﻿1
00:00:03,336 --> 00:00:09,259
‫اما اکنون ، قدرت باقی مانده او به چند بخش تقسیم شده

2
00:00:09,259 --> 00:00:12,303
‫یک فرد عادی توانایی کنترلش رو نداره

3
00:00:12,303 --> 00:00:15,265
‫صد ها شورا
‫‫شبیه به اهریمن ها

4
00:00:16,349 --> 00:00:22,272
‫بزرگترین شهرجهان ، آرشیا در پی انتخاب یک قهرمانه

5
00:00:22,272 --> 00:00:26,276
‫اون هم زمانی که رهبر ، سلطنت شاهزادگی لیچیا

6
00:00:26,276 --> 00:00:27,319
‫تارن محتاط

7
00:00:27,319 --> 00:00:31,239
‫دنبال قانونی جدید ، و حکمفرمانی به وسیله ترسه

8
00:00:44,294 --> 00:00:48,256
‫‫ایشورا

9
00:01:54,864 --> 00:01:57,951
‫قسمت 8
‫‫‫‫جنگ پادشاه اهریمنی جدید

10
00:01:57,951 --> 00:02:00,912
چند ساعت قبل از بمباران

11
00:02:06,876 --> 00:02:09,879
‫راستش اینجا زندان نیست .

12
00:02:09,879 --> 00:02:11,923
‫اگه بخوای میتونی فرار کنی .

13
00:02:12,882 --> 00:02:13,967
‫من قصد ندارم بازجوییت بکنم .

14
00:02:13,967 --> 00:02:17,929
‫یه تحقیقی راجبت کردم ، مشخصه که
‫‫آدم خاصی نیستی .

15
00:02:17,929 --> 00:02:19,973
‫پس چرا منو اوردین اینجا ؟

16
00:02:19,973 --> 00:02:21,933
‫نمیشد کاریش کرد .

17
00:02:21,933 --> 00:02:25,895
‫اون ماندریک اسب سواری بلد نیست

18
00:02:25,937 --> 00:02:29,941
‫فقط برای همین اومدم اینجا ؟

19
00:02:29,941 --> 00:02:31,943
‫شرمنده که الکی اومدی اینجا ،

20
00:02:31,943 --> 00:02:35,905
‫ولی الان من یه مهمون
‫‫خیلی مهمتر دارم .

21
00:02:35,905 --> 00:02:38,867
‫من وقت سر و کله زدن با تورو ندارم .

22
00:02:38,867 --> 00:02:40,911
‫خب دیگه ، راحت باش .

23
00:02:41,912 --> 00:02:44,873
‫اسم اون داکای بد دهنه .

24
00:02:44,873 --> 00:02:46,917
‫شمشیرزنی که سلاحش
‫‫یه شمشیر آبی جادوییه .

25
00:02:46,917 --> 00:02:48,919
‫اون شمشیر . . .

26
00:02:50,921 --> 00:02:52,881
‫تو یه شمشیرزنی .

27
00:02:52,881 --> 00:02:54,925
‫تو داکای بد دهن هستی .

28
00:02:54,925 --> 00:02:58,929
‫به به ، بالاخره یه طرفدار دختر گیرم اومد .

29
00:02:58,929 --> 00:03:00,889
‫من هی میگم که یه شمشیرزن نیستم .

30
00:03:00,889 --> 00:03:01,932
‫ولی هیچکس باورم نمیکنه .

31
00:03:01,932 --> 00:03:03,934
‫من یونو ، تالون دوردست ها هستم .

32
00:03:03,934 --> 00:03:05,936
‫من از شهر هزارتوی ناگان میام .

33
00:03:05,936 --> 00:03:07,896
‫ناگان ؟

34
00:03:07,896 --> 00:03:08,939
‫عه آره ، اونجا رو میگی .

35
00:03:08,939 --> 00:03:11,942
‫تو معمای هزارتوی ناگان رو حل کردی .

36
00:03:11,942 --> 00:03:13,944
‫برای همین اون موجود شروع به حرکت کرد .

37
00:03:13,944 --> 00:03:15,904
‫همش تقصیر توعه .

38
00:03:15,904 --> 00:03:18,907
‫تمومش کن ، نمیتونی منو مقصر بدونی .

