﻿1
00:00:03,670 --> 00:00:05,714
‫پادشاه اهریمن واقعی مرده،

2
00:00:06,631 --> 00:00:09,634
‫اما داستانش رو خیلی‌ها نشنیدن.

3
00:00:09,634 --> 00:00:12,637
‫این قصه ‫از پادشاهی شمالی واقعی شروع میشه،

4
00:00:12,637 --> 00:00:14,639
‫۲۱ سال پیش.

5
00:00:27,652 --> 00:00:29,696
‫دارم میمیرم! صد در صد دارم میمیرم!

6
00:00:30,739 --> 00:00:33,616
‫وای نه، دیگه کارم تمومه!

7
00:00:43,710 --> 00:00:44,711
‫لعنتی!

8
00:00:44,711 --> 00:00:47,630
‫میدونی، فکر کنم دیگه
‫به اندازه کافی از این کارا دیدم.

9
00:00:48,548 --> 00:00:50,633
‫خب برای اینه که من
‫همیشه برای زنده موندنم میجنگم!

10
00:00:50,633 --> 00:00:53,637
‫قرار نیست همه نابغه های بالفطره ای
‫مثل تو باشن، لوملی.

11
00:00:54,512 --> 00:00:57,515
‫آلنا، باز رفتی شیرجه زدی
‫توی یه دعوای دیگه

12
00:00:57,557 --> 00:00:58,308
‫که آمادگیشو نداشتی؟

13
00:01:02,604 --> 00:01:03,605
‫یوگو!

14
00:01:09,569 --> 00:01:11,529
‫حس خوبی ندارم.

15
00:01:11,529 --> 00:01:12,572
‫قراره یه جنگ حسابی بشه.

16
00:01:12,572 --> 00:01:14,574
‫نگو نگفتم بهت...
‫چی شد--

17
00:01:14,574 --> 00:01:16,534
‫اینقدر ترسو نباش!

18
00:01:16,534 --> 00:01:17,577
‫خودتو جمع کن، ایزیک!

19
00:01:17,577 --> 00:01:19,621
‫من ترسو نیستم! و دردم اومد!

20
00:01:20,580 --> 00:01:23,500
‫خیله خب، شاید دروغ گفتم.

21
00:01:23,541 --> 00:01:25,543
‫فقط... می‌ترسم، فکر کنم.

22
00:01:25,543 --> 00:01:27,504
‫تو چی، فرالیک؟ هستی؟

23
00:01:27,587 --> 00:01:29,547
‫اه... آره.

24
00:01:30,548 --> 00:01:32,509
‫فرالیک میگه که میره.

25
00:01:32,592 --> 00:01:34,552
‫که یعنی منم میرم.

26
00:01:36,554 --> 00:01:38,556
‫خب، به هر حال،
‫باید امشب انجامش بدیم.

27
00:01:38,598 --> 00:01:41,518
‫یه شهر بزرگ درست جلو رومونه.

28
00:01:41,518 --> 00:01:44,521
‫اگه پادشاه اهریمن پیشروی کنه،
‫نابود میشه.

29
00:01:44,521 --> 00:01:45,563
‫معلومه که میشه.

30
00:01:45,563 --> 00:01:47,607
‫باشه، می‌خواید جونتون رو به خطر بندازید؟ من هستم!

31
00:01:47,607 --> 00:01:50,527
‫ولی اگه اینطوری قراره بمیریم،
‫بهتره یه کاری کرده باشیم.

32
00:01:50,568 --> 00:01:52,529
‫۲۱ سال پیش،

33
00:01:52,570 --> 00:01:55,573
‫یه گروه هفت نفره بود
‫که به اسم گروه اول شناخته میشدن.

34
00:01:56,533 --> 00:02:00,578
‫نابغه بی‌همتا
‫در نیزه‌بازی و زاده‌ی بدبختی،

35
00:02:00,578 --> 00:02:02,580
‫آلِنا، باد سفیدِ تیره بخت.

36
00:02:02,747 --> 00:02:03,540
‫لومِلی، زمین آلوده به زهر.

37
00:02:03,540 --> 00:02:07,585
‫پیشگام تکنولوژی پزشکی
‫و استادِ مسیرهای ظریف نیرو،

38
00:02:07,585 --> 00:02:09,587
‫رومزو، نقشه‌ی ستاره‌ها.

39
00:02:10,547 --> 00:02:13,592
‫مسافری که هنرهای تاریک را
‫از دنیایی دیگر به تسخیر درآورد،

40
00:02:14,509 --> 00:02:16,595
‫یوگو، تیغِ متحرکِ سر بُر.

41
00:02:17,554 --> 00:02:22,517
‫پادشاه شیطانیِ خود خوانده،
‫که به خاطر کارهای شیطانی اش در سراسر جهان ترسانده می‌شود،

42
00:02:22,517 --> 00:02:23,560
‫ایزیک، رنگین کمانی.

43
00:02:24,519 --> 00:02:27,522
‫جنگجوی گرگینه ای
‫که بر فنون مبارزه مسلط بود

44
00:02:27,522 --> 00:02:29,566
‫که نسل به نسل در قبیله‌اش منتقل شده بود،

45
00:02:29,566 --> 00:02:31,526
‫نفت، نیروانا.

46
00:02:31,568 --> 00:02:35,572
‫کسی که با کمان خود،
‫از بردگی به قهرمانی رسید،

47
00:02:35,572 --> 00:02:37,532
‫فرالیک، بهشت.

48
00:02:37,574 --> 00:02:39,618
‫آنها آخرین امید زندگی بودند.

49
00:02:40,493 --> 00:02:43,580
‫تنها آنها بین جهان ‫و فراموشی ایستادند.

50
00:02:48,543 --> 00:02:49,586
‫خب حالا چی؟

51
00:02:49,586 --> 00:02:52,589
‫سفر به اوکاهو
‫یه اتلاف وقت بزرگ بود.

52
00:02:52,589 --> 00:02:53,590
‫ها؟

53
00:02:53,590 --> 00:02:56,593
‫شاید باید وقت بیشتری رو
‫صرف تحقیق می‌کردم.

54
00:02:56,593 --> 00:03:00,555
‫می‌تونستم درباره‌ی وسایل کمپینگ
‫یا اینکه چه گیاهانی خوردنی هستند، تحقیق کنم.

