﻿1
00:00:36,286 --> 00:00:37,746
‫هنوز کمه.

2
00:00:43,918 --> 00:00:45,754
‫باید قوی‌تر بشم.

3
00:00:48,965 --> 00:00:50,842
‫باید...

4
00:00:52,135 --> 00:00:53,553
‫باید قوی‌تر بشم!

5
00:01:17,202 --> 00:01:19,120
‫نزدیک بود، نه؟

6
00:01:20,497 --> 00:01:23,416
‫باید موقع مبارزه حواستو جمع کنی.

7
00:01:24,000 --> 00:01:25,710
‫مثل من.

8
00:01:26,086 --> 00:01:27,921
‫مگه نه، راگنا؟

9
00:01:29,965 --> 00:01:31,675
‫ممنون، لئو.

10
00:01:33,551 --> 00:01:35,929
‫اشتباهه، راگنا.

11
00:01:35,929 --> 00:01:39,140
‫قرار بود موقع تعریف ازم چیکار کنی؟

12
00:02:03,581 --> 00:02:07,002
تو به حقیقت چنگ انداختی

13
00:02:07,252 --> 00:02:12,007
در جایی که سرنوشت نابود و تکه‌تکه می‌شه

14
00:02:14,593 --> 00:02:16,886
اگه بتونم قوی‌تر بشم، همه‌کاری می‌کنم

15
00:02:17,095 --> 00:02:19,180
از هر شکست درسی بگیر

16
00:02:19,222 --> 00:02:23,810
تا دیگه هیچ‌ حسرتی نداشته باشی

17
00:02:33,737 --> 00:02:36,281
تمام نیکی و خوبی‌ها ‌بلعیده می‌شن

18
00:02:36,489 --> 00:02:40,368
تا آخرین نفس‌هام
در اینجا ایستادگی خواهم کرد

19
00:02:54,466 --> 00:02:55,467
‫اژدهایان.

20
00:02:56,968 --> 00:03:00,513
‫موجوداتی با خونی باستانی و جادویی.

21
00:03:01,389 --> 00:03:04,517
‫دشمنان طبیعی و شکارچیانِ انسان‌ها.

22
00:03:06,061 --> 00:03:08,271
‫دو راه برای کشتن یک اژدها وجود داره.

23
00:03:09,606 --> 00:03:14,319
‫با استفاده از نقره‌فام که هاله‌ی ساطع‌شده
‫ از سلاح‌های نقره‌رنگه، می‌شه منجمدشون کرد.

24
00:03:16,029 --> 00:03:17,322
‫یا...

25
00:03:18,907 --> 00:03:20,659
‫سوزوندن بدنشون در نور خورشید.

26
00:03:28,625 --> 00:03:29,751
‫خیلی‌خب!

27
00:03:31,127 --> 00:03:33,755
‫یه کوئستِ دیگه انجام شد!

28
00:03:34,130 --> 00:03:36,258
‫بیا برگردیم، راگنا.

29
00:03:36,675 --> 00:03:37,634
‫باشه.

30
00:03:48,687 --> 00:03:50,522
‫اون زخم روی صورتش...

31
00:03:50,855 --> 00:03:52,649
‫اون لئونیکای اعجوبه‌ست!

32
00:03:52,649 --> 00:03:55,610
‫می‌گن تنهایی تونسته سی‌تا اژدها رو بکشه.

33
00:03:55,610 --> 00:03:57,279
‫من شنیدم پنجاه‌تا بودن.

34
00:03:57,279 --> 00:03:59,406
‫ولی خیلی کوچیکه...

35
00:04:04,160 --> 00:04:07,956
‫کسانی که برای کشتن اژدهایانی که
‫ مردم رو تهدید می‌کنن، کوئست می‌گیرن

36
00:04:07,956 --> 00:04:11,585
‫و با استفاده ازش امرار معاش می‌کنن،
‫«شکارچی اژدها» نام دارن.

37
00:04:12,127 --> 00:04:16,923
‫و در بین تمام شکارچیان اژدهایی که
‫ در شهر رونابرا مستقر شدن،

38
00:04:17,299 --> 00:04:21,136
‫لئو با اختلاف بیشترین اژدها رو کشته.

39
00:04:23,096 --> 00:04:26,892
‫با اینکه فقط دوازده سالشه،
‫یه شکارچی اژدهای درجه‌یکه.

40
00:04:28,226 --> 00:04:32,314
‫بدون شک، با بزرگ‌تر
شدن می‌تونه حتی قوی‌تر بشه.

41
00:04:37,694 --> 00:04:39,237
‫به به.

42
00:04:41,406 --> 00:04:42,908
‫چی شده، لئو؟

43
00:04:43,575 --> 00:04:45,410
‫یه‌ذره گوشت می‌خوام.

44
00:04:46,703 --> 00:04:49,206
‫فهمیدم؛ امشب گوشت می‌پزم.

45
00:04:49,206 --> 00:04:50,665
‫هورا!

46
00:04:51,041 --> 00:04:52,918
‫«دختر اعجوبه‌ی اژدها کش.»

47
00:04:53,460 --> 00:04:55,462
‫«دوشیزه‌ی محبوب شمشیرِ نقره.»

48
00:04:56,463 --> 00:05:00,509
‫مردم با ترس و
حسادت این القاب رو به لئو دادن.

49
00:05:01,384 --> 00:05:02,594
‫اما...

50
00:05:04,262 --> 00:05:05,764
‫لئو...

51
00:05:07,516 --> 00:05:08,975
‫قهرمان منه.

52
00:05:09,309 --> 00:05:11,186
‫باز عکس می‌گیری؟

53
00:05:11,186 --> 00:05:12,270
‫آره.

54
00:05:12,771 --> 00:05:17,484
‫فقط خوشحالم که می‌تونم
‫ رشد فوق‌العاده‌ت رو ثبت کنم.

55
00:05:18,693 --> 00:05:23,198
‫اگه این حرفو به کسی غیر من می‌زدی
‫ حتماً زهره‌ترک می‌شد، راگنا!

56
00:05:24,741 --> 00:05:27,702
‫داری عشق زندگی رو می‌بری ها، راگنا.

57
00:05:28,286 --> 00:05:33,542
‫حتماً خیلی آسونه که
‫ از ته‌مونده غذاهای اعجوبه، زندگی کنی.

58
00:05:36,294 --> 00:05:37,504
‫اون کیه؟

59
00:05:37,504 --> 00:05:39,131
‫هوی! منم دیگه!

60
00:05:39,131 --> 00:05:43,135
‫کسی که بعد از تو مقام دوم رو
‫ تو اژدها کشی داره! سایکس شارلوک!

