﻿1
00:00:08,717 --> 00:00:10,760
‫پادشاه شیاطین حقیقی از بین رفته است.

2
00:00:12,012 --> 00:00:13,388
‫توسط شخصی شکست خورد.

3
00:00:14,389 --> 00:00:16,433
‫تا به امروز،

4
00:00:16,433 --> 00:00:19,436
‫نام و وجود آن یگانه قهرمان در هاله‌ای از ابهام باقی مانده است.

5
00:00:20,395 --> 00:00:23,356
‫اکنون که روزگار وحشت به پایان رسیده است،

6
00:00:23,398 --> 00:00:26,443
‫آن شخص بایستی انتخاب شود.

7
00:01:57,867 --> 00:01:58,910
‫شالک بُرنده صدا.

8
00:01:58,910 --> 00:02:00,870
‫هیگوآره دریایی.

9
00:02:00,912 --> 00:02:05,875
‫تلاشت برای به‌دست‌ آوردنِ این دو اسم پرآوازه تحسین‌برانگیز بود، لانا.

10
00:02:06,835 --> 00:02:07,877
‫خیلی ممنونم.

11
00:02:08,837 --> 00:02:09,838
‫با این‌حال،

12
00:02:09,838 --> 00:02:11,923
‫گویا پیدا کردن کلام هستی خواسته‌ی زیادی‌ بوده.

13
00:02:12,882 --> 00:02:15,844
‫مطمئناً اون فقط یه شایعه‌ست که بهش شاخ‌وبرگ دادن.

14
00:02:15,885 --> 00:02:18,847
‫اگه واقعاً کسی با فنون کلام قادر مطلق وجود داشته باشه،

15
00:02:18,847 --> 00:02:20,849
‫می‌تونه به راحتی در هر جنگی پیروز بشه.

16
00:02:20,849 --> 00:02:22,892
‫اما اگه به فرض وجود داشته باشه،

17
00:02:22,892 --> 00:02:26,896
‫باید راهی برای تحت کنترل گرفتنش پیدا کنیم.

18
00:02:27,856 --> 00:02:28,898
‫شایعاتی درمورد تو هم شنیدم،

19
00:02:28,898 --> 00:02:30,817
‫هیگوآره دریایی.

20
00:02:31,860 --> 00:02:34,863
‫زمانی که به‌عنوان یه گلادیاتور توی مناطق دورافتاده
‫می‌جنگیدی، حتی یک‌بارم شکست نخوردی.

21
00:02:34,863 --> 00:02:35,905
‫بله.

22
00:02:35,905 --> 00:02:38,867
‫من مدت نسبتاً طولانی‌ای جنگیدم.

23
00:02:38,867 --> 00:02:40,827
‫به تقویم مینیان‌ها،

24
00:02:40,827 --> 00:02:42,913
‫13 یا 14 سال می‌شه.

25
00:02:43,830 --> 00:02:44,915
‫یه گلادیاتور برده؟

26
00:02:44,915 --> 00:02:48,877
‫توی مناطق دورافتاده، شهرهای بی‌تمدنی هست که...

27
00:02:48,877 --> 00:02:50,837
‫روی جون آدم‌ها و جونورها بازی می‌کنن.

28
00:02:50,837 --> 00:02:52,881
‫صدالبته، این عمل غیرقانونی‌ـه.

29
00:02:52,923 --> 00:02:54,925
‫قطعاً در دوره‌ی پادشاه شیاطین حقیقی،

30
00:02:54,925 --> 00:02:57,886
‫جاهای زیادی بودن که قوانین پادشاهی رو دور زدن.

31
00:02:57,886 --> 00:02:59,888
‫مسئله این نیست.

32
00:03:00,847 --> 00:03:04,851
‫یه‌مشت برده‌دار برای 14 سال بهت امر و نهی کردن،

33
00:03:04,935 --> 00:03:07,854
‫اما تو از قرار معلوم شکست‌ناپذیری؟

34
00:03:08,813 --> 00:03:09,898
‫به نکته‌ی خوبی اشاره کرد.

35
00:03:10,857 --> 00:03:12,901
‫می‌تونی ما رو روشن کنی،

36
00:03:12,901 --> 00:03:13,902
‫هیگوآره؟

37
00:03:14,861 --> 00:03:15,904
‫با کمال میل.

38
00:03:16,863 --> 00:03:18,907
‫من در غرب دور به‌دنیا اومدم،

39
00:03:18,907 --> 00:03:20,909
‫جایی ناشناخته برای گونه‌های مینیان.

