﻿1
00:00:00,959 --> 00:00:03,878
رون یه نامه دریافت کرد

2
00:00:03,878 --> 00:00:05,922
... داخلش منوی یه ست کامل غذا بود

3
00:00:06,881 --> 00:00:09,843
و همینطور یه زمرد عجیب

4
00:00:10,885 --> 00:00:12,887
اون یه دعوت نامه به یه اوبرژ بود

5
00:00:12,887 --> 00:00:14,931
جایی که یه جنایت گیج کننده اتفاق افتاد

6
00:00:17,892 --> 00:00:22,897
همونطور که به دنبال حل معما بودیم ، رده
پاهایی از حادثه ای از هفده سال پیش

7
00:00:22,897 --> 00:00:24,899
و رده پایی از پدر رون در مقابلمون پدیدار شد

8
00:00:28,111 --> 00:00:30,530
... و حالا ، قربانی دوم رو داریم

9
00:00:35,577 --> 00:00:38,496
سالاد گل خوراکی، سوپ لابستر، ماهی تازه ی بخارپز شده، گوشت شکار کبابی به سه شکل، کیک با موس شاه بلوط

10
00:00:43,543 --> 00:00:46,504
از زمان مرگش خیلی نگذشته

11
00:00:46,504 --> 00:00:49,507
علت مرگ چاقو خوردگی به سینه اش بوده

12
00:00:52,552 --> 00:00:55,555
روی هر چهار دیوار آب پاشیده

13
00:00:56,514 --> 00:00:59,559
حتماً وقتی داشته حمام می کرده بهش
حمله شده و با مجرم درگیر شده

14
00:00:59,559 --> 00:01:01,561
... اما این عجیبه

15
00:01:01,561 --> 00:01:06,524
اینجا کلی خون هست ، ولی چاقو بیرون آورده نشده

16
00:01:09,569 --> 00:01:12,530
این علت حقیقی آب وان قرمز رنگه

17
00:01:12,530 --> 00:01:16,534
قرمز. رنگ خوراکی ؟
مجرم اونو توی وان ریخته ؟

18
00:01:16,534 --> 00:01:19,496
اما چرا به خودش زحمت داده که اون کار رو بکنه ؟

19
00:01:19,496 --> 00:01:22,540
توی صحنه ی قتل گاردنر-سان گلبرگهای گل پخش شده بود

20
00:01:22,540 --> 00:01:24,459
اون هم عجیب بود

21
00:01:24,501 --> 00:01:26,503
... گلبرگهای گل و رنگ خوراکی

22
00:01:30,507 --> 00:01:31,549
که اینطور

23
00:03:01,556 --> 00:03:06,519
(قسمت 24 : پرونده ی قتلهای سریالی اوبرژ کوهستانی (بخش 2

24
00:03:09,522 --> 00:03:14,485
بعد از گاردنر-سان ، ساسااوکا-سان هم
بدست یه شخص ناشناس کشته شده

25
00:03:20,533 --> 00:03:22,493
... پس

26
00:03:22,493 --> 00:03:24,495
مجرم واقعاً یکی از ماست ؟

27
00:03:28,499 --> 00:03:33,504
ما آخرین بار امروز ساعت هشت صبح توی
باغ با ساسااوکا-سان حرف زدیم

28
00:03:33,504 --> 00:03:37,508
فکر می کنیم که اون بعدش حدودای ساعت نه کشته شده

29
00:03:37,508 --> 00:03:40,553
همه ی شما حوالی ساعت نه امروز صبح چیکار می کردید ؟

30
00:03:40,553 --> 00:03:42,472
من توی اتاقم بودم

31
00:03:42,472 --> 00:03:43,514
منم همینطور

32
00:03:43,514 --> 00:03:44,515
منم

33
00:03:44,515 --> 00:03:46,476
من توی باغ بودم

34
00:03:46,476 --> 00:03:47,518
من توی آشپزخانه بودم

35
00:03:47,560 --> 00:03:50,521
پس هیچکس شاهدی برای نبودن توی صحنه ی قتل نداره

36
00:03:50,521 --> 00:03:53,483
اون یعنی همه مظنون احتمالی هستند

37
00:03:53,483 --> 00:03:55,568
!دوباره داری در اون مورد حرف میزنی ؟

38
00:03:55,568 --> 00:03:57,487
! دیگه بسمه

39
00:03:57,487 --> 00:04:00,490
داریم یکی بعد از دیگری کشته میشیم
! و هر دفعه بهمون شک دارید