61
00:05:43,135 --> 00:05:45,846
‫اصلاً نمی‌دونم کی‌ای؛ شرمنده.

62
00:05:48,056 --> 00:05:49,724
‫به اعصابت مسلط باش، داداش!

63
00:05:49,724 --> 00:05:51,643
‫ما هواتو داریم!

64
00:05:51,977 --> 00:05:54,437
‫آ ـ آره، حق با شماست.

65
00:05:56,481 --> 00:05:58,233
‫بیا از اول شروع کنیم.

66
00:06:00,443 --> 00:06:05,449
‫با اینکه فقط مهارت‌های متوسط رو به پایین داری، اعجوبه باهات هم‌تیمی شده.

67
00:06:05,449 --> 00:06:08,285
‫می‌فهمی که فقط داری می‌ری تو دست و پاش؟

68
00:06:08,618 --> 00:06:10,412
‫فقط بار اضافی‌ای.

69
00:06:10,412 --> 00:06:12,956
‫نه؛ اصلاً می‌تونی بارهاشو ببری؟

70
00:06:16,126 --> 00:06:17,669
‫ملتفت شدی؟

71
00:06:17,669 --> 00:06:19,463
‫عوضیِ نفرین‌شده.

72
00:06:26,136 --> 00:06:29,139
‫با اون شمشیرِ نقره می‌خوای به چی برسی؟

73
00:06:29,473 --> 00:06:32,601
‫ثروت؟ مقام؟ شهرت؟

74
00:06:32,601 --> 00:06:34,436
‫تا چه حد حاضری دنبالش بری؟

75
00:06:37,272 --> 00:06:39,649
‫من قدرت بی‌حد و حصر می‌خوام.

76
00:06:39,649 --> 00:06:41,568
‫می‌خوام قوی بشم.

77
00:06:41,568 --> 00:06:43,779
‫قوی‌تر از هرکس و هرچیزی.

78
00:06:44,112 --> 00:06:47,741
‫وقتی برای اولین‌بار شمشیرِ نقره رو
‫ به‌دست گرفتم، این تو ذهنم بود.

79
00:06:47,741 --> 00:06:50,160
‫برای همین یه شکارچی اژدها شدم.

80
00:06:50,702 --> 00:06:54,122
‫اژدهایان بین تمام موجودات زنده، قوی‌ترینن.

81
00:06:55,081 --> 00:06:58,085
‫بی‌وقفه هر اژدهایی رو شکار می‌کنم و می‌کشم!

82
00:06:58,752 --> 00:07:02,089
‫حتی این اصطلاحاً خدای اژدها هم
‫ هرجا باشه شکار می‌کنم.

83
00:07:02,422 --> 00:07:06,093
‫می‌خوام ثابت کنم که من، رئونیکا، قوی‌ترینم!

84
00:07:06,885 --> 00:07:10,847
‫خب، کسی هست که بخواد بهم ملحق بشه؟

85
00:07:11,389 --> 00:07:15,268
‫ثروت، مقام، و شهرت؛
‫همه‌چیز رو باهاتون شریک می‌شم!

86
00:07:15,268 --> 00:07:20,190
‫کسی هست که تو این زندگیِ طاقت‌فرسای
‫ اژدها کشی همراهیم کنه؟

87
00:07:23,902 --> 00:07:25,779
‫من باهات میام!

88
00:07:25,779 --> 00:07:27,489
‫تا هرجایی که بتونم.

89
00:07:27,989 --> 00:07:29,699
‫می‌خوام پیشت باشم!

90
00:07:32,911 --> 00:07:34,454
‫دیدین دیگه!

91
00:07:34,454 --> 00:07:36,665
‫واسه همین راگنا رو دوست دارم.

92
00:07:39,084 --> 00:07:41,878
‫داره کم‌کم خوابم می‌گیره.

93
00:07:41,878 --> 00:07:44,381
‫بیا بریم خونه بخوابیم، راگنا.

94
00:07:44,381 --> 00:07:45,424
‫باشه.

95
00:07:46,842 --> 00:07:50,137
‫لئو، باید قبل از خواب،
حموم بری و مسواک بزنی.

96
00:07:50,137 --> 00:07:53,348
‫آه، مکافاتش زیاده! می‌شه فقط بخوابم؟

97
00:07:53,348 --> 00:07:55,767
‫وقتی خوابم باهام حرف نزن.

98
00:07:55,767 --> 00:07:57,060
‫خیلی‌خب.

99
00:07:59,354 --> 00:08:03,483
‫شماها پشت هم حموم میکنین؟

100
00:08:27,966 --> 00:08:30,385
‫من استعدادی برای شکار اژدها ندارم.

101
00:08:31,219 --> 00:08:33,847
‫حتی اگه تا آخر عمر سخت تمرین کنم،

102
00:08:34,473 --> 00:08:36,725
‫هیچ‌وقت نزدیک سطحِ لئو نمی‌شم.

103
00:08:40,812 --> 00:08:42,647
‫ولی به‌طور قطع...

104
00:08:43,774 --> 00:08:45,317
‫تا اون موقع...

105
00:08:45,859 --> 00:08:47,861
‫توسط یه اژدها خورده می‌شم.

106
00:08:48,945 --> 00:08:50,614
‫باهاش مشکلی ندارم.

107
00:08:50,614 --> 00:08:53,825
‫اگه بتونم قبل از مرگم،
‫یه‌ذره هم که شده براش مفید باشم...

108
00:08:58,955 --> 00:09:00,582
‫این اتفاق نمی‌افته.

109
00:09:04,252 --> 00:09:06,171
‫تو از دستش می‌دی.

110
00:09:22,729 --> 00:09:25,107
‫اینجا... کجاست؟

111
00:09:33,448 --> 00:09:34,825
‫لئو؟

112
00:09:35,993 --> 00:09:37,911
‫متأسفم.

113
00:09:51,091 --> 00:09:53,176
‫خواب بود؟

114
00:09:53,176 --> 00:09:54,678
‫به‌زودی اتفاق می‌افته.

115
00:10:16,158 --> 00:10:17,868
‫هی، راگنا.

116
00:10:17,868 --> 00:10:20,120
‫چرا به خودت زحمت می‌دی تا برام گوشت بخری؟

117
00:10:21,121 --> 00:10:22,205
‫ها؟

118
00:10:22,748 --> 00:10:25,959
‫بهتر نبود تو همون ساختمون گیلد غذا بخوریم؟

119
00:10:25,959 --> 00:10:30,047
‫عا؛ فقط تا یه حدی می‌تونن سبزیجات بدن.

120
00:10:30,047 --> 00:10:33,467
‫خب که چی؟ از سبزیجات متنفرم!

