﻿1
00:00:14,097 --> 00:00:19,602
‫زمانی که فریادهای تقلا توسط باد
‫ خفه می‌شن و به پوچی می‌رسن؛

2
00:00:19,602 --> 00:00:21,313
‫واقعاً دوستش دارم.

3
00:00:26,818 --> 00:00:29,487
‫البته فقط اگه فریاد زن‌ها باشه.

4
00:00:30,322 --> 00:00:33,366
‫باد، نظر تو هم همینه؟

5
00:00:35,160 --> 00:00:36,661
‫فکرشو می‌کردم.

6
00:00:37,287 --> 00:00:43,668
‫شما سرگرمی ارزشمندی هستید که باد رو تقویت می‌کنه
‫و به من حس همبستگی رو نشون می‌ده.

7
00:00:45,253 --> 00:00:48,006
‫کمک کنین...

8
00:00:48,965 --> 00:00:51,009
‫گفتی کمک، ها؟

9
00:00:51,801 --> 00:00:53,345
‫چه ایده خوبی.

10
00:00:54,596 --> 00:00:58,183
‫درسته؛ عالی می‌شد اگه یکی برای کمک میومد.

11
00:00:58,183 --> 00:01:01,937
‫اونوقت باد و من به بی‌حوصلگی نمی‌افتیم.

12
00:01:06,858 --> 00:01:08,151
‫همگی گوش کنین!

13
00:01:08,401 --> 00:01:10,237
‫اینجاست که باید محکم وایسیم!

14
00:01:10,237 --> 00:01:12,364
‫بیاید نشون بدیم
‫شکارچیان اژدها چندمرده حلاجن!

15
00:01:12,364 --> 00:01:13,156
‫آره!

16
00:01:18,036 --> 00:01:20,330
‫شکارچیان اژدها به چه دردی می‌خورن؟

17
00:01:32,342 --> 00:01:34,302
‫ا ـ اون کیه؟

18
00:01:38,932 --> 00:01:40,976
‫وقتی همه‌ی اینا تموم شد، سرت رو می‌زنم.

19
00:01:41,393 --> 00:01:42,769
‫احسنت!

20
00:01:43,103 --> 00:01:44,896
‫بهتره شروع کنیم...

21
00:01:44,896 --> 00:01:47,441
‫نبردی که سرنوشت جهان رو تغییر می‌ده

22
00:01:48,108 --> 00:01:51,903
‫و داستانِ من و تو
‫از نابودی تمام اژدهایان.

23
00:01:52,738 --> 00:01:54,114
‫پورورورو!

24
00:01:54,114 --> 00:01:56,408
‫یه‌لحظه وایشین!

25
00:01:58,577 --> 00:02:00,078
‫پو!

26
00:02:02,331 --> 00:02:06,418
‫جلو ارباب خیلی مغرور رفتار می‌کنی، آدمیزاد خرفت!

27
00:02:06,835 --> 00:02:08,170
‫اسلایم.

28
00:02:08,587 --> 00:02:09,713
‫مشتاق دیدار.

29
00:02:10,505 --> 00:02:11,673
‫پو!

30
00:02:11,673 --> 00:02:14,092
‫چایی نخورده پسرخاله نشو!

31
00:02:14,468 --> 00:02:17,679
‫من خدمتکار شماره یکِ
‫پادشاه اژدها، کریمزن هستم!

32
00:02:17,679 --> 00:02:19,806
‫اشلایم اهریمنیِ وفادارشم!

33
00:02:19,806 --> 00:02:23,393
‫تازه‌کاری مشل تو، باید با گفتن
‫اشلایم-شنپای بهم احترام بذاره.

34
00:02:23,393 --> 00:02:26,146
‫باشه؛ از دیدنت خوشوقتم، اسلایم-سنپای.

35
00:02:26,146 --> 00:02:28,357
‫شِدات رو خوب نمی‌شنوم!

36
00:02:28,357 --> 00:02:31,026
‫یه‌بار دیگه بلند و واضح بگو

37
00:02:31,276 --> 00:02:32,736
‫دهنتو ببند، اسلایم.

38
00:02:32,778 --> 00:02:35,364
‫چندتا پادشاه اژدها رو تونستیم بکشیم؟

39
00:02:36,782 --> 00:02:37,991
‫هوی!

