﻿1
00:00:13,430 --> 00:00:15,098
‫به جلو بروید!

2
00:00:16,683 --> 00:00:19,060
‫ ماتسودایرا تیروفسونا، فرماندار استان کای.

3
00:00:19,728 --> 00:00:21,104
‫جلو بیاین.

4
00:00:21,688 --> 00:00:22,647
‫بله.

5
00:00:26,818 --> 00:00:29,654
‫من ماتسودایرا تیروفسونا، فرماندار استان کای،

6
00:00:29,738 --> 00:00:32,991
‫می‌خواستم قدردانی خودم رودر این روز سال نو نسبت به سرورم ابراز کنم.

7
00:00:36,786 --> 00:00:39,789
‫من دوی توشیتاکا، فرماندار استان توتومی،

8
00:00:39,873 --> 00:00:42,792
‫می‌خواستم قدردانی خودم رودر این
‫ روز سال نو نسبت به سرورم اعلام کنم.

9
00:00:46,421 --> 00:00:49,048
‫من، ساساکی تاداتومو، فرماندار استان بینگو،

10
00:00:49,132 --> 00:00:51,968
‫می‌خواستم قدردانی خودم رو در این
‫ روز سال نو نسبت به سرورم اعلام کنم.

11
00:00:53,511 --> 00:00:56,181
‫و به این ترتیب در دوران سلطنت لیمیتسو،

12
00:00:56,264 --> 00:00:59,684
‫زن هایی که فرمانداران استان‌ها بودند، اسم‌های مردانه گرفتند.

13
00:01:04,481 --> 00:01:05,523
‫مایه‌ی مسرت است.

14
00:01:19,287 --> 00:01:22,457
‫به یاد داشته باشید، این یک اقدام موقته.

15
00:01:23,583 --> 00:01:27,337
‫تا وقتی جمعیت مردان دوباره افزایش پیدا کنه، به همین منوال می‌مونه و...

16
00:01:28,004 --> 00:01:31,341
‫مردان بار دیگر می‌توانند دارایی‌های خانواده‌شون رو به ارث ببرند.

17
00:01:32,258 --> 00:01:34,344
‫این امر در مورد طایفه‌ی توکوگاوا نیز صدق می‌کند.

18
00:01:34,427 --> 00:01:37,847
‫من، به‌طور موقت جایگاه شوگان رو اشغال می‌کنم تا...

19
00:01:38,431 --> 00:01:41,851
‫حکومت توسط قبیله‌ی توکوگاوا رو حفظ کنم.

20
00:01:41,935 --> 00:01:45,271
‫به این ترتیب، من به‌جای پدر مرحومم، با حفظ نام او، لیمیتسو...

21
00:01:45,939 --> 00:01:49,108
‫و عنوان شوگان سوم، حکومت خواهم کرد.

22
00:01:51,986 --> 00:01:55,114
‫نگران مسائل استان‌های خودتون نباشید.

23
00:01:55,198 --> 00:01:57,700
‫مسائل دولتی به‌وسیله‌ی مقامات عالی حکومت شوگان،

24
00:01:57,784 --> 00:02:00,536
‫به خوبی مدیریت خواهد شد.

25
00:02:01,454 --> 00:02:06,292
‫من برای حفظ سلطنت طایفه توکوگاوا به دنیا آمدم..

26
00:02:06,376 --> 00:02:09,087
‫یه قربانی انسانی هستم که اسم شوگان رو یدک می‌کشه.

27
00:02:09,170 --> 00:02:12,423
‫اگر جمعیت مردان کاهش پیدا کند و...

28
00:02:12,507 --> 00:02:14,133
‫این سرزمین نابود شود، پس...

29
00:02:15,176 --> 00:02:17,887
‫منم با اون نابود خواهم شد.

30
00:02:18,471 --> 00:02:23,726
‫کسی هست که مخالف خدمت من به‌عنوان یک شوگان زن باشه؟

31
00:02:26,396 --> 00:02:29,649
‫یک مخالف هم وجود نداشت.

32
00:02:40,368 --> 00:02:44,664
‫لیمیتسو با کوچک‌کردن اوکو شروع به کار کرد.

33
00:02:48,042 --> 00:02:50,920
‫می‌خواین صد مرد رو مرخص کنید؟

34
00:02:51,504 --> 00:02:54,090
‫انتخاب اون‌ها رو به تو می‌سپارم.

35
00:02:54,173 --> 00:02:55,008
‫بذار ببینم.