55
00:03:00,555 --> 00:03:03,558
‫تا وقتی بتونیم با خیال راحت بخوابیم،
‫همین برام کافیه.

56
00:03:04,517 --> 00:03:07,520
‫دنیای شما قبل از اینکه بیاید اینجا چطور بود؟

57
00:03:07,520 --> 00:03:08,563
‫منظورت چیه؟

58
00:03:08,563 --> 00:03:12,525
‫خونه‌ات. دنیای دور.
‫اصلاً یه همچین جایی بود؟

59
00:03:12,525 --> 00:03:15,528
‫راستش رو بخوای،
‫خیلی حرفی برای گفتن ندارم.

60
00:03:15,528 --> 00:03:16,529
‫راستش درست نمیدونم.

61
00:03:16,529 --> 00:03:17,614
‫نمیدونی؟

62
00:03:18,490 --> 00:03:19,574
‫درباره دنیایی که توش زندگی میکردی؟

63
00:03:19,574 --> 00:03:23,495
‫اوضاع از قبل از تولد من هم افتضاح بود، فهمیدی؟

64
00:03:23,536 --> 00:03:26,539
‫همش جنگ و دعوا بود،
‫پس کی میدونه اصلاً؟

65
00:03:26,539 --> 00:03:27,582
‫جنگ و دعوای همیشگی...

66
00:03:27,582 --> 00:03:30,502
‫صبر کن، منظورت جنگه؟

67
00:03:30,544 --> 00:03:32,587
‫سوجیرو، خونه‌ات، خب...

68
00:03:33,547 --> 00:03:36,508
‫تیکه تیکه شد؟
‫آره، ولی من اون موقع اونجا نبودم.

69
00:03:38,593 --> 00:03:42,514
‫میگن یه نفر به اسم شیکی ایهارا
‫نابودش کرده.

70
00:03:42,597 --> 00:03:46,560
‫قسمت ۲۴
‫شیکی، دشمن همه

71
00:03:46,685 --> 00:03:49,271
‫نور توخالی امواج سبز مواج.

72
00:03:58,321 --> 00:04:01,700
‫اوه؟ انتظار مهمون نداشتم.

73
00:04:05,662 --> 00:04:06,663
‫خوش اومدید.

74
00:04:09,666 --> 00:04:11,668
‫دارم چه غلطی میکنم؟
‫اوناهاش!

75
00:04:11,668 --> 00:04:13,670
‫اصلاً منطقی نیست.

76
00:04:13,712 --> 00:04:16,715
‫باید اینجا رو با ارواح ملخ
‫از وسط نصف میکردم،

77
00:04:16,715 --> 00:04:19,634
‫پس چی جلوی منو گرفته؟

78
00:04:19,676 --> 00:04:20,927
‫تو! دست از سرم بردار!

79
00:04:25,182 --> 00:04:27,142
‫قدرتم...

80
00:04:27,142 --> 00:04:28,226
‫این هنرهای کلامیه؟

81
00:04:28,226 --> 00:04:31,146
‫ لوملی!
‫ببین می‌تونی دوباره باز نویسیش کنی!

82
00:04:31,146 --> 00:04:33,148
‫ولی اینا هنرهای کلامی نیستن!

83
00:04:33,148 --> 00:04:34,149
‫یه چیز دیگه‌ان!

84
00:04:34,191 --> 00:04:36,151
‫من... من نمی‌دونم این چیه.

85
00:04:38,111 --> 00:04:39,112
‫حق با اونه.

86
00:04:39,112 --> 00:04:41,114
‫این هنرهای کلامی نیست.

87
00:04:41,114 --> 00:04:43,116
‫یا هیچ تکنیک دیگه‌ای برای اون موضوع.

88
00:04:43,116 --> 00:04:44,201
‫فقط ترسه.

89
00:04:44,201 --> 00:04:46,203
‫ترس خودمون که داره غلبه می‌کنه.

90
00:04:50,165 --> 00:04:52,125
‫ادامه بده. مشکل چیه؟

91
00:04:52,209 --> 00:04:54,211
‫بیا. این خیلی آسون‌تر میشه.

92
00:04:59,174 --> 00:05:02,177
‫ترس... این ترس! این ترس!

93
00:05:07,182 --> 00:05:09,142
‫بهتره، نه؟

94
00:05:10,185 --> 00:05:12,187
‫تو... تو چی هستی؟

95
00:05:12,187 --> 00:05:14,189
‫این... غیرممکنه...

96
00:05:14,231 --> 00:05:18,109
‫چی؟ نه. نه، صدام گرفته...

97
00:05:18,109 --> 00:05:19,194
‫من یه انسانم، احمق.

98
00:05:20,111 --> 00:05:21,154
‫نترس.

99
00:05:22,113 --> 00:05:23,156
‫- سلام.
‫- ها؟ نه!

100
00:05:23,156 --> 00:05:25,158
‫عقب وایسا! نگام نکن!

101
00:05:32,123 --> 00:05:33,166
‫هوم.

102
00:05:33,166 --> 00:05:35,126
‫و می‌خوای چیکار کنی؟

103
00:05:35,126 --> 00:05:36,127
‫من...

104
00:05:36,127 --> 00:05:39,172
‫میخوام... فرالیک رو بکشم.

105
00:05:39,172 --> 00:05:41,216
‫میتونم... بکشمش؟

106
00:05:42,175 --> 00:05:43,218
‫معلومه که میتونی.

107
00:05:43,218 --> 00:05:46,138
‫برو جلو. اجازه داری.

108
00:05:46,179 --> 00:05:51,143
‫متاسفم.
‫خیلی متاسفم، فرالیک.

109
00:05:51,143 --> 00:05:54,187
‫- اوه، فرالیک. نه. نه!
‫- ها؟ اِ...

110
00:05:54,187 --> 00:05:57,149
‫منو ببخش!

111
00:06:15,167 --> 00:06:16,209
‫هوم؟

112
00:06:21,173 --> 00:06:25,135
‫آسون. خیلی آسونه. خیلی آسونه.

113
00:06:36,146 --> 00:06:39,149
‫خیلی آسونه... خیلی آسونه...

114
00:06:39,149 --> 00:06:42,152
‫خیلی آسونه. خیلی آسونه...

115
00:06:42,152 --> 00:06:43,153
‫درسته.