40
00:02:38,408 --> 00:02:42,538
‫خیلی یهویی اعتمادم بهت
‫ داره کم و کمتر می‌شه.

41
00:02:42,538 --> 00:02:44,790
‫از این کار مطمئنی؟

42
00:02:44,790 --> 00:02:47,876
‫خاطرات مبهمی تو ذهنم هست،

43
00:02:47,876 --> 00:02:50,420
‫ولی نمی‌تونم آزادانه به‌یادشون بیارم.

44
00:02:50,671 --> 00:02:51,880
‫اوهو؟

45
00:02:52,172 --> 00:02:55,509
‫حتی خودتم از اول به‌یاد نیاوردم.

46
00:02:55,509 --> 00:02:57,886
‫لحظه‌ای که صورتت رو دیدم،
‫ بلافاصله یادم اومد.

47
00:02:57,886 --> 00:03:03,308
‫پس یعنی، هرکدوم از خاطراتت برای یادآوری،
‫ نیاز به یه محرک خاص دارن؟

48
00:03:04,268 --> 00:03:05,144
‫هاه!

49
00:03:05,144 --> 00:03:07,146
‫چه به نفع تو شد.

50
00:03:07,146 --> 00:03:10,357
‫و از طرفی کامل به ضرر من شد.

51
00:03:10,649 --> 00:03:12,568
‫لازم نیست نگران اون باشی!

52
00:03:12,568 --> 00:03:15,946
‫هنر جنگیِ نقره‌فام توی ذهنم نیست، تو بدنمه!

53
00:03:17,114 --> 00:03:20,200
‫جناب فرشته مرگ، جناب جادوگر.

54
00:03:20,200 --> 00:03:22,995
‫اسم من مایکله؛ یه شکارچی اژدهام.

55
00:03:22,995 --> 00:03:24,204
‫با این‌حال...

56
00:03:27,249 --> 00:03:30,294
‫ازتون درخواست خجالت‌آوری داشتم.

57
00:03:31,420 --> 00:03:34,339
‫اژدهایی هست که فقط
‫شما دو نفر از پسش برمیاید.

58
00:03:34,757 --> 00:03:36,091
‫گفتی یه اژدها؟

59
00:03:36,091 --> 00:03:39,595
‫بله؛ ما فرار کردیم.

60
00:03:40,346 --> 00:03:44,516
‫در شهر تورتیر، یه گردباد بزرگ وجود داشت.

61
00:03:45,309 --> 00:03:47,394
‫ا ـ اون دیگه چیه؟

62
00:03:48,729 --> 00:03:50,731
‫و یه حس قطعی داشتم...

63
00:03:51,523 --> 00:03:57,196
‫که در میان بادهای گردباد،
‫یه موجود وحشتناک بود.

64
00:03:58,572 --> 00:04:02,117
‫جایگاه سوم؛
اژدهای زندانِ طوفانی، دیزاس ترووِر.

65
00:04:02,117 --> 00:04:04,203
‫اژدهایی که خودشو تو باد می‌پوشونه.

66
00:04:04,203 --> 00:04:05,412
‫می‌شناسیش؟

67
00:04:05,663 --> 00:04:07,748
‫معلومه؛ چون جادوگرم.

68
00:04:11,210 --> 00:04:13,045
‫چـ ـ چی شد؟

69
00:04:15,923 --> 00:04:17,049
‫تو...

70
00:04:17,049 --> 00:04:19,218
‫محدودیت‌های ذهنت رو برداشتی، مگه نه؟

71
00:04:20,261 --> 00:04:23,013
‫خب، فقط همه‌ چیز رو بسپر به من.

72
00:04:23,013 --> 00:04:26,058
‫یادته چی گفتم؟
‫قراره ازشون استفاده کنم.

73
00:04:26,559 --> 00:04:29,395
‫خب، نمی‌تونم بذارم اینطوری بشه.

74
00:04:29,770 --> 00:04:31,605
‫پیشنهادتونو رد می‌کنم

75
00:04:33,107 --> 00:04:35,985
‫مگه نمی‌شه فقط تسلیم شید و فرار کنید؟

76
00:04:35,985 --> 00:04:38,195
‫اهل این کشور نیستین، مگه نه؟

77
00:04:38,195 --> 00:04:41,490
‫هیچ تعهدی ندارین که برای این کشور بجنگین.