121
00:10:33,467 --> 00:10:34,760
‫بوووه!

122
00:10:34,760 --> 00:10:36,345
‫به‌خاطر همین.

123
00:10:36,345 --> 00:10:39,931
‫صاحب مسافرخونه گذاشت آشپزخونه رو
‫ قرض بگیرم؛ پس خودم شام درست می‌کنم.

124
00:10:39,931 --> 00:10:42,684
‫چی؟ تو برام غذا درست می‌کنی؟

125
00:10:42,684 --> 00:10:44,478
‫خب پس، امروز استیک می‌خوام!

126
00:10:44,478 --> 00:10:45,354
‫باشه.

127
00:10:45,354 --> 00:10:46,813
‫ایول!

128
00:10:47,230 --> 00:10:54,237
‫گوشت! گوشت! گوشت!
‫شاید بهتره یه‌سری سبزیجات رو
‫ له و قاطی استیک کنم.

129
00:10:54,488 --> 00:10:55,530
‫همم؟

130
00:10:56,281 --> 00:11:00,535
‫عالی می‌شه اگه فردا گوشت برشته،
‫و پس فردا گوشت آبدار بخوریم.

131
00:11:48,709 --> 00:11:50,669
‫هوی، هوی! این چه وضعیه؟

132
00:11:50,669 --> 00:11:53,088
‫حتی یدونه کوئست هم نیست، خدایی؟

133
00:11:53,088 --> 00:11:55,757
‫رزق زندگی‌مون دود شد رفت هوا.

134
00:11:57,676 --> 00:11:58,635
‫همم؟

135
00:11:58,635 --> 00:12:00,762
‫بیا بریم بیرون هوا بخوریم.

136
00:12:00,762 --> 00:12:01,847
‫باشه.

137
00:12:06,184 --> 00:12:09,563
‫تازگی‌ها اژدها کم شده ها، نه؟

138
00:12:10,105 --> 00:12:12,357
‫آره، راست می‌گی.

139
00:12:12,357 --> 00:12:13,650
‫همم؟

140
00:12:15,986 --> 00:12:19,448
‫دیگه الانا باید موهاتو کوتاه کنم؛
‫داره بلند می‌شه.

141
00:12:20,407 --> 00:12:21,742
‫ها؟

142
00:12:23,994 --> 00:12:25,370
‫راگنا.

143
00:12:31,835 --> 00:12:34,171
‫دوباره اون خواب.

144
00:13:02,699 --> 00:13:04,201
‫تو از دستش می‌دی!

145
00:13:12,501 --> 00:13:14,503
‫رفتار اژدهایان عجیب نشده؟

146
00:13:14,503 --> 00:13:17,881
‫آره؛ الان چند روزی هست اینطوری‌ان.

147
00:13:17,881 --> 00:13:20,592
‫انگار دارن باهمدیگه به شرق کوچ می‌کنن.

148
00:13:20,592 --> 00:13:24,221
‫تعجبی نداره کوئست جدیدی نبوده.

149
00:13:24,471 --> 00:13:26,890
‫سمت شرق می‌شه...

150
00:13:27,432 --> 00:13:29,101
‫دوناپیرو؟

151
00:13:29,393 --> 00:13:30,811
‫منطقی نیست.

152
00:13:30,811 --> 00:13:35,107
‫الان یه قرن می‌شه که
‫هیچ اژدهایی به اون شهر حمله نکرده.

153
00:13:35,107 --> 00:13:38,652
‫دلیلش رو نمی‌دونم،
‫ولی شنیدم قضیه از این قراره.

154
00:13:38,652 --> 00:13:43,198
‫وقتی اسم دوناپیرو رو می‌شنوم،
‫«جوجه نقره‌ای» به ذهنم میاد.

155
00:13:43,198 --> 00:13:45,784
‫ازش شنیدی؟ یه شیرینی‌پزیِ معروفه.

156
00:13:45,784 --> 00:13:50,622
‫اگه اژدهایان اطرافش پرسه می‌زنن،
‫بهتره بعد از شکارشون، بریم امتحانش کنیم، راگنا.

157
00:13:51,582 --> 00:13:53,292
‫اون دقیقاً چی بود؟

158
00:13:54,543 --> 00:13:57,129
‫و بعدش اون مرد.

159
00:13:57,671 --> 00:14:00,090
‫یه‌جور خیاله؟ یه روح؟

160
00:14:01,091 --> 00:14:02,926
‫فکر نکنم این‌چیزا باشه.

161
00:14:04,469 --> 00:14:05,637
‫ولی...

162
00:14:07,306 --> 00:14:08,557
‫هی!

163
00:14:08,557 --> 00:14:10,225
‫هی، هی!

164
00:14:10,225 --> 00:14:12,227
‫هی، پسرک!

165
00:14:14,438 --> 00:14:16,106
‫چی شده؟

166
00:14:16,106 --> 00:14:17,858
‫واقعاً تو هپروتی.

167
00:14:19,067 --> 00:14:22,863
‫اوه! نکنه شماره دو باز اذیتت کرده؟

168
00:14:22,863 --> 00:14:24,573
‫ها؟ منو می‌گی؟

169
00:14:24,573 --> 00:14:26,992
‫برات لهش کنم؟ دخلشو بیارم؟

170
00:14:26,992 --> 00:14:28,118
‫نه.

171
00:14:31,580 --> 00:14:33,332
‫زیر چشمات پف کرده.

172
00:14:37,711 --> 00:14:39,546
‫دستات پینه بسته.

173
00:14:40,923 --> 00:14:44,927
‫این چند روزه، سخت‌تر از همیشه
‫تمرین می‌کردی، مگه نه؟

174
00:14:46,136 --> 00:14:47,971
‫چه اتفاقی افتاده؟

175
00:14:47,971 --> 00:14:49,807
‫چرا انقدر پریشون شدی؟

176
00:14:50,182 --> 00:14:51,517
‫بهم بگو.

177
00:15:01,485 --> 00:15:04,947
‫می‌دونی اولین‌بار که دیدمت، چی تو فکرم بود؟

178
00:15:06,114 --> 00:15:07,324
‫ها؟

179
00:15:07,991 --> 00:15:09,618
‫اون پسر...

180
00:15:11,036 --> 00:15:14,414
‫پتانسیلِ اینو داره که
‫ به اندازه‌ی من قوی بشه، مگه نه؟

181
00:15:18,961 --> 00:15:21,171
‫اینکه... غیرممکنه!

182
00:15:22,297 --> 00:15:24,967
‫من در حدِ تو استعداد ندارم.

183
00:15:24,967 --> 00:15:26,552
‫نوچ، نداری!

