﻿1
00:00:07,966 --> 00:00:09,968
‫الو، رون؟

2
00:00:09,968 --> 00:00:12,929
‫آره، تازه کارمو تموم کردم، دارم برمی گردم خونه.

3
00:00:12,929 --> 00:00:13,888
‫چه خبر؟

4
00:00:13,888 --> 00:00:15,932
‫اسپیتز فایر رو یادته؟

5
00:00:17,892 --> 00:00:19,936
‫خب، چطور ممکنه فراموشش کنم؟

6
00:00:20,895 --> 00:00:23,940
‫در مورد اون موضوع که می‌خواست من در موردش تحقیق کنم...

7
00:00:23,940 --> 00:00:27,902
‫می‌خواست در مورد خانواده‌ی گمشده‌ش تحقیق کنی، درسته؟

8
00:00:27,902 --> 00:00:28,987
‫درسته.

9
00:00:28,987 --> 00:00:30,947
‫توتو، به‌نظرت باید این کارو بکنم؟

10
00:00:30,989 --> 00:00:33,950
‫خب، اون داشته توی تحقیقاتمون بهمون کمک می‌کرده،

11
00:00:34,909 --> 00:00:37,954
‫و وقتی به خانواده‌ش فکر می‌کنم،
‫حس می‌کنم یه نفر باید این‌کارو انجام بده.

12
00:00:37,954 --> 00:00:39,998
‫فکر می‌کردم همچین چیزی بگی توتو.

13
00:00:39,998 --> 00:00:42,917
‫لطفاً بهش بگو که بهتره انجامش بدیم.

14
00:00:43,001 --> 00:00:44,919
‫می‌خوای من بهش بگم؟

15
00:00:44,919 --> 00:00:46,921
‫الان دنبال توئه.

16
00:00:46,921 --> 00:00:48,923
‫چی؟ دنبال منه؟

17
00:00:49,924 --> 00:00:52,886
 از اون‌جا زیر نظرم داری

18
00:00:52,886 --> 00:00:54,971
‫شرمنده توتوتو، شنودت هم می‌کردم...

19
00:00:55,972 --> 00:00:56,973
‫اوه؟

20
00:00:56,973 --> 00:00:58,933
‫چه نحیف شده...

21
00:02:07,961 --> 00:02:12,882
‫11 پرونده‌ی قتل آفتاب‌پرست دیوانه

22
00:02:31,901 --> 00:02:34,988
‫12 پرونده‌ی قتل یاداگامی-ساما (بخش اول)
‫شرمنده که مزاحم شدیم.

23
00:02:36,948 --> 00:02:38,992
‫اینجا رو چه مبله شده!

24
00:02:39,909 --> 00:02:41,911
‫البته هنوز کاراش تموم نشده.

25
00:02:41,911 --> 00:02:44,998
ولی این‌طوری می‌تونیم ارباب رجوع یا
هرکسی جز خودمون رو به این‌جا دعوت کنیم، نه؟

26
00:02:45,915 --> 00:02:47,959
‫و اولین مشتری بازگشاییمون....

27
00:02:47,959 --> 00:02:49,919
‫اسپیتزه.

28
00:02:56,926 --> 00:02:59,929
‫امروز یه‌طورایی حالت خوب نیست.

29
00:02:59,929 --> 00:03:01,931
‫اوه، نه این‌طور نیست.

30
00:03:01,931 --> 00:03:05,935
‫یکم هول شده چون شرایط مبادله‌ی
‫عجیبی رو در ازای این پرونده پیشنهاد دادم.

31
00:03:05,977 --> 00:03:07,895
‫شرایط مبادله؟

32
00:03:07,895 --> 00:03:11,899
‫اگه بتونه واسه من از بلو فایلای مربوط به اردوی تمرینی خونین رو بیاره.

33
00:03:11,899 --> 00:03:14,944
‫من فوراً دنبال خانواده‌‌ش می‌گردم، این پیشنهادیه که دادم.

34
00:03:14,944 --> 00:03:16,904
‫فایلای پرونده؟

35
00:03:16,904 --> 00:03:19,907
‫ولی اونا باید دست پلیس باشن، نه؟

36
00:03:19,907 --> 00:03:23,911
مقر پلیس متروپولیتن لندن

37
00:03:23,953 --> 00:03:26,914
‫اما یه بخش مهمش حذف شده بود...

38
00:03:26,914 --> 00:03:27,957
‫به وسیله‌ی یه فرد ناشناس.

39
00:03:27,957 --> 00:03:29,959
‫چطوری اونا رو گیر آوردی؟

40
00:03:29,959 --> 00:03:31,919
‫اونش مهم نیست!

41
00:03:31,919 --> 00:03:34,922
‫چیزی که مهمه اینه که اون فایلای مهم گم شدن.

42
00:03:34,922 --> 00:03:38,926
‫اون تحقیقات یه عملیات همکاری بین بلو و پلیس بود.

43
00:03:38,968 --> 00:03:41,888
‫هرچیزی که دست پلیسه،
‫ باید دست بلو هم باشه.

44
00:03:41,888 --> 00:03:44,932
‫برای همین می‌خوام اسپیتز
‫به اون بلوی بی‌نقص نفوذ کنه...

45
00:03:44,932 --> 00:03:47,894
‫و پرونده‌ی تحریف نشده رو برام بیاره.

46
00:03:47,894 --> 00:03:50,938
‫با اون می‌تونی بی‌گناهیت رو ثابت کنی؟

47
00:03:50,938 --> 00:03:54,942
‫اونم خیلی مهمه، ولی مسئله‌ای که برای من مهمه یه‌چیز دیگه‌ست.