78
00:04:42,700 --> 00:04:46,704
‫بهم پیشنهاد پول دادید،
‫ولی نه برای محافظت ازتون،

79
00:04:46,704 --> 00:04:50,708
‫بلکه کشتن اژدها به‌جای شما.
‫چه درخواست بخصوصی.

80
00:04:50,708 --> 00:04:52,877
‫آه، حالا فهمیدم.

81
00:04:52,877 --> 00:04:55,379
‫شما احساس گناه می‌کنین.

82
00:04:57,465 --> 00:05:00,259
‫محدوده حمله‌ی اژدهای طوفان گسترده‌ست.

83
00:05:00,259 --> 00:05:02,094
‫و سریع هم حرکت می‌کنه.

84
00:05:02,094 --> 00:05:08,768
‫برای فرار ازش، باید درلحظه تصمیم بگیرین
‫ و با نهایت سرعت عقب‌نشینی کنین.

85
00:05:09,059 --> 00:05:11,979
‫حداقل این چیزیه که تصور می‌کنم.

86
00:05:13,272 --> 00:05:17,068
‫درحال فرار، پشت‌سرتون صداهایی که
‫ درخواست کمک می‌کردن شنیدین، نه؟

87
00:05:17,318 --> 00:05:21,030
‫بعد، اون ضجّه‌ها، توسط باد
‫ بلعیده و ساکت شدن.

88
00:05:21,280 --> 00:05:26,786
‫راستی، اگه بخواین بدونین برای افرادی که
‫داخل گردباد فرو می‌رن چه اتفاقی می‌افته،

89
00:05:26,786 --> 00:05:30,081
‫بادِ بُرنده بدنشون رو تیکه‌تیکه می‌کنه،

90
00:05:30,081 --> 00:05:33,125
‫و تا جایی که می‌دونم،
‫ در شکنجه‌ای وحشتناک زجر می‌کشن.

91
00:05:33,125 --> 00:05:35,378
‫و اینطوری اسم اژدهای زندانِ طوفانی رو گرفت.

92
00:05:35,878 --> 00:05:38,214
‫زمانی که از گردباد فرار می‌کردین،

93
00:05:38,214 --> 00:05:41,258
‫یهو تو آسمون بارونی از خون ندیدین؟

94
00:05:41,258 --> 00:05:42,802
‫شلپ.

95
00:05:47,890 --> 00:05:49,058
‫صداش...

96
00:05:49,475 --> 00:05:51,852
‫واقعاً شرمسار بودین.

97
00:05:51,852 --> 00:05:55,690
‫پس آدمایی که هنوز زنده بودن رو جمع کردین،

98
00:05:55,690 --> 00:05:59,527
‫و به اینجا فرار کردین تا
‫ سعی کنین لااقل از اونا محافظت کنین.

99
00:05:59,527 --> 00:06:02,113
‫صداش داره ذهنم رو سوراخ می‌کنه!

100
00:06:02,113 --> 00:06:04,323
‫ولی در آخر...

101
00:06:04,323 --> 00:06:06,284
‫لطفاً تمومش کن!

102
00:06:10,538 --> 00:06:13,416
‫هرچیزی که گفتی حقیقت داره.

103
00:06:13,416 --> 00:06:15,543
‫ولی دیگه چیکار می‌تونستیم بکنیم؟

104
00:06:15,543 --> 00:06:18,671
‫شکارچی‌هایی مثل ما نمی‌تونن
‫ یه خراش هم رو یه اژدهای برتر بندازن!

105
00:06:18,671 --> 00:06:23,467
‫وظیفه‌ی یه شکارچی اژدها اینه که
‫ با یک شمشیرِ نقره از مردم محافظت کنه.

106
00:06:23,467 --> 00:06:25,720
‫به این کار افتخار نمی‌کردین؟

107
00:06:26,095 --> 00:06:31,058
‫آره، درسته؛ شاید یه‌زمانی
‫ همچین حسی داشتم، ولی...

108
00:06:32,643 --> 00:06:34,645
‫تازه یه‌چیزی رو فهمیدم.

109
00:06:34,645 --> 00:06:36,439
‫من شکارچی اژدها نیستم!

110
00:06:36,439 --> 00:06:38,483
‫فقط شکارِ اونام!

111
00:06:39,400 --> 00:06:45,615
‫ولی اگه مثل شما دوتا، قدرت آسیب‌زدن
‫به اژدهایان رو داشتم، اونوقت...!

