﻿1
00:00:02,002 --> 00:00:08,008
قطب نمای ستاره ای یه وسیله اسرارآمیزه که
. همیشه به آسمان های دور اشاره میکنه

2
00:00:08,008 --> 00:00:14,014
نک پیکان اون به سمت آسمون نیست
... بلکه دقیقاً درجهت مخالف

3
00:00:14,014 --> 00:00:18,018
! به سمت عمیق ترین نقطه این سیاره یعنی آبیسِ

4
00:00:18,059 --> 00:00:19,060
باز شروع کردی ؟

5
00:00:19,060 --> 00:00:21,021
! دوباره شروع کرد

6
00:00:21,021 --> 00:00:23,064
! بله ! تازه شروع شده

7
00:00:24,065 --> 00:00:29,070
در حقیقت این قطب نمای ستاره ای
... به خوبی راه رو در اعماق آبیس نشونم داد

8
00:00:29,988 --> 00:00:31,990
! و ناگهان ربات اسرارآمیز پیداش شد

9
00:00:32,991 --> 00:00:35,035
اگه این یه شروع نباشه پس میگید که چیه ؟

10
00:02:02,580 --> 00:02:05,625
... به هنگام پیشروی در آبیس یه مشکل وجود داره

11
00:02:05,625 --> 00:02:10,672
هر چه بیشتر به اعماق آبیس برید
. فشاری که به بدن وارد میشه افزایش پیدا میکنه

12
00:02:11,631 --> 00:02:14,634
: با ورود به لایه اول
! سرگیجه ملایم

13
00:02:15,635 --> 00:02:19,681
: با ورود به لایه دوم
! سردرد و حالت تهوع ، بی حسی اندام

14
00:02:20,598 --> 00:02:24,602
: با ورود به لایه چهارم
! درد شدید در تمام بدن به همراه خونریزی

15
00:02:24,644 --> 00:02:30,608
از لایه های ششم به بعد انسان توانایی مقاومت نداره
! و حتی ممکنه دچار مرگ بشه

16
00:02:33,611 --> 00:02:38,658
این پدیدهایِ که بدون استثناء
... برای هر غارنوردی اتفاق میوفته

17
00:02:38,658 --> 00:02:40,660
! و بهش میگن نفرین آبیس

18
00:02:41,619 --> 00:02:42,620
... پس در این صورت

19
00:02:42,620 --> 00:02:45,582
ربات ها نسبت به این نفرین مصون هستن ، نه ؟

20
00:02:45,665 --> 00:02:48,668
! پس واقعاً رگو از اعماق آبیس به اینجا اومده

21
00:02:49,586 --> 00:02:52,630
اگه اینطور باشه ، برای چی به اینجا اومدم ؟

22
00:02:52,672 --> 00:02:55,633
. واسه همین یه چیزایی هست که باید بهتون بگم

23
00:02:55,633 --> 00:02:58,636
! اوه ! دایرة المعارف جامع عتیقه ها

24
00:02:58,636 --> 00:02:59,679
دایرة المعارف !؟

25
00:03:00,638 --> 00:03:03,600
یه کتاب راهنماست در مورد
. تمام چیزایی که تا حالا کشف شده

26
00:03:04,601 --> 00:03:05,685
! اوه ، ناقوس بی صدا

27
00:03:06,644 --> 00:03:09,606
یکی از عتیقه های منحصر به فردِ
! " ناقوسی که زمان رو متوقف میکنه "

28
00:03:09,606 --> 00:03:12,650
. ببین رگو ، اینُ مادرم پیدا کرده

29
00:03:12,650 --> 00:03:13,610
... خیلی نزدیکه

30
00:03:13,651 --> 00:03:16,654
... توی تمام این کتاب رو گشتم

31
00:03:16,654 --> 00:03:18,698
. ولی چیزی شبیه رگو رو پیدا نکردم

32
00:03:19,657 --> 00:03:23,620
ریکو ، هر چی درمورد رگو فهمیدی رو برامون میخونی ؟

33
00:03:23,620 --> 00:03:24,621
! به روی چشم

34
00:03:25,663 --> 00:03:26,664
... بزار ببینم

35
00:03:27,582 --> 00:03:30,627
اون به شکل عجیبی هم با برق
. و هم با غذا خوردن میتونه حرکت کنه

36
00:03:30,627 --> 00:03:33,671
قدرت عجیبی داره که میتونه
. درختای سنگی رو ذوب کنه

37
00:03:33,671 --> 00:03:36,633
اون پوست نرمی داره که با این حال
. میتونه درمقابل تیغ تیز مقاومت کنه

