﻿1
00:00:04,879 --> 00:00:08,967
‫اما اکنون ، قدرت باقی مانده او به چند بخش تقسیم شده

2
00:00:09,884 --> 00:00:12,929
‫یک فرد عادی توانایی کنترلش رو نداره

3
00:00:12,929 --> 00:00:15,890
‫صد ها شورا -شبیه به اهریمن ها

4
00:00:16,975 --> 00:00:22,897
‫بزرگترین شهرجهان ، آرشیا در پی انتخاب یک قهرمانه

5
00:00:22,939 --> 00:00:26,943
‫اون هم زمانی که رهبر ، سلطنت شاهزادگی لیچیا

6
00:00:26,943 --> 00:00:27,986
‫تارن محتاط

7
00:00:28,862 --> 00:00:31,865
‫دنبال قانونی جدید ، و حکمفرمانی به وسیله ترسه

8
00:00:44,919 --> 00:00:48,882
‫‫ایشورا

9
00:01:54,364 --> 00:01:57,450
‫‫قسمت 7
‫‫جنگ شروع میشود

10
00:01:58,368 --> 00:02:01,371
منطقه آرشیا - حومه شهر مِیح

11
00:02:08,420 --> 00:02:10,380
‫ببخشید ، کاپیتان

12
00:02:11,381 --> 00:02:14,384
‫ما نزدیک مرز لیچیا هستیم ، مگه نه ؟

13
00:02:14,426 --> 00:02:15,427
‫بله .

14
00:02:15,427 --> 00:02:18,388
‫درست اونطرفه تپه .

15
00:02:19,389 --> 00:02:24,394
‫میدونم اومدیم اینجا تا با
‫‫زمین لیچیا آشنا بشیم ،

16
00:02:25,353 --> 00:02:27,439
‫ولی یکم نزدیکیمون خطرناک نیست ؟

17
00:02:27,439 --> 00:02:29,441
‫بله ،البته .

18
00:02:30,400 --> 00:02:33,403
‫موقعیتمون با لیچیا یکم بهتره .

19
00:02:33,445 --> 00:02:35,405
‫ولی به چشم دنیای بیرون . . .

20
00:02:35,405 --> 00:02:38,408
‫منظورتون اینه که الان
‫‫با هم توی آتش بس هستید ؟

21
00:02:39,367 --> 00:02:41,369
‫به گمونم یه قراردادی هست که
‫‫به لیچیا فرصت اینو میده . . .

22
00:02:41,369 --> 00:02:45,373
‫تا بتونه از استقلالش کناره گیری بکنه
‫‫و به آرشیا بپیونده .

23
00:02:45,457 --> 00:02:51,463
‫در اصل لیچیا درخواستشو کرد .

24
00:02:53,381 --> 00:02:56,384
‫ لیچیا اصرار داره که

25
00:02:56,384 --> 00:03:01,389
‫آرشیا قوانین عمومی درستی تنظیم کنه و جلوی حمله خلافکار ها رو بگیره

26
00:03:02,390 --> 00:03:05,435
‫میگن که ، از اونجایی که ما استقلال
‫‫لیچیا رو به رسمیت نمیشناسیم ،

27
00:03:05,435 --> 00:03:07,437
‫کار منطقی اینه که مسئولیت
‫‫اینکارو آرشیا به عهده بگیره ،

28
00:03:08,438 --> 00:03:10,440
‫ولی این خلافکارا کیا هستن ؟

29
00:03:11,441 --> 00:03:16,404
‫راستش ، در اصل باعث بانیشون
‫‫خود آرشیاست .

30
00:03:16,404 --> 00:03:20,408
‫پس این گشت ها فقط یه
‫‫سیاه بازی از طرف آرشیاست ؟

31
00:03:21,368 --> 00:03:24,454
‫ولی لیچیا هم اینو میدونه .

32
00:03:25,413 --> 00:03:29,417
‫درخواست این گشت ها ، فقط یه جور تعرضه .