40
00:03:20,909 --> 00:03:22,827
‫اینجان!

41
00:03:22,827 --> 00:03:23,828
‫ماندریک‌ها!

42
00:03:23,912 --> 00:03:25,914
‫نونمون تو روغنه.

43
00:03:33,922 --> 00:03:36,841
‫من اینجا چیکار می‌کنم؟

44
00:03:36,841 --> 00:03:37,842
‫سؤال کردن داره؟

45
00:03:37,842 --> 00:03:39,844
‫معلومه که قراره بجنگی.

46
00:03:39,886 --> 00:03:40,929
‫بجنگم؟

47
00:03:40,929 --> 00:03:44,849
‫فقط کشتن یه ماندریک بی‌دفاع،

48
00:03:44,849 --> 00:03:46,810
‫برای هیجان‌زده کردن تماشاچی‌ها کافی نیست.

49
00:03:54,860 --> 00:03:55,902
‫متوجه شدم.

50
00:03:55,902 --> 00:03:56,903
‫می‌جنگم.

51
00:03:57,863 --> 00:03:58,905
‫بجنگ!

52
00:03:58,905 --> 00:04:01,867
‫یه حرکتی بزن!

53
00:04:40,864 --> 00:04:43,867
‫توی مسابقه‌ی بعدی با کی می‌جنگم؟

54
00:04:43,867 --> 00:04:45,869
‫سه مبارز عالی‌رتبه.

55
00:04:45,869 --> 00:04:47,871
‫یه مرگ جذاب و پرشور به نمایش بذار.

56
00:04:48,830 --> 00:04:49,831
‫مرگ؟

57
00:04:49,831 --> 00:04:51,833
‫معنی کلمۀ مرگ چیه؟

58
00:04:51,833 --> 00:04:53,877
‫شرمنده که این رو می‌گم، هیگوآره،

59
00:04:54,836 --> 00:04:57,881
‫ولی توی این عرصه، تو یا می‌کشی یا می‌میری.

60
00:04:59,841 --> 00:05:00,842
‫می‌کشم،

61
00:05:00,842 --> 00:05:01,885
‫یا می‌میرم؟

62
00:05:15,899 --> 00:05:17,901
‫می‌کشم یا می‌میرم.

63
00:05:22,864 --> 00:05:25,867
‫دارم به یه شهر دیگه می‌فروشمت.

64
00:05:25,909 --> 00:05:29,913
‫من رو وادار می‌کنن تا با دشمنانی قوی‌تر از این بجنگم؟

65
00:05:30,872 --> 00:05:31,873
‫همین‌طوره.

66
00:05:31,873 --> 00:05:33,875
‫تماشاچی‌ها می‌خوان ببینن که کشته می‌شی.

67
00:05:34,876 --> 00:05:37,921
‫اون‌ها از دیدن شکست خوردن هیولا از گونه‌های مینیان، بیشتر لذت می‌برن.

68
00:05:38,880 --> 00:05:41,842
‫من می‌میرم؟

69
00:05:41,883 --> 00:05:43,885
‫آره، احتمالاً.

70
00:05:46,888 --> 00:05:47,889
‫خیر.

71
00:05:47,889 --> 00:05:49,891
‫من تمایل ندارم بمیرم.

72
00:05:52,853 --> 00:05:54,855
‫بکشش!

73
00:05:56,898 --> 00:05:58,900
‫علاوه بر چرخش لگن،

74
00:05:58,900 --> 00:06:01,903
‫از ستون فقرات‌شون برای بالا بردن سرعت ضرباتشون استفاده می‌کنن.

75
00:06:01,903 --> 00:06:03,864
‫برای بازآفرینی اون حرکت،

76
00:06:03,864 --> 00:06:05,907
‫دسته‌های تارآوندی‌م رو با همدیگه می‌پیچونم.

77
00:06:11,830 --> 00:06:13,915
‫شاید از نظر سرعت باهاش برابر باشم، اما زورش بهم می‌چربه.

78
00:06:14,833 --> 00:06:16,835
‫ولی اگه از دست‌های نرم‌ساقه‌م استفاده کنم...

79
00:06:19,838 --> 00:06:21,882
‫ماهیچه‌های انگشت‌ها رو نگاه کن.

80
00:06:22,841 --> 00:06:25,844
‫می‌تونم قبل از شلیک شدن گلوله‌ها، شمشیر بکشم؟

81
00:06:25,927 --> 00:06:28,930
‫شاید اگه وقتی که از یه شلیک نرم‌ساقه جاخالی دادن، از دید خارج شم...