38
00:03:36,674 --> 00:03:38,676
! موهاشم حتی با آتیش نسوختن

39
00:03:38,676 --> 00:03:39,677
آتیش !؟

40
00:03:40,595 --> 00:03:42,597
. به نظر میاد شنوایی و بینایی ـش از ما خیلی بیشتره

41
00:03:42,597 --> 00:03:44,641
! درضمن دستش تقریباً 40 متر کش میاد

42
00:03:44,641 --> 00:03:47,644
اندام فلزی ـش از فلزات مخصوص
... و ناشناخته ای ساخته شده

43
00:03:47,644 --> 00:03:49,646
. که حتی با درِیل نتونستم بهش خَش وارد کنم

44
00:03:49,646 --> 00:03:50,605
درِیل !؟

45
00:03:50,605 --> 00:03:53,650
یه شکم داره ولی نتونستم ببینم
...دقیقا  مثل ماست یا نه

46
00:03:53,650 --> 00:03:56,653
سعی کردم کله‌اش رو اندازه بگیرم
... ولی انگار نمیشه

47
00:03:57,695 --> 00:04:01,658
درضمن سلول‌های بدنش به نظر مصنوعی نمیومد
... دمای بدنش هم مثل ماست

48
00:04:02,659 --> 00:04:05,578
... خیلی خب ریکو ، کافیه دیگه

49
00:04:05,578 --> 00:04:08,581
! شرمنده ، نتونستم جلوش رو بگیرم

50
00:04:08,581 --> 00:04:09,624
دما ؟

51
00:04:09,624 --> 00:04:10,667
... بهتره ادامه بدیم

52
00:04:11,584 --> 00:04:15,672
اگه بی خیال نصف گزارش بشیم
. این خصوصیات توی هیچکدوم از عتیقه ها وجود نداره

53
00:04:15,672 --> 00:04:18,591
. حتی اگه بودن ، توی رتبه اول قرار میگرفتن

54
00:04:18,591 --> 00:04:19,634
منظورت چیه ؟

55
00:04:19,634 --> 00:04:23,596
به عبارت دیگه ، بدن رگو
... با مجموعه ای از عتیقه های درجه یک ساخته شده

56
00:04:23,596 --> 00:04:26,641
! و در تاریخ آبیس ، یکی از ارزشمندترین کشفیاته

57
00:04:26,641 --> 00:04:30,603
حتی ممکنه که یکی از
. بزرگترین گنج های دنیای زیرین باشه

58
00:04:30,603 --> 00:04:31,604
ها !؟

59
00:04:33,773 --> 00:04:37,777
! " اسمش رو گذاشتم : " رویارویی رئیس با رگو

60
00:04:38,778 --> 00:04:40,738
دوست داری غار نورد بشی ؟

61
00:04:40,780 --> 00:04:42,740
خانوادت چی شده ؟

62
00:04:42,740 --> 00:04:46,744
، خانواده ای ندارم
. وقتی خواهر بزرگم مُرد اومدم اینجا

63
00:04:46,786 --> 00:04:50,707
. شنیدم اگه اینجا کار کنم میتونم غارنورد بشم

64
00:04:50,790 --> 00:04:53,751
... به نظر نمیاد از اهالی اُرث باشی

65
00:04:53,751 --> 00:04:56,713
... یه سال پیش خواهرم منو پیدا کرد

66
00:04:56,713 --> 00:04:59,716
. به خاطر یه حادثه خاطره ای از قبلش ندارم

67
00:04:59,757 --> 00:05:04,804
بعد از اون توی منطقه جنوبی اُرث
. همراه خواهرم مشغول علوفه چینی شدم

68
00:05:05,722 --> 00:05:07,724
به نظرتون این داستان رو باور میکنه ؟

69
00:05:07,724 --> 00:05:11,728
به نظر واقعی نمیاد ؟
. حتی رئیسم تا حالا به مناطق فقیر نشین نرفته

70
00:05:11,769 --> 00:05:13,730
دستات چی شده ؟

71
00:05:15,815 --> 00:05:17,734
! پرسیـــــد

72
00:05:17,734 --> 00:05:18,776
... این

73
00:05:18,776 --> 00:05:20,820
. یه سال پیش اینجوری بود

74
00:05:20,820 --> 00:05:24,741
، یه پیرمرد توی منطقه صخره بهم گفت
. این یه تکنولوژی خارجیه

