﻿1
00:00:18,476 --> 00:00:21,020
‫بله، استوزو هستم.

2
00:00:21,604 --> 00:00:25,400
‫از آشنایی با شما بسیار خرسندم.

3
00:00:26,901 --> 00:00:30,405
‫آریکوتو-دونو، این شخص درست مثل شماست.

4
00:00:30,488 --> 00:00:32,449
‫منم خیلی تعجب کردم.

5
00:00:32,532 --> 00:00:34,159
‫اگه به‌خاطر مدل موش نبود،

6
00:00:34,242 --> 00:00:36,786
‫نمی‌تونستم شما رو از هم تشخیص بدم.

7
00:00:36,870 --> 00:00:39,914
‫چی بگم، والا.
‫من اینطوریم دیگه.

8
00:00:40,498 --> 00:00:43,168
‫شنیدم این نجیب‌زاده ناتوانه،

9
00:00:43,752 --> 00:00:46,004
‫پس یکی رو پیدا کردن که حداقل شبیه‌ش باشه.، تا...

10
00:00:46,087 --> 00:00:49,174
‫تا با سرورِ خانممون ازدواج کنه.

11
00:00:49,257 --> 00:00:51,509
‫خب خلاصه که این بود.

12
00:00:55,054 --> 00:00:57,807
‫درسته، درسته، حق با توئه.

13
00:00:58,600 --> 00:01:02,187
‫برای اینکه به‌خاطر بی‌کفایتیم شما رو هم به‌دردسر می‌اندازم، شرمنده‌ ام.

14
00:01:02,270 --> 00:01:05,106
‫نه بابا! دردسری نیست.

15
00:01:05,190 --> 00:01:07,192
‫اصلاً اینطور نیست.

16
00:01:07,275 --> 00:01:10,195
‫می‌تونم هر روز برنج بخورم، تا سیرِ‌سیر بشم، و...

17
00:01:10,278 --> 00:01:12,572
‫می‌تونم برای خانواده‌م پول بفرستم.

18
00:01:12,655 --> 00:01:15,575
‫پس برای این موضوع ممنونتون هم هستم.

19
00:01:15,658 --> 00:01:17,577
‫این مرد...

20
00:01:18,661 --> 00:01:21,206
‫یه‌کم از من جوون‌تر به نظر می‌رسی.

21
00:01:21,706 --> 00:01:23,458
‫چند سالته؟

22
00:01:23,541 --> 00:01:26,461
‫امسال هجده سالم شد.

23
00:01:27,045 --> 00:01:27,879
‫که اینطور.

24
00:01:28,505 --> 00:01:32,967
‫منم وقتی به اوکو اومدم هجده سالم بود.

25
00:01:34,177 --> 00:01:38,348
‫شاید هنوز اینو نفهمی،
‫ولی روزهای اینجا خیلی بلندن.

26
00:01:40,099 --> 00:01:43,853
‫باید کار سرنوشت باشه که قیافه‌های شبیهی داریم.

27
00:01:44,896 --> 00:01:47,607
‫اگه سوالی داشتی، می‌تونی پیشم بیای.

28
00:01:48,524 --> 00:01:50,360
‫من و تو به احتمال زیاد،

29
00:01:51,486 --> 00:01:55,448
‫بقیه عمرمون رو اینجا ساکن اوکو خواهیم بود.

30
00:01:55,949 --> 00:01:58,243
‫عه، چشم.

31
00:01:58,326 --> 00:01:59,953
‫حسابی قدردانتون هستم.

32
00:02:00,954 --> 00:02:03,539
‫از راهنمایی شما بسیار سپاسگزارم.

33
00:02:03,623 --> 00:02:04,582
‫بله.

34
00:02:04,666 --> 00:02:07,126
‫منم از دیدنت خوشحال شدم. فعلا.

35
00:02:25,186 --> 00:02:26,646
‫چه مرد جذابی بود!

36
00:02:26,729 --> 00:02:27,480
‫- صبر کن!

37
00:02:27,522 --> 00:02:27,855
‫- ها؟

38
00:02:27,939 --> 00:02:30,149
‫در مورد قیافه‌ش حرف نمی‌زنم.

39
00:02:30,233 --> 00:02:34,153
‫اون کوشیتا روی لباس رسمیش رو دیدی؟
‫بقیه ما اونو نمی‌پوشیم.

40
00:02:34,654 --> 00:02:37,615
‫با اون کوشیتا در پشت لباس قطعاً بهتر به‌نظر می‌رسید.

