﻿1
00:00:15,223 --> 00:00:18,810
‫از انتظار خسته شدم؛ بیارینش اینجا.

2
00:00:30,405 --> 00:00:32,073
‫بذار ببینم.

3
00:00:43,084 --> 00:00:44,586
‫خوشمزه‌س!

4
00:00:44,586 --> 00:00:48,381
‫سبزیجات بهاری به‌طور فوق‌العاده‌ای
‫ طعم عجیب گوشت رو می‌گیره.

5
00:00:48,381 --> 00:00:51,426
‫سس هم به‌طرز عالی غذا رو تکمیل می‌کنه!

6
00:00:52,469 --> 00:00:54,804
‫بسیار متشکرم! پس

7
00:00:54,804 --> 00:00:56,222
‫هرچند،

8
00:00:56,222 --> 00:01:00,518
‫به پای طعم خودتون نمی‌رسه.

9
00:01:23,833 --> 00:01:27,045
‫خدای ما فرمان بر نابودیِ امثال شما داده.

10
00:01:27,045 --> 00:01:28,588
‫به عبارت دیگه،

11
00:01:28,588 --> 00:01:34,219
‫اختیار تام دارم تا تک‌تک
‫ انسان‌های این کشور رو بخورم!

12
00:01:40,308 --> 00:01:45,146
‫حالا، بزرگ‌ترین ضیافت تاریخ شروع می‌شه!

13
00:01:59,202 --> 00:02:00,662
‫درخت یخ زد؟!

14
00:02:00,662 --> 00:02:02,330
‫پس واقعاً یه اژدها پشت قضیه‌ست!

15
00:02:02,998 --> 00:02:06,042
‫تا وقتی آفتاب بیرونه،
‫اژدهایان نمی‌تونن حمله کنن.

16
00:02:06,042 --> 00:02:09,254
‫دیگه نمی‌تونیم به همچین
‫حقیقت ساده‌ای هم اعتماد کنیم؟

17
00:02:14,301 --> 00:02:15,594
‫تمومی نداره.

18
00:02:17,012 --> 00:02:17,929
‫لعنتی!

19
00:02:20,307 --> 00:02:21,016
‫راگنا!

20
00:02:23,518 --> 00:02:24,394
‫لئو!

21
00:02:28,940 --> 00:02:30,317
‫چی؟ اون چی بود؟

22
00:02:30,734 --> 00:02:31,776
‫اون چیه؟

23
00:02:43,246 --> 00:02:44,497
‫من...

24
00:02:45,457 --> 00:02:46,583
‫راگـ...

25
00:02:54,424 --> 00:02:55,383
‫راگنا!

26
00:02:57,302 --> 00:03:00,430
‫راگنا! هی، وایسا، راگنا!

27
00:03:00,430 --> 00:03:02,015
‫کجا داری می‌ری؟

28
00:03:03,016 --> 00:03:04,476
‫بهش نمی‌رسم!

29
00:03:04,476 --> 00:03:06,603
‫راگنا! آهای!

30
00:03:07,020 --> 00:03:08,396
خواب بودم...

31
00:03:08,730 --> 00:03:10,565
واقعاً خواب بودم؟

32
00:03:10,565 --> 00:03:12,317
تو همچین زمانی؟

33
00:03:12,317 --> 00:03:15,445
بعد از نجات لئو، انقدر خیالم راحت شد
‫ که گاردمو پایین آوردم و خوابیدم؟

34
00:03:16,655 --> 00:03:19,282
هنوز خطر رفع نشده؛ اون وقت من...

35
00:03:19,741 --> 00:03:21,409
باید می‌دونستم!

36
00:03:24,412 --> 00:03:25,247
‫همم؟

37
00:03:25,956 --> 00:03:29,459
‫هوی! وایسا، تویی که رنگت نقره‌ایه!

38
00:03:29,459 --> 00:03:31,336
‫اینجا ملک خصوصیه!

39
00:03:31,336 --> 00:03:33,129
‫آسیب بیشتر از این مجاز

40
00:03:40,387 --> 00:03:42,305
من نفرین شدم.

41
00:03:42,764 --> 00:03:45,767
تمام نزدیکانم توسط اژدهایان کشته می‌شن.

42
00:03:46,560 --> 00:03:49,145
وقتی آینده رو دیدم، اینو فهمیدم.