48
00:03:54,984 --> 00:03:58,905
‫موفو-سنسه گفت; اختلال کشتنِ قاتل من،

49
00:03:58,905 --> 00:04:02,909
‫ممکنه توسط یه‌طور مداخله‌ی درمانی ایجاد شده باشه.

50
00:04:02,909 --> 00:04:04,911
‫و من یه فکرایی در موردش دارم.

51
00:04:04,911 --> 00:04:07,914
‫سه ساعته که ازش هیچ‌چیزی به یاد نمیارم،

52
00:04:07,914 --> 00:04:09,916
‫زمانی که بعد از حادثه درمان شدم.

53
00:04:09,916 --> 00:04:12,919
‫و سوابق اون‌ بازه‌ی زمانی پاک شدن‌.

54
00:04:13,878 --> 00:04:14,921
‫پس اون‌موقع انجام شده؟

55
00:04:14,921 --> 00:04:16,881
‫اگه بتونیم سر در بیاریم چه اتفاقی افتاده،

56
00:04:16,881 --> 00:04:18,925
‫شاید بتونیم یه راهی برای مقابله باهاش پیدا کنیم.

57
00:04:18,966 --> 00:04:19,967
‫و از همه‌ی اینا مهم‌تر،

58
00:04:19,967 --> 00:04:24,889
‫باید کم‌کم بفهمیم کی پنج سال کارآگاهی کردن رو از من دزدیده.

59
00:04:26,891 --> 00:04:27,934
‫و برای رسیدن به این هدف...

60
00:04:27,934 --> 00:04:33,940
‫اگه بهم قول بدی اون فایلا رو برام پیدا کنی،
‫من هم دنبال خانواده‌ت می‌گردم اسپیتز.

61
00:04:34,941 --> 00:04:35,942
‫کافیه رون.

62
00:04:35,942 --> 00:04:38,986
‫چه فایلا رو به‌دست بیاری چه نه، باید دنبال خانواده‌ش بگردی.

63
00:04:39,987 --> 00:04:42,907
‫انقدر مسئله رو ساده نبین، توتو.

64
00:04:42,907 --> 00:04:44,951
‫شانس پیدا‌کردن خانواده‌ش خیلی پایینه.

65
00:04:44,951 --> 00:04:46,953
‫ما که این‌جا در راه‫رضای خدا کار نمی‌کنیم!

66
00:04:46,953 --> 00:04:48,955
‫ولی بازم، تو باید انجامش بدی.

67
00:04:48,955 --> 00:04:51,916
‫وقتی یه‌نفر توی مخمصه‌ست، تو بهش کمک می‌کنی.

68
00:04:51,916 --> 00:04:54,919
‫اسپیتز به ما کمک کرد، اون دوست‌ ماست، اینطور نیست؟

69
00:04:58,923 --> 00:05:02,885
‫دقیقا همینو می‌خواستم! ممنون توتوتو!

70
00:05:02,885 --> 00:05:04,887
‫از خودم خجالت کشیدم تعلل کردم.

71
00:05:04,971 --> 00:05:06,973
‫وقتی یه دوست برای من همه‌کاری می‌کنی،

72
00:05:06,973 --> 00:05:09,934
‫شعار من اینه که منم برای اون همه‌جوره مایه بذارم.

73
00:05:09,976 --> 00:05:12,895
‫من منظورم این نبود...

74
00:05:12,937 --> 00:05:14,939
‫شرایطت رو قبول می‌کنم، رون-کون.

75
00:05:14,939 --> 00:05:17,900
‫اگه بتونی برام برادر بزرگترمو
‫ پیدا کنی، منم اون فایلا رو میارم.

76
00:05:17,900 --> 00:05:19,986
‫خب، اگه اصرار می‌کنی، باش.

77
00:05:19,986 --> 00:05:21,946
‫این‌کارو نکن اسپیتز.

78
00:05:21,946 --> 00:05:23,990
‫رون داره ماهرانه ما رو وادار می‌کنه طبق خواسته‌ی اون عمل کنیم.

79
00:05:23,990 --> 00:05:25,950
‫اشکالی نداره توتوتو.

80
00:05:25,950 --> 00:05:27,994
‫گمونم منتظرش بودم تا همین‌کارو بکنه.

81
00:05:28,911 --> 00:05:32,915
‫به‌علاوه، بعد از شنیدن سرگذشت غم‌انگیز
‫رون-کون، این کمترین کاریه که ازم برمیاد.

82
00:05:32,915 --> 00:05:34,917
‫وقتایی که مسئله حیاتی‌تره یهویی حرف‌ گوش‌کن می‌شی!

83
00:05:34,917 --> 00:05:36,961
‫خب، حالا که تصمیمش گرفته شد، دیگه وقت رفتنه.

84
00:05:36,961 --> 00:05:38,921
‫چی؟ از همین الان دست به کار می‌شی؟

85
00:05:38,921 --> 00:05:41,924
‫وایسا! نمی‌تونی همینطوری پاشی بری اروپا یا هرجای دیگه.

86
00:05:41,924 --> 00:05:43,968
‫نخیر، می‌ریم یاماناشی!

87
00:05:44,927 --> 00:05:45,970
‫تو ژاپن؟

88
00:05:55,896 --> 00:05:59,900
‫برادرم کل دنیا رو می‌گشت تا در مورد باورهای محلی تحقیق کنه.

