﻿1
00:00:00,458 --> 00:00:05,463
هفده سال پیش ، یه متخصص باکتریهای
بیماریزا به اسم دکتر گور به قتل رسید

2
00:00:06,464 --> 00:00:10,427
در زمان حال ، اونهایی که در اون حادثه
دخیل بودند به یه اوبرژ دعوت شدند

3
00:00:10,427 --> 00:00:12,429
جایی که یکی بعد از دیگری کشته می شدند

4
00:00:13,430 --> 00:00:18,435
وقتی رون فهمید که خون خاندان جنایتکار ام
در رگهاش جریان داره

5
00:00:18,435 --> 00:00:22,439
قسم خورد که این آخرین پرونده اش باشه
و بطور کامل از کار کاراگاهی کنار بکشه

6
00:00:22,480 --> 00:00:26,401
اون تایگر دن رو که به عنوان مهمان
به اونجا اومده بود رو

7
00:00:26,401 --> 00:00:27,485
به عنوان مامور خاندان ام و مجرم افشا کرد

8
00:00:27,485 --> 00:00:30,447
بعدش دن وراثت رون از خاندان ام رو توی صورتش کوبید

9
00:00:30,447 --> 00:00:32,449
و ادعا کرد که اون باعث میشه یه جنایتکار بی نقص بشه

10
00:00:33,450 --> 00:00:36,411
... اما موضوع فقط همون نبود

11
00:02:07,502 --> 00:02:11,464
(قسمت 26 : پرونده ی قتلهای سریالی اوبرژ کوهستانی (بخش 4

12
00:02:19,472 --> 00:02:22,433
رون ، حتی من هم می تونم بفهمم

13
00:02:22,433 --> 00:02:26,396
الان ، چیزی که باید استدلات رو براش
! بکار ببری ... دروغ بزرگ تایگر دنه

14
00:02:27,438 --> 00:02:29,399
دروغ من ؟

15
00:02:29,440 --> 00:02:31,484
توتو ، درباره ی چی داری داری حرف میزنی ؟

16
00:02:31,484 --> 00:02:33,444
! آخه ، با عقل جور درنمیاد

17
00:02:33,444 --> 00:02:36,489
خانواده ی موریارتی از شر هرکسی که
خرابکاری کرده باشه خلاص میشه

18
00:02:37,490 --> 00:02:42,453
توی اون پرونده ای که وینتر توش دخالت داشت
کلاهبردارهایی که کار رو خراب کردند کشته شدند

19
00:02:42,453 --> 00:02:47,417
اما هفده سال پیش ، قتل دکتر گور
بدون هیچ مشکلی انجام شد

20
00:02:47,458 --> 00:02:49,502
نقشه موفقیت آمیز بود ، مگه نه ؟

21
00:02:53,381 --> 00:02:54,382
درسته

22
00:02:56,384 --> 00:02:59,429
که اینطور ، اظهار نظر دقیقی بود

23
00:02:59,429 --> 00:03:04,392
و درسته ، نقشه ی هفده سال پیش خراب شد

24
00:03:04,434 --> 00:03:06,436
! به عبارت دیگه ، از نظر ما

25
00:03:09,397 --> 00:03:15,445
هدف ما ، هدف خاندان ام ، قتل
دکتر گور نبود ، دزدیدنش بود

26
00:03:15,445 --> 00:03:16,446
دزدیدنش ؟

27
00:03:17,405 --> 00:03:20,450
پس مغزمتفکر ، پدر من ، اشتباهاً اونو کشت ؟

28
00:03:20,491 --> 00:03:24,454
همینطوره ، الیوت یه اشتباه وحشتناک کرد

29
00:03:25,413 --> 00:03:29,417
دکتر گور از بهترین محققین در زمینه ی
باکتریهای بیماریزا بود