43
00:03:49,521 --> 00:03:51,189
باید چیکار کنم؟

44
00:03:51,189 --> 00:03:53,525
چیکار کنم که همه رو از دست ندم؟

45
00:03:54,192 --> 00:03:55,861
جوابش ساده‌ست...

46
00:03:56,319 --> 00:03:58,488
نابودی تک‌تک اژدهایان.

47
00:03:58,488 --> 00:04:00,323
پاک کردن وجودشون از این دنیا!

48
00:04:00,323 --> 00:04:01,783
با دستای خودم!

49
00:04:01,783 --> 00:04:03,326
این تنها راهه.

50
00:04:03,577 --> 00:04:05,036
مجبورم انجامش بدم.

51
00:04:05,912 --> 00:04:07,080
اما...

52
00:04:07,080 --> 00:04:08,707
از پسش برمیام؟

53
00:04:08,707 --> 00:04:10,417
کسی مثل من؟

54
00:04:10,417 --> 00:04:13,253
حتی منِ آینده هم موفق نشد.

55
00:04:13,587 --> 00:04:15,672
‫ببخشید؛ حالتون خوبه؟

56
00:04:15,672 --> 00:04:16,673
‫ها؟

57
00:04:20,802 --> 00:04:23,889
‫تـ ـ تو اینجا چیکار می‌کنی؟

58
00:04:23,889 --> 00:04:28,101
‫ها؟ چیزه، خب، چی

59
00:04:28,101 --> 00:04:29,519
‫فهمیدم!

60
00:04:29,519 --> 00:04:32,480
‫اومدی تا منو پیدا کنی، مگه نه؟

61
00:04:32,480 --> 00:04:34,065
‫درباره چی حرف می‌زنید؟

62
00:04:34,649 --> 00:04:36,359
فقط تصادفیه؟

63
00:04:36,735 --> 00:04:38,028
‫خب، مهم نیست.

64
00:04:38,361 --> 00:04:40,822
‫زحمت پیدا کردنت رو کم می‌کنه.

65
00:04:41,531 --> 00:04:43,033
‫آمم...

66
00:04:43,033 --> 00:04:45,702
‫الان می‌خوام تمام اژدهایانِ
‫این سرزمین رو نابود کنم.

67
00:04:47,204 --> 00:04:49,664
‫توی این کار کمکم کن، کریمزن.

68
00:04:50,290 --> 00:04:52,125
‫کریمزن؟

69
00:04:52,751 --> 00:04:56,713
‫عذر می‌خوام؛ فکر می‌کنم
‫ منو با یکی دیگه اشتباه گرفتید.

70
00:04:56,713 --> 00:04:58,173
‫اسم من الیـ ـ

71
00:04:58,173 --> 00:04:59,382
‫الیزا یورکشیا

72
00:05:00,884 --> 00:05:04,930
‫تو یه پسر چهارده ساله،
‫ اهل یه روستای زراعی هستی.

73
00:05:04,930 --> 00:05:08,433
‫یه اژدها به کارفرمات حمله کرد،
‫و تو ناپدید شدی.

74
00:05:08,433 --> 00:05:10,393
‫یا حداقل داستان ساختگی‌ت اینه.

75
00:05:10,393 --> 00:05:12,896
‫این چیزیه که آینده‌ت بهم گفت.

76
00:05:13,563 --> 00:05:15,899
‫متوجه نمی‌شم درباره چی حرف می‌زنید.

77
00:05:15,899 --> 00:05:18,318
‫درضمن اسم من الیزا نیست، الیزه

78
00:05:18,318 --> 00:05:20,278
‫اسم تو کریمزن، پادشاه اژدهاـست!

79
00:05:20,904 --> 00:05:23,740
‫جایگاه اول؛ پادشاه بالدار.

80
00:05:24,491 --> 00:05:27,285
‫ارباب سابقِ خاندان بال.

81
00:05:27,744 --> 00:05:31,248
‫کسی قصد کشتن
‫ خدای اژدها رو داشت؛ یک خائن.

82
00:05:32,290 --> 00:05:34,626
‫تو آینده و حال رو به‌هم متصل کردی

83
00:05:34,626 --> 00:05:37,879
‫و قدرت منِ آینده رو
‫ به منِ زمان‌حال منتقل کردی.

84
00:05:37,879 --> 00:05:42,509
‫هدفِ تو، نابودی تمام اژدهایان، از جمله خودته.

85
00:05:43,426 --> 00:05:45,137
‫دلیلش رو نمی‌دونم.