39
00:03:18,907 --> 00:03:22,869
‫تقصیر شما ، کاوشگر ها و دانشمند های ناگانه

40
00:03:22,869 --> 00:03:25,872
‫که میخواستین معمای
‫‫هزارتوی بزرگ رو حل کنید .

41
00:03:25,872 --> 00:03:26,957
‫اون شهر ، در هر صورت نابود میشد

42
00:03:26,957 --> 00:03:29,918
‫دیر یا زودش که فرقی نداشت .

43
00:03:29,918 --> 00:03:31,962
‫حتی یک نفر هم بود ،

44
00:03:31,962 --> 00:03:35,882
‫که پیش بینی کنه که گالم
‫‫بزرگ سیاهچاله ، شروع به حرکت میکنه

45
00:03:35,882 --> 00:03:36,925
‫و به سمت مرکز هزار تو میره ؟

46
00:03:36,925 --> 00:03:38,927
‫به هر حال ،

47
00:03:38,927 --> 00:03:40,929
‫شهر من نابود شد .

48
00:03:40,929 --> 00:03:42,889
‫دوست ها و خانوادم کشته شدن .

49
00:03:42,889 --> 00:03:44,933
‫انتظار داری من با این قضیه کنار بیام .

50
00:03:44,933 --> 00:03:47,894
‫و الان هم که داری یه جنگ به پا میکنی .

51
00:03:47,894 --> 00:03:49,896
‫اینجاشو اشتباه گفتی .

52
00:03:49,896 --> 00:03:51,940
‫من نمیخوام جنگ به پا کنم .

53
00:03:51,940 --> 00:03:53,858
‫پس چرا . . .

54
00:03:53,858 --> 00:03:57,863
‫ولی میدونی ، این دست خود مردمه
‫‫که طرف جنگ رو بگیرن یا نه .

55
00:03:57,863 --> 00:03:58,947
‫من اصلا برام مهم نیست .

56
00:04:02,868 --> 00:04:03,952
‫همه مثل همدیگن

57
00:04:04,953 --> 00:04:07,914
‫داکای و همینطور سوجیرو

58
00:04:07,914 --> 00:04:09,916
‫اونا قوی هستن

59
00:04:09,916 --> 00:04:13,879
‫انگار که اصلا به آدم های ضعیف اهمیت نمیدن

60
00:04:15,922 --> 00:04:16,965
‫من . . .

61
00:04:16,965 --> 00:04:19,885
‫من انتقامم رو ازت میگیرم .

62
00:04:19,885 --> 00:04:21,887
‫حتی اگه خودخواه باشم یا اشتباه کرده باشم ،

63
00:04:21,887 --> 00:04:23,930
‫بهت نشون میدم چه زجری کشیدم .

64
00:04:26,892 --> 00:04:27,893
‫اشکالی نداره ، یونو .

65
00:04:31,855 --> 00:04:33,899
‫اگه انقدر احساست قویه . . .

66
00:04:36,902 --> 00:04:37,944
‫همین الان انجامش بده .

67
00:04:42,908 --> 00:04:46,870
‫میخوای اون تیری که زیر آستینت
‫‫هست رو پرتاب کنی ؟

68
00:04:46,870 --> 00:04:48,872
‫یه امتحانی بکن .

69
00:04:48,872 --> 00:04:50,916
‫یه تست بکن ببین از من سریعتری یا نه ؟

70
00:04:56,963 --> 00:04:59,925
‫دیدی ، انتقام گرفتن یعنی این .

71
00:04:59,925 --> 00:05:02,969
‫الکی زندگیتو به خطر ننداز
‫‫اگه حاضر نیستی فداش کنی .

72
00:05:02,969 --> 00:05:04,930
‫احمق .

73
00:05:04,930 --> 00:05:06,890
‫چرا

74
00:05:06,890 --> 00:05:08,934
‫یه خونه جدید پیدا
‫‫نمیکنی ، با یه خانواده جدید ؟

75
00:05:09,434 --> 00:05:12,812
‫وقتی که اوضاع بیرون آروم شد
‫‫میذارم بری .

76
00:05:15,816 --> 00:05:17,818
‫از روحیت خوشم اومد .

77
00:05:19,820 --> 00:05:20,904
‫لوسل . . .

78
00:05:22,864 --> 00:05:24,908
پایتخت مرکزی لیچیا

79
00:05:27,869 --> 00:05:29,913
‫خیلی ازشون اون بیرون هست .

