﻿1
00:00:04,963 --> 00:00:07,632
‫پس یعنی حتی تو هم درست و حسابی هوای تشکت رو می‌گیری، رون؟

2
00:00:07,924 --> 00:00:08,717
‫یه لحظه...

3
00:00:08,717 --> 00:00:10,885
‫خیلی درازه!

4
00:00:13,471 --> 00:00:15,348
‫غافلگیرکننده بود.

5
00:00:15,348 --> 00:00:17,475
‫فکر نمی‌کردم زمین کاهلی رو هواگیری کنی.

6
00:00:17,475 --> 00:00:20,186
‫گاهی‌وقتا تنهایی انجامش می‌دم، میندازمش، پس این کارو توی خونه امتحان کنم.

7
00:00:20,186 --> 00:00:22,063
‫آره، عمراً توی زندگیم سمتش هم نمی‌رم.

8
00:00:29,904 --> 00:00:31,781
‫به‌نظر خوشحال نمیای، توتو.

9
00:00:31,781 --> 00:00:33,908
‫فقط... می‌خواستم بگم،

10
00:00:33,908 --> 00:00:37,162
‫«از وقتی از رصدخونه اومدیم عجیب شدی.»

11
00:00:37,162 --> 00:00:39,998
‫ولی حالا که بهش فکر می‌کنم، تو همیشه عجیب بودی.

12
00:00:39,998 --> 00:00:43,668
‫پس یعنی اونی که عجیبه تویی.

13
00:00:43,668 --> 00:00:44,377
ها؟

14
00:00:45,420 --> 00:00:46,838
‫خب، شایدم حق با تو باشه.

15
00:00:47,130 --> 00:00:49,340
‫ولی فقط به‌خاطر اینه که حرفای عجیب می‌زنی.

16
00:00:49,674 --> 00:00:53,052
‫قایقی که قاتل‌های رصدخونه رو می‌برد غرق شده،

17
00:00:53,052 --> 00:00:57,223
‫همه‌ی خدمه گم شدن و تو داری می‌گی تصادفی نبوده. این‌طور چیزا.

18
00:00:57,223 --> 00:00:59,809
‫آره، این تنها توضیحیه که می‌تونم بهش فکر کنم.

19
00:01:00,685 --> 00:01:05,440
‫هرکسی پنج سال پیش توی اردوی تمرینی خونین این علامتو روی گردن من گذاشته...

20
00:01:05,440 --> 00:01:07,025
‫اون قایقم غرق کرده.

21
00:01:07,025 --> 00:01:10,236
‫اگه این‌ حقیقت داشته باشه،
‫برام جالبه که می‌تونی انقدر آروم بمونی.

22
00:01:10,236 --> 00:01:12,197
‫به وحشت نمی‌افتی؟

23
00:01:12,197 --> 00:01:14,491
‫توی ترس این‌طرف اون‌طرف دویدن دردی دوا نمی‌کنه، نه؟

24
00:01:14,491 --> 00:01:18,453
‫در حینی که اقدامات مناسب رو انجام می‌دم، از زندگی روزانه‌م هم لذت می‌برم.

25
00:01:18,453 --> 00:01:20,371
‫خوشبحالته که انقدر بی‌خیالیا.

26
00:01:25,460 --> 00:01:27,170
‫اوه، شرمنده!

27
00:01:27,170 --> 00:01:29,631
‫وایسا، این یکم پیش این‌جا نبودا!

28
00:01:29,631 --> 00:01:32,550
‫راستی، این یهویی سروکله‌ش توی چمدون من پیدا شد.

29
00:01:32,550 --> 00:01:34,761
‫یه سوغات از جزیره‌ی ناندانه، درسته؟

30
00:01:34,761 --> 00:01:36,930
‫مطمئنم آمامیا-کون خوشحال می‌شن.

31
00:01:36,930 --> 00:01:38,473
‫واقعاً؟ این‌طور فکر می‌کنی؟

32
00:01:38,473 --> 00:01:40,225
‫تضمین می‌کنم می‌خندونتش.

33
00:01:40,225 --> 00:01:41,518
‫جدی؟

34
00:03:14,444 --> 00:03:16,863
‫آمامیا-سنپای، براتون سوغاتی آوردم.

35
00:03:16,863 --> 00:03:17,780
‫ممنون.

36
00:03:18,364 --> 00:03:19,741
‫خب ایشکی...

37
00:03:19,741 --> 00:03:21,117
‫نادیده گرفتش.

38
00:03:21,117 --> 00:03:23,077
‫برات یه کاری دارم.

39
00:03:23,077 --> 00:03:24,078
‫ها؟

40
00:03:25,496 --> 00:03:29,751
‫چیزی از جزئیات بهم نگفت. یعنی چه کاریه.

41
00:03:32,962 --> 00:03:34,797
‫واقعاً خودشه...

42
00:03:39,594 --> 00:03:41,012
‫از آشناییتون خوشوقتم!

43
00:03:41,012 --> 00:03:44,182
‫من مونکی چیکوری هستم. از هفته‌نامه‌ی لایم.

44
00:03:46,017 --> 00:03:48,561
‫بنده ایشکی هستم از تیم تحقیق 1.

45
00:03:48,561 --> 00:03:50,897
‫خب... شما روزنامه‌نگارین؟

46
00:03:50,897 --> 00:03:54,484
‫بله! من اومدم تا دنبالتونم کنم افسر ایشکی.

47
00:03:54,484 --> 00:03:56,694
‫مـ ـ منو دنبال کنین؟

48
00:03:56,694 --> 00:03:57,695
‫درسته.

49
00:03:57,695 --> 00:04:01,282
‫برای ستون «مردمی که باید تماشا کرد» از جدیدترین
‫چاپمون، خیلی ممنون می‌شم.

50
00:04:01,282 --> 00:04:02,742
‫«مردمی که باید تماشا کرد.»؟

51
00:04:02,742 --> 00:04:05,328
‫عموماً برای این‌طور چیزا...