116
00:06:43,195 --> 00:06:46,156
‫داشتم کتابمو میخوندم،
‫مگه نه؟

117
00:06:48,200 --> 00:06:50,160
‫میدونی، مگه نه؟

118
00:06:51,119 --> 00:06:53,163
‫هویت پادشاه اهریمن واقعی رو.

119
00:06:54,122 --> 00:06:55,207
‫به نظر شما کی میتونه باشه؟

120
00:06:56,166 --> 00:06:58,168
‫ساده‌ست. اونا یه مهمونن.

121
00:07:01,213 --> 00:07:04,174
‫تو این کشور،
‫من تنها کسی هستم که میدونم.

122
00:07:05,133 --> 00:07:09,137
‫حتی اونایی که رو سرزمین نهایی مهر و موم میذارن رو
‫هم تو تاریکی نگه داشتم.

123
00:07:09,179 --> 00:07:12,140
‫میفهمی چرا این موضوع روی همه ما تاثیر میذاره،
‫مگه نه؟

124
00:07:12,140 --> 00:07:15,185
‫بله. اگه این حقیقت
‫روشن بشه،

125
00:07:15,185 --> 00:07:17,187
‫دنیایی که میشناسیم از هم میپاشه.

126
00:07:22,150 --> 00:07:24,152
‫بدون تردید سوزوندیش.

127
00:07:24,152 --> 00:07:27,155
‫آره، چون میدونم چقدر این موضوع جدیه.

128
00:07:31,159 --> 00:07:34,204
‫اون یه نفر بود
‫بدون هیچ گذشته یا انگیزه

129
00:07:34,204 --> 00:07:37,165
‫بدون هیچ قدرت یا مهارتی.

130
00:07:38,125 --> 00:07:40,127
‫تنها کسی که هنر کلامی نداشت،

131
00:07:40,168 --> 00:07:44,172
‫بدون توانایی های خاص،
‫و فاقد هرگونه وسیله جادویی.

132
00:07:44,172 --> 00:07:47,134
‫کسی که فقط یه مینیا بود،

133
00:07:47,134 --> 00:07:50,846
‫که هیچ دلیل یا منطقی برای وجودش
‫یا هیچ پدیده ای وجود نداشت.

134
00:07:54,057 --> 00:08:00,021
‫پادشاه اهریمن. مینیا.
‫اون شیکیه، دشمن همه.

135
00:08:00,981 --> 00:08:01,982
‫ایشورا

136
00:08:01,982 --> 00:08:04,067
‫پادشاه اهریمن: دشمن تمام موجوداتی
‫که در این دنیا زندگی می کنن.

137
00:08:04,985 --> 00:08:05,986
‫آئوراتیا

138
00:08:05,986 --> 00:08:07,988
‫خب، مثل اینکه ‫بچه مو خاکستری

139
00:08:07,988 --> 00:08:09,072
‫به مسابقات سلطنتی نفوذ کرده.

140
00:08:09,990 --> 00:08:13,034
‫و نه فقط با حمایت از ‫یه نامزد قهرمان،

141
00:08:13,034 --> 00:08:17,998
‫به نظر می رسه که قصد داره
‫تمام شهر آزاد اوکاهو رو به عنوان یه قهرمان معرفی کنه.

142
00:08:18,040 --> 00:08:20,042
‫قطعاً غیر منتظره بود.

143
00:08:20,042 --> 00:08:22,044
‫چه تفسیر جالبی ‫از کلمه "قهرمان".

144
00:08:23,003 --> 00:08:25,088
‫اگه از من بپرسید، ما اصلاً قبولشون نداریم.

145
00:08:26,048 --> 00:08:28,050
‫اونا دشمنان خارجی آئوراتیا هستن.

146
00:08:28,050 --> 00:08:32,012
‫باید اعتراف کنم، یکم نگران کننده است
‫که بدونیم بچه مو خاکستری

147
00:08:32,012 --> 00:08:34,014
‫با اون عوضی دانت متحد شده.

148
00:08:34,056 --> 00:08:37,017
‫با اوکاهو تو بازی،
‫واقعاً آدمو به فکر میندازه،

149
00:08:37,059 --> 00:08:39,061
‫چه مدت دیگه طول میکشه تا ملکه
‫تصمیم بگیره دخالت کنه؟

150
00:08:39,061 --> 00:08:42,064
‫شک ندارم می‌تونیم تو یه نبرد تن به تن شکستشون بدیم.

151
00:08:42,064 --> 00:08:46,026
‫ولی منابع کافی نداریم
‫که بعدش بتونیم اوکاهو رو اداره کنیم،

152
00:08:46,026 --> 00:08:47,069
‫حتی اگه ضمیمه‌ش کنیم.

153
00:08:47,986 --> 00:08:50,030
‫مشکلات مالی؟
‫خجالت‌آوره.

154
00:08:50,989 --> 00:08:53,992
‫بیاریدشون اینجا.
‫اجازه بدید به آئوراتیا مهاجرت کنن.

155
00:08:54,076 --> 00:08:55,994
‫شوخی که نمی‌کنی.

156
00:08:55,994 --> 00:08:58,080
‫به مزدورا ‫شهروندی آئوراتیا رو می‌دیم.

157
00:08:58,997 --> 00:09:00,082
‫می‌تونیم به کارشون بگیریم تا از ما حمایت کنن.

158
00:09:01,041 --> 00:09:05,003
‫موریو نگهبان تو اوکاهو می‌مونه
‫و حکومت می‌کنه.

159
00:09:05,045 --> 00:09:09,007
‫و در مورد اون بچه مو خاکستری،
‫اون همراه دنت میاد اینجا.

160
00:09:09,007 --> 00:09:11,093
‫داریم درهای‌مون رو باز می‌کنیم
‫به روی یه ارتش دشمن،

161
00:09:11,093 --> 00:09:13,095
و ‫اجازه می‌دیم به ما نفوذ کنن.

162
00:09:13,970 --> 00:09:16,056
‫در واقع داریم ارتششون رو متفرق می‌کنیم.

163
00:09:16,056 --> 00:09:20,060
‫و مهم‌تر از همه، در واقع
‫بچه مو خاکستری رو گروگان می‌گیریم.

