﻿1
00:01:09,277 --> 00:01:11,279
بهتره از من دور بمونی.

2
00:01:12,322 --> 00:01:14,282
وگرنه مطمئنم بدبخت میشی.

3
00:01:17,744 --> 00:01:20,622
هی! این مال منه...

4
00:01:22,582 --> 00:01:25,627
تو رئیس خاندان رینارد، درسته؟

5
00:01:27,629 --> 00:01:31,633
به اون نشان نیاز دارم.

6
00:01:31,633 --> 00:01:32,592
چرا؟

7
00:01:32,634 --> 00:01:34,636
برای حکمرانی بر جهان.

8
00:01:34,636 --> 00:01:36,638
چی میگی؟

9
00:01:36,638 --> 00:01:40,600
می‌خوام خزانه زیر مدرسه جادوی
آکیهابارا رو باز کنم

10
00:01:40,600 --> 00:01:42,602
و ببینم داخلش چیه.

11
00:01:44,604 --> 00:01:47,566
ببخشید، ولی امکان‌پذیر نیست.

12
00:01:47,566 --> 00:01:49,651
چون نشان‌تون رو از دست دادین؟

13
00:01:51,611 --> 00:01:53,572
از تراته شنیدم.

14
00:01:54,573 --> 00:01:55,574
آره.

15
00:01:55,615 --> 00:01:58,618
و به همین دلیل، قبیله‌ام نابود شده.

16
00:01:58,618 --> 00:02:02,622
حالا من فقط یه دانشجوی فقیرم که
برای زنده موندن کار پاره‌وقت می‌کنم.

17
00:02:02,622 --> 00:02:05,584
نشان‌ها اصلاً چی هستن؟

18
00:02:05,584 --> 00:02:08,629
اینقدر هم نمیدونی
و بازم می‌خوای اونا رو؟

19
00:02:08,629 --> 00:02:10,672
اون دوتا کسانی‌ان که دنبالشونن.

20
00:02:11,590 --> 00:02:13,592
من فقط همراهیشون می‌کنم.

21
00:02:14,635 --> 00:02:20,599
اون اشیا به عنوان اثبات حکومت
صاحبشون هستن.

22
00:02:20,599 --> 00:02:23,602
طبق گفته‌های پدر و مادرم
از خیلی وقت پیش—

23
00:02:23,602 --> 00:02:24,645
ببخشید.

24
00:02:27,648 --> 00:02:31,652
پانصد سال پیش، بعد از اینکه
قهرمان گرام، شیطان‌سالار رو شکست داد،

25
00:02:31,652 --> 00:02:34,613
الهه ملدیا از او خوشش آمد

26
00:02:34,613 --> 00:02:37,616
و نشان‌ها، قلمرو،

27
00:02:37,616 --> 00:02:39,660
گنجینه‌های وسیع و دعای خیرش رو بهش بخشید.

28
00:02:40,577 --> 00:02:42,621
بعدش، قهرمان گرام تبعید شد

29
00:02:42,621 --> 00:02:45,624
توسط پادشاه، که به بی‌کفایتی مشهور بود.

30
00:02:45,666 --> 00:02:50,671
قبل از فرار، گرام نشان‌ها رو به کسی بخشید.

31
00:02:51,588 --> 00:02:54,591
اون مرد، شاه لوکسل دوم بود،

32
00:02:54,591 --> 00:02:56,593
بنیان‌گذار سه خاندان بزرگ فعلی.

33
00:02:56,677 --> 00:02:59,596
وقتی اون پادشاه تاج و تخت رو واگذار کرد،

34
00:02:59,596 --> 00:03:03,642
نشان‌ها و پادشاهی رو به سه پسرش سپرد.

35
00:03:04,601 --> 00:03:06,603
اما غیرممکن بود که
بتونن با هم کنار بیان

36
00:03:06,603 --> 00:03:08,647
و اقتدار و ثروتی که به دست آورده بودن رو تقسیم کنن.

