944 --> 00:07:26,363
‫خداروشکر که جون سالم به‌در بردی،

125
00:07:26,363 --> 00:07:29,825
‫از اینکه الان زنده‌ای واقعاً خوشحالم.

126
00:07:30,784 --> 00:07:33,578
‫اون درباره چی حرف می‌زنه؟

127
00:07:33,787 --> 00:07:35,914
‫تیا، تیا!

128
00:07:35,914 --> 00:07:38,792
‫اون پسر احتمالاً اصلاً نمی‌فهمه
‫درباره چی حرف می‌زنی.

129
00:07:38,792 --> 00:07:42,587
‫وقتی می‌گه به خاندان دعوتت می‌کنه،

130
00:07:42,587 --> 00:07:45,048
‫یعنی می‌خواد به اژدها تبدیلت کنه.

131
00:07:45,924 --> 00:07:47,050
‫ها؟

132
00:07:47,509 --> 00:07:49,678
‫عموماً آدما فکر می‌کنن ما اژدهایان برتر،

133
00:07:49,678 --> 00:07:54,433
‫اژدهایان رده میانی‌ای هستیم
‫که می‌تونن شکل انسانی بگیرن.

134
00:07:54,433 --> 00:07:56,560
‫ولی کاملاً اشتباهه.

135
00:07:57,018 --> 00:07:59,438
‫چیزی که شما انسان‌ها،
‫اژدهای برتر و میانی صدا می‌کنین

136
00:07:59,438 --> 00:08:02,733
‫تنها موجوداتی هستن که از خونِ ما زاده شدن.

137
00:08:04,735 --> 00:08:07,654
‫در واقع، ما اژدهایان بالغ،

138
00:08:07,654 --> 00:08:11,366
‫همگی انسان‌هایی بودیم که
‫ از بنیانگذارمون خون دریافت کردیم.

139
00:08:12,617 --> 00:08:14,077
‫شاد باش!

140
00:08:14,077 --> 00:08:19,624
‫این هدیه‌ی تکامل داره بهت اعطا می‌شه
‫ تا زندگی‌ای فراتر از انسان‌ها داشته باشی!

141
00:08:21,543 --> 00:08:23,003
‫برید به درک!

142
00:08:24,588 --> 00:08:26,715
‫شماها لئو رو کشتین!

143
00:08:26,715 --> 00:08:29,551
‫و نه فقط لئو، کلی آدم دیگه هم!

144
00:08:29,551 --> 00:08:33,055
‫آدمایی که برام مهم بودن،
‫ آدمایی که ممکن بود باهام صمیمی بشن.

145
00:08:33,055 --> 00:08:37,726
‫آدمایی که بهم کمک کردن، آدمایی که کنارشون جنگیدم، آدمایی که می‌خواستم ازشون محافظت کنم.

146
00:08:37,726 --> 00:08:39,311
‫همه‌شون! ازم دزدیدین!

147
00:08:39,311 --> 00:08:40,854
‫همه‌شونو دزدیدین!

148
00:08:40,854 --> 00:08:43,357
‫قبلاً انسان بودین؟ می‌خواین منو اژدها کنین؟

149
00:08:43,357 --> 00:08:44,941
‫منو مسخره کردین؟!

150
00:08:44,941 --> 00:08:47,569
‫تنها چیزی که ازتون می‌خوام، مردنه!

151
00:08:47,569 --> 00:08:49,863
‫بمیرین! بمیرین! بمیرین! بمیرین! بمیرین!

152
00:08:50,072 --> 00:08:52,824
‫واسه خودمم همین اتفاق افتاد.

153
00:08:53,116 --> 00:08:56,912
‫یکم قبل، اون نادون بهت گفت
‫ در آتیش نفرتت بسوزی؛

154
00:08:56,912 --> 00:09:03,126
‫در جهنمی که ضعف خودت عاملش بوده،
‫در بین ناامیدی غرق می‌شی.