33
00:03:30,377 --> 00:03:34,422
‫واسه گسترش منابع و انرژی طراحی شده
‫‫و باعث ترویج روحیه خودمون هم میشه .

34
00:03:38,426 --> 00:03:43,431
‫اونا میتونن از هر اشتباه کوچیکی که ما مرتکب میشیم ، به عنوان دلیلی برای جنگ استفاده کنن .

35
00:03:44,391 --> 00:03:46,393
‫استراتژی موثری نیست .

36
00:03:46,393 --> 00:03:47,435
‫ولی ریسکی براشون نداره .

37
00:03:48,395 --> 00:03:51,398
‫تارن محتاط ، قوانین این بازیو خوب بلده .

38
00:03:51,398 --> 00:03:54,401
‫یعنی هیچ راهی برای دوری از جنگ نیست ؟

39
00:03:54,401 --> 00:03:55,402
‫نه

40
00:03:56,361 --> 00:03:57,445
‫بنظرم هیچ راهی نیست .

41
00:03:58,405 --> 00:04:01,408
‫ولی ، لیچیا هنوز دلیلی واسه حمله نداره .

42
00:04:02,409 --> 00:04:04,411
‫بعید میدونم که یه جنگ بزرگ

43
00:04:04,411 --> 00:04:06,413
‫حالا حالا ها بخواد شکل بگیره .

44
00:04:06,454 --> 00:04:08,373
‫اینطوری فایده نداره .

45
00:04:09,374 --> 00:04:13,378
‫من این همه راه اومدم چون فکر کردم با یه آدم درست و حسابی میجنگم .

46
00:04:13,378 --> 00:04:15,422
‫بدون جنگ ، من چیکار کنم ؟

47
00:04:15,422 --> 00:04:19,384
‫بعید میدونم لیچیا به وضعیت تو اهمیتی بده .

48
00:04:19,384 --> 00:04:20,427
‫به گمونم درست میگی .

49
00:04:20,427 --> 00:04:24,389
‫باید برم این تارن ببینم و
‫‫بهش بگم جنگو شروع کنه .

50
00:04:25,348 --> 00:04:27,392
‫حسابی انرژی داری ، مگه نه ؟

51
00:04:27,434 --> 00:04:29,394
‫بابتش ازتون عذرمیخوام ، کاپیتان .

52
00:04:30,353 --> 00:04:33,356
‫اون یه مهمانه ، با دنیای ما آشنایی نداره .

53
00:04:34,399 --> 00:04:36,359
‫ما . . .

54
00:04:37,402 --> 00:04:40,405
‫آرشیا خیلی سخت تلاششو
‫‫برای صلح کرده .

55
00:04:42,365 --> 00:04:44,367
‫قبلا ، تارن محتاط

56
00:04:44,409 --> 00:04:47,412
‫بیست و سومین فرمانده آرشیا بود

57
00:04:49,372 --> 00:04:52,375
‫ما حتی میخواستیم لیچیا رو به عنوان

58
00:04:52,375 --> 00:04:55,420
‫یه منطقه خنثی به رسمیت بشناسیم
‫‫و لقب پادشاه اهریمنی رو از بین ببریم .

59
00:04:56,379 --> 00:04:57,422
‫ولی . . .

60
00:04:57,422 --> 00:05:00,383
‫اونا از وایورن ها استفاده کردن .

61
00:05:00,425 --> 00:05:01,426
‫البته . . .

62
00:05:01,468 --> 00:05:03,386
‫که اینکارو میکردن .

63
00:05:03,428 --> 00:05:04,429
‫نباید اجازه اینکار داده بشه .

64
00:05:04,429 --> 00:05:08,433
‫اونا یه نژاد قدرتمندن که نمیتونن
‫‫تحت کنترل مینیان ها قرار بگیرن .

65
00:05:09,351 --> 00:05:12,437
‫یعنی تارن قصد جلوگیری
‫‫از جنگ رو نداره .