89
00:05:59,900 --> 00:06:00,943
‫اون یه قوم‌شناس بود.

90
00:06:01,902 --> 00:06:02,987
‫روستایی که قراره بریم، یادامورا...

91
00:06:02,987 --> 00:06:05,906
‫یکی از اون‌جاهاییه که چند‌باری اومد.

92
00:06:05,948 --> 00:06:08,951
‫برادرم تابستون یازده سال پیش ناپدید شد.

93
00:06:08,951 --> 00:06:11,954
‫منم اتفاقی توی تعطیلات مدرسه بودم، برای همین باهاش اومدم.

94
00:06:11,954 --> 00:06:15,875
‫اوه، پس اون‌موقع ژاپن بودی.

95
00:06:19,879 --> 00:06:21,964
‫یه مار! مار سفید.

96
00:06:21,964 --> 00:06:22,965
‫هیس!

97
00:06:22,965 --> 00:06:24,884
‫یه صدایی می‌شنوم.

98
00:06:27,887 --> 00:06:28,929
‫از این‌طرف.

99
00:06:28,971 --> 00:06:30,931
‫هی رون!

100
00:06:32,975 --> 00:06:33,976
آبشاره؟

101
00:06:35,936 --> 00:06:37,938
‫فوق‌‌العاده‌ست.

102
00:06:47,948 --> 00:06:48,991
‫اون داره چیکار می‌کنه؟

103
00:06:49,909 --> 00:06:51,952
‫اون... یه معبد ‌محلی هوکوراست.

104
00:06:52,912 --> 00:06:53,954
‫واقعا؟

105
00:07:00,961 --> 00:07:02,963
‫کی اون‌جاست؟

106
00:07:02,963 --> 00:07:05,966
‫شرمنده، از دستم در رفت.

107
00:07:05,966 --> 00:07:08,928
‫نزدیک بود سرتو بزنه.

108
00:07:11,972 --> 00:07:13,933
‫خطرناکه!

109
00:07:13,974 --> 00:07:17,895
‫شرمنده، بیشتر حواسمو جمع می‌کنم.

110
00:07:18,938 --> 00:07:22,942
اگه می‌خواین از این جلوتر برین، احتیاط کنین، باشه؟

111
00:07:29,949 --> 00:07:32,910
‫از این شیب که پایین بریم، می‌رسیم به یادامورا.

112
00:07:32,910 --> 00:07:35,871
‫این روستاییه که برادرم توش ناپدید شد.

113
00:07:40,876 --> 00:07:43,921
‫من مخالفم! یاداگامی-ساما همچین چیزی رو تحمل نمی‌کنن.

114
00:07:43,921 --> 00:07:46,924
‫درسته درسته! اینطوری آدمای بیشتری ناپدید می‌شن.

115
00:07:46,924 --> 00:07:48,884
‫دارن در مورد چیزی بحث می‌کنن؟

116
00:07:49,885 --> 00:07:50,886
‫هی.

117
00:07:51,887 --> 00:07:52,930
شماها کی هستین؟

118
00:07:53,889 --> 00:07:55,933
‫سلام شهردار! خیلی ‌وقته که همدیگه رو ندیدیم.

119
00:07:55,933 --> 00:07:57,977
‫اوه! اگه درست یادم باشه....

120
00:07:58,936 --> 00:08:00,938
‫درسته! تو اسپیتز-کونی...

121
00:08:00,980 --> 00:08:03,941
‫امروز چندتا از دوستام رو هم همراهم آوردم.

122
00:08:03,941 --> 00:08:05,985
‫ببخشید که مزاحم شدیم. اومدیم دنبال برادرم بگردیم.

123
00:08:05,985 --> 00:08:08,946
‫خب شهردار، امکانش هست بپرسم بحث در مورد چی بود؟

124
00:08:08,988 --> 00:08:12,950
‫موقعیت بدی رو شاهد بودین، بحث در مورد ساخت‌و‌ساز سد بود.

125
00:08:12,950 --> 00:08:17,955
‫یه غریبه می‌خواد که همه‌ی اهالی روستا، این‌جا رو تخلیه کنن.

126
00:08:18,914 --> 00:08:20,916
‫وقتی اینطوری در موردم می‌گی انگار که من آدم بدیم.

127
00:08:20,916 --> 00:08:22,918
‫من یه نماینده‌‌ی دولتم.

128
00:08:22,918 --> 00:08:25,963
‫یاداگامی-ساما اجازه نمی‌ده این‌جا یه سد بسازی و شهرو غرق کنی.

129
00:08:25,963 --> 00:08:27,965
‫دوباره خشم الهی یاداگامی-ساما رو سرمون نازل می‌شه.

130
00:08:27,965 --> 00:08:29,967
‫یاداگامی-ساما؟

131
00:08:30,926 --> 00:08:33,929
‫با حروف " مار شب" نوشته می‌شه.

132
00:08:33,929 --> 00:08:37,933
‫کسی که می‌گن از زمان‌های قدیم از این روستا محافظت می‌کنه.

133
00:08:38,892 --> 00:08:39,977
.اِاِاِ

134
00:08:39,977 --> 00:08:43,939
‫آه، من یه قوم‌شناسم. اسمم موروی هست.

135
00:08:43,981 --> 00:08:47,901
‫اومده بودم این‌جا تا در مورد یاداگامی تحقیق کنم، اما...

136
00:08:51,905 --> 00:08:54,908
‫با توجه به هیاهویی که سر سد ایجاد شده، گویا الان وقتش نیست.