52
00:04:05,328 --> 00:04:06,871
‫نمی‌رن سراغ هنرمندها یا ورزشکارها؟

53
00:04:06,871 --> 00:04:10,708
‫نه... من بعد از مواردی مثل خفه‌شدگی‌های سریالی توی پلیس کلان‌شهر...

54
00:04:10,708 --> 00:04:12,418
‫و قاتل دست‌ جمع‌کن،

55
00:04:12,418 --> 00:04:15,713
‫کسی جز افسر ایشکی که این پرونده‌ها رو حل کرد، نمی‌خوام.

56
00:04:15,713 --> 00:04:20,051
‫ولی اونا توی هیچ روزنامه‌ای نبودن، از کجا فهمیدین من حلشون کردم؟

57
00:04:20,051 --> 00:04:21,511
‫چون خیلی دوستتون دارم.

58
00:04:21,511 --> 00:04:22,720
دوسـ ــــ

59
00:04:22,720 --> 00:04:24,680
‫اوه، منظورم از اون مدلای عجیبش نبود!

60
00:04:25,598 --> 00:04:29,894
‫می‌دونید من بچه که بودم، دزدیده شدم.

61
00:04:31,354 --> 00:04:35,066
‫مردی که شجاعانه پرونده رو حل کرد و منو نجات داد...

62
00:04:35,066 --> 00:04:36,567
‫یه افسر پلیس بود.

63
00:04:38,069 --> 00:04:41,697
‫از اون‌موقع، پلیس‌ها به چشم من قهرمان شدن.

64
00:04:41,697 --> 00:04:43,991
‫برای همینه که روزنامه‌نگار شدم.

65
00:04:43,991 --> 00:04:45,952
‫اینم بنا به دلایل خودم، روش منه...

66
00:04:45,952 --> 00:04:48,829
‫من هم سعی می‌کنم در مورد پرونده‌های حل نشده و جرم‌های غیرممکن تحقیق کنم.

67
00:04:48,829 --> 00:04:52,750
‫و کارآگاه ایشکی من شاهد این بودم که شما چطور
‫ بدون اشتباه پشت سر همدیگه پرونده‌ها رو حل می‌کنید.

68
00:04:52,750 --> 00:04:54,835
‫شما قهرمان‌های قهرمان‌هایید.

69
00:04:54,835 --> 00:04:57,046
‫شما برای من یه‌طور قهرمانید!

70
00:04:57,046 --> 00:04:58,422
قهرمان؟

71
00:04:58,923 --> 00:05:00,841
‫از اون عجیب و غریبهاشه.

72
00:05:00,841 --> 00:05:03,970
‫کلاً اشتباه برداشت کرده که من پرونده‌ها رو حل می‌کنم،

73
00:05:03,970 --> 00:05:06,639
‫ولی نمی‌تونم هویت رون رو لو بدم، پس چاره‌ای ندارم.

74
00:05:06,639 --> 00:05:09,809
‫اگر حس می‌کنید تحمیل‌کننده‌ست، می‌تونید با خیال راحت رد کنید.

75
00:05:09,809 --> 00:05:12,228
‫می‌دونم که درخواست زیادی ازتون دارم.

76
00:05:12,228 --> 00:05:14,689
‫همین که تونستم باهاتون ملاقات کنم قدردانم.

77
00:05:15,106 --> 00:05:16,691
‫واقعاً.

78
00:05:17,316 --> 00:05:19,443
‫نه مشکلی نیست!

79
00:05:19,777 --> 00:05:22,613
‫فقط در حال حاضر پرونده‌ای بهم محول نشده...

80
00:05:22,613 --> 00:05:23,531
‫فوق‌العاده‌ست!

81
00:05:23,531 --> 00:05:26,242
‫پس از همین الان برای پرونده‌ی بزرگ بعدی سرتونو خلوت کردن؟

82
00:05:26,617 --> 00:05:29,036
‫الحق که افسر تیم تحقیق 1اید.

83
00:05:29,036 --> 00:05:30,955
‫برداشتای اشتباهش داره مثل بهمن شدت می‌گیره.

84
00:05:37,878 --> 00:05:41,299
‫ملاقات با یه کارآگاه بزرگ سر کار واقعاً برام انگیزه‌بخشه..

85
00:05:41,299 --> 00:05:44,343
‫پس برای مرتب کردن همه‌ی اسناد و مدارک هم وقت صرف می‌کنید؟

86
00:05:44,343 --> 00:05:45,886
‫اوه، آ ـ آره.

87
00:05:45,886 --> 00:05:48,597
‫راستش همین بخش بزرگی از کار منه.

88
00:05:48,597 --> 00:05:51,517
‫قبل از اینکه بو ببره می‌خوام این قضیه رو فیصله بدم، اما...

89
00:05:56,230 --> 00:05:58,482
‫بعد از این بازم کارای دفتری دارم،

90
00:05:58,482 --> 00:06:01,485
‫پس نظرتون چیه یه مصاحبه موقع صرف فوری چایی داشته باشیم؟

91
00:06:01,485 --> 00:06:02,737
‫خوب نیست؟

92
00:06:02,737 --> 00:06:05,239
‫باعث افتخاره که موقع صرف نوشیدنی همراهیتون کنم!

93
00:06:13,914 --> 00:06:16,167
‫من شکلات داغ می‌خورم.

94
00:06:16,167 --> 00:06:18,711
‫منم آیس‌کافی می‌خورم. بِلَک باشه.

95
00:06:18,711 --> 00:06:19,712
‫نداریم.

96
00:06:19,712 --> 00:06:20,379
‫چی؟

97
00:06:20,838 --> 00:06:22,840
‫تنها چیز بِلَکی که این‌جا داریم شیره‌ی شکره.

98
00:06:22,840 --> 00:06:23,758
‫رون‌...

99
00:06:23,758 --> 00:06:24,550
‫چی؟

100
00:06:24,550 --> 00:06:27,053
‫اسم من چاساکو کاموکیو هست...