41
00:02:37,699 --> 00:02:41,619
‫این پسره دیگه کیه؟
‫از اون موقع داشت اینو نگاه می‌کرد؟

42
00:02:50,420 --> 00:02:51,379
‫استزو!

43
00:02:51,462 --> 00:02:52,880
‫بله.

44
00:02:52,964 --> 00:02:55,425
‫زود باش پشتت رو صاف کن!

45
00:02:56,134 --> 00:02:59,345
‫و یادت باشه سرورمون از مردهای پر حرف بدش میاد.

46
00:02:59,971 --> 00:03:03,141
‫همین پشت‌سرهم حرف نزنی.

47
00:03:03,641 --> 00:03:04,475
‫فهمیدی؟

48
00:03:04,976 --> 00:03:06,144
‫بله.

49
00:03:06,227 --> 00:03:10,606
‫اون موهای پریشون دیگه چین؟

50
00:03:12,859 --> 00:03:15,903
‫فکر کردم جذاب‌ترم می‌کنه.

51
00:03:24,412 --> 00:03:25,413
‫آریکوتو-ساما.

52
00:03:25,997 --> 00:03:29,417
‫صبح‌بخیر. صبحانه‌تون رو براتون آوردم.

53
00:03:31,544 --> 00:03:32,628
‫آریکوتو-ساما؟

54
00:03:34,046 --> 00:03:37,425
‫آریکوتو-ساما!

55
00:03:41,637 --> 00:03:44,515
‫ببخشید که این همه راه برام چیزی آوردی و من...

56
00:03:45,057 --> 00:03:46,142
‫اما ‫گوکوئه،

57
00:03:46,225 --> 00:03:48,644
‫امروز گرسنه نیستم.

58
00:03:49,645 --> 00:03:52,148
‫خیلی عذر می‌خوام.

59
00:03:52,231 --> 00:03:54,233
‫باید بیشتر شرایط رو در نظر می‌گرفتم.

60
00:03:56,736 --> 00:03:57,862
‫خیلی بی‌خاصیت نیستم؟

61
00:03:58,362 --> 00:04:01,657
‫حتی جرئت اینو نداشتم این در رو خراب کنم و بیام بیرون.

62
00:04:04,660 --> 00:04:06,245
‫از اون روز به بعد، آریکوتو،

63
00:04:06,913 --> 00:04:10,208
‫آیکوتو از وارد‌شدن به اوکای لیمیتسو منع شد.

64
00:04:12,877 --> 00:04:15,630
‫تنها چیزی که عقل آریکوتو رو سالم نگه می‌داشت،

65
00:04:15,713 --> 00:04:19,550
‫رویای روزی بود که بتونه همراه با لیمیتسو بیمره.

66
00:04:20,927 --> 00:04:23,638
‫سپس، دو ماه بعد شرایط تغییر کرد.

67
00:04:24,430 --> 00:04:26,474
‫لیمیتسو باردار شد.

68
00:04:35,525 --> 00:04:37,693
‫در روز سوم از هشتمین ماه همان سال،

69
00:04:38,277 --> 00:04:40,321
‫لیمیستو یه دختر به‌دنیا آورد.

70
00:04:42,281 --> 00:04:43,616
‫بررسی کنید درست باشه.

71
00:04:43,699 --> 00:04:46,202
‫کارهای مربوط به غذای جشن طبق برنامه پیش می‌ره؟

72
00:04:46,786 --> 00:04:48,704
‫بله، کاملاً.

73
00:04:49,455 --> 00:04:50,331
‫راستی،

74
00:04:50,414 --> 00:04:54,544
‫ده‌تا غذا همونطوری که دستور دادین برای سرورمون آماده کردیم.

75
00:04:54,627 --> 00:04:55,962
‫باید باهاشون چیکار کنیم؟

76
00:04:56,546 --> 00:04:59,840
‫خب، یکیش برای واداست تا سمی‌نبودن رو بررسی کنه.

77
00:05:07,765 --> 00:05:10,059
‫این ماهی سرخوی...

78
00:05:10,977 --> 00:05:13,229
‫منظورم اینه، غذا مشکلی نداره.

79
00:05:18,401 --> 00:05:21,696
‫همه‌چیزهای در سینی مشکلی ندارن.

80
00:05:21,779 --> 00:05:23,864
‫پس، لطفاً غذای بقیه رو سرو کنید.

81
00:05:23,948 --> 00:05:24,782
‫چشم.