30
00:03:29,417 --> 00:03:33,421
اگه زنده اسیر می شد ، حسابی پولدارمون می کرد

31
00:03:33,421 --> 00:03:34,464
... منظورت این نیست که

32
00:03:34,464 --> 00:03:37,467
... اگه پدرت کار رو خراب کرده ، پس شاید

33
00:03:38,426 --> 00:03:40,470
اون هم می خواسته از خاندان ام خارج بشه

34
00:03:41,471 --> 00:03:43,431
معلومه که اینطوره

35
00:03:44,432 --> 00:03:47,435
اوه راستی ، هنوز یه کاری مونده که باید انجام بدم

36
00:03:47,435 --> 00:03:49,437
به لطف شما ، کارم رو به یاد آوردم

37
00:03:49,479 --> 00:03:51,439
... همه ی شما

38
00:03:52,440 --> 00:03:54,400
! هم قراره بمیرید

39
00:05:04,428 --> 00:05:06,472
... من

40
00:05:15,439 --> 00:05:20,444
من ... می خواستم فراموش کنم
چون خیلی ناراحت بودم

41
00:05:22,446 --> 00:05:25,449
چون اون ناراحت کننده ترین اتفاقی بود
که توی زندگیم افتاده بود

42
00:05:26,409 --> 00:05:27,410
... رون

43
00:05:27,493 --> 00:05:29,412
پس حالا به خاطر آوردی ؟

44
00:05:30,454 --> 00:05:34,417
اما متوجه نمیشم چرا اینقدر ناراحتم

45
00:05:35,418 --> 00:05:39,422
پدرم یه جنایتکار بود ، یکی که باید ازش متنفر باشم

46
00:05:39,463 --> 00:05:42,425
و از خاندان هولناک ام بوده

47
00:05:44,427 --> 00:05:45,428
رون ؟

48
00:05:46,429 --> 00:05:47,471
! رون

49
00:05:48,389 --> 00:05:52,393
! حالت خوبه ، رون ؟ هی ، رون
... رون ، رون

50
00:05:54,395 --> 00:05:55,396
رون

51
00:05:58,441 --> 00:06:03,446
تو از خانواده ی جنایتکار موریارتی و دشمن بزرگشون

52
00:06:03,446 --> 00:06:06,407
خانواده ی هولمز ، نسلی از کاراگاهان بزرگ ، بدنیا اومدی

53
00:06:06,449 --> 00:06:08,409
تو یه بچه ی ممنوعه ای

54
00:06:12,413 --> 00:06:14,498
پدر تو توی خانواده ی موریارتی بدنیا اومده

55
00:06:14,498 --> 00:06:17,460
که نسلهاست که زندگیشون رو با جرم می گذرونند

56
00:06:17,460 --> 00:06:21,422
طوری بزرگ شدم که فکر کنم اون تنها راه برای منه

57
00:06:26,385 --> 00:06:28,471
دیدن زجر کشیدن مردم سخت بود

58
00:06:28,471 --> 00:06:31,432
اغلب با خودم فکر می کردم اوضاع باید اینجوری باشه ؟

59
00:06:31,474 --> 00:06:37,396
و با اینحال باور داشتم که سرنوشت رو نمیشه تغییر
داد ، برای همین هیچوقت واقعاً زیر سوال نبردمش

60
00:06:40,483 --> 00:06:45,404
اما می دونی ... بعد از آشنایی با مادرت ، تغییر کردم

61
00:06:45,446 --> 00:06:48,449
اون بود که منو تغییر داد

62
00:06:53,454 --> 00:06:55,414
... گوش کن ، رون

63
00:07:03,380 --> 00:07:07,384
اجازه نده اسم هولمز یا موریارتی تو رو محدود بکنه

64
00:07:07,384 --> 00:07:09,386
راهی که در زندگی می خواهی رو پیدا کن و دنبالش کن

65
00:07:11,430 --> 00:07:15,392
با این همه ، اینکه به شیوه ی خودت
زندگی بکنی قدرت می خواد

66
00:07:15,476 --> 00:07:19,480
برای همین می خوام همه ی چیزهایی
رو که تابحال یاد گرفتم رو یادت بدم