164
00:09:21,019 --> 00:09:24,064
‫یادت باشه، پول جنگ
‫اوکاهو رو اون تامین می‌کنه.

165
00:09:24,064 --> 00:09:27,025
‫که تهدید جنگ رو
‫متوقف می‌کنه،

166
00:09:27,067 --> 00:09:29,027
‫ولی این به کجا ختم می‌شه؟

167
00:09:29,027 --> 00:09:30,070
‫مسابقات سلطنتی؟

168
00:09:31,071 --> 00:09:34,074
‫اینطوری ورق رو
‫به نفع خودمون برمی‌گردونیم.

169
00:09:34,992 --> 00:09:37,035
‫تا وقتی که تو آئوراتیا بجنگن...

170
00:09:37,035 --> 00:09:39,997
‫تنهایی می‌جنگن،
‫بدون حمایت مردم.

171
00:09:41,039 --> 00:09:44,042
‫البته اونا تنها دسته‌ای نیستن
‫که باید نگرانشون باشیم.

172
00:09:44,084 --> 00:09:48,005
‫همه‌ی اون بیست و نه مقام،
‫تو این رقابت سهیمن.

173
00:09:48,005 --> 00:09:49,089
‫و هر کدومشون ترسناکن.

174
00:09:49,965 --> 00:09:51,049
‫نگران نباش، می‌دونم.

175
00:09:51,049 --> 00:09:54,052
‫مطمئن باش، حواسم به همه چی هست.

176
00:09:55,012 --> 00:09:57,055
‫وای!

177
00:09:59,016 --> 00:10:00,058
‫چه خبره اینجا؟

178
00:10:00,058 --> 00:10:03,020
‫فکر می‌کردم حداقل یه نفر رو می‌فرستادن دنبالمون.

179
00:10:03,061 --> 00:10:06,982
‫خیلی مغرورا که با کییازونا اکسل اینطوری رفتار می‌کنن،
‫این رو بهت می‌گم.

180
00:10:07,065 --> 00:10:09,985
‫اگه ماشین می‌خواستی،
‫باید یه درخواستی می‌دادی.

181
00:10:09,985 --> 00:10:12,029
‫مستلكسیل داشت بال بال می‌زد که بیاد اینجا،

182
00:10:12,029 --> 00:10:13,989
‫من دیگه چی کار می‌تونستم بکنم؟

183
00:10:15,032 --> 00:10:17,993
‫باید شهر رو نشونم بدی! نشونم بدی!

184
00:10:19,036 --> 00:10:21,038
‫از دیدنت خوشبختم!

185
00:10:21,997 --> 00:10:23,999
‫خیلی وقته ندیدمت، فرینسدا.

186
00:10:23,999 --> 00:10:26,043
‫- اجازه بدید تو د مجیک رو معرفی کنم.
‫- هوم.

187
00:10:26,084 --> 00:10:29,004
‫می‌خوام اون رو به عنوان
‫یه نامزد قهرمان پیشنهاد بدم.

188
00:10:31,131 --> 00:10:32,174
‫ناامید کننده‌اس.

189
00:10:32,174 --> 00:10:35,093
‫- آره، نه؟ خیلی ترسوئه!
‫- هان؟

190
00:10:35,093 --> 00:10:36,178
‫چی؟ این ترسو بودن نیست!

191
00:10:36,178 --> 00:10:39,181
‫استادی من
‫در همگام‌سازی سازه‌های از راه دور

192
00:10:39,181 --> 00:10:41,141
‫برای نمایش به جهانیان آماده است.

193
00:10:41,141 --> 00:10:44,186
‫من دارم در زمان واقعی نشون میدم،
‫قابلیت عملی هنرهای روح رو...

194
00:10:44,186 --> 00:10:46,188
‫بسه دیگه کرافنیر،
‫داره ما رو خواب میگیره.

195
00:10:47,105 --> 00:10:50,192
‫پس منظورت اینه
‫که این دختر کوچولو، تو، از تو قوی‌تره.

196
00:10:50,192 --> 00:10:51,193
‫درسته.

197
00:10:52,110 --> 00:10:53,153
‫من اون رو به شما می‌سپارم.

198
00:10:53,153 --> 00:10:56,198
‫نترس.
‫من ازت خیلی خوب مراقبت می‌کنم.

199
00:10:57,115 --> 00:10:59,201
‫ هر روز هم
‫از تو با خوراکی و چای پذیرایی می‌کنم.

200
00:10:59,201 --> 00:11:03,121
‫این که خوبه،
‫ولی یه چیز دیگه هم می‌خوام.

201
00:11:03,205 --> 00:11:04,206
‫اگه ببرم...

202
00:11:05,165 --> 00:11:07,125
‫می‌خوام با سفایت ملاقات کنم.

203
00:11:14,132 --> 00:11:15,133
‫هوم...

204
00:11:15,175 --> 00:11:17,094
‫شما کی هستین؟

205
00:11:18,136 --> 00:11:20,097
‫من پسیانوپ هستم.

206
00:11:20,097 --> 00:11:22,182
‫پسیانوپ، رکود خستگی‌ناپذیر.

207
00:11:23,100 --> 00:11:24,142
‫پسیانوپ.

208
00:11:24,184 --> 00:11:26,103
‫باید شما رو بشناسم؟

209
00:11:26,144 --> 00:11:28,146
‫ما توی لابیرنت شنی همدیگه رو دیدیم.

210
00:11:29,147 --> 00:11:31,108
‫از وقتی که به اوراتیا اومدم،

211
00:11:31,149 --> 00:11:34,111
‫فکر کردم درسته
‫که یه سری بهت بزنم.

212
00:11:34,194 --> 00:11:36,154
‫خب، وقتت رو تلف کردی.

213
00:11:36,154 --> 00:11:38,198
‫من هیچ خاطره‌ای ازت ندارم.

214
00:11:39,157 --> 00:11:42,160
‫آیا از «حافظه» ای از
‫توروآی وحشتناک «برخوردارید»؟

215
00:11:42,202 --> 00:11:45,163
‫اون هیولای شمشیرزن افسون‌شده‌ای که
‫می‌گفتی کشتیش.

216
00:11:45,163 --> 00:11:47,207
‫شایعه شده دوباره تو اوراتیا پیداش شده.

217
00:11:48,083 --> 00:11:51,128
‫اون یه تقلبیه. اومده انتقام بگیره.