82
00:05:24,865 --> 00:05:25,992
‫آریکوتو-دونو.

83
00:05:26,075 --> 00:05:30,371
‫یه غذا برای بررسی سم یکی هم برای سرورمون.

84
00:05:30,454 --> 00:05:34,000
‫هشت‌تا ظرف دیگه باقی‌می‌مونه.

85
00:05:34,083 --> 00:05:36,961
‫اون‌ها برای کاتسوتا و

86
00:05:37,044 --> 00:05:41,507
‫هفت خدمتکارین که همیشه غذای ما رو آماده می‌کنن.

87
00:05:42,091 --> 00:05:43,676
‫حتی با اینکه این یه جشنه،

88
00:05:43,759 --> 00:05:48,514
‫بیشتر مردان اوکو اجازه ندارن چهره‌ی سرورمون رو ببینن.

89
00:05:49,307 --> 00:05:54,228
‫می‌خواستم حداقل با تقسیم‌کردن این غذا باهاشون
‫ در این احساس شادی هم با هم به‌اشتراک بذاریم.

90
00:05:54,312 --> 00:05:57,523
‫لطف شما رو می‌رسونه.
‫مطمئنم اونا هم قدردان خواهد بود.

91
00:05:57,606 --> 00:05:59,400
‫آها، یه چیز دیگه.

92
00:05:59,483 --> 00:06:01,152
‫با سخاوت سرورمون،

93
00:06:01,235 --> 00:06:04,196
‫همه‌ی افرادی که در اوکو هستند بعداً با موچی و ساکه پذیرایی خواهند شد.

94
00:06:04,280 --> 00:06:05,364
‫- خیلی ممنون می‌شیم!

95
00:06:05,406 --> 00:06:07,158
‫- وای!

96
00:06:10,494 --> 00:06:14,331
‫مطمئنم اینا همه‌ش به لطف آریکوتو-ساماست.

97
00:06:14,832 --> 00:06:18,169
‫وقتی کاسوگا-ساما تنهای داشت اوکو رو اداره می‌کرد،

98
00:06:18,252 --> 00:06:21,547
‫هیچ‌وقت هدیه‌ای برای مناسبت‌ها بهمون نمی‌دادن.

99
00:06:21,630 --> 00:06:27,303
‫توی این روزها به‌دنیا اومدن شاهدخت اتفاق مبارکیه، نه؟

100
00:06:27,970 --> 00:06:30,556
‫ابله‌ی سرخ صورت هم نمی‌گیره.

101
00:06:31,140 --> 00:06:34,852
‫شنیدم این روزها کسایی که کالاها رو در اوکو تحویل می‌دن،

102
00:06:34,935 --> 00:06:38,064
‫بیشتر زنان یا پیرمردهان.

103
00:06:38,147 --> 00:06:42,902
‫شنیدم با اینکه شاهدخت به‌دنیا اومده،

104
00:06:42,985 --> 00:06:46,363
‫سوگلی سرورمون هنوز آریکوتو-ساماست.

105
00:06:46,447 --> 00:06:49,825
‫تا وقنی سرورمون قبول کنن بچه‌دار بشن،
‫می‌تونن هر کسی رو که خواستن انتخاب کنن.

106
00:06:50,534 --> 00:06:53,579
‫حالا دیگه خیال کاسوگا-ساما هم راحت باشه دیگه.

107
00:06:57,249 --> 00:07:02,087
‫به‌دنیا اومدن شاهدخت رو به محضرتون صمیمانه تبریک می‌گم.

108
00:07:02,171 --> 00:07:04,590
‫با تمام وجود خرسند شدم.

109
00:07:04,673 --> 00:07:05,800
‫همم.

110
00:07:05,883 --> 00:07:08,093
‫همگی حسابی تلاش کردین.

111
00:07:08,886 --> 00:07:10,179
‫راستی، نوبوتسونا.

112
00:07:10,679 --> 00:07:15,059
‫شنیدم هنوز هیچ نشانه‌ای از کاهش بیماری
‫همه‌گیر ابله سرخ صورت، مشاهده نشده.

113
00:07:15,142 --> 00:07:16,602
‫هیچ نشانه نیست، سرورم.

114
00:07:17,186 --> 00:07:19,980
‫اونطور که فکر می‌کنم دهقانانی هم هستند که فرار کردند، چون...

115
00:07:20,064 --> 00:07:24,360
‫دیگه مردی رو ندارن که کمک‌شون کنن
‫و نمی‌تونن مالیاتشون رو بپردازن.