101
00:06:27,053 --> 00:06:29,305
‫توش هیچ «رو» یا «ن» ـی نیست.

102
00:06:29,305 --> 00:06:31,265
‫خود رونه!

103
00:06:31,265 --> 00:06:34,518
‫کافی‌شاپی که قهوه نداره؟

104
00:06:34,518 --> 00:06:36,604
‫می‌شه چند کلام اون‌جا باهاتون حرف بزنم؟

105
00:06:37,396 --> 00:06:41,067
‫عجب کارآگاه فوق‌العاده‌ای! انقدر قاطعانه نصیحتش می‌کنه...

106
00:06:41,067 --> 00:06:42,651
‫داری چیکار می‌کنی؟

107
00:06:42,651 --> 00:06:43,444
‫کمک.

108
00:06:43,444 --> 00:06:44,195
‫چی؟

109
00:06:44,195 --> 00:06:49,283
‫این‌جا دارم به صاحب کافه یاد می‌دم چطور
‫لاته با شیره‌ی شکر قهوه‌‌ایِ ویژه‌م رو درست کنه.

110
00:06:49,283 --> 00:06:51,535
‫معلومه وقت آزاد زیاد داری.

111
00:06:54,205 --> 00:06:56,999
‫فقط بخاطر اینکه بعضی‌ها برام کار نمیارن.

112
00:06:56,999 --> 00:06:57,708
‫خراب کردم.

113
00:06:57,708 --> 00:06:59,376
‫پرونده‌ی حل نشده‌ای نداری؟

114
00:06:59,376 --> 00:07:00,920
‫امروزم چیزی نبود.

115
00:07:01,545 --> 00:07:04,256
‫سر قراری؟ با یه روزنامه‌نگار؟

116
00:07:04,256 --> 00:07:06,175
‫ها؟ از کجا فهمیدی روزنامه‌نگاره؟

117
00:07:06,175 --> 00:07:07,426
‫ساده‌ست.

118
00:07:08,010 --> 00:07:11,847
‫وقتی وارد کافه شد، اولین چیزی که بررسی کرد قفسه‌ی مجلات بود.

119
00:07:11,847 --> 00:07:16,185
‫و اینکه جلوی کفش‌هاش سابیده شده
‫نشون می‌ده که زیاد می‌دوـه.

120
00:07:16,185 --> 00:07:18,270
‫قاب گوشیش هم پر از کارت ویزیته.

121
00:07:18,270 --> 00:07:19,647
‫یه نشانه‌ی گویای دیگه.

122
00:07:19,647 --> 00:07:21,398
‫که این‌طور.

123
00:07:21,398 --> 00:07:24,318
‫ولی برای کاره! اون واقعاً دچار سوء تفاهم شده...

124
00:07:24,318 --> 00:07:25,736
‫این‌جا چطوره؟

125
00:07:25,736 --> 00:07:27,154
‫به‌نظرم خوبه، آره؟

126
00:07:27,530 --> 00:07:29,365
‫منم دوستش دارم.

127
00:07:29,740 --> 00:07:31,784
‫خیلی باکلاسه، نیست؟

128
00:07:31,784 --> 00:07:34,411
‫من برم از تابلوی بیرون عکس بگیرم.

129
00:07:34,411 --> 00:07:35,704
‫باشه.

130
00:07:35,704 --> 00:07:37,706
‫ما هم جلوتر می‌ریم تا سفارش بدیم.

131
00:07:37,706 --> 00:07:39,208
‫خب، تو چی می‌خوری؟

132
00:07:39,208 --> 00:07:40,918
‫من کافه لاته می‌خورم.

133
00:07:40,918 --> 00:07:42,878
‫منم! همونو می‌خورم.

134
00:07:42,878 --> 00:07:43,963
‫خوش آمدین.

135
00:07:43,963 --> 00:07:46,048
‫اوه، سه‌تا لاته لطفاً.

136
00:07:46,048 --> 00:07:47,508
‫الساعه میارم خدمتتون.

137
00:07:47,508 --> 00:07:50,344
‫ما سفارش هرکسی زودتر برسه رو زودتر آماده می‌کنیم، پس خیلی زود آماده می‌شه.

138
00:07:52,805 --> 00:07:54,765
‫بفرمایید. یه شکلات داغ و بِلَک.

139
00:07:54,765 --> 00:07:57,768
‫بِلَک؟ این که شیره‌ی شکر نیست، هست؟

140
00:07:57,768 --> 00:07:59,520
‫واقعاً فکر کردی همچین کاری می‌کنم؟

141
00:07:59,520 --> 00:08:01,146
‫مـ ـ معلومه که نه.

142
00:08:01,146 --> 00:08:02,606
‫با آب رقیقش کردم.

143
00:08:05,150 --> 00:08:06,569
‫چاساکو-سان بودی، درسته؟

144
00:08:06,569 --> 00:08:07,903
‫چاساکو کاموکیو.

145
00:08:07,903 --> 00:08:09,738
‫واقعاً این‌جا کار می‌کنی؟

146
00:08:28,632 --> 00:08:29,842
‫تموم شد.

147
00:08:30,175 --> 00:08:32,052
‫بفرمایید. سه تا کافه لاته.

148
00:08:32,553 --> 00:08:34,263
‫وای!

149
00:08:34,263 --> 00:08:36,140
‫کی همچین مهارتی رو یاد گرفتی؟

150
00:08:36,140 --> 00:08:39,977
‫مهم‌ترین چیز کشیدن پلاتیپوس روی لاته‌ست.

151
00:08:39,977 --> 00:08:41,103
‫کسی نپرسید.

152
00:08:41,103 --> 00:08:43,063
‫چه اردک نازی.

153
00:08:44,523 --> 00:08:45,983
‫ا ـ ا ـ ارد....

154
00:08:46,442 --> 00:08:47,818
‫کمک می‌خوای؟

155
00:08:47,818 --> 00:08:49,320
‫مشکلی نیست!