40
00:04:00,490 --> 00:04:02,533
امیدوارم من رو از سوء ظن مستثنی کنید

41
00:04:02,533 --> 00:04:06,454
من با قربانیها آشنایی ای نداشتم ، حتی
! اسم کوچیکشون رو هم نمی دونم

42
00:04:06,454 --> 00:04:07,538
! این ماجرا هیچ ربطی به من نداره

43
00:04:07,538 --> 00:04:09,540
این واقعاً حقیقت داره ؟

44
00:04:18,508 --> 00:04:21,511
برای هر دو قتل یه الگویی وجود داره

45
00:04:22,470 --> 00:04:26,474
توی صحنه ی قتل اول ، گلبرگهای گل
اطراف گاردنر-سان پخش شده بود

46
00:04:26,557 --> 00:04:31,479
توی صحنه ی قتل دوم ، ساسااوکا-سان
توی وان قرمز قرار گرفته بود

47
00:04:31,479 --> 00:04:34,482
سالاد گل خوراکی،سوپ لابستر، ماهی تازه ی بخارپز شده ، گوشت شکار کبابی به سه شکل، کیک با موس شاه بلوط

48
00:04:34,482 --> 00:04:37,485
سالاد گل خوراکی، سوپ لابستر، ماهی تازه ی بخارپز شده ، گوشت شکار کبابی به سه شکل، کیک با موس شاه بلوط

49
00:04:37,527 --> 00:04:40,530
سالاد گل خوراکی، سوپ لابستر، ماهی تازه ی بخارپز شده ، گوشت شکار کبابی به سه شکل، کیک با موس شاه بلوط

50
00:04:40,531 --> 00:04:40,906
درسته ، اینجا یه اشاره ای بهشون هست

51
00:04:40,930 --> 00:04:43,533
غذای اول ... سالاد گلهای خوراکی

52
00:04:43,533 --> 00:04:47,495
غذای دوم ، سوپ لابستر

53
00:04:47,495 --> 00:04:48,538
! اوه ، که اینطور

54
00:04:48,538 --> 00:04:52,458
سالاد گلهای خوراکی گلبرگ داشت

55
00:04:52,458 --> 00:04:54,544
! و سوپ لابستر قرمز بود

56
00:04:54,544 --> 00:04:56,504
همینطوره

57
00:04:56,546 --> 00:04:58,548
قتلها طوری صحنه پردازی شدند که
! شبیه این غذاها بنظر برسند

58
00:05:02,468 --> 00:05:03,553
! من هیچی نمی دونم

59
00:05:03,553 --> 00:05:07,515
من فقط اونها رو جوری که صاحب اینجا دستور داده بود
! درست کردم ! من فقط برای این کار استخدام شدم

60
00:05:07,515 --> 00:05:11,519
ساکای-سان شاید از مفهوم پشت منو خبر نداشته باشه

61
00:05:11,519 --> 00:05:15,564
اما قربانی قتل ، ساسااوکا-سان
راننده ی تاکسی ، خبر داشت

62
00:05:16,524 --> 00:05:18,526
... غذاهایی که دیشب برامون سرو شدند

63
00:05:18,526 --> 00:05:19,568
... هفده سال پیش

64
00:05:22,488 --> 00:05:25,533
همون غذاهایی بودند که توی یه رستوران
توی لندن سرو شده بودند

65
00:05:26,534 --> 00:05:29,537
وقتی مردی با جای زخم هلالی شکل

66
00:05:29,537 --> 00:05:32,540
ازش خواسته بود کاری رو انجام بده
منویی کاملاً مشابه سرو شده بود

67
00:05:33,457 --> 00:05:35,501
همه شما می دونید ، مگه نه ؟

68
00:05:41,549 --> 00:05:42,550
... خوب

69
00:05:42,550 --> 00:05:44,510
خودمون رو به ندونستن زدن فایده ای نداره

70
00:05:44,510 --> 00:05:48,723
بجز میا-کون ، وقتی دیشب غذا
سرو شد همتون ترسیده بودید