116
00:07:24,443 --> 00:07:30,366
‫نه، در حال حاضر به‌علت برداشت خوبی
‫که امسال داشتیم، تعداد زیادی نبودند.

117
00:07:30,449 --> 00:07:35,496
‫اما قصد دارم یه حکم رسمی رو پخش کنم تا...

118
00:07:35,579 --> 00:07:38,165
‫تا از این رهاکردن زمین‌ها توسط دهقان‌ها جلوگیری بشه.

119
00:07:38,249 --> 00:07:40,876
‫همم. ماساکاتسو هم بهش اشاره کرده بود.

120
00:07:42,294 --> 00:07:46,298
‫شاید باید خرید‌و‌فروش زمین‌های زراعی رو ممنوع کنم تا

121
00:07:46,382 --> 00:07:49,385
‫از فروش‌شون توسط دهقانان و فرارشون جلوگیری بشه.

122
00:07:51,470 --> 00:07:54,890
‫نه، این صحبت‌های بیهوده چیه می‌گم.

123
00:07:54,974 --> 00:07:58,018
‫باید دهنم رو ببندم و فقط روی آوردن وارث‌ تمرکز کنم، نه؟

124
00:07:58,102 --> 00:07:59,395
‫ببخشیدو

125
00:07:59,478 --> 00:08:01,981
‫وقتی بچه‌دار می‌شی،

126
00:08:02,064 --> 00:08:06,527
‫شما شروع به پرسیدن این سوال می کنی که دنیا
‫وقتی بزرگ شد، چه شکلی خواهد بود.

127
00:08:06,610 --> 00:08:07,861
‫همینطوره.

128
00:08:09,154 --> 00:08:10,990
‫عجیب بود.

129
00:08:11,073 --> 00:08:14,118
‫هنوز اون جنبه‌ی طعنه‌آمیزش رو داره،

130
00:08:14,201 --> 00:08:15,452
‫اما سرورمون...

131
00:08:16,954 --> 00:08:18,872
‫سرورمون خیلی تغییر کردن،

132
00:08:18,956 --> 00:08:21,792
‫از زیردست‌هاش تقاضای بخشش می‌کنه
‫و سخت‌کوشی‌شون رو تشویق می‌کنه.

133
00:08:22,376 --> 00:08:26,547
‫تا حالا نشنیده بودم سرورمون چنین لحن مهربانانه‌ای داشته باشند.

134
00:08:26,630 --> 00:08:29,091
‫بله، تازه علاوه‌ بر هوش فوق‌العاده ایشون،

135
00:08:29,174 --> 00:08:33,178
‫من تحمل و ظرفیت بالاتری در ایشون حس می‌کنم.

136
00:08:33,262 --> 00:08:34,722
‫واقعاً که توی خونشه.

137
00:08:34,805 --> 00:08:38,475
‫خب، به‌هر‌حال این دفعه دختر بود، ولی...

138
00:08:38,559 --> 00:08:43,814
‫هنوز جای شکر داره که سرورمون قادر به بچه‌دار شدنه.

139
00:08:43,897 --> 00:08:48,068
‫اما یه ارباب جوان کافی نیست،

140
00:08:48,569 --> 00:08:51,155
‫ باید ابله‌ی سرخ صورت هم فکر کنیم.

141
00:08:51,238 --> 00:08:54,825
‫اون روز، من حتی سومین پسر بزرگم رو هم از دست دادم.

142
00:08:54,908 --> 00:08:57,911
‫همه‌ی خانواده‌ها با چنین مشکلی روبه‌رو هستن.

143
00:08:57,995 --> 00:09:01,832
‫دو تا پسر دارم که هفت سال و ده سال‌شونه، و...

144
00:09:01,915 --> 00:09:05,419
‫نگرانم که قبل از بزرگ‌شدن‌شون این همه‌گیری
‫ممکنه تموم بشه یا نه.

145
00:09:05,502 --> 00:09:10,090
‫با این وضع، احتمالاً خانواده‌های بیشتری
‫موقعیت خودشون رو از دست بدن.

146
00:09:10,716 --> 00:09:16,096
‫اینطور هم نمی‌تونیم مثل مرد شهر دختران‌مون رو
‫به‌عنوان جانشینان‌مون انتخاب کنیم.

147
00:09:20,726 --> 00:09:21,769
‫نوبوتسونا-دونو.

148
00:09:22,519 --> 00:09:24,063
‫نوبوتسونا-دونو!