36
00:02:55,675 --> 00:02:59,303
‫کسایی رو انتخاب کن که جوون ان و
‫در هنرهای رزمی مهارت آنچنانی ندارند.

37
00:02:59,804 --> 00:03:03,266
‫فرصت خوبیه که کسایی رو که...

38
00:03:03,349 --> 00:03:05,685
‫برای اوکو ساخته نشده بودن رو مرخص کنیم.

39
00:03:07,186 --> 00:03:10,064
‫و اون‌هایی که مرخص می‌کنید حقوق کافی این اخراجشون رو دریافت...

40
00:03:10,148 --> 00:03:11,107
‫نه!

41
00:03:11,649 --> 00:03:14,277
‫حکومت بودجه‌ی اضافه نداره.

42
00:03:14,360 --> 00:03:17,572
‫اون صد مرد مرخص‌شده، نقش جدیدی رو خواهند داشت.

43
00:03:19,866 --> 00:03:23,202
‫یه نقش خیلی خیلی مهم.

44
00:03:26,456 --> 00:03:31,586
‫لیمیتسو اون صد مرد مرخص‌شده رو به منطقه‌ی خوشگذرانی یوشیوارا فرستاد.

45
00:03:35,089 --> 00:03:37,759
‫خواهش می‌کنم، من نمی‌تونم.

46
00:03:37,842 --> 00:03:39,093
‫منم!

47
00:03:39,844 --> 00:03:40,928
‫وایسا.

48
00:03:41,971 --> 00:03:42,972
‫شماها.

49
00:03:44,348 --> 00:03:47,977
‫به فکرتون هم نزنه از اینجا فرار کنین.

50
00:03:49,187 --> 00:03:52,023
‫میان مردان مرخص‌شده،

51
00:03:52,106 --> 00:03:56,486
‫اون‌هایی که مهارت‌های مبارزاتی خوبی داشتند،
‫مواجب سخاوتمندانه‌ای رو توسط شوگان دریافت می‌کردند تا...

52
00:03:56,569 --> 00:04:01,491
‫نگهبانانی باشند که از فرار افراد از یوشیوارا جلوگیری کنند.

53
00:04:10,249 --> 00:04:12,376
‫باید هر چه زودتر از اینجا فرار کنم.

54
00:04:13,377 --> 00:04:15,755
‫فکرش هم به سرت نزنه.

55
00:04:16,464 --> 00:04:21,385
‫اینطوری بود که لیمیتسو، یوشیوارا رو به مکانی...

56
00:04:21,469 --> 00:04:24,722
‫تبدیل کرد که زنان می‌توانستند مردان رو...

57
00:04:24,805 --> 00:04:27,642
‫با هزینه‌ی کمتری نسبت به مرکز ادو بخرند.

58
00:04:30,353 --> 00:04:32,021
‫حالا، آریکوتو،

59
00:04:32,605 --> 00:04:35,024
‫درباره‌ی قوانین اوکو...

60
00:04:35,107 --> 00:04:39,654
‫اگه شوگان زن دیگری در آینده وجود داشت،

61
00:04:39,737 --> 00:04:42,657
‫اولین مردی که باهاش ازدواج می‌کنه، باید...

62
00:04:42,740 --> 00:04:44,867
‫از اوکو انتخاب بشه.

63
00:04:44,951 --> 00:04:45,785
‫چشم، سرورم.

64
00:04:46,536 --> 00:04:50,915
‫و اون مرد باید مخفیانه اعدام بشه.

65
00:04:52,750 --> 00:04:54,085
‫قطعا! باید همینطور باشه!

66
00:04:54,585 --> 00:04:58,714
‫چون اون به بدن شوگان آسیب می‌زنه.

67
00:05:00,007 --> 00:05:02,176
‫حداقل من نمی‌تونم ازش بگذرم.

68
00:05:03,010 --> 00:05:04,470
‫نمی‌تونم ازش بگذرم!

69
00:05:07,431 --> 00:05:12,103
‫آریکوتوی قدیم ممکن بود سعی کنه نظرش رو عوض کنه.

70
00:05:14,230 --> 00:05:16,232
‫چشم. هر طور شما بخواین.

71
00:05:17,817 --> 00:05:22,947
‫ما این مرد رو «فرد مورد علاقه» می‌نامیم.

72
00:05:23,823 --> 00:05:28,953
‫سیاست‌های شوگان قطعاً دلسوزانه نبود.

73
00:05:32,748 --> 00:05:36,544
‫هنوز زیادی با کشاورزها مدارا می‌کنیم.