86
00:05:45,137 --> 00:05:47,347
‫ولی برای اینکار مصمم بودی.

87
00:05:48,890 --> 00:05:51,226
‫از من استفاده کن، کریمزن.

88
00:05:51,935 --> 00:05:54,479
‫منم می‌خوام تمام اژدهایان رو از بین ببرم.

89
00:05:54,980 --> 00:05:58,608
‫آینده‌هامون نتونستن از پسش بربیان؛
‫بیا این‌بار موفق بشیم!

90
00:06:16,460 --> 00:06:17,419
‫ها؟

91
00:06:17,669 --> 00:06:19,880
‫لطفاً تمومش کن.

92
00:06:19,880 --> 00:06:22,466
‫اول یه مرد صدام کردی و بعد یه اژدها؟

93
00:06:22,466 --> 00:06:24,801
‫خیلی بی‌حیایی!

94
00:06:27,762 --> 00:06:28,930
‫راگنا!

95
00:06:28,930 --> 00:06:29,848
‫لئو.

96
00:06:30,474 --> 00:06:33,101
‫خدایا، خیلی سریع می‌دوئی!

97
00:06:33,101 --> 00:06:35,937
‫درخت‌ها یهو دونه‌دونه افتادن!

98
00:06:35,937 --> 00:06:38,190
‫یعنی دیگه شکار تموم شد؟

99
00:06:40,108 --> 00:06:43,570
‫احمق گستاخ!

100
00:06:46,156 --> 00:06:49,075
‫یه انسان ناچیز چطور جرئت داره
‫ به یکی هشت جایگاه برتر اژدهایان،

101
00:06:49,075 --> 00:06:52,078
‫ملگوبده‌ی کبیر آسیب بزنه؟

102
00:06:52,078 --> 00:06:54,831
‫چه بی‌حرمتی‌ای!

103
00:06:56,416 --> 00:07:00,504
‫حالا تیکه‌تیکه‌ت می‌کنم!

104
00:07:05,592 --> 00:07:07,052
‫منفجر شو.

105
00:07:20,273 --> 00:07:21,691
‫حالت خوبه؟

106
00:07:21,691 --> 00:07:23,360
‫آ ـ آره.

107
00:07:23,360 --> 00:07:24,986
‫اوه، خوبه.

108
00:07:24,986 --> 00:07:29,616
‫ولی راگنا، واقعاً قوی‌تر شدی، مگه نه؟

109
00:07:31,368 --> 00:07:33,662
‫دقیقاً همونطور که گفتم!

110
00:07:34,413 --> 00:07:38,750
‫لحظه‌ای که دیدمت،
‫حس می‌کردم قوی می‌شی!

111
00:07:38,750 --> 00:07:43,171
‫البته فکر نمی‌کردم انقدر سریع باشه.

112
00:07:43,171 --> 00:07:46,466
‫حالا شاید سخت باشه که به پات برسم!

113
00:07:52,514 --> 00:07:55,100
‫لئو، یه خواهشی ازت دارم.

114
00:07:55,767 --> 00:07:59,438
‫اهالی شهر که هنوز موندن رو بردار و از مرز رد شو.

115
00:08:00,147 --> 00:08:01,398
‫خودت چطور؟

116
00:08:01,398 --> 00:08:04,776
‫من می‌خوام... اینجا بمونم
‫ و یه قضیه رو حل‌وفصل کنم.

117
00:08:05,026 --> 00:08:07,779
‫به محض اینکه کارم تموم شد میام پیشت؛ پس

118
00:08:07,779 --> 00:08:08,905
‫نه.

119
00:08:09,823 --> 00:08:11,616
‫منم باهات میام.

120
00:08:12,033 --> 00:08:14,494
‫کاری که باید انجام بدم خطرناکه.

121
00:08:14,494 --> 00:08:16,288
‫منظورت چیه؟

122
00:08:16,288 --> 00:08:17,873
‫ما شکارچی اژدهاییم!

123
00:08:17,873 --> 00:08:19,708
‫خطر بخشی از کارمونه!

124
00:08:20,167 --> 00:08:22,002
‫چرا همچین چیزی می‌گی؟

125
00:08:22,002 --> 00:08:24,546
‫چرا می‌خوای منو ول کنی؟

126
00:08:24,546 --> 00:08:27,549
‫لئو، اشتباه می‌کنی؛ گوش بده.

127
00:08:27,549 --> 00:08:29,551
‫فقط برای یه‌مدت کوتاه، جداگونه کار می‌کنیم.

