﻿1
00:00:05,046 --> 00:00:06,965
‫این‌جا کسی نیست.

2
00:00:08,007 --> 00:00:09,050
‫ناپدید شد؟

3
00:00:09,968 --> 00:00:10,969
‫صبح روز بعد،

4
00:00:11,010 --> 00:00:13,054
‫توی حوضچه‌ی آبشار نزدیک روستا،

5
00:00:13,054 --> 00:00:15,974
‫جنازه‌ی مأمور که به‌طور غیرطبیعی مرده بود، پیدا شد.

6
00:00:16,015 --> 00:00:20,979
‫روی گردنش کبودی‌هایی شبیه فلس مار بود.

7
00:00:21,062 --> 00:00:23,022
‫افسر ایشکی...

8
00:00:23,022 --> 00:00:27,026
‫از چهرتون معلومه از کل ماجرای ناپدید شدن یاداگامی سر در آوردین.

9
00:00:27,026 --> 00:00:31,030
‫افسانه‌های زنده‌ای که توسط زنده‌ها خلق شدن.

10
00:02:03,957 --> 00:02:13,007
‫13 پرونده‌ی قتل یاداگامی-ساما (بخش دوم)
‫از همگی ممنونم که جمع شدین الان می‌خوام قتلی رو که توی روستاتون رخ داد رو شرح بدم...

11
00:02:16,010 --> 00:02:21,015
‫دیشب، بعد از اینکه ما یاداگامی-ساما رو
‫دیدیم و فوراً به کلبه‌ی میهمان رفتیم،

12
00:02:21,015 --> 00:02:24,978
‫این مرد اتفاقی شیره‌ی شکر قهوه‌ایش رو روی زمین انداخت.

13
00:02:24,978 --> 00:02:27,063
‫هرچند، امروز وقتی به کلبه‌ی مهمان رفتیم.

14
00:02:27,063 --> 00:02:30,024
‫بطری خیلی دورتر از جایی بود که ازش ریخته شده بود.

15
00:02:30,984 --> 00:02:35,071
‫این مرد گفت مار سفیدی رو توی رودخونه دید، و وقتی بررسی کردیم،

16
00:02:35,071 --> 00:02:38,032
‫یه سنگ پیدا کردیم که یه طناب بهش گره خورده بود.

17
00:02:41,035 --> 00:02:45,039
‫این حقایق، و صدای بلندی که موقع ورود به کلبه شنیدیم،

18
00:02:45,039 --> 00:02:47,000
‫و بسته شدن معبد،

19
00:02:47,000 --> 00:02:51,004
‫کلید‌های ترفند ناپدید شدن یاداگامی-سان هستن.

20
00:02:51,004 --> 00:02:52,046
‫گفتین، ترفند؟

21
00:02:52,046 --> 00:02:55,967
‫بله. یاداگامی-سامایی که ما دیدیم...

22
00:02:56,050 --> 00:02:59,012
‫یه طومار نقاشی شده‌ی چسبیده شده روی یه تشک تاتامی بود.

23
00:02:59,012 --> 00:03:00,054
‫چی؟

24
00:03:03,975 --> 00:03:05,059
‫مجرم تشک رو ایستاده گذاشته بود،

25
00:03:05,059 --> 00:03:08,062
‫طومار یاداگامی-ساما رو به پشتش چسبونده بود،

26
00:03:08,062 --> 00:03:10,023
‫و از طناب برای نگه‌داشتنش استفاده کرده بود.

27
00:03:10,023 --> 00:03:13,026
‫یه طرف طناب به در بسته شده بود،

28
00:03:13,026 --> 00:03:16,988
‫در حالی که سر دیگه‌ش به یه سنگ گره خورده
‫بود و از بیرون پنجره آویزون بود.

29
00:03:16,988 --> 00:03:21,034
‫بنابراین وقتی که ما درو باز کردیم، طناب آزاد شد،

30
00:03:21,034 --> 00:03:24,996
‫و همراه با سنگِ سمت دیگه‌ش توی رودخونه افتاد.

31
00:03:25,038 --> 00:03:26,998
‫و تشک هم افتاد سر جاش،

32
00:03:26,998 --> 00:03:28,958
‫انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده.

33
00:03:29,041 --> 00:03:33,004
‫صدای بلندی که ما شنیدیم، صرفاً
‫صدای افتادن تشک روی زمین بود.

34
00:03:33,004 --> 00:03:35,047
‫ایـ ـ این حقیقت پشت پنهان شدن یاداگامی-سامائـه؟

35
00:03:35,047 --> 00:03:38,968
‫من مطمئنم این نقاشی قدیمی چیزیه که ما دیشب دیدیم.

36
00:03:41,012 --> 00:03:44,015
‫دلیلی که بطری با فاصله از لکه افتاده بود...