74
00:05:37,211 --> 00:05:41,674
‫ممنوعیت خوردن برنج توسط کشاورزان رو ادامه بدین.

75
00:05:42,633 --> 00:05:43,509
‫چشم.

76
00:05:45,928 --> 00:05:48,681
‫هر چند بعضی اتفاقات دیگری هم در این زمان میفتاد.

77
00:05:49,181 --> 00:05:50,308
‫اول از همه،

78
00:05:51,976 --> 00:05:55,688
‫جمعیت مردان از یک‌پنجم زنان به یک‌چهارم،

79
00:05:55,771 --> 00:05:57,898
‫افزایش پیدا کرد.

80
00:05:58,441 --> 00:06:01,360
‫این مورد روند کاهش جمعیت رو کند کرد.

81
00:06:02,653 --> 00:06:04,071
‫و دومین اتفاقی که افتاد.

82
00:06:05,031 --> 00:06:06,949
‫به لطف هوای خوب،

83
00:06:07,033 --> 00:06:10,911
‫در آن سال برداشت برنج خوبی به‌عمل درآمد.

84
00:06:19,003 --> 00:06:20,880
‫ساتو-ساما، این چیه؟

85
00:06:21,922 --> 00:06:26,510
‫جداکردن دونه‌های برنج از ساقه‌شون به‌وسیله‌ی
‫این خرمن‌کوب شانه‌ای خیلی راحت‌تر از...

86
00:06:26,594 --> 00:06:28,554
‫اون چوبی‌هاست، سانپِتا.

87
00:06:29,096 --> 00:06:32,224
‫ابزارهای جدید کشاورزی یکی پس‌ از دیگری درست می‌شدند تا...

88
00:06:32,308 --> 00:06:35,478
‫زنان صرف نظر از قدرت فیزیکی‌شون بتونن کشاورزی کنند.

89
00:06:36,437 --> 00:06:38,647
‫امسال چون برداشت خیلی خوبی داشتیم،

90
00:06:38,731 --> 00:06:41,484
‫تونستیم این خرمن‌کوب رو بخریم.

91
00:06:42,860 --> 00:06:44,820
‫اگه همه‌ی افراد توی این روستا،

92
00:06:44,904 --> 00:06:48,240
‫ ازش استفاده کنن کار زن‌ها خیلی کم‌تر می‌شه.

93
00:06:49,033 --> 00:06:52,745
‫از وقتی شوگان جدید روی کار اومده،

94
00:06:52,828 --> 00:06:55,706
‫بالاخره زندگی‌مون راحت‌تر شده.

95
00:06:56,624 --> 00:06:58,959
‫شوگان زن برامون خوش‌شانسی آورده!

96
00:07:00,336 --> 00:07:01,712
‫همه اینو می‌گن.

97
00:07:04,465 --> 00:07:05,841
‫شاید درست باشه.

98
00:07:10,095 --> 00:07:14,099
‫اگه فقط ابله‌ی سرخ صورت از بین می‌رفت.

99
00:07:15,100 --> 00:07:19,230
‫اما وقتی تعداد مردان به یک‌چهارم زنان تثبیت شد،

100
00:07:19,814 --> 00:07:23,025
‫وضعیت عجیبی در جامعه عادی شد.

101
00:07:24,735 --> 00:07:25,945
‫در اون زمان‌ها...

102
00:07:27,446 --> 00:07:28,405
‫آریکوتو-ساما.

103
00:07:29,114 --> 00:07:30,074
‫سرورمون...

104
00:07:31,158 --> 00:07:35,830
‫درخواست‌کردن امشب شما در محضرشون حاضر بشین.

105
00:07:45,130 --> 00:07:46,423
‫آریکوتو!

106
00:07:50,594 --> 00:07:51,428
‫سرورم.

107
00:07:52,137 --> 00:07:52,972
‫آریکوتو.

108
00:07:54,056 --> 00:07:55,057
‫بالاخره.

109
00:07:56,600 --> 00:07:57,518
‫آخرش.

110
00:07:59,103 --> 00:08:01,772
‫آریکوتو؟

111
00:08:01,855 --> 00:08:02,856
‫سرورم.

112
00:08:04,149 --> 00:08:05,818
‫یه درخواستی از پیشگاهتون داشتم.

113
00:08:06,569 --> 00:08:07,778
‫می‌خواستم که منو...

114
00:08:09,989 --> 00:08:13,033
‫از وظیفه‌ی هم‌نشینی با شما معاف کنین.