82
00:06:30,891 --> 00:06:32,893
‫بعد از این با کی می‌جنگم؟

83
00:06:32,893 --> 00:06:36,855
‫الان دیگه خودت رو به‌عنوان قوی‌ترین گلادیاتور معرفی کردی.

84
00:06:36,855 --> 00:06:38,815
‫هیچ تماشاچی‌ای،

85
00:06:38,815 --> 00:06:40,901
‫نمی‌خواد شکستِ هیگوآرۀ دریایی رو ببینه.

86
00:06:41,860 --> 00:06:43,820
‫اگه به تمریناتم ادامه ندم،

87
00:06:43,820 --> 00:06:45,864
‫ممکنه سرانجام شکست بخورم.

88
00:06:46,865 --> 00:06:49,868
‫به‌عنوان یه برده‌ی شکست‌ناپذیر، اصلاً سرگرم‌کننده نیستی.

89
00:06:57,876 --> 00:06:59,878
‫آرزو دارم به زندگی ادامه بدم؟

90
00:07:01,880 --> 00:07:03,840
‫این‌چنین زندگی کردن،

91
00:07:03,882 --> 00:07:04,925
‫چه معنایی می‌تونه داشته باشه؟

92
00:07:06,885 --> 00:07:08,887
‫این‌طور نیست که به زندگی دلبسته باشم.

93
00:07:10,847 --> 00:07:11,848
‫من فقط...

94
00:07:12,849 --> 00:07:13,892
‫نمی‌خوام بمیرم.

95
00:07:18,897 --> 00:07:20,857
‫یالا! تو هم می‌جنگی!

96
00:07:20,857 --> 00:07:21,900
‫اتفاقی افتاده؟

97
00:07:21,900 --> 00:07:23,860
‫پادشاه شیاطین!

98
00:07:23,860 --> 00:07:25,862
‫ارتشِ پادشاه شیاطین حقیقی!

99
00:07:42,337 --> 00:07:43,380
‫لعنتی. چه آشوبی به پا کردن.

100
00:07:53,390 --> 00:07:55,350
‫که اینطور.

101
00:07:55,350 --> 00:07:57,352
‫کشتن یا مردن.

102
00:08:03,358 --> 00:08:05,444
‫تا الان شمار زیادی رو کشتم.

103
00:08:09,406 --> 00:08:12,868
‫بعد از پشت سر گذاشتن اون‌همه جسد،
‫به دست این تعداد دشمن کشته نمی‌شم.

104
00:08:14,870 --> 00:08:15,871
‫عجب.

105
00:08:15,871 --> 00:08:18,832
‫این چیزیه که بهش می‌گن غرور.

106
00:08:31,136 --> 00:08:32,137
‫وقتی پیداش کردم،

107
00:08:32,137 --> 00:08:35,098
‫گفتن که داشت ارتش پادشاه شیاطین رو سلاخی می‌کرد.

108
00:08:35,098 --> 00:08:38,185
‫تاحالا نشنیده بودم که کسی خودش اول،

109
00:08:38,185 --> 00:08:40,145
‫به جنگ با ارتش پادشاه شیاطین بره.

110
00:08:40,145 --> 00:08:42,105
‫هوم؟

111
00:08:42,189 --> 00:08:44,149
‫هوم. اوه.

112
00:08:44,149 --> 00:08:45,150
‫تارن-چان.

113
00:08:46,109 --> 00:08:49,112
‫مثل اینکه امروز مهمون‌های غیرمعمول بیشتری هم داریم.

114
00:08:49,112 --> 00:08:51,156
‫خودت رو معرفی کن، داکای.

115
00:08:52,115 --> 00:08:54,117
‫اون اسکلت یه نیزه‌زن ماهره؟

116
00:08:54,117 --> 00:08:56,119
‫شالک بُرنده صدا هستم.

117
00:08:56,161 --> 00:08:58,121
‫و ماندریک،

118
00:08:58,121 --> 00:09:01,124
‫خب، به‌نظر یه شریک غیرقابل‌پیش‌بینی میاد.

119
00:09:01,124 --> 00:09:04,127
‫حتی نمی‌تونم تشخیص بدم صورتت کجاست.

120
00:09:04,127 --> 00:09:06,171
‫هیگوآره دریایی هستم.

121
00:09:06,171 --> 00:09:07,172
‫از آشنایی‌تون خوش‌وقتم.

