﻿1
00:00:21,688 --> 00:00:23,440
‫به زندگی توی اینجا عادت کردی؟

2
00:00:23,523 --> 00:00:24,774
‫بله.

3
00:00:24,858 --> 00:00:27,485
‫روزا چیکار می‌کنی؟

4
00:00:27,569 --> 00:00:30,071
‫اگه فقط کارای خونه رو انجام می‌دی،
‫بازم وقت آزاد زیادی برات نمی‌مونه؟

5
00:00:30,864 --> 00:00:31,698
‫خب...

6
00:00:32,365 --> 00:00:35,160
‫مجله‌هایی که یوریه-سان بهم قرض دادن رو می‌خونم...

7
00:00:35,827 --> 00:00:37,412
‫و یه‌چیزی می‌دوزم.

8
00:00:38,496 --> 00:00:41,791
‫راستش، تو این فکرم که این آخر هفته برم شهر.

9
00:00:41,875 --> 00:00:43,126
‫فهمیدم.

10
00:00:43,209 --> 00:00:45,086
‫اگر قراره نباشید،

11
00:00:45,170 --> 00:00:47,422
‫هنوزم می‌خواین من براتون ناهار و شام آماده کنم؟

12
00:00:47,505 --> 00:00:50,300
‫تو هم میای، با هم می‌ریم.

13
00:00:50,383 --> 00:00:51,426
اِاِاِ؟

14
00:00:51,509 --> 00:00:54,471
‫از وقتی اومدی اینجا بیرون نرفتی نه؟

15
00:00:55,388 --> 00:00:56,640
‫بله.

16
00:00:56,723 --> 00:00:58,642
‫دلت نمی‌خواد بیای؟

17
00:00:58,725 --> 00:01:00,226
‫خب...

18
00:01:00,310 --> 00:01:01,311
‫چیه؟

19
00:01:01,394 --> 00:01:03,188
‫من... نمی‌تونم بیام.

20
00:01:03,688 --> 00:01:05,523
‫دلیلی برای اومدن ندارم.

21
00:01:05,607 --> 00:01:07,901
‫اینطوری فقط مزاحمتون می‌شم.

22
00:01:09,611 --> 00:01:12,572
‫مزاحم نیستی و دلیل هم نیاز نداری.

23
00:01:12,656 --> 00:01:15,575
‫و-ولی توی دست و پا‌تون نیستم؟

24
00:01:15,659 --> 00:01:17,369
‫اصلاً هم نیستی.

25
00:01:18,036 --> 00:01:20,288
‫می‌تونی همون کیمونویی که موقع
‫اومدن به‌این‌جا پوشیده بودی رو بپوشی.

26
00:01:21,581 --> 00:01:23,959
بازم چیزی هست که نگرانش باشی؟

27
00:01:24,042 --> 00:01:25,085
‫نه.

28
00:01:25,669 --> 00:01:27,337
‫خب پس، قرارش گذاشته شد.

29
00:01:28,296 --> 00:01:29,297
‫ممنون بابت غذا.

30
00:01:35,595 --> 00:01:37,013
‫دانا-ساما...

31
00:01:44,521 --> 00:01:46,856
‫اون‌موقع من...

32
00:01:46,940 --> 00:01:50,777
‫هیچ نمی‌دونستم چی تو فکر دانا-ساماست.

33
00:01:51,736 --> 00:01:55,991
‫ولی خیلی ناگهانی، برنامه‌ی اولین قرارمون گذاشته شد.

34
00:03:37,342 --> 00:03:38,426
‫اوه.

35
00:03:41,137 --> 00:03:44,266
‫میو-ساما، می‌تونم بیام داخل؟

36
00:03:44,349 --> 00:03:45,684
‫بفرمایید.

37
00:03:50,605 --> 00:03:53,817
‫آماده‌شدنتون چطور پیش می‌ره، میو-ساما؟

38
00:03:53,900 --> 00:03:55,819
‫بله.

39
00:03:55,902 --> 00:03:57,112
‫این آینه رو...

40
00:03:57,112 --> 00:03:59,364
‫برای استفاده‌ی شما گذاشتیم.

41
00:04:06,079 --> 00:04:08,248
‫چقدر به من نمیاد.

42
00:04:09,791 --> 00:04:11,710
‫میو-ساما؟

43
00:04:11,793 --> 00:04:13,837
‫می‌خواین آماده بشین؟

44
00:04:14,337 --> 00:04:15,797
‫چیزه من...

45
00:04:16,298 --> 00:04:18,508
‫زیاد اهلش نیستم.

46
00:04:18,592 --> 00:04:19,634
‫واقعاً؟

47
00:04:19,718 --> 00:04:21,469
‫پس می‌ذارید یوریه براتون انجام بده؟

48
00:04:21,553 --> 00:04:23,013
‫اما من هیچ...