37
00:03:08,647 --> 00:03:11,608
اونا سه جناح مخالف تشکیل دادن،

38
00:03:11,608 --> 00:03:13,610
و بعد از یه خون‌ریزی کامل،

39
00:03:13,610 --> 00:03:17,614
این سرزمین رو با یه سیستم پارلمانی اداره کردن.

40
00:03:17,656 --> 00:03:21,618
اون شروع آکیهابارا و سه خاندان بزرگ بود.

41
00:03:21,618 --> 00:03:23,662
الان وضعیت خیلی بهتره،

42
00:03:23,662 --> 00:03:25,622
ولی یه جوری اون کینه‌ها هنوز باقی مونده.

43
00:03:25,622 --> 00:03:29,626
پس به همین دلیله که مهر ۵۰۰ ساله
باز نشده.

44
00:03:29,626 --> 00:03:30,627
چقدر بی‌اهمیت.

45
00:03:31,628 --> 00:03:34,631
حالا که گوی رفته، مهم نیست.

46
00:03:34,631 --> 00:03:37,301
پس پرسیدن از من بی‌فایده‌ست.

47
00:03:37,301 --> 00:03:39,762
چی می‌خوام درخواست کنم اینه که
ما رو به کورنئا سِبورد معرفی کنی.

48
00:03:39,803 --> 00:03:43,724
فکر کنم اگه منم بیام،
اون میاد تا باهاتون صحبت کنه.

49
00:03:43,724 --> 00:03:44,475
می‌تونیم ازت بخوایم این کارو کنی؟

50
00:03:44,475 --> 00:03:45,100
ها؟!

51
00:03:45,100 --> 00:03:47,102
من نبودم!

52
00:03:47,102 --> 00:03:48,103
لازم نیست قایمش کنی.

53
00:03:48,103 --> 00:03:49,188
برو، چیزی سفارش بده.

54
00:03:49,188 --> 00:03:50,189
املت برنج می‌خوای؟

55
00:03:50,189 --> 00:03:53,108
واقعاً من نبودم!

56
00:03:55,110 --> 00:03:56,153
هی، نگاه کن.

57
00:03:56,153 --> 00:04:00,115
آره. دانش‌آموزای شهر جادو اینجا چیکار می‌کنن؟

58
00:04:03,452 --> 00:04:10,417
راست میگی، تو کار بزرگی کردی،
تو این مدت کوتاه با قدرتمندترین مرد شهر الکتریک قرار گذاشتی.

59
00:04:12,378 --> 00:04:15,422
اینکه من کار خاصی نکردم.

60
00:04:15,422 --> 00:04:21,470
همچنین نمی‌خوایم با تعداد زیاد بریم،
پس فقط یکی از شما می‌تونه با من بیاد تا کورنئا رو ببینیم.

61
00:04:21,470 --> 00:04:23,430
پس من می‌رم.

62
00:04:25,391 --> 00:04:26,392
این خوبه.

63
00:04:26,475 --> 00:04:29,436
شهر گوشت بی‌دلیل بهش نمی‌گن.

64
00:04:31,438 --> 00:04:34,441
با سس ماست عالیه!

65
00:04:34,441 --> 00:04:39,363
هنوز رشد گوشت گاو و مرغ
دستکاری‌شده ژنتیکی گرون‌تره،

66
00:04:39,363 --> 00:04:43,367
اما گوشتی که الان می‌خوری
در واقع ارزان‌تره.

67
00:04:44,410 --> 00:04:49,415
اما همچنان تقاضا برای گوشت گاو و
مرغ وجود داره، با وجود مسئله هزینه.

68
00:04:50,457 --> 00:04:53,419
گوشت گرون خوشمزه‌ست!

69
00:04:53,419 --> 00:04:56,380
هیزوکی، این چه گوشتیه که می‌خوری؟

70
00:04:57,423 --> 00:04:58,466
گوشت اژدها.