112
00:06:51,662 --> 00:06:52,789
‫اوه!

113
00:06:56,250 --> 00:07:01,881
‫با این شمشیرِ فرشته مرگ، تضمین می‌کنم
‫ می‌تونین اژدهایان هم بکشین.

114
00:07:02,465 --> 00:07:06,886
‫با این وجود، تضمینی به جونتون نیست.

115
00:07:10,348 --> 00:07:13,017
‫ا ـ این چطور ممکنه؟

116
00:07:13,851 --> 00:07:14,936
‫جادو.

117
00:07:14,936 --> 00:07:17,105
‫جادو معرکه‌ست!

118
00:07:19,649 --> 00:07:22,026
‫تا حالا تفنگی مثل این ندیدم.

119
00:07:22,026 --> 00:07:23,986
‫این یه تفنگِ جادوییه؟

120
00:07:24,237 --> 00:07:29,075
‫این تفنگ‌ها بارها قوی‌تر از اونایی هستن
‫ که الان تو کشور قابل دسترسن،

121
00:07:29,075 --> 00:07:31,244
‫ولی هنوز فقط تفنگ‌های معمولی‌ان.

122
00:07:31,452 --> 00:07:34,497
‫چیزی که درموردشون مهمه...

123
00:07:34,497 --> 00:07:35,957
‫گلوله‌ست.

124
00:07:45,883 --> 00:07:47,010
‫هاه!

125
00:07:47,010 --> 00:07:48,803
‫این تفنگ حرف نداره!

126
00:07:48,803 --> 00:07:52,599
‫با این دیگه راحت همه رو اذیت میکنم!
‫اینو کسی می‌گه که اخم به ابرو گرفته.

127
00:07:54,058 --> 00:07:57,604
‫چیزی ناراحتت کرده؟
‫آره! بیاید بریم اژدها بکشیم!
‫واسه اینه که اونا رو بازیچه خودم کردم؟

128
00:07:57,854 --> 00:08:00,607
‫نه خیلی. با اون مشکلی ندارم.

129
00:08:00,607 --> 00:08:04,152
‫بالأخره، می‌خوای
کاری کنی که برنده شن، درسته؟

130
00:08:05,445 --> 00:08:08,531
‫اما خب قول ندادم زنده هم می‌مونن.

131
00:08:09,032 --> 00:08:10,909
‫حالا سر چی نارحتی؟

132
00:08:11,868 --> 00:08:15,705
‫اولاً، به‌قدری خسته‌م
که روی زمین دراز کشیدم.

133
00:08:16,122 --> 00:08:18,416
‫دوماً هم، خب...

134
00:08:20,502 --> 00:08:24,839
‫لطفاً «فرشته مرگ» صدام نزن
‫و باهام معرکه راه ننداز.

135
00:08:25,089 --> 00:08:26,382
‫فرشته مرگ کبیر!

136
00:08:26,382 --> 00:08:28,801
‫لطفاً از این بندگان حقیر حفاظت کنید!

137
00:08:33,723 --> 00:08:35,266
‫نمی‌خوام...

138
00:08:35,266 --> 00:08:37,644
‫نمی‌خوام دور و ورم بپلکن.

139
00:08:38,061 --> 00:08:40,563
‫چون ممکنه به مرگشون ختم شه.

140
00:08:42,899 --> 00:08:44,734
‫اون‌سری گفتی

141
00:08:44,734 --> 00:08:48,154
‫فقط می‌تونی کنار کسایی که نمی‌میرن
‫ یا بهت آسیب نمی‌زنن بمونی.

142
00:08:48,363 --> 00:08:51,116
‫برای همینم منو انتخاب کردی،

143
00:08:51,116 --> 00:08:54,411
‫و به همین دلیل اون دختره، لئو رو ول کردی.

144
00:08:54,411 --> 00:08:55,620
‫ولش نکردم!

145
00:08:55,620 --> 00:08:56,996
‫خیلی هم ولش کردی.

146
00:08:57,580 --> 00:08:59,833
‫از زاویه دیدِ بی‌طرف اینطور به‌نظر میومد،

147
00:08:59,833 --> 00:09:03,086
‫و احتمالاً اون دختر هم
‫ کارتو همین‌شکلی برداشت کرده.

148
00:09:04,462 --> 00:09:06,548
‫این به تو مربوط نمی‌شه.

