﻿1
00:00:13,972 --> 00:00:15,390
‫چه مرد زیبایی.

2
00:00:16,099 --> 00:00:18,852
‫تو نامزد جدید منی؟

3
00:00:18,935 --> 00:00:19,769
‫بله.

4
00:00:19,853 --> 00:00:24,024
‫گوش کن، اینجا بی‌بروبرگرد از دستورات من پیروی می‌کنی.

5
00:00:24,607 --> 00:00:27,527
‫اگه بهت بگم برو بیرون، می‌ری.

6
00:00:27,610 --> 00:00:29,529
‫و اگه بهت بگم بمیر، می‌میری.

7
00:00:29,612 --> 00:00:31,740
‫به هیچ‌ شکایت و اعتراضی هم گوش نمی‌دم.

8
00:00:31,823 --> 00:00:33,283
‫اطاعت می‌شه.

9
00:00:33,366 --> 00:00:34,409
‫ها؟

10
00:00:34,492 --> 00:00:37,162
امر دیگه‌ای هم دارین؟

11
00:00:39,247 --> 00:00:41,291
‫مشتاق زندگی توی این‌جا هستم.

12
00:00:43,835 --> 00:00:50,300
‫زندگی من با کودو کیوکا-ساما به این شکل آروم شد.

13
00:02:26,021 --> 00:02:29,441
‫میو-ساما، لطفاً از این اتاق استفاده کنید.

14
00:02:34,154 --> 00:02:36,865
‫ممنون از لطفی که داشتین.

15
00:02:36,948 --> 00:02:38,033
‫میو-ساما.

16
00:02:38,116 --> 00:02:38,950
‫بله؟

17
00:02:39,034 --> 00:02:43,955
‫می‌دونم که پشت سر ارباب‌ جوان شایعاتی هست،

18
00:02:44,039 --> 00:02:47,083
‫اما ایشون واقعاً آدم مهربانی هستن.

19
00:02:48,168 --> 00:02:51,338
‫خب، دیگه من رفع زحمت می‌کنم.

20
00:02:51,421 --> 00:02:54,507
‫بله، ممنونم.

21
00:03:01,181 --> 00:03:03,099
‫این‌ فوتون‌ها اعلان.

22
00:03:03,808 --> 00:03:07,354
‫فکر می‌کردم بیشتر بهم توهین کنه و باهام تحقیرآمیزتر رفتار کنه.

23
00:03:07,437 --> 00:03:10,690
‫حتی نگران این بودم که بی‌خبر از خونه پرتم کنن بیرون.

24
00:03:14,194 --> 00:03:18,865
‫دانا-ساما حتماً چون از خانواده‌ی سایموری‌ام فکر می‌کنه...

25
00:03:18,949 --> 00:03:21,576
‫موهبت ماوراء‌طبیعه دارم.

26
00:03:25,789 --> 00:03:27,624
‫اگر می‌داشتم...

27
00:03:33,713 --> 00:03:38,385
‫خب حالا می‌فهمیم شما دونفر موهبتی دارید یا نه.

28
00:03:38,468 --> 00:03:42,389
‫میو، کایا، روی حواستون تمرکز کنید.

29
00:03:42,973 --> 00:03:44,140
‫بله.
‫بله

30
00:03:46,226 --> 00:03:47,727
‫خب بازش می‌کنم.

31
00:03:58,738 --> 00:04:00,198
‫آه! نزدیک نیا!

32
00:04:07,372 --> 00:04:08,665
‫کایا!

33
00:04:09,374 --> 00:04:11,751
‫نه! نزدیک من نیا!

34
00:04:12,752 --> 00:04:16,631
‫اگه بتونی یه عجیب‌الخلقه رو ببینی، نشون می‌ده موهبت داری.

35
00:04:16,715 --> 00:04:19,426
‫یه روزی هم توانایی‌ ماوراء‌طبیعه به‌دست میاری،
‫آفرین بهت، کایا!

36
00:04:25,515 --> 00:04:26,558
‫چقدر عالی.

37
00:04:29,019 --> 00:04:31,313
‫پس یعنی الان دیگه می‌تونی بیشتر از اونا ببینی؟

38
00:04:32,147 --> 00:04:34,316
‫دیروز، یه‌کم تونستم شیکیگامی رو تکون بدم.

39
00:04:34,983 --> 00:04:36,151
‫دخترخوبی بودم، نه؟

40
00:04:36,234 --> 00:04:39,446
‫معلومه خب، هرچی نباشه دختر من و شین‌ایچی‌-سانه.

