﻿1
00:00:03,545 --> 00:00:09,467
‫اما اکنون ، قدرت باقی مانده او به چند بخش تقسیم شده

2
00:00:09,467 --> 00:00:12,512
‫یک فرد عادی توانایی کنترلش رو نداره

3
00:00:12,512 --> 00:00:15,473
‫صد ها شورا -شبیه به اهریمن ها

4
00:00:16,558 --> 00:00:22,480
‫بزرگترین شهرجهان ، آرشیا در پی انتخاب یک قهرمانه

5
00:00:22,480 --> 00:00:23,606
‫اون هم زمانی که رهبر ، سلطنت شاهزادگی لیچیا

6
00:00:23,606 --> 00:00:28,153
‫تارن محتاط دنبال قانونی جدید ، و حکمفرمانی به وسیله ترسه

7
00:00:42,125 --> 00:00:46,087
‫‫ایشورا

8
00:01:55,615 --> 00:01:57,575
‫اینا دیگه چی هستن ؟

9
00:01:57,575 --> 00:02:02,622
‫سلطنت شاهزادگی لیچیا

10
00:02:02,622 --> 00:02:05,625
‫پسر ، دیر کردم ؟

11
00:02:06,584 --> 00:02:09,587
‫انگار همه چیز شروع شده .

12
00:02:10,547 --> 00:02:13,550
‫به گمونم اون آرشیایی ها نتونن رد بشن .

13
00:02:15,594 --> 00:02:19,598
‫قسمت 9
‫‫‫‫از آسمان آتش میریزد

14
00:02:19,598 --> 00:02:22,559
‫دشمن کجاست ؟
‫‫بیشتر کماندار بیارید .

15
00:02:22,559 --> 00:02:23,560
‫آرشیا حرکتی کرده ؟

16
00:02:23,560 --> 00:02:25,562
‫مراقب سواره نظامشون باشید .

17
00:02:25,562 --> 00:02:26,605
‫نذارید حتی یک نفر هم رد بشه .

18
00:02:26,605 --> 00:02:28,565
‫هی !

19
00:02:34,529 --> 00:02:36,531
‫میشه از سر راه برید کنار ؟

20
00:02:36,531 --> 00:02:38,575
‫جنگیدن با شما خیلی حال نمیده .

21
00:02:44,581 --> 00:02:45,624
‫آتش !

22
00:02:52,547 --> 00:02:54,591
‫فقط ۷ تا گلوله به سمت بدن شلیک شد ،

23
00:02:54,591 --> 00:02:57,510
‫باید یکم هدف گیریتون رو بهتر کنید .

24
00:03:02,599 --> 00:03:05,560
‫لعنت بهت !
‫‫تو یه قاتل از طرف آرشیایی ؟

25
00:03:06,519 --> 00:03:07,604
‫بهتون که گفتم از سر راه برید کنار .

26
00:03:29,626 --> 00:03:31,545
‫تو دیگه چی هستی ؟

27
00:03:31,545 --> 00:03:34,422
‫حس بدی نسبت بهش دارم .

28
00:03:43,056 --> 00:03:45,016
‫از توپ ها استفاده کنید !

29
00:03:45,100 --> 00:03:48,019
‫به وایورن های گشتی اطلاع بدید .

30
00:03:48,019 --> 00:03:50,021
‫توپ هارو شلیک کنید !

31
00:04:02,033 --> 00:04:04,077
‫هنوز وایورن ها نرسیدن ؟

32
00:04:05,036 --> 00:04:08,039
‫من تا حساب اونا رو نرسم
‫‫نمیتونم راه رو باز کنم .

33
00:04:08,039 --> 00:04:09,040
‫هی !

34
00:04:12,043 --> 00:04:14,087
‫چرا جواب منو نمیدی ؟

35
00:04:15,046 --> 00:04:17,007
‫تو دیگه چی هستی ؟

36
00:04:17,090 --> 00:04:19,092
‫من تو رو میشناسم .

37
00:04:19,092 --> 00:04:21,094
‫سوجیرو ، شمشیرزنه بید .

38
00:04:22,053 --> 00:04:24,055
‫من یار تو هستم .

39
00:04:24,055 --> 00:04:27,017
‫سوال من این نبود .

40
00:04:27,017 --> 00:04:30,020
‫نمیذارم همه خوشگذرونی ها
‫‫مال تو باشه .