66
00:05:13,396 --> 00:05:14,397
‫البته .

67
00:05:15,398 --> 00:05:18,443
‫تو این دوره بدون تهدید
‫‫پادشاه اهریمنی ،

68
00:05:18,443 --> 00:05:22,405
‫اون قصد داره قوانین جدیدی رو

69
00:05:22,405 --> 00:05:25,408
‫در این پادشاهی قدیمی برگزار کنه .

70
00:05:26,409 --> 00:05:29,371
‫اون یه شوراعه ،که توسط جنگ تسخیر شده .

71
00:05:34,417 --> 00:05:35,418
‫هی .

72
00:05:35,418 --> 00:05:36,419
‫ها ؟

73
00:05:37,379 --> 00:05:38,380
‫چی شده ؟

74
00:05:38,421 --> 00:05:39,422
‫دشمن .

75
00:05:51,393 --> 00:05:52,394
‫اونا دیگه کی هستن ؟

76
00:06:02,404 --> 00:06:04,406
‫این حس . . .

77
00:06:04,447 --> 00:06:06,408
‫آماده برای جنگ !

78
00:06:11,455 --> 00:06:13,415
‫شما دوتا ، صبر کنید !

79
00:06:14,374 --> 00:06:15,417
‫ما عضوی از ارتش آرشیا هستیم .

80
00:06:16,418 --> 00:06:20,380
‫ما به درخواست سلطنت شاهزادگی لیچیا
‫‫داریم اینجا گشت میزنیم .

81
00:06:20,422 --> 00:06:23,425
‫اسمتون رو بگید ، و بگید اینجا چیکار دارید .

82
00:06:23,425 --> 00:06:27,429
‫چه نمایشی راه انداختی ، کاپیتان .

83
00:06:29,389 --> 00:06:32,392
‫میخوای بدونی ما کی هستیم ؟

84
00:06:32,392 --> 00:06:38,398
‫اومدین شکار خلافکار ، ولی الان
‫‫که دوتاشون رو دیدین تعجب کردید .

85
00:06:38,440 --> 00:06:41,443
‫این خوب نیست باید فرار کنیم

86
00:06:42,444 --> 00:06:44,362
‫همین الان !

87
00:06:45,363 --> 00:06:47,449
‫معاون سه نفر از افراد
‫‫رو بردار و برگرد به سنگر .

88
00:06:48,366 --> 00:06:49,367
‫این اتفاقات رو گزارش کن ‌

89
00:06:58,418 --> 00:06:59,419
‫هی .

90
00:07:00,378 --> 00:07:01,463
‫تو کی هستی ؟

91
00:07:01,463 --> 00:07:03,381
‫کارت بد نیست .

92
00:07:03,381 --> 00:07:04,424
‫فهمیدم ‌.

93
00:07:04,424 --> 00:07:07,385
‫میتونی به پای نیزه من برسی .

94
00:07:12,432 --> 00:07:13,475
‫آخی .

95
00:07:14,434 --> 00:07:17,395
‫کل سرعت شمشیرت همین بود .

96
00:07:17,479 --> 00:07:19,397
‫فکر کردم بیحرکت ایستادی .

97
00:07:20,398 --> 00:07:21,441
‫زیادی حرف میزنی

98
00:07:21,441 --> 00:07:23,402
‫یه تیکه استخون که انقدر حرف نمیزنه .

99
00:07:23,443 --> 00:07:25,362
‫چشمام نمیتونه دنبالش بکنه

100
00:07:25,404 --> 00:07:26,446
‫باید حرکتاشو حدس بزنم

101
00:07:36,456 --> 00:07:37,457
‫بالای دست راست

102
00:07:45,424 --> 00:07:46,425
قفسه‌ی سینه

103
00:07:53,390 --> 00:07:54,433
پا

104
00:08:02,441 --> 00:08:04,443
‫فضای بین دنده هاش . . .