71
00:05:48,723 --> 00:05:51,767
اونهایی که به این ست کامل غذا ارتباطی
دارند از عمد دعوت شدند

72
00:05:52,810 --> 00:05:55,730
سه تا غذا باقی مونده

73
00:05:55,730 --> 00:05:58,774
می تونه در مورد مردی با جای زخم هلالی
شکل یا هرچیز دیگه ای باشه

74
00:05:58,774 --> 00:06:00,776
اگه دلتون نمی خواد بمیرید ، پس حرف بزنید

75
00:06:01,736 --> 00:06:05,781
اگه ندونیم موضوع چیه ، نمی تونیم
این قتلهای سریالی رو حل کنیم

76
00:06:06,782 --> 00:06:08,743
... رون

77
00:06:08,743 --> 00:06:09,785
رفتارش خیلی آرومه

78
00:06:09,785 --> 00:06:13,789
اما مردی با جای زخم هلالی شکل
ممکنه پدرش باشه ، درسته ؟

79
00:06:16,792 --> 00:06:20,796
من با خط مشی تحقیقاتی کامونوهاشی-کون
مخالفتی ندارم ، من حرف میزنم

80
00:06:22,757 --> 00:06:24,759
... هفده سال پیش

81
00:06:24,800 --> 00:06:27,803
با درخواست خاصی از طرف مردی با جای
زخم هلالی شکل که توی اینترنت باهاش

82
00:06:27,803 --> 00:06:29,764
آشنا شده بودم موافقت کردم

83
00:06:29,764 --> 00:06:32,808
توی ملاقاتمون ، همین ست کامل غذا سرو شده بود

84
00:06:33,768 --> 00:06:36,771
درخواست این بود که توی یه کنفرانس
علمی خاص شرکت کنم

85
00:06:36,771 --> 00:06:40,733
و یه محقق خاص رو به بیرون هدایت کنم

86
00:06:40,775 --> 00:06:43,736
یه زن باردار می باید اونجا منتظر می بود

87
00:06:43,736 --> 00:06:45,780
و من بطور اتفاقی اونها رو به نزدیک هم هدایت می کردم

88
00:06:48,824 --> 00:06:50,826
دستمزدش یه زمرد بود

89
00:06:50,826 --> 00:06:53,788
من فروختمش ، پس دیگه ندارمش

90
00:06:53,788 --> 00:06:55,748
یه زمرد دیگه ؟

91
00:06:55,748 --> 00:06:59,752
! و زن باردار ... اون به کار ساسااوکا-سان ارتباط داره

92
00:07:01,712 --> 00:07:05,758
اون محقق بعداً توی تایمز مرده پیدا شد ، مگه نه ؟

93
00:07:05,758 --> 00:07:08,761
! من توی هیچ قتلی دست نداشتم

94
00:07:08,803 --> 00:07:10,763
... کلارک-کون ، جراح

95
00:07:11,722 --> 00:07:16,769
ساسااوکا-کون گفت که محقق و زن
باردار رو به یه بیمارستان برد

96
00:07:16,769 --> 00:07:19,772
تو توی اون بیمارستان بودی ، مگه نه ؟

97
00:07:24,735 --> 00:07:26,737
بله ، همینطوره

98
00:07:27,696 --> 00:07:32,743
هفده سال پیش ، منم توی اینترنت با مردی
با جای زخم هلالی شکل آشنا شدم

99
00:07:32,785 --> 00:07:39,708
ست کامل غذا برای من سرو شد و از من خواسته شد که کاری
رو انجام بدم که دستمزدش با یه زمرد پرداخت می شد

100
00:07:40,751 --> 00:07:43,754
من زن باردار رو معاینه کردم و به محقق دروغ گفتم

101
00:07:43,754 --> 00:07:47,716
بجای داروی تقویتی ، داروی بیهوشی بهش تزریق کردم

102
00:07:47,758 --> 00:07:53,764
اونو درحالی که خواب بود بین باغچه ی گل
پشت بیمارستان رها کردم و کارم تکمیل شد

103
00:07:58,727 --> 00:08:01,730
پس سه تای شما توی یه حادثه ی یکسان درگیر بودید

104
00:08:01,730 --> 00:08:03,732
فقط سه تای اونها نیست

105
00:08:03,732 --> 00:08:08,737
به هر حال ، گاردنر-کون گفت ، اگه اون
... روز سوار کامیونم نشده بودم

