﻿1
00:00:03,044 --> 00:00:08,967
‫اما اکنون ، قدرت باقی مانده او به چند بخش تقسیم شده

2
00:00:08,967 --> 00:00:12,012
‫یک فرد عادی توانایی کنترلش رو نداره

3
00:00:12,012 --> 00:00:14,973
‫صد ها شورا
‫‫شبیه به اهریمن ها

4
00:00:16,016 --> 00:00:21,021
‫بزرگترین شهرجهان ، آرشیا در پی انتخاب یک قهرمانه

5
00:00:21,980 --> 00:00:25,066
‫اون هم زمانی که رهبر ، سلطنت شاهزادگی لیچیا

6
00:00:25,066 --> 00:00:30,947
‫تارن محتاط دنبال قانونی جدید ، و حکمفرمانی به وسیله ترسه

7
00:00:44,002 --> 00:00:47,964
‫‫ایشورا

8
00:01:53,446 --> 00:01:56,533
‫قسمت 11
‫‫‫‫هنگام غروب خورشید

9
00:01:56,533 --> 00:02:01,496
سلطنت شاهزادگی لیچیا

10
00:02:21,474 --> 00:02:24,477
‫بزن به چاک ، یونو ، تالون دوردست ها .

11
00:02:25,520 --> 00:02:26,521
‫داکای . . .

12
00:02:27,480 --> 00:02:30,483
‫چته ؟ قول دادم که بیام کمکت کنم .

13
00:02:30,483 --> 00:02:33,486
‫چطور میتونی همچین حرفی بزنی ؟

14
00:02:33,486 --> 00:02:35,572
‫مگه الان ارتشت توی جنگ نیست ؟

15
00:02:36,531 --> 00:02:39,492
‫تو وقت داری که به امثال من کمک کنی ؟

16
00:02:39,492 --> 00:02:40,535
‫این ارتش من نیست .

17
00:02:41,494 --> 00:02:42,579
‫کار لیچیا تموم شده .

18
00:02:42,579 --> 00:02:45,498
‫دیگه نمیشه کاریش کرد .

19
00:02:45,498 --> 00:02:48,501
‫به هر حال ، من میخوام
‫‫به قولم عمل کنم .

20
00:02:49,586 --> 00:02:53,506
‫تقصیر تو نبود که
‫‫هیگواره تو رو اورد اینجا .

21
00:02:53,506 --> 00:02:55,508
‫تازه اون اوضاع ناگان هم هست .

22
00:02:56,509 --> 00:02:58,553
‫ممکنه من یه آدم شرور باشم ،

23
00:02:58,553 --> 00:03:00,555
‫ولی هیچوقت دروغ نگفتم .

24
00:03:00,555 --> 00:03:02,557
‫دهنتو ببند !

25
00:03:02,557 --> 00:03:07,479
‫چون که قدرتمندی ، اصلا برات مهم
‫‫نیست ، که شهرت داره نابود میشه .

26
00:03:07,479 --> 00:03:09,522
‫اصلا ناراحت یا عصبی نمیشی ؟

27
00:03:09,522 --> 00:03:11,566
‫نمیخوای تا نفس آخر مبارزه کنی ؟

28
00:03:12,525 --> 00:03:13,526
‫من خودم

29
00:03:15,779 --> 00:03:18,782
‫حس میکنم که به عمق جهنم رفتم

30
00:03:18,782 --> 00:03:21,743
‫فقط به خاطر اینکه یک نفر کشته شده

31
00:03:22,744 --> 00:03:24,704
‫سوال خوبیه .

32
00:03:24,704 --> 00:03:26,748
‫من دیگه به چیزی اهمیت نمیدم .

33
00:03:26,748 --> 00:03:29,709
‫درسته که من از خانم تارن خوشم میومد .

34
00:03:30,710 --> 00:03:32,754
‫ولی تا وقتی که زنده هستم
‫‫مطمئنم که یکی دیگرو ملاقات میکنم .

35
00:03:32,754 --> 00:03:35,715
‫صبر کن ! داکای بد دهن !