80
00:05:29,913 --> 00:05:32,833
‫میخوان جشنی چیزی بگیرن ؟

81
00:05:32,833 --> 00:05:34,835
‫درسته .

82
00:05:34,835 --> 00:05:36,878
‫ممکنه برای تو اینطوری بنظر برسه .

83
00:05:37,838 --> 00:05:40,841
‫دیر کردید ، آقای شالک .

84
00:05:40,841 --> 00:05:41,883
‫به گمونم .

85
00:05:41,883 --> 00:05:45,804
‫همین که سالم برگشتید ، خوبه .

86
00:05:45,887 --> 00:05:48,849
‫اون شمشیرزن کارش خوب بود .

87
00:05:52,894 --> 00:05:56,815
‫داکای ،ممکنه که تو تنها
‫‫مهمان اینجا نباشی .

88
00:05:56,815 --> 00:05:57,899
‫متوجهم . تونستی بکشیش ؟

89
00:05:57,899 --> 00:05:59,818
‫نخیر .

90
00:05:59,818 --> 00:06:02,904
‫آخه چرا باید انقدر زحمت بکشم ؟
‫‫هنوز که پاداشی نگرفتم

91
00:06:02,904 --> 00:06:06,867
‫اگه از من بخوای از جونمم
‫‫مایه میزارم تا بکشمش .

92
00:06:06,867 --> 00:06:08,910
‫به اندازه کافی کار کردی ،
‫‫شالک ، بُرنده صدا .

93
00:06:09,870 --> 00:06:12,831
‫یه قدرت خاص و باورنکردنی ؟

94
00:06:12,831 --> 00:06:14,875
‫مطمئنم خودش میخواد بهم حمله کنه .

95
00:06:14,875 --> 00:06:17,836
‫من به زور تونستم از دستش فرار کنم .

96
00:06:17,836 --> 00:06:20,881
‫هیچکس تو رو به خاطر فرارت مقصر نمیدونه .

97
00:06:21,882 --> 00:06:23,842
‫این کار محاله .

98
00:06:23,842 --> 00:06:26,845
‫اگه قراره یه نفر ارباب ترس باشه

99
00:06:26,845 --> 00:06:29,848
‫خودش اجازه ترسیدن نداره .

100
00:06:29,848 --> 00:06:30,849
‫خوب میشد

101
00:06:30,849 --> 00:06:33,852
‫اگه میتونستیم با فضیلت و
‫‫نیکوکاری به دنیا حکومت کنیم .

102
00:06:33,852 --> 00:06:37,856
‫ولی توی دنیای امروزی
‫‫همچین چیزی وجود نداره .

103
00:06:38,815 --> 00:06:41,860
‫ چون که پادشاه اهریمنی همه چیز رو دزدیده

104
00:06:42,819 --> 00:06:46,823
‫توی اون دوره فقط یک حس تو دل مردم
‫‫بود که باعث قدرت میشد ،

105
00:06:46,907 --> 00:06:48,825
‫ترس .

106
00:06:48,867 --> 00:06:52,829
‫برای همین ، من با ترس
‫‫به مردم حکومت میکنم .

107
00:06:55,916 --> 00:06:58,835
‫من جنگ رو شروع میکنم .

108
00:06:58,835 --> 00:07:01,838
‫از نور ستاره سرد برای نابودی استفاده میشه ،

109
00:07:01,838 --> 00:07:03,882
‫و به اراده من در برابر
‫‫شکست دشمن کمک میکنه .

110
00:07:03,882 --> 00:07:06,843
‫تا وقتی که دنیا موافق من نباشه ،

111
00:07:06,843 --> 00:07:07,886
‫من میجنگم

112
00:07:09,846 --> 00:07:10,889
‫شما ها هم همینطور ‌.

113
00:07:10,889 --> 00:07:11,890
‫دنیای پر از شورا

114
00:07:11,890 --> 00:07:14,810
‫جایی که میتونید استعداد
‫‫و دلاوری خودتونو نشون بدید .

115
00:07:14,810 --> 00:07:16,812
‫مگه همینو نمیخواستین ؟

116
00:07:16,812 --> 00:07:19,856
‫من از ارباب جدید خودم محافظت میکنم ،

117
00:07:19,856 --> 00:07:22,818
‫منم تا وقتی که پاداشمو بگیرم ، کمکتون میکنم .