41
00:04:39,529 --> 00:04:44,659
‫شبیه یه حیف نون نیست که نتونه از
‫هیچ موهبتی استفاده کنه.

42
00:04:46,953 --> 00:04:48,079
‫میو-ساما.

43
00:04:48,163 --> 00:04:49,831
‫همه‌چیز درست می‌شه.

44
00:04:49,915 --> 00:04:54,544
‫خودم می‌دونم پشت سرم چه حرفایی می‌زنن.

45
00:04:59,841 --> 00:05:02,844
‫من به‌‌خاطر اینکه موهبت ندارم، به‌دردنخورم.

46
00:05:02,928 --> 00:05:03,762
‫میو-ساما...

47
00:05:04,638 --> 00:05:10,852
‫حتماً اینجا منو هم مثل اون درخت ساکورای مادر نمی‌خوان.

48
00:05:19,778 --> 00:05:20,862
‫خواب.

49
00:05:22,280 --> 00:05:26,326
‫اوه آره. من دیگه توی اون خونه زندگی نمی‌کنم.

50
00:05:26,952 --> 00:05:30,872
‫باید توی این خونه به یه‌دردی بخورم.

51
00:05:38,630 --> 00:05:40,632
‫چه بوی خوبی میاد.

52
00:05:46,721 --> 00:05:48,056
‫قیافه‌ش خوب شده.

53
00:05:48,140 --> 00:05:49,641
‫میو-ساما.

54
00:05:49,724 --> 00:05:52,477
‫یوریه-سان، صبحتون بخیر.

55
00:05:52,561 --> 00:05:55,397
‫صبح بخیر، میو-ساما.

56
00:05:55,480 --> 00:06:00,777
‫تازه از راه رسیدین و صبح به این زودی دارین غذا درست می‌کنین؟

57
00:06:00,861 --> 00:06:04,030
‫اوه، متأسفم اجازه نگرفتم.

58
00:06:04,114 --> 00:06:06,950
‫لطفاً اینطوری نگید.

59
00:06:07,033 --> 00:06:10,203
‫شما نامزد ارباب جوانید.

60
00:06:13,373 --> 00:06:17,794
‫وای به‌نظر خوشمزه میاد!
‫مطمئنم ارباب جوان هم خوششون میاد.

61
00:06:17,878 --> 00:06:22,632
‫آماده کردن غذاها وظیفه‌ی منه، ولی همون‌طور که می‌بینین،

62
00:06:22,716 --> 00:06:25,177
‫من دیگه دارم یه پیرزن می‌شم.

63
00:06:25,260 --> 00:06:29,389
‫خیلی ازتون ممنونم که دارین کمکم می‌کنین.

64
00:06:29,473 --> 00:06:30,932
‫خـ-خواهش می‌کنم.

65
00:06:31,016 --> 00:06:34,728
‫خب خب، حالا که هنوز تا بیدار شدن ارباب وقت مونده،

66
00:06:34,811 --> 00:06:36,897
‫منم برم و کارای دیگه بکنم.

67
00:06:36,980 --> 00:06:40,192
‫میو-ساما، می‌شه صبحونه رو بسپرم به شما؟

68
00:06:40,275 --> 00:06:42,736
‫بله، اگه خودتون مشکلی ندارین.

69
00:06:50,535 --> 00:06:52,704
‫صبح بخیر، ارباب جوان.

70
00:06:54,039 --> 00:06:55,165
‫صبح بخیر.

71
00:06:55,749 --> 00:06:58,710
‫یوریه، منو جلوی بقیه ارباب‌‌ جوان صدا نزن.

72
00:07:00,253 --> 00:07:02,547
‫صبحتون بخیر، دانا-ساما.

73
00:07:03,757 --> 00:07:08,512
‫ارباب جوان، امروز صبح میو-ساما صبحونه رو آماده کردن.

74
00:07:09,262 --> 00:07:11,181
‫بله!
‫واقعاً؟

75
00:07:11,264 --> 00:07:15,018
‫خیلی ماهرن، به من هم کمک کردن.

76
00:07:15,102 --> 00:07:16,186
‫این‌جا بشین.

77
00:07:16,269 --> 00:07:17,270
‫بـ-بله.

78
00:07:21,775 --> 00:07:23,777
‫اول خودت ازش بخور.

79
00:07:23,860 --> 00:07:24,694
‫ببخشید؟

80
00:07:24,778 --> 00:07:26,196
‫نمی‌تونی بخوریش؟

81
00:07:26,279 --> 00:07:27,614
‫آه... خب...