106
00:08:09,738 --> 00:08:12,783
گمان کنم مهارتهای قفل بازکنی
لی لی-کون هم خیلی مفیده

107
00:08:18,789 --> 00:08:21,750
بله ، هفده سال پیش توی لندن

108
00:08:21,792 --> 00:08:26,797
تحت همون شرایط از مردی با جای زخم
هلالی شکل یه کار قبول کردم

109
00:08:27,715 --> 00:08:30,801
به من دستور داده شده بود که در یه انبار رو باز کنم

110
00:08:33,721 --> 00:08:36,765
که اینطور ، کم کم دارم تصویر
کلی این جنایت رو درک میکنم

111
00:08:36,765 --> 00:08:42,813
هفده سال پیش ، همه ی اونهایی که به اینجا دعوت
شدند ، سهواً توی یه حادثه ی یکسان دخالت داشتند

112
00:08:43,772 --> 00:08:47,735
هدف ، اون محقق ، ترتیبی داده شد
که از کنفرانس علمی بیرون بره

113
00:08:47,735 --> 00:08:51,739
تایگر-کون ، یه سخنور ماهر ، بهش
نزدیک شد و به بیرون هدایتش کرد

114
00:08:51,822 --> 00:08:56,785
اونجا ، محقق یه زن باردار رو که حالش خوب
نبود رو دید و سعی کرد کمکش بکنه

115
00:08:57,786 --> 00:09:02,791
اونها سوار تاکسی ساسااوکا-کون
شدند و رفتن بیمارستان

116
00:09:03,792 --> 00:09:08,756
توی بیمارستان ، محقق توسط دکتر کلارک-کون بیهوش شد

117
00:09:09,757 --> 00:09:11,759
و بیرون توی باغ رها شد

118
00:09:12,760 --> 00:09:17,806
بعدش باغبان ، گاردنر-کون ، اومد و
محقق رو سوار یه کامیون کرد

119
00:09:18,724 --> 00:09:19,808
حتماً اونو به یه انبار برده

120
00:09:20,768 --> 00:09:25,773
همون انباری که لی لی-کون از مهارتهای قفل
بازکنیش برای باز کردنش استفاده کرده بود

121
00:09:25,814 --> 00:09:27,816
و بعدش ، بالاخره

122
00:09:27,816 --> 00:09:33,697
اون مرد با جای زخم هلالی شکل به
انبار اومده ، محقق رو کشته

123
00:09:34,782 --> 00:09:37,743
و جسد رو در رودخانه ی تایمز رها کرده

124
00:09:42,748 --> 00:09:46,752
احتمالاً تمام اینها توسط مردی که جای زخم
هلالی شکل داشته برنامه ریزی شده بوده

125
00:09:47,795 --> 00:09:50,756
هنوز در اون مورد مطمئن نیستیم

126
00:09:50,756 --> 00:09:54,802
درضمن ، ساکای-سان سرآشپز و میا-سان اصلاً
توی جنایت دخالتی نداشتند ، درسته ؟

127
00:09:55,719 --> 00:09:59,807
درسته ، ساکای-کون احتمالاً فقط برای
درست کردن غذا اینجاست و نه بیشتر

128
00:10:00,724 --> 00:10:04,728
اما میا-کون توی حادثه ی هفده سال پیش یه نقشی داشته

129
00:10:04,770 --> 00:10:05,771
چی ؟

130
00:10:06,772 --> 00:10:09,733
... بچه ی متولد نشده ی زن باردار

131
00:10:10,734 --> 00:10:11,819
میا-کون ، تو بودی

132
00:10:17,783 --> 00:10:20,744
درسته ، من هفده سالمه

133
00:10:21,787 --> 00:10:24,748
... و این یادگاری ، زمرد

134
00:10:25,707 --> 00:10:30,796
مادرم گفت وقتی منو باردار بوده فقط یه اشتباه بزرگ کرده

135
00:10:31,797 --> 00:10:36,718
امکان نداره ... باورم نمیشه برای یه جنایت کمک کرده