156
00:08:49,695 --> 00:08:51,697
‫ار ـ اردک؟

157
00:08:52,948 --> 00:08:54,408
‫با اجازه.

158
00:08:55,409 --> 00:08:56,785
‫ها؟ ازم عکس گرفتی؟

159
00:08:56,785 --> 00:08:57,828
‫بله.

160
00:08:57,828 --> 00:08:59,371
‫داری در موردش گزارش انجام می‌دی؟

161
00:08:59,371 --> 00:09:02,833
‫بله. ایشون دارن برام تجربه‌ی فوق‌العاده‌ای رو رقم می‌زنن.

162
00:09:02,833 --> 00:09:04,126
‫ازشون سوالی داری؟

163
00:09:04,126 --> 00:09:04,752
‫هی.

164
00:09:04,752 --> 00:09:06,045
‫معلومه!

165
00:09:06,045 --> 00:09:10,257
‫می‌خوام یه مقاله در مورد پرونده‌های حل‌نشدنی‌ای
‫که از پسش بر اومدن، بنویسم.

166
00:09:11,467 --> 00:09:14,553
‫ لعنتی. متوجه نشدم روزنامه‌نگار جناییه.

167
00:09:18,640 --> 00:09:19,641
‫بفرمایید.

168
00:09:19,641 --> 00:09:22,061
‫یه نمونه از لاته‌ی شیره‌ی شکر قهوه‌ای به حساب ما.

169
00:09:22,061 --> 00:09:23,854
‫این اندازه‌ش قدر نمونه نیست.

170
00:09:23,854 --> 00:09:25,814
‫تـ ـ تو! یه لحظه دنبالم بیا.

171
00:09:25,814 --> 00:09:27,399
‫نیازی نیست بخوای ازم تشکر کنی.

172
00:09:27,399 --> 00:09:28,442
‫بیا این‌جا.

173
00:09:31,737 --> 00:09:33,447
‫چی توی سرته؟

174
00:09:33,447 --> 00:09:36,700
‫روزنامه‌نگارهای جنایی می‌تونن منابع اطلاعات انتقادی در مورد پرونده‌های سخت باشن.

175
00:09:36,700 --> 00:09:39,453
‫باید باهاش رابطه‌‌ی خوبی برقرار کنی.

176
00:09:39,453 --> 00:09:40,204
‫چی؟

177
00:09:40,204 --> 00:09:42,915
‫تنها کاری که الان از من برمیاد،
‫اینه که یکم توی تنظیم صحنه کمک کنم.

178
00:09:42,915 --> 00:09:44,416
‫یه‌لحظه! صبر کن!

179
00:09:45,209 --> 00:09:48,545
‫بین خودمون کاری به استایل رستوران سوبا هم داریم.

180
00:09:48,545 --> 00:09:50,631
‫این‌طوری که این‌جا دیگه کافه نیست.

181
00:09:51,882 --> 00:09:55,260
‫می‌شه لطفاً انقدر برای افسر ایشکی دردسر درست نکنید؟

182
00:09:55,260 --> 00:09:58,847
‫وقت ایشون خیلی ارزشمنده. انقدر
‫ارزشمند که حیفه هدر داده بشه، حتی برای من.

183
00:09:59,515 --> 00:10:01,558
انقدر براش احترام قائلی؟

184
00:10:01,975 --> 00:10:03,936
‫ازت خوشم میاد.

185
00:10:03,936 --> 00:10:05,854
‫این دیگه از کجا در اومد؟

186
00:10:05,854 --> 00:10:07,147
‫خب خب...

187
00:10:12,319 --> 00:10:13,153
‫جولی؟

188
00:10:15,489 --> 00:10:16,615
‫خانوم؟

189
00:10:16,615 --> 00:10:17,616
‫چـ ـ چی شده؟

190
00:10:18,575 --> 00:10:20,077
‫زنگ بزن آمبولانس.

191
00:10:20,077 --> 00:10:20,953
‫باشه.

192
00:10:21,829 --> 00:10:23,288
‫و به پلیس.

193
00:10:23,288 --> 00:10:24,248
‫چی؟

194
00:10:24,998 --> 00:10:26,208
‫سم بوده.

195
00:10:39,388 --> 00:10:44,810
‫توی فنجان خانومی که فوت شدن یه کپسول سیانور پیدا کردیم.

196
00:10:44,810 --> 00:10:46,103
‫که این‌طور.

197
00:10:46,979 --> 00:10:48,814
‫با اجازه.

198
00:10:48,814 --> 00:10:50,899
‫انتقامت رو می‌گیرم.

199
00:10:50,899 --> 00:10:52,192
‫چـ ـ هی!

200
00:10:52,192 --> 00:10:53,694
‫لطفاً برید کنار!

201
00:10:53,694 --> 00:10:55,863
‫صحنه‌ی جرم میدان مبارزه‌ی کارآگاه‌های برجسته‌ست،

202
00:10:55,863 --> 00:10:58,323
‫و این تخصص کارآگاه ایشکیه.

203
00:10:58,323 --> 00:11:00,659
‫پس اون یه کارآگاه بزرگه؟

204
00:11:00,659 --> 00:11:02,786
‫ایشون پرونده‌های سخت زیادی رو حل کردن.

205
00:11:02,786 --> 00:11:05,038
‫ایشون بین افراد این‌کاره یه
‫کارآگاه برجسته‌ی‌ شناخته شدن.

206
00:11:05,038 --> 00:11:07,499
‫دوباره تعریفاش شروع شد!

207
00:11:07,499 --> 00:11:10,252
‫که اینطور. خب اینکه باعث قوت قلبه.

208
00:11:10,252 --> 00:11:12,671
‫حتی مظنونی مثل من هم خوشحاله که
‫شخصی مثل ایشون بالا سر پرونده‌ست.

209
00:11:12,671 --> 00:11:14,006
‫چی؟ تو...