118
00:07:22,818 --> 00:07:25,862
‫ولی یه نفر که حریف شالک شد
‫‫الان داره میاد اینجا .

119
00:07:25,862 --> 00:07:27,864
‫بنظر آدم سرسختی میاد .

120
00:07:27,864 --> 00:07:29,908
‫من میتونم نیست و نابودش کنم .

121
00:07:29,908 --> 00:07:32,828
‫این احمق ها فقط یه سرانجام دارن .

122
00:07:33,870 --> 00:07:37,833
‫رگنجی ، این سنگارو از سر راه من بردار
‫‫و شهر مِیج رو نابود کن .

123
00:07:37,833 --> 00:07:39,876
‫راه های مهماتشون رو ببند
‫‫و محاصرشون کن .

124
00:07:39,876 --> 00:07:42,921
‫وحشت وایورن هارو بهشون نشون بده .

125
00:07:44,840 --> 00:07:45,924
‫اجازشو بهم دادی ، تارن .

126
00:07:45,924 --> 00:07:48,844
‫الان همه مینیایی ها داخل شهر مِیج ،

127
00:07:48,844 --> 00:07:50,846
‫تبدیل به غذای دسته من میشن .

128
00:07:53,849 --> 00:07:56,852
شهر مِیج ‫‫بلافاصله پس از بمباران

129
00:07:58,812 --> 00:07:59,813
‫چطور این اتفاق افتاد ؟

130
00:07:59,813 --> 00:08:00,856
‫فرارکنید ، عجله کنید !

131
00:08:00,856 --> 00:08:02,899
‫اینجا جامون امنه !

132
00:08:04,818 --> 00:08:06,820
‫لعنتی ! بازم این !

133
00:08:06,862 --> 00:08:07,904
‫نمیتونیم اینجا بمونیم !

134
00:08:08,864 --> 00:08:11,825
‫اون دیگه چیه ؟

135
00:08:11,825 --> 00:08:12,868
‫نگاه کن .

136
00:08:12,909 --> 00:08:14,870
‫نسبت به قبل داره بیشتر میسوزه .

137
00:08:14,870 --> 00:08:17,831
‫چی ؟ فکر کردم اون آتیشو خاموش کردیم .

138
00:08:18,915 --> 00:08:19,916
‫البته که نه .

139
00:08:20,917 --> 00:08:23,879
‫یعنی وایورن ها این آتیشارو راه میندازن ؟

140
00:08:25,797 --> 00:08:26,840
‫درسته .

141
00:08:26,840 --> 00:08:28,884
‫کار اوناست .

142
00:08:28,884 --> 00:08:30,844
‫شهروند های شهر مِیج ‌

143
00:08:30,886 --> 00:08:33,889
‫من هارگنت هستم ،
‫‫جنرال شیشم آرشیا .

144
00:08:33,889 --> 00:08:35,891
‫هارگنت ساکن .

145
00:08:41,813 --> 00:08:43,857
‫باعث و بانی این حمله اینه .

146
00:08:43,857 --> 00:08:44,900
‫پرتاب سنگ ‌

147
00:08:44,900 --> 00:08:47,903
‫یا بهتر بگم ، بارون سنگ ‌.

148
00:08:47,903 --> 00:08:50,906
‫جدی ؟
‫‫دارن مردم رو با سنگ میکشن ؟

149
00:08:50,906 --> 00:08:52,824
‫گوش کنید .

150
00:08:52,824 --> 00:08:55,869
‫دشمن ما ، دانش حمله
‫‫زمینی رو داره .

151
00:08:56,870 --> 00:09:00,832
‫ چند تا از دشمن های ما دارن سنگ پرتاب میکنن

152
00:09:00,832 --> 00:09:03,835
‫و همزمان همرزم هاشون دارن ، شهرو به آتیش میکشن

153
00:09:03,835 --> 00:09:05,879
‫این یه حمله موج داره

154
00:09:05,879 --> 00:09:08,882
‫اونا بطری های نفتی میریزن
‫‫تا به آتیش قدرت بدن .

155
00:09:08,882 --> 00:09:11,885
‫و با دود مارو از سنگر هامون بیرون بکشن .