122
00:09:08,173 --> 00:09:11,134
‫یه خنجر عادی به‌نظر میاد.

123
00:09:11,134 --> 00:09:13,178
‫احتمالاً چندتایی توی بدنش قایم کرده.

124
00:09:14,137 --> 00:09:17,099
‫هردوشون درست مثل تو، مبارزین قوی و قابل‌اطمینانی هستن.

125
00:09:17,182 --> 00:09:20,102
‫درست مثل پادشاه شیاطین حقیقی،

126
00:09:20,102 --> 00:09:23,188
‫من بر این باورم که ما به قدرت‌های منحصربه‌فردی نیاز
‫داریم که رعشه به تن ارتش‌های دشمنان میندازن.

127
00:09:23,188 --> 00:09:26,149
‫از عهده‌ی این کار برمیای، شالک؟

128
00:09:26,149 --> 00:09:30,112
‫شرمنده، ولی برخلاف هیگوآره، من یه مزدورم.

129
00:09:30,153 --> 00:09:33,115
‫تاوقتی که پاداشم رو از پیش دریافت نکردم،

130
00:09:33,115 --> 00:09:35,158
‫کار کردن، اصولم رو نقض می‌کنه.

131
00:09:35,158 --> 00:09:37,119
‫می‌دونم.

132
00:09:37,119 --> 00:09:41,123
‫پاداشی که می‌خوای، اطلاعاتی درمورد «آخرین سرزمین»،

133
00:09:41,123 --> 00:09:42,165
‫جاییه که پادشاه شیاطین حقیقی مرد، درسته؟

134
00:09:46,128 --> 00:09:47,129
‫نکنه،

135
00:09:47,129 --> 00:09:50,132
‫پاداشت رو می‌گیری و بعد الفرار، ها؟

136
00:09:50,132 --> 00:09:51,133
‫خودت چی.

137
00:09:51,133 --> 00:09:55,095
‫نکنه خیال کردی فقط چون مُردم، مجانی کار می‌کنم؟

138
00:09:55,178 --> 00:09:56,179
‫خوبه.

139
00:09:56,179 --> 00:09:59,099
‫از کسی که سنجیده صحبت می‌کنه، بدم نمیاد.

140
00:09:59,141 --> 00:10:01,184
‫تو، از طرفی، به‌طرز عجیبی ساکتی.

141
00:10:01,184 --> 00:10:04,146
‫بگو ببینم، معمولاً چی می‌خوری؟

142
00:10:12,112 --> 00:10:13,155
‫میوه نمی‌خورم.

143
00:10:16,158 --> 00:10:17,200
‫هــه؟

144
00:10:17,200 --> 00:10:20,203
‫اگه مایلید قدرتم رو ببینید،

145
00:10:20,203 --> 00:10:22,164
‫پس الان دیدید.

146
00:10:24,166 --> 00:10:25,167
‫احسنت.

147
00:10:25,167 --> 00:10:27,169
‫مهارت باورنکردنی‌ـه.

148
00:10:27,169 --> 00:10:31,131
‫پس یعنی ماندریک‌ها می‌تونن همزمان از سه دست استفاده کنن؟

149
00:10:31,131 --> 00:10:32,132
‫خیر...

150
00:10:39,181 --> 00:10:42,142
‫می‌تونم از 42 دست استفاده کنم.

151
00:10:43,143 --> 00:10:46,188
‫او کسی است که مهارت‌هایش در نبرد تن به تن،
‫با بی‌شمار خون‌ریزی،

152
00:10:46,188 --> 00:10:48,148
‫صیقل داده شده است.

153
00:10:50,150 --> 00:10:54,112
‫کسی که از یک سم مرگبار و مطلق برخوردار است،

154
00:10:54,112 --> 00:10:56,156
‫که هیچ موجود زنده‌ای نمی‌تواند دربرابر آن ایستادگی کند.

155
00:10:57,199 --> 00:11:00,202
‫کسی که از مهارت شمشیرزنیِ بی‌نهایت استادانه‌ای بهره‌مند است،

156
00:11:00,202 --> 00:11:04,164
‫که حالت جسمانی غیرمعمولش آن را به کمال رسانیده است.

157
00:11:05,207 --> 00:11:09,211
‫او دربرابر همگان سر فرود می‌آورد،
‫و در عین‌حال از هیچکس دستور نمی‌گیرد.

158
00:11:10,170 --> 00:11:13,090
‫آزادترین برده.