37
00:03:44,015 --> 00:03:48,060
‫این بود که مجرم تشک رو بلند کرده بود
‫تا طومار نقاشی رو برداره.

38
00:03:49,020 --> 00:03:51,022
‫اما... کی همچین کاری می‌کنه؟

39
00:03:51,022 --> 00:03:54,066
‫متهم نمی‌خواست روستایی‌ها مظنون شناخته بشن،

40
00:03:54,066 --> 00:03:56,068
‫بنابراین جوری نقشه ریخت تا غیرممکن به‌نظر بیاد.

41
00:03:56,986 --> 00:03:59,989
‫برای اینکه حقه‌ش جواب بده، به
‫کسی نیاز داشت تا شاهد ماجرا باشه.

42
00:04:00,072 --> 00:04:02,992
‫و کسی که ما رو به اتاقمون فرستاد...

43
00:04:02,992 --> 00:04:04,994
‫شما بودین، شهردار، درسته؟

44
00:04:08,039 --> 00:04:11,042
‫ایـ ـ اینا دیگه از کجا دراومد؟

45
00:04:11,042 --> 00:04:12,084
‫در مورد صبح امروزه...

46
00:04:12,084 --> 00:04:15,046
‫جسد کبودی‌هایی شبیه فلس مار داشت،

47
00:04:15,046 --> 00:04:18,049
‫و ما هم در این خصوص که شب قبلش
‫مردی رو دیدیم که مار دورش پیچیده‌شده بود، گفتیم.

48
00:04:18,049 --> 00:04:21,969
‫عموماً، اولین فکر آدما درمورد قربانیه،

49
00:04:22,011 --> 00:04:25,014
‫ولی شما بلافاصله اعلام کردین، یاداگامی بوده!

50
00:04:25,014 --> 00:04:28,059
‫چون شما می‌دونستین ما طومار نقاشی رو دیدیم!

51
00:04:28,059 --> 00:04:31,020
‫ایـ ـ این که نشد مدرک!

52
00:04:31,979 --> 00:04:34,065
‫اول از همه، کسی اسلحه‌ی قاتل رو پیدا نکرد! کجاست؟

53
00:04:36,067 --> 00:04:40,988
‫د ـ درسته! اسلحه نکته‌ی ارتباطیتون با جسده...

54
00:04:40,988 --> 00:04:43,032
‫احسنت افسر ایشکی! بند!

55
00:04:43,032 --> 00:04:45,034
‫نه من نگفتم بند!

56
00:04:45,034 --> 00:04:47,995
‫منظورتون طنابیه که جلوی معبد وصله!

57
00:04:48,996 --> 00:04:50,039
‫ها؟

58
00:04:50,039 --> 00:04:54,001
‫از نزدیک که نگاه می‌کنم، می‌تونم بفهمم متفاوت از دیروز وصل شده،

59
00:04:54,001 --> 00:04:57,004
‫همو‌ن‌طور که فکر می‌کردم برای چیزی استفاده شده و بعدش برگردونده شده.

60
00:04:57,004 --> 00:04:58,965
‫حالا فهمیدم!

61
00:04:59,006 --> 00:05:01,050
‫سلاح قاتل طناب معبده!

62
00:05:01,050 --> 00:05:04,011
‫اگه بفرستیمشون پزشکی قانونی...

63
00:05:04,011 --> 00:05:06,055
‫اثر انگشت شما و قربانی رو روش پیدا می‌کنیم!

64
00:05:15,022 --> 00:05:18,025
‫غـ ـ غیرممکنه! یعنی‌ـــ

65
00:05:18,025 --> 00:05:20,987
‫می، دیگه کافیه.

66
00:05:21,028 --> 00:05:22,071
‫بابابزرگ...

67
00:05:22,071 --> 00:05:26,033
‫متأسفم، می، همگی...

68
00:05:28,995 --> 00:05:31,038
‫کار من بود.

69
00:05:31,998 --> 00:05:35,042
‫من از اون مأموری که برای ساخت سد اومده بود متنفر بودم،

70
00:05:35,042 --> 00:05:39,005
‫برای همین گفتم بیاد این‌جا و کشتمش.

71
00:05:39,005 --> 00:05:42,049
‫واقعاً تنها دلیلش همینه؟

72
00:05:42,049 --> 00:05:45,011
‫چیز دیگه‌ای نیست که دارین مخفیش می‌کنین؟

73
00:05:52,018 --> 00:05:53,978
‫خودتو بنداز پایین.

74
00:05:54,061 --> 00:05:55,980
‫دوباره شروع شد!

75
00:05:55,980 --> 00:05:59,025
‫با مرگ خودت با مرده همدردی کن.

76
00:05:59,984 --> 00:06:02,028
‫چـ ـ چی داری می‌گی؟

77
00:06:02,028 --> 00:06:04,030
‫خودتو بنداز توی آبشار.