149
00:09:07,507 --> 00:09:11,469
‫اگه دوباره لئو رو جلوی چشمام از دست بدم چی؟

150
00:09:12,303 --> 00:09:14,264
‫فقط فکر کردن بهش...

151
00:09:16,266 --> 00:09:18,685
‫قلبمو به درد میاره.

152
00:09:20,353 --> 00:09:23,273
‫از اینکه حرف دلتو بهم زدی ممنونم.

153
00:09:23,940 --> 00:09:26,401
‫حالا یه‌کم بهتر درکت می‌کنم.

154
00:09:26,401 --> 00:09:27,694
‫باعث خوشحالیمه.

155
00:09:29,279 --> 00:09:31,406
‫من فضاهای ذخیره دارم، مگه نه؟

156
00:09:31,406 --> 00:09:33,491
‫یکی‌شون رو واسه تو باز می‌کنم.

157
00:09:33,491 --> 00:09:35,619
‫اونجا زندانیش کن.

158
00:09:35,619 --> 00:09:39,581
‫چیزخورش کن و تو حالت
‫ بی‌هوشی قرارش بده تا تقلا نکنه.

159
00:09:40,040 --> 00:09:43,710
‫وقتی که خوابه می‌تونی ازش مراقبت کنی.

160
00:09:43,710 --> 00:09:46,421
‫این کارا رو دوست داری، درست نمی‌گم؟

161
00:09:46,421 --> 00:09:50,133
‫باید به‌خودم دست‌مریزاد بگم!
‫نصیحت درجه‌یکی بود.

162
00:09:50,133 --> 00:09:52,010
‫اول باید سریع بدزدیم

163
00:09:52,010 --> 00:09:53,345
‫مشکلت چیه؟

164
00:09:53,345 --> 00:09:54,429
‫بگو می‌شنوم.

165
00:09:54,429 --> 00:09:57,891
‫مشکلم اینه که تو یه عوضیه!

166
00:09:57,891 --> 00:09:59,517
‫اینو زیاد می‌شنوم.

167
00:09:59,517 --> 00:10:02,270
‫به‌نظر خودم که از نقاط قوتمه.
‫توئم همین فکرو می‌کنی؟

168
00:10:02,270 --> 00:10:06,733
‫اینکه بدونی یه عوضی‌ام
‫ و اینکه واقعاً جهنمو بیارم جلو چشمت،

169
00:10:06,733 --> 00:10:09,402
‫دوتا موضوع کاملاً متفاوتن، نه؟

170
00:10:09,986 --> 00:10:15,075
‫از وقتی همو دیدیم، از این اخلاقِ
‫«خیلی چیزا درباره‌ت می‌دونم» بیزار بودم.

171
00:10:15,075 --> 00:10:16,535
‫جایگاهتو بشناس.

172
00:10:20,121 --> 00:10:23,708
‫تو می‌تونی همونجا با قلب شکستت دراز بکشی

173
00:10:23,708 --> 00:10:26,503
‫و برای ترکیب گلوله با نقره‌فامت جِز بزنی.

174
00:10:26,503 --> 00:10:28,004
‫اوه، درضمن...

175
00:10:28,004 --> 00:10:31,508
‫خیلی راجع به اینکه
‫نفرین‌شده‌ای و این‌چیزا حرف می‌زنی.

176
00:10:31,508 --> 00:10:32,968
‫ولی اشتباه می‌کنی.

177
00:10:33,260 --> 00:10:34,636
‫یه نفرین...

178
00:10:43,770 --> 00:10:45,730
‫تو نفرین‌شده نیستی.

179
00:10:47,441 --> 00:10:51,445
‫دیگه هیچ‌وقت دوباره واسم
‫ مظلوم‌بازی در نیار و آه و ناله نکن.

180
00:10:54,072 --> 00:10:55,073
‫پورو!

181
00:10:55,323 --> 00:10:56,825
‫کریمزن-شاما!

182
00:10:56,825 --> 00:11:01,204
‫بی‌نقص! همونطور که خواشتی
‫یکی از چشمام رو فرشتادم پایین تا شهر رو بپّاد.

183
00:11:01,788 --> 00:11:04,207
‫درحال حاضر شهر تو همچین وضعیتیه!

184
00:11:04,207 --> 00:11:06,168
‫پر خرابه‌ست!