218
00:11:51,128 --> 00:11:53,171
‫عجیبه که نیومده سراغ منو تیکه پاره کنه.

219
00:11:54,131 --> 00:11:55,132
‫میدونی چرا؟

220
00:11:55,173 --> 00:11:58,135
‫چون، برخلاف تورای واقعی، ضعیفه.

221
00:11:59,136 --> 00:12:02,139
‫یا شایدم قویه،
‫کی میدونه؟ ممکنه.

222
00:12:02,139 --> 00:12:05,183
‫شاید فکر میکنه اگه شما دوتا به جون هم بیفتین،
‫شهر نابود میشه.

223
00:12:06,143 --> 00:12:08,186
‫و اگه من و تو با هم بجنگیم چی؟

224
00:12:09,104 --> 00:12:10,105
‫حدسی داری؟

225
00:12:13,150 --> 00:12:16,111
‫هوم... چرا امتحانش نکنیم؟

226
00:12:20,157 --> 00:12:21,158
‫آها!

227
00:12:21,158 --> 00:12:23,160
‫اگه این تورا ترسناک نیست!

228
00:12:23,201 --> 00:12:25,120
‫چه عجب، چه خبر؟

229
00:12:25,162 --> 00:12:27,122
‫میزیال، درسته؟

230
00:12:27,122 --> 00:12:28,165
‫تو کار و زندگی نداری؟

231
00:12:28,206 --> 00:12:30,125
‫تو این فصل سال؟

232
00:12:30,125 --> 00:12:31,168
‫افسرای ارتش که بیکارن.

233
00:12:32,127 --> 00:12:33,170
‫پس کافه میبری؟

234
00:12:33,170 --> 00:12:35,172
‫آره. دارم اینو میبرم به...

235
00:12:35,172 --> 00:12:37,090
‫- هی!
‫- هوم؟

236
00:12:37,090 --> 00:12:39,176
‫تو همونی هستی که اسمشو
‫گذاشته تورا ترسناک؟

237
00:12:40,135 --> 00:12:42,137
‫من نماینده درخت بزرگ خورشیدم.

238
00:12:42,137 --> 00:12:45,098
‫ما یه گروه مبارزیم که
‫مسئولیت این منطقه رو داریم.

239
00:12:45,140 --> 00:12:47,184
‫عجب لباسی پوشیدی!

240
00:12:47,184 --> 00:12:51,146
‫شنیدم اسم توروای وحشتناک رو بهونه کردی
‫داری مردم محلی رو می ترسونی.

241
00:12:51,146 --> 00:12:54,191
‫از اون گذشته، انگار
‫حتی شهروندی هم نداری.

242
00:12:54,191 --> 00:12:57,110
‫تا وقتی از شورا اجازه داشته باشن،

243
00:12:57,110 --> 00:13:00,113
‫یه غیر شهروند اجازه داره
‫به طور موقت تو اورتیا ساکن شه،

244
00:13:00,113 --> 00:13:02,115
‫تا سه ماه، اینو که می دونی.

245
00:13:02,115 --> 00:13:03,158
‫کسی ازت نظر نخواست.

246
00:13:03,158 --> 00:13:06,119
‫اینجا بین ما و این گنده‌ست.

247
00:13:07,120 --> 00:13:10,123
‫چی خوشحالت می کنه؟
‫باید برم؟

248
00:13:10,165 --> 00:13:12,167
‫فکر می کنی این کافیه که قضیه رو جمع کنی؟

249
00:13:13,126 --> 00:13:15,212
‫شمشیرها رو بده. همه‌شون رو.

250
00:13:16,088 --> 00:13:17,130
‫چی گفتی؟

251
00:13:17,130 --> 00:13:19,174
‫اون شمشیرها واقعاً جادو شده هستن، درسته؟

252
00:13:19,174 --> 00:13:21,134
‫این قسمت رو دیگه نقش بازی نمی کنی.

253
00:13:21,134 --> 00:13:22,135
‫عقب بکش!

254
00:13:22,135 --> 00:13:24,179
‫من ژنرال بیست و دوم
‫اورتیا هستم.

255
00:13:24,179 --> 00:13:25,180
‫خب که چی؟

256
00:13:26,098 --> 00:13:27,182
‫چه رویی داری.

257
00:13:27,182 --> 00:13:30,102
‫جلو چشم من داری دردسر درست می کنی؟

258
00:13:30,102 --> 00:13:32,145
‫ما الان برای یه قهرمان کار می کنیم.

259
00:13:32,187 --> 00:13:35,148
‫یعنی دیگه از تو دستور نمی گیریم.

260
00:13:37,150 --> 00:13:39,194
‫نزدیک بود!

261
00:13:40,112 --> 00:13:42,197
‫حالا شمشیرهای جادو شده رو بده
‫و برو پی کارت.

262
00:13:43,156 --> 00:13:44,157
‫دارم بهت اخطار می دم.

263
00:13:44,157 --> 00:13:46,159
‫اگه این کارو نکنی،
‫تمام شهر رو به آتیش می‌کشم!

264
00:13:46,159 --> 00:13:48,120
‫چی؟

265
00:13:48,120 --> 00:13:50,163
‫فکر کردی می‌تونی با یه ژنرال اینطوری حرف بزنی و در بری؟

266
00:13:50,163 --> 00:13:51,164
‫اون رئیس رو کشت!

267
00:13:51,164 --> 00:13:53,166
‫- بگیرینش!
‫- حالا دیگه به دردسر افتادی!

268
00:13:53,166 --> 00:13:55,127
‫وقت مردنه!

269
00:13:55,127 --> 00:13:56,170
‫شمشیر شیطانی سلفسک.

270
00:14:09,141 --> 00:14:10,184
‫عالی بود.

271
00:14:10,184 --> 00:14:13,103
‫خیلی وقته
‫اینطوری نجنگیده بودم.

272
00:14:13,187 --> 00:14:16,148
‫می‌دونی،
‫خیلی بی‌احتیاطی کردی.

273
00:14:16,190 --> 00:14:17,191
‫چرا؟

274
00:14:18,150 --> 00:14:19,151
‫تو هم اگه بودی همین کارو می‌کردی.

275
00:14:19,151 --> 00:14:21,195
‫اون شمشیرهای جادویی مال توئه.