137
00:08:54,908 --> 00:08:57,911
‫اول، بیاید همگی آروم باشیم.

138
00:08:57,911 --> 00:09:01,957
‫قرار نیست امروز یا فردا، روستا رو سیل برداره، نه؟

139
00:09:01,957 --> 00:09:05,919
‫دقیقاً. من فقط برای نظرسنجی اولیه اومدم.

140
00:09:05,919 --> 00:09:08,922
‫اگه اجازه بدیم این‌کارو بکنی، انگار که مهر تأیید به‌کارت زدیم!

141
00:09:08,922 --> 00:09:10,966
‫قبل اینکه بفهمیم می‌افتیم زیر سد.

142
00:09:12,968 --> 00:09:16,972
‫وای وای. باید یکم بهتر بهشون آموزش بدی جناب شهردار.

143
00:09:16,972 --> 00:09:20,893
‫به‌جای اینکه فقط ایمان به یاداگامی رو بکنی توی سرشون،

144
00:09:20,893 --> 00:09:22,978
‫باید بهشون یاد بدی یکم ادب داشته باشن.

145
00:09:23,979 --> 00:09:25,939
‫از فردا کار رو شروع می‌کنم.

146
00:09:25,939 --> 00:09:28,984
‫اگه دخالت کنید، ازتون شکایت می‌کنم. حواستون باشه.

147
00:09:29,902 --> 00:09:30,944
‫مرتیکه.

148
00:09:30,944 --> 00:09:31,987
‫بسه دیگه.

149
00:09:31,987 --> 00:09:34,907
‫دیگه کافیه، پخش شید پخش شید!

150
00:09:39,870 --> 00:09:40,996
‫بـ ـ ببخشید شهردار!

151
00:09:40,996 --> 00:09:43,999
‫اگه این‌جا تهش بره زیر آب، من توی موقعیت خیلی بدی قرار می‌گیرم!

152
00:09:43,999 --> 00:09:46,919
‫منم همین حسو دارم.

153
00:09:46,919 --> 00:09:49,922
‫ولی این چیزیه که کشورمون ازمون می‌خواد.

154
00:09:50,881 --> 00:09:51,924
‫اما بازم...

155
00:09:51,965 --> 00:09:56,929
‫خب، همه‌تون شب می‌مونین، درسته؟

156
00:09:56,970 --> 00:10:00,933
‫بله. می‌شه لطفاً دوباره کلبه‌ی مهمان رو قرض بگیرم؟

157
00:10:00,933 --> 00:10:03,977
‫اون مأمورایی که یکم پیش دیدی اون‌جا می‌مونن.

158
00:10:03,977 --> 00:10:06,897
‫من شما رو می‌برم خونه‌ی خودم.

159
00:10:15,906 --> 00:10:17,950
‫وای، چه یهویی شد!

160
00:10:17,950 --> 00:10:19,952
‫یکم پیش هوا صافِ صاف بود

161
00:10:21,870 --> 00:10:24,957
‫ما به این‌طور بارون‌ها می‌گیم خشم یاداگامی-ساما.

162
00:10:24,957 --> 00:10:28,961
‫یه‌وقتایی هست که حتی خداها هم نمی‌تونن خشمشون رو کنترل کنن، نه؟

163
00:10:28,961 --> 00:10:30,963
‫خب حالا بیاید داخل.

164
00:10:30,963 --> 00:10:32,923
‫ممنون که دعوتمون کردین.

165
00:10:35,884 --> 00:10:37,970
‫تو این‌جا چیکار...؟

166
00:10:37,970 --> 00:10:40,931
‫اوه، میلی-چان، خیلی وقته ندیدمت!

167
00:10:40,931 --> 00:10:42,891
یکم پیش بالای آبشار تو بودی؟

168
00:10:42,891 --> 00:10:43,934
‫می‌شناسیش؟

169
00:10:44,935 --> 00:10:45,936
‫بله.

170
00:10:45,936 --> 00:10:47,980
‫ایشون نوه‌ی شهردار، میلی‌-چان‌ـه.

171
00:10:49,898 --> 00:10:51,942
‫اسپیتز-کون، خیلی وقته ندیدمت.

172
00:10:51,942 --> 00:10:54,903
‫ایشون اجازه دادن شب رو این‌جا بمونیم.

173
00:10:54,903 --> 00:10:56,989
‫واقعاً؟ لطفاً راحت باشین.

174
00:11:03,996 --> 00:11:05,914
‫این برادر بزرگترمه.

175
00:11:06,957 --> 00:11:09,877
‫این عکس مال روز قبل از ناپدید شدنشه.

176
00:11:09,877 --> 00:11:13,964
‫داشتیم از روستایی‌ها در مورد افسانه‌ی یاداگامی می‌پرسیدیم.

177
00:11:14,923 --> 00:11:18,927
‫بعدش به کلبه‌ی مهمان اون‌طرف رودخونه برگشتیم، تا بخوابیم.

178
00:11:18,927 --> 00:11:20,929
‫وقتی روز بعدش چشم‌هام رو باز کردم،

179
00:11:20,971 --> 00:11:23,890
‫برادرم هیچ‌جا پیداش نبود.

180
00:11:23,932 --> 00:11:26,977
‫فکر کردم رفته بیرون، برای همین رفتم دنبالش بگردم، اما...

181
00:11:28,937 --> 00:11:30,897
‫هیچوقت پیداش نکردی؟

182
00:11:31,940 --> 00:11:35,986
‫از همه‌ی روستایی‌ها پرسیدم، اما همه گفتن ندیدنش.