49
00:04:23,555 --> 00:04:24,681
‫من هیچ لوازمی...

50
00:04:24,764 --> 00:04:26,433
‫ندارم.

51
00:04:26,516 --> 00:04:29,102
‫اشکالی نداره، بفرمایید.

52
00:04:29,186 --> 00:04:30,353
‫اوه...

53
00:04:31,438 --> 00:04:34,107
‫این‌جا همه‌ی وسایلی که لازممون می‌شه رو داریم.

54
00:04:36,318 --> 00:04:37,652
‫چقدر عالی.

55
00:04:37,736 --> 00:04:39,988
‫هیچ کدومشون چیز شیک و جدیدی نیستن،

56
00:04:40,071 --> 00:04:41,489
‫ولی مطمئنم...

57
00:04:41,573 --> 00:04:44,492
‫وقتی آماده‌تون کنیم، خیلی بهتون میاد میو-ساما.

58
00:04:47,996 --> 00:04:50,499
‫خب با کرم صورت شروع می‌کنم،

59
00:04:50,582 --> 00:04:53,251
‫پس اگه می‌شه یه‌کم چشم‌هاتون رو ببندین.

60
00:05:15,857 --> 00:05:18,193
‫خب. تموم شد.

61
00:05:22,405 --> 00:05:23,782
‫اوه.

62
00:05:23,865 --> 00:05:26,785
‫انقدر زیبا شدین میو-ساما که...

63
00:05:26,868 --> 00:05:29,746
‫نمی‌دونم وقتی ارباب جوان ببیننتون چه واکنشی نشون می‌دن.

64
00:05:30,872 --> 00:05:32,666
‫دیگه کم‌کم راه نیفتیم؟

65
00:05:33,500 --> 00:05:34,417
‫ها.

66
00:05:34,501 --> 00:05:36,169
‫الان میام.

67
00:05:39,214 --> 00:05:41,174
‫متأسفم که منتظرتون گذاشتم.

68
00:05:52,686 --> 00:05:53,728
‫دانا-ساما؟

69
00:05:53,812 --> 00:05:56,439
‫اوه نه... منتظرم نذاشتی.

70
00:05:56,523 --> 00:05:58,316
‫شرمنده مجبور شدی عجله کنی.

71
00:05:58,400 --> 00:05:59,526
‫اشکالی نداره.

72
00:06:00,277 --> 00:06:01,111
‫بریم؟

73
00:06:02,154 --> 00:06:02,988
‫بله.

74
00:06:05,907 --> 00:06:08,702
‫ببخشید، می‌شه بپرسم امروز کجا داریم می‌ریم؟

75
00:06:09,411 --> 00:06:11,913
‫آه، آره. بهت نگفتم؟

76
00:06:11,997 --> 00:06:13,665
‫اول می‌ریم محل کار من.

77
00:06:13,748 --> 00:06:14,708
‫ها؟

78
00:06:14,791 --> 00:06:17,169
‫چیزی نیست که بابتش نگران بشی.

79
00:06:17,252 --> 00:06:19,838
‫پارک کردن سخته، برای همین ماشین رو اون‌جا پارک می‌کنم.

80
00:06:19,921 --> 00:06:22,215
‫کـ-که اینطور.

81
00:06:38,064 --> 00:06:40,358
‫این‌جا... محل کار دانا-ساماست.

82
00:06:44,946 --> 00:06:46,072
‫خب دیگه بریم.

83
00:06:46,698 --> 00:06:47,574
‫بله.

84
00:06:47,657 --> 00:06:48,867
اوه؟

85
00:06:50,911 --> 00:06:51,912
‫گودو؟

86
00:06:51,995 --> 00:06:53,747
‫فرمانده تویی که.

87
00:06:55,582 --> 00:06:58,293
‫مگه امروز روز تعطیلت نیست؟

88
00:06:58,794 --> 00:07:01,546
‫آره. فقط اومدم ماشین رو پارک کنم.

89
00:07:01,630 --> 00:07:03,090
‫عجبا.

90
00:07:03,173 --> 00:07:05,509
‫اوه... اوممم؟

91
00:07:07,344 --> 00:07:10,013
‫خب! ایشون کی باشن؟

92
00:07:10,097 --> 00:07:13,100
‫همراه من، فضولی نکن.

93
00:07:13,183 --> 00:07:15,560
‫اوه! چه عجیب که فرمانده همراه داشته باشن!

94
00:07:15,644 --> 00:07:19,022
‫اون هم چنین همراه زیبایی.

95
00:07:19,606 --> 00:07:20,607
‫اوی!