149
00:09:24,688 --> 00:09:26,440
‫چیزی شده؟

150
00:09:26,940 --> 00:09:28,859
‫اوه، نه، چیزی نبود.

151
00:09:32,154 --> 00:09:32,988
‫من...

152
00:09:33,072 --> 00:09:34,031
‫- سرورم.

153
00:09:34,073 --> 00:09:34,239
‫ها؟

154
00:09:34,406 --> 00:09:35,657
‫اریکوتو هستم.

155
00:09:35,741 --> 00:09:36,658
‫آریکوتو!

156
00:09:36,658 --> 00:09:37,242
‫- باشه.

157
00:09:37,367 --> 00:09:40,746
‫- خب دیگه با اجازه.

158
00:09:42,372 --> 00:09:44,500
‫با اجازه‌تون می‌رم!

159
00:09:44,583 --> 00:09:45,751
‫عه، استِزو-دونو.

160
00:09:46,585 --> 00:09:48,170
‫لطفاً، منو ندیده بگیرین.

161
00:09:48,712 --> 00:09:50,756
‫راحت هر چقدر خواستین بمونین.

162
00:09:50,839 --> 00:09:52,966
‫نه، کافی بود.

163
00:09:53,050 --> 00:09:54,134
‫می‌رم دیگه.

164
00:09:58,138 --> 00:09:59,640
‫راستی آریکوتو-سان.

165
00:10:00,516 --> 00:10:03,352
‫از این به بعد اسمم اوراکوست.

166
00:10:03,852 --> 00:10:07,731
‫سرورم خودشون این اسم رو بهم دادن.

167
00:10:14,655 --> 00:10:16,406
‫هی، آریکوتو اینجا رو ببین.

168
00:10:16,490 --> 00:10:17,407
‫دیدی؟

169
00:10:17,491 --> 00:10:20,077
‫به یه چشم‌بهم‌زدن تپل شده.

170
00:10:20,160 --> 00:10:21,203
‫بله.

171
00:10:21,286 --> 00:10:23,872
‫خیلی نازن.

172
00:10:24,540 --> 00:10:27,292
‫یاجیما، می‌تونی یه مدتی بری استراحت کنی.

173
00:10:27,376 --> 00:10:28,210
‫چشم.

174
00:10:36,009 --> 00:10:38,846
‫تو همه چیزی هستی که دارم، آریکوتو.

175
00:10:40,138 --> 00:10:40,973
‫سرورم...

176
00:10:43,100 --> 00:10:44,226
‫سرورم.

177
00:10:46,645 --> 00:10:49,606
‫من پدر شاهدخت خانواده‌ی شوگان ام.

178
00:10:50,732 --> 00:10:53,819
‫یکی از این روزها فرد شماره یک اوکو می‌شم!

179
00:10:54,570 --> 00:10:55,821
‫هورا!

180
00:10:56,405 --> 00:10:57,823
‫آی‌آی!

181
00:10:58,574 --> 00:10:59,408
‫نه!

182
00:11:01,994 --> 00:11:02,995
‫اون احمق.

183
00:11:03,662 --> 00:11:06,832
‫حالا حالش چطوره؟

184
00:11:06,915 --> 00:11:10,460
‫خب، طبق چیزی که دکتر می‌گه،

185
00:11:10,544 --> 00:11:12,713
‫به‌خاطر اینکه یه طرف بدنش فلج شده،

186
00:11:12,796 --> 00:11:15,591
‫دیگه ممکنه به‌عنوان مردی که ازش می‌خواستیم، مفید نباشه.

187
00:11:25,017 --> 00:11:27,352
‫بچه‌ها، وقت غذاست.

188
00:11:27,436 --> 00:11:29,021
‫بیاین جاهامون رو عوض کنیم.

189
00:11:33,525 --> 00:11:36,695
‫با چندتا دونه آدم به‌نظر کار تمومی‌ناپذیر میاد.

190
00:11:37,195 --> 00:11:38,113
‫چیزی نیست.

191
00:11:38,196 --> 00:11:42,117
‫بقیه محصولات رو برداشت می‌کنم تا سهم کار امروز تموم بشه.

192
00:11:43,368 --> 00:11:45,329
‫اوه راستی، تازو-ساما،

193
00:11:45,412 --> 00:11:49,124
‫پسر شوکیچی، کیچیجی دیشب رو دووم نیاورد.

194
00:11:49,791 --> 00:11:51,627
‫ امروز فوت کرد.