185
00:11:06,168 --> 00:11:09,254
‫یه گردباد هم وسط شهره!

186
00:11:09,254 --> 00:11:12,132
‫اژدهای طوفان هم بین همونه!

187
00:11:12,132 --> 00:11:16,595
‫کلی هم آدمیزاد جلوی گردباد رو هوان!

188
00:11:16,636 --> 00:11:17,554
‫اوه.

189
00:11:17,554 --> 00:11:19,097
‫مجموعاً شونزده تا.

190
00:11:19,097 --> 00:11:21,767
‫تو خون غوطه‌ورن
‫ و یه‌سری هم اندامشونو ندارن.

191
00:11:21,767 --> 00:11:23,101
‫همه‌شون زنن؟

192
00:11:23,101 --> 00:11:24,603
‫پورو! بله که هشتن!

193
00:11:25,646 --> 00:11:29,149
‫ترووِر فرمان
داره تا توی شهر آماده‌باش وایسه

194
00:11:29,149 --> 00:11:32,527
‫و داره با ریز ریز کردنشون وقت می‌کشه.

195
00:11:32,527 --> 00:11:34,613
‫کله‌پوکِ رقت‌انگیزیه.

196
00:11:34,863 --> 00:11:37,407
‫اما لااقل تا وقتی سرش گرمه
‫سعی‌ نمی‌کنه این‌طرفی بیاد.

197
00:11:37,824 --> 00:11:41,995
‫واقعاً ممنون می‌شم اگه
‫ اون زنا تا جای ممکن طاقت بیارن.

198
00:11:41,995 --> 00:11:43,288
‫پورورو!

199
00:11:43,288 --> 00:11:46,291
‫کریمزن-شاما،
‫مثل همیشه خوراک لذیذی هشتید!

200
00:11:46,291 --> 00:11:49,878
‫نباید بذارم راگنا و
‫اون شکارچیان اژدها در این‌مورد بدونن.

201
00:11:49,878 --> 00:11:52,798
‫هیچ بازمانده‌ای توی شهر نمونده.

202
00:11:52,798 --> 00:11:55,676
‫فقط همینو بدونن کافیه؛
‫همین جواب می‌ده.

203
00:12:04,393 --> 00:12:05,894
‫جدی؟

204
00:12:05,894 --> 00:12:08,772
‫عه، پس اومدین.

205
00:12:08,772 --> 00:12:11,191
‫ولی خب از کمک دیگه گذشته.

206
00:12:13,318 --> 00:12:14,736
‫خوش آمدید.

207
00:12:15,070 --> 00:12:17,614
‫باد نیز به پیشوازتون اومده.

208
00:12:17,614 --> 00:12:20,325
‫اما متأسفانه، به طلوع نزدیکیم.

209
00:12:20,325 --> 00:12:22,744
‫باعث تأسفه، ولی
باید ازتون بخوام زمان دیگه‌ای

210
00:12:23,704 --> 00:12:25,205
‫اِهم!

211
00:12:26,707 --> 00:12:28,876
‫ما شکارچیان اژدها هستیم!

212
00:12:28,876 --> 00:12:31,086
‫واقعاً صبح دلپذیریه!

213
00:12:31,086 --> 00:12:36,467
‫صبحی بی‌نظیر برای شکارِ اژدهای پست
‫ که رفتارهای به‌شدت ظالمانه‌ای از خود بروز داده.

214
00:12:36,759 --> 00:12:39,595
‫و وقتی می‌گم «اژدهای پست»،
‫جنابعالی مدنظرم هستی.

215
00:12:39,595 --> 00:12:42,097
‫داری تظاهر می‌کنی که مثلاً با باد گپ می‌زنی

216
00:12:42,097 --> 00:12:45,184
‫درحالی که فقط
داری یه نمایش تک‌نفره اجرا می‌کنی.

217
00:12:45,434 --> 00:12:51,899
‫فرمانروات باید عقلش کم باشه که
‫ تو رو تنهایی توی همچین جای دورافتاده‌ای منتظر گذاشته!

218
00:12:52,232 --> 00:12:55,110
‫دلمون می‌سوزه، پس باهات بازی می‌کنیم.
‫دنبالمون بیا.