78
00:06:06,991 --> 00:06:08,075
‫باشه. میندازم.

79
00:06:15,041 --> 00:06:18,085
‫میندازم... میندازم...

80
00:06:18,085 --> 00:06:20,004
‫میندازم...

81
00:06:23,966 --> 00:06:24,967
‫نکنین!

82
00:06:24,967 --> 00:06:26,010
‫به خودتون بیاین!

83
00:06:29,013 --> 00:06:31,015
‫من داشتم...

84
00:06:34,018 --> 00:06:36,979
‫الان دیگه همه‌چی خوبه. نگران نباشین.

85
00:06:49,992 --> 00:06:50,993
‫بابابزرگ!

86
00:07:01,003 --> 00:07:02,004
‫شما دو نفر حالتون خوبه؟!

87
00:07:02,004 --> 00:07:04,965
‫یالا! یه‌چیزی بیارین، مهم نیست چی باشه!

88
00:07:11,055 --> 00:07:13,974
‫شهردار، لطفاً بگیرینش.

89
00:07:15,017 --> 00:07:16,060
‫ما می‌کشیمتون بالا! طاقت بیارین!

90
00:07:16,060 --> 00:07:17,978
‫منم کمک می‌کنم.

91
00:07:30,074 --> 00:07:35,037
‫می، لطفاً خوشبخت شو.

92
00:07:35,996 --> 00:07:37,081
‫بابابزرگ...

93
00:07:37,081 --> 00:07:39,041
‫بریم، شهردار.

94
00:08:00,020 --> 00:08:02,064
‫چطوره دیگه بیای بیرون؟

95
00:08:03,023 --> 00:08:05,067
‫تو بودی که طناب رو انداختی، نه؟

96
00:08:13,993 --> 00:08:16,036
‫چه بزرگ شدی، اسپیتز.

97
00:08:16,036 --> 00:08:18,038
‫آ ـ آنیکی؟

98
00:08:18,038 --> 00:08:21,959
‫شما دو نفر از کی فهمیدین من این‌جام؟

99
00:08:22,001 --> 00:08:23,043
‫توتو.

100
00:08:23,043 --> 00:08:24,003
‫درسته.

101
00:08:24,003 --> 00:08:26,046
‫وقتی موروی گفت توی صحرا بیهوش شد...

102
00:08:26,046 --> 00:08:29,008
‫و توی دامنه‌ی کوه بیدار شد،

103
00:08:29,008 --> 00:08:33,012
‫این احتمال رو که کسی که نزدیک کوه
‫زندگی می‌کنه نجاتش داده رو در نظر گرفتیم.

104
00:08:33,012 --> 00:08:36,015
‫بعد اون زمانی رو که می‌-سان برای اهدای پیشکش رفته بود، یادمون اومد،

105
00:08:36,015 --> 00:08:38,976
‫یه کیف عایق همراهش بود.

106
00:08:41,979 --> 00:08:45,024
‫احتمال دادیم که برای کسی که توی کوهه غذا برده.

107
00:08:45,024 --> 00:08:47,067
‫و همچنین...

108
00:08:48,027 --> 00:08:52,031
‫وقتی می-کون اسپیتز رو دید، از دهنش پرید «تو این‌جا چیکار می‌کنی؟»

109
00:08:52,031 --> 00:08:57,036
‫واسه‌مون سوال شد نکنه کسی که براش ‫غذا می‌برده، شبیه اسپیتزه.

110
00:08:57,036 --> 00:09:00,956
‫برای همین به فکرمون رسید، شاید برادرش باشه.

111
00:09:00,998 --> 00:09:03,042
‫نه، افسر ایشکی؟

112
00:09:03,042 --> 00:09:04,043
‫هوم. هوم.

113
00:09:04,960 --> 00:09:06,045
‫که این‌طور.

114
00:09:06,045 --> 00:09:09,006
‫اسپیتز، واسه خودت دوستای خوب و بااستعدادی پیدا کردی.

115
00:09:11,008 --> 00:09:13,052
چرا منو ول‌کردی و غیبت زد؟

116
00:09:16,055 --> 00:09:18,057
‫همه‌چیز پونزده سال پیش شروع شد...

117
00:09:19,016 --> 00:09:21,977
‫زمانی که برای تحقیقات از این روستا بازدید می‌کردم،

118
00:09:22,019 --> 00:09:25,022
‫شهردار در مورد برنامه‌ی احداث سد برام گفت.

119
00:09:25,022 --> 00:09:28,984
‫من پیشنهاد دادم از افسانه‌ی یاداگامی برای پیاده کردن یه حقه استفاده کنن.

120
00:09:28,984 --> 00:09:30,069
‫فقط داشتم شوخی می‌کردم.