183
00:11:35,986 --> 00:11:38,947
‫بعدش فوراً رفتم ایستگاه پلیس.

184
00:11:39,906 --> 00:11:42,951
‫روستایی‌ها بهشون کمک کردن اعماق کوهستان رو بگردن،

185
00:11:42,951 --> 00:11:44,995
‫ولی هیچ نشونی از اینکه از روستا خارج شده باشه وجود نداشت.

186
00:11:45,912 --> 00:11:47,914
‫انگار که واقعاً ناپدید شده باشه

187
00:11:47,914 --> 00:11:49,916
‫مثل اون افسانه‌های رازآلوده.

188
00:11:49,958 --> 00:11:52,961
‫بگذریم رون-کون، اون...

189
00:11:52,961 --> 00:11:53,962
اِاِاِ؟

190
00:11:54,921 --> 00:11:56,965
‫توفو، تسوکه‌مونو، و سبزی وحشی.

191
00:11:56,965 --> 00:11:58,967
‫و یه عالمه شیره‌ی شکر قهوه‌ای.

192
00:11:59,968 --> 00:12:01,928
‫می‌شه یکمی بخورم؟

193
00:12:01,928 --> 00:12:03,972
‫با یه گاز کنده بده پایین.

194
00:12:04,931 --> 00:12:06,892
‫مثل اینکه داره بهشون خوش می‌گذره.

195
00:12:08,894 --> 00:12:09,978
‫بارون بند اومد.

196
00:12:09,978 --> 00:12:13,982
‫شهردار زحمت کشید بهمون اتاقی رو داد که به رودخونه دید داره،

197
00:12:14,900 --> 00:12:16,985
‫ولی شب که می‌شه، منظره‌ش زیاد هم خوب نیست.

198
00:12:17,903 --> 00:12:20,906
‫پس اون کلبه‌ی مهمانه که مأموره توش می‌مونه؟

199
00:12:20,906 --> 00:12:21,907
‫صبر کن.

200
00:12:22,949 --> 00:12:23,950
‫چی؟!

201
00:12:25,911 --> 00:12:26,912
‫چی شده؟

202
00:12:31,875 --> 00:12:32,959
‫این چیه؟

203
00:12:32,959 --> 00:12:35,921
‫یه مار بزرگ؟ داره بهمون چشم غره می‌ره!

204
00:12:35,921 --> 00:12:36,963
‫دور یه نفر پیچیده شده.

205
00:12:36,963 --> 00:12:38,882
‫بریم یه نگاهی بندازیم.

206
00:12:39,925 --> 00:12:40,967
‫ما می‌ریم بیرون.

207
00:12:45,972 --> 00:12:48,975
‫این تنها ورودی به کلبه‌ی مهمانه.

208
00:12:48,975 --> 00:12:50,936
‫صبر کنید!

209
00:12:51,895 --> 00:12:54,898
‫زمین به‌خاطر بارون گِلیه و هیچ رد پایی هم نیست.

210
00:12:54,981 --> 00:12:56,942
‫کسی وارد یا خارج نشده.

211
00:13:01,905 --> 00:13:02,906
‫در قفل نیست.

212
00:13:03,990 --> 00:13:05,909
‫با اجازه.

213
00:13:07,953 --> 00:13:09,871
‫اون صدای چی بود؟

214
00:13:10,956 --> 00:13:11,957
‫کسی این‌جا نیست.

215
00:13:12,916 --> 00:13:14,000
‫دستشویی هم خالیه.

216
00:13:20,882 --> 00:13:21,883
‫ناپدید شدن؟

217
00:13:29,933 --> 00:13:31,893
‫صبح روز بعد،

218
00:13:31,893 --> 00:13:33,937
‫توی حوضچه‌ی آبشار نزدیک روستا،

219
00:13:33,937 --> 00:13:35,981
‫مأمور که به طور غیرطبیعی مرده بود، پیدا شد.

220
00:13:36,940 --> 00:13:41,903
‫روی گردنش کبودی‌هایی شبیه فلس مار بود.

221
00:13:50,954 --> 00:13:52,956
‫گویا دلیل مرگش...

222
00:13:52,956 --> 00:13:55,959
‫ضربه‌ای بوده که حین افتادن توی حوضچه به سرش خورده.

223
00:13:55,959 --> 00:13:58,920
‫ آثار خفه‌شدن با چیزی مثل طناب داره،

224
00:13:58,920 --> 00:14:00,881
‫ولی هیچ سلاحی پیدا نشده.

225
00:14:01,923 --> 00:14:03,925
‫نگران نباش. من انتقامت رو می‌گیرم.

226
00:14:03,925 --> 00:14:05,927
‫پس همه‌چیز رو بهم بگو، باشه؟

227
00:14:05,969 --> 00:14:09,931
‫ولی واقعاً اون جا رو گردنش، شبیه فلس ماره.

228
00:14:09,973 --> 00:14:13,894
‫یعنی یه مار خفه‌ش کرده؟ غیرممکنه.

229
00:14:16,980 --> 00:14:19,941
‫چیزی که شما سه‌نفر دیدین، یاداگامی-ساما بوده!

230
00:14:19,941 --> 00:14:23,904
‫یاداگامی-ساما مأمور رو از کلبه‌ی مهمان بیرون آورده!

231
00:14:23,904 --> 00:14:26,990
‫ولی هیچ مدرکی دال بر ورود و خروج کسی به کلبه‌ی مهمان نبود.

232
00:14:26,990 --> 00:14:29,951
‫یاداگامی-ساما باید می‌کشیدش بیرون.