82
00:07:27,697 --> 00:07:29,699
‫توش سم ریختی؟

83
00:07:29,783 --> 00:07:31,410
.فهمیدنش آسونه

84
00:07:32,411 --> 00:07:33,578
‫سم؟

85
00:07:33,662 --> 00:07:36,581
‫همچین چیزی که نمی‌دونم چی توشه رو نمی‌تونم بخورم.

86
00:07:37,290 --> 00:07:38,458
‫بریزش دور.

87
00:07:39,042 --> 00:07:41,169
‫دفعه‌ی بعدی بیشتر تلاش کن.

88
00:07:41,253 --> 00:07:43,713
صبر‌ ــ ارباب؟

89
00:07:43,797 --> 00:07:44,923
‫ارباب!

90
00:07:46,425 --> 00:07:53,056
‫با اینکه نیتم خیر بود، اما در نهایت
‫به یه شکست بزرگ تبدیل شد.

91
00:07:58,186 --> 00:08:01,440
‫ورودتون رو به واحد ویژه‌ی ضد عجیب‌الخلقه‌ها خوش‌آمد می‌گم.

92
00:08:02,149 --> 00:08:07,404
‫با استفاده از آموزش سخت‌گیرانه، ازتون انتظار
‫دارم اینجا موهبت‌هاتون رو تقویت کنید.

93
00:08:07,487 --> 00:08:11,742
‫توانایی ماوراءطبیعه یه پتانسیل نهفته توی وجود شماهاست.

94
00:08:11,825 --> 00:08:15,328
‫دورجنبانی، کنترل آتش، غیب‌بینی.

95
00:08:15,412 --> 00:08:19,332
‫توانایی‌های ماوراءطبیعه برخلاف قوانین طبیعی این دنیا عمل نمی‌کنن.

96
00:08:20,167 --> 00:08:22,753
‫اون‌ها درواقع تجسم قدرت روح هستند.

97
00:08:23,503 --> 00:08:26,965
‫و عجیب‌الخلقه‌ها، از زمان‌های قدیم توی این کشور زندگی می‌کردن.

98
00:08:27,841 --> 00:08:31,511
‫اغلب به اهریمن یا روح شناخته می‌شن،
‫و برای انسان‌ها مضر هستن.

99
00:08:31,595 --> 00:08:38,602
‫تنها قدرتی که می‌تونه باهاشون مبارزه
‫کنه قدرت‌های ماوراءطبیعی شماهاست.

100
00:08:39,102 --> 00:08:41,772
‫خب حالا این عجیب‌الخلقه‌ها کجان؟

101
00:08:41,855 --> 00:08:45,317
‫اگه قرار نیست هیچ‌وقت باهاشون مبارزه کنیم، چرا آموزش می‌بینیم؟

102
00:08:47,652 --> 00:08:51,531
برای همین ماها نیاز داریم که آماده باشیم تا در
صورتی که سروکله‌شون پیدا شد... عه؟

103
00:08:54,201 --> 00:08:55,035
‫وای.
‫اوه.

104
00:08:56,119 --> 00:08:57,788
‫اوه
‫آه

105
00:09:00,248 --> 00:09:03,752
‫با گذشت زمان تعدا عجیب‌الخلقه‌ها کاهش پیدا کرد.

106
00:09:03,835 --> 00:09:06,546
‫بنابراین به ندرت پیش میاد برای ‫از بین بردنشون بسیج بشیم.

107
00:09:07,214 --> 00:09:12,511
‫برای همینه که در چنین حوادثی، احتمال آسیب‌های ‫جدی و سردرگمی زیاده.

108
00:09:13,345 --> 00:09:16,306
‫من از شماها انتظار دارم، وقتی موقعیتش پیش اومد، ‫‫شرایط رو در دست بگیرید،

109
00:09:16,390 --> 00:09:18,016
‫و با عجیب‌الخلقه‌ها مبارزه کنید.

110
00:09:18,100 --> 00:09:19,059
‫بله!

111
00:09:21,937 --> 00:09:22,813
‫بیا داخل.

112
00:09:23,939 --> 00:09:26,900
‫فرمانده، مدارکی که گفته بودی رو آوردم.

113
00:09:28,652 --> 00:09:32,406
‫دقت کردم امروز موقع آموزش تازه‌وارد‌ها خیلی عصبانی شدی.