121
00:09:31,028 --> 00:09:33,072
‫اما وقتی به کشور خودم برگشتم،

122
00:09:33,072 --> 00:09:36,033
‫فهمیدم ماشین آلات سنگین رو توی کوهستان مخفی کرده...

123
00:09:36,033 --> 00:09:38,994
‫و مانع ساخت سد شده.

124
00:09:39,995 --> 00:09:44,041
‫بعدش، چهار سال بعد، وقتی که داشتم توی یه
‫کشور دیگه کارهای میدانی انجام می‌دادم،

125
00:09:44,041 --> 00:09:46,043
‫زندگیم به کل عوض شد.

126
00:09:47,961 --> 00:09:50,005
‫چیزی رو فهمیدم که نباید.

127
00:09:50,005 --> 00:09:53,008
‫که باعث شد یه سازمان خاص بیفته دنبالم.

128
00:09:54,009 --> 00:09:55,969
‫داری در مورد کدوم سازمان حرف می‌زنی؟

129
00:09:55,969 --> 00:09:58,013
‫حتی اگه بمیرم هم نمی‌گم.

130
00:09:58,013 --> 00:10:01,058
‫اگه بگم، نمی‌تونم امنیت هیچکدومتون رو تضمین کنم.

131
00:10:03,977 --> 00:10:08,065
‫برای همین بدون اطلاع خانواده‌ت ناپدید شدی، درسته؟

132
00:10:08,982 --> 00:10:10,025
‫بله، همین‌طوره.

133
00:10:10,025 --> 00:10:13,070
‫بعد از اینکه کسایی که افتاده بودن دنبالم رو ‫دور زدم و به این‌جا اومدم،

134
00:10:13,070 --> 00:10:17,032
‫از حقی که برای جلوگیری از احداث سد داشتم، سوء ‫استفاده کردم...

135
00:10:17,032 --> 00:10:19,076
‫و توی کوه پناه گرفتم.

136
00:10:19,076 --> 00:10:22,037
‫پس روستایی‌ها می‌دونن تو این‌جایی؟

137
00:10:22,037 --> 00:10:26,041
‫بله، از روزی که ناپدید شدم و اسپیتز رو ترک کردم.

138
00:10:26,041 --> 00:10:28,001
‫پس قضیه اینه...

139
00:10:28,001 --> 00:10:30,045
‫تمام روستا توطئه کردن تا مخفیت کنن.

140
00:10:30,045 --> 00:10:34,007
‫اما آخرش، من باعث بدبختی این مردم شدم.

141
00:10:34,049 --> 00:10:38,971
‫به‌خاطر من بود که شهردار اون مأمور رو کشت.

142
00:10:42,015 --> 00:10:44,059
‫مأمور فهمید من این‌جام...

143
00:10:44,059 --> 00:10:46,061
‫و متوجه شد یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ست،

144
00:10:46,061 --> 00:10:49,982
‫برای همین در ازای بسته نگه‌داشتن
‫دهنش درخواست پول کرد.

145
00:10:50,023 --> 00:10:52,025
‫طولی نکشید که مطالباتش بالا گرفت.

146
00:10:52,025 --> 00:10:55,028
‫وقتی تهدید کرد که 
دستمو برای دنیا رو می‌کنه...

147
00:10:55,070 --> 00:10:57,030
‫اون فاجعه رخ داد.

148
00:10:57,990 --> 00:10:58,949
‫که این‌طور.

149
00:10:59,032 --> 00:11:00,993
‫من خبر نداشتم.

150
00:11:01,034 --> 00:11:02,077
‫بابابزرگ...

151
00:11:03,036 --> 00:11:06,039
‫من قصد ندارم به 
قیمت خوشحالی بقیه زندگی کنم.

152
00:11:06,039 --> 00:11:10,002
‫ایشکی-کون بودی، درسته؟ باید منو دستگیر کنی.

153
00:11:10,002 --> 00:11:11,003
‫چی؟

154
00:11:11,003 --> 00:11:11,962
‫نمی‌تونی!

155
00:11:11,962 --> 00:11:14,965
‫آنیکی! من تازه پیدات کردم!

156
00:11:14,965 --> 00:11:16,008
‫اسپیتز...

157
00:11:16,008 --> 00:11:20,012
‫من فقط می‌خواستم قبل از دستگیر شدنم حقیقت
‫رو در مورد اتفاقی که افتاده واسه‌ت بگم.

158
00:11:20,053 --> 00:11:21,972
‫خب، ایشکی-کون،

159
00:11:22,014 --> 00:11:24,016
‫وادار کردنشون 
به مخفی کردن ماشین‌آلات سنگین...

160
00:11:24,016 --> 00:11:25,976
‫و خیلی چیزای دیگه 
هست که منو بهشون متهم کنی.