75
00:05:27,744 --> 00:05:28,745
! مشت کن

76
00:05:31,748 --> 00:05:33,708
. به نظر به اندازه کافی قوی هست

77
00:05:34,792 --> 00:05:36,794
خیلی خب ، اسمت چیه ؟

78
00:05:36,794 --> 00:05:38,796
! رِگ ... رگو هستم

79
00:05:39,714 --> 00:05:39,756
! ای ول

80
00:05:39,756 --> 00:05:40,757
... موفق شد
! ای ول

81
00:05:40,757 --> 00:05:42,717
! کارش درسته

82
00:05:42,759 --> 00:05:43,801
... راستی رگو

83
00:05:43,801 --> 00:05:48,723
چیزی در مورد اتفاقی که
چند روز پیش توی آبیس افتاد نمیدونی ؟

84
00:05:49,766 --> 00:05:51,726
درمورد چی حرف میزنی ؟

85
00:05:52,727 --> 00:05:54,771
. هیچی ، مهم نیست

86
00:05:55,730 --> 00:05:56,731
. خیلی خب ، بیا تو

87
00:05:59,776 --> 00:06:01,736
! یالا ، بیاید بریم

88
00:06:01,736 --> 00:06:04,739
هی ، همه چی خوب پیش رفت ، نه ؟ نه ؟

89
00:06:05,740 --> 00:06:09,744
اینجوری شد که من به عنوان یه دانش آموز
... به یتیم خونه بِلچرو وارد شدم

90
00:06:10,745 --> 00:06:12,789
! و تبدیل شدم به یه غار نورد

91
00:06:42,443 --> 00:06:44,445
! جوجه های منقار چکشی

92
00:06:48,408 --> 00:06:49,409
! اوه

93
00:06:49,409 --> 00:06:50,451
! اون گُنده چی بود دیگه

94
00:06:50,451 --> 00:06:52,453
! منقار چکشی رو یه لقمه کرد

95
00:06:54,455 --> 00:06:57,458
! اوه ، دفاع دسته جمعی منقار چکشی ها شروع شد

96
00:06:57,458 --> 00:06:58,418
... تحویل بگیر

97
00:06:58,418 --> 00:07:00,461
! تا یاد بگیری دیگه از این کارا نکنی

98
00:07:00,461 --> 00:07:01,462
! بخور

99
00:07:02,380 --> 00:07:03,464
. هیچوقت خسته نمیشی

100
00:07:03,464 --> 00:07:05,383
! معلومه که خسته نمیشم

101
00:07:05,383 --> 00:07:07,427
... همین الان یه پرنده بزرگ

102
00:07:08,386 --> 00:07:10,471
راستی ، عمو " هابو " توی نامه چی نوشته ؟

103
00:07:10,471 --> 00:07:13,391
... چی ؟ خب بزار ببینم

104
00:07:13,391 --> 00:07:16,436
. اینجا نوشته که قراره به جنگل وارونه طبقه دوم بره

105
00:07:16,436 --> 00:07:19,439
! اوه ! جنگل وارونه طبقه دوم خیلی عالیه

106
00:07:19,439 --> 00:07:22,400
درختا ، علفا و هر چیزی
! که اونجاست ، وارونه رشد میکنه

107
00:07:22,442 --> 00:07:25,403
یه مه ، مستقیم از توی دریایی از ابر
. به سمت جنگل بالا میاد

108
00:07:25,445 --> 00:07:28,406
! درست مثل یه آبشار وارونه است

109
00:07:28,406 --> 00:07:30,408
. جوری تعریف میکنی که انگار خودت دیدیش

110
00:07:30,408 --> 00:07:32,452
! آخه منم قصد دارم یه سوت سفید بشم

111
00:07:33,411 --> 00:07:34,454
. پس اینطوریاست

112
00:07:35,413 --> 00:07:39,375
هابو هم دوست داره یه سوت سفید بشه
. با اینکه دیگه مثل سابق جوون نیست