159
00:11:18,178 --> 00:11:23,141
‫او یک گلادیاتور است. یک ماندریک.
‫او هیگوآره دریایی است.

160
00:11:37,197 --> 00:11:40,158
‫این‌همه بار سرعت‌مون رو واقعاً کم می‌کنه.

161
00:11:40,158 --> 00:11:43,120
‫احتمالاً سه‌روز و نیم دیگه طول می‌کشه تا برسیم.

162
00:11:43,120 --> 00:11:44,121
‫هان؟

163
00:11:44,204 --> 00:11:47,165
‫جای خواب کافی برای تمام جوخه داریم؟

164
00:11:47,165 --> 00:11:48,208
‫اگه مشکل‌مون فقط جای خوابه،

165
00:11:48,208 --> 00:11:51,169
‫نوانخانه‌ی فرقه دینی اتاق‌های خالی داره.

166
00:11:51,169 --> 00:11:52,212
‫اما از بابت غذا مطمئن نیستم...

167
00:11:52,212 --> 00:11:55,132
‫عمراً اجازه بدم سربازهام برای غذا به کشیش‌ها التماس کنن.

168
00:11:55,132 --> 00:11:57,134
‫رقت‌انگیزه.

169
00:11:57,134 --> 00:12:00,137
‫شنیدم تو مزدورِ فرقه‌ی دینی هستی،

170
00:12:00,137 --> 00:12:02,139
‫ولی واقعاً قوی‌ای؟

171
00:12:03,140 --> 00:12:05,100
‫البته که هستم.

172
00:12:08,145 --> 00:12:11,148
‫چون یه فرشته پیش خودم دارم.

173
00:12:13,150 --> 00:12:16,153
‫کوزه سنسه، چند ساله که همدیگه رو ندیدیم؟

174
00:12:16,153 --> 00:12:18,155
‫برگشتم، ریپِل-چان.

175
00:12:18,155 --> 00:12:21,199
‫و کلی مهمون با خودم آوردم. شرمنده که مزاحم می‌شیم.

176
00:12:21,909 --> 00:12:22,951
‫از آشناییت خوش‌وقتم.

177
00:12:22,951 --> 00:12:25,954
‫خب... تو باید ریپل-چان باشی.

178
00:12:25,954 --> 00:12:26,955
‫بله.

179
00:12:26,955 --> 00:12:28,999
‫اسم دومم، ریپل برگ شبنم ـه.

180
00:12:28,999 --> 00:12:30,959
‫چیزه، شما کی هستید؟

181
00:12:31,919 --> 00:12:33,921
‫نیهیلو یاغی گردبادی.

182
00:12:33,962 --> 00:12:35,964
‫کوزه-سان محافظ منه.

183
00:12:36,924 --> 00:12:37,925
‫محافظ؟

184
00:12:37,925 --> 00:12:39,927
‫برای همچین دختری؟

185
00:12:39,927 --> 00:12:41,929
‫نه نه، من واقعاً فقط محافظشم.

186
00:12:43,680 --> 00:12:46,558
‫ای بابا، انقدر معلومه؟

187
00:12:46,850 --> 00:12:49,895
‫شنیدم توی بازداشت نگه داشته بودنت.

188
00:12:49,895 --> 00:12:52,898
‫چون جرم‌هاتو تلافی کردی،‌ آزاد شدی؟

189
00:12:52,898 --> 00:12:53,899
‫نه.

190
00:12:53,899 --> 00:12:57,945
‫درعوض آزاد شدنم، صرفاً قول دادم که به هیدو کمک کنم.

191
00:12:57,945 --> 00:13:01,949
‫پس، اگه این قول رو نمی‌دادی چی؟

192
00:13:01,949 --> 00:13:03,867
‫از کجا معلوم؟

193
00:13:03,867 --> 00:13:05,911
‫شاید به‌زور با جنگ و خون‌ریزی بیرون می‌زدم.

194
00:13:05,911 --> 00:13:07,913
‫هرچی نباشه، من برای جنگیدن آفریده شدم.

195
00:13:08,872 --> 00:13:09,873
‫تو چی، کوزه؟

196
00:13:09,915 --> 00:13:11,917
‫من اهل جنگیدن نیستم.

197
00:13:12,918 --> 00:13:15,879
‫سلاحی همراهت نداری؟

198
00:13:15,879 --> 00:13:18,882
‫به‌نظر میاد می‌ترسی به یکی دیگه آسیب بزنی.

199
00:13:18,924 --> 00:13:20,842
‫هوی، هوی.