115
00:08:19,123 --> 00:08:20,291
‫که اینطور.

116
00:08:21,083 --> 00:08:24,128
‫روح من انقدر آلوده شده که دیگه...

117
00:08:24,211 --> 00:08:25,671
‫که دیگه منو نمی‌خوای.

118
00:08:25,754 --> 00:08:27,506
‫چنین چیزی نیست!

119
00:08:28,549 --> 00:08:29,550
‫نیست.

120
00:08:30,467 --> 00:08:32,052
‫من می‌ترسم.

121
00:08:33,137 --> 00:08:37,725
‫می‌ترسم زندگیم رو بنا به احساساتی که
‫شما بهم دارین ادامه بدم وقتی‌که...

122
00:08:37,808 --> 00:08:39,518
‫هر لحظه ممکنه احساستون عوض بشه.

123
00:08:40,519 --> 00:08:41,562
‫می ترسم.

124
00:08:42,146 --> 00:08:43,814
‫این حرف احمقانه چیه می‌زنی!

125
00:08:43,897 --> 00:08:46,233
‫یعنی بهم باور نداری؟

126
00:08:46,317 --> 00:08:49,153
‫گفتم که ‫مهم نیست چندتا بچه از ازدواج های دیگه‌ام به‌دنیا بیارم،

127
00:08:49,236 --> 00:08:51,572
‫قلبم همیشه و همیشه به تو تعلق داره!

128
00:08:52,156 --> 00:08:53,032
‫دقیقاً.

129
00:08:53,907 --> 00:08:57,703
‫من قادر نیستم با شما بچه‌دار بشم، پس...

130
00:08:58,537 --> 00:09:05,169
‫شما هم همینطور با مردهای دیگه ازدواج می‌کنین.

131
00:09:05,669 --> 00:09:08,339
‫اما منم مَردم!

132
00:09:09,506 --> 00:09:10,924
‫قلبتون کافی نیست.

133
00:09:11,425 --> 00:09:15,471
‫نمی‌تونم همینطور بشینم در حالی که جسمت هم به من تعلق نداره!

134
00:09:16,305 --> 00:09:18,474
‫شما بچه دارین!

135
00:09:19,683 --> 00:09:22,311
‫اما من فقط و فقط شما رو دارم!

136
00:09:23,979 --> 00:09:25,105
‫التماس می‌کنم.

137
00:09:27,149 --> 00:09:30,110
‫این سرنوشت وحشتناکیه بین یه مرد و یه زن،

138
00:09:30,694 --> 00:09:31,528
‫خواهش می‌کنم،

139
00:09:32,237 --> 00:09:34,615
‫منو ازش رها کنید.

140
00:09:43,874 --> 00:09:46,502
‫سرورم، یه درخواست دیگه هم دارم...

141
00:09:48,420 --> 00:09:51,298
‫یه درخواست دیگه، اگه امکانش هست.

142
00:09:52,966 --> 00:09:54,259
‫روز بعد،

143
00:09:55,010 --> 00:09:58,847
‫تمام مردان اوکو در تالار بزرگ گردهم آمدند.

144
00:10:04,978 --> 00:10:06,271
‫اوناتسوی احمق.

145
00:10:06,980 --> 00:10:09,817
‫همه‌ش از خود راضی عمل می‌کرد و فکر می‌کرد که اون،

146
00:10:09,900 --> 00:10:13,070
‫باعث شده سرورمون حامله بشه.

147
00:10:13,779 --> 00:10:15,823
‫اونه که بچه رو به‌دنیا میاره.

148
00:10:15,906 --> 00:10:18,283
‫اونه که می‌گه پدر اون چه کسیه.

149
00:10:19,243 --> 00:10:24,289
‫خیلی ساده اسم مردی رو که در حال حاضر دوست داره، رو می‌گه.

150
00:10:26,083 --> 00:10:27,376
‫اما نکنه،

151
00:10:27,876 --> 00:10:30,796
‫همه‌ی ما رو اینجا فراخونده تا اعلام کنه که...

152
00:10:30,879 --> 00:10:33,048
‫واقعیت چیه؟

153
00:10:33,131 --> 00:10:35,133
‫چنین کاری می‌کنه؟

154
00:10:37,135 --> 00:10:42,057
‫از همه‌ی شما خواستم که امروز برای دلیل مهمی به اینجا بیاین.