71
00:05:00,384 --> 00:05:01,427
اژدها؟

72
00:05:01,469 --> 00:05:03,471
ها؟ اون نگاهت چیه؟

73
00:05:03,471 --> 00:05:06,432
اوه، اژدهای سیاه، سیله‌والد.

74
00:05:06,432 --> 00:05:07,475
آره.

75
00:05:07,475 --> 00:05:10,478
احساس خوبی ندارم که گوشتی بخورم
که از همون گونه‌ایه که نوکرمه.

76
00:05:10,478 --> 00:05:12,438
منم دودلم که بخورمش.

77
00:05:12,438 --> 00:05:14,398
همه‌چیز خوبه.

78
00:05:14,398 --> 00:05:17,359
اما اگه فقط داری بهانه می‌گیری،
باید اول یه لقمه بزنی.

79
00:05:17,359 --> 00:05:18,444
یا می‌ترسی بخوریش؟

80
00:05:20,362 --> 00:05:22,406
دختر گستاخ!

81
00:05:22,406 --> 00:05:25,451
خیلی وقته کسی اینجوری باهامون حرف نزده!

82
00:05:29,372 --> 00:05:30,414
این خیلی خوشمزه‌ست!

83
00:05:30,456 --> 00:05:34,418
مثل گوشته که طعم مرغ می‌ده.

84
00:05:34,418 --> 00:05:37,463
شاید باید
زودتر اینو امتحان می‌کردیم.

85
00:05:37,463 --> 00:05:41,384
زود دوباره رشد می‌کرد چون اونا هم جاودانه هستن.

86
00:05:41,384 --> 00:05:42,468
می‌تونستیم کلی برداشت کنیم.

87
00:05:42,468 --> 00:05:47,390
هی الان، وقتی دوباره رشد کنه
ناپدید می‌شه.

88
00:05:48,391 --> 00:05:50,476
شوخی جاودانه‌ت زیادی داره می‌ره.
اوه، درسته.

89
00:05:53,437 --> 00:05:55,439
هیزوکی!

90
00:05:55,940 --> 00:05:58,901
شما دانش‌آموزای شهر جادو هستید، درسته؟

91
00:05:58,985 --> 00:06:04,652
اون دختری که باهاتونه، خانم رینارد نیست؟
ها؟ ا-اوه...

92
00:06:04,676 --> 00:06:08,276
این خوب نیست.
نمی‌تونیم بذاریم دانش‌آموزای شهر جادو اینجا پرسه بزنن.

93
00:06:08,911 --> 00:06:10,913
می‌تونید یه لحظه با ما بیایید؟

94
00:06:10,913 --> 00:06:11,914
همین الان دست نگه دارید.

95
00:06:12,665 --> 00:06:14,750
واقعاً خیلی کمک کردی.

96
00:06:14,750 --> 00:06:16,752
شب بخیر، مدیر تراته.

97
00:06:16,752 --> 00:06:19,714
شب بخیر خانم رینارد.

98
00:06:19,755 --> 00:06:23,718
پس، همه‌تون اینجا چیکار می‌کنید؟

99
00:06:23,718 --> 00:06:26,762
هیزوکی داشت
آکیهابارا رو بهمون نشون می‌داد.

100
00:06:26,762 --> 00:06:28,681
چه جالب.

101
00:06:28,681 --> 00:06:29,724
و شما، مدیر؟

102
00:06:29,724 --> 00:06:31,726
دارم با مگ قرار می‌ذارم.

103
00:06:31,726 --> 00:06:33,686
دیدیش؟

104
00:06:33,686 --> 00:06:34,729
نه، ندیدم.

105
00:06:35,688 --> 00:06:36,731
می‌فهمم.

106
00:06:37,690 --> 00:06:40,693
خانم رینارد، می‌شه یه لحظه با هم صحبت کنیم؟

107
00:06:40,693 --> 00:06:41,694
ها؟

108
00:06:42,778 --> 00:06:47,700
تاکاهاشی، به نظر می‌رسه اون مغازه
اونجا داره کاراگه سرخ می‌کنه.