276
00:14:21,195 --> 00:14:24,156
‫حتماً خیلی کلافه‌کننده است
‫وقتی بقیه می‌خوان اونها رو ازت بگیرن.

277
00:14:25,115 --> 00:14:26,158
‫میزیال.

278
00:14:26,158 --> 00:14:30,120
‫اگه وارد مسابقات سلطنتی بشم،
‫می‌تونم شهروند بشم؟

279
00:14:31,163 --> 00:14:33,207
‫توروا، اون فقط یه دعوای خیابونی ساده بود.

280
00:14:34,082 --> 00:14:36,084
‫لازم نیست فکر کنی ‫بهم مدیونی.

281
00:14:36,168 --> 00:14:38,086
‫شاید حق با تو باشه.

282
00:14:38,170 --> 00:14:39,171
‫با این حال...

283
00:14:40,172 --> 00:14:42,132
‫شاید خوش بگذره.

284
00:14:46,178 --> 00:14:48,138
‫لنا؟ عجب سورپرایزی.

285
00:14:48,180 --> 00:14:49,181
‫چی می‌خوای؟

286
00:14:50,098 --> 00:14:51,099
‫معلومه، تو رو.

287
00:14:51,141 --> 00:14:53,143
‫مایل‌ایم برگردی.

288
00:14:53,143 --> 00:14:55,103
‫به چشمان آبسیدین؟

289
00:14:55,103 --> 00:14:56,146
‫شایعاتی شنیده‌ام

290
00:14:56,146 --> 00:14:57,189
‫که بالاخره رهبرشون مُرد.

291
00:14:58,148 --> 00:15:00,150
‫دخترش جانشین آبسیدین شده؟

292
00:15:03,195 --> 00:15:06,114
‫فهمیدم. گرفتم.

293
00:15:06,114 --> 00:15:07,115
‫خب...

294
00:15:07,157 --> 00:15:09,117
‫بهتر از هیچیه.

295
00:15:09,201 --> 00:15:11,161
‫تغییر نکردی.

296
00:15:11,161 --> 00:15:13,205
‫و دقیقا به همین دلیل بهت نیاز داریم.

297
00:15:14,123 --> 00:15:16,125
‫قصدی برای برگشتن ندارم.

298
00:15:16,125 --> 00:15:18,168
‫و برنامه‌ای هم برای طرفداری از اوراتیا ندارم.

299
00:15:19,128 --> 00:15:21,130
‫اونا سعی کردن تو رو بکشن، نه؟

300
00:15:21,171 --> 00:15:24,091
‫شنیدم بعد از اینکه طوفان ذرات رو دیدی،
‫این اتفاق افتاد.

301
00:15:24,133 --> 00:15:25,134
‫آره.

302
00:15:26,093 --> 00:15:30,139
‫می‌دونی، اونایی که بهم شلیک کردن،
‫هیچ وقت تو پایگاه ندیده بودمشون.

303
00:15:31,098 --> 00:15:32,099
‫بگو.

304
00:15:32,182 --> 00:15:34,184
‫کار گروه خودتون نبود،

305
00:15:34,184 --> 00:15:36,186
‫که سعی کرد منو بکشه؟

306
00:15:39,189 --> 00:15:40,190
‫فهمیدم.

307
00:15:41,150 --> 00:15:43,152
‫حتی با روشن‌بینی هم،
‫نمی‌تونم حقیقت رو بخونم

308
00:15:43,193 --> 00:15:45,112
‫اگه خودت ندونی.

309
00:15:45,154 --> 00:15:46,196
‫کورو محتاط...

310
00:15:46,905 --> 00:15:47,906
‫نمی تونم.

311
00:15:47,906 --> 00:15:50,868
‫وقتی منو آوردن اینجا، یه سِرُم بهم تزریق کردن.

312
00:15:50,951 --> 00:15:52,911
‫دیگه نمی تونم جسد باشم.

313
00:15:53,871 --> 00:15:55,914
‫چشم های آبسیدین هنوز بهت نیاز دارن

314
00:15:55,914 --> 00:15:59,835
‫حتی اگه دیگه نتونی جسد بشی.

315
00:15:59,835 --> 00:16:02,880
‫در واقع، بهتره
‫که جسد نباشی.

316
00:16:02,921 --> 00:16:04,923
‫خانوم جوون همین رو می گفت.

317
00:16:04,923 --> 00:16:06,925
همین طور که فکر میکردم؟

318
00:16:06,925 --> 00:16:09,845
‫شاید اون با رِهارت فرق داره.

319
00:16:10,846 --> 00:16:11,847
‫به امید دیدار.

320
00:16:12,848 --> 00:16:13,932
‫مراقب خانوم جوون باشید.

321
00:16:16,894 --> 00:16:17,895
‫استاد کورو...

322
00:16:18,937 --> 00:16:21,899
‫باید همون موقع که فرصتش رو داشتیم، از بین می بردیمش.

323
00:16:21,899 --> 00:16:23,859
‫حالا ممکنه گریبان گیرمون بشه.

324
00:16:23,942 --> 00:16:25,861
‫این یه مشکله.

325
00:16:25,903 --> 00:16:28,906
‫اگه کورو دوباره کنترل کامل
‫روشن‌بینی‌اش رو به دست بیاره،

326
00:16:28,947 --> 00:16:31,909
‫می‌تونه همه‌ی نقشه‌هامون رو ببینه.

327
00:16:32,868 --> 00:16:34,828
‫اون جای نگرانی نداره.

328
00:16:34,870 --> 00:16:36,914
‫کورو خودش گفته
‫که به ما آسیبی نمی رسونه.

329
00:16:36,955 --> 00:16:39,875
‫و شما این دروغ رو باور می کنید، بانو؟

330
00:16:39,875 --> 00:16:43,837
‫بهتره فرض کنیم که اورِآتیا یه جورایی
‫ازش اهرم فشار داره.

331
00:16:43,921 --> 00:16:45,923
‫من موضوع رو بررسی می کنم.

332
00:16:45,923 --> 00:16:47,925
‫و در صورت لزوم،
‫اون رو تحت کنترلمون در میاریم.

333
00:16:48,884 --> 00:16:50,886
‫تو هیچ کاری نمی‌کنی، فهمیدی؟

334
00:16:50,928 --> 00:16:52,846
‫ولی بانو...