41
00:04:30,020 --> 00:04:31,897
‫اگه میخوای بجنگی ، پس با من بجنگ .

42
00:04:32,230 --> 00:04:34,149
‫چون که تو قوی هستی !

43
00:04:39,154 --> 00:04:42,157
‫اون سرعت .
‫‫تو واقعا یه مینیایی هستی ؟

44
00:04:42,240 --> 00:04:44,201
‫بدن قوی داری .

45
00:04:44,201 --> 00:04:47,162
‫من دیدمش ، زندگیتو میگم .

46
00:04:47,162 --> 00:04:50,165
‫تو فقط یه زندگی داری ، مگه نه ؟

47
00:04:50,248 --> 00:04:53,919
‫اون ماشین و سوارکارش جفتشون
‫‫زندگیشون ترکیب میشه .

48
00:04:54,044 --> 00:04:57,047
‫صبرکن ببینم ، اصلا برای همینه که خطرناکه

49
00:04:59,007 --> 00:05:01,051
‫من قصد جنگیدن با تو رو ندارم .

50
00:05:01,051 --> 00:05:03,053
‫چون من همین الان . . .

51
00:05:12,062 --> 00:05:14,064
‫کارم اینجا تموم شد .

52
00:05:16,024 --> 00:05:17,067
‫هی ، صبر کن !

53
00:05:18,109 --> 00:05:20,028
‫چاره دیگه ای ندارم .

54
00:05:20,028 --> 00:05:23,114
‫اون عنکبوت و اسکلت رو با هم میکشم .

55
00:05:35,043 --> 00:05:35,877
‫چشمم .

56
00:05:36,461 --> 00:05:38,505
‫حتی ، تبر یه غول

57
00:05:38,505 --> 00:05:42,509
‫یا نفس اژدها هم نمیتونه به بدنه هِلنِتِن آسیب برسونه

58
00:05:42,509 --> 00:05:44,511
‫مگه با چه شمشیری منو زد ؟

59
00:05:46,513 --> 00:05:48,515
‫بنظر میاد که

60
00:05:48,515 --> 00:05:51,518
‫به جز تو یکی دیگه هم هست
‫‫که بتونه منو بکشه .

61
00:05:51,518 --> 00:05:52,519
‫کُزه .

62
00:05:53,520 --> 00:05:55,522
‫اون کسیه که ، با جسم مُرده خودش

63
00:05:55,981 --> 00:05:57,440
‫کسی که دارای

64
00:05:57,440 --> 00:06:02,487
‫سلاح های دوربردیه که با یک حرکت میتونن ، یک لشکر رو سلاخی کنن

65
00:06:05,407 --> 00:06:09,494
‫کسی که زره قدرتمندی داره که هیچ کسی توان نفوذ بهش رو نداره

66
00:06:09,494 --> 00:06:13,498
‫و طبیعت نامیرایی که ، کسی توان جلوگیریش رو نداره

67
00:06:22,966 --> 00:06:26,011
‫ولی این وسیله سواری فقط برای یک هدف کار میکنه

68
00:06:26,970 --> 00:06:29,931
‫که هرچیزی که در دیدش هست رو با خاک یکسان کنه

69
00:06:34,936 --> 00:06:39,983
‫اون یه زره باستانیه . یه از گور برخاستست اون نیهیلو ، لگده گردآبیه .

70
00:06:54,998 --> 00:06:56,958
‫دونده . . . ستاره .

71
00:06:56,958 --> 00:07:00,921
‫ اومده . . . به لیچیا

72
00:07:00,921 --> 00:07:04,966
‫به لطف اون که توی لیچیا سر و کلش پیدا نشده

73
00:07:04,966 --> 00:07:06,968
‫ما تونستیم بیشتر با ابزار جادوییش
‫‫آشنا بشیم .

74
00:07:06,968 --> 00:07:09,971
‫خیلی راحت روش هاش برای
‫‫ما برملا شد .

75
00:07:09,971 --> 00:07:12,933
‫دیگه واقعا امیدی بهش نیست .

76
00:07:13,934 --> 00:07:14,976
‫گوش کنید ، احمق ها !

77
00:07:16,019 --> 00:07:17,938
‫خوب گوش کنید !

78
00:07:17,938 --> 00:07:20,899
‫بهترین حمله آلوس

79
00:07:20,899 --> 00:07:22,984
‫خنجر درخشانشه ، به اسم هیلِنسینگِن .