200
00:13:20,842 --> 00:13:22,761
‫به این پیرمرد ضعیف زیاد زور نگو.

201
00:13:24,096 --> 00:13:26,098
‫من یه فرشته پیش خودم دارم.

202
00:13:26,098 --> 00:13:28,100
‫برای همین نمردم.

203
00:13:28,100 --> 00:13:29,101
‫همین و بس.

204
00:13:30,060 --> 00:13:31,103
‫هوم...

205
00:13:33,063 --> 00:13:34,106
‫عالیه!

206
00:13:34,106 --> 00:13:35,107
‫وای!

207
00:13:35,107 --> 00:13:36,149
‫با شیر گوسفند درست شده!

208
00:13:36,149 --> 00:13:38,151
‫شنیدم این رو به لطف کوزه سنسه داریم.

209
00:13:38,151 --> 00:13:40,112
‫ساکت شید.

210
00:13:40,112 --> 00:13:42,114
‫غذا رو می‌ریزید روی زمین.

211
00:13:43,115 --> 00:13:46,118
‫ببخشید. لازم نبود به خودتون انقدر زحمت بدید.

212
00:13:46,118 --> 00:13:47,160
‫قابل نداره.

213
00:13:47,160 --> 00:13:50,122
‫این روزها همه‌ی کلیساها به همدیگه کمک می‌کنن.

214
00:13:50,163 --> 00:13:52,124
‫خیلی یهویی شد،

215
00:13:52,124 --> 00:13:55,127
‫اما تو زحمت کشیدی برای تمام تاجرها اتاق تدارک دیدی.

216
00:13:55,127 --> 00:13:56,128
‫خب،

217
00:13:57,087 --> 00:14:01,133
‫مدت کوتاهی قبل، سربازهای آورتیا اینجا اردو زدن.

218
00:14:01,133 --> 00:14:02,134
‫سربازهای آورتیا؟

219
00:14:02,134 --> 00:14:04,136
‫تاجرهایی که امروز آوردید،

220
00:14:04,136 --> 00:14:07,097
‫خیلی بانذاکت‌تر از سربازهای آورتیان.

221
00:14:07,097 --> 00:14:09,099
‫درواقع بهم کمک می‌کنن.

222
00:14:09,141 --> 00:14:11,143
‫اون سربازها برای چی اومدن اینجا؟

223
00:14:11,143 --> 00:14:13,145
‫سربازهای تحت امر هارگهنت-ساما،

224
00:14:13,145 --> 00:14:16,106
‫ژنرال ششم از بیست‌ونه مقامِ عالی‌رتبه‌ی آورتیا،

225
00:14:16,148 --> 00:14:19,109
‫گفتن می‌خوان ویکئون کورسوز رو شکست بدن.

226
00:14:20,068 --> 00:14:21,069
‫ویکئون؟

227
00:14:21,069 --> 00:14:23,113
‫اژدهایی سیاه از دوران افسانه‌ها.

228
00:14:25,073 --> 00:14:26,074
‫من ویکئونم!

229
00:14:26,074 --> 00:14:27,075
‫زهره ترک شو!

230
00:14:27,159 --> 00:14:29,119
‫اگه داریم شکار اژدها بازی می‌کنیم،

231
00:14:29,119 --> 00:14:31,163
‫بهتر نیست من نقش ویکئون کورسوز رو بازی کنم؟

232
00:14:31,163 --> 00:14:32,164
‫پس من کی باشم؟

233
00:14:32,164 --> 00:14:34,166
‫تو رزکلی مطلقی.

234
00:14:35,125 --> 00:14:37,127
‫شروع می‌کنم.

235
00:14:38,128 --> 00:14:40,130
‫شکست نمی‌خورم!

236
00:14:41,089 --> 00:14:42,132
‫بد نیست!

237
00:14:42,132 --> 00:14:44,134
‫کوزه سنسه اصلاً فرق نکرده!

238
00:14:44,134 --> 00:14:45,135
‫هــــا؟

239
00:14:45,135 --> 00:14:47,137
‫هنوز کارم تموم نشده!
‫همیشه همین‌طوری بود؟

240
00:14:47,137 --> 00:14:49,139
‫آره. اون از اول دنیا عین خیالش هم نبود.

241
00:14:49,139 --> 00:14:52,100
‫کاملاً عاری از ابهت.

242
00:14:52,100 --> 00:14:54,186
‫اگرچه باید با خیلی از مشکلاتِ فرقه‌ای دست‌وپنجه نرم کنه،

243
00:14:54,186 --> 00:14:56,146
‫ولی همیشه می‌خنده.