128
00:08:29,551 --> 00:08:32,679
‫فقط باید به حرفی که می‌گم گوش بدی!

129
00:08:34,514 --> 00:08:37,601
‫نه... این منظورم...

130
00:08:39,102 --> 00:08:43,357
تا به‌حال ندیده بودم
‫لئو اینطوری از کوره در بره.

131
00:08:43,774 --> 00:08:49,780
اون قویه، آرومه،
‫و از رو حس ششم می‌دونه چی درسته.

132
00:08:49,780 --> 00:08:52,824
بهتر از بزرگ‌ترها می‌تونه
‫تصمیم بگیره و وارد عمل بشه.

133
00:08:53,367 --> 00:08:56,703
حس می‌کردم همیشه می‌تونه موفق باشه.

134
00:08:56,703 --> 00:08:59,164
ولی اون فقط یه بچه‌ست.

135
00:08:59,164 --> 00:09:01,375
هنوز فقط دوازده سالشه.

136
00:09:02,626 --> 00:09:04,961
ولی چون ضعیف و رقت‌انگیز بودم،

137
00:09:04,961 --> 00:09:08,048
مجبور بود همیشه بیش از حد نیاز، قوی باشه.

138
00:09:08,298 --> 00:09:10,717
‫تو حالمو به‌هم می‌زنی!

139
00:09:10,717 --> 00:09:15,013
‫یه دختر بچه رو به‌عنوان یه قهرمان
‫الگو قرار دادی و پشتش قایم شدی!

140
00:09:15,514 --> 00:09:17,974
اگه واقعاً بخوام ازش محافظت کنم...

141
00:09:17,974 --> 00:09:20,602
اگه بخوام تا آخرین لحظه در امان نگهش دارم...

142
00:09:21,436 --> 00:09:24,314
نباید به خودم اجازه بدم ضعیف بمونم.

143
00:09:24,690 --> 00:09:25,816
‫لئو.

144
00:09:26,316 --> 00:09:30,654
‫یادته اولین‌باری که همو دیدیم چی گفتی؟

145
00:09:31,863 --> 00:09:33,824
‫این تقصیر تو نیست.

146
00:09:35,117 --> 00:09:37,119
‫ضعیف‌ها می‌میرن.

147
00:09:37,494 --> 00:09:40,247
‫کسایی که از اژدهایان قوی‌ترن، زنده می‌مونن.

148
00:09:40,497 --> 00:09:43,625
‫من قوی ام؛ پس نمی‌میرم.

149
00:09:44,918 --> 00:09:46,920
‫ثابتش می‌کنم.

150
00:09:47,421 --> 00:09:48,839
‫بیا بریم!

151
00:09:55,429 --> 00:09:57,848
‫چیزی که گفتی نجاتم داد.

152
00:09:59,266 --> 00:10:02,102
‫لئو، واقعاً خوشحالم که دیدمت.

153
00:10:02,686 --> 00:10:05,605
‫ولی دیگه نمی‌تونیم باهم باشیم.

154
00:10:06,273 --> 00:10:08,317
‫اینکارو نکن، راگنا!

155
00:10:08,317 --> 00:10:10,610
‫اگه اینو بگی، ما نمی‌تونیم

156
00:10:11,987 --> 00:10:13,780
‫تو ضعیفی.

157
00:10:15,282 --> 00:10:17,284
‫اگه باهم باشیم می‌میری.

158
00:10:23,040 --> 00:10:25,876
‫راگـنــا!

159
00:10:34,509 --> 00:10:35,761
‫لئو.

160
00:10:40,223 --> 00:10:41,642
‫خدانگهدار.

161
00:10:48,023 --> 00:10:49,608
‫تو چطور، راگنا؟

162
00:10:49,608 --> 00:10:51,610
‫تو هم رؤیایی مثل این داری؟

163
00:10:52,319 --> 00:10:56,156
‫تا وقتی کنار تو باشم، چیز دیگه‌ای نمی‌خوام.

164
00:11:01,578 --> 00:11:03,288
‫به همین راضی‌ای؟

165
00:11:03,288 --> 00:11:05,540
‫اینکه اونطوری راهتو باهاش جدا کردی.

166
00:11:05,791 --> 00:11:07,167
‫مشکلی نیست.

167
00:11:07,542 --> 00:11:13,966
‫فقط می‌تونم پیش افرادی بمونم که
‫ نمی‌میرن یا مرگشون بهم آسیب نمی‌رسونه.