80
00:07:23,944 --> 00:07:25,987
‫موجی از نور بُرنده رو
‫‫تولید میکنه ،

81
00:07:25,987 --> 00:07:29,950
‫شنیدم اندازه موجش به ۴ متر هم میرسه .

82
00:07:29,950 --> 00:07:32,911
‫جلوی این حمله نیازی نیست
‫‫دفاعی بکنید .

83
00:07:32,911 --> 00:07:35,997
‫یه ضربه ازش ، همتونو میکشه .

84
00:07:35,997 --> 00:07:39,000
‫اسم اون یکی سلاحش ،
‫‫پرنده لرزانه .

85
00:07:39,960 --> 00:07:41,962
‫یه شمشیریه که خودش ، خودکار حرکت میکنه

86
00:07:41,962 --> 00:07:43,922
‫و موقع حرکت یه صدای بلند تولید میکنه

87
00:07:43,922 --> 00:07:45,966
‫باید مثل یه دشمن دیگه باهاش برخورد کنید

88
00:07:47,008 --> 00:07:50,929
‫من یه جوخه دیگه دارم که
‫‫حواسشون به این شمشیر باشه .

89
00:07:50,929 --> 00:07:53,974
‫در ضمن ، اون یه شلاق جادویی هم داره
‫‫که بهش میگن دسته کیو .

90
00:07:54,933 --> 00:07:57,018
‫اندازش به ۱۲ متر میرسه

91
00:07:57,018 --> 00:07:58,937
‫ولی

92
00:07:58,937 --> 00:08:02,941
‫بعضی وقت ها به عنوان یه محافظ دور خودش استفاده میکنه

93
00:08:03,024 --> 00:08:05,986
‫باید حواستون به این حمله باشه .

94
00:08:05,986 --> 00:08:08,947
‫وقتی که اینکارو میکنه
‫‫فاصله حمله رو نصف میکنه .

95
00:08:08,947 --> 00:08:11,950
‫حالا بعد از من تکرار کنید احمق ها ، ۱۲ متر !

96
00:08:11,950 --> 00:08:13,910
‫دوازده . . . متر . . .

97
00:08:13,910 --> 00:08:15,954
‫نزدیک . . . نشید . . .

98
00:08:16,913 --> 00:08:17,956
‫یادتون موند ؟

99
00:08:17,956 --> 00:08:20,917
‫اسلحه اصلیش ، یه تفنگه
‫‫که خیلی دوربرده .

100
00:08:20,917 --> 00:08:22,002
‫اون گلوله های سمی و جادویی داره.

101
00:08:22,002 --> 00:08:24,004
‫که با یه خراش
‫‫شما رو متلاشی میکنه .

102
00:08:24,004 --> 00:08:25,964
‫درست مثل گلوله های برقی .

103
00:08:26,006 --> 00:08:28,008
‫شما میتونید جلوی شلیکش رو بگیرید ،

104
00:08:28,008 --> 00:08:30,969
‫اگه موقعیت تیراندازیش رو بهم بزنید
‫‫یا جلوی پر کردن خشابشو بگیرید .

105
00:08:31,928 --> 00:08:33,972
‫این کار ها باید تو فاصله
‫‫۱۲ متری اتفاق بیافته .

106
00:08:33,972 --> 00:08:37,976
‫اونایی که کارشون ، قربانی بودنه
‫‫شما باید تو فاصله ۶ متری باشید .

107
00:08:37,976 --> 00:08:41,938
‫دریافت . . . شد . . .

108
00:08:43,023 --> 00:08:45,984
‫به آلوس ، دونده ستاره . . . حمله کنید !

109
00:08:50,947 --> 00:08:53,909
‫وایورن ها به هیچ قهرمانی نیاز ندارن

110
00:08:54,910 --> 00:08:56,995
‫من همینجا کارو تموم میکنم

111
00:09:16,932 --> 00:09:18,975
‫خیلی وقت بود این صورتو ندیده بودم .

112
00:09:18,975 --> 00:09:21,937
‫خیلی وقته که داری فرار میکنی ،

113
00:09:21,937 --> 00:09:23,939
‫آلوس ، سه دست !

114
00:09:25,982 --> 00:09:28,944
‫پس بالاخره اومدی خونه
‫‫پیش دسته خودت .