67
00:07:35,412 --> 00:07:36,413
رون ؟

68
00:07:37,414 --> 00:07:41,418
ببخشید ، توتو ، دیگه خوبم

69
00:07:42,461 --> 00:07:44,421
تایگر دن

70
00:07:44,421 --> 00:07:47,466
چرا آدمهایی رو که نقشه ی شکست خورده ی
هفده سال پیش دخیل بودند رو

71
00:07:47,466 --> 00:07:50,469
الان میکشی ، وقتی که اون موقع نکشتیشون ؟

72
00:07:52,429 --> 00:07:55,474
بخاطر اینه که پدرم شما رو گول زد

73
00:07:55,474 --> 00:07:59,395
پس شما تا همین اواخر نمی دونستید که
اونها در اون کار دست داشتند ، درسته ؟

74
00:08:00,479 --> 00:08:04,441
علت اینکه اینقدر دلتون می خواد الان اونها رو بکشید

75
00:08:04,441 --> 00:08:08,445
اینه که همین تازگی کشف کردید که دکتر
گور هنوز زنده است ، مگه نه ؟

76
00:08:08,445 --> 00:08:10,447
پس در اون مورد می دونی

77
00:08:10,447 --> 00:08:12,408
از کجا می تونستم بدونم ؟

78
00:08:12,408 --> 00:08:17,413
بااینحال یه چیزی در مورد جنایتی که پدرم
هفده سال پیش رهبریش کرد عجیبه

79
00:08:17,413 --> 00:08:21,458
چرا دکتر از طریق بیمارستان به انبار منتقل شد ؟

80
00:08:22,418 --> 00:08:26,422
برای این بود که بتونه جای اونو با یه جسد که
نقش بدلش رو بازی می کرد عوض بکنه

81
00:08:26,463 --> 00:08:29,425
... که اینطور ، پس فقط با اطلاعاتی که در اینجا جمع کردی

82
00:08:29,425 --> 00:08:32,469
نه ، نتیجه گیریهای من با دانش پدرم تایید میشند

83
00:08:32,469 --> 00:08:37,474
حتماً شگردی رو بکار می برده که مطمئن بشه افرادی
که توی اون کار دخیل بودند قربانی نشند

84
00:08:38,392 --> 00:08:42,396
اون یه متخصص عوامل بیماریزا رو تسلیم خاندان
ام نمی کرده که ازش سوء استفاده کنند

85
00:08:42,396 --> 00:08:44,481
! و هیچوقت هم اونو نمی کشت

86
00:08:47,443 --> 00:08:51,488
این پسر الیوت خودمون رونه ، آفرین

87
00:08:52,406 --> 00:08:57,411
الیوت ترتیبی داد که یه جسد از سردخانه توی رودخانه
انداخته بشه ، تا اجازه بده که دکتر فرار بکنه

88
00:08:57,411 --> 00:09:00,414
... ما همین تازگی وقتی که فهمیدیم

89
00:09:00,497 --> 00:09:04,376
دکتر به یه اسم دیگه در سوئیس زندگی
میکنه نقشه اش رو کشف کردیم

90
00:09:04,376 --> 00:09:06,462
واقعاً فریبمون داد

91
00:09:13,469 --> 00:09:15,429
کجاش اینقدر خنده داره ؟

92
00:09:15,429 --> 00:09:18,474
شوکی که من دادی اونقدر بزرگ بود که

93
00:09:18,474 --> 00:09:21,435
الان همه چیز رو درباره ی پدرم به خاطر میارم

94
00:09:26,440 --> 00:09:30,402
تایگر دن ، نقشه ات نتیجه ی عکس داد

95
00:09:31,487 --> 00:09:34,448
به عمل به عنوان یه هوش دردسرساز ادامه میدم

96
00:09:34,448 --> 00:09:36,492
! و مقابل خاندان ام می ایستم

97
00:09:37,409 --> 00:09:38,410
چی ؟

98
00:09:38,410 --> 00:09:39,453
! رون

99
00:09:39,453 --> 00:09:43,457
البته ، افتادن توی تله ی شما بلایی سر بدنم آورد
که بهم اجازه نمیده به عنوان یه کاراگاه کار کنم