233
00:14:29,951 --> 00:14:32,913
به‌نظرت این به‌خاطر اراده‌ی خدا نبوده؟

234
00:14:32,954 --> 00:14:33,955
‫خب...

235
00:14:38,919 --> 00:14:39,920
‫بابابزرگ!

236
00:14:39,920 --> 00:14:40,962
‫چرا هیچ کاری نمی‌کنی؟!

237
00:14:40,962 --> 00:14:43,965
‫غریبه‌ها نباید وارد آبشار بشن!

238
00:14:44,883 --> 00:14:47,886
‫باتوجه به شرایطشون بهشون اجازه دادم.

239
00:14:49,929 --> 00:14:55,977
‫میلی، اسپیتز-کون الان یه کارآگاهه، و اون
‫آقایی که کنارشه یه پلیس از توکیوئه.

240
00:14:55,977 --> 00:14:58,897
‫وای! یه افسر پلیسه؟

241
00:14:58,938 --> 00:15:02,984
‫با افسر ایشکی آشنا شین. مردم ایشونو به‌عنوان یه کارآگاه بزرگ می‌شناسن.

242
00:15:02,984 --> 00:15:06,905
آهان. واقعاً؟

243
00:15:07,989 --> 00:15:09,908
‫و ایشون کی باشن؟

244
00:15:09,949 --> 00:15:11,951
‫فکر کنم این آقا...

245
00:15:11,951 --> 00:15:13,912
‫اوه! اون...

246
00:15:14,954 --> 00:15:19,918
‫رون-کون یکی از دوستای بنده‌ست که با همدیگه علایق
‫مشترک داریم. ما با هم کاغذای بسته‌بندی کمیاب رو جمع می‌کنیم!

247
00:15:19,918 --> 00:15:21,920
‫چه سرگرمی جالبی.

248
00:15:23,004 --> 00:15:24,964
‫راستی، میلی-کون،

249
00:15:24,964 --> 00:15:27,967
‫دیروز اون بالا کنار آبشار داشتی چیکار می‌کردی؟

250
00:15:29,886 --> 00:15:30,929
‫داشتم...

251
00:15:34,933 --> 00:15:38,978
‫داشتم توی این معبد برای یاداگامی-ساما پیشکش می‌ذاشتم.

252
00:15:39,938 --> 00:15:43,900
‫این آبشار جاییه که ما برای محافظت از روستا قدردانیمون رو نشون می‌دیم.

253
00:15:43,900 --> 00:15:47,904
‫رسمه که روستایی‌ها هر روز برای پیشکش کردن بیان.

254
00:15:50,907 --> 00:15:53,952
‫شماها واقعاً باور دارین یاداگامی-ساما وجود داره؟

255
00:15:53,952 --> 00:15:57,914
‫چـ ـ چطور جرئت می‌کنی همچین سوالی بپرسی؟
‫معلومه که وجود دارن.

256
00:15:57,914 --> 00:15:59,958
‫درست همون‌طور که تا الان وجود
‫داشتن و همینطور برای از الان به بعد!

257
00:16:05,880 --> 00:16:08,967
‫درسته! همین عذابی که به سر مأمور نازل شد خودش مدرکه!

258
00:16:08,967 --> 00:16:10,927
‫شماها این‌طور فکر نمی‌کنین؟

259
00:16:11,886 --> 00:16:14,931
‫درسته! اون مورد خشم یاداگامی-ساما قرار گرفت!

260
00:16:14,931 --> 00:16:15,932
‫برای همینه که ما از غریبه‌ها متنفریم.

261
00:16:15,932 --> 00:16:16,975
‫اونا کی پیداشون شد؟

262
00:16:26,901 --> 00:16:28,945
‫گفتم الان بهمون حمله می‌کنن.

263
00:16:28,987 --> 00:16:31,990
‫وقتی عقاید با چنین رفتار استثنایی‌ای همراه می‌شن،

264
00:16:31,990 --> 00:16:34,951
‫گاهی‌اوقات می‌تونه شبیه حالتی مثل هیپونتیزم جمعی عمل کنه.

265
00:16:34,951 --> 00:16:36,953
‫این دقیقاً چیزیه که این‌جا شاهدش بودیم.

266
00:16:37,912 --> 00:16:41,916
‫واسه‌م سواله چی باعث می‌شه انقدر متعصب باشن.

267
00:16:43,960 --> 00:16:45,962
‫اوضاع توی آبشار چطور بود؟

268
00:16:45,962 --> 00:16:49,883
‫اوه، شما همون قوم‌شناسی.

269
00:16:49,966 --> 00:16:50,967
‫موروی‌ام.

270
00:16:50,967 --> 00:16:52,927
‫و شنیدم که شما هم کارآگاهین.

271
00:16:52,927 --> 00:16:56,890
‫می‌دونین که غریبه‌ها نمی‌تونن وارد
‫آبشار شن، برای همین کنجکاو بودم.

272
00:16:58,892 --> 00:17:01,978
‫این شایعه که یاداگامی-ساما مأمور رو کشته حقیقت داره؟

273
00:17:01,978 --> 00:17:04,939
‫ما نمی‌دونیم یاداگامی-ساما بوده یا نه، ولی...

274
00:17:05,899 --> 00:17:07,984
‫پس واقعاً مرگ بوده...

275
00:17:09,944 --> 00:17:13,907
‫من در مورد افسانه‌ی خدایان که توی حومه‌ی شهر
‫ نسل به نسل منتقل شده مطالعه کردم.