115
00:09:29,903 --> 00:09:33,949
‫ما اینجا حتی آشغال هایی
‫‫مثل تو رو هم راه میدیم .

116
00:09:33,949 --> 00:09:36,952
‫اگه دوست داشتی میتونی وظیفه
‫‫تامیین غذا رو داشته باشی .

117
00:09:38,912 --> 00:09:39,955
‫خفه شو دیگه .

118
00:09:46,962 --> 00:09:48,922
‫نگو که عصبانی شدی .

119
00:09:48,922 --> 00:09:50,924
‫البته که نه .

120
00:09:50,924 --> 00:09:53,969
‫تو اصلا مغزت قابلیت
‫‫عصبانی شدن رو نداره .

121
00:09:53,969 --> 00:09:57,931
‫تو روی زمین میخزی ،
‫‫و پرواز کردن هم برات سخته .

122
00:09:57,931 --> 00:09:59,975
‫یه احمق سه دستی !

123
00:09:59,975 --> 00:10:01,935
‫کل وجودت فقط همینه !

124
00:10:22,956 --> 00:10:25,000
‫مثل همیشه ، یه جواب بدردنخور .

125
00:10:25,000 --> 00:10:28,920
‫بنظرت برای چی من اینجا
‫‫توی لیچیا منتظرت موندم .

126
00:10:38,930 --> 00:10:40,015
‫فکر کردی فقط تو میتونی
‫‫از اسلحه استفاده کنی ؟

127
00:10:40,015 --> 00:10:43,977
‫فقط یه احمق این فکرو میکنه ، مگه نه آلوس ؟

128
00:10:47,022 --> 00:10:50,942
‫برام تله کار گذاشتن ، اگه توقف کنم تیر میخورم

129
00:10:50,942 --> 00:10:52,945
‫سلاحی که میتونم تو این فاصله ازش استفاده کنم

130
00:10:52,945 --> 00:10:54,988
‫از رگنجی به باد لیچیا ،
‫‫قدرت آیینه معکوس ،

131
00:10:54,988 --> 00:10:55,989
‫خورشید زنجیری .

132
00:10:55,989 --> 00:10:56,990
‫نابود کن !

133
00:11:01,954 --> 00:11:03,914
‫چقدر اعصاب خورد کن .

134
00:11:06,959 --> 00:11:09,002
‫اون یه ضربه حساب شده خورد

135
00:11:09,002 --> 00:11:10,963
‫پرنده لرزان .

136
00:11:17,970 --> 00:11:18,971
‫کیو . . .

137
00:11:23,016 --> 00:11:25,936
‫از رگنجی به باد لیچیا ،
‫‫قدرت آیینه معکوس ،

138
00:11:25,936 --> 00:11:26,979
‫خورشید زنجیری .

139
00:11:26,979 --> 00:11:27,980
‫نابود کن !

140
00:11:34,945 --> 00:11:39,992
‫من همین الان کلی تاکتیک برای
‫‫دست کیو و شمشیر درخشانت دارم .

141
00:11:39,992 --> 00:11:42,995
‫اوت دستت ، الان فقط یه تیکه
‫‫گوشت اضافست .

142
00:11:45,956 --> 00:11:48,959
‫آلوس ، آلوس سه دست .

143
00:11:50,919 --> 00:11:53,922
‫بذار حدس بزنم داری به چی فکر میکنی .

144
00:11:53,922 --> 00:11:57,926
‫دوست داری ستاره سرد رو داشته باشی .

145
00:11:57,926 --> 00:11:59,928
‫خیلی دلت اونو میخواد ؟

146
00:12:00,929 --> 00:12:04,016
‫البته من اصلا نمیدونم تو
‫‫همچین احساسی میتونی داشته باشی یا نه ؟

147
00:12:04,975 --> 00:12:06,935
‫ستاره سرد ، ها ؟

148
00:12:06,935 --> 00:12:08,937
‫من به همچین چیزی نیاز ندارم .

149
00:12:08,979 --> 00:12:10,981
‫تا یه کشور رو نابود کنم .

150
00:12:13,984 --> 00:12:14,985
‫دونده زمین .