155
00:09:03,126 --> 00:09:05,879
‫ولی من می‌خوام تو رو
‫ از همون جهنم نجات بدم.

156
00:09:05,879 --> 00:09:08,006
‫حالا این تیغه‌ی خونی رو در قلبت فرو می‌کنم.

157
00:09:08,131 --> 00:09:09,257
‫فقط...

158
00:09:17,391 --> 00:09:19,059
‫نفرتت رو فراموش کن.

159
00:09:19,059 --> 00:09:22,646
‫بیا در کنار هم محض رضای خداوند زندگی کنیم.

160
00:09:22,646 --> 00:09:27,526
‫بین تمام کارهایی که می‌تونم برات انجام بدم،
‫این بهترین تاوانه.

161
00:09:30,696 --> 00:09:33,323
‫مثل اینکه خواب جالبی می‌دیدی.

162
00:09:33,323 --> 00:09:35,534
‫پس گذاشتم بخوابی...

163
00:09:35,534 --> 00:09:38,203
‫در واقع یه بهونه می‌خواستم
‫ تا اسلایم رو خفه کنم.

164
00:09:38,203 --> 00:09:40,288
‫زیپ دهنمو کشیدم!

165
00:09:40,288 --> 00:09:43,125
‫چیز بدردبخوری یادت اومد؟

166
00:09:45,043 --> 00:09:47,212
‫درسته که کریمزن پست‌فطرته؛

167
00:09:47,212 --> 00:09:50,424
‫ولی نسبت آلتیماتیا خیلی بهتره.

168
00:09:50,424 --> 00:09:51,591
‫اون...

169
00:09:53,051 --> 00:09:54,386
‫زیادی مهربونه.

170
00:09:54,386 --> 00:09:58,473
‫با اینکه مردم بی‌شماری رو کشت، مهربون بود.

171
00:09:58,473 --> 00:09:59,808
‫این...

172
00:10:01,476 --> 00:10:03,645
‫دوباره شکارش می‌کنم!

173
00:10:04,479 --> 00:10:06,815
‫می‌دونم که از پسش برمیام!

174
00:10:07,441 --> 00:10:12,529
‫درحال‌حاضر، نمی‌دونم چه مقدار
‫ از قدرشو می‌تونه استفاده کنه.

175
00:10:12,779 --> 00:10:17,659
‫و نمی‌دونم برای استفاده از تمام قدرتش،
‫چه بهایی می‌پردازه.

176
00:10:17,659 --> 00:10:20,579
‫در رابطه با شکست‌دادن آلتیماتیا،

177
00:10:20,579 --> 00:10:24,458
‫ترجیح می‌دم چند سال صبر کنم و
‫ قبل از درگیر شدن باهاش آماده بشم.

178
00:10:24,458 --> 00:10:25,584
‫اما...

179
00:10:25,584 --> 00:10:28,879
‫احتمالاً الان هم از اتفاقای عجیب
‫ نزدیک مرز باخبر هستن.

180
00:10:28,879 --> 00:10:30,964
‫ولتکاموی رو آزاد گذاشتن.

181
00:10:31,423 --> 00:10:34,092
‫قوی‌ترین جنگجوشون از پایتخت خارج می‌شه.

182
00:10:34,426 --> 00:10:38,263
‫در این حالت، الان تنها شانسمون
‫ برای حمله به آلتیماتیاست.

183
00:10:38,263 --> 00:10:47,439
‫این یه آزمایش حیاتی برای
‫ تعیین اقدام بعدی‌مونه.
‫چرا انقدر ژست گرفتی؟
‫اگه آلتیماتیا رو شکست بده که بهتره،
‫ولی اگه ببازه، خودم نجاتش می‌دم.

184
00:10:47,689 --> 00:10:51,693
‫آخه برام یه ابزار جایگزین‌ناپذیری.

185
00:10:54,154 --> 00:10:56,365
‫الان می‌تونیم پایتخت رو ببینیم.