155
00:10:42,766 --> 00:10:49,189
‫اما این دفعه، تمام افراد اوکو مطمئناً می‌دونستن که لیمیستو زنه.

156
00:10:50,524 --> 00:10:53,986
‫پست پیشکار اعظم اوکو از زمان درگذشت کاسوگا...

157
00:10:54,611 --> 00:10:57,322
‫خالی مونده است.

158
00:10:57,406 --> 00:11:01,326
‫من یه جانشین برای برعهده‌گرفتن این منصب انتخاب کردم.

159
00:11:02,411 --> 00:11:04,538
‫منصب پیشکار اعظم...

160
00:11:04,621 --> 00:11:10,043
‫مسئولیت نظارت و فرماندهی بر تمام مردان در اوکو رو دارد.

161
00:11:11,086 --> 00:11:15,090
‫شما باید برای همه‌ی کارهایی که در اوکو انجام می‌دین،

162
00:11:15,173 --> 00:11:18,093
‫از پیشکار اعظم تاییدیه بگیرین.

163
00:11:19,428 --> 00:11:20,512
‫فردی که برای منصب...

164
00:11:21,179 --> 00:11:23,974
‫یه لحظه فرصت بده، اوناتسه!

165
00:11:24,057 --> 00:11:28,103
‫اون سرورمون رو برای گرفتن از منصب گول نمی‌زنه!

166
00:11:28,186 --> 00:11:31,273
‫انتخاب کردم، مادِنوکوجی آریکوتوست!

167
00:11:45,912 --> 00:11:50,167
‫ من مادِنوکوجی آریزومی، پیشکار اعظم اوکو هستم.

168
00:11:51,168 --> 00:11:53,879
‫خوشحالم که در این منصب جدید با هم کار کنیم.

169
00:11:56,006 --> 00:11:59,468
‫او تنها همسر تاریخ اوکو بود که

170
00:11:59,551 --> 00:12:02,929
‫برای منصب پیشکار اعظم انتخاب شده بود.

171
00:12:03,013 --> 00:12:04,598
‫اسم اون مرد اومن بود.

172
00:12:06,933 --> 00:12:09,770
‫در تاریخچه‌ی رسمی طایفه‌ی شوگان، توکوگاوا،

173
00:12:09,853 --> 00:12:11,938
‫اسم آریکوتو ثبت نشد و...

174
00:12:12,022 --> 00:12:14,691
‫تمام همسر‌ها با اسم زن ثبت شدند.

175
00:12:15,525 --> 00:12:21,281
‫با این وجود، هیچ‌کس مشروعیت شوگان چهارم که زن بود رو زیر سوال نبرد.

176
00:12:22,657 --> 00:12:27,913
‫لیمیستو بعد از آن با همسر‌های دیگری حامله شد ولی...

177
00:12:27,996 --> 00:12:29,998
‫همه‌ی اون‌ها به سقط‌ جنین ختم شد.

178
00:12:34,669 --> 00:12:36,922
‫سپس در سال چهارم دوره‌ی کی‌آن، سال 1651...

179
00:12:38,090 --> 00:12:42,552
‫در کنار چندین زایمان و سقط‌جنین به امور استان‌ها رسیدگی کرده بود.

180
00:12:43,136 --> 00:12:47,432
‫در طی زندگی این شوگان زن، اون طوری زندگی کرد که
روحش رو در راه کشورش گذاشت.

181
00:12:47,516 --> 00:12:50,352
‫او در جوانی و 27 سالگی مُرد.

182
00:12:53,730 --> 00:12:57,192
‫طبق وصیت اون در اسناد رسمی،

183
00:12:57,275 --> 00:13:00,570
‫تاریخ مرگ او به‌جای پدرش ثبت شد.

184
00:13:03,490 --> 00:13:04,324
‫آریکوتو-ساما!

185
00:13:05,367 --> 00:13:09,121
‫شنیدم دو نماینده از شش‌تا،
‫هوتا ماساموری، فرماندار کاگا و...

186
00:13:09,204 --> 00:13:11,540
‫آبه شیگِتسوگا، فرماندار تسوشیما،

187
00:13:11,623 --> 00:13:14,835
‫با دست‌های خودشون جونشون رو گرفتند تا پیش سرورمون برن.

188
00:13:14,918 --> 00:13:15,752
‫چی؟!

189
00:13:19,840 --> 00:13:20,757
‫ماساکاتسو-دونو!

190
00:13:27,472 --> 00:13:28,348
‫اینابا.

191
00:13:29,349 --> 00:13:30,350
‫ماساکاتسو-دونو.