113
00:07:39,375 --> 00:07:41,419
واقعاً اینقدر چیز مهمیِ ؟

114
00:07:42,420 --> 00:07:43,463
خاله جون ؟

115
00:07:46,424 --> 00:07:47,425
! خوش اومدید

116
00:07:47,425 --> 00:07:50,428
لافی سان ، چیزایی که اینجا نوشته رو دارید ؟

117
00:07:51,429 --> 00:07:53,389
. البته که داریم

118
00:07:53,389 --> 00:07:56,434
! خب ، برای اون باید چهارپایه بیارم

119
00:07:57,393 --> 00:07:59,395
. لطفاً یه لحظه صبر کنید

120
00:07:59,395 --> 00:08:01,439
... و اون یکی هم اینجاست

121
00:08:05,443 --> 00:08:06,444
. بفرمایید

122
00:08:08,404 --> 00:08:09,405
! اووو

123
00:08:09,405 --> 00:08:12,366
! تو ، خیلی تَر و فِرزی

124
00:08:12,450 --> 00:08:14,368
! خاله جون ، بعداً می بینمت

125
00:08:14,368 --> 00:08:15,411
. دستت درد نکنه

126
00:08:16,412 --> 00:08:17,413
... ریکو

127
00:08:19,457 --> 00:08:21,375
بسته رو تحویل دادی ؟

128
00:08:21,375 --> 00:08:22,376
. آره

129
00:08:25,379 --> 00:08:28,466
. بعدش گفت ، هابو سان میخواد یه سوت سفید بشه

130
00:08:29,383 --> 00:08:30,426
. تحسینش میکنم

131
00:08:30,426 --> 00:08:33,387
منظورم اینه که مردم کشور
! اونا رو مثل یه قهرمان می بینن

132
00:08:33,387 --> 00:08:34,430
... سوت سفید

133
00:08:35,473 --> 00:08:38,476
اما تحسین کردن
! و مثل اونا شدن ، باهم فرق میکنه

134
00:08:38,476 --> 00:08:42,396
ها ! چرا ؟
! اونا هیچ ممنوعیت عمقی ندارن ، ها

135
00:08:42,396 --> 00:08:45,358
! به تمام معنا یه غار نورد واقعی هستن

136
00:08:45,441 --> 00:08:50,404
به محض اینکه سوت سفید بشم
! یه خروار افسانه از خودم به جا میزارم

137
00:08:58,412 --> 00:09:00,373
! من دارم میرم

138
00:09:00,414 --> 00:09:02,375
! به سلامت

139
00:09:02,458 --> 00:09:05,378
. خیلی خب ، شماها هم برید سر کارتون

140
00:09:11,467 --> 00:09:13,427
. دو ماه مثل برق گذشت

141
00:09:14,387 --> 00:09:16,430
خودمم شُکه شدم که چقدر خوب
! با این وضع کنار اومدم

142
00:09:18,391 --> 00:09:20,393
... تا اولین غارنوردیم فقط سه روز مونده

143
00:09:21,352 --> 00:09:23,396
. با این زنگوله هم باید خداحافظی کنم

144
00:09:24,438 --> 00:09:25,439
. خوش به حالت

145
00:09:26,399 --> 00:09:27,400
... نگران نباش

146
00:09:27,400 --> 00:09:31,445
من احتمالاً رشد نمیکنم
! ولی تو همینجور بزرگتر میشی

147
00:09:31,445 --> 00:09:32,446
... که اینطور

148
00:09:33,364 --> 00:09:34,448
! اوه ، رگو اینجایی

149
00:09:36,367 --> 00:09:36,450
. رسیدن بخیر

150
00:09:36,450 --> 00:09:39,370
. شنیدم هابو سان داره برمیگرده خونه

151
00:09:39,412 --> 00:09:41,414
! بیا بریم به ایستگاه اصلی برای استقبالش

152
00:09:41,414 --> 00:09:43,457
! کیویی اونجا برات خطرناکه پس تو همینجا بمون

153
00:09:43,457 --> 00:09:45,376
! باشه

154
00:09:54,385 --> 00:09:55,386
! برگشتن

155
00:09:56,387 --> 00:09:57,388
! اومدن

156
00:09:59,432 --> 00:10:00,433
! بالاخره برگشتن

157
00:10:05,438 --> 00:10:07,440
! اومدن

158
00:10:09,358 --> 00:10:10,443
! اوه ، اون هابو سانِ

159
00:10:10,443 --> 00:10:12,403
! هابو سان

160
00:10:13,404 --> 00:10:15,448
ها ؟ چیکار داره میکنه ؟

161
00:10:15,448 --> 00:10:17,366
اون یه عتیقه است ؟

162
00:10:18,409 --> 00:10:19,410
... یه سوته

163
00:10:19,452 --> 00:10:21,370
... یه سوت سفید

164
00:10:21,370 --> 00:10:22,455
ها !؟ سوت سفید ؟

165
00:10:23,372 --> 00:10:25,458
! هوی ، فهمیدم اون سوت مال کیه

166
00:10:25,458 --> 00:10:28,377
! مال " رایزا " ـست ، رایزای نابودگر

167
00:10:28,377 --> 00:10:29,420
واقعاً !؟

168
00:10:29,420 --> 00:10:30,421
! گفت مال رایزا ـست

169
00:10:30,421 --> 00:10:31,464
رایزای نابودگر ؟

170
00:10:31,464 --> 00:10:32,381
... نابود گر ... چه اسم ناراحت کننده ای

171
00:10:32,381 --> 00:10:33,424
! باورم نمیشه
... نابود گر ... چه اسم ناراحت کننده ای