210
00:11:14,006 --> 00:11:15,090
‫مظنونی؟

211
00:11:15,090 --> 00:11:20,429
‫بله، چون فقط سه نفر فرصت داشتن تا توی
‫قهوه‌ی این خانوم سم بریزن.

212
00:11:20,929 --> 00:11:22,639
‫من، کسی که کافه‌ لاته رو درست کرده،

213
00:11:22,639 --> 00:11:25,517
‫و دوتا دختری که کنارشون نشسته بودن.

214
00:11:28,061 --> 00:11:31,523
‫سوال اینه که کی قهوه رو مسموم کرده بود و چطور.

215
00:11:32,983 --> 00:11:34,610
‫نیازی به نگرانی نست.

216
00:11:36,903 --> 00:11:40,240
‫کارآگاه ایشکی این پرونده رو به خوبی حل می‌کنن.

217
00:11:42,492 --> 00:11:43,493
‫چی؟

218
00:11:47,497 --> 00:11:50,709
‫می‌دونم معذبین کسی مثل من این جریان رو پوشش بده، ‫اما به عنوان یه روزنامه‌نگار،

219
00:11:50,709 --> 00:11:53,879
‫هرکاری ازم بر میاد رو انجام می‌دم تا یه مقاله‌ی خوب در موردش بنویسم.

220
00:11:53,879 --> 00:11:54,671
‫چیزه، من...

221
00:11:54,671 --> 00:11:58,925
‫جا داره بگم پرونده‌های آدم‌برفی غول‌پیکر توی کوشیرو...

222
00:11:58,925 --> 00:12:01,511
‫و ترور مار هشت سر توی ایزومو...

223
00:12:01,511 --> 00:12:02,763
‫جز پرونده‌هایی‌ان که من پوشش دادم.

224
00:12:02,763 --> 00:12:05,140
‫پرونده‌های خیلی پیچیده‌ای بودن!

225
00:12:05,140 --> 00:12:08,935
‫ واقعاً روزنامه‌نگار جنایی آینده‌داری هستی. اسمت چیه؟

226
00:12:08,935 --> 00:12:10,979
‫مونکی چیکوری.

227
00:12:12,189 --> 00:12:14,649
‫از حالا به بعد از جا هر اتفاقی افتاد،

228
00:12:14,649 --> 00:12:17,069
‫اول از همه به افسر ایشکی زنگ بزن.

229
00:12:17,069 --> 00:12:17,903
‫چی؟

230
00:12:17,903 --> 00:12:21,615
‫سعی داره با استفاده از ارتباطات دختره تو کشور
‫برای خودش پرونده جمع کنه.

231
00:12:21,615 --> 00:12:23,825
‫باید امروز هم شاهد کارشون باشی.

232
00:12:23,825 --> 00:12:25,327
شما فازت چیه؟

233
00:12:25,327 --> 00:12:26,787
‫بدم نمی‌گه.

234
00:12:31,583 --> 00:12:33,335
‫بنده ایشکی از پلیس کلان‌شهر هستم.

235
00:12:33,335 --> 00:12:35,212
‫می‌خوام با هر سه‌تون صحبت کنم.

236
00:12:35,212 --> 00:12:38,965
‫ما باور داریم که مجرم کسیه که به
‫فنجون قربانی دسترسی داشته.

237
00:12:38,965 --> 00:12:43,220
‫برای همین مایلم بودنم همه‌تون موقع حادثه در حال چه کاری بودین.

238
00:12:43,220 --> 00:12:44,596
‫با پیشخدمت شروع می‌کنیم.

239
00:12:44,596 --> 00:12:48,558
‫من فقط یه لاته‌ی عالی آماده کردم، ولی یه جای کار می‌لنگید.

240
00:12:48,558 --> 00:12:49,059
‫چی؟

241
00:12:49,059 --> 00:12:52,604
‫لاته‌ی پلاتیپوس من با اردک اشتباه گرفته شد. ‫پدیده‌ی بسیار عجیبی بود.

242
00:12:52,604 --> 00:12:54,022
‫واقعاً کینه‌ای هستی.

243
00:12:55,315 --> 00:12:58,110
‫بعدی هایامی-سان هستن که لاته‌ها رو بردن.

244
00:12:58,110 --> 00:12:59,277
‫بله.

245
00:12:59,820 --> 00:13:03,490
‫وقتی لاته‌هامون رو بردم سر میز، جولی..

246
00:13:03,490 --> 00:13:05,909
‫بیاید سه‌تایی عکس بگیریم!

247
00:13:05,909 --> 00:13:08,036
‫خب می‌گیرم!

248
00:13:09,746 --> 00:13:13,166
‫بعدش گوشیم زنگ خورد.

249
00:13:13,166 --> 00:13:15,627
‫ببخشید، مدیر محل کارمه.

250
00:13:15,627 --> 00:13:17,003
‫سلام، هایامی هستم.

251
00:13:17,003 --> 00:13:19,256
‫من می‌رم از اطراف کافه عکس بگیرم.

252
00:13:19,256 --> 00:13:21,216
‫باشه، من این‌جا منتظر می‌مونم.

253
00:13:21,216 --> 00:13:23,718
‫زیاد با تلفن حرف نزدم.

254
00:13:24,636 --> 00:13:27,097
‫ببخشید. منتظرتون گذاشتم.

255
00:13:27,097 --> 00:13:28,098
‫اشکالی نداره.

256
00:13:28,098 --> 00:13:29,516
‫خب، بیاید بخوریم.

257
00:13:29,516 --> 00:13:32,686
‫وقتی برگشتم سر جام،
‫جولی اولین کسی بود که خورد.

258
00:13:32,686 --> 00:13:35,147
‫و بعدش ازش خورد و افتاد.

259
00:13:36,606 --> 00:13:42,529
‫به عبارتی، تنها کسی که می‌تونسته نوشیدنی رو مسموم کنه، منی که لاته رو آماده کردم...