161
00:11:25,976 --> 00:11:27,060
‫صبر کن، آنیکی!

162
00:11:27,060 --> 00:11:31,023
‫شهردار واقعاً تلاش داشت ازت محافظت کنه؟

163
00:11:32,024 --> 00:11:35,027
‫این صرفاً حدس منه، اما من فکر می‌کنم...

164
00:11:35,027 --> 00:11:37,070
‫چیزی که شهردار
 واقعاً داشت ازش محافظت می کرد...

165
00:11:37,988 --> 00:11:40,991
‫احساسات می‌-کون به تو بوده.

166
00:11:45,037 --> 00:11:46,955
‫می...

167
00:11:46,955 --> 00:11:48,081
‫همچین مردی رو...

168
00:11:54,046 --> 00:11:59,051
‫ما کسی هستیم که مردی که یاداگامی-ساما
‫دزدیده بود رو بیرون کشیدیم،

169
00:12:00,010 --> 00:12:03,013
‫مطمئنم عذاب الهی تو راهه، و
‫خشم یاداگامی-ساما نازل می‌شه.

170
00:12:03,013 --> 00:12:07,017
‫اون‌موقعست که یهویی در آسمون باز می‌شه، درسته؟

171
00:12:08,977 --> 00:12:12,022
‫ترجیح می‌دم موش آبکشیده نشم. فعلاً با اجازه.

172
00:12:12,022 --> 00:12:15,067
‫وایسا! تو که گفتی به این چیزای اسرارآمیز علاقه‌ای نداری.

173
00:12:21,990 --> 00:12:25,994
‫حالا که پرونده حل شده، منم رفع زحمت می‌کنم.

174
00:12:27,037 --> 00:12:28,080
‫وایسا!

175
00:12:43,970 --> 00:12:47,057
‫ممنونم، توتوتو، رون-کون!

176
00:13:07,035 --> 00:13:08,995
‫حالا نوبت منه!

177
00:13:08,995 --> 00:13:10,038
‫منتظر بمون، رون-کون!

178
00:13:10,038 --> 00:13:15,001
‫غیرممکنه رون-کون کسی رو توی اردوی تمرینی خونین کشته باشه.

179
00:13:15,043 --> 00:13:19,005
‫چه حقیقتی پشت فایلاییه که این‌جاست؟

180
00:13:19,005 --> 00:13:20,006
‫دیگه کافیه.

181
00:13:21,049 --> 00:13:24,052
‫چیزی که دنبالش اینه؟

182
00:13:24,970 --> 00:13:26,054
‫استاد اسپیز فایر؟

183
00:13:28,014 --> 00:13:29,975
‫مدیر؟

184
00:13:30,058 --> 00:13:34,020
‫سعی داری فایلای مربوط به حادثه‌ی کامونوهاشی-رون رو بدزدی.

185
00:13:34,020 --> 00:13:36,982
‫حتماً برای عواقبش هم آماد‌ه‌ای!

186
00:13:38,024 --> 00:13:41,027
‫معلومه! من بهش خیلی مدیونم.

187
00:13:41,027 --> 00:13:42,988
‫هر اتفاقی هم که بیفته، هیچ پشیمونی‌ای ندارم.

188
00:13:51,037 --> 00:13:53,999
‫پس... ازت یه خواهش دارم.

189
00:13:53,999 --> 00:13:55,000
‫چی؟

190
00:14:02,007 --> 00:14:04,009
‫رون-کون، من برگشتم!

191
00:14:04,009 --> 00:14:05,969
‫خوش اومدی، اسپیتز!

192
00:14:05,969 --> 00:14:07,053
‫خوشحالم که حالت خوبه.

193
00:14:08,013 --> 00:14:09,055
‫ممنون، توتوتو!

194
00:14:09,973 --> 00:14:12,017
‫خب، فایلا چی؟

195
00:14:12,017 --> 00:14:14,060
‫خشکش زده و مضطربه.

196
00:14:15,020 --> 00:14:16,980
‫در اون مورد...

197
00:14:20,984 --> 00:14:22,027
‫اون‌جا نبودن.

198
00:14:22,027 --> 00:14:23,028
‫چی؟

199
00:14:24,029 --> 00:14:26,031
‫می‌دونستم این‌طوری می‌شه.

200
00:14:26,031 --> 00:14:28,033
‫ولی برات یه پیغام دارم.

201
00:14:28,033 --> 00:14:31,995
‫چیز مهمیه، برای همین مدیر ازم خواست حتماً بهت برسه.

202
00:14:32,996 --> 00:14:35,999
‫پیغام توی این تبلته.

203
00:14:35,999 --> 00:14:39,961
‫ولی وقتی باز بشه، ناپدید می‌شه.
‫برای همین گفت مراقب باشی.