156
00:09:11,885 --> 00:09:14,888
‫اگه از آتیش بترسیم
‫‫و بپریم بیرون ،

157
00:09:14,888 --> 00:09:16,848
‫بهمون حمله میکنن .

158
00:09:16,848 --> 00:09:17,891
‫فرمانده هارگنت

159
00:09:17,891 --> 00:09:20,894
‫دلیل حمله لیچیا چیه ؟

160
00:09:20,894 --> 00:09:22,854
‫هنوز نمیدونیم .

161
00:09:23,814 --> 00:09:25,816
‫ولی این بمبارون

162
00:09:25,816 --> 00:09:27,859
‫یه حمله غافلگیر کننده بود
‫‫بدون هیچ خبر قبلی .

163
00:09:27,859 --> 00:09:30,862
‫شاهزادگی لیچیا ، قرارداد آتش بس رو شکوند .

164
00:09:30,862 --> 00:09:32,823
‫دیگه از جنگ نمیشه فرار کرد .

165
00:09:32,864 --> 00:09:33,907
‫لشکر آرشیا کجاست ؟

166
00:09:33,907 --> 00:09:35,826
‫نیروی پشتیبانی رسیده ؟

167
00:09:35,826 --> 00:09:37,828
‫تا کی باید دووم بیاریم ؟

168
00:09:38,870 --> 00:09:42,833
‫جوخه نظامیمون ، نیست و نابود شد .

169
00:09:42,833 --> 00:09:44,835
‫خیلی طول میکشه
‫‫تا نیروهای نظامیمون آماده بشن .

170
00:09:44,835 --> 00:09:48,797
‫تنها راهی که داریم اینه که یه نقشه
‫‫بکشیم و از اینجا دفاع کنیم .

171
00:09:48,797 --> 00:09:49,881
‫چطور اینکارو بکنیم ؟

172
00:09:49,881 --> 00:09:51,842
‫پس یعنی . . .

173
00:09:51,842 --> 00:09:52,884
‫نیروی پشتیبانی هنوز نرسیده ؟

174
00:09:52,884 --> 00:09:54,845
‫چه بلایی سر ما میاد ؟

175
00:09:59,850 --> 00:10:00,851
‫فرمانده هارگنت !

176
00:10:00,851 --> 00:10:01,893
‫برو عقب !

177
00:10:01,893 --> 00:10:03,895
‫چرا . . .

178
00:10:28,837 --> 00:10:29,880
‫اون . . .

179
00:10:31,882 --> 00:10:32,883
‫یه تیر جادویی بود ؟

180
00:10:39,890 --> 00:10:41,850
‫فهمیدم .

181
00:10:41,892 --> 00:10:44,811
‫البته که سر و کلش پیدا میشد .

182
00:10:44,811 --> 00:10:46,897
‫به خودم گفته بودم .

183
00:10:47,856 --> 00:10:49,816
‫آلوس دونده ستاره .

184
00:10:56,907 --> 00:10:57,908
‫اون میتونه شکستشون بده .

185
00:10:57,908 --> 00:10:59,826
‫جنرال شیشم !

186
00:10:59,826 --> 00:11:01,912
‫اون دیگه چیه ؟
‫‫صبر کنید ، آروم باشید

187
00:11:01,912 --> 00:11:04,831
‫شهر مِیج خونه ماست
‫‫ما به یه نقشه نیاز داریم .

188
00:11:04,831 --> 00:11:05,874
‫من لیچیا رو نمیبخشم .

189
00:11:05,874 --> 00:11:09,878
‫اگه ادامه ندم روحیشون رو از دست میدن

190
00:11:10,837 --> 00:11:11,880
‫ولی میشه واقعا گفت

191
00:11:11,880 --> 00:11:14,883
‫که من هنوز دیوانه جنگ نشدم

192
00:11:15,842 --> 00:11:17,928
‫فرپانده هارگنت
‫‫لطفا بهمون بگید باید چیکار کنیم

193
00:11:17,928 --> 00:11:19,846
‫ماموریت من .

194
00:11:19,888 --> 00:11:22,808
‫اینه که وایورن هارو شکار کنم .

195
00:11:22,808 --> 00:11:26,812
‫البته ، حفاظت از شهر مِیج وظیفه توعه .

196
00:11:26,812 --> 00:11:27,854
‫اما . . .

197
00:11:27,854 --> 00:11:29,856
‫بزار انتقام خانوادم رو بگیرم .