244
00:14:58,106 --> 00:14:59,149
‫یه فرشته، ها؟

245
00:15:04,154 --> 00:15:05,197
‫هوم.

246
00:15:05,197 --> 00:15:08,116
‫خوشحالم که همه حالشون خوبه.

247
00:15:08,158 --> 00:15:10,118
‫نزدیک چهار سال پیش بود.

248
00:15:10,202 --> 00:15:13,080
‫اینجا زندگی می‌کردم.

249
00:15:13,163 --> 00:15:15,165
‫اجزای بنجل پنجره،

250
00:15:15,165 --> 00:15:18,127
‫اصلاً از اون‌موقع فرق نکردن.

251
00:15:27,136 --> 00:15:28,178
‫ریپل-چان؟

252
00:15:29,179 --> 00:15:30,180
‫کوزه سنسه.

253
00:15:32,182 --> 00:15:35,102
‫با لیثیا همکاری نمی‌کنید؟

254
00:15:36,186 --> 00:15:39,148
‫بعد از اومدن سربازهای ژنرال ششم،

255
00:15:39,148 --> 00:15:42,109
‫افرادی از لیثیا برای تحقیق و بازجویی اومدن.

256
00:15:42,192 --> 00:15:47,156
‫گفتن اگه کمکشون کنیم، به کلیسامون کمک مالی می‌کنن.

257
00:15:48,115 --> 00:15:50,159
‫من نمی‌تونم بجنگم، ولی شما می‌تونید، کوزه سنسه.

258
00:15:50,159 --> 00:15:53,120
‫شما خیلی قوی هستید، کوزه سنسه.

259
00:15:54,163 --> 00:15:56,081
‫که اینطور.

260
00:15:56,081 --> 00:15:58,208
‫می‌دونستم تو رو رنجوندم.

261
00:15:58,208 --> 00:16:00,127
‫کوزه سنسه؟

262
00:16:00,169 --> 00:16:02,129
‫ولی متأسفم، ریپل-چان.

263
00:16:03,130 --> 00:16:05,090
‫نمی‌تونم بهت کمک کنم.

264
00:16:05,090 --> 00:16:07,134
‫کمک کردن از این طریق، مشکل‌گشا نیست.

265
00:16:07,176 --> 00:16:09,136
‫واقعاً متأسفم.

266
00:16:09,136 --> 00:16:10,179
‫هان؟

267
00:16:17,144 --> 00:16:19,146
‫صبر کنید! لطفاً اون رو نکشید!

268
00:16:19,146 --> 00:16:21,106
‫جلوی مسیر تیری!

269
00:16:21,106 --> 00:16:23,150
‫اون مرد دستش با آورتیا تو یه کاسه‌ست!

270
00:16:24,193 --> 00:16:28,113
‫گمونم باید از ژنرال ششم و روش‌های خنده‌دار و بی‌خودش بابت این تشکر کنم.

271
00:16:30,157 --> 00:16:33,118
‫دنیا واقعاً جای مخاطره‌آمیزی‌ـه.

272
00:16:33,118 --> 00:16:36,080
‫افرادی که همراهتن تاجر نیستن،‌ مگه نه؟

273
00:16:36,080 --> 00:16:37,164
‫کوزه فاجعه فانی!

274
00:16:43,128 --> 00:16:44,129
‫خوب دفاع می‌کنه.

275
00:16:44,129 --> 00:16:45,172
‫بیخیال زنده گرفتنش شو.

276
00:16:45,172 --> 00:16:46,173
‫مفهوم شد.

277
00:16:49,134 --> 00:16:52,137
‫التماست می‌کنم، نکششون.

278
00:16:55,099 --> 00:16:56,141
‫توی مشتمی!

279
00:17:05,150 --> 00:17:08,195
‫مگه بهت نگفتم نکشیشون.

280
00:17:08,195 --> 00:17:09,196
‫سم؟

281
00:17:09,196 --> 00:17:11,115
‫شاید یه سلاح مخفی باشه.

282
00:17:11,115 --> 00:17:12,157
‫فاصله‌تون رو حفظ کنید و بهش شلیک کنید!