105
00:08:10,407 --> 00:08:12,367
‫روحیه خوبی داری .

106
00:08:13,410 --> 00:08:15,454
‫این کار استخون آدمو درد میاره

107
00:08:15,454 --> 00:08:17,414
‫حالا مثلا شوخی کردی ؟

108
00:08:17,456 --> 00:08:19,416
‫دوست داری ، واقعا بهت استخون درد بدم ؟

109
00:08:29,426 --> 00:08:30,469
‫نشونه بگیرید !

110
00:08:32,387 --> 00:08:34,389
‫به سمت اسکلت نه .

111
00:08:35,390 --> 00:08:36,433
‫سمت ماندریک نشونه بگیرید !

112
00:08:39,436 --> 00:08:42,356
‫هیگواره ! این شمشیر باز با من ،

113
00:08:42,356 --> 00:08:45,400
‫تو نمیتونی از پسش بر بیای .

114
00:08:45,442 --> 00:08:47,361
‫جدی ؟

115
00:08:47,361 --> 00:08:48,362
‫بسیار خب .

116
00:08:48,403 --> 00:08:50,447
‫یکی از اسب هارو بدزد و فرار کن .

117
00:08:50,447 --> 00:08:51,448
‫متوجه شدم .

118
00:08:52,407 --> 00:08:53,408
‫من یه اسب میدزدم .

119
00:08:54,451 --> 00:08:56,370
‫بگیر که اومد ! آتیش !

120
00:09:18,392 --> 00:09:20,394
‫کاپیتان ! حالتون خوبه ؟

121
00:09:21,395 --> 00:09:23,355
‫چیز مهمی نیست .

122
00:09:50,424 --> 00:09:51,466
‫سَم . . .

123
00:09:52,426 --> 00:09:53,427
‫امکان نداره . . .

124
00:09:53,468 --> 00:09:55,387
‫یونو !

125
00:09:55,387 --> 00:09:57,431
‫قبل از اینکه بمیری از اینجا برو !

126
00:09:58,390 --> 00:10:00,392
‫ولی من . . .

127
00:10:00,392 --> 00:10:02,436
‫سلام ، من اجازه رفتن رو به شما میدم .

128
00:10:09,443 --> 00:10:12,362
‫من توان کنترل اسب رو ندارم .

129
00:10:12,404 --> 00:10:13,447
‫باید انجامش بدید .

130
00:10:15,407 --> 00:10:17,367
‫ولی من . . .

131
00:10:19,369 --> 00:10:20,370
‫خواهش میکنم .

132
00:10:21,413 --> 00:10:25,375
‫اون یکنفرو زنده نگه میداره

133
00:10:26,418 --> 00:10:28,420
‫تا براش اسب سواری بکنه

134
00:10:29,379 --> 00:10:31,423
‫اون منو انتخاب کرد چون من ضعیفترین بودم

135
00:10:33,383 --> 00:10:34,384
‫چرا

136
00:10:34,426 --> 00:10:36,428
‫اصلا ارزش التماس کردن داره ؟

137
00:10:54,363 --> 00:10:57,449
ایشورا
سربازان آرشیا

138
00:10:58,367 --> 00:11:01,411
شهر مِیج

139
00:11:06,416 --> 00:11:08,418
‫یعنی واقعا باید بهش اجازه ورود میدادیم ؟

140
00:11:09,378 --> 00:11:10,379
‫چاره دیگه ای نداشتیم .

141
00:11:10,462 --> 00:11:13,382
‫اون توی آرشیا فرد مهمیه .

142
00:11:15,342 --> 00:11:16,426
‫تو چی میخوای ، پیرمرد ؟

143
00:11:16,426 --> 00:11:18,428
‫سرم شلوغه .

144
00:11:18,428 --> 00:11:21,390
‫اگه زیادی وقتمو بگیری ،
‫‫برت میگردونم به آرشیا .

145
00:11:22,349 --> 00:11:24,351
‫من دارم پیشنهاد یه گزارش حمایتی میدم .