168
00:11:16,927 --> 00:11:20,055
‫خب، حالا دیگه باید برگردم خونه

169
00:11:20,055 --> 00:11:22,224
‫لطفاً‌ بهم گوش بده، کریمزن!

170
00:11:22,933 --> 00:11:24,935
‫کسی به اسم کریمزن نمی‌شناسم!

171
00:11:24,935 --> 00:11:29,940
‫اولاً، اگه اژدها بودم همون‌لحظه که
‫ نور خورشید بهم ‌خورد باید می‌مردم!

172
00:11:29,940 --> 00:11:31,817
‫واسه تو مشکلی نیست.

173
00:11:31,817 --> 00:11:34,903
‫قدرت‌هایی که به‌عنوان
‫ پادشاه اژدها داشتی، مهر شدن.

174
00:11:35,362 --> 00:11:39,574
‫با اینکه فقط می‌تونی یه‌کم جادو استفاده کنی، دیگه نقطه‌ضعفی نداری.

175
00:11:39,574 --> 00:11:41,159
‫دیگه کافیه!

176
00:11:41,159 --> 00:11:45,038
‫خودت تنها می‌تونی بری با هر
‫ خدا و کوفت و زهرماری بجنگی.

177
00:11:45,038 --> 00:11:47,165
‫برات آرزوی شکار خوبی می‌کنم.

178
00:11:47,165 --> 00:11:48,625
‫و همینطور...

179
00:11:48,667 --> 00:11:51,044
‫خودت می‌بینی که، من یه دخترم!

180
00:11:51,795 --> 00:11:54,798
‫تو هروقت دلت خواست می‌تونی
‫ جنسیت و سن‌تو عوض کنی.

181
00:11:54,798 --> 00:11:56,383
‫اصلاً هم نمی‌تونم!

182
00:11:59,052 --> 00:12:02,055
چطوری قراره اعتمادش رو جلب کنم؟

183
00:12:03,348 --> 00:12:05,225
‫بیا همدیگه رو ببینیم.

184
00:12:05,225 --> 00:12:07,185
‫اون‌موقع این داستان شروع می‌شه.

185
00:12:07,185 --> 00:12:11,106
‫همو ملاقات کردیم،
‫ اما زودتر از نسخه‌های آینده‌مون.

186
00:12:11,106 --> 00:12:12,566
‫اما فقط...

187
00:12:12,566 --> 00:12:15,861
‫قرار نیست از همون اول‌کار بهت اعتماد کنم.

188
00:12:18,447 --> 00:12:19,948
‫بهم گوش بده، کریمزن.

189
00:12:19,948 --> 00:12:22,451
‫این‌شکلی یهو جلو روم سبز نشو!

190
00:12:22,701 --> 00:12:24,036
‫من...

191
00:12:24,411 --> 00:12:26,079
‫خوندن و نوشتن بلدم!

192
00:12:28,081 --> 00:12:30,542
‫ها؟ خوندن و نوشتن؟

193
00:12:30,542 --> 00:12:32,586
‫حسابداری و دفترداری هم بلدم.

194
00:12:32,586 --> 00:12:35,756
‫یاد گرفتم چطور برای لئو مفید باشم.

195
00:12:36,340 --> 00:12:37,674
‫آشپزی هم بلدم.

196
00:12:37,674 --> 00:12:41,470
‫توی پختنِ انواع گوشت هم مهارت دارم،
‫چون لئو عاشق گوشته.

197
00:12:41,470 --> 00:12:43,680
‫پخت غذای گیاهی هم خوب بلدم.

198
00:12:43,680 --> 00:12:46,558
‫کلی روشون کار کردم، وگرنه لئو اونارو نمی‌خوره.

199
00:12:47,309 --> 00:12:50,854
‫تمیزکاری، رختشویی، دوخت‌ودوز، کار خونه؛
‫همه رو بلدم.

200
00:12:50,854 --> 00:12:53,065
‫همه رو یاد گرفتم تا بتونم از لئو مراقبت کنم!

201
00:12:53,065 --> 00:12:54,942
‫برای چی اینو بهم می‌گی؟

202
00:12:55,234 --> 00:13:00,197
‫تمام کارهایی که تا حالا برای لئو
‫انجام دادم رو برات انجام می‌دم.

203
00:13:00,530 --> 00:13:02,783
‫پس بیا باهمدیگه اژدهایان رو نابود کنیم!