36
00:03:35,715 --> 00:03:38,677
‫کار دیگه هست که برات انجام بدم ؟

37
00:03:38,677 --> 00:03:41,721
‫تو بهم گفتی که ، اگه میخوام
‫‫ازت انتقام بگیرم ؟

38
00:03:41,763 --> 00:03:44,724
‫از یونو به قلعه نوک تیز همچون تیر
‫‫انگشت اشاره به سمت ، ستاره شبکه ای

39
00:03:44,724 --> 00:03:45,767
‫جرقه های منفجره .

40
00:03:45,767 --> 00:03:47,727
‫بچرخید !

41
00:03:58,154 --> 00:03:59,239
‫واقعا میخوای با من بجنگی ؟

42
00:04:07,163 --> 00:04:09,207
‫کارت ، باید الان فرار کنی ،

43
00:04:10,166 --> 00:04:11,209
‫خیلی کندی .

44
00:04:11,793 --> 00:04:13,461
‫دیگه کار لیچیا تمومه .

45
00:04:13,461 --> 00:04:15,463
‫من به تارن بدهکارم .

46
00:04:15,463 --> 00:04:17,382
‫همینطور به دسته خودم .

47
00:04:19,426 --> 00:04:22,470
‫من تمام این مدت ازشون محافظت کردم .

48
00:04:23,430 --> 00:04:27,392
‫من اون دسته رو برپا کردم ،
‫‫و بعد رهبریشون کردم .

49
00:04:27,392 --> 00:04:30,395
‫یه مشت احمق بدردنخور .

50
00:04:30,395 --> 00:04:31,479
‫هر بلایی سرشون اومد حقشون بود .

51
00:04:32,439 --> 00:04:35,483
‫ولی الان دیگه همه چیز نابود شده

52
00:04:36,443 --> 00:04:39,404
‫اما در آخر

53
00:04:39,404 --> 00:04:42,407
‫در آخر من برنده شدم ، کارت

54
00:04:42,449 --> 00:04:44,409
‫گنج من . . .

55
00:04:51,416 --> 00:04:53,376
‫فرار کن ، کارت .

56
00:04:53,376 --> 00:04:55,462
‫قبل از اینکه ارتش آرشیا به اینجا برسه .

57
00:04:55,462 --> 00:04:59,424
‫حداقل تو باید نجات پیدا بکنی .

58
00:04:59,424 --> 00:05:02,427
‫من در آخر پیروز میشم .

59
00:05:02,427 --> 00:05:04,471
‫آلوس دونده ستاره .

60
00:05:04,471 --> 00:05:06,431
‫حالا متوجه میشی .

61
00:05:09,684 --> 00:05:10,685
‫تکون نخور !

62
00:05:11,853 --> 00:05:15,649
‫من جنرال شیشم ، یکی
‫‫از مقام های رسمی آرشیا هستم .

63
00:05:15,649 --> 00:05:16,733
‫هارگنت ، مستحکم .

64
00:05:17,692 --> 00:05:19,694
‫من اومد اینجا تا دشمن مهاجم رو شکست بدم .

65
00:05:19,694 --> 00:05:22,614
‫به درخواست شهروند های
‫‫مِیج به اینجا اومدم .

66
00:05:22,948 --> 00:05:25,867
‫تو نباید ازش محافظت کنی !

67
00:05:25,867 --> 00:05:28,912
‫اون یه موجود وحشتناکه
‫‫که مردم رو سلاخی کرده .

68
00:05:28,912 --> 00:05:32,874
‫به عنوان عضوی از نژاد مینیان
‫‫باید نابودش کنم .

69
00:05:32,874 --> 00:05:34,835
‫رگنجی . . .

70
00:05:34,918 --> 00:05:36,962
‫دوست منه .

71
00:05:37,921 --> 00:05:40,924
‫اون از هر مینیا دیگه ای
‫‫بیشتر بهم کمک کرد .

72
00:05:40,924 --> 00:05:41,925
‫اون یه دوست عزیزه .

73
00:05:41,925 --> 00:05:43,885
‫تو هنوز

74
00:05:43,885 --> 00:05:45,929
‫یه دختر جوونی .

75
00:05:45,929 --> 00:05:48,890
‫تو نباید با همچین چیزایی
‫‫برای خودت مسئولیت بتراشی .