335
00:16:52,888 --> 00:16:56,892
‫خانم فری، در تمام این سال‌ها،
‫شده ارباب کورو رو عصبانی ببینی؟

336
00:16:56,934 --> 00:16:59,895
‫نه، یادم نمیاد.

337
00:16:59,895 --> 00:17:02,856
‫خیلی کم پیش میاد عصبانی بشه.

338
00:17:02,856 --> 00:17:04,900
‫کورو حتی وقتی جون خودش در خطره هم
‫عصبانی نمیشه.

339
00:17:05,859 --> 00:17:06,902
‫فقط به خاطر کسایی که براش مهم هستن.

340
00:17:07,903 --> 00:17:11,865
‫اونایی که باید از خشمش بترسن،
‫آئوراتیایی‌ها هستن.

341
00:17:12,908 --> 00:17:14,910
‫در مورد بازی‌های سلطنتی...

342
00:17:15,869 --> 00:17:17,913
‫شورا میخواد دوئل‌های واقعی برگزار کنه.

343
00:17:17,913 --> 00:17:19,832
‫داری شوخی می‌کنی؟

344
00:17:19,873 --> 00:17:21,917
‫اگه قهرمان واقعی تو یه مسابقه بمیره،
‫چی میشه؟

345
00:17:22,835 --> 00:17:23,919
‫اونوقت "رونمایی باشکوهشون" خراب نمیشه؟

346
00:17:24,837 --> 00:17:25,921
‫نظریه من اینه.

347
00:17:26,839 --> 00:17:28,882
‫فکر نمی‌کنم
‫شورا قهرمان واقعی رو پیدا کرده باشه.

348
00:17:28,924 --> 00:17:31,885
‫و به نظر من اصلا مهم نیست براشون
‫که اون شخص واقعا کی بوده.

349
00:17:31,885 --> 00:17:34,888
‫این عنوان رو میچسبونن به هر کی ببره.

350
00:17:35,889 --> 00:17:39,893
‫میدونی، اگه بخوای هنوزم محفلمون میتونه
‫حمایتش رو پس بگیره.

351
00:17:39,893 --> 00:17:41,895
‫لازم نیست از من محافظت کنی.

352
00:17:42,855 --> 00:17:43,939
‫من قصد ندارم ببازم.

353
00:17:44,898 --> 00:17:47,860
‫ناستیک نمی‌ذاره ببازم،
‫حتی اگه بخوام.

354
00:17:47,860 --> 00:17:49,862
‫به علاوه...

355
00:17:49,862 --> 00:17:52,865
‫یه شاگرد دیگه هم اون بیرونه
‫که خیلی وقته میخوام ببینمش.

356
00:17:52,948 --> 00:17:56,910
‫یه حسی بهم میگه...
‫تهش تو همین بازی‌ها همدیگه رو می‌بینیم.

357
00:18:00,831 --> 00:18:03,876
‫حومه‌ی اوراتیا، شهر جیمینا

358
00:18:03,876 --> 00:18:06,920
‫هی! با احتیاط حملش کن، فهمیدی؟

359
00:18:06,920 --> 00:18:09,923
‫مراقب گوشه‌ها باش،
‫و نکوبونیش!

360
00:18:09,923 --> 00:18:11,925
‫مله‌ی غرش افق.

361
00:18:12,843 --> 00:18:14,928
‫اصلاً فکر نمی‌کردم
‫اون هم تو مسابقات شرکت کنه.

362
00:18:15,888 --> 00:18:16,930
‫فقط مله نیست.

363
00:18:16,930 --> 00:18:21,852
‫آدم‌های قدرتمند زیادی از همه جا اومدن،
‫و همه‌شون اینجا جمع شدن.

364
00:18:22,853 --> 00:18:25,856
‫سوجیرو یکی از اون آدم‌های قدرتمنده.

365
00:18:25,856 --> 00:18:27,900
‫و من اونو به بهانه‌ی شرکت تو مسابقات
‫به اینجا آوردم.

366
00:18:27,900 --> 00:18:30,861
‫اما حقیقت اینه که... می‌خوام بکشمش.

367
00:18:32,863 --> 00:18:34,865
‫ها؟

368
00:18:36,909 --> 00:18:38,869
‫- هوی، آروم‌تر.
‫- ها؟

369
00:18:39,912 --> 00:18:41,914
‫خوبی؟

370
00:18:42,915 --> 00:18:44,875
‫حواست رو جمع کن، کوچولو.

371
00:18:44,875 --> 00:18:46,877
‫وگرنه ممکنه کار دست خودت بدی!

372
00:18:46,877 --> 00:18:48,921
‫اوه.

373
00:18:48,921 --> 00:18:51,882
‫اوه، ممنون، حواسم هست.

374
00:18:51,882 --> 00:18:53,884
‫- خانم، میوه‌هاتون.
‫- ها؟

375
00:18:54,843 --> 00:18:56,887
‫ببینید. خیلی کثیف شدن.

376
00:18:56,887 --> 00:18:58,889
‫اوه. ممنون.

377
00:18:58,889 --> 00:19:01,850
‫اینا رو می‌خواستم برای یه نفر ببرم.

378
00:19:01,850 --> 00:19:03,852
‫فکر کنم باید برگردم
‫و دوباره بخرم.

379
00:19:05,854 --> 00:19:06,939
‫- میتونی مال منو بگیری.
‫- چی؟

380
00:19:07,898 --> 00:19:10,859
‫خیلی سخته دوباره بخوام
‫برگردم تا بازار.

381
00:19:10,859 --> 00:19:12,903
‫باشه، ولی... نمیتونم اینارو بگیرم.

382
00:19:12,903 --> 00:19:15,864
‫- مگه اینا رو واسه خودت نخریدی؟
‫- نمیدونم، خریدم؟

383
00:19:15,906 --> 00:19:18,909
‫اشکالی نداره. گفتم که،
‫نگران نباش، فقط برشون دار.

384
00:19:18,909 --> 00:19:21,870
‫میتونم تو یه چشم به هم زدن
‫یه عالمه دیگه درست کنم!

385
00:19:23,914 --> 00:19:26,875
‫پس تو شالک، برش‌دهنده‌ی صوتی هستی.

386
00:19:26,875 --> 00:19:28,877
‫آوازه‌ات از خودت جلوتره.