151
00:12:32,920 --> 00:12:34,004
‫فقط خیابونها دارن میسوزن

152
00:12:34,004 --> 00:12:37,966
‫اینجا که اصلا منطقه نظامی نیست ، چه حمله بی فایده ای

153
00:12:37,966 --> 00:12:39,009
‫پس کارت چی ؟

154
00:12:39,968 --> 00:12:42,012
‫آتیش به کارت نرسیده

155
00:12:42,971 --> 00:12:45,974
‫فقط اون شهروند های مینیان دارن میسوزن

156
00:12:56,985 --> 00:12:58,946
‫شونزده متر !

157
00:12:59,947 --> 00:13:02,908
‫میدونستم هنوز فاصله اصلیشو
‫‫رو نکرده بودی .

158
00:13:03,951 --> 00:13:05,994
‫البته خیلی فرق خاصی هم نکرد .

159
00:13:06,995 --> 00:13:08,956
‫اونا دیگه چی هستن ؟

160
00:13:09,957 --> 00:13:13,001
‫اونا از اون دسته های معمولی نیستن ‌.

161
00:13:13,001 --> 00:13:14,962
‫اونا وایورن نیستن

162
00:13:16,964 --> 00:13:19,925
‫بیش از ۴ سال طول کشید تا
‫‫دوباره دسته خودمو بسازم .

163
00:13:19,925 --> 00:13:22,928
‫دسته ای که توسط پادشاه
‫‫اهریمنی نابود شد .

164
00:13:22,928 --> 00:13:24,012
‫میخوای بدونی چجوری انجامش دادم ؟

165
00:13:25,931 --> 00:13:27,975
‫من با هنر زندگی ، مغزشون رو تغییر دادم .

166
00:13:27,975 --> 00:13:29,935
‫و همین بلارو سر تو هم میارم .

167
00:13:30,936 --> 00:13:31,937
‫دروغه ‌.

168
00:13:31,937 --> 00:13:33,981
‫همچین کاری با هنر های زندگی
‫‫امکان پذیرنیست .

169
00:13:34,940 --> 00:13:38,944
‫شروع به حرف زدن کردی
‫‫تا برای خودت وقت بخری .

170
00:13:38,944 --> 00:13:40,946
‫آلوس سه دست !

171
00:13:42,906 --> 00:13:46,952
‫هرچی وقت بیشتر بگذره
‫‫شکست تو هم بیشتر معلوم میشه .

172
00:13:53,917 --> 00:13:55,919
‫اینجا سلطنت شاهزادگیه .

173
00:13:55,919 --> 00:13:58,964
‫میتونم هر چقدر تک تیرانداز
‫‫که بخوام رو اجیر کنم .

174
00:13:59,923 --> 00:14:00,966
‫از لحظه ای که رسیدی ،

175
00:14:00,966 --> 00:14:04,011
‫اونا داشتن تو این
‫‫منطقه جایگیری میکردن !

176
00:14:05,971 --> 00:14:09,933
‫تو همیشه انقدر پرحرف
‫‫بودی ، رگنجی !

177
00:14:09,933 --> 00:14:11,018
‫درسته !

178
00:14:11,018 --> 00:14:13,979
‫تسلیم شو ، شکست رو قبول کن !

179
00:14:13,979 --> 00:14:15,981
‫من دارم حرف میزنم ،
‫‫تا این فرصت رو بهت بدم .

180
00:14:15,981 --> 00:14:19,985
‫میخوام توجیهت کنم که چه موجوده ،

181
00:14:19,985 --> 00:14:21,945
‫آشغال و بی ارزشی هستی .

182
00:14:22,905 --> 00:14:24,990
‫خوب فکر کن ، آلوس !

183
00:14:24,990 --> 00:14:28,911
‫تاکتیک های من تو رو به خاک سیاه نشونده .

184
00:14:38,962 --> 00:14:39,963
‫درسته

185
00:14:40,923 --> 00:14:41,965
‫وقت

186
00:14:43,008 --> 00:14:44,968
‫من به وقت بیشتری نیاز داشتم

187
00:14:47,930 --> 00:14:48,931
‫کارش تمومه .

188
00:15:00,984 --> 00:15:02,986
‫حق با من بود .

189
00:15:08,909 --> 00:15:10,994
‫همه سرباز ها ، برید پایین ، دنبالش کنید .

190
00:15:10,994 --> 00:15:14,998
‫فرض کنید زندست و محاصرش کنید .

191
00:15:14,998 --> 00:15:17,000
‫وقتی که پیداش کردید ، نذارید فرار کنه .