136
00:10:36,802 --> 00:10:40,764
مثل ما ، احتمالاً نمی دونسته

137
00:10:40,806 --> 00:10:43,809
اصلاً نمی دونستیم دکتر جیم گور کشته میشه

138
00:10:44,810 --> 00:10:46,770
!دکتر جیم گور ؟

139
00:10:46,770 --> 00:10:49,773
این حادثه قتل دکتر جیم گور بوده ؟

140
00:10:49,773 --> 00:10:51,733
در موردش می دونی ؟

141
00:10:53,735 --> 00:10:54,736
آره

142
00:10:54,778 --> 00:10:58,824
حتی توی آکادمی کاراگاهی بلو ، تقریباً
قطعی درنظر گرفته میشه

143
00:10:59,783 --> 00:11:03,787
... این یکی از معدود پرونده هاییه که می دونم
خاندان ام در اون دخالت داشتند

144
00:11:05,789 --> 00:11:09,751
مرد با جای زخم هلالی شکل به خاندان ام مرتبطه ؟

145
00:11:09,793 --> 00:11:13,714
... اگه اون مرد پدر رون باشه ، پس

146
00:11:31,732 --> 00:11:34,735
کی فکرش رو می کرد که این روز بعد از هفده سال برسه

147
00:11:35,736 --> 00:11:38,739
... اما مهمونی تازه شروع شده

148
00:11:38,822 --> 00:11:40,782
کامونوهاشی رون

149
00:11:46,788 --> 00:11:48,790
یه چیزی رو متوجه نمیشم

150
00:11:49,750 --> 00:11:54,755
اگه همه ی اونهایی که دعوت شدند
توی قتل دکتر گور دخالت داشتند

151
00:11:54,755 --> 00:11:56,798
پس نقش شما چی بوده ، کامونوهاشی-کون ؟

152
00:11:59,718 --> 00:12:01,803
... منم تمام این مدت داشتم بهش فکر می کردم

153
00:12:01,803 --> 00:12:05,766
تو خیلی به اون مردی که جای زخم
! هلالی شکل داشت شبیهی

154
00:12:05,766 --> 00:12:07,726
... حالا که فکرش رو میکنم

155
00:12:07,726 --> 00:12:09,770
اون مرد روی غذاش شیره ی افرا ریخت

156
00:12:09,770 --> 00:12:13,732
همونجوری که کامونوهاشی-کون از
شیره ی شکر سیاه استفاده کرد

157
00:12:14,733 --> 00:12:16,777
ارتباط تو با اون مرد چیه ؟

158
00:12:17,736 --> 00:12:20,781
!با اون قاتل پست نسبتی داری ؟

159
00:12:23,700 --> 00:12:24,743
! پس اوضاع از این قراره

160
00:12:24,743 --> 00:12:26,745
همه ی اینها کار تو بوده

161
00:12:26,745 --> 00:12:30,749
داری همه ی اونهایی که توی اون حادثه
دخالت داشتند رو دونه دونه میکشی

162
00:12:30,749 --> 00:12:31,750
! اون امکان نداره

163
00:12:31,750 --> 00:12:34,795
وقتی قتلها اتفاق افتادند رون با من بوده

164
00:12:34,795 --> 00:12:37,756
پس تو هم همدستشی ، مگه نه ؟

165
00:12:37,756 --> 00:12:42,803
! من بهش اعتماد ندارم ! اون پسر اون قاتل پسته

166
00:12:43,804 --> 00:12:47,808
! پدر رون قبل از تولدش فوت کرده

167
00:12:47,808 --> 00:12:51,770
! درضمن ، هفده سال پیش اون فقط یه بچه بوده

168
00:13:01,822 --> 00:13:04,741
بیایید همه آروم باشیم

169
00:13:04,741 --> 00:13:07,744
به عنوان یه وکیل ، در دفاع از کامونوهاشی-کون

170
00:13:07,744 --> 00:13:11,748
میگم که شک کردن در صداقت داستانهاتون راحته ، نه ؟

171
00:13:15,752 --> 00:13:19,714
فعلاً ، حداقل الان همگی در مورد گذشته اتفاق نظر داریم