146
00:11:24,434 --> 00:11:27,396
‫من حتی به با سازمان اعزام
‫‫اضطراری صحبت کردم .

147
00:11:28,355 --> 00:11:30,399
‫مشکلی برای انجامش پیش نمیاد .

148
00:11:30,399 --> 00:11:33,360
‫بهت که گفتم ، ما به حمایت نیاز نداریم .

149
00:11:33,360 --> 00:11:34,403
‫متوجه نیستی ؟

150
00:11:34,444 --> 00:11:36,363
‫لطفا ، گوش . . .

151
00:11:36,363 --> 00:11:37,364
‫صبر کن .

152
00:11:39,366 --> 00:11:43,370
‫تو مگه چند وقت پیش ، توی
‫‫ماموریتت با اژدها گند نزدی ؟

153
00:11:43,412 --> 00:11:47,416
‫تازه جوخه انتقالی من

154
00:11:47,416 --> 00:11:49,459
‫اصلا از گزارش دیر وقت راضی نبود

155
00:11:50,377 --> 00:11:54,381
‫ جای تعجب نداره اگه تو رو مقصر بدونن

156
00:11:57,384 --> 00:12:01,430
‫بودن تو اینجا فقط دستورات منو
‫‫زیر سوال میبره .

157
00:12:02,389 --> 00:12:06,351
‫برگرد به آرشیا ولی اگه واقعا میخوای کمک کنی
‫‫سرباز هاتو بزار پیش من بمونن .

158
00:12:09,354 --> 00:12:10,355
‫به من گوش بده .

159
00:12:10,355 --> 00:12:12,441
‫تو به یه متخصص نیاز داری تا توی
‫‫اوضاع وایورن ها کمکت کنه .

160
00:12:12,441 --> 00:12:16,361
‫مگه نمیدونی با وایورن های عادی
‫‫سرو کار نداری ؟

161
00:12:16,403 --> 00:12:17,404
‫بیخیال .

162
00:12:17,446 --> 00:12:22,367
‫واقعا فکر کردی من برای
‫‫وایورن های تارن نقشه ندارم ؟

163
00:12:22,409 --> 00:12:24,411
‫واقعا مایه خجالتی .

164
00:12:24,453 --> 00:12:26,371
‫به من گوش کن !

165
00:12:26,371 --> 00:12:28,373
‫مشکل ما تارن نیست .

166
00:12:29,374 --> 00:12:30,417
‫دونده ستاره داره میاد .

167
00:12:31,418 --> 00:12:33,378
‫دونده ستاره ؟

168
00:12:33,420 --> 00:12:35,380
‫آلوس ، دونده ستاره ؟

169
00:12:35,380 --> 00:12:36,423
‫داره میاد اینجا ؟

170
00:12:37,424 --> 00:12:41,428
‫لیچیا ستاره ی سرد رو
‫‫از هزارتوی ناگان دزدید .

171
00:12:42,387 --> 00:12:44,431
‫اونم قبل از دونده ستاره !

172
00:12:45,390 --> 00:12:49,353
‫فکر کردی یه جا میشینه و از دست رفتنه گنجشو تماشا میکنه ؟

173
00:12:50,354 --> 00:12:54,441
‫شهر مِیج همراه با لیچیا ممکنه
‫‫مورد حمله قرار بگیره .

174
00:12:55,400 --> 00:12:57,361
‫که چی ؟

175
00:12:57,444 --> 00:13:02,366
‫تو با اون دم و دستگاهات
‫‫میتونی دونده ستاره رو با تیر بزنی .

176
00:13:02,366 --> 00:13:03,408
‫از اینکارت ممنون میشم ، پیرمرد .

177
00:13:03,408 --> 00:13:06,370
‫میشه لطفا آروم باشی ؟

178
00:13:15,379 --> 00:13:16,380
‫امکان نداره .