100
00:09:43,457 --> 00:09:47,377
و بلو به عنوان قاتل کشتار جمعی
... برای من پرونده تشکیل داده

101
00:09:47,419 --> 00:09:50,464
پس برای من ، هر نوع استنتاجی ممنوعه

102
00:09:52,466 --> 00:09:54,468
اما با اینحال ، همون کاری رو انجام میدم که پدرم گفت

103
00:09:54,468 --> 00:09:58,388
من راه خودم رو انتخاب میکنم و
! همه ی شما رو شکست میدم

104
00:09:58,430 --> 00:10:02,434
همین الان گفتی اون کار نشدنیه

105
00:10:02,434 --> 00:10:05,437
متوجه نیستی ؟ دیگه کیش و مات شدی

106
00:10:06,480 --> 00:10:10,400
ای بابا ، فکر کردی اینجا شاهد چی بودی ؟

107
00:10:10,442 --> 00:10:12,486
معلومه که نمی تونم تنهایی اون کار رو بکنم

108
00:10:13,403 --> 00:10:16,448
دقیقاً برای همونه که یه نفر رو دارم
... که وقتی لازم باشه دعوام میکنه

109
00:10:16,448 --> 00:10:18,450
! همکار فضولم

110
00:10:19,409 --> 00:10:20,452
درسته

111
00:10:21,411 --> 00:10:22,412
! تایگر دن

112
00:10:22,412 --> 00:10:25,499
حتی اگه رون نتونه این کار رو بکنه ، من
! دستگیرت میکنم ! اسلحه ات رو بیار پایین

113
00:10:29,419 --> 00:10:32,464
هی هی ، عقلتون از کار افتاده ؟

114
00:10:32,464 --> 00:10:35,425
! اگه شلیک کنم ، کارتون تمومه

115
00:10:35,425 --> 00:10:39,429
اما تو الان اصلاً قصد نداری منو بکشی

116
00:10:40,430 --> 00:10:44,476
و بعد از غلبه به اون همه مخالفت برای دادن
... اطلاعات به تو در مورد پدرت

117
00:10:44,476 --> 00:10:46,478
اگه اون الان منو ببینه ، بهم می خنده

118
00:10:47,437 --> 00:10:48,438
اون ؟

119
00:10:50,440 --> 00:10:54,444
آره ، از خنده پهلوهام درد گرفته ، عمو تایگر

120
00:10:55,445 --> 00:10:58,448
نمایش خیلی سرگرم کننده ای بود

121
00:11:00,409 --> 00:11:01,451
... حیوان عروسکی

122
00:11:01,451 --> 00:11:02,452
! امکان نداره

123
00:11:03,412 --> 00:11:04,079
!تو کی هستی ؟

124
00:11:04,079 --> 00:11:07,749
راستش اونقدر سرم شلوغه که وقتی ندارم
که برای همچین چیزهایی هدر بدم

125
00:11:07,791 --> 00:11:10,794
... من بزرگترین پسر خانواده ی موریارتی هستم

126
00:11:16,758 --> 00:11:19,720
مایلو موریارتی

127
00:11:24,766 --> 00:11:26,810
مایلو موریارتی ؟

128
00:11:26,810 --> 00:11:30,731
البته ، این خرس یه اسباب بازی مکانیکیه

129
00:11:30,772 --> 00:11:33,775
من خودم یه جای خیلی دور هستم

130
00:11:46,788 --> 00:11:51,793
اگه نقشه ی عمو تایگر خوب پیش رفته بود
فقط قصد داشتم تا آخر تماشا کنم

131
00:11:52,794 --> 00:11:56,798
اما با درنظر گرفتن نمایش ضعیفش
نتونستم همینجوری ساکت بنشینم

132
00:11:56,798 --> 00:11:58,842
هی هی ، بی خیال ، مایلو

133
00:11:58,842 --> 00:11:59,843
! صبر کن

134
00:11:59,843 --> 00:12:02,763
! لی لی-کون ، میا-کون ، ساکای-کون

135
00:12:02,763 --> 00:12:04,806
! شما سه تا نباید به هیچکدوم از اینها گوش کنید

136
00:12:08,810 --> 00:12:11,772
فقط می خواهی وانمود بکنی که اونها هیچی نشنیدند ؟