96
00:07:20,690 --> 00:07:21,525
‫ها؟

97
00:07:22,400 --> 00:07:25,028
‫نشنیدی گفتم فضولی نکن؟

98
00:07:25,112 --> 00:07:27,906
‫اوه اوه! شرمنده شرمنده.

99
00:07:27,989 --> 00:07:29,866
‫دم ورودی واینسا وراجی کن.

100
00:07:29,950 --> 00:07:31,284
‫زود باش برگرد سر پستت.

101
00:07:31,368 --> 00:07:33,662
‫بله! خسته نباشید.

102
00:07:40,210 --> 00:07:42,045
‫واقعاً که.

103
00:07:43,338 --> 00:07:46,508
‫اون یکی از دستیارهای نزدیکم، گودوئـه.

104
00:07:47,217 --> 00:07:49,803
‫برعکس رفتارش، توانایی ویژه‌ فوق‌العاده‌ای داره...

105
00:07:50,637 --> 00:07:52,264
‫هرچند نمی‌خوام تأییدش کنم.

106
00:07:56,852 --> 00:07:59,312
‫خب، جایی هست که بخوای بری؟

107
00:08:00,021 --> 00:08:01,064
‫ها؟

108
00:08:01,773 --> 00:08:04,192
‫چیزی نیست که نیاز داشته باشی یا بخوای بخری؟

109
00:08:04,276 --> 00:08:06,403
‫اوه، نه...

110
00:08:06,486 --> 00:08:07,529
‫چیزی نیست.

111
00:08:08,780 --> 00:08:09,948
‫چیکار کنم؟

112
00:08:10,699 --> 00:08:13,285
‫حتی یه‌چیز هم که بخوام به‌ذهنم نمی‌رسه...

113
00:08:14,035 --> 00:08:15,912
‫هومم... که‌اینطور.

114
00:08:16,580 --> 00:08:19,458
‫پس منو توی خرید همراهی می‌کنی؟

115
00:08:20,792 --> 00:08:21,960
‫بله.

116
00:08:32,888 --> 00:08:34,222
‫خوش می‌گذره بهت؟

117
00:08:34,306 --> 00:08:37,142
‫مـ-متأسفم.

118
00:08:37,225 --> 00:08:39,978
‫نباید اینطوری حواسم پرت می‌شد.

119
00:08:40,062 --> 00:08:41,980
‫نیازی به نگرانی نیست.

120
00:08:42,064 --> 00:08:43,940
‫هرچقدر دلت می‌خواد تماشا کن و لذت ببر.

121
00:08:44,441 --> 00:08:47,486
‫نه من نه هیچ‌کس دیگه‌ای مخالف این کار نیستن.

122
00:08:48,195 --> 00:08:49,071
‫اما...

123
00:08:53,158 --> 00:08:55,744
‫نمی‌خواد به این فکر کنی که مزاحمتی درست می‌کنی.

124
00:08:56,453 --> 00:08:57,704
‫کسی که ازت خواست بیای،

125
00:08:58,205 --> 00:08:59,915
‫کس دیگه‌ای نیست، خود منم.

126
00:09:01,333 --> 00:09:02,250
‫فهمیدی؟

127
00:09:04,294 --> 00:09:05,379
‫بله.

128
00:09:08,090 --> 00:09:10,008
‫حواستو جمع کن گم نشی.

129
00:09:11,510 --> 00:09:12,844
‫مراقبم.

130
00:09:12,928 --> 00:09:14,054
‫پس خوبه.

131
00:09:16,598 --> 00:09:19,768
‫چطوری شایعه شده بود این آدم بی‌رحمه؟

132
00:09:23,063 --> 00:09:24,815
‫وقتی انقدر مهربونه؟

133
00:09:27,109 --> 00:09:28,944
‫زدی زیر قرارمون.

134
00:09:29,027 --> 00:09:30,779
‫کدوم قرار؟

135
00:09:30,862 --> 00:09:32,155
‫خودتو نزن به اون راه.

136
00:09:32,239 --> 00:09:34,533
‫چرا میو رو به خانواده‌ی کودو دادی؟

137
00:09:34,616 --> 00:09:36,410
‫ازت خواستم بذاری با پسر بزرگ من ازدواج کنه.

138
00:09:37,077 --> 00:09:38,912
‫آها، اون قرار.

139
00:09:40,872 --> 00:09:44,751
‫اون‌موقع یه درخواست ازدواج از خانواده‌ی کودو داشتیم...

140
00:09:44,835 --> 00:09:46,920
‫نمی‌تونستیم که ردشون کنیم.

141
00:09:47,004 --> 00:09:48,797
‫تو خیلی خوب می‌دونی که مادر میو...

142
00:09:48,880 --> 00:09:50,549
‫از اون خاندان اوسوباست.

143
00:09:50,632 --> 00:09:53,802
‫ولی میو هیچ موهبتی نداره.