195
00:11:51,710 --> 00:11:53,837
‫شوکیچی داره پیر می‌شه،

196
00:11:53,920 --> 00:11:57,466
‫پس احتمالاً آخرین مرد اون خانواده باشه.

197
00:11:58,842 --> 00:12:00,969
‫شنیدم در روستای کناریمون لینمورا،

198
00:12:01,053 --> 00:12:04,640
‫بسیاری از دهقان‌ها دارن ورشکست می‌شن یا شبانه فرار می‌کنن.

199
00:12:05,223 --> 00:12:08,268
‫اگه دهقانی ورشکست می‌شه چون نمی‌تونه مالیات رو بده،

200
00:12:08,352 --> 00:12:11,646
‫بقیه روستا باید هزینه‌ش رو جبران کنن.

201
00:12:12,230 --> 00:12:14,900
‫ما همینطوری هم مرد که بتونه کار کنه کم داریم.

202
00:12:14,983 --> 00:12:17,361
‫اگه مجبورمون کنن مالیات بیشتری بدیم...

203
00:12:18,945 --> 00:12:20,781
‫مادر-جان، این چطوره؟

204
00:12:21,365 --> 00:12:23,909
‫بیاین همه‌ی بچه‌های خونه‌هامون رو جمع کنیم تا...

205
00:12:23,992 --> 00:12:26,703
‫زن‌ها بتونن کار کنن.

206
00:12:26,787 --> 00:12:27,662
‫ساتو.

207
00:12:27,746 --> 00:12:31,458
‫و کسایی که نمی‌تونن کار کنن مثل افراد مسن و
‫کسایی که از نظر جسمی ضعیفن، می‌تونن...

208
00:12:31,541 --> 00:12:34,169
‫برامون مواظب بچه‌ها باشن.

209
00:12:34,252 --> 00:12:38,548
‫اینطوری زن‌های سالم و پرانرژی لازم نیست خونه بمونن.

210
00:12:39,132 --> 00:12:41,176
‫اون‌ها می‌تونن روی زمین کار کنن!

211
00:12:41,259 --> 00:12:43,553
‫تو چی فکر می‌کنی، مادر-جان؟

212
00:12:43,637 --> 00:12:45,222
‫من نباید اینو بگم ولی،

213
00:12:45,305 --> 00:12:48,100
‫حالا که مادربزرگ غرغرومون دیگه فوت شده،

214
00:12:48,183 --> 00:12:50,185
‫کسی نیست که شاکی باشه!

215
00:12:50,852 --> 00:12:51,853
‫تو...

216
00:12:51,937 --> 00:12:52,854
‫ساتو-ساما!

217
00:12:54,523 --> 00:12:55,524
‫سانپِیتا!

218
00:12:57,401 --> 00:12:58,276
‫اینجام.

219
00:12:58,777 --> 00:13:00,695
‫لطفاً بذارین کمک کنم.

220
00:13:00,779 --> 00:13:02,948
‫مطمئنی؟

221
00:13:03,031 --> 00:13:07,202
‫مطمئن. برداشت محصولات خانواده‌م رو هم تمام کردم.

222
00:13:07,285 --> 00:13:10,080
‫تازو-ساما، اون دوتا رو ببین...

223
00:13:15,168 --> 00:13:17,712
‫اوراکو-دونو، حالتون چطوره؟

224
00:13:18,338 --> 00:13:21,466
‫شنیدم شیرینی دوست دارین پس یکم براتون آوردم.

225
00:13:21,550 --> 00:13:23,885
‫بله.

226
00:13:23,969 --> 00:13:26,555
‫می‌خورمشون.

227
00:13:26,638 --> 00:13:27,556
‫ممنون.

228
00:13:35,105 --> 00:13:38,275
‫اگه فردا هم به دیدارتون بیام اشکالی نداره، اوراکو-دونو؟

229
00:13:38,775 --> 00:13:40,318
‫نه.

230
00:13:40,402 --> 00:13:41,236
‫البته که می‌شه.

231
00:13:42,070 --> 00:13:44,197
‫ممنون هم می‌شم.

232
00:13:46,032 --> 00:13:46,992
‫ماساسوکه.

233
00:13:47,576 --> 00:13:50,871
‫می‌تونی یک کمک‌دست دیگه برای اوراکو-دونو جور کنید؟

234
00:13:50,954 --> 00:13:52,372
‫با توجه به وضعیتشون،

235
00:13:52,455 --> 00:13:55,500
‫یه کمک شبانه‌روزی لازم دارن.