137
00:12:11,813 --> 00:12:13,774
! اونها هیچ ربطی به این قضیه ندارند

138
00:12:13,774 --> 00:12:16,777
اونها هیچ حرفی در مورد خاندان ام
! نمی زنند ، پس بذار برن

139
00:12:16,777 --> 00:12:18,779
! حتماً اختیار انجام این کار رو داری

140
00:12:18,779 --> 00:12:22,783
که اینطور ، فوراً مقام منو درک کردی

141
00:12:22,783 --> 00:12:25,786
خیلی باهوشی ، کامونوهاشی رون

142
00:12:25,786 --> 00:12:30,791
اما خلاص شدن از شر اونها از رسوم ماست

143
00:12:30,791 --> 00:12:32,834
اون کار رو نکن ! لازم نیست تا اون حد پیش برید ، لازمه ؟

144
00:12:34,795 --> 00:12:38,840
میا-سان فقط یه بچه است ! و ساکای-سان
! توی اون حادثه ی قدیمی دخالتی نداشته

145
00:12:38,840 --> 00:12:42,761
می خواهی همینطور به کشتن تماشاچی های
!بی گناه ادامه بدی ؟

146
00:12:42,761 --> 00:12:44,763
! نیروی پلیس ژاپن رو دست کم نگیر

147
00:12:44,846 --> 00:12:47,766
قبلاً تصادفاً اینو شنیدم

148
00:12:47,849 --> 00:12:50,852
اما تو واقعاً بطور عجیبی اعصاب
خردکنی ، کاراگاه ایشیکی

149
00:12:50,852 --> 00:12:54,773
دقیقاً مثل همکار شرلوک هولمز می مونی

150
00:12:55,774 --> 00:12:57,859
بذار بهت هشدار بدم

151
00:12:58,777 --> 00:13:02,781
هرچند که داری به رون بعد از اینکه
من معیوبش کردم کمک میکنی

152
00:13:02,781 --> 00:13:05,742
... تنها دلیل اینکه هنوز نفس میکشی اینه که

153
00:13:05,742 --> 00:13:07,828
من بهت اجازه دادم زنده باشی

154
00:13:08,829 --> 00:13:13,750
خیلی بی شرمانه اون حرف رو
... میزنی ، مایلو موریارتی

155
00:13:13,792 --> 00:13:16,837
الان یادم انداختی ، بجای کشتن من

156
00:13:17,796 --> 00:13:21,842
یا اینکه اجازه بدی زنده بمونم ، می خواهی
که منو تحت کنترل کامل داشته باشی

157
00:13:21,842 --> 00:13:25,804
برای همین منو به این وضعیت درآوردی
... خودت الان تاییدش کردی

158
00:13:25,804 --> 00:13:29,808
اوه ، چی شده ؟ خوب بنظر نمیرسی

159
00:13:29,808 --> 00:13:34,813
تقریباً مثل عوارض جانبی داروهاییه که
برای متوقف کردن یه جور میل ناگهانیه

160
00:13:35,772 --> 00:13:36,815
حتی در مورد داروها هم می دونه ؟

161
00:13:39,818 --> 00:13:40,777
! رون

162
00:13:40,777 --> 00:13:42,779
! خودت رو به خنگی نزن ، مایلو

163
00:13:42,779 --> 00:13:47,826
درست بعد از حادثه ی آموزشی خونین
یه جور درمان روی من انجام دادید

164
00:13:48,743 --> 00:13:51,830
! می دونی که باعث شده نتونم به عنوان یه کاراگاه کار کنم

165
00:13:51,830 --> 00:13:52,789
! پوزخند

166
00:13:53,832 --> 00:13:58,837
اون دارویی که مصرف میکنی تمایلات
قاتل وار تو رو میگیره