144
00:09:53,885 --> 00:09:55,721
‫اینطورم باشه،

145
00:09:55,721 --> 00:09:58,724
‫احتمالش بود که بچه‌ی میو موهبت اوسوبا رو به ارث ببره.

146
00:10:00,142 --> 00:10:03,937
‫انقدر دلت می‌خواد موهبت اوسوبا رو به دست بیاری؟

147
00:10:04,021 --> 00:10:07,858
‫همه می‌گن موهبت خاندان اوسوبا استثنائـیه.

148
00:10:08,358 --> 00:10:10,569
‫اگه خانواده‌ کودو از اینی که هست قدرتمندتر بشه...

149
00:10:10,569 --> 00:10:13,071
‫موقعیت ما به‌خاطر می‌افته.

150
00:10:13,655 --> 00:10:16,074
‫وقتی کودو بفهمه میو هیچ موهبتی نداره،

151
00:10:16,158 --> 00:10:18,118
‫فوراً زحمتشو از سرش کم می‌کنه.

152
00:10:18,201 --> 00:10:21,830
‫در اون‌صورت، میلت کشید می‌تونی بری و به خونواده‌ی خودت ببریش.

153
00:10:21,913 --> 00:10:22,748
‫لعنتی.

154
00:10:23,415 --> 00:10:25,792
‫میو از خداشم می‌خواد...

155
00:10:25,876 --> 00:10:28,337
‫که از کنار خیابون جمعش کنی.

156
00:10:29,296 --> 00:10:31,465
‫هرچقدر هم که دختر کوچکترش رو دوست داشته باشه،

157
00:10:31,548 --> 00:10:34,176
‫بازم حماقت محضه که دست از میو بکشه.

158
00:10:34,259 --> 00:10:37,721
‫میو می‌تونه کسی باشه که شاهکار می‌کنه.

159
00:10:39,139 --> 00:10:41,850
‫پس یعنی، اینطور برداشت می‌کنم که خانواده‌ی سایموری،

160
00:10:41,933 --> 00:10:44,728
‫توی آینده‌ی میو هیچ دخالتی نمی‌کنه؟

161
00:10:44,811 --> 00:10:48,023
‫آره. ما که اساساً دیگه دختره رو بیرون کردیم.

162
00:10:48,106 --> 00:10:49,858
‫کجا چیکار می‌کنه،

163
00:10:49,858 --> 00:10:52,986
‫زنده‌ست یا مرده، هیچ‌کدوم واسه‌م اهمیتی نداره.

164
00:10:53,570 --> 00:10:56,448
‫باشه پس، فهمیدم.

165
00:10:57,449 --> 00:11:00,619
‫ما، خانواده‌ی تاتسوایشی، هرطور شده سایموری میو رو به چنگ میاریم.

166
00:11:01,244 --> 00:11:04,164
‫هیچ اجازه نمی‌دم خانواده‌ی کودو اون دختر رو ازمون بگیره.

167
00:11:09,211 --> 00:11:10,045
‫هی.

168
00:11:10,128 --> 00:11:11,129
‫بله.

169
00:11:11,213 --> 00:11:14,257
‫پدرم اینا دارن در مورد چی حرف می‌زنن؟

170
00:11:14,341 --> 00:11:17,010
‫از جزئیات خبر ندارم.

171
00:11:17,094 --> 00:11:18,637
‫اما مثل اینکه در مورد میو-ساماست.

172
00:11:18,720 --> 00:11:19,888
‫ها؟

173
00:11:19,972 --> 00:11:22,266
‫چرا باید هنوزم حرف خواهرم باشه؟

174
00:11:22,349 --> 00:11:24,518
‫واقعاً متأسفم.

175
00:11:25,018 --> 00:11:28,272
‫کایا، واقعاً نیازی نیست اینطوری صدات رو بلند کنی.

176
00:11:28,355 --> 00:11:31,275
‫کوجی-سان، الان می‌خوای نصیحتم کنی؟

177
00:11:31,358 --> 00:11:32,234
‫اوه...

178
00:11:32,734 --> 00:11:34,778
‫الان پدرم و عمو تاتسوایشی...

179
00:11:35,487 --> 00:11:38,907
‫برای چی دارن در مورد خواهرم حرف می‌زنین؟

180
00:11:38,991 --> 00:11:41,076
‫خب، نذار انقدر اذیتت کنه.

181
00:11:41,743 --> 00:11:42,869
‫راستی کایا،

182
00:11:42,953 --> 00:11:44,663
‫امروز هوا خیلی خوبه.

183
00:11:44,746 --> 00:11:46,748
‫نظرت چیه بریم بیرون خرید؟

184
00:11:46,832 --> 00:11:49,001
‫اون فروشگاهی که تازگی باز شده،

185
00:11:49,001 --> 00:11:51,420
‫دلت می‌خواست بری یه سری بهش بزنی، نه؟

186
00:11:51,503 --> 00:11:53,839
‫باشه، بریم.