109
00:06:47,700 --> 00:06:48,743
اوه، پس می‌ریم؟

110
00:06:49,744 --> 00:06:51,704
منم باهاتون میام.

111
00:06:51,704 --> 00:07:02,715
تازه سرخ‌شده! تازه سرخ‌شده!
خوشحالم که دوستای خوبی پیدا کردی، هیزوکی.

112
00:07:03,674 --> 00:07:05,760
اونا واقعاً دوستام نیستن.

113
00:07:06,761 --> 00:07:09,764
خب، چی می‌خواستی بگی؟

114
00:07:10,723 --> 00:07:11,724
پیشنهادم.

115
00:07:12,683 --> 00:07:15,686
اه، چه پیشنهادی؟

116
00:07:15,728 --> 00:07:18,690
خدای من، همیشه باید اینجوری باشی؟

117
00:07:19,649 --> 00:07:20,733
پیشنهاد من اینه که تو رو به فرزندی قبول کنم.

118
00:07:21,734 --> 00:07:23,736
اگه مایلی قبول کنی،

119
00:07:23,736 --> 00:07:25,738
من هر زمان آماده‌ام که تو رو بپذیرم.

120
00:07:27,699 --> 00:07:29,701
اگه بخوای با من همراه بشی،

121
00:07:29,701 --> 00:07:31,744
بقیه نجیب‌زادگان طردت می‌کنن.

122
00:07:32,704 --> 00:07:34,706
نگران من نباش.

123
00:07:34,747 --> 00:07:38,710
من فقط می‌خوام تو یه زندگی خوشبخت داشته باشی.

124
00:07:40,712 --> 00:07:44,757
من باید از خاندان رینارد محافظت کنم.

125
00:07:45,717 --> 00:07:47,760
برای مادرم و پدرم هم.

126
00:07:50,680 --> 00:07:51,723
باشه.

127
00:07:51,764 --> 00:07:55,685
فقط اینو یادت باشه:

128
00:07:56,728 --> 00:08:03,735
من از لحظه‌ای که به دنیا اومدی، حامی‌ت بودم، هیزوکی.

129
00:08:05,653 --> 00:08:07,739
مرسی بابت همه چیز، خانم تراته.

130
00:08:13,745 --> 00:08:14,746
ببخشید.

131
00:08:16,748 --> 00:08:17,790
هیزوکی؟

132
00:08:17,790 --> 00:08:19,751
خوبی؟

133
00:08:19,751 --> 00:08:21,711
به نظر نمی‌رسی حالت خوب باشه.

134
00:08:22,712 --> 00:08:23,755
خوبم.

135
00:08:23,755 --> 00:08:24,714
اما—

136
00:08:24,714 --> 00:08:25,757
واقعا خوبم.

137
00:08:27,759 --> 00:08:28,801
نگران نباش.

138
00:08:34,724 --> 00:08:35,809
ببخشید که منتظرتون گذاشتم.

139
00:08:36,768 --> 00:08:39,771
من دستیار کورنیا هستم.

140
00:08:39,771 --> 00:08:41,773
اسم من مراله.

141
00:08:41,773 --> 00:08:43,733
خوشوقتم از آشناییتون.

142
00:08:43,775 --> 00:08:46,778
آقای کورنیا امروز با شما ملاقات می‌کنه،

143
00:08:46,778 --> 00:08:50,782
لطفا مارو ببخشید که
یه اسکن بدن انجام میدیم.

144
00:08:58,748 --> 00:09:00,792
ممنون از همکاری‌تون.

145
00:09:00,792 --> 00:09:02,752
اجازه بدید راهنمایی‌تون کنم.

146
00:09:03,712 --> 00:09:04,713
یو!

147
00:09:04,754 --> 00:09:08,717
من رئیس خاندان سبورد هستم،
کورنیا سبورد.

148
00:09:08,717 --> 00:09:12,762
خیلی ممنون که وقت گذاشتید
برای دیدن ما.