167
00:13:58,837 --> 00:14:01,798
و بجای دیگران به درون خودت هدایتشون میکنه

168
00:14:01,798 --> 00:14:04,759
هرچقدر بیشتر مصرف بکنی
بیشتر بدنت رو می خورند

169
00:14:04,801 --> 00:14:05,844
درنهایت ، می میری

170
00:14:06,845 --> 00:14:08,763
و فکر کردی برام مهمه ؟

171
00:14:08,763 --> 00:14:11,766
مطمئنم کشتن من برات راحته

172
00:14:11,766 --> 00:14:16,771
پس دلیل اینکه گذاشتی زنده بمونم اینه که
! اگه بمیرم برات مشکل درست میشه

173
00:14:16,771 --> 00:14:18,815
حتی اگه این کار منو بکشه دست از
! کار کاراگاهی برنمی دارم

174
00:14:18,815 --> 00:14:20,817
اگه نمی خواهی بمیرم ، پس
! زود باش و منو درمان کن

175
00:14:20,817 --> 00:14:22,819
یا واقعاً اونقدر از کاراگاه شدن من

176
00:14:22,819 --> 00:14:25,822
! و اینکه مقابلتون قرار بگیرم می ترسی ؟ ترسو

177
00:14:28,825 --> 00:14:32,829
بنظر میاد خیلی دلت می خواد منو
به پای میز مذاکره بکشی

178
00:14:32,829 --> 00:14:36,791
هرچند ، در فرضیه ات خیلی اشتباه کردی

179
00:14:36,791 --> 00:14:38,752
چطور اشتباه کردم ؟

180
00:14:38,835 --> 00:14:42,797
توی روزهایی که باد می وزه ، پنجره ام رو می بندم

181
00:14:42,797 --> 00:14:45,759
اما اون بخاطر این نیست که از باد می ترسم

182
00:14:45,759 --> 00:14:47,802
برای اینه که می خوام روی کارم تمرکز کنم

183
00:14:47,844 --> 00:14:51,806
به همون دلیل تو رو توی پنج سال
گذشته به حال خودت گذاشتم

184
00:14:52,807 --> 00:14:54,809
دلم نمی خواست جلوی چشمم باشی

185
00:14:55,769 --> 00:14:56,811
... پست فطرت

186
00:14:57,771 --> 00:15:02,817
حالا ، گوش کن ببین چی میگم ، بعضی وقتها
یهویی دلم می خواد باد رو حس کنم

187
00:15:02,817 --> 00:15:04,778
این شاید یکی از اون دفعات باشه

188
00:15:04,819 --> 00:15:10,825
اگه اتفاقی که اینجا افتاده رو خلاصه کنیم ، تو
توی جلوگیری از سه قتل شکست خوردی

189
00:15:10,825 --> 00:15:15,789
به عبارت دیگه ، پیروزی با خانواده ی موریارتیه
کاراگاه درجه سه رون

190
00:15:17,832 --> 00:15:23,838
اما عمو تایگر توی تلاشش برای اینکه کاری بکنه
که رفتارت رو عوض بکنی یه اشتباه احمقانه کرد

191
00:15:23,838 --> 00:15:28,843
و بنابراین برای اون مقاومت کوچیکی که
از خودت نشون دادی بهت جایزه میدم

192
00:15:28,843 --> 00:15:32,806
شخصی که اون درمانی که کار کاراگاهی رو ازت
... گرفت رو روی تو انجام داد ، مسلمه که

193
00:15:32,806 --> 00:15:34,849
یکی از اعضای خانواده ی موریارتیه

194
00:15:36,851 --> 00:15:42,816
و شاید ، در میان افرادی که به بلو مرتبط هستند و
ممکنه در آینده ی نزدیک باهاشون روبرو بشی

195
00:15:42,816 --> 00:15:44,859
شاید همون شخص رو پیدا بکنی

196
00:15:47,821 --> 00:15:51,783
! مدیر بلو گفته بود که ممکنه یه جاسوس داشته باشند