76
00:05:52,435 --> 00:05:53,478
‫لطفا .

77
00:05:53,770 --> 00:05:55,814
‫خیلی ها کشته شدن .

78
00:05:55,814 --> 00:05:57,482
‫خیلی .

79
00:05:57,482 --> 00:05:58,525
‫حقیقت اینه که ،

80
00:05:59,276 --> 00:06:00,277
‫تمام این مدت میدونستم

81
00:06:00,861 --> 00:06:02,904
‫که دارم چیکار میکنم .

82
00:06:02,904 --> 00:06:05,866
‫و اینکه رگنجی چجور موجودیه .

83
00:06:07,826 --> 00:06:08,660
‫صبرکن !

84
00:06:08,660 --> 00:06:11,705
‫تو همیشه فرشته من بودی !

85
00:06:12,664 --> 00:06:13,665
‫رگنجی !

86
00:06:16,209 --> 00:06:17,252
‫نه ! صبر کن !

87
00:06:17,669 --> 00:06:19,629
‫این دشمن نژاد مینیا هاست .

88
00:06:19,963 --> 00:06:22,007
‫دهنتو ببند ، آشغال .

89
00:06:22,382 --> 00:06:25,427
‫موجود ، ترسو خاک برسر .

90
00:06:25,427 --> 00:06:27,429
‫دیگه یه کلمه هم با کارت حرف نزن .

91
00:06:27,429 --> 00:06:28,430
‫اون

92
00:06:29,097 --> 00:06:30,140
‫یه وایورنه .

93
00:06:50,619 --> 00:06:52,621
‫رگنجی . . .

94
00:07:09,471 --> 00:07:11,431
‫به دوست من

95
00:07:12,390 --> 00:07:13,475
‫توهین نکن .

96
00:07:19,439 --> 00:07:21,441
‫آلوس . . . آلوس !

97
00:07:21,441 --> 00:07:22,484
‫آلوس !

98
00:07:22,484 --> 00:07:25,445
‫لعنت بهت !

99
00:07:26,405 --> 00:07:27,447
‫یه نفر همیشه به دوستش کمک میکنه .

100
00:07:28,448 --> 00:07:29,491
‫معلوم نیست ؟

101
00:07:32,411 --> 00:07:33,453
‫من میرم کمک بیارم .

102
00:07:40,460 --> 00:07:42,462
‫رگنجی . . .

103
00:08:03,191 --> 00:08:04,234
‫تو واقعا

104
00:08:05,235 --> 00:08:08,155
‫یه وایورن بودی .

105
00:08:42,189 --> 00:08:43,190
‫کیه ؟

106
00:08:44,191 --> 00:08:46,234
‫اگه بگم یه فرشتم
‫‫حرفمو باور میکنی ؟

107
00:08:47,235 --> 00:08:49,196
‫من به خاطر تو اومدم ، خانم جوان ،

108
00:08:49,196 --> 00:08:52,199
‫واقعا ؟ ممنونم .

109
00:08:53,158 --> 00:08:55,160
‫همون روز هم

110
00:08:55,160 --> 00:08:58,163
‫یک نفر آهنگ فرشته رو خوند .

111
00:09:01,166 --> 00:09:04,211
‫راستش ، یه چیزی هست

112
00:09:04,211 --> 00:09:07,172
‫که من همیشه آرزوش رو داشتم ،

113
00:09:07,172 --> 00:09:11,218
‫هرکسی حق نجات پیدا کردن رو داره .

114
00:09:11,218 --> 00:09:12,260
‫هر آرزویی که داری رو بگو ،

115
00:09:12,469 --> 00:09:13,512
‫مامان . . .

116
00:09:15,472 --> 00:09:17,474
‫مامان من . . .

117
00:09:29,486 --> 00:09:31,446
‫چند نفرو کشتم ؟

118
00:09:41,498 --> 00:09:44,543
‫این پایان مناسبیه ، برای
‫‫پادشاه اهریمن مدعی

119
00:09:44,543 --> 00:09:45,544
‫تارن .