192
00:15:17,000 --> 00:15:19,962
‫حتی اگه جونتون رو از دست دادید .

193
00:15:19,962 --> 00:15:22,965
‫جونمون . . .

194
00:15:22,965 --> 00:15:25,926
‫محاصره . . . فهمیدیم . . .

195
00:15:25,926 --> 00:15:29,012
‫حرفهای منو تکرار نکنید احمق ها ، برید دیگه .

196
00:15:31,932 --> 00:15:32,975
‫دلیلشو نمیدونم

197
00:15:33,976 --> 00:15:36,895
‫ ولی وقتی که گلوله بهش خورد هیچ خونی ریخته نشد

198
00:15:37,980 --> 00:15:42,943
‫شاید بعد از به آتیش کشیدن خیابون ها همه گارهاش حساب شده بوده

199
00:15:43,944 --> 00:15:46,905
‫پس یعنی قصد داره تو ارتفاع پایین فرار کنه

200
00:15:49,908 --> 00:15:50,993
‫سپر بزرگ مردگان .

201
00:16:00,961 --> 00:16:02,921
‫پیداش کردم !

202
00:16:02,921 --> 00:16:05,007
‫آلوس دونده ستاره رو پیدا کردم .

203
00:16:05,007 --> 00:16:08,927
‫شروع کنید . . . حمله کنید!

204
00:16:12,931 --> 00:16:14,933
‫اینا واقعا حال بهم زن شدن .

205
00:16:22,900 --> 00:16:24,943
‫کجاست ؟
‫‫برید پایین تر .

206
00:16:24,985 --> 00:16:27,946
‫لعنتی ، با این آتیش
‫‫هیچی نمیتونیم ببینیم .

207
00:16:30,949 --> 00:16:32,951
‫مشکل رو درنظر بگیر و بررسیش کن .

208
00:16:36,997 --> 00:16:40,918
‫درسته بررسیش کن

209
00:16:42,961 --> 00:16:46,924
‫من هیچوقت مثل تو از دسته فرار نکردم .

210
00:16:48,967 --> 00:16:50,928
‫دیگه نمیذارم فرار کنی .

211
00:16:50,969 --> 00:16:54,932
‫توسط همون دسته ای
‫‫که ترکش کردی کشته میشی .

212
00:16:54,932 --> 00:16:56,934
‫انگار خودت هم دوست داشتی فرار کنی .

213
00:16:56,975 --> 00:16:59,978
‫میدونی ، معمولا باید از دست
‫‫دشمنات فرار کنی .

214
00:16:59,978 --> 00:17:03,982
‫پس یعنی تو دسته خودت رو
‫‫به چشم دشمن میبینی .

215
00:17:03,982 --> 00:17:06,985
‫آشغال ! همینجا باید بمیری !

216
00:17:06,985 --> 00:17:08,987
‫آلوس سه دست !

217
00:17:09,988 --> 00:17:11,907
‫مواد منفجره ؟

218
00:17:24,920 --> 00:17:27,005
‫اینا دیوونه شدن !

219
00:17:27,005 --> 00:17:29,007
‫هیچ آزادی ندارن !

220
00:17:29,967 --> 00:17:31,927
‫این موجودات وایورن نیستن .

221
00:17:33,929 --> 00:17:34,972
‫درسته !

222
00:17:34,972 --> 00:17:37,015
‫اونا دیگه وایورن نیستن !

223
00:17:40,978 --> 00:17:44,982
‫از رگنجی به بال های یوپا ، محفل سرگیجه
‫‫و ذرات درخشان

224
00:17:44,982 --> 00:17:45,983
‫نمایان شید !

225
00:17:48,986 --> 00:17:49,987
‫احمق !

226
00:17:49,987 --> 00:17:52,948
‫تو یه کودن بی خاصیتی !

227
00:17:52,990 --> 00:17:56,910
‫فکر کردی با اراده خودت به اینجا رسیدی ؟

228
00:17:57,995 --> 00:17:59,955
‫حشرات پراکنده !

229
00:17:59,955 --> 00:18:01,957
‫من با هنر زندگیم این حشرات رو کنترل میکنم .

230
00:18:01,957 --> 00:18:05,919
‫اونا به بوی دودی که گرفتی واکنش
‫‫نشون میدن .