149
00:09:12,762 --> 00:09:18,685
وقتی یه آدم ناز مثل تو میاد ملاقات،
همیشه خوشحالم که اون رو بپذیرم.

150
00:09:19,728 --> 00:09:23,773
خب، این همون پسره که
میگه میخواد منو ببینه؟

151
00:09:24,733 --> 00:09:27,736
من ولتول ولوت ولزوالت هستم.

152
00:09:27,736 --> 00:09:29,738
ولتول.

153
00:09:30,697 --> 00:09:33,783
فکر می‌کردم همه خاندان‌های
بزرگ از نژاد الف‌ها باشن،

154
00:09:33,783 --> 00:09:35,744
ولی می‌بینم که تو یه گابلینی.

155
00:09:35,744 --> 00:09:36,703
هی!

156
00:09:36,745 --> 00:09:40,790
اوه؟ این چه طرز برخوردیه
با کسی که تازه دیدیش.

157
00:09:40,790 --> 00:09:44,753
من عادت دارم هر چی تو دلمه بگم.

158
00:09:44,753 --> 00:09:46,755
م-معذرت می‌خوام، کورنیا!

159
00:09:48,798 --> 00:09:51,760
من که ناراحت نشدم.

160
00:09:51,760 --> 00:09:53,762
خون و نژاد اهمیتی نداره.

161
00:09:53,762 --> 00:09:56,765
من قبلا فقط یه تاجر ساده بودم،

162
00:09:56,765 --> 00:10:01,686
ولی از پایین‌ترین سطح اومدم بالا،
با عرق و خون و اشک.

163
00:10:01,686 --> 00:10:03,688
بزرگ شدنم زیاد خوب نبود.

164
00:10:03,730 --> 00:10:06,775
آخرش مسئولیت پیرمرد سبورد رو به عهده گرفتم،

165
00:10:06,775 --> 00:10:08,777
و اون از من خوشش اومد.

166
00:10:08,777 --> 00:10:12,781
یکی پس از دیگری کارها رو انجام دادم،
و قبل از اینکه بفهمم، نامش رو گرفتم.

167
00:10:12,781 --> 00:10:16,701
پس یه قطره خون
لو زل تو رگ‌هام نیست.

168
00:10:16,743 --> 00:10:17,744
خب...

169
00:10:17,744 --> 00:10:19,746
چی از من می‌خواستی؟

170
00:10:19,746 --> 00:10:22,707
اومدم درباره‌ی رگالیا بپرسم.

171
00:10:22,749 --> 00:10:23,750
اوه؟

172
00:10:27,796 --> 00:10:31,800
این رگالیای خاندان سبورده،
تاج.

173
00:10:31,800 --> 00:10:33,760
یه تسلیح روح؟

174
00:10:33,760 --> 00:10:35,762
مشابه، ولی این نیست.

175
00:10:35,762 --> 00:10:39,766
رگالیا با استفاده از تکه‌های قدرت
ساخته شدن

176
00:10:39,766 --> 00:10:42,727
که از الهه ملدیا جدا شده.

177
00:10:42,811 --> 00:10:47,691
میشه گفت اون‌ها
تکه‌های مادی‌شده از روحش هستن.

178
00:10:47,733 --> 00:10:50,736
و اون می‌تونه داخل روح صاحبش
ذخیره بشه.

179
00:10:50,736 --> 00:10:53,739
پس مگر اینکه من، صاحبش،
اونو ببخشم، یا کشته بشم،

180
00:10:53,739 --> 00:10:55,782
هیچ وقت از کنارم نمی‌ره.

181
00:10:55,782 --> 00:11:01,705
پس اگه من تو رو بکشم،
می‌تونم اونو به دست بیارم.

182
00:11:04,708 --> 00:11:05,792
شوخی‌م زیاده‌روی شد.

183
00:11:07,753 --> 00:11:09,755
چه آدم جالبی.