186
00:10:56,365 --> 00:10:57,366
‫پورو!

187
00:10:57,366 --> 00:11:01,787
‫خب، بریم این
بنیانگذار بالدار رو از نزدیک ببینیم.

188
00:11:07,167 --> 00:11:11,964
‫در ذهن خداوند، اون کشور دیگه وجود نداره.

189
00:11:12,297 --> 00:11:14,883
‫ما دستان خداوند هستیم.

190
00:11:14,883 --> 00:11:16,969
‫خاندان به همین دلیل وجود داره.

191
00:11:17,302 --> 00:11:20,138
‫هیچ‌کدوم نتونستید
‫ به‌عنوان دستان خداوند خدمت کنید.

192
00:11:20,138 --> 00:11:22,766
‫شایسته‌ی خاندانِ ما نبودید

193
00:11:24,726 --> 00:11:27,062
‫پورورورورو!

194
00:11:27,062 --> 00:11:28,730
‫چه گنده‌شت!

195
00:11:28,730 --> 00:11:30,941
‫این شهر بدجوری بزرگه!

196
00:11:30,941 --> 00:11:32,609
‫ببند، اسلایم.

197
00:11:32,609 --> 00:11:34,027
‫پورون.

198
00:11:34,361 --> 00:11:37,739
‫ما الان تو محله جدید،
‫مرکز تجاری پایتخت هستیم.

199
00:11:37,739 --> 00:11:39,908
‫شلوغ‌ترین منطقه‌ی این شهره؛

200
00:11:39,908 --> 00:11:41,827
‫ولی ما اینجا کاری نداریم.

201
00:11:41,827 --> 00:11:44,329
‫الان باید دیوار دومِ قلعه رو رد کنیم

202
00:11:44,329 --> 00:11:46,039
‫و وارد محله قدیمی بشیم.

203
00:11:46,623 --> 00:11:48,083
‫شما دوتا...

204
00:11:48,083 --> 00:11:51,295
‫باید منو «ورونیکاسان» صدا کنید.

205
00:11:51,295 --> 00:11:53,839
‫چشم، کرینیکاشاما!

206
00:11:53,839 --> 00:11:55,299
‫کرینیـ...؟

207
00:11:56,550 --> 00:11:58,302
‫تو که باهاش مشکلی نداری، را؟

208
00:12:00,762 --> 00:12:01,680
‫ها؟

209
00:12:01,680 --> 00:12:03,098
‫داره شکوفه می‌کنه!

210
00:12:03,098 --> 00:12:04,391
‫چه حال‌به‌هم‌زن!

211
00:12:05,017 --> 00:12:06,977
‫کلی آدم اینجاست.

212
00:12:06,977 --> 00:12:08,645
‫دلم درد می‌کنه.

213
00:12:08,645 --> 00:12:12,107
‫هی، به‌نظر واسه شوخی و خنده اینجاییم؟

214
00:12:12,691 --> 00:12:15,110
‫مسخره‌بازی در نمیارم.

215
00:12:15,110 --> 00:12:17,779
‫واقعاً می‌گم، به جمعیت حساسیت دارم.

216
00:12:17,779 --> 00:12:19,281
‫این رفتار...

217
00:12:19,281 --> 00:12:20,908
‫خیلی قبیحه!

218
00:12:20,908 --> 00:12:21,783
‫قبیـ ـ

219
00:12:21,783 --> 00:12:26,038
‫اگه به جمعیت حساسی،
‫چطور توی رونابرا دووم آوردی؟

220
00:12:26,038 --> 00:12:29,041
‫اونجا هم شهر نسبتاً بزرگیه، نه؟

221
00:12:29,041 --> 00:12:31,710
‫حالا که فکرشو می‌کنم،
‫چطور اونجا چیزیم نمی‌شد؟

222
00:12:32,127 --> 00:12:34,588
‫اوه، درسته.

223
00:12:34,588 --> 00:12:37,216
‫برای اینه که لئو همیشه باهام بود.