198
00:11:29,856 --> 00:11:30,857
‫به من گوش کنید !

199
00:11:31,817 --> 00:11:34,820
‫اگه هر کدومتون حتی بدون من
‫‫میخواین بجنگید ،

200
00:11:34,820 --> 00:11:35,904
‫پس برید و به لیچیا لشکر کشی کنید .

201
00:11:35,904 --> 00:11:39,908
‫من از این به بعد ، تا حد توانم

202
00:11:40,867 --> 00:11:42,869
‫همچین آدمایی رو رهبری میکنم .

203
00:11:48,875 --> 00:11:50,794
‫دست کیو .

204
00:11:52,838 --> 00:11:54,881
‫هی ، آلوس .

205
00:11:55,882 --> 00:11:58,844
‫آلوس . . . دونده ستاره .

206
00:11:58,844 --> 00:12:00,887
‫دونده ستاره رو نابود کنید .

207
00:12:00,887 --> 00:12:04,850
‫پس شما اسم منو میدونید .

208
00:12:11,899 --> 00:12:13,901
‫تو فرار کردی . . .

209
00:12:13,901 --> 00:12:16,904
‫تو از پیش ما رفتی ، آلوس دونده ستاره .

210
00:12:16,904 --> 00:12:20,824
‫تو دسته رو ترک کردی .

211
00:12:23,827 --> 00:12:24,870
‫پرنده لرزان .

212
00:12:35,881 --> 00:12:37,883
‫راجب همه این مسائل جزیی حرف زدی ،

213
00:12:37,883 --> 00:12:39,843
‫رگنجی .

214
00:12:39,843 --> 00:12:42,888
‫آلوس رو . . . بکشید . . .

215
00:12:59,821 --> 00:13:00,864
‫اون حمله ،

216
00:13:01,823 --> 00:13:02,866
‫سرباز های وایورن نبودن .

217
00:13:06,870 --> 00:13:08,830
‫از طرف آرشیاست ؟

218
00:13:14,920 --> 00:13:16,880
‫داره میره سمت لیچیا .

219
00:13:18,799 --> 00:13:21,927
‫ایشورا
‫‫رادیو

220
00:13:21,927 --> 00:13:25,806
همزمان با بمباران حکومت لیچیا

221
00:13:33,355 --> 00:13:35,399
‫لانا . . . اون کجاست ؟

222
00:13:42,406 --> 00:13:43,407
‫لانا رو پیدا کن .

223
00:13:51,373 --> 00:13:54,418
‫کیا ، سعی کن کسی از وجود
‫‫قدرتت باخبر نشه .

224
00:13:55,377 --> 00:13:57,337
‫باید به زیر زمین راهزن ها بریم .

225
00:13:57,337 --> 00:13:59,339
‫و لانا رو نجات بدیم .

226
00:13:59,339 --> 00:14:00,382
‫میدونم .

227
00:14:00,424 --> 00:14:04,428
‫اگه زیادی جلب توجه بکنیم ، هم خودمون
‫‫هم لانا رو تو خطر میندازیم .

228
00:14:04,428 --> 00:14:07,431
‫ولی مگه لانا دوست تو نیست ؟

229
00:14:07,431 --> 00:14:09,433
‫ما باید هر کاری که میتونیم رو انجام بدیم .

230
00:14:10,392 --> 00:14:11,435
‫آره .

231
00:14:12,394 --> 00:14:13,437
‫درسته .

232
00:14:15,397 --> 00:14:19,359
‫فقط لانا و من میدونیم که کلمه دنیوی وجود داره

233
00:14:19,443 --> 00:14:23,447
‫من باید لانا رو از بین ببرم ، حتی اگه بخوام از این شلوغی به نفع خودم استفاده کنم

234
00:14:25,407 --> 00:14:26,408
‫هی !

235
00:14:26,408 --> 00:14:27,451
‫شما دوتا !

236
00:14:27,451 --> 00:14:30,412
‫محیط نظامی اینجا تو حالت آماده باشه .

237
00:14:30,412 --> 00:14:32,372
‫همین الان برگرد به شهر ‌.

238
00:14:32,372 --> 00:14:34,374
‫اونا راهزنن ، بیهوششون کن ‌.