236
00:13:55,584 --> 00:13:57,711
‫چشم، فهمیدم.

237
00:13:58,211 --> 00:13:59,588
‫هر چه زودتر بهتر.

238
00:14:00,589 --> 00:14:06,511
‫مطمئنم مهربونی شما به‌نحوی تسکینش می‌ده.

239
00:14:07,470 --> 00:14:09,180
‫کاری که من می‌کنم

240
00:14:09,681 --> 00:14:11,474
‫حتی با این شرایطش،

241
00:14:11,558 --> 00:14:14,269
‫نمی‌تونم پیش والدینش بفرستمش.

242
00:14:14,936 --> 00:14:18,064
‫این سرنوشت تمام کساییه که توی اوکو زندگی می‌کنن.

243
00:14:18,648 --> 00:14:20,025
‫شما هم همینطور، آریکوتو-ساما.

244
00:14:20,609 --> 00:14:22,527
‫برای منم به همین منواله.

245
00:14:24,905 --> 00:14:25,864
‫حق با توئه.

246
00:14:26,865 --> 00:14:28,450
‫کاملاً درست میگی، ماساسوکه.

247
00:14:28,950 --> 00:14:32,787
‫یادمه که همسر مریضت رو توی خونه رها کردی تا اینجا بیای.

248
00:14:33,371 --> 00:14:35,206
‫پول لازم داشتیم.

249
00:14:35,707 --> 00:14:38,501
‫همسرم گریه می‌کرد و التماس که نرم،

250
00:14:38,585 --> 00:14:40,795
‫می‌گفت مشکلی با فقرمون نداره.

251
00:14:41,421 --> 00:14:42,964
‫حالا که بهش فکر می‌کنم،

252
00:14:43,048 --> 00:14:46,384
‫همسرم شاید دیگه زنده هم نباشه.

253
00:14:46,468 --> 00:14:49,012
کاسوگا-ساما بهش رسیدگی می‌کنه.

254
00:14:50,180 --> 00:14:53,016
‫اما بازم از تصمیمم پشیمون نیستم.

255
00:14:53,558 --> 00:14:57,062
‫اربابی که بهش سال‌های زیادی خدمت می کردم، عزل شده.

256
00:14:57,729 --> 00:14:59,564
‫اگه به‌عنوان یه سامورایی بی‌ارباب رها شده بودم،

257
00:14:59,648 --> 00:15:03,151
‫مطمئنم همسرم هم به‌خاطر مریضیش می‌مرد.

258
00:15:03,652 --> 00:15:07,822
‫در هر صورت هم،
‫راهی نیست که دیگه بررسی کنم.

259
00:15:11,201 --> 00:15:12,202
‫ترسو.

260
00:15:14,621 --> 00:15:18,667
‫بعد از اتفاقاتی که افتاد خیلی حس سبکی بیشتری می‌کنم.

261
00:15:18,750 --> 00:15:19,584
‫ها؟

262
00:15:19,668 --> 00:15:21,127
‫نه، منظورم اون نبود.

263
00:15:21,211 --> 00:15:24,339
‫کار نکردم که استِزو بیفته یا همچین چیزی.

264
00:15:24,923 --> 00:15:28,343
‫و البته که دلم براش می‌سوزه، ولی...

265
00:15:28,927 --> 00:15:33,640
‫احتمالاً کاسوگا الان در حال دندون قروچه‌کردن از عصبانیتشه.

266
00:15:33,723 --> 00:15:37,018
‫این حس رو بهم می‌ده که به چیزی که حقش بود رسید!

267
00:15:37,102 --> 00:15:38,269
‫اون جادوگر.

268
00:15:38,353 --> 00:15:40,688
‫خوش‌بختانه یه مدتی اینطوری ساکت می‌شه.

269
00:15:41,815 --> 00:15:47,112
‫هیچ‌کس بهتر از شما برای سرورمون نیست، آریکوتو-ساما.

270
00:15:49,072 --> 00:15:50,490
‫که اینطور ها.

271
00:15:56,371 --> 00:15:58,248
‫میزوگوچی ساکیو.

272
00:15:58,331 --> 00:16:02,627
‫برخلاف استِزو، وارث قبیله‌ی میزوگوچیه،

273
00:16:02,710 --> 00:16:05,046
‫یه خانواده با مناسب و متشخص.

274
00:16:09,759 --> 00:16:11,010
‫به روی چشم.