120
00:09:46,545 --> 00:09:50,507
‫شالک ، تو هم زیاد کارکردی

121
00:09:50,507 --> 00:09:54,469
‫راستش کار خاصی نکردم ،

122
00:09:54,469 --> 00:09:55,512
‫خب ،

123
00:09:55,512 --> 00:09:58,473
‫اینطور بنظر نمیرسه .

124
00:09:58,473 --> 00:10:00,517
‫از شروع یه جنگ ویران کننده پشیمونی ؟

125
00:10:00,517 --> 00:10:01,518
‫اصلا .

126
00:10:02,519 --> 00:10:07,441
‫اگه یک نفر تصمیم میگیره که وارد جنگ بشه
‫‫باید قبلش شکست رو هم قبول داشته باشه .

127
00:10:07,524 --> 00:10:10,444
‫راستش ، نه . . .

128
00:10:11,528 --> 00:10:13,447
‫این یه دروغه .

129
00:10:13,530 --> 00:10:16,450
‫راستش ، من پشیمونم که نتونستم

130
00:10:16,450 --> 00:10:17,451
‫براشون خوشبختی بیارم .

131
00:10:17,451 --> 00:10:20,495
‫سرباز هایی که منو تحسین میکردن
‫‫مردم ، کارت .

132
00:10:21,496 --> 00:10:24,499
‫پشیمونم که من قبل از اینکه بتونم گناه کِشیدن
‫‫بقیه داخل این جنگ رو

133
00:10:24,499 --> 00:10:28,503
‫جبران کنم ، میمیرم .

134
00:10:28,503 --> 00:10:29,504
‫از ایده آل های توخالی پشیمونم .

135
00:10:30,464 --> 00:10:31,465
‫فهمیدم .

136
00:10:32,507 --> 00:10:36,470
‫به عنوان یه فرمانده .توانایی
‫‫برگزاری صلح رو نداشتم .

137
00:10:36,470 --> 00:10:39,514
‫چون تنها چیزی که بلدم
‫‫جنگ و مبارزست .

138
00:10:40,474 --> 00:10:41,475
‫نگرانش نباش .

139
00:10:41,475 --> 00:10:42,517
‫من هم مثل خودتم .

140
00:10:43,518 --> 00:10:46,438
‫تازه ، من با اینکه الان
‫‫مُردم ، هنوزم همونطوری هستم .

141
00:10:47,522 --> 00:10:49,483
‫شالک ، بُرنده صدا .

142
00:10:49,483 --> 00:10:51,526
‫تو دنبال اطلاعات برای
‫‫سرزمین پایانی بودی .

143
00:10:51,526 --> 00:10:55,447
‫جایی که پادشاه اهریمنی حقیقی
‫‫پایان خودشو به چشم دید ، درسته ؟

144
00:10:55,447 --> 00:10:56,448
‫درسته .

145
00:10:56,448 --> 00:10:57,532
‫بنظرت عجیب نیست ؟

146
00:10:57,532 --> 00:11:00,494
‫اینکه هیچکس نمیدونه
‫‫پادشاه اهریمنی حقیقی کیه ؟

147
00:11:00,494 --> 00:11:02,537
‫نه من ، نه تو .

148
00:11:02,537 --> 00:11:05,499
‫هیچوقت کسی راجبش حرف نزده .

149
00:11:05,540 --> 00:11:09,461
‫ولی همه میدونن که پادشاه اهریمنی

150
00:11:09,461 --> 00:11:11,463
‫چقدر ترسناک بود .

151
00:11:11,463 --> 00:11:12,506
‫ولی من مطمئنم ،

152
00:11:12,506 --> 00:11:16,510
‫زمانی میرسه که ما مطمئن بشیم .

153
00:11:17,469 --> 00:11:18,512
‫من خوندن بلد نیستم .

154
00:11:18,512 --> 00:11:21,473
‫پس یکی رو پیدا کن برات بخونه.

155
00:11:21,473 --> 00:11:24,434
‫من جوخه های جستجوگر داشتم که
‫‫چند بار سرزمین پایانی رو گشتن ،

156
00:11:24,434 --> 00:11:26,520
‫ولی هر دفعه بی نتیجه بوده .