114
00:09:33,615 --> 00:09:36,827
‫اوه؟امروز اوضاع احوالت میزون نیست؟

115
00:09:36,910 --> 00:09:41,081
‫صدامو می‌شنوی؟ اوی؟ فرمانده کودو؟

116
00:09:41,164 --> 00:09:45,836
‫وای وای؟ نکنه دوباره نامزدت از خونه فرار کرده ...

117
00:09:45,919 --> 00:09:48,463
‫انقدر مزخرف نگو و زود باش برو بیرون.

118
00:09:48,547 --> 00:09:50,340
‫اِ‌وا، زدم تو خال؟

119
00:09:50,424 --> 00:09:51,591
‫می‌خوای جزغاله‌ت کنم؟

120
00:09:51,675 --> 00:09:55,095
‫اوه، امروز نمی‌شه بات حرف زد.

121
00:09:56,304 --> 00:09:58,223
‫خب دیگه، با اجازه.

122
00:10:04,187 --> 00:10:06,106
‫ارباب‌ جوان، گوش می‌کنین؟

123
00:10:06,189 --> 00:10:08,442
‫آره گوش می‌دم.

124
00:10:08,942 --> 00:10:11,987
‫واقعاً نباید باهاشون اینطوری رفتار می‌کردین.

125
00:10:12,070 --> 00:10:16,366
‫میو-ساما واسه‌ی اینکه اون غذا رو
‫براتون آماده کنن، خیلی زحمت کشیدن.

126
00:10:16,450 --> 00:10:19,286
‫غیرممکنه که توی غذاتون سم بریزن.

127
00:10:21,455 --> 00:10:24,624
‫کم پیش میاد یوریه تا این حد از یکی دفاع کنه؟

128
00:10:27,085 --> 00:10:31,506
‫واقعاً که، باورم نمی‌شه ذهنم درگیرش
‫شده، باید روی کارم تمرکز کنم.

129
00:10:35,844 --> 00:10:39,765
‫باورم نمی‌شه هنوز نرسیده همچین خراب‌کاری‌ای کردم.

130
00:10:40,474 --> 00:10:46,271
‫اگه شایعات در مورد دانا-ساما درست باشه،
‫شاید دیگه حتی نتونم این‌جا هم بمونم.

131
00:10:47,606 --> 00:10:49,775
‫اتاقت آماده‌ست کوجی-کون.

132
00:10:49,858 --> 00:10:52,527
‫از امروز این‌جا رو خونه‌ی خودت بدون.

133
00:10:52,611 --> 00:10:54,363
‫خیلی ازتون ممنونم.

134
00:10:54,446 --> 00:10:57,282
‫بهتر نیست کم‌کم آماده‌ی ورود به این خانواده بشی؟

135
00:10:57,366 --> 00:11:01,411
‫روزای آتی روزای شلوغی خواهند بود،
‫ازت انتطار دارم نهایت تلاشت رو بکنی.

136
00:11:01,495 --> 00:11:02,829
‫بـ-بله.

137
00:11:03,372 --> 00:11:06,500
‫اینو باید کجا بذاریم؟

138
00:11:06,583 --> 00:11:08,961
‫بذارینش توی اتاق خواهرم.

139
00:11:09,044 --> 00:11:10,921
‫عصر بخیر کایا.

140
00:11:11,505 --> 00:11:13,715
‫اوه، کوجی-سان تویی.

141
00:11:13,799 --> 00:11:16,927
‫اگه بخواین، من می‌تونم اونو براتون جابه‌جا کنم.

142
00:11:17,010 --> 00:11:18,345
‫حتماً سنگینه.

143
00:11:18,428 --> 00:11:23,433
‫تو نه فقط با اونه‌-ساما بلکه با همه مهربونی، الحق که کوجی-سانی.

144
00:11:30,232 --> 00:11:32,276
‫میو توی همچین اتاقی زندگی می‌کرد؟

145
00:11:33,652 --> 00:11:38,407
‫اگه از خونه‌ی کودو هم بندازنش دور و جایی برای رفتن نداشته باشه،

146
00:11:38,490 --> 00:11:41,827
‫در اون صورت می‌خوام میو پیش من احساس امنیت کنه.

147
00:11:41,910 --> 00:11:43,161
‫هی، کوجی-سان.

148
00:11:44,162 --> 00:11:45,956
‫می‌شه ازت بخوام اینو هم جابه‌جا کنی؟

149
00:11:47,791 --> 00:11:50,210
‫آره، الان میام.

150
00:11:51,295 --> 00:11:53,547
‫حتماً یه‌کاری هست که از من بربیاد.