260
00:13:42,529 --> 00:13:44,573
‫هایامی-کون‌ای که لاته‌ها رو بردن،

261
00:13:44,573 --> 00:13:48,076
‫و تامادا -کون که باهاشون تنها موندن، بودیم.

262
00:13:48,076 --> 00:13:50,912
‫حرفای کارآگاه ایشکی رو ندزدین.

263
00:13:50,912 --> 00:13:52,080
‫امـ ـ اما...

264
00:13:52,414 --> 00:13:55,000
‫من فکر نمی‌کنم کار شما بوده باشه، کاموکیو-سان.

265
00:13:55,000 --> 00:13:57,377
‫شما خبر نداشتین کی از کدوم فنجون می‌خوره.

266
00:13:57,377 --> 00:14:00,213
‫و دلیلی هم نمی‌بینم شما بخواین به‌طور تصادفی کسی رو بکشین.

267
00:14:00,213 --> 00:14:02,257
‫حتی اگه خواهان مرگش ایشون بودید،

268
00:14:02,257 --> 00:14:07,387
‫تعیین اینکه کدوم فنجون در مقابل کی
‫قرار می‌گیره، تقریباً غیرممکن بوده.

269
00:14:07,387 --> 00:14:09,139
‫چـ ـ چقدر الهام‌بخش!

270
00:14:09,139 --> 00:14:12,475
‫فکرشون بکن می‌تونم استنباط کارآگاه ایشکی رو شخصاً ببینم!

271
00:14:12,475 --> 00:14:15,437
‫دقیقاً! می‌تونم رشدِ توانایی‌های استنباطش رو ببینم.

272
00:14:15,437 --> 00:14:17,147
شما فکر کردی کی هستی؟

273
00:14:17,147 --> 00:14:19,190
‫خب، این‌طور نبود.

274
00:14:19,190 --> 00:14:21,401
‫درسته؟ منم یادم میاد.

275
00:14:21,776 --> 00:14:26,114
‫جولی فنجونی که جلوش بود رو برنداشت.
‫اونی که سمت دیگه بود رو برداشت.

276
00:14:26,948 --> 00:14:27,908
‫چی گفتین؟

277
00:14:27,908 --> 00:14:32,245
‫پس مجرم چطوری ایشون رو به سمتی سوق
‫داده تا فنجون سمی سمت دیگه رو برداره؟

278
00:14:35,957 --> 00:14:39,169
‫آه، بخشید. ممنون بابت شهادتتون.

279
00:14:39,169 --> 00:14:43,632
‫الان با استفاده از صحبت‌هایی که داشتین ‫موقعیت رو سازماندهی می‌کنم.

280
00:14:43,632 --> 00:14:45,425
‫یکمی دیگه تحملون کنید.

281
00:14:50,096 --> 00:14:53,016
‫هیچ راهی برای کنترل قربانی نبوده،

282
00:14:53,016 --> 00:14:54,768
‫پس شاید یه‌طور حقه بوده.

283
00:14:54,768 --> 00:14:59,189
‫ولی دیگه از لاته‌ی قربانی هم نداریم.

284
00:14:59,189 --> 00:15:00,523
‫افسر ایشکی.

285
00:15:01,316 --> 00:15:02,734
‫اینو انداختین.

286
00:15:02,734 --> 00:15:05,028
‫ها؟ ممنون.

287
00:15:14,454 --> 00:15:15,872
‫اوه، خودشه.

288
00:15:15,872 --> 00:15:18,416
‫شاید روی حساب اجتماعی جولی-سان مدرکی باشه.

289
00:15:18,416 --> 00:15:20,919
‫چـ ـ چه زیرکانه!
‫حرف ندارین افسر ایشکی.

290
00:15:20,919 --> 00:15:23,421
‫می‌شه عکسی از من گرفتن رو هم ببینم!

291
00:15:23,421 --> 00:15:26,383
‫او ـ اوه، معلومه! ببخشید
‫زودتر به ذهنم نرسید.

292
00:15:26,383 --> 00:15:29,427
‫من فقط از شما عکس گرفتم، افسر ایشکی،

293
00:15:29,427 --> 00:15:34,099
‫ولی یه عکس از لاته‌یِ سفارشیِ دخترا
‫که روی پیشخوان بود هم گرفتم.

294
00:15:34,099 --> 00:15:35,600
‫کمک بزرگی بود.

295
00:15:35,600 --> 00:15:37,852
‫واقعاً لاته‌هام حرف ندارن.

296
00:15:37,852 --> 00:15:40,563
‫و دقیقاً شما دوباره چرا این‌جا پیش مایید؟

297
00:15:40,563 --> 00:15:41,564
‫پیداش کردم.

298
00:15:41,564 --> 00:15:43,483
‫صفحه‌ی جولی-سان رو.

299
00:15:44,150 --> 00:15:46,027
‫شخصیت فعالی داشتن.

300
00:15:46,653 --> 00:15:49,030
‫توی همه‌ی عکسا حسابی داره بهشون خوش می‌گذره.

301
00:15:49,489 --> 00:15:50,740
‫اوه ایناهاش.

302
00:15:50,740 --> 00:15:52,575
‫لاته‌ای که خوردن.

303
00:15:53,701 --> 00:15:56,246
‫ولی هیچ چیزی عجیب به‌نظر نمی‌رسه.

304
00:15:57,455 --> 00:16:00,667
‫پس لاته بهمون سرنخی نمی‌ده.

305
00:16:00,667 --> 00:16:05,338
‫سخت شد! مجرم چطوری وادارش کرده ار فنجون سمی بخوره؟

306
00:16:09,426 --> 00:16:11,719
‫داره عرق می‌ریزه و سرشو گرفته...

307
00:16:11,719 --> 00:16:15,014
‫یه‌طورایی، همیشه فکر می‌کردم با خونسردی بیشتری پرونده‌ها رو حل می‌کنه.