231
00:18:06,003 --> 00:18:07,921
‫در شهر مِیج ،

232
00:18:07,921 --> 00:18:10,924
‫تو چند تا از سرباز های منو سوزوندی ، مگه نه ؟

233
00:18:11,925 --> 00:18:13,927
‫دودهای اون بشکه رو تنفس کردی ،

234
00:18:13,927 --> 00:18:16,972
‫دود بشکه های اون وایورن ها
‫‫وارد سیستم تنفسیت شده ،

235
00:18:16,972 --> 00:18:19,975
‫موقعیتی که با اون حمله انتحاری
‫‫توش قرار گرفتی ،

236
00:18:19,975 --> 00:18:22,936
‫یه فضای محاصره شدست
‫‫که کار حشرات رو راحت کنه .

237
00:18:23,020 --> 00:18:28,025
‫هرچیزی که از همون اول
‫‫بهش فکر کردی ،

238
00:18:28,025 --> 00:18:31,945
‫همش بخشی از نقشه
‫‫بزرگ من بود .

239
00:18:31,945 --> 00:18:33,989
‫فکر کردی الان چه اتفاقی می افته ؟

240
00:18:33,989 --> 00:18:36,909
‫حشرات سیستم تنفسیت رو میخورن ،

241
00:18:36,909 --> 00:18:38,994
‫و بعد بخشی از مغزت که
‫‫باعث تصمیم گیریت میشه رو از بین میبرن .

242
00:18:40,954 --> 00:18:44,917
‫میخوای حدس بزنم به چی داری فکر میکنی ؟

243
00:18:45,000 --> 00:18:46,919
‫حدس بزن . . .

244
00:18:46,919 --> 00:18:48,921
‫دارم به چی فکر میکنم . . .

245
00:18:48,921 --> 00:18:51,924
‫اون به جلوی دسته وایورن ها اومده .

246
00:18:51,924 --> 00:18:53,967
‫من از آخرین قدرتم استفاده میکنم ،

247
00:18:53,967 --> 00:18:55,969
‫تا حمله ناگهانی انجام بدم
‫‫تا فرماندشون رو بکشم .

248
00:18:55,969 --> 00:18:57,930
‫حمله . . .

249
00:18:57,930 --> 00:18:59,973
‫خنجر درخشانتو دور سرت میچرخونی .

250
00:19:07,940 --> 00:19:08,941
‫بررسی کن . . .

251
00:19:08,941 --> 00:19:11,944
‫مشکل رو درنظر بگیر و بررسیش کن

252
00:19:11,944 --> 00:19:14,989
‫از رگنجی به بال های یوپا ، محفل سرگیجه
‫‫و ذرات درخشان

253
00:19:14,989 --> 00:19:15,990
‫پراکنده شید .

254
00:19:26,959 --> 00:19:29,920
‫زندگی تو بی فایده بود .

255
00:19:29,920 --> 00:19:32,006
‫حتی اون محبوبیت ها و گنج هایی
‫‫که داشتی هم فراموش میشه .

256
00:19:33,007 --> 00:19:35,926
‫چیزی راجب خوانندگی میدونی ؟

257
00:19:35,926 --> 00:19:38,012
‫من یه گنج واقعی پیدا کردم .

258
00:19:38,012 --> 00:19:39,930
‫خیلی بزرگتر از گنج های تو .

259
00:19:41,974 --> 00:19:43,017
‫فکرشو میکردم .

260
00:19:44,977 --> 00:19:46,937
‫اون بالا . . .

261
00:19:47,980 --> 00:19:49,023
‫چی ؟

262
00:19:49,023 --> 00:19:51,942
‫مگه نفهمیدی که من شکستت دادم ؟

263
00:19:51,942 --> 00:19:53,986
‫فکرشو میکردم بری اون بالا .

264
00:20:01,952 --> 00:20:06,915
‫ اگه تمام این مدت ، این شعله هارو کنترل میکرده

265
00:20:22,931 --> 00:20:23,932
‫دونده زمین .

266
00:20:36,946 --> 00:20:39,949
‫زیادی حرف میزنی ، رگنجی .

267
00:20:42,993 --> 00:20:46,914
‫اگه ساکت میشدی ، رقابتمون
‫‫باحالتر میشد .

268
00:21:14,942 --> 00:21:15,943
‫این خداحافظیه .

269
00:22:26,722 --> 00:22:27,765
‫قسمت 10
‫‫‫‫‫‫بلای پنهان