151
00:11:56,049 --> 00:11:58,468
‫خوش اومدین، دانا-ساما.

152
00:11:59,553 --> 00:12:00,512
‫ببخشید...

153
00:12:00,596 --> 00:12:01,555
‫چیه؟

154
00:12:02,681 --> 00:12:05,225
‫می‌خواستم بابت امروز صبح عذرخواهی کنم.

155
00:12:05,309 --> 00:12:07,644
‫از حد خودم گذشتم.

156
00:12:07,728 --> 00:12:14,735
‫مردی با موقعیت شما احتمالاً نمی‌تونن چیزی رو
‫بخورن که توسط کسی که بهش اعتماد ندارن آماده شده.

157
00:12:14,818 --> 00:12:17,487
‫باید بیشتر در مورد فکر می‌کردم.

158
00:12:18,488 --> 00:12:24,369
‫همه‌چیزهای شام امشب رو یوریه-سان آماده کردن.

159
00:12:24,453 --> 00:12:26,830
‫قسم می‌خورم که توش هیچ سمی نریختم.

160
00:12:27,748 --> 00:12:28,624
‫لطفاً‌...

161
00:12:28,707 --> 00:12:31,126
‫اینطوری نبود که بهت شک کنم.

162
00:12:32,127 --> 00:12:35,797
‫فقط دلم نمی‌خواست غذایی رو که یه غریبه آماده کرده بخورم.

163
00:12:35,881 --> 00:12:37,799
‫من واقعاً متأسفم.

164
00:12:51,730 --> 00:12:53,065
‫سرد شده.

165
00:12:53,899 --> 00:12:55,567
‫متأسفم.

166
00:12:55,651 --> 00:12:58,195
‫نیازی نیست بابتش عذرخواهی کنی.

167
00:12:58,278 --> 00:13:02,074
‫تو یه‌طوری عذرخواهی می‌کنی انگار توی ذاتته، چرا؟

168
00:13:03,575 --> 00:13:05,577
‫جوابمو نمی‌دی؟
‫متأسـ

169
00:13:05,661 --> 00:13:06,578
‫عذرخواهی نکن.

170
00:13:07,162 --> 00:13:09,790
‫اگه مدام عذرخواهی کنی معنیش رو از دست می‌ده.

171
00:13:09,873 --> 00:13:12,584
‫خودت غذا خوردی؟

172
00:13:12,668 --> 00:13:15,587
‫اوه، خب من...

173
00:13:15,671 --> 00:13:17,965
‫چرا برای خودت غذا درست نکردی؟

174
00:13:18,048 --> 00:13:19,675
یوریه دیگه رفته، نه؟

175
00:13:20,175 --> 00:13:21,218
‫بله.

176
00:13:21,301 --> 00:13:23,595
‫یوریه برای تو شام آماده نکرد؟

177
00:13:24,555 --> 00:13:26,098
‫اینطور نیست.

178
00:13:26,181 --> 00:13:31,353
‫اشتها نداشتم، برای همین به یوریه‌-سان گفتم به چیزی نیاز ندارم.

179
00:13:31,436 --> 00:13:33,146
‫حالت خوب نیست؟

180
00:13:33,230 --> 00:13:35,649
‫نه. چیزی نیست.

181
00:13:37,693 --> 00:13:39,653
‫باشه، هرطور مایلی.

182
00:13:41,363 --> 00:13:42,698
‫ممنون.

183
00:13:43,198 --> 00:13:45,576
‫ببخشید، زودی حمام رو آماده می‌کنـ...

184
00:13:45,659 --> 00:13:46,535
‫خودم می‌کنم.

185
00:13:46,618 --> 00:13:48,120
‫اما...

186
00:13:48,203 --> 00:13:50,038
‫تا الان خودم آماده می‌کردم.

187
00:13:50,122 --> 00:13:52,708
‫به‌جای اینکه برای گرم کردن آب آتیش روشن کنم،

188
00:13:53,208 --> 00:13:56,670
‫راحت‌تره که از موهبتم برای گرم کردن آب استفاده کنم.

189
00:13:57,921 --> 00:13:59,673
‫نمی‌خواد کارای غیرضروری رو انجام بدی.

190
00:14:02,467 --> 00:14:07,264
‫منی که هیچ موهبتی ندارم، توی این خونه
‫حتی نمی‌تونم آب یه حموم گرم کنم.

191
00:14:08,599 --> 00:14:12,186
‫من... به درد هیچ‌چیزی نمی‌خورم.