204
00:13:02,783 --> 00:13:04,493
‫به هیچ‌وجه.

205
00:13:04,785 --> 00:13:09,414
‫حالا که حرفش شد، لئو اسم اون بچه‌ست
‫ که یکم قبل ازش جدا شدی، نه؟

206
00:13:09,414 --> 00:13:13,168
‫و حالا چشمت افتاده دنبال یه زن جوونِ دیگه؟

207
00:13:13,168 --> 00:13:15,128
‫تو سرت چی می‌گذره؟

208
00:13:15,128 --> 00:13:16,713
‫نه، تو یه مَردی.

209
00:13:16,713 --> 00:13:19,883
‫نمی‌تونم انتظاراتت رو برآورده کنم.

210
00:13:19,883 --> 00:13:20,968
‫معذرت می‌خوام.

211
00:13:24,680 --> 00:13:27,224
‫هی، چی شد؟

212
00:13:32,354 --> 00:13:33,856
‫چه تب شدیدی.

213
00:13:37,776 --> 00:13:39,903
‫بی‌هوش شدی، ها؟

214
00:14:00,549 --> 00:14:04,761
‫تحسین‌برانگیزه که
‫یه بدن انسانی به این حد قدرت برسه.

215
00:14:06,513 --> 00:14:10,309
‫انقدر تحت‌تأثیر قرار گرفتم،
‫ که دیگه طاقتم تاب اومده.

216
00:14:10,601 --> 00:14:12,269
‫تو دیگه کی‌ای؟

217
00:14:12,269 --> 00:14:13,604
‫پادشاه اژدها، کریمزن.

218
00:14:15,939 --> 00:14:19,359
‫امروز اومدم تا بهت یه پیشنهاد بدم.

219
00:14:22,446 --> 00:14:25,824
‫بیا متحد شیم، فرشته‌ی مرگ راگنا.

220
00:14:29,369 --> 00:14:30,787
‫یه جبهه مشترک.

221
00:14:30,787 --> 00:14:32,581
‫باهم می‌تونیم تمام اژدهایا

222
00:14:36,752 --> 00:14:38,754
‫من می‌تونم...

223
00:14:38,921 --> 00:14:41,423
‫از قدرتت به‌خوبی استفاده کنم...

224
00:14:41,632 --> 00:14:43,759
‫بهتر از چیزی که خودت می‌تونی.

225
00:14:47,429 --> 00:14:49,181
‫دیگه بیدار شدی؟

226
00:14:50,307 --> 00:14:54,102
‫خب بالأخره، نمی‌تونم مردی که
‫ جونمو نجات داد رو همینطوری ول کنم.

227
00:14:56,939 --> 00:14:58,565
‫خواب بودم؟

228
00:14:58,565 --> 00:15:01,360
‫بدنم هنوز به هنر جنگیِ نقره‌فام عادت نکرده؟

229
00:15:02,194 --> 00:15:03,862
‫تو چی فکر می‌کنی، کریمزن؟

230
00:15:03,862 --> 00:15:05,697
‫من کریمزن نیستم.

231
00:15:06,740 --> 00:15:11,119
‫اون اژدها درباره
نابودیِ پادشاهی راست می‌گفت؟

232
00:15:11,119 --> 00:15:12,621
‫راسته.

233
00:15:12,621 --> 00:15:15,082
‫برای همین باید
تمام اژدهایانِ اینجا رو بکشیم.

234
00:15:15,082 --> 00:15:18,836
‫ولی هرچه سریع‌تر باید ترتیبِ اون پادشاه بالدار
‫ که رهبریشون می‌کنه رو بدیم.

235
00:15:18,836 --> 00:15:20,629
‫شوخی می‌کنی دیگه؟

236
00:15:20,629 --> 00:15:22,256
‫نسخه‌های آینده‌مون انجامش دادن.

237
00:15:25,217 --> 00:15:27,469
‫حدوداً بیست‌سال از الان.

238
00:15:28,262 --> 00:15:31,014
‫ولی این‌بار، می‌تونیم سریعتر تمومش کنیم.

239
00:15:31,014 --> 00:15:33,559
‫چون ما الانشم همو دیدیم.

240
00:15:39,440 --> 00:15:42,234
انسانی که راجع به گذشته‌م می‌دونه...

241
00:15:42,234 --> 00:15:44,903
می‌گه «نسخه‌های آینده‌مون».