187
00:11:53,922 --> 00:11:55,924
‫کار دیگه‌ای که برای انجام دادن ندارم.

188
00:11:56,758 --> 00:11:59,428
‫یه فروشگاه جدید هم توی ناکامیچی باز شده.

189
00:12:00,012 --> 00:12:01,930
‫مطمئنم که کوجی-سان...
‫شنیدم داخلش...

190
00:12:02,014 --> 00:12:04,266
‫هنوز داره به‌خواهرم فکر می‌کنه.

191
00:12:04,766 --> 00:12:09,021
‫با اون چیزایی که فهمیدیم، احتمالاً تا الان توی خونه‌ی کودو مرده.

192
00:12:09,605 --> 00:12:12,190
‫اه، واقعاً چقدر بی‌خوده.

193
00:12:18,155 --> 00:12:19,907
‫این‌جا فروشگاه سوزوشیمایاست.

194
00:12:19,990 --> 00:12:22,784
‫خاندان کودو سال‌هاست که از مشتری‌‌های وفادار اینجان.

195
00:12:23,493 --> 00:12:26,622
‫شنیدم لباس‌های امپراتور رو هم آماده می‌کنن.

196
00:12:27,497 --> 00:12:30,208
‫چه فروشگاه فوق‌العاده‌ای.

197
00:12:31,335 --> 00:12:33,462
‫خیلی خوش اومدین، کودو-ساما.

198
00:12:33,545 --> 00:12:34,922
‫ممنون بابت امروز.

199
00:12:38,550 --> 00:12:39,426
‫آه.

200
00:12:42,304 --> 00:12:44,514
‫بنابر فرمایش‌هایی که از قبل داشتین...

201
00:12:44,598 --> 00:12:46,642
‫چند قلم براتون جدا کردم.

202
00:12:46,725 --> 00:12:48,685
‫امیدوارم که مطابق سلیقه‌‌تون باشه.

203
00:12:48,769 --> 00:12:50,062
‫لطفاً بفرمایید اتاق پشتی.

204
00:12:50,145 --> 00:12:51,021
‫باشه...

205
00:12:53,357 --> 00:12:56,693
‫کودو-ساما، پس بالأخره نوبت شما شده.

206
00:12:56,777 --> 00:12:59,071
‫نه، اینطور نیست.

207
00:12:59,154 --> 00:13:02,157
‫نیازی به خجالت کشیدن نیست.

208
00:13:02,241 --> 00:13:04,409
‫اگه اشتباه نکنم این اولین باریه که...

209
00:13:04,493 --> 00:13:06,578
‫یه دختر همراهتون میارین، کودو-ساما.

210
00:13:07,287 --> 00:13:09,456
‫خب، زیادم بیراه نمی‌گه...

211
00:13:10,249 --> 00:13:12,584
‫ارباب، متوجه شدین؟

212
00:13:13,418 --> 00:13:18,590
‫مثل اینکه میو-ساما لباس‌های قدیمی خودشون رو وصله می‌کنن.

213
00:13:18,674 --> 00:13:21,009
‫می‌خواستم بهشون چیزی بگم،

214
00:13:21,093 --> 00:13:24,054
‫ولی فکر نکنم بخوان ما چیزی در این مورد بدونیم.

215
00:13:26,139 --> 00:13:29,351
‫شبیه کشاورزهای روستایی لباس‌های ژنده می‌پوشه.

216
00:13:32,187 --> 00:13:35,399
‫از اون گذشته، احتمالاً تنها کیمونوی مناسبی
‫که برای پوشیدن داره، همین یه دونه‌ست.

217
00:13:36,275 --> 00:13:39,695
‫برای دختری به سن اون، اونم از یه خانواده‌ی سرشناس،

218
00:13:40,195 --> 00:13:42,781
‫رسماً چیزی از خودش نداره.

219
00:13:44,074 --> 00:13:45,826
‫کودو-ساما.

220
00:13:46,326 --> 00:13:47,703
‫اوه، عذر می‌خوام.

221
00:13:48,203 --> 00:13:50,247
‫به‌نظرت چی بهش میاد؟

222
00:13:50,330 --> 00:13:55,252
‫به‌نظر من رنگای لطیف مثل این بهشون میاد.

223
00:13:55,335 --> 00:13:57,754
‫و این، با این ترکیب‌ها.

224
00:13:57,838 --> 00:13:59,506
‫اون چی؟

225
00:14:01,592 --> 00:14:02,551
‫اوه...

226
00:14:03,594 --> 00:14:06,930
‫اونم پارچه‌ی خیلی خوبه.