308
00:16:16,558 --> 00:16:20,728
‫هرطور که بهش فکر می‌کنم لاته‌ی قربانی مشکلی نداره، نه؟

309
00:16:21,104 --> 00:16:24,482
‫من افسر ایشکی رو این‌طوری تصور نمی‌کردم.

310
00:16:26,192 --> 00:16:28,194
‫خیس عرق شدی کارآگاه ایشکی.

311
00:16:28,194 --> 00:16:30,280
‫بفرما اینم برای رفع خستگی. مهمون ما.

312
00:16:30,280 --> 00:16:31,281
‫چی؟

313
00:16:31,281 --> 00:16:33,116
‫یه حوله‌ی دستی داغ، سایز بزرگ.

314
00:16:33,116 --> 00:16:34,242
‫اون دیگه‌ی حوله‌ی حموم بخاره.

315
00:16:34,242 --> 00:16:37,078
‫عالیه، نه؟ اگه عینک داشتی شیشه‌هاشو بخار می‌گرفت.

316
00:16:37,078 --> 00:16:38,663
‫اصلاً خوب نیست.

317
00:16:38,663 --> 00:16:41,291
‫و با لوگومون حسابی توی شبکه‌های اجتماعی می‌ترکونه.

318
00:16:41,291 --> 00:16:43,126
‫نباید این‌طوری خودتو معروف کنی.

319
00:16:44,002 --> 00:16:45,086
‫دقیقاً.

320
00:16:45,086 --> 00:16:47,755
‫نکته همینه، افسر ایشکی.

321
00:16:48,798 --> 00:16:51,217
‫وقتی راه اشتباهی رو برای توچشم بودن انتخاب می‌کنی.

322
00:16:51,217 --> 00:16:53,261
‫توی زندگی هم راه اشتباهی رو انتخاب می‌کنی.

323
00:16:55,972 --> 00:16:58,183
‫چـ ـ چی دارین می‌گین؟

324
00:16:58,183 --> 00:16:59,893
‫پس یعنی...

325
00:17:00,476 --> 00:17:01,895
‫معما رو حل کردیم.

326
00:17:01,895 --> 00:17:02,645
‫چی؟

327
00:17:02,645 --> 00:17:04,314
‫می‌دونین مجرم کی بوده؟

328
00:17:04,314 --> 00:17:06,524
‫ها؟ آ ـ آره، احتمالاً.

329
00:17:06,524 --> 00:17:09,444
‫من می‌رم بیرون یه نفسی تازه کنم.
‫بیا حواست بهم باشه.

330
00:17:09,444 --> 00:17:10,570
‫بـ ـ باشه.

331
00:17:10,570 --> 00:17:12,488
‫راستی! باید استنباطش رو بشنوم.

332
00:17:15,825 --> 00:17:17,660
‫ازتون یه خواهش دارم.

333
00:17:17,660 --> 00:17:18,661
‫چی؟

334
00:17:18,661 --> 00:17:21,623
‫می‌شه هر چیز نوک تیزی که توی آشپزخونه هست رو قایم کنید؟

335
00:17:21,915 --> 00:17:24,083
‫احتمال قتل دوم هست؟

336
00:17:24,083 --> 00:17:25,835
‫خب، بله.

337
00:17:25,835 --> 00:17:28,379
‫هرچند، خود مجرمه که توی خطره.

338
00:17:32,759 --> 00:17:36,888
‫الان می‌خوام پرونده‌ی قتل جولی-سان رو حل کنم.

339
00:17:36,888 --> 00:17:39,223
‫همون‌طور که فکر می‌کردم، مرگ تصادفی نبود.

340
00:17:39,223 --> 00:17:41,434
‫جولی-سان به عمد کشته شدن.

341
00:17:43,478 --> 00:17:44,604
‫اما...

342
00:17:44,604 --> 00:17:47,732
‫جولی تصادفی فنجونش رو برداشت.

343
00:17:47,732 --> 00:17:50,818
‫فکرمی‌کردم هیچ راهی برای اینکه بشه وادارش
‫کرد یه فنجون مشخص رو برداره وجود نداره.

344
00:17:50,818 --> 00:17:53,029
‫نه، وجود داره.

345
00:17:53,029 --> 00:17:56,157
‫مجرم می‌دونسته که جولی-سان فنجون سمت مخالف رو برمیداره.

346
00:17:56,157 --> 00:17:56,866
‫چی؟

347
00:17:56,866 --> 00:17:59,661
‫جواب توی شبکه‌ی اجتماعی جولی-سانه.

348
00:18:00,119 --> 00:18:02,038
‫جولی-سان فرد میانیِ همه‌ی عکس‌ها هستن.

349
00:18:02,038 --> 00:18:06,376
‫ایشون عکس‌ها رو جوری می‌گیرن تا توجه روی خودشون باشه.

350
00:18:06,376 --> 00:18:11,714
‫با دونستن این عادتشون، واضحه که ایشون خوش‌عکس‌ترین لاته رو برمی‌دارن.

351
00:18:11,714 --> 00:18:13,633
‫بدون اینکه بدونن مسمومه.

352
00:18:13,633 --> 00:18:17,512
‫اما هر سه لانه پلاتیپوس مشابهی روی هم داشتن.

353
00:18:17,512 --> 00:18:18,346
‫بله.

354
00:18:18,805 --> 00:18:20,556
‫تا یک لحظه‌ی مشخص.

355
00:18:22,058 --> 00:18:24,977
‫کاری که مجرم انجام داده واقعاً ساده بوده.

356
00:18:24,977 --> 00:18:28,481
‫اون فقط انگشتشو توی فنجون‌های غیرسمی کرده.

357
00:18:30,149 --> 00:18:33,611
‫هیچکسی متوجه نمی‌شد،
‫و فقط هم یه ثانیه زمان می‌برد.

358
00:18:35,571 --> 00:18:39,534
‫و توی زمان کوتاهی که به سمت میز برده می‌شدن انجام شده.