197
00:15:51,783 --> 00:15:53,868
مایلو ، نباید در اون مورد بهشون می گفتی

198
00:15:53,868 --> 00:15:55,829
مهم نیست

199
00:15:55,829 --> 00:15:59,833
دیگه می دونم که مامان بزرگ امریخ
از جاسوسمون خبر داره

200
00:16:00,750 --> 00:16:05,797
اوه و رون ، بذار بزرگترین سوء تفاهمی
رو که دچارش شدی رو اصلاح کنم

201
00:16:06,798 --> 00:16:11,761
مرگ تو یه ذره هم منو توی دردسر نمیندازه

202
00:16:11,761 --> 00:16:14,806
... برو که رفتیم ! آماده

203
00:16:18,768 --> 00:16:19,811
! وقت مردنه

204
00:16:32,782 --> 00:16:33,825
! در این مورد بهم نگفته بودی ، مایلو

205
00:16:38,788 --> 00:16:43,751
غذای پایانی غذای اصلیه
سه تکه گوشت شکار کبابی

206
00:16:43,835 --> 00:16:48,756
ساختمان چوبی قدیمی اوبرژ و بمبهای
آتش زا کاملاً با هم جورند

207
00:17:03,855 --> 00:17:05,773
! من اینجوری نمی میرم

208
00:17:11,779 --> 00:17:12,780
... پام

209
00:17:12,780 --> 00:17:14,782
! لی لی-سان ! ساکای-سان

210
00:17:14,782 --> 00:17:16,826
این چیزیه که می خواهی ، درسته ، مایلو ؟

211
00:17:16,826 --> 00:17:18,828
! منو ببر ، عمو

212
00:17:23,833 --> 00:17:26,794
خوب ، حالا راحت باشید و بمیرید

213
00:17:26,836 --> 00:17:30,757
خوش گذشت ، کامونوهاشی رون

214
00:17:40,767 --> 00:17:41,768
!حالت خوبه ؟

215
00:17:41,768 --> 00:17:42,810
نه ، نیستم

216
00:17:42,810 --> 00:17:44,812
! نمی تونم راه برم

217
00:17:44,812 --> 00:17:46,814
! ساکای-سان ! لی لی-سان

218
00:17:50,777 --> 00:17:51,819
... آتیش داره پخش میشه

219
00:17:56,824 --> 00:17:59,786
! میا-سان ، از اونجا میریم بیرون

220
00:18:01,788 --> 00:18:02,789
... اما

221
00:18:02,789 --> 00:18:04,791
! من میارمشون ! نگران نباش

222
00:18:06,793 --> 00:18:09,796
باشه

223
00:18:22,809 --> 00:18:23,810
حالت خوبه ؟

224
00:18:23,810 --> 00:18:26,854
بله ، ببخشید ، خیلی ممنون

225
00:18:26,854 --> 00:18:29,774
خیلی خوب ، حالا فقط رون باقی مونده

226
00:18:29,774 --> 00:18:32,819
میا-سان ، لطفاً اون دو تا رو تا جایی
! که ممکنه از اینجا دور کن

227
00:18:32,819 --> 00:18:33,778
! باشه

228
00:18:36,781 --> 00:18:39,867
... دیگه ... خیلی دیره

229
00:18:51,754 --> 00:18:52,839
!رون ! کجایی ؟

230
00:18:58,845 --> 00:19:01,764
! رون ! طاقت بیار

231
00:19:01,806 --> 00:19:03,766
برگشتی ؟

232
00:19:03,766 --> 00:19:04,809
! معلومه که برمی گردم

233
00:19:12,775 --> 00:19:14,819
واقعاً یه احمقی

234
00:19:14,819 --> 00:19:17,780
اگه منو ول می کردی ، زنده برمی گشتی خونه

235
00:19:17,822 --> 00:19:19,866
! الان نه ! بیا بریم

236
00:19:22,869 --> 00:19:24,787
... راه خروج

237
00:19:24,787 --> 00:19:26,789
کاملاً بسته شده

238
00:19:27,790 --> 00:19:32,795
بنظر میاد واقعاً آخرین کار کاراگاهیم بود

239
00:19:33,838 --> 00:19:36,799
آره ، اما بقیه حالشون خوبه

240
00:19:39,844 --> 00:19:41,804
ولم کن ، توتو

241
00:19:41,846 --> 00:19:44,765
دلم نمی خواد کسی برداشت اشتباهی بکنه

242
00:19:44,765 --> 00:19:45,808
در مورد چی ؟

243
00:19:45,808 --> 00:19:48,853
اگه مردم ما رو اینقدر صمیمی در حالی که
دستم دور شونه های توست پیدا کنند