172
00:13:19,714 --> 00:13:23,718
الان مهمترین چیز ممانعت از قتل بعدیه

173
00:13:25,720 --> 00:13:26,763
... ائـ

174
00:13:26,763 --> 00:13:30,767
مطمئنید بجز ما هیچکس دیگه ای اینجا توی اوبرژ نیست ؟

175
00:13:30,767 --> 00:13:34,771
! درسته ! قاتل ممکنه یه جایی مخفی شده باشه

176
00:13:34,771 --> 00:13:35,772
نظرت چیه ، سرآشپز ساکای ؟

177
00:13:36,773 --> 00:13:38,733
اگه حقیقت داشته باشه ترسناکه

178
00:13:38,733 --> 00:13:41,778
اما من فقط برای این کار استخدام شدم
پس نمی تونم با اطمینان بگم

179
00:13:41,778 --> 00:13:45,740
جایی هست که یه نفر بتونه مخفی بشه ؟
اتاق خالی ای هست ؟

180
00:13:45,740 --> 00:13:49,744
بله ، چند تایی هست ، اما قفل هستند

181
00:13:49,744 --> 00:13:53,748
پس من قفلها رو باز میکنم ، بیاید بررسیشون کنیم

182
00:13:55,709 --> 00:13:58,753
محض امنیت ، بیاید برای بررسی هرکدوم
از اتاقها همگی با هم بریم

183
00:13:58,753 --> 00:14:02,716
می بخشید ، اما میشه یه کمی استراحت کنم ؟

184
00:14:02,757 --> 00:14:06,761
اتفاقات زیادی افتاده ، این بدن
پیرم نمی تونه همراهی بکنه

185
00:14:06,761 --> 00:14:10,807
و من به زور چشم روی هم گذاشتم ، اینجا ایستادن
تقریباً تنها کاریه که می تونم انجام بدم

186
00:14:10,807 --> 00:14:14,728
بله ، چرا یه کمی استراحت نکنیم ؟

187
00:14:14,728 --> 00:14:15,812
منم می خوام افکارم رو مرتب کنم

188
00:14:15,812 --> 00:14:17,772
! وقتی برای صبر کردن نداریم

189
00:14:17,772 --> 00:14:20,817
اونهایی که دلشون می خواد استراحت بکنند باید اون کار
رو بکنند ، اونهایی که می خوان بیان ، دنبال من بیان

190
00:14:38,752 --> 00:14:43,757
خیلی در مورد اومدن به ژاپن هیجان زده بودم
هیچوقت تصور نمی کردم اینجوری بشه

191
00:14:43,798 --> 00:14:47,761
همینو بگو ! و همه اش به لطف یه قاتل دیوانه

192
00:14:51,765 --> 00:14:55,810
می خواستم همه جا رو بگردم ، برای همین
به اندازه ی یه هفته لباس آوردم

193
00:14:55,810 --> 00:14:58,772
معلوم نیست کی از اینجا بیرون میریم

194
00:14:58,772 --> 00:15:00,774
پس حداقل در اون مورد تصمیم درستی گرفتی

195
00:15:01,775 --> 00:15:03,777
بفرمایید ، باز شد

196
00:15:11,785 --> 00:15:13,787
توی این اتاق هم کسی نبوده

197
00:15:13,787 --> 00:15:15,789
الان دیگه همشون رو بررسی کردیم

198
00:15:15,789 --> 00:15:19,751
اون یعنی قاتل واقعاً یکی از ماست

199
00:15:19,751 --> 00:15:20,794
مراقب باش

200
00:15:20,794 --> 00:15:23,755
از اونجایی که هیچکس توی هیچ کدوم از اتاقهای خالی نبود

201
00:15:23,755 --> 00:15:25,799
الان کدوم یکی از ما از همه مشکوکتره ؟

202
00:15:29,761 --> 00:15:32,764
بیا برگردیم به اتاقهامون ، میا

203
00:15:32,806 --> 00:15:34,808
اون برای ما امنتره

204
00:15:34,808 --> 00:15:36,768
باشه ، لی لی-سان

205
00:15:48,488 --> 00:15:51,491
منطقیه که همه از سایه ی خودشون هم بترسند ، درسته ؟