204
00:14:41,004 --> 00:14:42,047
‫بذار بخونمش.

205
00:14:49,054 --> 00:14:51,014
‫یه کده.

206
00:14:51,056 --> 00:14:53,058
‫من می‌تونم زودی رمزگشاییش کنم.

207
00:14:53,058 --> 00:14:56,061
‫نمی‌خوایم مزاحمت شیم، ما اون‌جاییم.

208
00:14:56,061 --> 00:14:57,979
‫وایسین.

209
00:14:59,064 --> 00:15:03,068
‫یه رمز عبور ساخته شده از اطلاعات شخصی شما دو نفر می‌خواد.

210
00:15:03,068 --> 00:15:04,986
‫چی؟

211
00:15:08,990 --> 00:15:10,992
‫پیغام برای توئـه دیگه رون؟

212
00:15:10,992 --> 00:15:12,994
‫اشکالی نداره ما هم بشنومیش؟

213
00:15:12,994 --> 00:15:15,038
‫دلیلی که برای رمز عبورش به شما نیاز دارم...

214
00:15:15,038 --> 00:15:17,040
‫اینه که می‌خواد شما دو نفر هم بشنوینش.

215
00:15:17,040 --> 00:15:18,041
‫می‌خونمش.

216
00:15:21,002 --> 00:15:24,047
‫«وضعیت وخیمه، کامونوهاشی رون،

217
00:15:24,047 --> 00:15:27,050
‫پس من دیگه حقیقت رو بهت می‌گم.

218
00:15:27,050 --> 00:15:31,054
‫مدارکی که در مورد اردوی تمرینی خونین به دنبالشی...

219
00:15:31,054 --> 00:15:35,016
‫...دیگه از فایلای بلو و پلیس پاک شده.

220
00:15:35,016 --> 00:15:37,060
‫حقیقتش در خصوص اون حادثه،

221
00:15:37,060 --> 00:15:40,063
‫لکه‌ی خونی که نه متعلق به تو بود و نه قربانی‌ها،

222
00:15:40,063 --> 00:15:44,984
‫بلکه متعلق به شخص کاملاً
‫غریبه‌ای بود، توی صحنه‌ی جرم پیدا شد.

223
00:15:45,026 --> 00:15:47,987
‫اما همچنان کسی نتونست معمای پشت اتاق‌بسته رو...

224
00:15:47,987 --> 00:15:49,989
‫که قتل درش صورت گرفته بود رو حل کنه،

225
00:15:49,989 --> 00:15:53,034
‫پس کسی نمی‌تونه اسم تو رو مبرا از سوء ظن کنه.

226
00:15:53,993 --> 00:16:01,000
‫یک‌جایی، یه‌نفر همه‌ی داده‌های مربوط به خون فرد
‫ناشناس رو از تمامی فایل‌ها پاک کرد.

227
00:16:03,002 --> 00:16:07,966
‫بعدش استاد گریزلی توی پرونده‌ی رصدخانه کشته شدن،

228
00:16:07,966 --> 00:16:13,012
‫و یک گزارش در مورد علامتی توی صحنه‌ی
‫جرم بود که با علامت روی گردنت مطابقت داشت.

229
00:16:13,012 --> 00:16:16,015
‫من از یک چیز مطمئن شدم.

230
00:16:16,057 --> 00:16:20,979
‫حادثه‌ی پنج سال پیش، توسط یه سازمان مشخص انجام شده،

231
00:16:20,979 --> 00:16:23,022
‫و تو به اشتباه متهم شدی.

232
00:16:23,982 --> 00:16:27,026
‫اون نشان که بعداً در طی درمانت روی گردنت ظاهر شد،

233
00:16:27,026 --> 00:16:31,990
‫احتمالاً همزمان با اختلال قاتل‌کشیِ تو ایجاد شده.

234
00:16:31,990 --> 00:16:36,035
‫فقط یک سازمان وجود داره
‫که توانایی چنین کاری رو داره...

235
00:16:38,997 --> 00:16:40,039
‫خاندان ام.»

236
00:16:40,039 --> 00:16:42,000
‫چی؟ هیچکس نه اونا!؟

237
00:16:42,000 --> 00:16:43,042
‫خاندان ام؟

238
00:16:46,045 --> 00:16:49,966
‫می‌گن سر همه‌ی جنایت‌ها رو بگیری به خاندان ام می‌رسی.

239
00:16:49,966 --> 00:16:52,969
‫و چیزی که خودشون مرتکب می‌شن به‌طور تضمینی حل نشدنیه.

240
00:16:52,969 --> 00:16:55,054
‫اون‌ها شنیع‌ترین خانواده‌ی جنایتکار تاریخ‌ان.