179
00:13:48,412 --> 00:13:50,330
‫داره الان ازش استفاده میکنه ؟

180
00:13:50,414 --> 00:13:51,456
‫یعنی تارن زده به سیم آخر ؟

181
00:13:52,332 --> 00:13:54,334
‫یعنی دیگه آتش بسی
‫‫در کار نیست .

182
00:13:54,459 --> 00:13:56,378
‫چرا دارن بمبارونمون میکنن .

183
00:13:56,461 --> 00:14:00,382
‫شهر مِیج الان باید توی آتش بس باشه .

184
00:14:00,382 --> 00:14:01,425
‫انقدر غر نزن ، پیرمرد .

185
00:14:02,384 --> 00:14:08,348
‫تارن میتونست یه دلیل خوب برای شروع جنگ پیدا بکنه

186
00:14:08,432 --> 00:14:11,435
‫پس یعنی این بخشی از نقششه ؟

187
00:14:12,436 --> 00:14:16,356
‫اون دیگه به دلیل اهمیتی نمیده

188
00:14:16,398 --> 00:14:17,441
‫آرشیا

189
00:14:17,441 --> 00:14:20,402
‫متوجه این حجم از دورویی تارن نشد

190
00:14:22,446 --> 00:14:25,365
‫ارباب هیدو ، براتون گزارش اوردم .

191
00:14:25,365 --> 00:14:26,450
‫چی شده ؟ میخوای خبره حمله بدی ؟

192
00:14:26,450 --> 00:14:28,368
‫نه .

193
00:14:28,452 --> 00:14:32,372
‫جوخه ای که امروز عصر
‫‫از اینجا رفت ، برنگشته .

194
00:14:32,456 --> 00:14:33,457
‫چی ؟

195
00:14:34,416 --> 00:14:36,460
‫گروهی که رفتن بهشون
‫‫سر بزنن ، گفتن

196
00:14:37,336 --> 00:14:39,463
‫همشون توسط یه سم کشته شدن .

197
00:14:40,380 --> 00:14:42,382
‫هیچکس زنده نمونده .

198
00:14:42,424 --> 00:14:44,343
‫هیچکس ؟

199
00:14:44,343 --> 00:14:46,386
‫حتی سوجیرو ، شمشیرزنه بید هم مرده ؟

200
00:14:46,428 --> 00:14:48,388
‫بنظر میاد که . . .

201
00:14:49,348 --> 00:14:51,433
‫هیچکس زنده نمونده .

202
00:14:51,433 --> 00:14:52,434
‫هیدو .

203
00:14:53,352 --> 00:14:54,394
‫هیدوه مستحکم !

204
00:14:54,394 --> 00:14:56,355
‫نقشت چیه ؟

205
00:14:57,397 --> 00:15:00,400
‫سوجیرو تنها کسی نیست که برای
‫‫نقشه قتل فرستادم .

206
00:15:01,360 --> 00:15:02,402
‫من یکی دیگرو هم فرستادم .

207
00:15:02,444 --> 00:15:05,364
‫کُزه بلای زودگذر .

208
00:15:05,405 --> 00:15:08,367
‫حالا که لیچیا اولین حرکت رو زد
‫‫اونم حرکتشو شروع میکنه .

209
00:15:08,367 --> 00:15:10,369
‫نقشه اینه .

210
00:15:10,369 --> 00:15:11,411
‫مسخرست .

211
00:15:11,411 --> 00:15:13,413
‫ما دیگه وقت برای
‫‫نقشه قتل داریم .

212
00:15:13,455 --> 00:15:15,374
‫باید سرباز هارو بفرستیم .

213
00:15:15,374 --> 00:15:17,417
‫من نمیتونم از این سنگر خارجشون بکنم .

214
00:15:17,417 --> 00:15:20,462
‫حتما لشکر وایورن ها دارن میان اینجا تا محاصرمون بکنن .

215
00:15:30,430 --> 00:15:32,391
‫پس اگه اینطوره . . ‌.