206
00:15:57,455 --> 00:16:00,458
ممنون که اون موقع از من دفاع کردی ، توتو

207
00:16:04,462 --> 00:16:06,423
نذار این موضوع خیلی اذیتت بکنه

208
00:16:06,423 --> 00:16:08,425
نمی تونم اذیت نشم

209
00:16:08,425 --> 00:16:12,512
خیلی چیزها در مورد اون مردی که جای زخم
هلالی شکل داشته شبیه پدر من بنظر میرسه

210
00:16:14,431 --> 00:16:18,476
و کم کم دارم احساس میکنم که پدرم
هفده سال پیش زنده بوده

211
00:16:18,476 --> 00:16:19,477
چی ؟

212
00:16:19,477 --> 00:16:23,440
بهت گفته بودم بعضی از خاطراتم از زمانی
... که کوچیک بودم یه خلعی دارند

213
00:16:23,440 --> 00:16:27,527
اما الان یه بخش کوچیکیش رو دیدم
که کاملاً با پدرم جور درمیاد

214
00:16:27,527 --> 00:16:31,406
... چی ؟ امکان نداره ، اگه حقیقت داشته باشه ، پس

215
00:16:31,406 --> 00:16:32,490
از این بدتر نمی تونست بشه

216
00:16:32,490 --> 00:16:37,453
این یعنی پدرم یه جنایتکار زیرک بوده که
پای بقیه رو به قتلهاش می کشیده

217
00:16:37,537 --> 00:16:43,418
و من همه ی خاطرات ناراحت کننده ام رو پاک
کردم ، که باعث میشه یه ریاکار گمراه بشم

218
00:16:44,419 --> 00:16:49,507
علاوه بر اون ، خاندان ام یه ربطی به قتل دکتر گور داشته

219
00:16:50,466 --> 00:16:52,510
ولی ، هنوز هیچی رو تایید نکردیم

220
00:16:54,470 --> 00:16:56,514
یه همچین جایی یه در هست ؟

221
00:16:57,432 --> 00:17:00,518
اوه ، درست میگی ، اما لی لی-سان دیگه رفته

222
00:17:00,518 --> 00:17:03,438
منم کارم توی باز کردن قفلها خوبه

223
00:17:04,439 --> 00:17:07,483
ولی این در قفل بنظر نمی رسه

224
00:17:11,446 --> 00:17:12,488
بنظر میاد اتاق ملزومات باشه

225
00:17:12,488 --> 00:17:13,489
آره

226
00:17:14,407 --> 00:17:15,491
یه درخت کریسمس ؟

227
00:17:17,452 --> 00:17:19,495
... بادکنک ، ترقه های کریسمس

228
00:17:20,455 --> 00:17:22,498
وسایل مهمونیها رو اینجا نگه می دارند ؟

229
00:17:25,418 --> 00:17:27,462
این ... یه زمرده ؟

230
00:17:30,506 --> 00:17:32,508
اون یه قال عکسه

231
00:17:48,483 --> 00:17:50,485
! اون همون مردیه که جای زخم هلالی شکل داره

232
00:17:51,486 --> 00:17:53,446
... پدر

233
00:17:53,488 --> 00:17:55,406
اونه ؟

234
00:17:55,406 --> 00:17:57,492
... اون شبیه توست ، رون ، اما

235
00:18:01,496 --> 00:18:03,456
یه ضبط صوت ؟

236
00:18:04,499 --> 00:18:07,502
بابا ، من از باز کردن قفلها حوصله ام سر رفته

237
00:18:08,461 --> 00:18:09,504
صدای یه بچه است

238
00:18:09,504 --> 00:18:11,506
اون صدای منه

239
00:18:11,506 --> 00:18:14,467
اونو توی ویدئوهای قدیمی زمان بچگیم شنیدم

240
00:18:14,467 --> 00:18:15,426
چی ؟

241
00:18:15,426 --> 00:18:18,513
انتظار نداشتم صد تا قفل مختلف رو به این سرعت باز بکنی