192
00:14:18,442 --> 00:14:19,568
‫یه لحظه وقت‌داری؟

193
00:14:19,651 --> 00:14:21,403
‫بـ‌ بله.

194
00:14:23,614 --> 00:14:25,908
‫متأسفم که امروز صبحونه‌ت رو نخوردم.

195
00:14:27,910 --> 00:14:31,663
‫یوریه گفت فردا صبح یه‌مقدار دیر میاد.

196
00:14:31,747 --> 00:14:33,624
‫صبحونه‌ی فردا با خودته.

197
00:14:34,500 --> 00:14:35,751
‫اوه، من؟

198
00:14:35,834 --> 00:14:39,671
‫البته!
‫اگه واقعاً سعی کنی توش سمی بریزی کارت تمومه!

199
00:14:40,672 --> 00:14:42,674
‫معلومه که نمی‌ریزم!

200
00:14:42,758 --> 00:14:44,760
‫پس مشکلی نیست.

201
00:14:44,843 --> 00:14:45,928
‫بله.

202
00:14:46,011 --> 00:14:49,640
‫حموم هنوز گرمه. بهتره قبل از اینکه سرد بشه بری.

203
00:14:49,723 --> 00:14:51,183
‫ها، چیزه...

204
00:14:52,267 --> 00:14:55,729
‫ازتون... خیلی ممنونم.

205
00:14:56,313 --> 00:15:00,984
‫می‌دونم که پشت سر ارباب‌ جوان شایعاتی هست،

206
00:15:01,068 --> 00:15:03,695
‫اما ایشون واقعاً آدم مهربانی هستن.

207
00:15:05,906 --> 00:15:06,782
‫هانا!

208
00:15:07,533 --> 00:15:09,076
‫هانا!

209
00:15:09,159 --> 00:15:11,453
‫میو-ساما، چی شده؟

210
00:15:11,537 --> 00:15:16,333
‫نیستن! یادگاری‌های مادرم، کیمونوی شکوفه‌ی گیلاس... هیچ‌کدوم نیستن.

211
00:15:16,416 --> 00:15:18,919
‫چی؟ آخه چی شده؟

212
00:15:19,002 --> 00:15:20,546
‫حتماً کار کانوکو-سانه.

213
00:15:20,629 --> 00:15:23,966
‫می‌رم پسشون بگیرم.

214
00:15:24,049 --> 00:15:27,052
‫ولی اگه تنهایی جلوشون در بیاین،
‫معلوم نیست چه برخوردی می‌کنن.

215
00:15:27,136 --> 00:15:30,681
‫چیزی نمی‌شه، اگه چیزی شد به پدر می‌گم.

216
00:15:35,394 --> 00:15:39,022
‫الحق که دختر اون دزد آب‌زیر‌کاهی.

217
00:15:39,106 --> 00:15:44,069
‫می‌‌گی من دزدم؟ رفتارات دیگه از حد گذشتن.

218
00:15:45,904 --> 00:15:47,322
‫همچین آشغالی رو...

219
00:15:47,406 --> 00:15:49,366
‫هنوز داشتی، ها؟

220
00:15:49,450 --> 00:15:50,325
‫نه نه!

221
00:15:50,409 --> 00:15:52,202
‫اون مال مادرمه ...

222
00:15:55,914 --> 00:16:00,335
‫به غلطی که کردی فکر کن و تا وقتی بابت
‫متأسف نبودی ریختت رو نشونم نده.

223
00:16:01,170 --> 00:16:02,337
‫درو ببند!

224
00:16:04,923 --> 00:16:09,094
‫نه! یه‌نفر کمک کنید! پدر!

225
00:16:09,178 --> 00:16:10,471
‫پدر!

226
00:16:10,554 --> 00:16:13,140
‫خانوم لطفاً نکنید!

227
00:16:13,223 --> 00:16:14,099
‫ساکت باش!

228
00:16:14,183 --> 00:16:16,852
‫فکر کردی کی هستی؟ یه خدمتکاری!

229
00:16:16,935 --> 00:16:18,061
‫ولی این ظلمه در حق میو-ساما...

230
00:16:18,145 --> 00:16:18,979
‫هانا...

231
00:16:19,062 --> 00:16:22,941
‫می‌دونی وقتی با من در بیفتی چی می‌شه، نه؟

232
00:16:23,025 --> 00:16:24,109
‫بذارید بیام بیرون...

233
00:16:24,193 --> 00:16:27,529
‫یه‌نفر، کمکم کنه...