224
00:12:37,216 --> 00:12:38,175
‫آه!

225
00:12:38,175 --> 00:12:39,343
‫چندشم شد!

226
00:12:39,343 --> 00:12:41,178
‫تونست ذهنمو بخونه؟

227
00:12:41,178 --> 00:12:42,512
‫خب؟

228
00:12:42,512 --> 00:12:44,264
‫حالا که مریضی می‌خوای چیکار کنی؟

229
00:12:44,264 --> 00:12:45,933
‫باید شکارو کنسل کنیم؟

230
00:12:45,933 --> 00:12:47,351
‫مشکلی نیست.

231
00:12:47,559 --> 00:12:51,980
‫مهم نیست چقدر مریض باشم،
‫حتی اگه دست‌وپام هم کنده بشه،

232
00:12:51,980 --> 00:12:54,566
‫اگه اونو جلوم ببینم،

233
00:12:54,566 --> 00:12:55,609
‫شکارش می‌کنم!

234
00:12:57,903 --> 00:12:59,821
‫چشم‌انتظارشم.

235
00:13:03,784 --> 00:13:05,202
‫پورون!

236
00:13:05,202 --> 00:13:07,538
‫رسیدیم محله قدیمی!

237
00:13:07,538 --> 00:13:11,041
‫خب دیگه، من می‌رم
آماده‌سازی‌ها رو انجام بدم.

238
00:13:13,043 --> 00:13:16,296
‫اسلایم، همینجا بمون و حواست به راگنا باشه.

239
00:13:16,296 --> 00:13:17,923
‫روی چشمم!

240
00:13:18,215 --> 00:13:20,175
‫حدوداً دو ساعت دیگه برمی‌گردم.

241
00:13:20,175 --> 00:13:22,219
‫خودتو تو دردسر ننداز

242
00:13:22,219 --> 00:13:23,929
‫و جایی وایسا که تو دیدِ مردم نباشی.

243
00:13:23,929 --> 00:13:26,306
‫درضمن، اسم دشمنو جار نزن.

244
00:13:26,306 --> 00:13:27,724
‫و صد البته، اسم منو.

245
00:13:27,724 --> 00:13:30,477
‫اگه کسی سعی کرد باهات صحبت کنه،
‫بدون حرفی جیم شو،

246
00:13:30,477 --> 00:13:32,896
‫و پنج دقیقه بعدش برگرد.

247
00:13:32,896 --> 00:13:34,147
‫همه رو تکرار کن.

248
00:13:34,147 --> 00:13:37,109
‫تو چشم نباشم و دهنمو ببندم.

249
00:13:37,359 --> 00:13:41,780
‫اگر نتوانید به قوانین فوق پایبند باشید،
‫شما را خائن می‌نامم.

250
00:13:41,780 --> 00:13:43,323
‫دیگه رفع زحمت می‌کنم.

251
00:13:43,323 --> 00:13:45,909
‫به سلامت، ارباب!

252
00:13:51,540 --> 00:13:53,208
‫کلی آدم اینجاست.

253
00:13:53,208 --> 00:13:54,668
‫اون که معلومه.

254
00:13:54,668 --> 00:13:56,378
‫ولی هنوز تعدادشون خیلی کمه.

255
00:13:56,670 --> 00:13:59,965
‫هجوم مهاجران به پایتخت
‫ باید از مرز دو میلیون نفر گذشته باشه.

256
00:13:59,965 --> 00:14:02,259
‫شهر منطقاً باید پر از آدم باشه.

257
00:14:02,259 --> 00:14:04,845
‫چطور ممکنه فضای کافی
‫ برا جا دادنِ اون‌همه نفر داشته باشن؟

258
00:14:05,220 --> 00:14:06,513
‫ساده‌ست.

259
00:14:06,513 --> 00:14:07,848
‫تعداد رو کاهش می‌دن.