239
00:14:34,374 --> 00:14:36,460
‫خیلی خب ، برو به خواب
‫‫شما دوتا کی هستین ؟

240
00:14:37,085 --> 00:14:40,839
‫این قدرت عظیم ، کلمه دنیویه

241
00:14:40,923 --> 00:14:41,924
‫خانم اِلیا ؟

242
00:14:41,924 --> 00:14:45,928
‫من ترتیب آدم بدهارو میدم ، بیاین بریم .

243
00:14:46,887 --> 00:14:47,930
‫درسته .

244
00:14:49,223 --> 00:14:50,265
‫تک تکشون رو

245
00:15:05,197 --> 00:15:06,281
‫لانا کجاست ؟

246
00:15:07,282 --> 00:15:08,283
‫اینجاست .

247
00:15:10,285 --> 00:15:11,286
‫بشکن .

248
00:15:13,288 --> 00:15:16,291
‫اِلیا ، تو اینجا چیکار میکنی ؟

249
00:15:17,501 --> 00:15:18,502
‫آره .

250
00:15:21,547 --> 00:15:22,548
‫صبرکن .

251
00:15:24,508 --> 00:15:25,509
‫من نمیفهمم .

252
00:15:34,768 --> 00:15:35,811
‫امکان نداره .

253
00:15:37,771 --> 00:15:38,814
‫پیداش کردی ؟

254
00:15:39,773 --> 00:15:40,774
‫کلمه دنیوی . . .

255
00:15:40,774 --> 00:15:42,734
‫بک کلمه دیگه هم حرف نزن .

256
00:15:42,818 --> 00:15:45,737
‫زخم هاتو بدتر میکنی ، لانا .

257
00:15:45,737 --> 00:15:47,823
‫همین که وارد اینجا شیدیم ، میدونستم

258
00:15:47,823 --> 00:15:50,826
‫که هویت اصلی کیا معلوم میشه

259
00:15:52,744 --> 00:15:53,787
‫خانم ، اِلیا ؟

260
00:15:53,787 --> 00:15:55,706
‫یه نفر داره میاد .

261
00:16:00,586 --> 00:16:04,548
‫نگهبان های اینجا همشون نابود شدن .

262
00:16:04,965 --> 00:16:08,010
‫اینا اومدن تا منو بکشن .

263
00:16:08,010 --> 00:16:10,012
‫من هیچ اطلاعاتی به اونا ندادم .

264
00:16:10,971 --> 00:16:13,015
‫تارن بهت دستور داد تا منو بکشی ؟

265
00:16:14,016 --> 00:16:15,976
‫من یه سوال دارم .

266
00:16:15,976 --> 00:16:19,980
‫چطوری اون بچه تونست وارد اینجا بشه .

267
00:16:20,022 --> 00:16:22,483
‫درسته ، هیگواره !

268
00:16:22,483 --> 00:16:23,525
‫میدونی ؟

269
00:16:23,525 --> 00:16:24,568
‫موقعیت کلمه دنیوی

270
00:16:24,568 --> 00:16:27,529
‫که لیچیا دنبالش میگشت ، اون . . .

271
00:16:31,408 --> 00:16:32,242
‫منحرف شید .

272
00:16:37,206 --> 00:16:38,207
‫هی .

273
00:16:38,207 --> 00:16:40,250
‫تو دقیقا چی هستی ؟

274
00:16:45,214 --> 00:16:49,176
‫انگار گفتن کلمه ، منحرف ، کافی نیست .

275
00:16:49,259 --> 00:16:52,221
‫در مقابل خطر از ما حفاظت کن .

276
00:16:56,183 --> 00:16:57,184
‫فهمیدم .

277
00:16:57,226 --> 00:17:02,189
‫قدرت های زیادی توی دنیای بیرون هست
‫‫که من ازشون خبر ندارم .

278
00:17:02,231 --> 00:17:05,192
‫من یک چیز جدید یاد گرفتم .

279
00:17:05,192 --> 00:17:06,235
‫خیلی ممنونم .

280
00:17:09,279 --> 00:17:14,159
‫اگه کلمات به قدرتت کمک میکنن ،
‫‫پس به گمونم نفس هم میکشی ،

281
00:17:14,159 --> 00:17:15,160
‫چی ؟

282
00:17:15,160 --> 00:17:16,245
‫معلومه که نفس میکشم .