184
00:15:27,886 --> 00:15:31,098
‫استعدادی برای شکار اژدها نداری.

185
00:15:31,098 --> 00:15:33,725
‫به‌عنوان یکی با استعداد ذاتی، ازش مطمئنم.

186
00:15:34,059 --> 00:15:38,397
‫ولی غریزه‌ی نبوغ‌آمیزم
‫ اینم بهم می‌گه که قوی می‌شی.

187
00:15:41,817 --> 00:15:46,780
‫نمی‌دونم کِی این اتفاق میفته
‫ یا باعث و بانیش چیه.

188
00:15:46,780 --> 00:15:48,782
‫نمی‌تونم پیش‌بینی‌ش کنم.

189
00:15:49,199 --> 00:15:50,617
‫چشم‌انتظارشم!

190
00:15:53,996 --> 00:15:56,582
‫وقتی سه سالم بود،
‫والدینم توسط اژدهایان خورده شدن.

191
00:15:58,083 --> 00:16:00,210
‫چندتا از اقوام منو به سرپرستی گرفتن.

192
00:16:00,919 --> 00:16:02,754
‫ولی اونا هم توسط اژدهایان خورده شدن.

193
00:16:04,715 --> 00:16:09,052
‫یه مرد ثروتمند منو خرید،
‫ولی بعد عمارتش تو آتیش سوخت.

194
00:16:17,895 --> 00:16:19,605
‫همش تقصیر توئه!

195
00:16:19,605 --> 00:16:21,565
‫تو اژدهایان رو کشوندی اینجا!

196
00:16:21,565 --> 00:16:24,526
‫حتماً برای خودشون کار می‌کنی، مگه نه؟

197
00:16:24,526 --> 00:16:26,236
‫عوضیِ نفرین‌شده!

198
00:16:27,237 --> 00:16:29,948
‫دوباره و دوباره اژدهایان بهم حمله کردن.

199
00:16:29,948 --> 00:16:31,950
‫ولی همیشه یه‌جوری زنده می‌موندم.

200
00:16:33,077 --> 00:16:36,371
‫جایی هست که بتونم در آرامش زندگی کنم؟

201
00:16:40,959 --> 00:16:44,254
‫آقا، دلت می‌خواد با من اژدها شکار کنی؟

202
00:16:47,716 --> 00:16:53,013
‫وقتی شکارچی اژدها باشی، داشتن یه ارتباط خاص
‫ با اژدهایان چیز بدی نیست.

203
00:16:53,013 --> 00:16:55,724
‫مخصوصاً اگه همیشه بتونی زنده بمونی.

204
00:16:59,186 --> 00:17:02,606
‫پس از امروز به بعد،
‫تو هم یه شکارچی اژدهایی!

205
00:17:02,606 --> 00:17:03,649
‫یوهو!

206
00:17:03,649 --> 00:17:05,359
‫و ـ وایسا!

207
00:17:05,359 --> 00:17:07,820
‫نمی‌تونم! اگه پیش تو باشم...

208
00:17:07,820 --> 00:17:09,405
‫این تقصیر تو نیست.

209
00:17:10,864 --> 00:17:12,783
‫ضعیف‌ها می‌میرن.

210
00:17:13,367 --> 00:17:15,744
‫کسایی که از اژدهایان قوی‌ترن، زنده می‌مونن.

211
00:17:16,286 --> 00:17:19,248
‫من قوی ام؛ پس نمی‌میرم.

212
00:17:20,374 --> 00:17:22,292
‫ثابتش می‌کنم.

213
00:17:23,001 --> 00:17:24,294
‫بیا بریم!

214
00:17:35,514 --> 00:17:37,599
‫لـ ـ لعنتی، شدنی نیست...

215
00:17:41,770 --> 00:17:43,021
‫آخیش!

216
00:17:43,981 --> 00:17:46,150
‫دیدی؟ زنده موندم!

217
00:17:48,068 --> 00:17:49,528
‫این دختر قویه.

218
00:17:50,320 --> 00:17:53,323
‫نمی‌تونم مردنش رو جلوم تصور کنم.

219
00:17:59,455 --> 00:18:01,206
‫هی، راگنا.

220
00:18:01,749 --> 00:18:04,752
‫هنوزم فکر می‌کنی نفرین شدی؟

221
00:18:06,003 --> 00:18:07,713
‫دیگه فکر نمی‌کنم.

222
00:18:08,714 --> 00:18:10,716
‫چون الان تو پیشمی.

223
00:18:13,177 --> 00:18:17,639
‫می‌خوام تا وقتی توسط
‫ یه اژدها کشته بشم کنارت بمونم.

224
00:18:18,474 --> 00:18:21,560
‫می‌خوام تا جایی که ممکنه کنارت باشم.

225
00:18:23,604 --> 00:18:25,898
‫غیر از این چیزی نمی‌خوام.

226
00:18:27,149 --> 00:18:28,859
‫برای همین...

227
00:18:39,161 --> 00:18:40,662
‫چندتا اژدها هست؟

228
00:18:40,662 --> 00:18:42,831
‫اطلاعات بیشتری نداری؟

229
00:18:42,831 --> 00:18:44,500
‫چه‌خبر شده؟

230
00:18:44,833 --> 00:18:47,211
‫دوناپیرو سقوط کرده؟

231
00:18:47,211 --> 00:18:48,587
‫چطوری؟

232
00:18:48,587 --> 00:18:52,758
‫مگه بهش نمی‌گن «شهری که توش
‫ نیازی به شکارچیان اژدها نیست»؟

233
00:18:52,758 --> 00:18:54,843
‫بهم بگو چه اتفاقی افتاده!

234
00:18:54,843 --> 00:18:56,637
‫تویی که شماره دویی.

235
00:18:57,304 --> 00:18:58,722
‫اسمم سایکسه!

236
00:18:59,223 --> 00:19:01,225
‫و منم خبر ندارم.

237
00:19:01,225 --> 00:19:04,520
‫شنیدم وقتی آفتاب پایین رفت،
‫ یه گله اژدها حمله کردن،

238
00:19:04,520 --> 00:19:06,480
‫و از اون‌موقع خبری از شهر نرسیده.

239
00:19:06,480 --> 00:19:07,481
‫عه؟

240
00:19:08,023 --> 00:19:11,110
‫پادشاهی یه کوئستِ فوری منتشر کرده.

241
00:19:11,110 --> 00:19:14,405
‫گله اژدهایی که به
‫ دوناپیرو حمله کرده رو نابود کنید.

242
00:19:14,989 --> 00:19:17,116
‫تو دنبال‌مون نیفتی ها، اعجوبه!

243
00:19:17,116 --> 00:19:19,868
‫وگرنه تمام افتخارشو مال خودت می‌کنی!