192
00:13:34,020 --> 00:13:40,068
‫شما هم از مردانی بودین که عاشق سرورمون بودن؟

193
00:13:43,697 --> 00:13:45,657
‫بعد از مرگ لیمیستو،

194
00:13:45,740 --> 00:13:49,870
‫اوناتسو و اوتاما راهب شدند.

195
00:13:52,539 --> 00:13:55,876
‫نام بودایی اوناتسو جونشو-این شد.

196
00:13:57,085 --> 00:14:00,964
‫و اوتاما هم کِیشو-این.

197
00:14:02,465 --> 00:14:06,094
‫بعد از این همه سال تراشیدن سرم خیلی حس خوبی داره.

198
00:14:06,595 --> 00:14:07,637
‫که اینطور؟

199
00:14:08,430 --> 00:14:13,560
‫فکر می‌کردم که شما هم سوگند بودایی بخونین.

200
00:14:17,772 --> 00:14:19,649
‫عجیبه ها، نه؟

201
00:14:20,609 --> 00:14:23,069
‫اولش که به اوکو اومدم،

202
00:14:23,153 --> 00:14:26,489
‫تمام چیزی که می‌خواستم این بود که یه بار دیگه راهب بشم.

203
00:14:28,366 --> 00:14:29,200
‫آریکوتو.

204
00:14:29,951 --> 00:14:31,453
‫بعد از مُردنم هم،

205
00:14:31,953 --> 00:14:35,165
‫می‌خوام که در اوکو بمونی.

206
00:14:36,499 --> 00:14:37,334
‫وقتی چیّه...

207
00:14:38,376 --> 00:14:41,087
‫دخترم، چهارمین شوگان شد،

208
00:14:42,130 --> 00:14:45,091
‫می‌خوام که مثل پدر براش باشی.

209
00:14:45,759 --> 00:14:47,761
‫چی دارین می‌گین، سرورم؟

210
00:14:48,386 --> 00:14:50,096
‫چنین چیزی نگ-

211
00:14:50,930 --> 00:14:51,765
‫آریکوتو.

212
00:14:53,433 --> 00:14:54,601
‫بله؟

213
00:14:54,684 --> 00:14:56,061
‫دوست دارم.

214
00:14:57,228 --> 00:15:01,024
‫تو تنها مرد زندگی من بودی.

215
00:15:01,941 --> 00:15:04,819
‫ حتی وقتی که ارتباط فیزیکی بینمون نبود بازم احساساتم...

216
00:15:05,403 --> 00:15:07,656
‫نه، برای همین هم بود که...

217
00:15:08,657 --> 00:15:12,285
‫تو با بقیه‌ی افراد متفاوت بودی.

218
00:15:12,994 --> 00:15:17,082
‫تو یه جای خاص توی قلبم داشتی.

219
00:15:28,593 --> 00:15:29,469
‫این...

220
00:15:32,389 --> 00:15:36,017
‫سرنوشت ما این بود، آره؟

221
00:15:37,185 --> 00:15:39,187
‫برای من و تو.

222
00:15:45,110 --> 00:15:46,069
‫آریکوتو.

223
00:15:49,030 --> 00:15:50,031
‫چیزه...

224
00:15:52,200 --> 00:15:54,035
‫ شاهدخت چیّه شمایین!

225
00:15:54,119 --> 00:15:55,954
‫منظورم، سرورم بود.

226
00:15:56,830 --> 00:15:58,206
‫چیزی شده؟

227
00:15:59,082 --> 00:16:00,041
‫می‌گم...

228
00:16:00,125 --> 00:16:03,628
‫می‌خوام باهام سوگوروکو بازی کنم.

229
00:16:04,546 --> 00:16:06,297
‫چشم، خوش‌حال می‌شم.

230
00:16:07,882 --> 00:16:08,758
‫خب، پس...

231
00:16:09,592 --> 00:16:11,177
‫به اقامتگاه‌تون بریم.

232
00:16:12,762 --> 00:16:17,809
‫برای سال‌های زیادی بعد از اون، آریکوتو به‌عنوان پیشکار اعظم،

233
00:16:17,892 --> 00:16:20,812
‫بر اوکو حکومت می‌کرد.

234
00:16:23,690 --> 00:16:29,070
‫شاید پوشاندن مزارع برنج با روغن کلزا ملخ ها رو دور نگه‌داره.