260
00:14:08,307 --> 00:14:10,559
‫بدون اینکه کسی بفهمه جریان چیه،

261
00:14:10,559 --> 00:14:13,562
‫مثل معده‌ای که غذا رو هضم می‌کنه...

262
00:14:13,562 --> 00:14:16,690
‫یک کشتار جمعی درحال وقوعه.

263
00:14:26,283 --> 00:14:28,911
‫تفکیک‌سازیِ امروز رو انجام دادم.

264
00:14:29,995 --> 00:14:31,371
‫حالا فقط...

265
00:14:31,371 --> 00:14:33,332
‫باید منتظر تاریکیِ شب باشیم.

266
00:14:33,332 --> 00:14:34,666
‫خوبه.

267
00:14:34,666 --> 00:14:37,794
‫خب، بنیانگذارمون کجاست؟

268
00:14:37,794 --> 00:14:38,795
‫عا!

269
00:14:39,046 --> 00:14:40,589
‫خب، امم...

270
00:14:40,589 --> 00:14:46,136
‫آلتیماتیاساما می‌خواستن خودشون
‫ وضعیت مهاجرین رو بررسی کنن.

271
00:14:46,136 --> 00:14:48,096
‫گذاشتی بره بیرون؟!

272
00:14:48,096 --> 00:14:50,057
‫و ـ ولی مکان دقیقش رو می‌دونم، پس

273
00:14:50,057 --> 00:14:52,559
‫ای کله‌پوک!

274
00:14:52,559 --> 00:14:56,313
‫وظیفه‌ی ما اژدهایان بالغه که
‫به هوس‌های ملکه‌مون اعتراض کنیم.

275
00:14:56,313 --> 00:14:58,565
‫اگه فقط مثل یه نوکر، بله چشم کنی

276
00:14:58,565 --> 00:15:01,443
‫پس دیگه فایده‌ی خدمت به ملکه‌مون چیه؟

277
00:15:01,443 --> 00:15:02,820
‫بـ ـ ببخشید!

278
00:15:02,820 --> 00:15:05,197
‫معذرت‌خواهی رو بذار واسه بعدا!

279
00:15:05,197 --> 00:15:06,907
‫الان بنیانگذار کجاست؟

280
00:15:07,199 --> 00:15:10,202
‫الان بنیانگذار تو محله قدیمیه.

281
00:15:19,920 --> 00:15:22,131
‫سرگرد رووان.

282
00:15:22,714 --> 00:15:25,717
‫خواهشاً قبل شریف‌فرمایی‌تون
‫ خبر بدین، ورونیکاساما.

283
00:15:25,717 --> 00:15:28,387
‫اینطوری این خادم وفادارتون استقبال گرمی

284
00:15:31,682 --> 00:15:37,813
‫بهت دستور داده بودم با
‫ جعل هویت یه افسر عالی‌رتبه‌ی ارتش، اطلاعات جمع کنی.

285
00:15:37,813 --> 00:15:41,692
‫ولی به‌نظر بدجوری داری
‫ عشق دنیا رو می‌کنی، سرگرد رووان.

286
00:15:41,692 --> 00:15:42,943
‫یا بهتره بگم، گولِم.

287
00:15:42,943 --> 00:15:46,363
‫هـ ـ همونطور دستور دادین اطلاعات جمع کردم!

288
00:15:46,363 --> 00:15:48,240
‫تو هم بیا بیرون...

289
00:15:48,240 --> 00:15:49,450
‫کیمرا.

290
00:15:56,081 --> 00:15:57,833
‫این‌همه سر و صدا واسه چیه؟

291
00:15:57,833 --> 00:15:59,376
‫اون پرده برای چیه؟

292
00:15:59,376 --> 00:16:01,086
‫انگار ارتش یه‌چیزی زیر سرش داره.

293
00:16:03,881 --> 00:16:05,966
‫هی، آدمیزاد احمق مشنگ!

294
00:16:05,966 --> 00:16:07,885
‫از سر راه برو کنار!