244
00:19:21,704 --> 00:19:23,455
‫گفت هیچی نمی‌دونه،

245
00:19:23,455 --> 00:19:25,666
‫ولی هرچی لازم داشتیم بهمون گفت.

246
00:19:25,666 --> 00:19:27,668
‫گمونم شماره دوی خوبیه، ها؟

247
00:19:30,462 --> 00:19:31,755
‫راگنا؟

248
00:19:32,631 --> 00:19:35,217
‫رنگت پریده؛ چی شده؟

249
00:19:37,511 --> 00:19:38,721
‫لئو...

250
00:19:39,263 --> 00:19:40,514
‫همم؟

251
00:19:40,514 --> 00:19:41,724
‫بیا فرار

252
00:19:42,224 --> 00:19:43,559
‫اون چی بود؟

253
00:19:49,898 --> 00:19:52,443
‫اونجا آتیشه! شهر داره می‌سوزه!

254
00:19:59,116 --> 00:20:01,577
‫باید سریع... فرار کنیم.

255
00:20:06,582 --> 00:20:07,708
‫لئو.

256
00:20:08,417 --> 00:20:10,127
‫باید از اینجا بریم.

257
00:20:11,003 --> 00:20:12,379
‫چرا؟

258
00:20:13,339 --> 00:20:16,175
‫چون می‌میـ

259
00:20:19,678 --> 00:20:21,347
‫نگران نباش.

260
00:20:21,347 --> 00:20:22,973
‫من نمی‌میرم.

261
00:20:24,141 --> 00:20:25,559
‫بیا بریم!

262
00:20:26,936 --> 00:20:28,103
‫وایسا، لئو!

263
00:20:35,235 --> 00:20:36,362
‫بیا اینجا!

264
00:20:36,362 --> 00:20:37,237
‫فرار کن!

265
00:20:37,237 --> 00:20:38,948
‫تو آتیش گیر نیفت!

266
00:20:38,948 --> 00:20:39,865
‫بجنبین!

267
00:20:39,865 --> 00:20:41,200
‫بدوئین، بدوئین!

268
00:20:41,700 --> 00:20:42,910
‫اژدها؟

269
00:20:44,078 --> 00:20:45,120
‫تف توش!

270
00:20:47,247 --> 00:20:48,207
‫آتش!

271
00:20:58,008 --> 00:20:59,009
‫لعنتی!

272
00:20:59,009 --> 00:21:00,177
‫هلش بدین عقب!

273
00:21:02,763 --> 00:21:04,098
‫چطور ممکنه...

274
00:21:08,352 --> 00:21:09,645
‫گندش بزنن!

275
00:21:09,645 --> 00:21:11,647
‫چه اتفاقی داره میفته؟

276
00:21:17,653 --> 00:21:20,197
‫آهای، حالت خوبه؟

277
00:21:23,117 --> 00:21:25,035
‫خون یعنی تیغه.

278
00:21:31,667 --> 00:21:34,670
‫روزتون به‌خیر، انسان‌های عزیز.

279
00:21:36,589 --> 00:21:38,257
‫حالا زمان نابودی‌ست.

280
00:21:56,191 --> 00:21:57,651
‫اونا...

281
00:22:03,324 --> 00:22:04,366
‫لئو!

282
00:22:09,747 --> 00:22:11,749
‫به هر قیمتی شده...

283
00:22:11,999 --> 00:22:13,417
‫نمی‌ذارم بمیری!

284
00:22:15,044 --> 00:22:17,338
‫ها؟ چـ ـ چرا؟

285
00:22:17,713 --> 00:22:20,216
‫چرا یه اژدهای برتر...

286
00:22:20,216 --> 00:22:22,468
‫تو همچین جاییه؟

287
00:22:24,136 --> 00:22:25,971
‫بد شد! قراره بمیرم.

288
00:22:34,438 --> 00:22:37,525
‫اگه فقط ترتیب این یارو رو بدم،
‫لئو چیزیش نمی‌شه!

289
00:22:42,238 --> 00:22:43,948
‫خون یعنی شعله.

290
00:22:50,955 --> 00:22:52,164
‫لعنتی!

291
00:22:56,710 --> 00:22:58,379
‫اون احمق!

292
00:22:58,879 --> 00:23:00,839
‫سایکس! به راگنا کمک کن!

293
00:23:11,809 --> 00:23:13,394
‫چطور تونستی...

294
00:23:13,394 --> 00:23:15,396
‫تو چطور جرئت کردی!

295
00:23:15,396 --> 00:23:16,981
‫دیگه کار خودتو کردی.

296
00:23:17,940 --> 00:23:19,900
‫به راگنای من آسیب زدی!

297
00:23:20,651 --> 00:23:22,111
‫می‌کشمت!

298
00:23:29,118 --> 00:23:30,870
‫دارم غرق می‌شم...

299
00:23:33,914 --> 00:23:38,669
‫بیشتر و بیشتر در اون خواب فرو می‌رم.

300
00:23:42,089 --> 00:23:44,800
‫تا تک‌تک اژدهایان رو نیست و نابود کنم!

301
00:23:45,926 --> 00:23:48,262
‫می‌جنگم. قوی‌تر می‌شم.

302
00:23:48,846 --> 00:23:51,098
‫تا نهایت توانم تمرین می‌کنم.

303
00:23:51,557 --> 00:23:53,058
‫اما کافی نیست.

304
00:23:53,893 --> 00:23:57,062
‫در حین نبرد، همرزم‌های جدیدی پیدا می‌کنم.

305
00:23:58,063 --> 00:24:01,150
‫اما اونا رو هم از دست می‌دم.

306
00:24:03,903 --> 00:24:05,905
‫زندگی‌ای پر از فقدان تجربه می‌کنم.

307
00:24:12,161 --> 00:24:14,330
‫اما بازم به جنگیدن ادامه می‌دم.

308
00:24:16,999 --> 00:24:18,209
‫تا به نهایتِ...

309
00:24:19,126 --> 00:24:20,211
‫نهایتِ...

310
00:24:20,961 --> 00:24:22,046
‫حدم برسم!

311
00:24:29,762 --> 00:24:33,808
‫و بعد متوجه می‌شم
‫قدرتی والاتر از اون نهایت وجود داره!

312
00:24:41,857 --> 00:24:44,068
‫حالا که به اون‌زمان فکر می‌کنم،

313
00:24:45,402 --> 00:24:47,238
‫شاید خواسته‌ام...

314
00:24:48,155 --> 00:24:50,908
‫فقط مرگ بود.

315
00:24:54,120 --> 00:24:56,455
‫اما نمردم.