241
00:16:55,054 --> 00:17:00,977
‫موارد انگشت‌شماری هست که حتی توانمند‌ترین
‫فارغ‌التحصیلان بلو هم همچنان نتونستن حل کنن.

242
00:17:00,977 --> 00:17:04,063
‫می‌گن خاندانم توی حدود 90درصدشون نقش داره.

243
00:17:04,063 --> 00:17:07,066
‫همچین سازمانی دنبال رونه؟

244
00:17:09,027 --> 00:17:11,988
‫رون-کون، بقیه‌ش رو هم بخون.

245
00:17:14,032 --> 00:17:17,994
‫«من مایلم حقیقت پشت این اتفاقات رو بدونم،

246
00:17:17,994 --> 00:17:22,040
‫اما فهمیدم جاسوسی از خاندان ام توی بلو هست،

247
00:17:22,040 --> 00:17:24,042
‫پس باید با نهایت احتیاط عمل کنم.»

248
00:17:24,042 --> 00:17:26,002
‫توی آکادمی جاسوس هست؟!

249
00:17:26,002 --> 00:17:31,966
‫«برای همین چاره‌ای ندارم تا به این شیوه برات پیغام بفرستم.

250
00:17:31,966 --> 00:17:35,011
برای توانایی‌هات احترام زیادی قائلم

251
00:17:35,011 --> 00:17:37,055
‫یک روز، وقتی بی‌گناهیت رو ثابت کردی،

252
00:17:37,055 --> 00:17:41,059
‫مشتاقم تا گواهی کارآگاهیت رو برگردونم.»

253
00:17:41,059 --> 00:17:45,980
‫رون، والدین تو و من دوستان قدیمی بودیم.

254
00:17:45,980 --> 00:17:48,983
‫من از وقتی به دنیا اومدی مراقبت بودم.

255
00:17:49,025 --> 00:17:54,072
‫اخیراً که با خبر شدم دوستان مورد اعتمادی پیدا کردی، عمیقاً خوشحال شدم.

256
00:17:54,072 --> 00:17:56,991
‫ایشکی توتومارو-سان.

257
00:17:56,991 --> 00:17:58,993
‫استاد اسپیتز...

258
00:17:59,035 --> 00:18:02,038
‫رون رو به شما می‌سپارم.

259
00:18:02,956 --> 00:18:04,999
‫«خیلی احتیاط کنید»

260
00:18:04,999 --> 00:18:08,002
‫مدیر بلو، امه امه‌ریه.

261
00:18:14,008 --> 00:18:17,970
‫حالا فهمیدیم کی برای رون پاپوش درست کرده.

262
00:18:17,970 --> 00:18:21,974
‫بیاید این خاندان ام رو گیر بندازیم و مجبورشون
‫کنیم همه‌چیز رو در مورد رون بهمون بگن!

263
00:18:21,974 --> 00:18:24,977
‫توتوتو... عزمت رو دوست دارم!

264
00:18:24,977 --> 00:18:27,021
‫ولی در مقابل این آدما هیچ معنایی نداره.

265
00:18:27,021 --> 00:18:30,024
‫فارغ‌التحصیل‌های بلو که سعی کردن پرونده‌هایی که...

266
00:18:30,024 --> 00:18:32,068
‫خاندان ام توشون نقش داشتن رو حل کنن،

267
00:18:32,068 --> 00:18:34,070
‫همه‌شون دچار مرگ مرموزی شدن.

268
00:18:35,029 --> 00:18:36,989
‫منظورت اینه کشته شدن؟

269
00:18:37,031 --> 00:18:39,992
‫حقیقت توی تاریکی پنهان شده.

270
00:18:40,034 --> 00:18:43,037
‫همچین گروه خطرناکی...

271
00:18:44,956 --> 00:18:45,998
‫رون.

272
00:18:58,970 --> 00:19:01,013
‫مشکل همینه.

273
00:19:01,973 --> 00:19:05,059
‫انقدر هیجان‌زده‌م که نمی‌تونم جلوی لرزیدنم رو بگیرم.

274
00:19:09,021 --> 00:19:15,027
‫تا وقتی که من و توتو به حل کردن پرونده‌ها
‫ادامه بدیم، اونا حتماً دوباره خوشونو نشون می‌دن.

275
00:19:16,028 --> 00:19:18,990
‫اما دفعه‌ی بعدی، دیگه نمی‌ذاریم قسر در برن.

276
00:19:21,033 --> 00:19:24,078
‫پته‌ی خاندان ام رو می‌ریزیم روی آب.

277
00:21:00,007 --> 00:21:01,050
‫نی‌-سان.

278
00:21:01,050 --> 00:21:06,055
‫کریسِ سلاخ، داره بچه‌دار می‌شه برای همین می‌خواد دیگه خلاف نکنه.

279
00:21:06,055 --> 00:21:08,057
‫برای همین به مشکل خوردیم.