157
00:11:27,479 --> 00:11:31,441
‫که یعنی یک هیولای خفته داخل اون سرزمین پنهان شده

158
00:11:31,441 --> 00:11:32,526
‫ولی بازم ، توی اون سرزمین پنهان

159
00:11:32,526 --> 00:11:36,446
‫ما موفق شدیم چند تامنطقه رو شناسایی کنیم

160
00:11:36,530 --> 00:11:39,533
‫اما جسد اون قهرمان
‫‫و پادشاه اهریمنی

161
00:11:39,533 --> 00:11:41,493
‫هنوز پیدا نشده .

162
00:11:42,452 --> 00:11:44,496
‫همینارو باید میدونستم .

163
00:11:45,455 --> 00:11:48,500
‫مطمئنم اگه بیشتر تلاش میکردم
‫‫خیلی بهتر میتونستم کمکت کنم .

164
00:11:49,459 --> 00:11:52,462
‫پاداشی بیشتر از این
‫‫نمیتونم بهت بدم .

165
00:11:55,507 --> 00:11:57,467
‫تو آزادی که هر جا میخوای ، بری .

166
00:11:57,551 --> 00:12:00,512
‫بعید میدونم برات خوب باشه ، اگه

167
00:12:00,512 --> 00:12:03,432
‫مردم بفهمن تو برای یکی مثل من
‫‫خدمت میکردی .

168
00:12:03,432 --> 00:12:04,474
‫درسته .

169
00:12:04,516 --> 00:12:08,520
‫حدس میزنم الان یکی پیدا میشه تا کارتو تموم کنه .

170
00:12:15,485 --> 00:12:17,487
‫قدرت فرمانروایی رو نداشتی .

171
00:12:17,487 --> 00:12:21,450
‫فکر میکردم فرمانروای خوبی بشی .

172
00:12:21,450 --> 00:12:23,493
‫من فرمانروا نیستم .

173
00:12:24,494 --> 00:12:25,495
‫من یه پادشاه اهریمنی هستم .

174
00:12:32,502 --> 00:12:36,465
‫میدونی ، بهتره سریع فرار کنی .

175
00:12:36,465 --> 00:12:38,508
‫خفه شو !

176
00:12:40,510 --> 00:12:43,513
‫میزنمت ، حتی اگه شده یه مشت .

177
00:12:43,513 --> 00:12:45,474
‫جدی ؟

178
00:12:50,479 --> 00:12:52,522
‫خب مشتتم که زدی
‫‫دیگه تموم شد ؟

179
00:12:53,482 --> 00:12:56,526
‫سابقه نداشته انقدر
‫‫یه نفر رو تحمل کنم .

180
00:12:59,988 --> 00:13:02,991
‫بعید میدونم دوباره همدیگرو ببینیم ، یونو .

181
00:13:04,660 --> 00:13:05,661
‫صبرکن !

182
00:13:16,004 --> 00:13:17,047
‫هی .

183
00:13:17,089 --> 00:13:21,051
‫ایشورا
‫‫پادشاه اهریمنی مدعی

184
00:13:26,098 --> 00:13:30,018
‫انگار بالاخره یه آدم بدردبخور رو پیدا کردم .

185
00:13:31,019 --> 00:13:32,062
‫از همون اول ،

186
00:13:33,021 --> 00:13:36,984
‫فکرشو نمیکردم بتونم یکی مثل
‫‫تو رو شکست بدم .

187
00:13:36,984 --> 00:13:38,068
‫من نمیتونم .

188
00:13:38,068 --> 00:13:39,987
‫فهمیدم .

189
00:13:39,987 --> 00:13:44,032
‫برام عجیب بود که از اون
‫‫تیرهای زیر آستینت استفاده کردی .

190
00:13:44,032 --> 00:13:48,078
‫فکر کردم شاید هنوز زنده باشه .