316
00:24:57,039 --> 00:24:59,208
‫همیشه زنده می‌موندم.

317
00:25:00,668 --> 00:25:01,961
‫این...

318
00:25:02,711 --> 00:25:04,547
‫این امکان نداره!

319
00:25:06,715 --> 00:25:09,426
‫من آینده‌ی تو، و تو...

320
00:25:09,927 --> 00:25:11,887
‫گذشته‌ی منی!

321
00:25:14,807 --> 00:25:16,392
‫پس یعنی تو...

322
00:25:18,686 --> 00:25:20,688
‫آینده‌ی منی؟

323
00:25:22,189 --> 00:25:23,274
‫تو...

324
00:25:23,983 --> 00:25:25,985
‫حالمو به‌هم می‌زنی!

325
00:25:31,365 --> 00:25:34,410
‫اگه واقعاً براش ارزش قائل بودی،

326
00:25:34,952 --> 00:25:39,248
‫برای محافظت ازش
‫باید از هرکسِ دیگه‌ای قوی‌تر می‌شدی!

327
00:25:42,293 --> 00:25:43,919
‫حالا من قدرتمندم!

328
00:25:43,919 --> 00:25:45,337
‫قوی‌تر از هرکس دیگه‌ای!

329
00:25:45,337 --> 00:25:47,381
‫می‌تونم مقابل پادشاه اژدها وایسم!

330
00:25:47,381 --> 00:25:50,843
‫الان، می‌تونم از
هرچیزی که از دست‌دادم محافظت کنم!

331
00:25:52,178 --> 00:25:53,637
‫ولی دیگه...

332
00:25:55,514 --> 00:25:59,143
‫حتی یک چیز هم برای محفاظت ندارم.

333
00:25:59,477 --> 00:26:00,811
‫به چه دردی می‌خوره؟

334
00:26:00,811 --> 00:26:01,937
‫چه اهمیتی داره؟

335
00:26:01,937 --> 00:26:03,773
‫چرا من انقدر قوی‌ام؟

336
00:26:03,773 --> 00:26:06,192
‫این قدرت حالا دیگه چه سودی برام داره؟

337
00:26:06,192 --> 00:26:07,735
‫در این‌صورت...

338
00:26:14,200 --> 00:26:16,410
‫پس بده‌ش به من!

339
00:26:16,660 --> 00:26:19,080
‫الان! الان می‌خوامش!

340
00:26:22,083 --> 00:26:24,335
‫اون قدرتو داشته باشم!

341
00:26:30,341 --> 00:26:31,592
‫آره،‌ می‌دونم.

342
00:26:34,136 --> 00:26:35,971
‫قصدمم همین بود.

343
00:26:38,432 --> 00:26:39,517
‫ها؟

344
00:26:43,854 --> 00:26:47,274
‫می‌فهمی چقدر حسرت می‌خورم

345
00:26:47,274 --> 00:26:51,529
‫که چرا توی اون‌روز
به‌اندازه‌ی الانم قوی نبودم؟

346
00:27:00,287 --> 00:27:01,372
‫اون چی بود؟

347
00:27:07,002 --> 00:27:11,716
‫از این لحظه به بعد،
‫گذشته و آینده باهم ادغام می‌شن.

348
00:27:13,259 --> 00:27:17,471
‫و حالا من تمام
قدرتم رو به تو واگذار می‌کنم.

349
00:27:21,851 --> 00:27:24,395
‫گفت یه بهایی باید پرداخته بشه.

350
00:27:25,021 --> 00:27:27,398
‫من بهش گفتم اهمیت نمی‌دم.

351
00:27:28,357 --> 00:27:31,152
‫تو هم جای من بودی همینکارو می‌کردی، مگه نه؟

352
00:27:38,034 --> 00:27:40,870
‫این آینده رو از هستی پاک می‌کنیم!

353
00:27:52,131 --> 00:27:53,716
‫چه سرسخت.

354
00:27:54,675 --> 00:27:56,469
‫ناسلامتی نابغه‌م دیگه.

355
00:27:56,469 --> 00:27:58,429
‫تو هم کم سرسخت نیستی.

356
00:27:58,888 --> 00:28:02,433
‫احیاناً خدای اژدها یا همچین چیزی نیستی؟

357
00:28:03,059 --> 00:28:05,269
‫تو الان چی گفتی؟

358
00:28:06,228 --> 00:28:10,691
‫داری امثال منِ ناچیز رو
‫ با خدای توانمندمون یکی می‌کنی؟

359
00:28:10,691 --> 00:28:14,987
‫چطور جرئت می‌کنی؟!
‫ای موجود دون‌پایه!

360
00:28:20,576 --> 00:28:22,745
‫من با نام گریم‌ولت شناخته می‌شم.

361
00:28:22,745 --> 00:28:26,374
‫دهمین جایگاه در خاندان بال هستم.

362
00:28:26,374 --> 00:28:30,378
‫من پایین‌ترین رده رو در بین اون
‫ به اصطلاح اژدهایانِ برتر که می‌گید دارم.

363
00:28:34,382 --> 00:28:38,678
‫موجود پست، این لطف رو می‌کنم و
‫ یه‌چیز جالب رو باهات به‌اشتراک می‌ذارم.

364
00:28:38,678 --> 00:28:44,350
‫دلیلی که این شهر و
این پادشاهی نابود می‌شه...

365
00:28:45,017 --> 00:28:48,187
‫خدای کبیری که خاندان‌مون می‌پرسته،

366
00:28:48,187 --> 00:28:51,065
‫از شیرینی‌هایی که انسان‌ها
‫ برای پیشکش خلق می‌کنن لذت می‌بره.

367
00:28:53,067 --> 00:28:56,904
‫به خصوص، دوناپیرو...

368
00:28:56,904 --> 00:29:00,533
‫ولی بهتره بگم، بهش علاقه‌مند «بود».

369
00:29:00,533 --> 00:29:05,037
‫با اینکه خدای ما حامیِ
‫بسیار وفادارِ این شیرینی‌پزی بود،

370
00:29:05,037 --> 00:29:09,750
‫همین چند روز پیش غارت شد و از کار بیکار.

371
00:29:11,669 --> 00:29:17,633
‫حتی با این وجود که ما، خاندان بال،
‫سخاوتمندانه حفاظتِ این شهر رو برقرار می‌کردیم!

372
00:29:18,092 --> 00:29:22,263
‫خدای ما عمیقاً از این
حادثه متأثر شد و فرمود:

373
00:29:23,180 --> 00:29:26,559
‫«دیگه مهم نیست،
پادشاهی رو با خاک یکسان کنید.»