242
00:15:44,903 --> 00:15:47,614
تا حالا چیزی شبیه این برام اتفاق نیفتاده؛

243
00:15:48,073 --> 00:15:50,576
ولی به‌نظر جالب میاد.

244
00:15:51,326 --> 00:15:55,914
زمانی که خواب بود، بدنش رو
‫ بررسی کردم و به دوتا نکنه رسیدم،

245
00:15:56,081 --> 00:15:58,125
اون خودشو توی نقره‌فام نمی‌پوشونه،
‫ولی تولید و ساطعش می‌کنه.

246
00:15:58,125 --> 00:15:59,793
کارکردش مشخص نیست.

247
00:15:59,793 --> 00:16:01,962
و پتانسیلی که داره...

248
00:16:02,713 --> 00:16:05,591
به‌طور غیرقابل‌ باوری، زیاده!

249
00:16:06,383 --> 00:16:08,093
می‌خوام امتحانش کنم!

250
00:16:08,093 --> 00:16:09,887
روش جدیدی برای قتل‌عام اژدهایان!

251
00:16:09,887 --> 00:16:11,096
می‌خوام بکشمشون!

252
00:16:11,096 --> 00:16:12,055
می‌خوام بکشم!

253
00:16:12,055 --> 00:16:13,265
همه رو می‌خوام بکشم!

254
00:16:13,766 --> 00:16:17,519
از آخرین‌بار که انقدر هیجان‌زده بودم چقدر می‌گذره؟

255
00:16:18,562 --> 00:16:19,480
‫خب...

256
00:16:25,611 --> 00:16:26,987
‫اونجا چیه؟

257
00:16:27,196 --> 00:16:29,865
‫جاییه که همه‌ی مردم شهر سمتش می‌رفتن.

258
00:16:31,366 --> 00:16:33,577
‫تو که فکر نمی‌کنی بهشون حمله شده؟

259
00:16:52,387 --> 00:16:54,098
‫هنر جنگی نقره‌فام.

260
00:17:14,785 --> 00:17:17,287
خودِ شمشیر خوش‌ساخت نیست؛

261
00:17:17,287 --> 00:17:20,707
ولی یه تماس کوچیک می‌تونه
‫ اژدهای عادی رو تا مغزاستخون منجمد کنه.

262
00:17:21,125 --> 00:17:24,503
به‌قدری نیرومنده که حتی یه اژدهاکشِ سطح‌پایین

263
00:17:24,503 --> 00:17:26,714
می‌تونه اژدهایانِ برتر رو باهاش بکشه.

264
00:17:27,589 --> 00:17:29,633
این فرای قدرت یه آدمه.

265
00:17:29,633 --> 00:17:31,677
قدرتی عظیم و پیچیده.

266
00:17:32,970 --> 00:17:36,098
با این شمشیر می‌شه یه احتمال داد.

267
00:17:36,682 --> 00:17:39,893
اگه بتونیم لشکری رو مجهز به سلاحی مشابه کنیم،

268
00:17:39,893 --> 00:17:43,522
و اگه اون لشکر به کنترلم دربیاد...

269
00:17:52,322 --> 00:17:54,324
‫ای خادم من، بیرون بیا.

270
00:17:56,702 --> 00:17:59,079
‫پورورو!

271
00:17:59,329 --> 00:18:02,541
‫یه اسلایم تو شکم کریمزن بود، ها؟

272
00:18:02,833 --> 00:18:04,126
‫پورورورورو!

273
00:18:04,126 --> 00:18:06,045
‫وقشته منم به یه دردی بخورم!

274
00:18:11,800 --> 00:18:13,635
‫سکوت کنید، موجودات ناچیز!

275
00:18:15,679 --> 00:18:17,556
‫سکوت کنید و بمیرید.

276
00:18:23,979 --> 00:18:26,148
‫پس واقعاً کریمزن بودی.

277
00:18:26,440 --> 00:18:28,192
‫اسمت راگنا بود دیگه؟

278
00:18:28,192 --> 00:18:31,362
‫پیشنهاد اتحادت رو می‌پذیرم.

279
00:18:31,362 --> 00:18:32,738
‫ولی یه شرط داره.

280
00:18:35,407 --> 00:18:37,117
‫اون سمّه.

281
00:18:37,117 --> 00:18:39,912
‫بعد خوردنش، با عذابی وصف‌ناپذیر می‌میری.