244
00:19:48,853 --> 00:19:51,772
فکر می کنند که ما یه زوج کاراگاهیم

245
00:19:51,772 --> 00:19:53,816
ها ؟ یه زوج ؟

246
00:19:58,821 --> 00:20:01,782
! چی ؟ منم همچین چیزی رو نمی خوام

247
00:20:21,844 --> 00:20:23,804
هی ، توتو

248
00:20:24,805 --> 00:20:26,807
چیه ، رون ؟

249
00:20:33,773 --> 00:20:35,775
ممنون

250
00:20:44,784 --> 00:20:45,785
! بگیریدش

251
00:20:45,826 --> 00:20:47,828
! رون-کون ! توتوتو

252
00:20:47,828 --> 00:20:49,747
!اسپیتز ؟

253
00:20:57,797 --> 00:20:59,799
آتش سوزی بزرگ در اوبرژ ریونیون

254
00:20:59,799 --> 00:21:05,846
به گفته ی اسپیتز ، بلو از طریق شبکه ی مخفیشون
بطور ناشناس مختصات رو دریافت کرده

255
00:21:05,846 --> 00:21:08,808
وقتی اسپیتز که از همه به اونجا
نزدیکتر بوده برای تحقیق اومده

256
00:21:08,849 --> 00:21:11,769
اوبرژ رو در حال سوختن پیدا کرده

257
00:21:14,772 --> 00:21:17,817
هیچکس نمی دونه اون خبررسان ناشناس کی بوده

258
00:21:24,824 --> 00:21:28,744
برای اطمینان از اینکه میا-سان و بقیه بیشتر
از این از دست خاندان ام رنج نکشند

259
00:21:28,744 --> 00:21:30,788
تحت مراقبت فوق محرمانه قرار گرفتند

260
00:21:30,830 --> 00:21:36,794
البته ، مطمئن شدم که بدونند به هیچکس
هیچ چیزی در مورد خاندان ام نگن

261
00:21:38,838 --> 00:21:41,841
اون خاتمه ی این پرونده بود

262
00:21:42,842 --> 00:21:45,845
... و در مورد اوضاع رون بعد از اون واقعه

263
00:21:46,804 --> 00:21:50,808
! جداً ، بدترین بابای تاریخ بود

264
00:21:50,808 --> 00:21:52,852
حتی یه هدیه ی خداحافظی احمقانه هم برام گذاشت

265
00:21:52,852 --> 00:21:55,855
! پسر اون بودن بدجوری آدمو عصبانی میکنه

266
00:21:55,855 --> 00:21:58,774
اون تمام چیزیه که این اواخر در موردش
حرف میزنی ، می دونستی ؟

267
00:21:58,774 --> 00:21:59,775
آخه فقط بهش فکر کن

268
00:21:59,817 --> 00:22:01,819
اون همه آدم بخاطر اون مردند

269
00:22:01,819 --> 00:22:04,822
و حتی الان ، میا-کون و بقیه دیگه نمی تونند
! اونجوری که دلشون می خواد زندگی کنند

270
00:22:04,822 --> 00:22:08,826
فوری تر از همیشه باید عجله کنم
! و خاندان ام رو شکست بدم

271
00:22:12,788 --> 00:22:15,791
! چه پدر بدرد نخوری ! بی خود نیست که کشته شده

272
00:22:15,791 --> 00:22:18,753
... هوی ، اونجوری حرف زدن در موردش درست نیست

273
00:22:27,762 --> 00:22:28,846
جداً

274
00:22:30,806 --> 00:22:33,768
بدترین پدر تاریخ