374
00:29:26,851 --> 00:29:28,144
‫چی؟

375
00:29:28,144 --> 00:29:30,187
‫و اینم از دلیل.

376
00:29:30,730 --> 00:29:37,111
‫اراده‌ی خداوندگارمون
‫سرنوشتِ سرزمین انسانی رو رقم زد.

377
00:29:37,111 --> 00:29:40,781
‫خیال کردی این یه نبرد واقعیه؟

378
00:29:40,781 --> 00:29:44,243
‫هرگز حتی زحمت‌ندادیم شما رو جدی بگیریم.

379
00:29:44,535 --> 00:29:48,372
‫شکارچیان اژدها هیچ خطری
‫ برای خاندانِ ما محسوب نمی‌شن.

380
00:29:49,957 --> 00:29:53,377
‫حالا تونستی به ناچیزیت پی ببری؟

381
00:29:53,377 --> 00:29:55,379
‫پس بمیر!

382
00:30:07,099 --> 00:30:08,768
‫توهم؟

383
00:30:08,768 --> 00:30:09,810
‫نه!

384
00:30:11,729 --> 00:30:13,648
‫یه‌چیزی داره نزدیک می‌شه!

385
00:30:20,613 --> 00:30:23,240
‫چـ ـ چه‌خبر شده؟

386
00:30:43,094 --> 00:30:45,763
‫بعد از اینکه تصمیم
به نابودیِ اژدهایان گرفتم،

387
00:30:45,763 --> 00:30:47,890
‫کورکورانه به‌دنبالش رفتم.

388
00:30:53,521 --> 00:30:55,565
‫چندین‌بار تقریباً کشته شدم.

389
00:30:56,941 --> 00:30:58,776
‫هربار زنده موندم.

390
00:30:59,360 --> 00:31:01,362
‫و دوباره جنگیدم.

391
00:31:02,738 --> 00:31:06,659
‫باختم

392
00:31:09,579 --> 00:31:10,621
‫بردم

393
00:31:10,621 --> 00:31:14,208
‫باختم
‫بردم

394
00:31:14,584 --> 00:31:15,960
‫باختم

395
00:31:15,960 --> 00:31:16,419
‫بردم

396
00:31:16,419 --> 00:31:17,044
‫باختم

397
00:31:17,920 --> 00:31:18,421
‫بردم

398
00:31:18,421 --> 00:31:18,671
‫باختم

399
00:31:18,671 --> 00:31:19,463
‫بردم

400
00:31:23,426 --> 00:31:25,386
‫و اژدهایان رو شکار کردم!

401
00:31:27,054 --> 00:31:29,265
‫به مدت ده‌سال همینطور جنگیدم.

402
00:31:29,724 --> 00:31:32,560
‫به‌تدریج متوجه شدم
‫ شمشیر نقره‌م، بخشی از منه،

403
00:31:32,560 --> 00:31:35,855
‫و من هم بخشی از شمشیرم هستم.

404
00:31:36,272 --> 00:31:38,941
‫دست و شمشیرِ نقره‌ام ادغام شدن.

405
00:31:38,941 --> 00:31:40,776
‫تجربه‌ای وهم‌آور بود.

406
00:31:41,485 --> 00:31:44,488
‫اما کارِ اژدها کشی‌م رو مختل نکرد.

407
00:31:44,864 --> 00:31:49,285
‫بدنم از شدت درد فریاد می‌کشید،
‫اما نادیده‌ش گرفتم و به جنگیدن ادامه دادم.

408
00:31:50,453 --> 00:31:54,498
‫پنج سال بعد، به‌طور کامل
‫ با شمشیرِ نقره‌م ترکیب شده بودم.

409
00:31:55,917 --> 00:31:59,754
‫بدنم به خودیِ خود تبدیل به سلاحی شده بود
‫ که نقره‌فام ساطع می‌کرد.

410
00:32:00,671 --> 00:32:03,382
‫سه سال پس از اون،

411
00:32:03,382 --> 00:32:07,178
‫تکنیکی ابداع کردم که
‫نقره‌فامِ بدنم رو افزایش می‌داد.

412
00:32:07,553 --> 00:32:12,183
‫چهار سال بعدش، یاد گرفتم
‫ چطور نقره‌فام رو به اختیار کنترل کنم.

413
00:32:13,226 --> 00:32:15,478
‫و پس از ده سال،

414
00:32:15,478 --> 00:32:18,564
‫از حد توانِ انسان عبور کردم،

415
00:32:18,564 --> 00:32:21,400
‫و در آخر تکنیک نهایی مبارزه رو استاد شدم.

416
00:32:21,400 --> 00:32:23,236
‫کلید نابودسازی اژدهایان....

417
00:32:30,243 --> 00:32:33,621
‫هنر جنگیِ نقره‌فام.

418
00:32:48,177 --> 00:32:51,055
‫این احساس رو می‌دونم چیه.

419
00:32:51,889 --> 00:32:54,809
‫درست مثل احساسیه که
‫ نسبت به رهبران خاندان دارم.

420
00:32:54,809 --> 00:32:59,313
‫کسانی که مقامِ
«پادشاه» رو از خدای ما دریافت می‌کنن.

421
00:33:00,940 --> 00:33:03,526
‫ هراسِ رویارویی
با‫ موجودی دارای قدرت بی‌حدوحصر.

422
00:33:05,736 --> 00:33:07,029
‫غیرممکنه!

423
00:33:07,029 --> 00:33:08,573
‫امکان‌پذیر نیست!

424
00:33:08,573 --> 00:33:11,576
‫نمی‌تونه درست باشه!

425
00:33:12,660 --> 00:33:16,831
‫چطور می‌تونم از
یه انسانِ ناچیز هراس داشته باشم؟

426
00:33:17,081 --> 00:33:20,918
‫امکانش وجود نداره!

427
00:33:22,128 --> 00:33:27,508
‫شکل واقعی و قدرت جادوییِ خونم
‫ در نهایتِ قدرتش رو نظاره‌گر باش!

428
00:33:27,508 --> 00:33:31,554
‫تنها در این شکل قدرتِ حقیقیم آشکار می‌شه!

429
00:33:31,554 --> 00:33:33,890
‫و اون شعله‌ای با

430
00:33:34,348 --> 00:33:35,641
‫منجمد شو.

431
00:33:53,075 --> 00:33:54,202
‫خرد شو.

432
00:34:29,904 --> 00:34:30,988
‫راگنا!

433
00:34:36,160 --> 00:34:38,579
‫توی اون‌روز اگه قدرت الانم رو داشتم...

434
00:34:39,413 --> 00:34:41,707
‫به این اندازه حسرت نمی‌خوردم.

435
00:34:42,875 --> 00:34:44,377
‫فقط یک‌بار...