172
00:10:33,424 --> 00:10:35,384
... نابود گر ... چه اسم ناراحت کننده ای

173
00:10:35,426 --> 00:10:37,428
اما چرا فقط سوتـش رو آورده ؟

174
00:10:37,428 --> 00:10:39,388
جریان چیه ؟

175
00:10:40,431 --> 00:10:41,432
ریکو ؟

176
00:10:44,352 --> 00:10:45,394
... رایزا

177
00:10:47,355 --> 00:10:49,398
. اسم مادر منه

178
00:10:51,400 --> 00:10:56,405
تنها جای ناشناخته در این دنیای بزرگ
. گودال بزرگ آبیس

179
00:10:56,405 --> 00:10:59,450
و تنها کسانی که جرأت ورود به اونجا رو دارن
. غارنوردا هستن

180
00:10:59,450 --> 00:11:01,410
! کار آموزای سوت قرمز

181
00:11:01,410 --> 00:11:04,455
! غارنوردای ماهر سوت آبی
! دستیار مربی ، سوت ماه

182
00:11:04,455 --> 00:11:06,457
! متخصصین سوت سیاه

183
00:11:07,375 --> 00:11:09,377
و درنهایت افرادی که
... همه اینا رو پشت سرگذاشتن

184
00:11:09,377 --> 00:11:12,421
استادان ماهری که از محدودیت های انسانی
! فراتر رفته و به اعماق آبیس میروند

185
00:11:12,463 --> 00:11:14,423
... قهرمانان ما

186
00:11:14,423 --> 00:11:16,425
! سوت سفید ها

187
00:11:18,469 --> 00:11:21,472
. اونا با اکتشافات بسیاری که کردن
! دنیا رو دگرگون ساختن

188
00:11:22,390 --> 00:11:26,394
مهم نیست تا چه عمقی پایین میرن
! اونا مثل یه ستاره درخشان ، میدرخشن

189
00:11:26,394 --> 00:11:30,439
... و حالا روح یکی از بزرگترین سوت سفید ها

190
00:11:30,439 --> 00:11:33,442
... بعد از 10 سال به خونه برگشته

191
00:11:34,360 --> 00:11:37,363
! و آخرین سفر خودش رو در اینجا به پایان رسوند

192
00:11:37,405 --> 00:11:40,449
او موجودات خطرناک بیشماری رو در اعماق آبیس نابود کرده
! هر کی کپی های سوت رایزای نابودگر رو میخواد بیاد اینجا

193
00:11:41,367 --> 00:11:45,413
اون به تنهایی 12 بار
! جلوی حمله غارنوردای خارجی رو گرفت

194
00:11:45,413 --> 00:11:47,415
! وقتشه ! زمانبندیش خیلی مهمه

195
00:11:47,456 --> 00:11:49,375
... مردم بهش میگن

196
00:11:49,417 --> 00:11:51,460
! رایزای نابودگر

197
00:11:57,425 --> 00:12:02,388
حالا برای خرید یک نسخه
... از زندگی نامه و کپی سوتش

198
00:12:02,388 --> 00:12:05,391
! حتماً یه سر به یتیم خونه بِلچرو بزنید

199
00:12:05,391 --> 00:12:07,393
! و لطفاً با احتیاط ازش استفاده کنید

200
00:12:23,409 --> 00:12:26,412
عیبی نداره که اینُ من بردارم ؟

201
00:12:26,412 --> 00:12:27,413
... مشکلی نیست

202
00:12:27,413 --> 00:12:31,375
این برخلاف سوتای دیگه
. فقط صاحب اصلیش میتونه ازش استفاده کنه

203
00:12:31,417 --> 00:12:34,420
... راستش ، منظورم این نبود

204
00:12:35,379 --> 00:12:37,423
شخصیی نیست که بیشتر از من لایق این باشه ؟

205
00:12:37,423 --> 00:12:40,468
! این معموله که سوت سفید به خانواده فرد داده بشه

206
00:12:40,468 --> 00:12:43,471
، همه خوشحال میشن که پیش تو باشه
. پس تعارف نکن

207
00:12:46,474 --> 00:12:50,478
اگه حس کردی برات مسئولیت داره
. میتونی به انجمن تحویلش بدی

208
00:12:56,400 --> 00:12:58,444
. قبولش میکنم

209
00:13:00,404 --> 00:13:03,449
. درضمن ، یه سند مهر و موم شده همراه رایزا سان بود

210
00:13:04,408 --> 00:13:08,454
همراه این سوت سفید
. از مسئول کمپ تحویلش گرفتیم