191
00:13:49,997 --> 00:13:52,040
‫و اینکه ممکنه به موقع برسه

192
00:13:52,040 --> 00:13:54,084
‫و اینکه ممکنه تو منو نکشی

193
00:13:56,003 --> 00:13:58,005
‫و اینکه اگه من بخوام باهات مبارزه کنم سعی میکنی بهم آسیب نزنی

194
00:13:59,089 --> 00:14:02,009
‫سوجیرو با من سفر کرد

195
00:14:02,009 --> 00:14:04,011
‫اون میتونه تیر های منو تشخیص بده

196
00:14:04,970 --> 00:14:07,014
‫میدونستم احتمالش کمه

197
00:14:08,056 --> 00:14:11,059
‫من فقط میتونم این تیر ها رو پرتاب کنم .

198
00:14:12,019 --> 00:14:13,979
‫اسم دوم من

199
00:14:14,062 --> 00:14:16,064
‫یونو ، تالون دوردست هاست .

200
00:14:19,985 --> 00:14:22,029
‫خنده داره ، واقعا فوق العادست .

201
00:14:22,029 --> 00:14:23,030
‫باورم نمیشه

202
00:14:23,030 --> 00:14:25,991
‫این دختر تونست سر منو شیره بماله ،

203
00:14:25,991 --> 00:14:28,994
‫زندگی چه غافلگیری های باحالی داره .

204
00:14:28,994 --> 00:14:30,037
‫هی .

205
00:14:30,996 --> 00:14:32,039
‫الان وقت خندیدنه ،

206
00:14:32,039 --> 00:14:33,081
‫آره .

207
00:14:33,081 --> 00:14:37,085
‫مهمان .خیلی چیزها راجبت شنیدم .

208
00:14:37,085 --> 00:14:39,087
‫تو شمشیرزنی هستی که
‫‫به اون عنکبوت ضربه زد .

209
00:14:46,011 --> 00:14:48,055
‫انگار شمشیر خفنی دستته .

210
00:14:48,055 --> 00:14:51,016
‫تو که اصلا شبیه شمشیرزن ها نیستی .

211
00:14:51,016 --> 00:14:53,060
‫خوشم اومد .

212
00:14:53,060 --> 00:14:57,022
‫تو اولین کسی هستی که متوجه
‫‫این قضیه شد .

213
00:14:57,064 --> 00:15:00,025
‫مگه نرفتی تا خانم تارن رو بکشی ؟

214
00:15:00,025 --> 00:15:02,069
‫مگه کارت این نبود ؟

215
00:15:03,028 --> 00:15:04,071
‫از من نمیخواد سوال کنی .

216
00:15:04,071 --> 00:15:06,990
‫من فقط اومدم اینجا برای مبارزه .

217
00:15:07,032 --> 00:15:09,993
‫میخوام با یه چیز جدید بجنگم .

218
00:15:09,993 --> 00:15:11,995
‫چیزی که ارزش مبارزه داشته باشه .

219
00:15:11,995 --> 00:15:14,039
‫چیزی که فقط توی این دنیا وجود داره ‌.

220
00:15:14,998 --> 00:15:17,042
‫بهتر از اینه که برم دنبال
‫‫این یارو تارن .

221
00:15:17,042 --> 00:15:21,004
‫گفتم شاید اگه تیر های یونو رو دنبال
‫‫کنم اوضاع جالبتر بشه ،

222
00:15:21,004 --> 00:15:22,047
‫برای همین اومدم .

223
00:15:22,047 --> 00:15:23,966
‫سوجیرو .

224
00:15:24,049 --> 00:15:26,969
‫ازت خوشم نمیاد

225
00:15:26,969 --> 00:15:28,011
‫ ولی بازم

226
00:15:28,011 --> 00:15:30,013
‫بیا حرف زدن رو تموم کنیم .

227
00:15:30,013 --> 00:15:31,056
‫بریم سراغ مبارزه .

228
00:15:31,056 --> 00:15:33,016
‫عجله نکن .

229
00:15:33,016 --> 00:15:35,018
‫به هر حال یه نفرمون میمیره .

230
00:15:35,060 --> 00:15:38,981
‫بیا یه گپی راجب سرزمین
‫‫دوردست ها بزنیم ، سوجیرو .

231
00:15:38,981 --> 00:15:41,024
‫من خاطره خوبی از اونجا ندارم .