227
00:14:07,431 --> 00:14:10,434
‫ولی ممکنه دوختش یه‌کم زمان ببره...

228
00:14:10,517 --> 00:14:13,270
‫و تا آماده بشه، فصلش بگذره.

229
00:14:14,855 --> 00:14:15,731
‫که اینطور...

230
00:14:19,234 --> 00:14:21,153
‫بهش... خیلی میاد.

231
00:14:23,864 --> 00:14:25,282
‫خودتون چی ترجیح می‌دین؟

232
00:14:25,365 --> 00:14:26,783
‫آه...

233
00:14:26,867 --> 00:14:29,328
‫از این هم یکی بدوزین لطفاً.

234
00:14:29,411 --> 00:14:33,040
‫و چندتا هم از اونایی که خودتون انتخاب کردین.

235
00:14:33,999 --> 00:14:35,667
‫اطاعت می‌شه.

236
00:14:39,213 --> 00:14:40,172
‫این چطور؟

237
00:14:40,255 --> 00:14:42,925
‫می‌خواین امروز با خودتون ببرینش؟

238
00:14:43,008 --> 00:14:44,510
‫بله، می‌برمش.

239
00:14:45,511 --> 00:14:47,179
‫می‌گم، کودو-ساما...

240
00:14:47,262 --> 00:14:48,180
‫چیه؟

241
00:14:48,263 --> 00:14:51,934
‫تحت هیچ شرایطی دست از اون دختر نکشین.

242
00:14:52,017 --> 00:14:54,186
‫ایشون مثل یه الماس نتراشیدن،

243
00:14:54,269 --> 00:14:57,189
‫که هزاران فرصت برای درخشیدن دارن.

244
00:14:58,524 --> 00:15:02,945
‫چیز‌هایی که امروز خریدین تازه اول کاره.

245
00:15:03,028 --> 00:15:05,489
‫با عشق و ثروت زیادتون، بهشون بها بدین.

246
00:15:05,572 --> 00:15:07,699
‫و هیچ‌وقت رهاشون نکنین.

247
00:15:07,783 --> 00:15:09,284
‫و بعدش...

248
00:15:09,827 --> 00:15:10,953
‫و بعدش؟

249
00:15:11,537 --> 00:15:12,955
 احساس آراستن یه زیبا رو تجربه می‌کنین

250
00:15:17,126 --> 00:15:18,836
‫آه... خدایا.

251
00:15:33,684 --> 00:15:34,935
‫مادر...

252
00:15:49,783 --> 00:15:51,118
‫چطوره؟

253
00:15:51,743 --> 00:15:54,246
‫خب، خوشمزه‌ست.

254
00:15:54,830 --> 00:15:57,541
‫قیافه‌ت که اینطور نمی‌گه.

255
00:15:57,624 --> 00:15:59,793
‫ایـ-اینطور نیست.

256
00:16:00,794 --> 00:16:02,629
‫من تا حالا لبخندت رو ندیدم.

257
00:16:02,713 --> 00:16:04,923
‫متأسفم.

258
00:16:05,007 --> 00:16:07,760
‫نه! سرزنشت نمی‌کنم.

259
00:16:08,594 --> 00:16:09,762
‫فقط...

260
00:16:11,847 --> 00:16:14,892
‫یه‌کم دلم می‌خواد لبخند زدنت رو ببینم.

261
00:16:15,476 --> 00:16:16,393
‫ها؟

262
00:16:18,979 --> 00:16:20,314
‫دانا-ساما،...

263
00:16:20,397 --> 00:16:21,523
‫نمی‌دونم...

264
00:16:21,607 --> 00:16:23,400
‫چه جوابی باید بدم.

265
00:16:26,570 --> 00:16:28,655
‫اوه! متأسفم!

266
00:16:28,739 --> 00:16:30,657
‫ناراحتتون کردم.

267
00:16:30,741 --> 00:16:33,035
‫من عصبانی نیستم.

268
00:16:33,118 --> 00:16:35,537
‫نیازی نیست اینطوری سر خم کنی.

269
00:16:35,621 --> 00:16:36,705
‫ولی.

270
00:16:41,126 --> 00:16:42,795
‫من و تو...

271
00:16:42,878 --> 00:16:45,506
‫اگه همه‌چیز خوب پیش بره، با هم ازدواج می‌کنیم.

272
00:16:45,589 --> 00:16:48,175
‫به‌نظرم خوبه که هرچیزی که نیاز داری رو بگی.

273
00:16:48,801 --> 00:16:50,761
‫منم اگه به‌جای مدام عذرخواهی کردن،

274
00:16:50,844 --> 00:16:54,306
‫نظر صادقانه‌ت رو بهم بگی خوشحال‌ترم.