283
00:17:24,211 --> 00:17:26,213
‫ امکان نداره

284
00:17:28,006 --> 00:17:29,007
‫چرا . . .

285
00:17:30,926 --> 00:17:31,927
‫اون . . .

286
00:17:32,928 --> 00:17:33,971
‫مگه نشنیدی چی گفتم ؟

287
00:17:34,221 --> 00:17:37,266
‫گفتم ، در مقابل خطر از ما حفاظت کن .

288
00:17:38,225 --> 00:17:42,229
‫در مقابل خطر از ما حفاظت کن .

289
00:17:43,230 --> 00:17:44,273
‫چی . . .

290
00:17:47,276 --> 00:17:49,236
‫تو چی هستی . . .

291
00:17:59,038 --> 00:18:02,041
‫تو . . .کشتیش ؟

292
00:18:02,041 --> 00:18:03,083
‫نه . . .

293
00:18:03,083 --> 00:18:07,087
‫من نمیخواستم بکشمش .

294
00:18:10,466 --> 00:18:13,469
‫وقتی که داشتم میجنگیدم ، فرار کرد .

295
00:18:13,469 --> 00:18:14,511
‫باید چیکار کنیم ؟

296
00:18:14,511 --> 00:18:16,472
‫اگه بیشتر از این برم دنبالش

297
00:18:16,472 --> 00:18:19,475
‫ممکنه کلمه دنیوی لو بره

298
00:18:19,475 --> 00:18:21,352
‫کیا .

299
00:18:21,393 --> 00:18:23,187
‫نمیتونیم ولش کنیم .

300
00:18:23,187 --> 00:18:25,189
‫لانا دوست منه .

301
00:18:25,189 --> 00:18:28,150
‫بیا نجاتش بدیم ، خانم اِلیا .

302
00:18:28,150 --> 00:18:31,153
‫همین الانش هم خیلی کارا کردیم .

303
00:18:31,153 --> 00:18:33,197
‫میدونم که میتونیم نجاتش بدیم .

304
00:18:42,164 --> 00:18:43,207
‫تو . . .

305
00:18:45,167 --> 00:18:48,170
‫واقعا لجبازی ، کیا .

306
00:18:49,171 --> 00:18:51,256
‫مگه درخواست کردن
‫‫از معلم خودت ، کار اشتباهیه ؟

307
00:18:51,256 --> 00:18:54,176
‫پس بیا بریم .

308
00:18:54,176 --> 00:18:54,968
‫خیلی خب !

309
00:18:56,762 --> 00:18:58,764
‫هیگواره دریانشین ، کشته شد

310
00:18:59,765 --> 00:19:00,766
‫اگرچه

311
00:19:00,766 --> 00:19:03,769
‫کلمه دنیوی قاتل اون نبود

312
00:19:06,730 --> 00:19:10,734
‫شاید شانس اوردم که مجبور نشدم ،
‫‫خودم وارد مبارزه بشم .

313
00:19:14,738 --> 00:19:16,699
‫شرمنده .

314
00:19:16,699 --> 00:19:20,744
‫قدرت فرشته من ، مثل خودم مخفیه .

315
00:19:21,745 --> 00:19:23,747
‫قدرتمند و کشنده .

316
00:19:23,747 --> 00:19:27,751
‫این دو قدرت بزرگ از ترکیب شدن با هم جلوگیری کردن

317
00:19:27,751 --> 00:19:30,754
‫با اینکه خیلی نزدیک بود ترکیب بشن

318
00:19:31,755 --> 00:19:33,716
‫هیگواره دریا نشین

319
00:19:33,716 --> 00:19:37,803
‫از حمله بخار سمی استفاده کرد که همه اطرافیانش رو میکشه

320
00:19:38,762 --> 00:19:42,391
‫او ، نیش مرگ رو در بدن هیگواره فرو کرد

321
00:19:44,351 --> 00:19:46,395
‫هرکسی که بخواد منو بکشه ،

322
00:19:48,355 --> 00:19:49,398
‫خودش کشته میشه .

323
00:19:53,360 --> 00:19:56,363
‫اسم آدمکشی که با فرشته مرگ همراهه

324
00:19:57,364 --> 00:19:59,408
‫کُزه ، بلای زورگذره .

325
00:21:10,688 --> 00:21:11,730
‫قسمت 9
‫‫‫‫از آسمان آتش میریزد