232
00:15:42,025 --> 00:15:45,988
‫غذاش مزخرف بود و مردم سعی داشتن منو بکشن

233
00:15:45,988 --> 00:15:48,031
‫من فقط با یه مشت آدم ضعیف میجنگیدم

234
00:15:49,074 --> 00:15:52,995
‫قبل از اینکه متوجهش بشم ،
‫‫سر از اینجا در اوردم .

235
00:15:52,995 --> 00:15:55,038
‫اره ، منم همینطور .

236
00:15:55,038 --> 00:15:58,041
‫همه این آدم ها کشته شدن
‫‫ولی برای من مهم نیست .

237
00:16:01,044 --> 00:16:05,007
‫هیچوقت احساس دلتنگی برای اون دنیا نداشتم

238
00:16:05,007 --> 00:16:07,050
‫یا حتی احساس اینکه بخوام برگردم

239
00:16:07,050 --> 00:16:11,054
‫شاید همه مهمان ها مثل ما همه جا غریبه هستن

240
00:16:11,054 --> 00:16:13,974
‫ما همیشه تنهاییم چون خیلی قدرتمندیم

241
00:16:14,057 --> 00:16:17,978
‫یه جوری حرف میزنی
‫‫انگار قدرت زیاد چیز بدیه .

242
00:16:19,021 --> 00:16:22,024
‫خیلی از مردم همچین فکری میکنن .

243
00:16:22,024 --> 00:16:24,067
‫ولی تنهایی یعنی آزادی .

244
00:16:24,067 --> 00:16:25,986
‫برای همینه

245
00:16:25,986 --> 00:16:28,989
‫که من از کسی که الان هستم راضیم .

246
00:16:28,989 --> 00:16:32,034
‫اگه دلیلی برای اومدن من
‫‫به این دنیا وجود داره .

247
00:16:32,034 --> 00:16:34,078
‫پس لابد دلیلش همینه .

248
00:16:35,079 --> 00:16:36,997
‫بکشش .

249
00:16:37,081 --> 00:16:38,999
‫من خودم میدونستم

250
00:16:39,083 --> 00:16:41,085
‫که تا امروز کی رو باید مقصر میدونستم

251
00:16:42,044 --> 00:16:44,046
‫مقصر خودم بودم

252
00:16:44,046 --> 00:16:46,048
‫چون ضعیف بودم

253
00:16:47,049 --> 00:16:48,092
‫ولی . . .

254
00:16:48,092 --> 00:16:51,011
‫حتی اگه نفرت من نابه جا باشه

255
00:16:51,095 --> 00:16:54,014
‫همش برای نجات خودمه

256
00:16:55,015 --> 00:16:57,017
‫بکشش ، سوجیرو !

257
00:16:57,017 --> 00:16:59,019
‫اگه هممون آزادیم که تصمیم گیری بکنیم .

258
00:16:59,019 --> 00:17:01,063
‫پس منم ازادم که دنبال انتقام بگردم .

259
00:17:01,063 --> 00:17:03,023
‫حتی اگه بی معنی باشه .

260
00:17:03,023 --> 00:17:05,025
‫حتی اگه یه آرزوی پلید باشه ،

261
00:17:05,025 --> 00:17:08,987
‫کسی نمیتونه منو قضاوت کنه ، مگه نه ؟

262
00:17:08,987 --> 00:17:09,988
‫درسته .

263
00:17:09,988 --> 00:17:13,992
‫پس یعنی تصمیمش با خودمه
‫‫که اینو بکشم یا نه .

264
00:17:13,992 --> 00:17:14,993
‫خدایا ،

265
00:17:14,993 --> 00:17:18,038
‫همین الان قصد داشتم
‫‫از اینجا برای همیشه برم ،

266
00:17:18,038 --> 00:17:20,040
‫خب ، نگران نباش .

267
00:17:20,040 --> 00:17:23,043
‫وقت زیاد داریم که من با تو بازی کنم .

268
00:17:30,008 --> 00:17:33,011
‫این دنیا همیشه آرزوی این اتفاق رو داشت

269
00:17:33,053 --> 00:17:36,056
‫که یک نفر بیاد

270
00:17:36,056 --> 00:17:38,058
‫و پادشاه اهریمنی حقیقی رو شکست بده

271
00:17:38,058 --> 00:17:41,019
‫کسی که هیچکس نتونسته شکستش بده

272
00:17:50,029 --> 00:17:51,989
‫بگیر که اومدم !