211
00:13:08,454 --> 00:13:11,373
... هرچند الان تحت بررسیِ

212
00:13:11,373 --> 00:13:14,376
برای همین ممکنه
. تا وقتی به دستت برسه کمی زمان ببره

213
00:13:14,376 --> 00:13:17,421
یعنی یه نامه از طرف مادرمه ؟

214
00:13:22,384 --> 00:13:22,468
هابو سان ؟

215
00:13:22,468 --> 00:13:25,387
. درسته ، احتمالاً همینه

216
00:13:26,388 --> 00:13:28,432
... ریکو ، مطمئنم این نامه برای توئه

217
00:13:30,434 --> 00:13:32,436
اینجا چیکار میکنی ؟

218
00:13:33,479 --> 00:13:34,480
... رئیس

219
00:13:35,397 --> 00:13:39,443
جشن رستاخیز امروز
. به پاس زحمات مادرت برپا شده

220
00:13:39,443 --> 00:13:42,446
برای تو هم خیلی مهمه
. خوب ببینش

221
00:13:43,405 --> 00:13:47,451
آخه این جشنواره
. آخرین جشن رایزا سان خواهد بود

222
00:13:47,451 --> 00:13:49,453
... میگم ها ... رئیس

223
00:13:49,453 --> 00:13:52,456
مادرم ، استاد شما بود ، درسته ؟

224
00:13:53,457 --> 00:13:56,377
مادرم ، چه جور آدمی بود ؟

225
00:13:57,419 --> 00:14:02,424
با اینکه به عنوان یه سوت سفید
. همیشه تحسینش میکردم ولی چهره ـش رو یادم نمیاد

226
00:14:02,424 --> 00:14:05,427
... برای همین ناراحتم نیستم

227
00:14:05,427 --> 00:14:10,391
اما حس میکنم چیزی که
. همیشه میخواستم بهش برسم الان ناپدید شده

228
00:14:13,394 --> 00:14:18,399
وقتی رایزا برای آخرین سفرش
. به آبیس رفت ، تو فقط 2 سالت بود

229
00:14:18,440 --> 00:14:23,445
به عنوان یه سوت سفید ، دقیقاً همونطوریه که
. مردم از داستاناش تعریف میکنن

230
00:14:24,405 --> 00:14:28,450
با اینکه اینُ میگم ولی حتی منم
. یه بارم فرصت نکردم توی سفر همراهیش

231
00:14:29,410 --> 00:14:32,371
تنها چیزی که ازش میدونم
... وقتیه که روی سطح بود

232
00:14:32,371 --> 00:14:36,458
یه آدم ماهر ، توی مبارزه سریع
. و به صورت باورنکردنی صادق بود

233
00:14:37,376 --> 00:14:39,420
درضمن ، یه رژیم غذایی
. وحشتناک و نامتعادل داشت

234
00:14:39,420 --> 00:14:42,423
اگه یه سوت سفید نبود
. فقط یه آدم عجیب و بامزه دیده میشد

235
00:14:45,384 --> 00:14:47,428
... واقعاً که آدم غیر معمولی بود

236
00:14:50,347 --> 00:14:51,390
چشمات چطوره ؟

237
00:14:51,390 --> 00:14:52,391
ها !؟

238
00:14:52,391 --> 00:14:54,393
... آها ، مشکلی نیست

239
00:14:54,393 --> 00:14:57,354
. تا وقتی عینک روی چشمم باشه سردرد نمیگیرم

240
00:14:57,438 --> 00:14:59,398
... چشمای تو

241
00:14:59,398 --> 00:15:02,401
. " متفاوت از چیزیِ که مردم بهش میگن " چشم ضعیف

242
00:15:02,401 --> 00:15:03,402
ها ؟

243
00:15:03,402 --> 00:15:06,405
... دید خوبی داری و مشکلی توی تشخیص نداری

244
00:15:06,447 --> 00:15:11,368
اما اگه از عینک کریستالی استفاده نکنی
. دچار سردرد میشی

245
00:15:11,410 --> 00:15:15,414
علائمش ممکنه مبهم باشه
. ولی دلیلش کاملاً مشخصه

246
00:15:16,373 --> 00:15:17,416
. نفرین آبیسه

247
00:15:19,418 --> 00:15:20,419
ها ؟

248
00:15:20,461 --> 00:15:23,422
پس بینایی ضعیفم
به خاطر زیاد بیدار موندنم نیست ؟

249
00:15:23,422 --> 00:15:26,383
خب این چیزی بود که
. برای رَد کردنت توی مُخت میکردم