276
00:17:13,907 --> 00:17:15,909
‫ولی یاداگامی-ساما خیلی خاصه.

277
00:17:15,909 --> 00:17:18,912
‫همون‌طور که می‌بینین افسانه‌ش هنوز زنده‌ست.

278
00:17:18,912 --> 00:17:20,997
‫حتی گزارش‌های از قدرت ناپدید کردنش هست.

279
00:17:20,997 --> 00:17:23,875
‫قدرت ناپدید کردن؟

280
00:17:23,917 --> 00:17:27,921
‫پونزده‌سال پیش هم برنامه‌ای برای تأسیس یه سد بود.

281
00:17:27,921 --> 00:17:31,925
‫اما وقتی زمان ساخت‌وسازش رسید،
‫همه‌ی ماشین‌آلات سنگین ناپدید شدن.

282
00:17:31,925 --> 00:17:32,926
‫چی؟

283
00:17:33,927 --> 00:17:36,971
‫و برادر شما هم یازده‌سال پیش این‌جا ناپدید شدن، درسته؟

284
00:17:37,889 --> 00:17:38,973
‫آ ـ آره.

285
00:17:38,973 --> 00:17:41,893
‫وقتی این‌جا توی این روستا وقت می‌گذرونین،

286
00:17:41,893 --> 00:17:43,978
‫غیرممکنه که قدرت یاداگامی-ساما رو حس نکنید.

287
00:17:44,938 --> 00:17:48,900
‫من یه‌بار از کوه افتادم و هوشیاریم رو از دست دادم.

288
00:17:48,900 --> 00:17:50,944
‫اما وقتی به هوش اومدم، دیگه توی کوه نبودم.

289
00:17:50,944 --> 00:17:52,946
‫به‌جای اون متوجه شدم توی دامنه‌ش دراز کشیدم.

290
00:17:53,905 --> 00:17:54,948
‫مطمئنین؟

291
00:17:55,949 --> 00:17:58,952
‫راستش، من اخیراً...

292
00:17:58,952 --> 00:18:00,954
‫شیفته‌ی یاداگامی-ساما شدم،

293
00:18:00,954 --> 00:18:03,957
‫تو فکر اینم که برای زندگی به این روستا بیام.

294
00:18:04,958 --> 00:18:08,962
‫موروی-کون، دیروز وقتی بارون میومد شما داشتین چیکار می‌کردین؟

295
00:18:08,962 --> 00:18:10,964
‫بـ ـ به من شک دارین؟

296
00:18:10,964 --> 00:18:13,925
‫به معبدی رفتم که یاداگامی-ساما درونش قرار داره!

297
00:18:13,925 --> 00:18:15,968
‫اوه، من اون‌جا بودم.

298
00:18:15,968 --> 00:18:17,970
‫پوست ریخته‌‌شده‌ی یه مار بزرگ اون‌جا نگه‌داری می‌شه.

299
00:18:17,970 --> 00:18:20,932
‫حتی چشم و نیش هم داره،

300
00:18:20,932 --> 00:18:23,935
‫به علاوه‌ی طومارهای آویزون و دست‌نوشته‌هایی
‫ که یاداگامی-ساما رو به تصویر می‌کشن.

301
00:18:23,935 --> 00:18:25,937
‫به عنوان یه موزه و مرکز بایگانی بشدت چشمگیر عمل می‌کنه.

302
00:18:25,937 --> 00:18:26,938
اِاِاِ؟

303
00:18:26,938 --> 00:18:29,941
‫اما بنا به دلایلی، دیروز بسته بود.

304
00:18:29,941 --> 00:18:33,903
‫دیگه‌ای چاره‌ای نداشتم جز اینکه به خونه‌ی
‫سوزوکی-سان که توش می‌مونم، برگردم.

305
00:18:38,991 --> 00:18:39,992
چی شده؟

306
00:18:39,992 --> 00:18:42,954
‫همین مکالمه‌ی یکم پیش...

307
00:18:42,954 --> 00:18:44,956
‫یه‌چیزیش روی مخمه...

308
00:18:45,957 --> 00:18:48,960
‫خب نظرتون چیه اتفاقات رو کنار هم بچینیم؟

309
00:18:49,919 --> 00:18:52,964
‫موقع شام، وقتی به بیرون خونه‌ی شهردار نگاه کردیم،

310
00:18:52,964 --> 00:18:55,925
‫می‌تونستیم ببینیم یه مار دور کسی پیچیده شده.

311
00:18:55,925 --> 00:18:58,886
‫فوراً به کلبه‌ی مهمان رفتیم، با وجودی که بیرون گِلی بود،

312
00:18:58,886 --> 00:19:01,889
‫ولی اثری از ردپا نداشت.

313
00:19:01,889 --> 00:19:04,976
‫همه‌ی پنجره‌های اون‌جا میله داشتن.

314
00:19:05,893 --> 00:19:08,896
‫که یعنی کسی وارد یا خارج نشده.

315
00:19:08,896 --> 00:19:12,942
‫وقتی وارد کلبه شدیم، یه صدای بلند شنیدیم،

316
00:19:12,942 --> 00:19:14,944
‫ولی هیچکسی بیرون نبود.

317
00:19:14,944 --> 00:19:16,946
‫به‌نظرتون اون چه صدایی بود؟

318
00:19:19,907 --> 00:19:22,910
‫صدای تلپورت یاداگامی؟

319
00:19:22,910 --> 00:19:23,911
اینم جزء گزینه‌ها بود؟

320
00:19:23,911 --> 00:19:26,914
‫من خودم عاشق داستانای غیبیِ به‌درد بخورم.