282
00:18:40,412 --> 00:18:41,955
‫ولی خیالت راحت.

283
00:18:41,955 --> 00:18:47,086
‫فقط زمانی اثر می‌کنه
‫ که بخوای بهم خیانت کنی.

284
00:18:47,461 --> 00:18:49,880
‫قدرتت برام خطر محسوب می‌شه.

285
00:18:49,880 --> 00:18:51,965
‫ضمانت نیاز دارم.

286
00:18:51,965 --> 00:18:57,096
‫اگه خواهان اینی که ازت استفاده ببرم،
‫همین حالا اون سم رو بنو

287
00:18:58,472 --> 00:18:59,807
‫تمومه.

288
00:19:00,099 --> 00:19:02,518
‫یه‌ذره هم تردید نکردی.

289
00:19:02,518 --> 00:19:04,311
‫چی باعث چنین اطمینانی شده؟

290
00:19:04,311 --> 00:19:06,897
‫چرا انقدر مصمم به نابودی اژدهایانی؟

291
00:19:07,314 --> 00:19:08,816
‫برای محافظت.

292
00:19:08,816 --> 00:19:11,068
‫محافظت از چیزایی که منِ آینده از دست‌داد.

293
00:19:11,068 --> 00:19:13,362
‫محافظت از چیزایی که قراره از دست‌بدم.

294
00:19:13,362 --> 00:19:14,738
‫محافظت از همه‌چیز!

295
00:19:15,197 --> 00:19:17,449
‫برای همین می‌خوام همه‌شون رو نابود کنم!

296
00:19:17,449 --> 00:19:18,283
‫هه!

297
00:19:18,283 --> 00:19:22,705
‫پس چون از باختن می‌ترسی،
می‌خوای همه‌شون رو نیست کنی؟

298
00:19:22,705 --> 00:19:25,249
‫واقعاً که خیلی کودنی!

299
00:19:25,249 --> 00:19:28,544
‫به‌نظر نمی‌رسه
ویژگی‌های یه قهرمان رو داشته باشی.

300
00:19:28,544 --> 00:19:32,631
‫اما به‌عنوان
یه ابزار، می‌شه بهت امیدوار بود.

301
00:19:33,215 --> 00:19:35,217
‫ازت استفاده می‌کنم.

302
00:19:35,217 --> 00:19:37,219
‫هدایتت می‌کنم...

303
00:19:37,678 --> 00:19:40,097
‫به مسیری آغشته از ویرانی‌های خونم.

304
00:19:40,639 --> 00:19:48,063
‫بال. فلس. پنجه. غرش. چشم. استخوان.

305
00:19:50,024 --> 00:19:52,943
‫ما هر شش خاندان رو زمین می‌زنیم.

306
00:19:52,943 --> 00:19:55,529
‫بعد، خدا رو به هلاکت می‌رسونیم!

307
00:19:56,322 --> 00:19:57,823
‫با شمشیر نقره تکه‌تکه می‌کنیم!

308
00:19:57,823 --> 00:19:59,366
‫در نور خورشید آتششون می‌زنیم!

309
00:19:59,366 --> 00:20:01,452
‫حتی یک قطره خون هم باقی نمی‌ذاریم!

310
00:20:01,785 --> 00:20:05,414
اوه، این حرف‌ها رو از آینده شنیده بودم.

311
00:20:05,414 --> 00:20:10,002
‫هر چیز که به
 اژدیاهان ختم می‌شه رو زیر پا دفن می‌کنیم!

312
00:20:10,002 --> 00:20:11,170
‫همه رو!

313
00:20:11,420 --> 00:20:13,589
این‌بار حتماً پیروز می‌شیم!

314
00:20:13,964 --> 00:20:20,429
‫و زمانی که چیزی جز خاکستر
‫باقی نموند، می‌تونی زندگیم رو

315
00:20:20,429 --> 00:20:21,722
‫می‌دونم!

316
00:20:23,098 --> 00:20:25,017
‫وقتی همه‌ی اینا تموم شد، سرت رو می‌زنم.

317
00:20:25,476 --> 00:20:26,977
‫احسنت!

318
00:20:27,269 --> 00:20:28,979
‫بهتره شروع کنیم...

319
00:20:28,979 --> 00:20:31,482
‫نبردی که سرنوشت جهان رو تغییر می‌ده

320
00:20:32,232 --> 00:20:36,153
‫و داستانِ من و تو
‫از نابودی تمام اژدهایان.