216
00:15:32,391 --> 00:15:34,393
‫من مسئولیتشو میپذیرم .

217
00:15:34,434 --> 00:15:36,436
‫و جوخه خودمو میفرستم .

218
00:15:36,436 --> 00:15:38,397
‫تو که مشکلی نداری .

219
00:15:40,357 --> 00:15:43,360
‫شکار وایورن ها کار منه .

220
00:15:44,361 --> 00:15:45,446
‫انقدر ، چرت و پرت نگو پیرمرد .

221
00:15:46,405 --> 00:15:50,409
‫انگار تو این موقعیت میتونیم یه دفاع هوایی درست انجام بدیم

222
00:15:50,409 --> 00:15:53,412
‫اگه وارد ساختمون بشن کارمون ساختست .

223
00:15:53,412 --> 00:15:55,414
‫ما فقط میتونیم این سنگرو نگه داریم .

224
00:15:56,373 --> 00:15:57,416
‫ولی نمیتونیم اینجوری برنده بشیم .

225
00:15:57,416 --> 00:15:58,417
‫میتونیم .

226
00:15:58,459 --> 00:16:00,419
‫بهت که گفتم ، یه جوخه دیگه هم هست .

227
00:16:01,378 --> 00:16:05,340
‫فقط کافیه تمرکز وایورن ها و بمبارون رو
‫‫روی خودمون نگه داریم .

228
00:16:06,383 --> 00:16:07,384
‫پس . . .

229
00:16:07,426 --> 00:16:09,428
‫سرباز های مِیج که اون پایین هستن چی ؟

230
00:16:10,262 --> 00:16:13,140
‫انتظار داری که ۲۹ تا مقام ارشد ملکه آرشیا

231
00:16:13,140 --> 00:16:16,101
‫برگردن تو لاکشون و تماشا کنن

232
00:16:17,186 --> 00:16:18,187
‫من مقابلشون می ایستم .

233
00:16:20,105 --> 00:16:21,106
‫من هرگز . . .

234
00:16:22,107 --> 00:16:25,152
‫از جنگ با وایورن ها فرار نکردم .

235
00:16:26,153 --> 00:16:28,155
‫اگه الان باهاشون مواجه نشم ،

236
00:16:28,155 --> 00:16:30,115
‫همه چیزمو از دست میدم .

237
00:16:31,116 --> 00:16:34,161
‫اجازه نمیدم یکدونه از شهروندارو بخورن .

238
00:16:35,162 --> 00:16:36,163
‫گوش کن !

239
00:16:36,205 --> 00:16:38,165
‫شاید روحیت قابل تحسین باشه ،

240
00:16:38,207 --> 00:16:40,167
‫ولی اجازه همراهی سرباز هارو بهت نمیدم .

241
00:16:40,167 --> 00:16:42,127
‫حتی سرباز های خودت .

242
00:16:42,169 --> 00:16:45,172
‫نمیزارم به خاطر قهرمان بازی تو
‫‫اونا کشته بشن .

243
00:16:51,136 --> 00:16:53,097
‫باشه .

244
00:16:53,180 --> 00:16:55,182
‫من به سرباز نیاز ندارم .

245
00:16:56,141 --> 00:16:58,102
‫تنهایی میرم .

246
00:17:04,108 --> 00:17:05,109
‫لعنتی .

247
00:17:05,150 --> 00:17:08,153
‫یه جورایی پیر مرد درست میگه

248
00:17:09,113 --> 00:17:10,155
‫لیچیا غافلگیرمون کرده

249
00:17:11,156 --> 00:17:14,159
‫اگه آرشیا جوابی نشون نده ، شهروند ها پدرمون رو در میارن

250
00:17:15,119 --> 00:17:16,161
‫اما هنوزم

251
00:17:17,162 --> 00:17:20,124
‫این یه جنگیه که احتمال بردش خیلی کمه .

252
00:17:21,166 --> 00:17:25,129
‫من از شهروند های شهر مِیج
‫‫و اون پیرمرد ، هارگنت محافظت میکنم .