387
00:19:28,919 --> 00:19:33,841
‫در مورد مسابقات سلطنتی، اون جایگاهی که برای
‫آهنگ سیاه در نظر گرفته بودن، به من دادن.

388
00:19:33,924 --> 00:19:37,928
‫برای همین دارم اوکاهو رو ترک میکنم،
‫هرچند از زیر پا گذاشتن قرارداد بدم میاد.

389
00:19:38,887 --> 00:19:40,931
‫درسته. خب، من جلوتو نمیگیرم.

390
00:19:40,931 --> 00:19:43,892
‫یه سرباز آزاده که میدان
‫نبرد خودشو پیدا کنه.

391
00:19:43,892 --> 00:19:46,895
‫لعنتی، اگه همین الان منو بکشی،
‫یه دستاورد بزرگ حساب میشه.

392
00:19:46,895 --> 00:19:49,940
‫تنها چیزی که میخوام اطلاعات
‫درباره‌ی قهرمان واقعیه.

393
00:19:50,899 --> 00:19:52,860
‫پس برای چی اومدی اینجا؟

394
00:19:52,901 --> 00:19:55,946
‫شالک، برش‌دهنده‌ی صوتی میتونست خودش
‫به سرزمین نهایی بره.

395
00:19:58,907 --> 00:19:59,908
‫چی جلوتو گرفته؟

396
00:20:00,909 --> 00:20:02,870
‫واقعا چی.

397
00:20:02,953 --> 00:20:03,954
‫حقیقت...

398
00:20:04,872 --> 00:20:06,874
‫اینه که منو میترسونه.

399
00:20:06,915 --> 00:20:08,834
‫اوه، لعنتی.

400
00:20:08,876 --> 00:20:10,919
‫خیلی خوش شانسم که تونستم
‫جون سالم از اونجا به در ببرم!

401
00:20:11,837 --> 00:20:12,880
‫خیلی وحشتناک بود!

402
00:20:12,921 --> 00:20:15,924
‫یوکیهارو شیجیما،
‫عالی کار کردی.

403
00:20:16,925 --> 00:20:19,887
‫آنقدر خوب که دیگه نیازی نیست

404
00:20:19,887 --> 00:20:22,848
‫درباره‌ی پادشاه شیطانی یا قهرمان
‫تحقیق بیشتری بکنیم.

405
00:20:22,931 --> 00:20:25,851
‫در حال حاضر، هدف اولیه‌مون تکمیله.

406
00:20:25,851 --> 00:20:27,853
‫اوه؟ با این قضیه مشکلی نداری؟

407
00:20:27,853 --> 00:20:30,898
‫اگه این روند رو حفظ کنیم
‫و هویت قهرمان واقعی رو فاش کنیم،

408
00:20:30,940 --> 00:20:33,859
‫می‌تونیم همه‌ی نقشه‌هاشون رو
‫همراه با بازی‌های سلطنتی نابود کنیم

409
00:20:33,859 --> 00:20:35,861
‫تو یه چشم به هم زدن!

410
00:20:35,861 --> 00:20:38,864
‫فکر کنم، اما این فقط باعث
‫فروپاشی آئوریتیا میشه.

411
00:20:38,948 --> 00:20:40,908
‫در عوض، ما اوکاهو رو به حرکت درآوردیم.

412
00:20:40,950 --> 00:20:43,911
‫و حتی بازی‌های سلطنتی رو
‫به نفع خودمون تغییر دادیم.

413
00:20:43,953 --> 00:20:46,872
‫چه نفوذ آرومی،
‫اینطور فکر نمی‌کنی؟

414
00:20:46,872 --> 00:20:47,915
‫اوه، بی خیال.

415
00:20:47,915 --> 00:20:49,917
‫این فقط حرف سیاستمدارها برای حمله است.

416
00:20:50,834 --> 00:20:52,878
‫قسم می‌خورم، همه‌ی شما سیاستمدارها مثل همید.

417
00:20:52,878 --> 00:20:54,922
‫ما اصلا اینطور نیستیم.

418
00:20:54,922 --> 00:20:56,924
‫حواست رو جمع کن، یوکیهارو.

419
00:20:56,924 --> 00:20:58,926
‫حمله‌ها برای تجارت خوب نیست.

420
00:20:58,926 --> 00:21:00,928
‫من نتیجه‌ای رو می‌خوام که همه برنده باشن.

421
00:21:02,888 --> 00:21:03,931
‫یه پایان خوش.

422
00:21:06,892 --> 00:21:09,853
‫پادشاه شیطانی واقعی مرده.

423
00:21:09,853 --> 00:21:12,940
‫دشمن جهان،
‫که افق را با ترس پر کرده بود،

424
00:21:15,401 --> 00:21:18,362
‫شانزده اسم برای این شوراها وجود دارد.

425
00:21:18,362 --> 00:21:21,365
‫سوجیرو شمشیر بیدی.

426
00:21:21,365 --> 00:21:23,367
‫آلوس دونده ستاره.

427
00:21:23,367 --> 00:21:25,369
‫کیا کلام جهان.

428
00:21:25,369 --> 00:21:27,413
‫ناستیک خواننده خاموش.

429
00:21:27,454 --> 00:21:30,374
‫مله غرش افق.

430
00:21:30,374 --> 00:21:32,418
‫لیناریس ابسیدین.

431
00:21:32,418 --> 00:21:34,420
‫توروآ وحشتناک.

432
00:21:34,461 --> 00:21:37,423
‫مستلکسیل جعبه دانش ناامیدانه.

433
00:21:37,423 --> 00:21:40,384
‫کورو محتاط.

434
00:21:40,384 --> 00:21:42,428
‫راسکلی مطلق.

435
00:21:42,428 --> 00:21:44,430
‫لوکنوکا زمستان.

436
00:21:44,471 --> 00:21:47,433
‫پسیانوپ رکود خستگی ناپذیر.

437
00:21:47,433 --> 00:21:49,435
‫اوهاک ساکت.

438
00:21:49,476 --> 00:21:51,478
‫شالک شکافنده صدا.

439
00:21:51,812 --> 00:21:53,355
‫تو جادو.

440
00:21:53,397 --> 00:21:55,441
‫و هیروتو تناقض.

441
00:21:56,442 --> 00:22:00,446
‫ایشورا