184
00:11:09,755 --> 00:11:12,716
می‌تونم اون رو یه مدت قرض بگیرم؟

185
00:11:13,717 --> 00:11:18,722
شاید چیزی که دنبالش می‌گردم
توی خزانه باشه.

186
00:11:18,722 --> 00:11:20,724
می‌خوام مطمئن بشم.

187
00:11:20,766 --> 00:11:23,769
به نظر نمی‌رسه دنبال
گنج باشی.

188
00:11:23,769 --> 00:11:26,688
هدف من تسخیر دنیاست.

189
00:11:27,773 --> 00:11:31,777
به نظر میاد دو یا
سه پیچ تو سرت شل شده.

190
00:11:32,736 --> 00:11:34,738
اما هیزوکی تو رو به من معرفی کرد،

191
00:11:34,738 --> 00:11:38,784
پس حاضرم بهت
یه ذره اعتماد کنم. زیاد کنجکاوی نمی‌کنم.

192
00:11:39,743 --> 00:11:40,744
مشکلی نیست؟

193
00:11:40,786 --> 00:11:41,745
بفرما.

194
00:11:41,745 --> 00:11:43,747
مرسی.

195
00:11:48,794 --> 00:11:53,757
آکیهابارا الان در بند
سنت‌های کهنه است.

196
00:11:54,800 --> 00:11:57,761
می‌خوام اون جو رو بشکنم،

197
00:11:58,720 --> 00:12:00,764
ولی آدم‌های لجوج تو
شهر جادو، مخصوصا اونایی که

198
00:12:00,764 --> 00:12:04,685
به منافع‌شون چسبیدن،
نمی‌تونن بفهمن.

199
00:12:04,726 --> 00:12:10,732
با اینکه این شهر باید
برای آینده‌اش از نو متولد بشه.

200
00:12:11,733 --> 00:12:14,778
پس داری از من می‌پرسی که
می‌تونی رگالیای منو قرض بگیری،

201
00:12:14,778 --> 00:12:18,699
ولی حتی اگه منم اجازه بدم،
فایده‌ای نداره.

202
00:12:18,782 --> 00:12:22,703
باید یه نفر همه‌ی رگالیا رو به دست بیاره

203
00:12:22,703 --> 00:12:25,747
تا مهر خزانه رو باز کنه.

204
00:12:25,747 --> 00:12:30,794
که یعنی باید پروسه‌ی تبدیل شدن به
پادشاه واقعی این شهر رو طی کنه.

205
00:12:31,712 --> 00:12:34,715
جمع کردن تکه‌های
روح الهه توی یه بدن...

206
00:12:34,715 --> 00:12:38,719
پس به دست آوردن اون‌ها یه جور
مراسم برای احضار الهه هم هست.

207
00:12:38,719 --> 00:12:39,762
آره.

208
00:12:39,762 --> 00:12:41,764
وقتی همه‌ی رگالیا کنار هم جمع بشن،

209
00:12:41,764 --> 00:12:44,767
می‌تونن قدرت واقعی
الهه رو بیرون بکشن.

210
00:12:45,726 --> 00:12:48,729
همه این حرف‌ها درباره‌ی خون نجیب‌زادگان و
نمادهای سلطنتی مزخرفه.

211
00:12:49,730 --> 00:12:52,775
جمع کردن رگالیا همچنان سریع‌ترین راهه.

212
00:12:52,775 --> 00:12:55,694
احتمالا تراته هم همین فکر رو می‌کنه.

213
00:12:55,694 --> 00:12:58,781
اون رگالیا رو می‌خواد که سنت‌های
این شهر رو حفظ کنه.

214
00:12:58,781 --> 00:13:02,701
من رگالیا رو می‌خوام که این شهر رو تغییر بدم.

215
00:13:02,701 --> 00:13:03,786
هردومون درست می‌گیم.