250
00:15:27,384 --> 00:15:28,469
... تو دیگه 12 سالت شده

251
00:15:28,469 --> 00:15:32,389
. نه ، چند وقت دیگه 13 ساله میشی

252
00:15:34,350 --> 00:15:36,435
... وقتی که مادرت ، تو رو حامله بود

253
00:15:36,435 --> 00:15:40,439
مجبور شد همراه تیم تحقیقات
... به طبقه چهارم بره

254
00:15:40,439 --> 00:15:43,359
ها ؟ آخه چرا ؟

255
00:15:43,442 --> 00:15:45,444
! یه مأموریت ویژه دولتی بود

256
00:15:46,403 --> 00:15:50,449
برای پیدا کردن یه عتیقه منحصر به فرد
. به اسم ناقوس بی صدا

257
00:15:52,409 --> 00:15:55,454
... مدت سفرش 10 ماه ثبت شد

258
00:15:56,413 --> 00:16:01,377
اونا با محاجم های خارجی غار برخورد داشتن
... و تقریباً کل تیم تحقیقات از بین رفتن

259
00:16:02,378 --> 00:16:07,466
، توی همون جریان بود که پدرت
. تورکا" ـی سوت سیاه ، جونش رو از دست داد"

260
00:16:08,425 --> 00:16:11,428
. و در همین بین بود که تو متولد شدی

261
00:16:13,430 --> 00:16:14,431
ها ؟

262
00:16:14,431 --> 00:16:15,474
... درسته

263
00:16:16,433 --> 00:16:20,354
. دارم میگم ، جایی که تو متولد شدی اعماق آبیسِ

264
00:16:22,439 --> 00:16:23,440
... اوم

265
00:16:24,400 --> 00:16:26,443
... پس اینجوری من

266
00:16:27,361 --> 00:16:29,363
نفرین آبیس قویترم کرده ؟

267
00:16:29,363 --> 00:16:30,447
! معلومه که نکرده

268
00:16:30,447 --> 00:16:34,410
مگه یادت رفت توی
اولین غارنوردیت چی به سرت اومد ؟

269
00:16:36,370 --> 00:16:40,416
رفتن به طبقه چهارم
. برای بزرگسالاشم کار ساده ای نیست

270
00:16:40,457 --> 00:16:44,420
ها ؟ پس چطوره که من زنده ام ؟

271
00:16:45,421 --> 00:16:49,425
چون رایزا تو رو توی مجسمه ای گذاشته بود
... که جلوی نفرین آبیس رو میگرفت

272
00:16:50,384 --> 00:16:53,470
... هرچند ، اون خیلی سنگین بود

273
00:16:53,470 --> 00:16:58,392
اکثر افراد تیم تحقیقاتم مرده بودن
. و باقیشونم توان حمل اون رو نداشتن

274
00:16:58,434 --> 00:17:02,438
... پس با این حساب من نباید زنده باشم

275
00:17:02,438 --> 00:17:05,441
. رایزا سان ، ناقوس بی صدا رو رها کرد

276
00:17:07,443 --> 00:17:09,445
... با پشت سر گذاشتن اجساد رفقاش

277
00:17:09,445 --> 00:17:13,407
به همراه تنها بازمانده تیم تحقیقات
. تو رو حمل کردن

278
00:17:14,408 --> 00:17:20,456
همراه با یه عتیقه با ارزش که آینده شهر
. و تیم تحقیقاتی رو تظمین میکرد

279
00:17:22,458 --> 00:17:25,419
. ولی با اینحال رایزا سان تو رو انتخاب کرد

280
00:17:26,420 --> 00:17:29,423
... پرستیژ و ثروت ، رفقا و اعتماد اونا

281
00:17:30,382 --> 00:17:31,425
... همه اونا رو

282
00:17:32,384 --> 00:17:37,389
. به پای تو ریخت ، چون تو رو میخواست

283
00:17:45,397 --> 00:17:47,399
... با اینکه از اون عتیقه استفاده کرده بود

284
00:17:47,399 --> 00:17:50,360
. ولی نتونست کامل جلوی نفرین آبیس رو بگیره

285
00:17:51,361 --> 00:17:54,448
رایزا سان ، به خاطر اینکه نتونسته بود
. از چشمای تو محافظت کنه خیلی ناراحت بود

286
00:17:55,407 --> 00:17:57,451
... تو به خوبی بزرگ شدی

287
00:17:58,410 --> 00:18:03,415
و زیر فشار داشتن چنین مادر بزرگی ایستادی
. و مسیر زندگی خودت رو انتخاب کردی