234
00:16:31,241 --> 00:16:33,660
‫بازم، خواب بد دیدم.

235
00:16:36,246 --> 00:16:39,124
‫یعنی هانا الان داره چیکار می‌کنه؟

236
00:16:40,584 --> 00:16:46,799
‫بعد از اینکه بابت اون روز اخراج شد، دیگه ندیدمش.

237
00:16:48,634 --> 00:16:51,220
‫امیدوارم اوضاع و احوالش خوب باشه.

238
00:16:59,770 --> 00:17:01,480
‫اینم دیگه به آخر عمر خودش رسیده.

239
00:17:07,945 --> 00:17:11,156
‫اوه، میو-ساما، صبحتون بخیر.

240
00:17:11,240 --> 00:17:12,741
‫یوریه-سان؟

241
00:17:12,825 --> 00:17:15,619
‫پس امروزم که صبح خیلی زود بیدار شدین.

242
00:17:15,702 --> 00:17:19,164
‫بله. چیزه، امروز قرار نبود دیر بیاین؟

243
00:17:19,248 --> 00:17:25,546
‫خب، زود اومدم چون بابت اتفاقی که دیروز افتاد دل‌نگران بودم.

244
00:17:25,629 --> 00:17:31,093
‫خودم صبحونه رو آماده می‌کنم، نظرتون
‫چیه شما توی اتاق پذیرایی استراحت کنین؟

245
00:17:31,176 --> 00:17:32,928
‫خب، راستش...

246
00:17:34,012 --> 00:17:36,432
‫ای وای امان از این ارباب جوان...

247
00:17:36,515 --> 00:17:40,894
‫اگه می‌خواست دستپختت رو بخوره باید همون اول می‌گفت خب.

248
00:17:40,978 --> 00:17:43,939
‫نه، فکر نمی‌کنم جریان این باشه...

249
00:17:44,022 --> 00:17:46,358
‫ولی منم یه‌کم به خودم اعتماد ندارم.

250
00:17:47,484 --> 00:17:51,238
‫پس میو-ساما، نظرت چیه این یوریه بهت کمک کنه؟

251
00:17:51,321 --> 00:17:52,948
‫بله.

252
00:17:57,703 --> 00:18:00,539
یعنی مزه‌ش خوبه؟

253
00:18:05,544 --> 00:18:06,962
‫چه قشنگه...

254
00:18:06,962 --> 00:18:08,464
‫من همیشه اینو درست می‌کنم.

255
00:18:08,547 --> 00:18:12,342
‫برای همین می‌تونم خیلی سریع آماده‌ش کنم،
‫ولی از مزه‌ش چندان اطمینانی ندارم.

256
00:18:12,426 --> 00:18:14,219
‫به‌نظر خیلی خوشمزه‌ میاد.

257
00:18:14,303 --> 00:18:20,476
‫به عنوان یه خدمتکار، باعث افتخارمه که آشپز
‫ماهری مثل شما ازم تعریف کنه، میو-ساما.

258
00:18:25,564 --> 00:18:30,486
‫واقعاً این غذایی که کسی مثل من آماده کرده باشه رو می‌خوره؟

259
00:18:31,445 --> 00:18:33,989
‫این آخرین فرصتمه.

260
00:18:34,073 --> 00:18:37,284
‫خب، الاناست ارباب جوان بیدار بشن.

261
00:18:37,368 --> 00:18:40,120
‫می‌شه لطفاً صبحونه رو بیارید توی اتاق؟

262
00:18:40,204 --> 00:18:41,622
‫حتماً.

263
00:18:44,708 --> 00:18:45,959
‫صبح بخیر.

264
00:18:46,043 --> 00:18:48,212
‫صبحتون بخیر، دانا-ساما.

265
00:18:58,013 --> 00:18:59,765
‫خب، بخوریم.

266
00:19:00,849 --> 00:19:02,393
‫تو هم بخور.

267
00:19:02,476 --> 00:19:04,353
‫متأسـ ــ

268
00:19:04,436 --> 00:19:05,270
‫نه...

269
00:19:06,105 --> 00:19:07,481
‫منم می‌خورم.

270
00:19:26,125 --> 00:19:27,292
‫خوشمزه‌ست.

271
00:19:32,381 --> 00:19:35,926
‫مزه‌ش یه‌کم با دستپخت یوریه فرق داره، ولی بد نیست.

272
00:19:39,179 --> 00:19:40,806
‫اوه، ازتون خیلی ممنونم.