283
00:17:25,170 --> 00:17:27,214
‫ا ـ این یارو دیگه کیه؟

284
00:17:29,133 --> 00:17:31,135
‫هیچوقت تاحالا یاد نگرفتی؟

285
00:17:31,135 --> 00:17:34,179
‫وقتی بچه بودی، توی کلیسا بهت یاد ندادن؟

286
00:17:34,179 --> 00:17:36,181
‫اگه خطایی ازت سر بزنه،

287
00:17:36,181 --> 00:17:39,143
‫فرشته تنبیهت می‌کنه.

288
00:17:54,283 --> 00:17:57,244
‫متأسفم، کوزه سنسه.

289
00:17:57,244 --> 00:17:59,288
‫هـ ـ هیچ فکر نمی‌کردم بخوان شما رو بکشن.

290
00:18:00,247 --> 00:18:02,249
‫می‌دونم.

291
00:18:02,249 --> 00:18:04,293
‫تو هیچ کار بدی نکردی، ریپل-چان.

292
00:18:05,252 --> 00:18:07,254
‫مـ ـ متأسفم.

293
00:18:07,254 --> 00:18:10,215
‫ریپل-چان، می‌تونی شکمت رو بهم نشون بدی؟

294
00:18:13,886 --> 00:18:16,847
‫خیال می‌کردم اگه بتونم همه رو خوشحال کنم،

295
00:18:16,889 --> 00:18:19,850
‫منم مثل شما می‌شم.

296
00:18:20,851 --> 00:18:22,853
‫ریپل-چان، ببخشید.

297
00:18:23,854 --> 00:18:24,897
‫منم که باید عذر بخوام.

298
00:18:36,408 --> 00:18:39,411
‫وقتی مردی، یه فرشته دیدی؟

299
00:18:39,411 --> 00:18:40,454
‫فرشته؟

300
00:18:40,454 --> 00:18:42,498
‫به‌نظرم این چیزها رو یه‌نفر از خودش درآورده.

301
00:18:43,457 --> 00:18:44,458
‫خب،

302
00:18:44,458 --> 00:18:46,460
‫منم همین فکرو می‌کنم.

303
00:18:48,420 --> 00:18:50,464
‫با این‌حال، فرشته‌ها وجود دارن.

304
00:19:00,474 --> 00:19:03,519
‫می‌دونی،‌ به‌نظرم فرشته‌ها هم تنهان.

305
00:19:09,900 --> 00:19:10,985
‫یه فرشته می‌دیدی؟

306
00:19:12,945 --> 00:19:13,988
‫احتمالاً.

307
00:19:14,989 --> 00:19:17,992
‫یا شاید اون فرشته داره من رو می‌بینه.

308
00:19:17,992 --> 00:19:21,954
‫برای همین هرکسی رو که سعی کنه من رو بکشه، می‌کشه.

309
00:19:22,997 --> 00:19:24,915
‫اسمش چیه؟

310
00:19:24,957 --> 00:19:25,958
‫اسمش؟

311
00:19:25,958 --> 00:19:27,918
‫اسم فرشته‌ات.

312
00:19:27,960 --> 00:19:29,003
‫درسته.

313
00:19:29,003 --> 00:19:31,922
‫تابه‌حال به کسی نگفتم.

314
00:19:31,964 --> 00:19:33,007
‫حتی به ریپل-چان.

315
00:19:33,924 --> 00:19:34,925
‫ولی می‌دونم چیه.

316
00:19:34,925 --> 00:19:35,968
‫اسمش...

317
00:19:37,928 --> 00:19:39,972
‫او کسی است که در این دنیا از چشمان همه،

318
00:19:39,972 --> 00:19:43,892
‫‌جز یک‌نفر پنهان است.

319
00:19:43,976 --> 00:19:47,938
‫کسی که از هرگونه خطایی مصون است،

320
00:19:47,938 --> 00:19:50,941
‫یک وجدان غیرجسمانی.

321
00:19:51,942 --> 00:19:54,903
‫کسی که، از بدو پیدایش دنیا،

322
00:19:54,903 --> 00:19:57,990
‫از اختیار مطلقِ پایان دادن زندگی برخوردار است.

323
00:19:58,949 --> 00:20:00,909
‫اما در خاموشی سر می‌رسد،

324
00:20:00,909 --> 00:20:03,203
‫و همه‌چیز را بدون حتی یک‌بار دیده شدن، می‌گیرد.

325
00:20:07,416 --> 00:20:09,418
‫اسم فرشته‌م...

326
00:20:11,462 --> 00:20:13,464
‫او یک زخم‌زن است. یک فرشته.

327
00:20:13,464 --> 00:20:16,383
‫او ناستیک خواننده خاموش است.