288
00:18:04,416 --> 00:18:09,379
دختری که با تمام وجود ازش محافظت کرد
. امروز با قدرت داره به زندگیش ادامه میده

289
00:18:10,422 --> 00:18:15,427
خیلی خب ، با این زندگی ای که رایزای
... سوت سفید افسانه ای ، برای تو گذاشته

290
00:18:15,427 --> 00:18:16,428
میخوای چیکار کنی ؟

291
00:18:20,390 --> 00:18:22,351
! خیلی ممنونم

292
00:18:25,437 --> 00:18:27,397
... کمی بعد

293
00:18:27,397 --> 00:18:32,402
رایزا سان مشکل پیش اومده
. با کشور خارجی رو حل کرد و ناقوس رو برگردوند

294
00:18:32,402 --> 00:18:34,446
. خب ، بعضی چیزا رو بهتره نشنوی

295
00:18:38,450 --> 00:18:42,412
! آبیس ، من دارم میام ! دارم میام ! آبیس

296
00:18:42,412 --> 00:18:46,375
. نمیتونم بیشتر از این برای سوت سفید شدن صبر کنم
به نظرتون ریکو این اواخر زیادی عجیب رفتار نمیکنه ؟

297
00:18:46,416 --> 00:18:48,418
... منظورم اینه که ، اَلکی خوش شده

298
00:18:49,378 --> 00:18:53,083
... شاید داره وانمود میکنه که خوشحاله
! آبیس ، من دارم میام ! دارم میام ! آبیس

299
00:18:53,107 --> 00:18:54,359
آخه تازگیا فهمیده که مادرش رو از دست داده

300
00:18:54,383 --> 00:18:57,469
! ها !؟ اون همچین شخصیت پیچیده ای نداره ها
. نمیتونم بیشتر از این برای سوت سفید شدن صبر کنم

301
00:18:58,428 --> 00:18:59,471
. بیاید از خودش بپرسیم

302
00:19:00,389 --> 00:19:01,390
چی !؟

303
00:19:01,390 --> 00:19:02,432
آهای رگو !؟

304
00:19:06,395 --> 00:19:07,354
! ریکو

305
00:19:08,397 --> 00:19:10,399
ریکو ، کجای ؟

306
00:19:10,440 --> 00:19:11,441
! بله

307
00:19:13,402 --> 00:19:15,404
. اجازه دیدن سند مهر و موم شده رو دادن

308
00:19:15,404 --> 00:19:16,405
! چی

309
00:19:16,405 --> 00:19:18,448
! باید تا ساعت 6 دفتر مرکزی باشی ، عجله کن

310
00:19:20,450 --> 00:19:22,369
جوابت چی شد ؟

311
00:19:22,369 --> 00:19:23,412
! چشم

312
00:19:26,456 --> 00:19:30,419
! رگو ، همراهش برو
. نگرانم خودشُ توی دردسر بندازه

313
00:19:31,378 --> 00:19:32,421
. فهمیدم

314
00:19:35,424 --> 00:19:38,427
. از این طرف ، من شما رو راهنمایی میکنم

315
00:19:57,404 --> 00:19:59,406
. لطفاً به چیزی دست نزنید

316
00:20:04,411 --> 00:20:06,371
این دیگه چیه ؟

317
00:20:06,413 --> 00:20:09,374
... مال 10 سال پیشه که رفته بود پایین

318
00:20:09,416 --> 00:20:12,419
. اما هیچکدوم از اینا برای راهنمایی نیسن

319
00:20:13,378 --> 00:20:15,380
... پر از چیزاییِ که تا حالا ندیدم

320
00:20:19,426 --> 00:20:21,470
چی شده ریکو ؟ نامه رو دیدی ؟

321
00:20:25,432 --> 00:20:26,433
... شبیه منه

322
00:20:27,392 --> 00:20:31,396
آره ، البته توی بعضی قسمتا متفاوته
... ولی نکنه که

323
00:20:32,439 --> 00:20:36,360
ریکو کنارش یه برگه هست
. که یه چیزایی روش نوشته شده

324
00:20:36,443 --> 00:20:39,404
! ولی به عنوان یه نامه خیلی کوتاهِ

325
00:20:39,446 --> 00:20:41,448
! ریکو ، لطفاً چراغ رو بیار

326
00:20:44,451 --> 00:20:46,411
بزار ببینم ، چی داریم ؟

327
00:20:47,412 --> 00:20:49,414
... در دنیای

328
00:20:50,415 --> 00:20:51,416
... زیرین

329
00:20:55,462 --> 00:20:56,463
... منتظرتم

330
00:20:58,382 --> 00:21:00,467
! در دنیای زیرین منتظرتم