275
00:16:11,594 --> 00:16:13,263
‫به سرورم اطلاع خواهم داد.

276
00:16:14,013 --> 00:16:17,058
‫خوشحالم که با منطق برخورد می‌کنی.

277
00:16:30,613 --> 00:16:31,698
‫خیلی‌خب.

278
00:16:31,781 --> 00:16:34,450
‫اگه می خوان با اون مرد ازدواج کنم،

279
00:16:34,534 --> 00:16:35,577
‫منم می‌کنم.

280
00:16:37,912 --> 00:16:39,330
‫فکرش رو بکنی،

281
00:16:39,414 --> 00:16:43,334
‫اگه به‌عنوان یه شاهدخت بزرگ شده بودم، اوضاع همینطور بود.

282
00:16:43,418 --> 00:16:46,212
‫مادربزرگم، اویِیو، مجبور شد با،

283
00:16:46,296 --> 00:16:49,507
‫در حین تمام اون جنگ‌های سنگوکو با سه مرد ازدواج کنه و...

284
00:16:49,591 --> 00:16:51,342
‫پشت‌سرهم بچه بیاره.

285
00:16:52,343 --> 00:16:55,430
‫زن‌های زیادی توی این دنیا اینطوری زندگی کردند.

286
00:16:55,513 --> 00:16:58,183
‫دلیلی نداره که نتونم تحمل کنم.

287
00:16:59,601 --> 00:17:02,812
‫فکر می‌کردم لازم نیست تحملش کنم، چون...

288
00:17:02,896 --> 00:17:06,357
‫تو رو، مردی که عاشقش شدم، رو ملاقات کردم.

289
00:17:07,734 --> 00:17:11,613
‫فکر نمی‌کردم بتونم تحمل کنم با مرد دیگه‌ای ازدواج کنم.

290
00:17:12,572 --> 00:17:14,741
‫اما بچه‌ای دارم که دوسش دارم و...

291
00:17:15,617 --> 00:17:19,287
‫دیگه از پدرش متنفر نیستم.

292
00:17:22,707 --> 00:17:25,043
‫اون موقع بود که فهمیدم.

293
00:17:25,627 --> 00:17:27,545
‫می‌تونم تحمل کنم.

294
00:17:28,087 --> 00:17:30,173
‫حتی اگه ازدواج با یه مرد دیگه باشه،

295
00:17:30,256 --> 00:17:35,470
‫احساساتم به تو تغییری نکرده.

296
00:17:41,517 --> 00:17:44,604
‫مهم نیست چندتا مرد کاسوگا بیاره،

297
00:17:44,687 --> 00:17:48,650
‫تنها کسی هستی که بهش حس وابستگی دارم.

298
00:17:49,984 --> 00:17:52,820
‫مهم نیست حتی اگه بچه به‌دنیا بیارم،

299
00:17:52,904 --> 00:17:56,699
‫قلبم همیشه و همیشه به تو تعلق داره، آریکوتو.

300
00:17:59,953 --> 00:18:01,746
‫با اون چشم‌های

301
00:18:02,830 --> 00:18:06,542
‫می‌گی که نسبت به قبل اصلاً عوض نشدی.

302
00:18:07,460 --> 00:18:09,379
‫اما قطعاً عوض شدی.

303
00:18:10,254 --> 00:18:11,255
‫قوی‌تر شدی.

304
00:18:12,131 --> 00:18:13,716
‫زیباتر.

305
00:18:14,759 --> 00:18:18,262
‫همه‌ی اینا به‌خاطر اینه که مادر شدی.

306
00:18:19,806 --> 00:18:20,890
‫من...

307
00:18:21,557 --> 00:18:24,686
‫من نتونستم اینو بهت بدم.

308
00:18:25,353 --> 00:18:26,729
‫چی گفتی؟!

309
00:18:27,355 --> 00:18:30,775
‫الان چی گفتین، آریکوتو-ساما؟

310
00:18:33,653 --> 00:18:35,822
‫ازت می‌خوام با سرورمون ازدواج کنی و

311
00:18:35,905 --> 00:18:38,408
‫با ایشون بچه‌دار بشین.

312
00:18:42,787 --> 00:18:43,830
‫خواهش می‌کنم.

313
00:18:43,913 --> 00:18:45,957
‫تو تنها کسی هستی که می‌تونم ازت بخوام.

314
00:18:46,749 --> 00:18:50,294
‫ازت می‌خوام به‌جای من به سرورمون یه جانشین بدی.