235
00:16:29,154 --> 00:16:33,575
‫اما پول از کجا برای خرید روغن کلزا بیاریم؟

236
00:16:34,784 --> 00:16:39,205
‫چطوره براساس اندازه زمین‌مون پول رو تقسیم کنیم؟

237
00:16:41,833 --> 00:16:45,211
‫تا زمانی‌که کل مزارع ناحیه رو با روغن نپوشونیم،

238
00:16:45,295 --> 00:16:47,463
‫کمکی به جلوگیری خسارت نمی‌کنه.

239
00:16:48,339 --> 00:16:50,967
‫من سهم خودمو می‌دم. شما چطور؟

240
00:16:54,304 --> 00:16:55,263
‫منم همینطور.

241
00:16:55,763 --> 00:16:56,598
‫منم.

242
00:16:57,807 --> 00:16:59,434
‫هی، شماها!

243
00:17:00,143 --> 00:17:04,189
‫مینه، شیما و شما دو تا یه مرد بزرگ‌تر توی خونه دارین!

244
00:17:04,731 --> 00:17:09,152
‫چنین مسئله‌ی مهمی رو بدون در میون گذاشتن
‫با سرپرست خانواده نمی‌تونین تصمیم بگیرین.

245
00:17:09,235 --> 00:17:14,199
‫کوروکو-سان، کسایی که صبح‌تا‌شب روی زمین‌ها کار می‌کنن، ماهاییم.

246
00:17:14,282 --> 00:17:15,742
‫دقیقاً!

247
00:17:15,825 --> 00:17:19,871
‫و ما به‌جای سرپرست خانواده اینجاییم، مگه نه؟

248
00:17:19,954 --> 00:17:20,997
‫درسته!

249
00:17:21,080 --> 00:17:24,000
‫همینطوره!

250
00:17:28,087 --> 00:17:29,380
‫برگشتم خونه.

251
00:17:29,964 --> 00:17:31,549
‫خوش اومدی، ساتو، نه-چان.

252
00:17:32,216 --> 00:17:34,677
‫خب دیگه، من برم.

253
00:17:35,845 --> 00:17:37,639
‫سوتارو، امشب می‌ری پیش کی؟

254
00:17:38,681 --> 00:17:40,934
‫امشب فقط میو از خانواده اینه ست.

255
00:17:41,768 --> 00:17:43,645
‫ماسا اون روزی حامله شد.

256
00:17:43,728 --> 00:17:45,730
‫حالا دیگه لازم نیست برم.

257
00:17:46,731 --> 00:17:47,982
‫خبر خوشحال‌کننده‌ایه.

258
00:17:49,233 --> 00:17:52,820
‫اگه اوضاع بهتر بود، تو سرپرست خونه بودی و...

259
00:17:52,904 --> 00:17:55,531
‫یه عروس برای خودت می‌گرفتی.

260
00:17:56,199 --> 00:17:58,409
‫شرمنده‌م که هر شب باید این کار رو بکنی.

261
00:17:59,953 --> 00:18:03,665
اینطور هم نیست که دیدارهای اینجوری چیز قدیمی‌ای باشه.

262
00:18:04,374 --> 00:18:05,917
‫و اگه این کار رو نکنم،

263
00:18:06,000 --> 00:18:10,129
‫توی این روستای پر از زن‌های پیر چطور می‌تونستیم بیشتر بچه‌دار بشیم؟

264
00:18:11,673 --> 00:18:14,634
‫کارم اون‌‌طورها هم سخت نیست.

265
00:18:16,469 --> 00:18:17,470
‫سوتارو.

266
00:18:20,056 --> 00:18:24,185
‫آخه، تو حتی نمی‌ذاری برم بیرون روی زمین کار کنم تا...

267
00:18:24,268 --> 00:18:27,939
‫ابله‌ی سرخ صورت نگیرم.

268
00:18:28,648 --> 00:18:31,067
‫باید بشینم خونه بشینم و بخورم.

269
00:18:31,150 --> 00:18:33,152
‫هر جور حساب کنی، زندگی راحتیه.

270
00:18:35,363 --> 00:18:37,198
‫نه-چان اگه اوضاع بهتر بود، تو هم می‌تونستی...

271
00:18:39,200 --> 00:18:41,202
خودت ‫یه کسی داشته باشی و با سانپتا...

272
00:18:41,285 --> 00:18:43,955
‫ازدواج کنی اما نمی‌تونی چون برای افراد دیگه...

273
00:18:44,038 --> 00:18:46,666
‫ عادلانه نیست که یک مرد رو برای خودت نگه‌داری.