242
00:18:18,513 --> 00:18:21,432
... باید تا این حد رو از پسرم انتظار می داشتم

243
00:18:21,516 --> 00:18:24,435
پسر الیوت موریارتی

244
00:18:24,435 --> 00:18:29,440
پدرم ... الان به خودش گفت الیوت موریارتی ؟

245
00:18:29,524 --> 00:18:33,444
پس پدرت عضو خاندان ام بوده ؟

246
00:18:51,421 --> 00:18:53,506
... درسته ... قضیه این بوده

247
00:18:53,506 --> 00:18:55,466
حالت خوبه ، رون ؟

248
00:18:55,508 --> 00:18:57,427
نه

249
00:18:58,469 --> 00:18:59,470
! رون

250
00:19:00,471 --> 00:19:03,433
تکه های خاطرات همه به هم متصل شدند

251
00:19:03,474 --> 00:19:05,476
معمای خودم رو حل کردم

252
00:19:08,479 --> 00:19:12,483
علت اینکه می تونم افکار پلیدترین جنایتکارها
... رو خیلی واضح درک بکنم

253
00:19:12,525 --> 00:19:17,447
دلیل اینکه حتی دارو هم نمی تونه خشونت
... درون من رو متوقف بکنه

254
00:19:19,449 --> 00:19:23,494
همه اش رو از پدرم به ارث بردم
یه جنایتکار از خاندان ام

255
00:19:23,494 --> 00:19:25,496
درباره ی چی داری حرف میزنی ؟

256
00:19:25,496 --> 00:19:27,457
درباره ی ژنتیک حرف نمیزنم

257
00:19:28,499 --> 00:19:33,463
تا شش سالگی ، اونها رو بهم آموزش داده
! همه ی معلومات مجرمانه اش رو

258
00:19:33,463 --> 00:19:35,423
... نه

259
00:19:35,423 --> 00:19:37,508
حتی اگه قسم بخورم که مجرمین رو دستگیر میکنم

260
00:19:37,508 --> 00:19:42,472
نیمی از من از نمونه ی خالص فرهنگ
... خاندان ام ساخته شده

261
00:19:44,432 --> 00:19:48,478
دشمنی که توی این پنج سال گذشته
کار کاراگاهی رو از من دزدیده

262
00:19:51,481 --> 00:19:57,487
نیمی از خونی که توی بدنم جریان داره از آدمهاییه
! که بیشتر از هرکسی ازشون متنفرم

263
00:19:57,528 --> 00:19:59,447
... رون

264
00:20:00,489 --> 00:20:02,450
... من

265
00:20:04,452 --> 00:20:06,454
نمی دونم کدوم یکی هستم

266
00:20:09,457 --> 00:20:11,500
چیکار باید بکنم ؟

267
00:20:27,433 --> 00:20:29,435
! اینجایید ! ایشیکی-سان ، این وحشتناکه

268
00:20:29,435 --> 00:20:30,478
اتفاقی افتاده ؟

269
00:20:31,479 --> 00:20:34,440
! یه قربانی سوم داریم

270
00:20:34,482 --> 00:20:36,442
توی همچین وقت کمی ؟

271
00:20:36,442 --> 00:20:37,526
! لطفاً فعلاً همراهم بیاید

272
00:20:37,526 --> 00:20:39,445
! باشه

273
00:20:45,451 --> 00:20:47,411
! رون ، بیا بریم

274
00:21:05,429 --> 00:21:08,432
! چی شده ؟ نگو که دوباره اتفاق افتاده

275
00:21:08,432 --> 00:21:14,522
بله ، وقتی اومده بودم یه مقدار نوشیدنی بردارم ، منو روی در بود
... و وقتی داخل رو نگاه کردم

276
00:21:22,488 --> 00:21:24,407
! کلارک-سان

277
00:21:26,492 --> 00:21:29,453
این هم قرار بوده شبیه یکی از غذاها بنظر برسه ؟

278
00:21:29,495 --> 00:21:32,456
! دیگه تحملش رو ندارم ! می خوام برم خونه

279
00:21:32,456 --> 00:21:33,457
خیلی وحشتناکه

280
00:21:33,457 --> 00:21:35,501
کی می تونسته همچین کاری رو بکنه ؟

281
00:21:40,464 --> 00:21:41,507
... رون

282
00:21:41,507 --> 00:21:44,510
معمولاً ، نمی تونه در مقابل تحقیق کردن مقاومت بکنه

283
00:21:53,519 --> 00:21:55,438
! نگران نباشید

284
00:21:57,440 --> 00:21:59,442
... مـ من

285
00:21:59,483 --> 00:22:01,485
! من این مجرم رو دستگیر میکنم