275
00:16:55,516 --> 00:16:57,643
‫با هم ازدواج می‌کنیم...

276
00:17:00,813 --> 00:17:03,315
‫دانا-سانا حتماً خبر ندارن...

277
00:17:04,066 --> 00:17:06,026
‫که من هیچ موهبتی ندارم.

278
00:17:07,361 --> 00:17:09,279
‫آخرش یه روزی باید بهشون بگم، ولی...

279
00:17:09,905 --> 00:17:13,700
‫ولی دست خودم نیست و دلم می‌خواد...

280
00:17:13,784 --> 00:17:17,246
‫که یه‌ذره دیگه کنارشون باشم، تا وقتی که بتونم.

281
00:17:18,997 --> 00:17:22,709
‫بعداً هر تنبیهی که در انتظارم باشه رو قبول می‌کنم.

282
00:17:23,460 --> 00:17:26,296
‫پس... خواهش می‌کنم...

283
00:17:27,005 --> 00:17:28,382
‫فقط یکم دیگه...

284
00:17:29,258 --> 00:17:31,427
‫ تا روزی که خودم مسئولیت همه‌چی رو به گردن بگیرم،

285
00:17:32,344 --> 00:17:33,387
‫تا اون‌ روز.

286
00:17:44,189 --> 00:17:45,607
‫اِاِاِ ارباب.

287
00:17:45,691 --> 00:17:47,401
‫میو-ساما هنوز دارن حمام می‌کنن؟

288
00:17:47,985 --> 00:17:51,405
‫یوریه، تو هنوز نرفتی خونه؟

289
00:17:51,488 --> 00:17:53,866
‫هنوز؟ خیلی بی‌ادبین ها.

290
00:17:53,949 --> 00:17:54,783
‫اوه؟

291
00:17:55,409 --> 00:17:56,326
‫اون چیه؟

292
00:18:11,800 --> 00:18:12,634
‫اوه!

293
00:18:25,272 --> 00:18:27,066
‫د-دانا-ساما...

294
00:18:27,149 --> 00:18:28,233
‫این...

295
00:18:30,027 --> 00:18:31,570
‫آروم باش و فقط قبولش کن.

296
00:18:32,237 --> 00:18:35,157
‫من نمی‌تونم همچین چیز گرون‌قیمتی رو قبول کنم.

297
00:18:35,240 --> 00:18:36,825
‫چیزی نیست که نگرانش باشی.

298
00:18:36,909 --> 00:18:37,743
‫اما آخه...

299
00:18:37,826 --> 00:18:39,203
‫نگران نباش.

300
00:18:40,204 --> 00:18:41,205
‫چیزه...

301
00:18:42,081 --> 00:18:45,584
‫شما خودتون گذاشتینش اون‌جا، درسته؟

302
00:18:47,920 --> 00:18:52,716
‫هدیه دادن یه شونه، به معنی خواستگاریه.

303
00:18:53,217 --> 00:18:54,968
‫معنی خاصی نداره.

304
00:18:55,052 --> 00:18:56,970
‫پس ازشون خواستگاری می‌کنین؟

305
00:18:57,054 --> 00:18:58,639
‫فقط یه شونه‌ست.

306
00:18:58,722 --> 00:19:00,724
‫دارم می‌گم معنای خاصی پشتش نیست.

307
00:19:00,808 --> 00:19:04,353
‫درسته، درسته.

308
00:19:04,436 --> 00:19:07,106
‫میو-ساما تمام مدت از یه شونه‌ی شکسته استفاده می‌کردن.

309
00:19:07,690 --> 00:19:10,192
‫اینکه ارباب این موقع دارن بهشون یه شونه‌ی جدید...

310
00:19:10,275 --> 00:19:13,988
‫هدیه می‌دن، هیچ معنای خاصی پشتش نداره.

311
00:19:14,822 --> 00:19:15,781
‫میو-ساما...

312
00:19:15,864 --> 00:19:19,368
‫با تمام دخترهایی که تا الان به این خونه اومدن فرق دارن.

313
00:19:19,451 --> 00:19:22,121
‫یوریه هم باهاتون کاملاً موافقه، ارباب جوان.

314
00:19:22,705 --> 00:19:25,499
‫من که گفتم، معنای خاصی...

315
00:19:25,582 --> 00:19:28,794
‫میو-ساما هم حتماً خیلی خوشحال می‌شن.

316
00:19:31,255 --> 00:19:34,133
‫در هر صورت، فقط ازش استفاده کن.

317
00:19:40,681 --> 00:19:43,267
‫ازتون خیلی ممنونم دانا-ساما.

318
00:19:46,645 --> 00:19:49,648
‫ازش خیلی خوب مراقبت می‌کنم.

319
00:19:51,775 --> 00:19:54,278
‫خب... گمونم یه دعوای رایج...