273
00:19:44,018 --> 00:19:45,936
‫چرا داری گریه می‌کنی؟

274
00:19:55,029 --> 00:19:56,947
‫مـ-متأسفم...

275
00:19:57,031 --> 00:19:59,450
‫بهت که گفتم عذرخواهی نکن...

276
00:20:00,034 --> 00:20:00,868
‫چشم.

277
00:20:01,702 --> 00:20:08,292
‫آخرین بار کی بوده که کسی ازم تعریف کرده، کسی منو پذیرفته؟

278
00:20:11,545 --> 00:20:13,964
‫نمی‌تونم چیزی از پیشینه‌ش سردربیارم.

279
00:20:14,548 --> 00:20:17,468
‫همچین کیمونوی ژنده‌ای می‌پوشه که حتی دیگه نمی‌شه بهش گفت قدیمی.

280
00:20:17,551 --> 00:20:22,890
‫بدنش انقدر نحیفه که مشخصه زندگی سختی داشته.

281
00:20:22,973 --> 00:20:28,395
‫دستاش از شدت کار خونه فرسوده شده،
‫واقعاً دختر یه خانواده‌ی سرشناسه؟

282
00:20:30,105 --> 00:20:31,482
‫یوریه.

283
00:20:31,565 --> 00:20:36,070
‫شاید مثل یه دختر معمولی توی یه خانواده‌ی سرشناس بزرگ نشده.

284
00:20:36,570 --> 00:20:39,156
‫درسته. همینطوره.

285
00:20:39,239 --> 00:20:41,867
‫فکر می‌کنی اگه ازش بپرسیم بهمون می‌گه؟

286
00:20:41,951 --> 00:20:44,286
‫احتمالاً سخت باشه.

287
00:20:44,370 --> 00:20:46,163
‫پس تو باید خوب حواست بهش باشه.

288
00:20:47,081 --> 00:20:49,833
‫منم هرکاری ازم برمیاد انجام می‌دم
‫تا سر از خانواده‌ی سایموری دربیارم.

289
00:20:49,917 --> 00:20:51,794
‫بسیارخب.

290
00:20:51,877 --> 00:20:56,507
‫از این‌ها بگذریم ارباب، عجیبه مثل اینکه به
‫نامزد جدیدتون علاقه نشون می‌دین.

291
00:20:56,590 --> 00:20:57,424
‫علاقه؟

292
00:20:57,508 --> 00:21:03,514
‫خب خب، اگه نتونین احساسات واقعیتون رو
‫بروز بدید، ممکنه میو-ساما ازتون بدش بیاد ها.

293
00:21:03,597 --> 00:21:06,517
‫هرچقدر دلش بخواد می‌تونه ازم بدش بیاد.

294
00:21:06,600 --> 00:21:11,480
‫بیشتر زنایی که به‌ این‌جا اومدن
‫از همون اول دنبال ثروت و جایگاه بودن.

295
00:21:12,106 --> 00:21:16,527
‫فکر می‌کنم میو-ساما براتون همسر مناسبی بشه، ارباب جوان.

296
00:21:16,610 --> 00:21:18,779
‫از کجا انقدر مطمئنی؟

297
00:21:18,862 --> 00:21:20,239
‫بگذریم، روت حساب می‌کنم.

298
00:21:20,322 --> 00:21:22,157
‫بسپریدش به خودم.

299
00:21:23,742 --> 00:21:24,994
‫سایموری بود...

300
00:21:25,494 --> 00:21:28,163
‫خاندان‌های زیادی نیستن که توانایی ماوراء طبیعه داشته باشن.

301
00:21:28,747 --> 00:21:31,625
‫امیدوارم نهایتش به چیز بدیمنی ختم نشه.

302
00:21:33,419 --> 00:21:36,630
‫هوی! یعنی چی که می‌زنی زیر قولت؟

303
00:21:37,339 --> 00:21:40,301
‫هنوز متوجه ارزش اون دختر نشدی؟

304
00:21:40,384 --> 00:21:42,136
کدوم قول؟

305
00:21:42,219 --> 00:21:45,639
‫جریان میو به تو هیچ ارتباطی نداره.

306
00:21:46,223 --> 00:21:50,144
‫مسخره‌بازی درنیار!
‫تو در مورد میو بهم قول اساسی دادی.

307
00:21:50,853 --> 00:21:54,440
‫اون دختر که خون اوسوبا توی رگ‌هاشه،
‫به خاندان تاتسوایشی داده می‌شه!