280
00:21:08,057 --> 00:21:11,018
‫می‌دم تیکه‌تیکه‌ش بکنن و یه‌نفر دیگه رو میارم.

281
00:21:11,018 --> 00:21:13,062
‫فکر بدی که نیست،

282
00:21:13,062 --> 00:21:17,024
‫ولی باعث می‌شه پونزده سال دیگه یکی قصد انتقام کنه.

283
00:21:18,025 --> 00:21:21,028
‫حواست باشه کوچیکترین جوونه‌ها رو هم ریشه‌کن کنی.

284
00:21:21,028 --> 00:21:22,989
‫حتماً.

285
00:21:23,030 --> 00:21:26,033
‫چرا سازمانی به دقت ما...

286
00:21:26,033 --> 00:21:28,077
‫اجازه داد اون دورگه زندگی کنه؟

287
00:21:28,077 --> 00:21:30,037
‫هی وینتر!

288
00:21:30,037 --> 00:21:32,957
‫این‌طوری نباید با بردار بزرگت حرف بزنی.

289
00:21:34,000 --> 00:21:36,043
‫منظورت کامونوهاشی رونه؟

290
00:21:37,003 --> 00:21:38,045
‫پس کیه؟

291
00:21:38,045 --> 00:21:42,049
‫به‌خاطر اینکه عضوی از خانواده‌ست.
‫اونم خون ما رو توی رگ‌هاش داره.

292
00:21:42,049 --> 00:21:44,009
‫خانواده.

293
00:21:44,009 --> 00:21:45,052
‫پس آلیس چی؟

294
00:21:45,052 --> 00:21:47,054
‫اونم همخون ما بود!

295
00:21:47,054 --> 00:21:49,056
‫هنوز حرفم تموم نشده بود.

296
00:21:49,056 --> 00:21:52,977
‫دقیق بخوام بگم، فقط کسایی که برترن باقی می‌مونن.

297
00:21:52,977 --> 00:21:55,980
‫کامونوهاشی رون ثابت می‌کنه که
ارزش اینکه برادر ما باشه رو داره؟

298
00:21:55,980 --> 00:21:57,064
‫قصد داریم اینو بفهمیم.

299
00:21:57,064 --> 00:22:00,985
‫ولی اون همخون شرلوک هلمز هم هست.

300
00:22:00,985 --> 00:22:02,069
‫هیچوقت برادر من حساب نمی‌شه.

301
00:22:06,073 --> 00:22:08,033
‫وینتر.

302
00:22:08,033 --> 00:22:11,996
‫هنوزم بابت اینکه آلیس رو کنار گذاشتیم ناراحتی؟

303
00:22:12,997 --> 00:22:14,039
‫ولم کن!

304
00:22:14,039 --> 00:22:15,040
‫هـ ـ هی!

305
00:22:16,041 --> 00:22:22,047
‫ولی یه راه هست که هم خواسته‌ی تو و هم خواسته‌ی من برآورده شه.

306
00:22:24,967 --> 00:22:26,051
‫ناامیدی.

307
00:22:27,052 --> 00:22:30,055
‫بهترین جنایات خاندان ام...

308
00:22:30,055 --> 00:22:36,020
‫مدت‌ها که توسط شرلوک‌ هلمز و نوادگانش برملا شدن.

309
00:22:36,979 --> 00:22:42,067
‫خون اون... توی رگ‌های کامونوهاشی رون
‫در جریانه، پس چیزی که نمی‌تونیم اجازه‌ش رو بدیم...

310
00:22:42,067 --> 00:22:44,028
‫اینه که اون کارآگاه بشه.

311
00:22:47,072 --> 00:22:50,034
‫بنابراین، باید ناامیدی رو روی سرش خراب کنیم.

312
00:22:50,993 --> 00:22:54,997
‫بعد از اینکه کاملاً دست از کارآگاهی کشید...

313
00:22:54,997 --> 00:22:58,042
‫معلوم می‌کنیم آیا ارزش خاندان موریارتی رو داره یا نه.

314
00:22:59,001 --> 00:23:02,046
‫حتی اگه توی این مسیر بلااستفاده شد هم مشکلی نیست.

315
00:23:04,048 --> 00:23:07,968
‫صرفاً نشون می‌ده تا همین حد ازش بر میومده.

316
00:23:12,056 --> 00:23:14,975
‫کامل و دقیق انجامش می‌دم.

317
00:23:17,019 --> 00:23:22,066
‫روت حساب می‌کنم.
‫اولین فرزند خاندان موریارتی یه بلیت به ژاپن واسه‌ت دارم.

318
00:23:22,983 --> 00:23:27,988
‫برو و یه چشمه‌ی ترسناک از خاندان موریارتی رو نشونش بده.
‫چهارمین فرزند خاندان موریارتی