216
00:13:05,788 --> 00:13:09,792
ببخشید، ولی میشه همه به جز این آقا
از اتاق برن بیرون؟

217
00:13:12,711 --> 00:13:16,757
نمی‌دونم نیت واقعیت از خواستن
اون سه تا تاج چیه،

218
00:13:16,757 --> 00:13:19,718
ولی میشه منم در جریان بذاری؟

219
00:13:19,760 --> 00:13:23,681
منم همه چی که می‌دونم رو بهت می‌گم.

220
00:13:23,764 --> 00:13:26,767
حالا که داریم همکاری می‌کنیم،
یه راز کوچولو بهت می‌گم.

221
00:13:26,767 --> 00:13:31,772
یه چیزی که نمی‌خوام
اون دختره بشنوه.

222
00:13:32,773 --> 00:13:35,734
گوی یه جایی همین نزدیکی‌هاست.

223
00:13:35,776 --> 00:13:38,737
جاش رو دقیقاً نمی‌دونم،

224
00:13:38,737 --> 00:13:44,743
ولی صاحبان تاج‌ها می‌تونن بقیه رو
حس کنن تا وقتی اینجان تو آکیهابارا.

225
00:13:44,785 --> 00:13:46,745
احتمالاً برای تراته هم همینطوره.

226
00:13:47,746 --> 00:13:50,749
ولی یه خواهشی ازت دارم.

227
00:13:51,709 --> 00:13:54,753
می‌خوام به اون دختره، هیزوکی کمک کنی.

228
00:13:55,713 --> 00:13:59,717
شاید خیلی قوی به نظر بیاد،
ولی واقعاً ضعیفه.

229
00:13:59,717 --> 00:14:02,720
آزاد کردن اون دختره از
زنجیرهای این شهر

230
00:14:02,720 --> 00:14:05,723
یکی از دلایلیه که می‌خوام همه چی رو تغییر بدم.

231
00:14:05,764 --> 00:14:08,767
من به پدر اون دختره خیلی بدهکارم.

232
00:14:08,767 --> 00:14:11,687
اون مرد قبل از اینکه بتونم قرضمو پس بدم مرد.

233
00:14:11,770 --> 00:14:14,773
پس حداقل کاری که می‌تونم بکنم
اینه که مراقبش باشم.

234
00:14:16,734 --> 00:14:19,737
مطابق با سوابق،
اون دختره گوی رو به ارث برده

235
00:14:19,737 --> 00:14:21,781
از نفر قبلیش
وقتی هنوز بچه بوده.

236
00:14:22,740 --> 00:14:25,743
کلید پیدا کردن تاج‌ها

237
00:14:25,785 --> 00:14:27,745
هیزوکیه.

238
00:14:28,829 --> 00:14:32,750
تاکاهاشی، مطمئنی با این قضیه اوکی‌ای؟

239
00:14:32,750 --> 00:14:34,752
هوم؟ با چی؟

240
00:14:34,752 --> 00:14:35,795
برنامه تبادل.

241
00:14:35,795 --> 00:14:37,838
لازم نبود با ما بیای.

242
00:14:37,838 --> 00:14:39,799
فکر می‌کنی مزاحمم؟

243
00:14:39,799 --> 00:14:40,841
نه، اینطور نیست.

244
00:14:41,842 --> 00:14:47,765
دارم واحدهای درسی‌مو می‌گیرم،
پس مشکلی نیست.

245
00:14:47,765 --> 00:14:50,768
بعضی وقت‌ها خیلی مثل
خواهر بزرگتر می‌شی، ماچینا.

246
00:14:50,768 --> 00:14:53,771
خب من از تو بزرگترم، می‌دونی.

247
00:14:53,771 --> 00:14:57,733
بعید می‌دونم خیلی‌ها از تو
بزرگتر باشن، ماچینا.

248
00:14:57,775 --> 00:15:01,779
ولی من تازه‌وارد بودم
توی شش تاریک پییرز.

249
00:15:01,821 --> 00:15:02,780
واقعاً؟

250
00:15:02,780 --> 00:15:05,825
فقط «می‌» آسمان غمگین
از من کوچکتر بود.