219
00:12:57,071 --> 00:12:58,405
‫تنها؟

220
00:12:58,405 --> 00:12:59,740
‫من؟

221
00:13:00,449 --> 00:13:02,117
‫درباره چی حرف می‌زنی؟

222
00:13:02,117 --> 00:13:03,327
‫تو اصلاً کی‌ای؟

223
00:13:03,327 --> 00:13:06,121
‫چرا یه انسان ناچیز
درباره خاندانمون وراجی می‌کنه؟

224
00:13:06,121 --> 00:13:07,956
‫پیشنهاد می‌کنم درمورد
‫موضوعاتی که نمی‌دونی حرف نزنی.

225
00:13:07,956 --> 00:13:08,957
‫البته فقط درحد پیشنهاده.

226
00:13:08,957 --> 00:13:11,251
‫اولاً، اصلاً قادر هستی
‫عظمتم رو به‌طور کامل درک کنی؟

227
00:13:11,251 --> 00:13:12,086
‫معلومه که نمی‌تونی!

228
00:13:12,086 --> 00:13:14,338
‫اگه می‌تونستی، همچین حرف‌های شنیعی نمی‌زدی.
‫من از کجا می‌دونم؟

229
00:13:14,338 --> 00:13:17,174
‫چون من دیزاس ترووِر هستم،
‫جایگاه سوم در خاندان بال.

230
00:13:17,174 --> 00:13:19,051
‫جایگاه سوم یعنی من بین سه‌نفر برترم.

231
00:13:19,051 --> 00:13:19,969
‫اصلاً حالیت می‌شه یعنی چی؟ می‌شه؟

232
00:13:19,969 --> 00:13:21,929
‫زبونت انگار بند اومده، ها؟
‫پس مجبورم باهات راه بیام.

233
00:13:21,929 --> 00:13:26,392
‫براساس شایعاتی که از باد شنیدم،
‫یه‌سری از انسان‌ها منو زندانِ طوفانی صدا می‌زنن.

234
00:13:26,392 --> 00:13:28,310
‫ظاهراً دلیلی که این لقبو گرفتم

235
00:13:28,310 --> 00:13:30,646
‫این بوده که انسان‌هایی که با بادم می‌رقصن
‫ جهنمی وحشتناک رو به‌چشم می‌بینن.

236
00:13:30,646 --> 00:13:31,730
‫این باعث رنجشم می‌شه.

237
00:13:31,730 --> 00:13:33,524
‫باور ندارم کاری که انجام می‌دم قبیح باشه،

238
00:13:33,524 --> 00:13:34,817
‫و قطعاً باد هم تقصیری نداره.

239
00:13:34,817 --> 00:13:36,235
‫چه بسا انسان‌ها
باید تلاش کنن با باد همراه بشن.

240
00:15:01,237 --> 00:15:06,409
‫اظهاراتِ گستاخانه و بی‌نزاکتیِ
‫چند لحظه پیشت رو می‌بخشم.

241
00:15:07,285 --> 00:15:09,996
‫ولی از چیزهای دیگه چشم‌پوشی نمی‌کنم!

242
00:15:09,996 --> 00:15:12,540
‫توهین‌هات نسبت به خاندان قابل‌بخشش نیست!

243
00:15:12,790 --> 00:15:14,875
‫گفتی «کم‌عقل»؟

244
00:15:14,875 --> 00:15:17,587
‫بنیانگذارمون رو کم‌عقل خطاب می‌کنی؟!

245
00:15:17,587 --> 00:15:22,592
‫حاکم ما، رهبر خاندان‌مون
‫که نجوای خداوندگار رو می‌شنوه!

246
00:15:22,925 --> 00:15:25,344
‫امثالِ یک انسان
جرئت کرده اونا رو خوار بشمره!

247
00:15:25,344 --> 00:15:26,846
‫به‌هیچ‌وجه قابل‌بخشش نیست!

248
00:15:26,846 --> 00:15:28,472
‫همه‌جا رو خون می‌گیره!

249
00:15:28,472 --> 00:15:31,100
‫همه‌جا! همه‌جا! همه‌جا! همه‌جا!

250
00:15:31,392 --> 00:15:36,105
‫خودِ باد چنین دستوری صادر می‌کــنـــه!

251
00:15:36,397 --> 00:15:37,607
‫چه هالویی.

252
00:15:38,399 --> 00:15:41,068
‫دوستان، طلوع آفتاب نزدیکه!

253
00:15:43,779 --> 00:15:45,781
‫نبرد در شرف وقوعه.