436
00:34:45,711 --> 00:34:47,755
‫فقط یک‌بار دیگه...

437
00:34:48,714 --> 00:34:50,216
‫می‌خواستم ببینمت!

438
00:34:57,432 --> 00:35:00,726
‫چه مرگته؟ سرپا سقط شدی؟

439
00:35:02,019 --> 00:35:05,440
‫بهت که گفتم باید بهایی پرداخت بشه.

440
00:35:06,023 --> 00:35:09,235
‫گذشته‌ی تو هم نمی‌تونه زیاد زندگی کنه.

441
00:35:10,319 --> 00:35:11,946
‫با این وجود...

442
00:35:13,489 --> 00:35:16,909
‫اون قیافه‌ی احساساتی چیه به خودت گرفتی؟

443
00:35:21,289 --> 00:35:22,582
‫خب حالا هرچی...

444
00:35:22,582 --> 00:35:24,584
‫الان همه‌چیز به گذشته بستگی داره.

445
00:35:47,482 --> 00:35:51,402
‫در اون روز، به هفت‌تا از 
شهرهای لیزه حمله شد.

446
00:35:54,572 --> 00:35:56,949
‫همه اژدهایان از بین رفتن،

447
00:35:56,949 --> 00:35:59,702
‫و آتیش فروکش کرده،

448
00:35:59,702 --> 00:36:01,579
‫ولی نصف شهر نابود شد.

449
00:36:01,579 --> 00:36:03,414
‫تلفات زیادی وجود داشت.

450
00:36:06,376 --> 00:36:07,543
‫لئو.

451
00:36:07,835 --> 00:36:09,045
‫همم؟

452
00:36:09,337 --> 00:36:11,464
‫لئو، لئو!

453
00:36:11,839 --> 00:36:13,174
‫چیه؟

454
00:36:14,092 --> 00:36:16,761
‫لئو، زنده‌ای!

455
00:36:18,221 --> 00:36:19,722
‫لئو...

456
00:36:21,891 --> 00:36:23,309
‫راگنا؟

457
00:36:25,311 --> 00:36:26,729
‫چیزی نیست.

458
00:36:26,729 --> 00:36:28,022
‫ها؟

459
00:36:31,150 --> 00:36:34,153
‫واسه چی به گریه افتادی؟ چندشم شد.

460
00:36:35,113 --> 00:36:36,698
‫سایکس.

461
00:36:36,698 --> 00:36:39,033
‫تچ! «جناب» رو از قلم ننداز.

462
00:36:39,033 --> 00:36:41,160
‫چرا شماره دو اینجاست؟

463
00:36:41,744 --> 00:36:44,330
‫هرچی نباشه، اولاً، اینجا خونه خودمه.

464
00:36:44,330 --> 00:36:48,376
‫چون مسافرخونه با خاک یکسان شد
‫ خودتون ازم خواستید یه اتاق بهتون اجاره بدم!

465
00:36:48,376 --> 00:36:49,502
‫یه تشکرم بد نیست!

466
00:36:49,502 --> 00:36:50,753
‫مرسی.

467
00:36:51,713 --> 00:36:53,172
‫ساکت شو.

468
00:36:53,631 --> 00:36:54,757
‫خب؟

469
00:36:55,216 --> 00:36:57,010
‫می‌خواین چیکار کنین؟

470
00:36:57,760 --> 00:36:59,721
‫بهترین چیز اینه که از کشور بریم.

471
00:37:01,014 --> 00:37:04,392
‫خدای اژدها دستور داده که
‫ این پادشاهی با خاک یکسان بشه.

472
00:37:04,684 --> 00:37:07,103
‫اونا حرف خداشون رو قانون می‌دونن،

473
00:37:07,103 --> 00:37:09,772
‫پس اگه از مرز رد بشیم دنبالمون نمیان.

474
00:37:09,772 --> 00:37:13,151
‫خوشبختانه، این شهر به مرز نزدیکه.

475
00:37:13,151 --> 00:37:14,485
‫باید سریع حرکت

476
00:37:14,485 --> 00:37:16,029
‫تو...

477
00:37:16,029 --> 00:37:17,739
‫واقعاً راگنایی؟

478
00:37:19,699 --> 00:37:24,996
‫راگنایی که من می‌شناسم استعداد یا مهارتی نداره و مغز چندانی هم تو کله‌ش نیست.

479
00:37:24,996 --> 00:37:27,165
‫یه بی‌سروپای انگلِ آشغاله!

480
00:37:27,415 --> 00:37:29,417
‫اونوقت این چه کوفتیه؟

481
00:37:29,417 --> 00:37:31,169
‫اونجا چی شد؟

482
00:37:37,842 --> 00:37:39,302
‫جوابمو بده.

483
00:37:39,927 --> 00:37:42,722
‫تو کی هستی؟

484
00:37:43,431 --> 00:37:44,724
‫جوابمو بده، راگنا!

485
00:37:48,770 --> 00:37:50,605
‫کاریش نمی‌شه کرد.

486
00:37:50,605 --> 00:37:58,946
‫اون قدرت حتماً نتیجه‌ی تمرین‌های خیلی سختی بوده که وقتی نمی‌دیدمش انجام می‌داده.

487
00:37:59,572 --> 00:38:03,576
‫ولی داره خسته و بی‌ثباتش می‌کنه.

488
00:38:06,412 --> 00:38:07,538
‫لئو...

489
00:38:08,414 --> 00:38:09,582
‫لئو.

490
00:38:13,044 --> 00:38:14,545
‫چیزی نیست.

491
00:38:15,088 --> 00:38:16,631
‫من درست همین‌جام.

492
00:38:17,757 --> 00:38:18,967
‫لئو...

493
00:38:22,512 --> 00:38:24,013
‫برای همین...

494
00:38:27,558 --> 00:38:32,647
‫هنوزم بهم احتیاج داری، مگه نه، راگنا؟

495
00:38:32,981 --> 00:38:35,525
‫ها؟ الان چیزی گفتی؟

496
00:38:35,942 --> 00:38:37,276
‫هیچی.

497
00:38:42,448 --> 00:38:45,201
‫ها؟ ا ـ اون دیگه چیه؟

498
00:38:57,088 --> 00:38:59,007
‫جـ ـ جنگل...

499
00:39:00,049 --> 00:39:03,052
‫جنگل داره بهمون حمله می‌کنه!

500
00:39:09,142 --> 00:39:10,560
‫بسیار خب،

501
00:39:10,560 --> 00:39:12,562
‫بیا همدیگه رو ببینیم، راگنا.

502
00:39:13,646 --> 00:39:15,648
‫اونجاست که این داستان شروع می‌شه.