274
00:18:49,127 --> 00:18:50,920
‫خب دیگه، پس من می‌رم.

275
00:18:54,674 --> 00:18:57,969
‫بله، اینطور نبود که جای زن و مرد برعکس شود.

276
00:18:58,803 --> 00:19:02,724
‫دقیق‌تر بخوایم بگیم، مردها از انجام هر کاری جز پدرشدن دست کشیدند.

277
00:19:03,683 --> 00:19:06,060
‫‫از جمله کارهای تربیتی بچه و خونه،

278
00:19:06,144 --> 00:19:11,107
‫‫تمام کار دنیا بر دوش زنان گذاشته شد.

279
00:19:12,817 --> 00:19:14,610
‫نامردیه!

280
00:19:14,694 --> 00:19:17,447
‫همیشه همه‌چیز مال داداش بزرگه‌ست!

281
00:19:17,530 --> 00:19:20,616
‫نیسکه مَرده، پس به اون بده!

282
00:19:21,909 --> 00:19:25,121
‫این دختر من، اوکیکوئه،
‫وارث نام خانوادگی‌مون.

283
00:19:25,830 --> 00:19:28,332
‫امیدوار بودم نیسوکه-سان بتونه،

284
00:19:29,333 --> 00:19:32,962
‫برای مدتی، عصرها به ملاقاتش بیاد.

285
00:19:34,130 --> 00:19:35,214
‫خیلی‌خب.

286
00:19:36,132 --> 00:19:37,842
‫فهمیدی، نیسوکه؟

287
00:19:37,925 --> 00:19:39,260
‫با ازوتسه یا-سان، باشه؟

288
00:19:39,927 --> 00:19:45,349
‫خیلی کم پیش میومد که مثل ساتو،
‫ برادرشون رو در شب مجانی اجاره بدن.

289
00:19:46,893 --> 00:19:49,437
‫اما از طرف دیگه...

290
00:19:55,151 --> 00:19:57,278
‫بچه ننه.

291
00:20:01,699 --> 00:20:06,120
‫... مردهای پیر در خانواده‌های کشاورز
‫ به باری روی دوش تبدیل می‌شدند.

292
00:20:10,374 --> 00:20:13,211
‫کانبارو ساتو هرگز خوب نشد و فوت کرد.

293
00:20:13,878 --> 00:20:16,214
‫در اون زمان 32 سال داشت.

294
00:20:17,465 --> 00:20:21,010
‫همینطور کار کرد و کار و هیچ‌وقت شوهری برای خودش نگرفت.

295
00:20:21,093 --> 00:20:23,471
اول در بستر مرگ، از مادرمون مراقبت کرد،

296
00:20:23,554 --> 00:20:24,597
حالا هم خودش...

297
00:20:25,556 --> 00:20:26,641
‫چقدر ظالمانه‌ست!

298
00:20:27,558 --> 00:20:28,392
‫کائه...

299
00:20:30,811 --> 00:20:33,981
‫ساتو، نه-چان، من نمی‌میرم.

300
00:20:34,065 --> 00:20:39,070
‫بیشتر و بیشتر زندگی می‌کنم،
‫ بچه‌های بیشتری میارم، بیشتر کار می‌کنم...

301
00:20:40,446 --> 00:20:42,615
‫هر جور شده زنده می‌مونم!

302
00:20:42,698 --> 00:20:46,160
‫تمام تلاشم رو برای مراقبت از خانواده کانبارا می‌کنم!

303
00:20:50,248 --> 00:20:52,249
‫خب، همگی سریع کار کنید!

304
00:20:53,042 --> 00:20:55,711
‫سرورمون به‌زودی اینجا خواهند بود.

305
00:20:58,631 --> 00:20:59,548
‫همه آماده ان؟

306
00:21:00,508 --> 00:21:01,759
‫سرت رو بیشتر پایین بیار.

307
00:21:02,343 --> 00:21:05,054
‫چشم، عذر می‌خوام، موراسه-ساما.

308
00:21:12,687 --> 00:21:17,024
‫صدای مادِنوکوجی آریکوتو، پیشکار اعظم در سرتاسرِ-

309
00:21:17,108 --> 00:21:19,402
‫تالار ناقوس طنین‌انداز شد.

310
00:21:20,736 --> 00:21:25,366
‫!اعلیحضرت تشریف فرما شدن

311
00:21:55,938 --> 00:22:00,109
‫این دوره‌ی سلطنت شوگان چهارم، ایتسونا بود.