359
00:18:39,534 --> 00:18:41,285
‫این مدرکشه.

360
00:18:45,873 --> 00:18:48,543
‫هایامی-سان، سوالمو جواب می‌دین؟

361
00:18:48,960 --> 00:18:51,087
‫چرا فقط چشم اون دو فنجون لاته‌ی دیگه...

362
00:18:51,087 --> 00:18:56,259
‫شکلش بهم ریخته بود؟

363
00:18:57,719 --> 00:18:59,429
‫تنها کسی که می‌تونسته این کارو بکنه...

364
00:18:59,429 --> 00:19:00,888
‫شما بودین!

365
00:19:11,816 --> 00:19:15,069
‫آخه... آخه جولی...

366
00:19:17,280 --> 00:19:21,576
‫جولی فقط نمی‌خواست تو مرکز همه‌چیز باشه.

367
00:19:21,576 --> 00:19:24,871
‫وقتی توجه‌ها به کس دیگه‌ای جلب می‌شد نمی‌تونست تحمل کنه.

368
00:19:24,871 --> 00:19:28,875
‫حتی دوست من... وقتی یه آژانس استعدادیابی بهم پیشنهاد داد.

369
00:19:28,875 --> 00:19:30,668
‫اون ازم دزدیدش.

370
00:19:30,668 --> 00:19:32,336
‫پس برای همین...

371
00:19:32,336 --> 00:19:34,130
‫هرچقدر هم که نفرتتون شدید بود...

372
00:19:35,840 --> 00:19:38,509
‫کشتن یه نفر هیچوقت جواب درستی نیست!

373
00:19:40,261 --> 00:19:41,929
‫شما چی می‌دونین‌...

374
00:19:41,929 --> 00:19:42,972
‫سرتو بکوب.

375
00:19:45,433 --> 00:19:48,019
‫کسی که زندگی یه نفر دیگه رو کنار می‌ذاره...

376
00:19:48,394 --> 00:19:51,105
‫حقی برای زندگی توی این دنیا نداره.

377
00:19:51,522 --> 00:19:53,733
‫چی داره می‌گه؟

378
00:19:53,733 --> 00:19:55,067
‫سـ ـ سرتون بکوبون؟

379
00:19:55,067 --> 00:19:56,736
‫سرتو بکوبون.

380
00:19:59,488 --> 00:20:00,573
‫چشم.

381
00:20:31,812 --> 00:20:33,814
‫آخ!

382
00:20:33,814 --> 00:20:37,860
‫قهوه ریخت روم. چخبره؟

383
00:20:40,821 --> 00:20:42,865
‫ممنونم توتو.

384
00:20:53,793 --> 00:20:55,920
‫واقعاً متأسفم.

385
00:20:55,920 --> 00:20:58,130
‫ریکوردر دیجیتالتون رو شکستم.

386
00:20:58,130 --> 00:21:00,383
‫از اون برای مقالاتتون استفاده می‌کردین، نه؟

387
00:21:00,383 --> 00:21:03,636
‫بله، اما فقط محتوای امروز روش بود.

388
00:21:03,636 --> 00:21:08,182
‫و اصلاً با دیدن ماهیت واقعی یه کارآگاه بزرگ قابل مقایسه نیست.

389
00:21:08,182 --> 00:21:09,266
‫من کاملاً راضی‌ام.

390
00:21:09,684 --> 00:21:10,977
‫«ماهیت واقعی»؟

391
00:21:10,977 --> 00:21:12,937
‫من یه چیزی رو فهمیدم.

392
00:21:12,937 --> 00:21:16,774
‫وقتی که دیدم سرتونو گرفتین و دارین به همه‌ی جزئیات فکر می‌کنین...

393
00:21:17,108 --> 00:21:21,153
‫متوجه شدم که استعداد یه کارآگاه بزرگ
‫این نیست که معماها رو مثل جادو حل کنه.

394
00:21:21,153 --> 00:21:24,865
‫بلکه اینه که با همه‌ی قدرتش باهاش گلاویز بشه.

395
00:21:24,865 --> 00:21:28,369
‫الان حتی بیشتر براتون احترام قائلم.

396
00:21:28,369 --> 00:21:30,496
‫امیدوارم در آینده بتونیم با هم کار کنیم.

397
00:21:30,955 --> 00:21:32,456
‫من هم.

398
00:21:32,456 --> 00:21:33,374
واسه چی؟

399
00:21:33,374 --> 00:21:36,919
‫خوشحالم که یه نفر در مورد افسر ایشکی با من هم‌نظره.

400
00:21:36,919 --> 00:21:39,088
‫بفرمایید، برای همه لاته درست کردم.

401
00:21:39,088 --> 00:21:41,298
‫می‌شه بگیریشون افسر ایشکی.

402
00:21:41,674 --> 00:21:43,634
‫نمی‌تونم اینو نشونش بدم.

403
00:21:43,801 --> 00:21:45,469
‫وقتی به‌هم می‌زنیشون مزه‌ش بهتر می‌شه.

404
00:21:45,469 --> 00:21:47,972
‫اوه ممنون.

405
00:21:47,972 --> 00:21:51,142
‫چیکوری-کون، اگه گرسنه‌اید...

406
00:21:51,142 --> 00:21:52,601
‫براتون غذا سفارش می‌دم.

407
00:21:52,601 --> 00:21:55,062
‫کافه از این کارا نمی‌کنه!

408
00:21:55,062 --> 00:21:57,314
‫پس باید با غذای خونگی ازشون پذیرایی کنید.

409
00:21:57,314 --> 00:21:59,024
‫منم یکم می‌خوام. چقدر عالی شد.

410
00:21:59,024 --> 00:22:00,735
‫الان یعنی چی؟

411
00:22:00,735 --> 00:22:03,863
‫حتی توی غذاتون کلی شیره‌ی شکر قهوه‌ای می‌ریزم.

412
00:22:03,863 --> 00:22:05,698
‫کار همیشه‌ته.