253
00:17:25,170 --> 00:17:27,172
‫منو به موج هفتم رادیو وصل کن.

254
00:17:27,172 --> 00:17:29,174
‫موج اضطراری شماره هفت ؟

255
00:17:29,174 --> 00:17:31,135
‫به کی میخواید زنگ بزنید ؟

256
00:17:31,135 --> 00:17:33,137
‫تو فقط کارتو بکن .

257
00:17:34,096 --> 00:17:35,097
‫بله ، قربان !

258
00:17:43,147 --> 00:17:44,148
‫بیداری ؟

259
00:17:46,817 --> 00:17:50,738
‫هر وایویرن لیچیایی رو که دیدی بزن .

260
00:17:50,738 --> 00:17:53,782
‫بدون اجازه هیچ سرباز مینیایی دشمن رو نکش .

261
00:17:55,743 --> 00:17:56,744
‫مطمئنی ؟

262
00:17:56,785 --> 00:18:00,706
‫تو تا الان دودل بودی که منو آزاد کنی .

263
00:18:00,748 --> 00:18:02,583
‫برنامه عوض شده .

264
00:18:02,958 --> 00:18:05,919
‫تو باید لیچیا رو نابود کنی

265
00:18:08,088 --> 00:18:12,176
‫حقوق برابر بین منیان ها و نژاد های
‫‫رسمی آرشیا برقرار میشه .

266
00:18:13,093 --> 00:18:16,096
‫یه جوری برات رضایت جمع میکنم
‫‫که هیچکس نتونه ردش کنه .

267
00:18:16,138 --> 00:18:17,181
‫هرطوری که دوست داری زندگی کن .

268
00:18:18,140 --> 00:18:20,100
‫و ثبت نام داخل مدرسه

269
00:18:20,100 --> 00:18:22,144
‫البته اگه موفق بشی .

270
00:18:27,107 --> 00:18:29,068
‫یعنی این فکر خوبیه ؟

271
00:18:29,151 --> 00:18:31,153
‫مجبوریم از اون هیولا استفاده بکنیم ؟

272
00:18:32,112 --> 00:18:34,073
‫اون یه اسلحست .

273
00:18:34,114 --> 00:18:36,116
‫قرارمون رو که شنیدی .

274
00:18:37,076 --> 00:18:39,119
‫ولی انگار اون میخواد
‫‫دوباره مینیا بشه .

275
00:18:41,080 --> 00:18:45,125
‫شمیدم اون یه هیولایی که ، تنهایی تونسته

276
00:18:45,125 --> 00:18:47,086
‫یه منطقه آرشیا رو نابود بکنه .

277
00:18:47,169 --> 00:18:49,171
‫به زودی میفهمیم ،

278
00:18:50,089 --> 00:18:51,173
‫که تصمیم درست گرفتم یا نه .

279
00:18:59,098 --> 00:19:00,099
‫لگده گردآبی .

280
00:19:00,099 --> 00:19:02,184
‫شما از ارباب هیدو دستور خروج گرفتید .

281
00:19:03,060 --> 00:19:04,061
‫بله .

282
00:19:04,061 --> 00:19:05,104
‫من همین الان باهاش صحبت کردم

283
00:19:05,145 --> 00:19:07,147
‫میشه درو باز کنید ؟

284
00:19:13,153 --> 00:19:16,073
‫فکر کردین بهتون خیانت میکنم ؟

285
00:19:16,156 --> 00:19:19,159
‫چون یه مینیا نیستم بهم
‫‫اعتماد ندارین ؟

286
00:19:55,195 --> 00:19:57,156
‫بدنم احساس سبکی میکنه !

287
00:19:57,823 --> 00:19:59,908
‫چقدر آزادی خوبه !

288
00:21:10,980 --> 00:21:12,022
‫قسمت 8
‫‫‫‫جنگ پادشاه اهریمنی جدید