320
00:19:54,361 --> 00:19:55,821
‫توی خانواده‌هاییه که موهبت دارن

321
00:19:56,822 --> 00:19:58,866
‫ولی بازم زیاده‌رویه.

322
00:19:58,949 --> 00:19:59,783
‫حداقل،

323
00:19:59,867 --> 00:20:02,286
‫رفتاری نیست که مناسب خانواده‌های سرشناس باشه.

324
00:20:02,369 --> 00:20:04,872
‫نامادریش سایموری کانوکو...

325
00:20:04,955 --> 00:20:06,790
‫ازش کینه‌ی بزرگی به دل داره.

326
00:20:07,499 --> 00:20:10,127
‫اون و سایموری شین‌ایچی همدیگه رو دوست داشتن،

327
00:20:10,127 --> 00:20:12,504
‫ولی خانواده‌ش مجبورش کردن با یکی دیگه ازدواج کنه.

328
00:20:14,632 --> 00:20:16,383
‫به عنوان والد مایه‌ی تأسف‌ان.

329
00:20:17,635 --> 00:20:19,303
‫خب؟ موضوع اصلی چی؟

330
00:20:19,928 --> 00:20:22,598
‫خب، همونطور که شما حدس زده بودین...

331
00:20:22,681 --> 00:20:24,683
‫سایموری میو هیچ موهبتی نداره.

332
00:20:25,392 --> 00:20:28,646
‫از طرفی، ناخواهری کوچکترش کایا...

333
00:20:28,729 --> 00:20:30,481
‫وقتی سه‌ساله بود موهبت خودش رو نشون داد.

334
00:20:31,190 --> 00:20:36,612
‫احتمالاً از اون‌موقع بوده که شروع به بدرفتاری با میو، دختر بزرگتر کردن.

335
00:20:38,030 --> 00:20:40,366
‫نامادری و خواهر کوچکتری که بهش ظلم کردن،

336
00:20:41,408 --> 00:20:42,785
پدر خودش هم که هیچ‌ محبتی بهش نداشته‫.

337
00:20:43,285 --> 00:20:45,454
‫توی اون خانواده‌ تنهایِ تنها بزرگ شده.

338
00:20:46,121 --> 00:20:47,790
‫خریدن چندتا کیمونوی جدید...

339
00:20:48,540 --> 00:20:51,293
‫برای درمان کردن زخم‌های عمیقی که این دختر روی قلبش داره،

340
00:20:51,293 --> 00:20:52,711
‫کافی نیست.

341
00:20:54,129 --> 00:20:55,881
‫راستی قربان،

342
00:20:56,548 --> 00:20:58,050
‫یه چیزی هست که ذهنمو درگیر کرده.

343
00:20:58,676 --> 00:21:01,387
‫در مورد همسر اول سایموری شین‌ایچی...

344
00:21:01,929 --> 00:21:04,848
‫مادر واقعی سایموری میو،

345
00:21:04,932 --> 00:21:08,102
‫مثل اینکه از خانواده‌ی اوسوباست.

346
00:21:08,185 --> 00:21:09,478
‫چی؟

347
00:21:10,062 --> 00:21:12,231
‫خودمم حسابی شوکه شدم.

348
00:21:12,731 --> 00:21:13,816
‫من فکر می‌کردم،

349
00:21:13,899 --> 00:21:16,944
‫خانواده‌ی اوسوبا اصلاً دیگه وجود ندارن.

350
00:21:17,027 --> 00:21:18,571
‫خانواده‌ی اوسوبا...

351
00:21:19,113 --> 00:21:22,950
‫صاحب موهبتی هستن که می‌تونه ذهن آدمیزاد رو دستکاری کنه.

352
00:21:24,118 --> 00:21:25,953
‫این اطلاعات حقیقت داره؟

353
00:21:26,036 --> 00:21:26,954
‫آره.

354
00:21:27,538 --> 00:21:30,874
‫اسم مادر سایموری میو، اوسوبا سومی هست.

355
00:21:30,958 --> 00:21:33,586
‫نتونستم بفهمم کجا و چطور...

356
00:21:33,669 --> 00:21:35,713
‫وارد خانواده‌ی سایموری شده.

357
00:21:39,967 --> 00:21:41,093
‫خدای من.

358
00:21:41,594 --> 00:21:44,430
‫از وقتی این دختر اومده، واقعاً حس می‌کنم خودم نیستم.

359
00:22:04,617 --> 00:22:07,494
‫مسخره‌ست! کدوم احمقی همچین کاری می‌کنه؟

360
00:22:09,622 --> 00:22:12,666
‫اینا صرفاً چندتا شیکیگامی‌ان.

361
00:22:13,167 --> 00:22:15,920
ولی کی و از کجا فرستاده‌شون؟