295
00:16:07,885 --> 00:16:10,053
‫ج ـ جواب نمی‌ده.

296
00:16:10,345 --> 00:16:11,555
‫وقتشه.

297
00:16:11,555 --> 00:16:12,765
‫پرده رو پایین بندازین!

298
00:16:16,143 --> 00:16:17,728
‫اژدها؟

299
00:16:18,103 --> 00:16:19,438
‫اژدهایان مرده!

300
00:16:20,522 --> 00:16:23,484
‫گوش فرا دهید، شهروندان لیز!

301
00:16:23,484 --> 00:16:27,279
‫کشور ما زیر فشار درجات
‫ بی‌سابقه‌ای از حملات اژدهایانه!

302
00:16:27,279 --> 00:16:29,948
‫شکی نیست که
همه‌ی شما احساس ناآرامی می‌کنید.

303
00:16:30,407 --> 00:16:32,743
‫«کشورمان سقوط می‌کنه؟»

304
00:16:32,743 --> 00:16:37,164
‫«آیا خانواده و دوستانمان
‫ توسط اژدهایان بلعیده می‌شوند؟»

305
00:16:37,164 --> 00:16:41,418
‫پاسخ ما به این سؤالات اینه!

306
00:16:46,131 --> 00:16:48,050
‫ارتش سلطنتی لیز...

307
00:16:48,050 --> 00:16:51,095
‫با انبوهی از صدها اژدهای مهاجم روبرو،
‫ و آنها را نابود کرد!

308
00:16:51,470 --> 00:16:54,056
‫ارتش سلطنتیِ لیز بر اژدهایان چیره شده!

309
00:16:54,389 --> 00:16:56,517
‫به شما دنیا رو برمی‌گردونیم!

310
00:16:56,850 --> 00:17:01,146
‫ما هر حشره‌ای را که نیش خود را
‫علیه میهن ما تیز می‌کند، نابود خواهیم کرد!

311
00:17:01,480 --> 00:17:05,692
‫ما صلح را به زندگی مردم خود باز می‌گردانیم!

312
00:17:08,612 --> 00:17:12,366
‫زنده‌باد لیز! زنده‌باد لیز!

313
00:17:18,914 --> 00:17:21,583
‫این آدمیزادهای احمق زیادی دارن جوگیر می‌شن.

314
00:17:21,583 --> 00:17:25,295
‫خودم تو نهایت شصت ثانیه
‫ اینجا رو یه‌سره می‌دم بالا.

315
00:17:25,295 --> 00:17:26,338
‫تله‌ست.

316
00:17:26,338 --> 00:17:27,131
‫پورو؟

317
00:17:27,131 --> 00:17:28,507
‫دیگه می‌ری؟

318
00:17:30,801 --> 00:17:34,138
‫الان درست نمی‌دونم هدفشون چیه؛

319
00:17:35,013 --> 00:17:38,225
‫اما به‌ قطعیت می‌دونم
‫ کی اونارو ناچار به اینکار کرده.

320
00:17:49,361 --> 00:17:50,863
‫و یه‌چیز دیگه.

321
00:17:51,613 --> 00:17:54,324
‫بالأخره دور از ذهن نیست که اتفاق بیفته.

322
00:17:54,324 --> 00:17:57,327
‫اگه یه‌وقت پستت به اون زن خورد،

323
00:17:57,327 --> 00:18:01,290
‫تحت هیچ شرایطی سعی نکن تنها باهاش بجنگی.

324
00:18:01,290 --> 00:18:04,793
‫وگرنه همون لحظه،
‫شکارت به آخر قصه‌ش می‌رسه.

325
00:18:08,047 --> 00:18:09,923
‫مشکلی پیش اومده؟

326
00:18:12,134 --> 00:18:14,011
‫صورتت مثل گچ سفیده.

327
00:18:14,011 --> 00:18:15,846
‫ناخوش احوالید؟

328
00:18:17,139 --> 00:18:19,767
‫آلتیماتیا!