273
00:17:56,994 --> 00:17:58,037
‫هنوز نه

274
00:17:58,037 --> 00:17:59,997
‫حالا

275
00:18:01,040 --> 00:18:04,043
‫سریعترین شمشیر سحرآمیز

276
00:18:04,043 --> 00:18:06,086
‫ضربه اول رو در هر مبارزه ای میزنه

277
00:18:06,086 --> 00:18:13,093
‫البته ، اگه دست صاحبش در همون لحظه عقب باشه

278
00:18:17,056 --> 00:18:19,058
‫حرکت همزمان .

279
00:18:19,058 --> 00:18:22,061
‫روشی استادانه ، حتی سریعتر از حمله های برق آسا

280
00:18:23,020 --> 00:18:25,022
‫که در نا خود آگاه شکل میگیره

281
00:18:25,022 --> 00:18:26,023
‫فهمیدم .

282
00:18:26,023 --> 00:18:27,024
‫آره .

283
00:18:27,024 --> 00:18:29,026
‫انگار واقعا خیلی قوی هستی .

284
00:18:29,026 --> 00:18:32,029
‫زندگی تو اینجاست .

285
00:18:32,029 --> 00:18:34,990
‫درست میگی ،ولی . . .

286
00:18:34,990 --> 00:18:38,035
‫ارزش واقعی این راهزن منحصر بفرد

287
00:18:38,035 --> 00:18:40,079
‫به قدرت بینایی قوی خودش بستگی داره .

288
00:18:42,039 --> 00:18:45,000
‫حتی اگه یه شمشیرزن ماهر جلوش باشه

289
00:18:45,000 --> 00:18:48,087
‫اون میتونه آینده رو پیش بینی کنه

290
00:18:49,088 --> 00:18:51,965
‫اون همه چیز رو تشخیص میده

291
00:18:51,965 --> 00:18:54,051
‫هم شرایطی که داخلشه هم افکار دشمنش رو

292
00:18:54,051 --> 00:18:57,012
‫من همیشه برنده میشم .

293
00:18:57,012 --> 00:19:00,974
‫شمشیر راهزن ، بالاخره تونست از سبک شمشیرزنی یاگو پیشی بگیره

294
00:19:04,019 --> 00:19:06,063
‫این یارو

295
00:19:08,065 --> 00:19:10,985
‫شمشیرش

296
00:19:11,068 --> 00:19:12,069
‫با عقل جور در نمیاد

297
00:19:12,069 --> 00:19:15,990
‫چطوری این شمشیر بدن اون عنکبوت رو زخمی کرد

298
00:19:15,990 --> 00:19:18,075
‫بهت که گفتم تو مشتمه ،

299
00:19:18,075 --> 00:19:20,035
‫زندگیتو میگم !

300
00:19:20,035 --> 00:19:22,997
‫اون هیچوقت

301
00:19:22,997 --> 00:19:24,999
‫یه شمشیر سحرامیز نبود .

302
00:19:24,999 --> 00:19:28,002
‫بنظر میاد شمشیر خوبی دستته .

303
00:19:29,003 --> 00:19:32,047
‫یعنی همه اینارو پیش بینی کرده بود

304
00:19:32,047 --> 00:19:35,968
‫چطور یه مهمان دیگه انقدر قویتره

305
00:19:37,011 --> 00:19:39,054
‫باید چیکار کنم ؟ چکاری از دستم برمیاد

306
00:19:39,054 --> 00:19:41,974
‫آخه چطوری شکستش میدادم

307
00:19:43,017 --> 00:19:45,978
‫باورم نمیشه

308
00:19:45,978 --> 00:19:47,980
‫خب ، اشتباه نمیکردی

309
00:19:51,025 --> 00:19:53,068
‫تو واقعا یه شمشیر زن نیستی .

310
00:21:37,381 --> 00:21:38,424
‫قسمت 12
‫‫‫‫شورا