251
00:15:06,784 --> 00:15:09,829
خب، «می» یه کم گذشته
پیچیده‌ای داشت،

252
00:15:09,829 --> 00:15:12,832
پس درست نیست واقعاً
جزو کوچکترها حسابش کنیم.

253
00:15:14,750 --> 00:15:17,795
با این شخص «می» صمیمی بودی؟

254
00:15:17,837 --> 00:15:19,797
آره، بودم.

255
00:15:19,839 --> 00:15:24,760
«می» واقعاً مثل یه خواهر
کوچولوی ناز برام بود.

256
00:15:24,802 --> 00:15:26,804
هوم...

257
00:15:26,804 --> 00:15:27,847
چی شده؟

258
00:15:27,847 --> 00:15:29,807
هیچی.

259
00:15:29,807 --> 00:15:33,769
اه، ولی قراره اینقدر طول بکشه؟

260
00:15:34,812 --> 00:15:38,774
«می»... امیدوارم زنده و سلامت باشه.

261
00:15:38,816 --> 00:15:39,817
اوه؟

262
00:15:39,817 --> 00:15:41,819
اون مدیر نیست؟

263
00:15:41,819 --> 00:15:45,781
هی! مدیر!

264
00:15:48,826 --> 00:15:49,827
رفت.

265
00:15:50,828 --> 00:15:52,830
کرنه رو به طرف خودمون کشیدم!

266
00:15:53,748 --> 00:15:55,833
پس تاج رو گرفتی؟

267
00:15:55,833 --> 00:15:58,836
دو دلم بگم که
اونو گرفتیم،

268
00:15:58,836 --> 00:16:01,798
ولی یه اطلاعات
مفید گرفتیم.

269
00:16:01,839 --> 00:16:03,800
به لطف هیزوکی.

270
00:16:03,800 --> 00:16:05,843
خیلی ممنون، هیزوکی.

271
00:16:06,803 --> 00:16:09,847
نه، من کاری نکردم.

272
00:16:11,516 --> 00:16:14,602
آه، ولی دیگه داره دیر میشه.

273
00:16:15,520 --> 00:16:17,563
فرض کنیم فردا می‌خوایم
بریم اونجاها،

274
00:16:17,563 --> 00:16:20,566
باید برگردیم
خوابگاه برای امروز.

275
00:16:20,566 --> 00:16:22,568
یا می‌تونیم بریم شب رو
خونه هیزوکی بگذرونیم!

276
00:16:22,568 --> 00:16:23,528
ها؟

277
00:16:23,528 --> 00:16:24,529
چی؟!

278
00:16:24,529 --> 00:16:26,531
اوه، فکر خوبیه.

279
00:16:26,531 --> 00:16:28,533
اگه تو راضی باشی، ارباب ولتول.

280
00:16:28,574 --> 00:16:30,535
من مشکلی ندارم.

281
00:16:30,535 --> 00:16:32,537
من دارم!

282
00:16:32,537 --> 00:16:34,580
علاوه بر این، چرا باید
بخواید خونه من بمونید؟

283
00:16:34,580 --> 00:16:36,582
تا بیشتر با هم آشنا بشیم!

284
00:16:36,582 --> 00:16:37,542
چی؟!

285
00:16:37,542 --> 00:16:40,545
منم دوست دارم بیشتر بشناسمت.

286
00:16:40,545 --> 00:16:41,546
شما—

287
00:16:42,505 --> 00:16:43,548
شما دوتا احمقید؟!

288
00:16:43,589 --> 00:16:48,511
پس تصمیم گرفته شد. امشب
خونه هیزوکی می‌خوابیم.

289
00:16:48,511 --> 00:16:50,471
آره!

290
00:16:50,471 --> 00:16:53,516
شب‌نشینی، شب‌نشینی!

291
00:16:53,516 --> 00:16:58,604
شب‌نشینی، شب‌نشینی، شب‌نشینی، شب‌نشینی!

292
00:18:22,564 --> 00:18:26,526
الهه دوباره متولد شده.