321
00:19:27,874 --> 00:19:30,918
‫اما متأسفانه، هیچوقت اصل جنس به تورم نخورده.

322
00:19:30,960 --> 00:19:34,922
‫پس فکر می‌کنی ممکنه پای یه مجرم دیگه در میون باشه؟

323
00:19:34,922 --> 00:19:37,925
‫البته، نمی‌تونم بگم صد درصد مطمئنم...

324
00:19:37,925 --> 00:19:38,968
‫دویست درصد مطمئنم!

325
00:19:38,968 --> 00:19:40,928
‫بیشتر!

326
00:19:42,972 --> 00:19:45,933
‫ببخشید که معطلتون کردیم. بفرمایید داخل.

327
00:19:51,898 --> 00:19:54,942
‫اینکه ما یاداگامی-ساما رو توی این اتاق دیدیم که حقیقت داره.

328
00:19:54,942 --> 00:19:56,944
‫چطور تونست ناپدید بشه؟

329
00:19:56,986 --> 00:19:59,989
‫اوه! نکنه اتاق مخفی‌ای چیزی این‌جا هست؟

330
00:19:59,989 --> 00:20:02,950
‫خب، ما همه‌ی این‌جا رو گشتیم.

331
00:20:03,910 --> 00:20:05,953
‫گردوغبار زیر سقف دست‌ نخورده بود.

332
00:20:05,953 --> 00:20:07,914
‫نشونه‌ای از اینکه کسی اون بالا باشه وجود نداشت.

333
00:20:07,914 --> 00:20:09,999
‫دیوارها و میله‌ها هم محکمن نمی‌شه برشون داشت.

334
00:20:09,999 --> 00:20:12,919
‫همه‌ی تشک‌های تاتامی رو هم برگردوندیم،

335
00:20:12,919 --> 00:20:14,921
‫ولی جایی برای مخفی‌شدن نبود.

336
00:20:15,922 --> 00:20:16,964
‫که این‌طور.

337
00:20:17,924 --> 00:20:20,885
‫ولی یه سرنخ پیدا کردیم.

338
00:20:21,928 --> 00:20:22,929
‫این.

339
00:20:22,929 --> 00:20:24,972
‫شیره‌ی شکر قهوه‌ای رون!

340
00:20:24,972 --> 00:20:26,933
‫پس این‌جا بود!

341
00:20:26,933 --> 00:20:30,937
‫دیروز که دویدیم بیرون توی دهنم بود، ولی یه‌جایی غیبش زد.

342
00:20:30,937 --> 00:20:33,940
‫اوه نگاه کن، همه‌ی تشکای تاتامی رو کثیف کردی.

343
00:20:34,899 --> 00:20:37,902
‫شرمنده، اون انداختتش.

344
00:20:37,902 --> 00:20:38,986
‫که این‌طور.

345
00:20:38,986 --> 00:20:42,949
‫در اون صورت، دیگه هیچ سرنخی نداریم.

346
00:20:42,949 --> 00:20:45,952
‫هیچ... سرنخی...نداریم...

347
00:20:47,912 --> 00:20:48,913
‫ها؟

348
00:20:48,913 --> 00:20:51,916
‫پس یاداگامی واقعاً وجود داره...

349
00:20:51,916 --> 00:20:52,959
‫و برادر من...

350
00:20:53,918 --> 00:20:56,921
‫در برابر خدا قدرتی نداشته.

351
00:20:58,965 --> 00:21:00,925
‫آنیکی...

352
00:21:01,926 --> 00:21:05,972
‫یکم رفتارات شبیه بچه‌هاست، اما می‌تونی
‫یه‌کاری کنی تا مردم دوستت داشته باشن.

353
00:21:05,972 --> 00:21:11,894
‫دوستای خوب پیدا کن، و راهی رو پیش بگیر تا به مردم کمک کنی.

354
00:21:11,894 --> 00:21:12,937
‫ازت انتظارای زیادی دارم.

355
00:21:14,939 --> 00:21:16,941
‫چرا...؟

356
00:21:20,987 --> 00:21:22,905
‫چی شده، اسپیتز؟

357
00:21:23,948 --> 00:21:25,908
‫یه مار سفید توی رودخونه‌ست.

358
00:21:25,950 --> 00:21:27,910
‫یاداگامیه!

359
00:21:29,912 --> 00:21:31,956
‫چی؟ من که چیزی نمی‌بینم.

360
00:21:44,885 --> 00:21:47,972
‫وقتی شما افسرها به این‌‌جا اومدین،
‫بطری شیره‌ی شکر قهوه‌ای کجا بود؟

361
00:21:47,972 --> 00:21:50,891
‫تشک‌های تاتامی که برداشته بودیم
‫رو برگردوندیم سر جاشون،

362
00:21:50,891 --> 00:21:51,934
‫پس دقیقاً همون‌جایی بود که الان هست.

363
00:21:53,936 --> 00:21:54,979
‫افسر ایشکی...

364
00:21:54,979 --> 00:21:58,983
‫از چهرتون معلومه از کل ماجرای ناپدید کردن یاداگامی سر در آوردین.

365
00:21:58,983 --> 00:21:59,984
اِاِاِ؟

366
00:22:00,901 --> 00:22:02,945
‫حلش کردی، نه؟ رون.

367
00:22:03,904 --> 00:22:07,867
‫افسانه‌های زنده‌ای که توسط زنده‌ها خلق شدن.

