﻿1
00:00:08,425 --> 00:00:10,427
‫پادشاه شیاطین حقیقی از بین رفته.

2
00:00:12,178 --> 00:00:13,263
‫توسط شخصی شکست خورد.

3
00:00:14,222 --> 00:00:16,224
‫تا به امروز،

4
00:00:16,266 --> 00:00:19,269
‫نام و وجود اون یگانه قهرمان در هاله‌ای از ابهام‌ـه.

5
00:00:20,186 --> 00:00:22,272
‫اکنون که روزگار وحشت به پایان رسیده،

6
00:00:23,189 --> 00:00:26,234
‫اون شخص بایستی انتخاب بشه.

7
00:01:51,819 --> 00:01:53,905
‫لیثیا شاهزاده‌نشین جدید

8
00:02:06,876 --> 00:02:08,878
‫مینیا
‫تارنِ‌ محفوظ

9
00:02:09,879 --> 00:02:10,880
‫تارن-ساما!

10
00:02:11,839 --> 00:02:12,882
‫هوم؟

11
00:02:14,926 --> 00:02:16,844
‫چی می‌خوای، پسر جون؟

12
00:02:17,845 --> 00:02:19,847
‫شرمنده ولی نمی‌تونم هیچ آب‌نباتی بهت بدم.

13
00:02:19,889 --> 00:02:23,893
‫پدرم می‌گه شما همیشه خیلی بهش کمک می‌کنید.

14
00:02:23,935 --> 00:02:27,855
‫می‌گه مشتری‌هاش بیشتر شدن،
‫برای همین می‌خواستم ازتون تشکر کنم.

15
00:02:27,855 --> 00:02:28,856
‫هوم.

16
00:02:28,898 --> 00:02:29,899
‫عجب.

17
00:02:30,900 --> 00:02:35,863
‫اما این‌طور نیست که من شخصاً کمکی به پدرت کرده باشم.

18
00:02:35,863 --> 00:02:41,869
‫طرح نقشه‌هایی برای تضمین اینکه
‫ساکنین لیثیا در رنج به سر نمی‌برن شغل منه.

19
00:02:41,911 --> 00:02:42,912
‫واقعاً؟

20
00:02:43,830 --> 00:02:44,831
‫آره.

21
00:02:44,831 --> 00:02:47,875
‫درست مثل هر روز هفته باز کردن مغازه که شغل پدر توـه.

22
00:02:48,835 --> 00:02:50,878
‫اگه می‌خوای از کسی تشکر کنی، از پدرت تشکر کن.

23
00:02:51,838 --> 00:02:53,923
‫چـ ـ چیزه، ولی دست‌سازه‌ها...

24
00:02:54,882 --> 00:02:56,926
‫توی باشگاه بچه‌ها دست‌سازه‌ها رو یاد گرفتم.

25
00:02:58,886 --> 00:03:01,889
‫برای همین این رو واسه شما درست کردم، تارن-ساما.

26
00:03:02,849 --> 00:03:04,851
‫برای گذاشتن کش موهام عالیه.

27
00:03:04,892 --> 00:03:06,894
‫به خوبی ازش استفاده می‌کنم.

28
00:03:08,896 --> 00:03:10,857
‫با جدیت درس بخون، پسر جون.

29
00:03:10,857 --> 00:03:13,901
‫یه شهروند لیثیائی شایسته مثل پدرت شو.

30
00:03:13,901 --> 00:03:14,902
‫چشم!

31
00:03:25,371 --> 00:03:26,372
‫تارنِ محفوظ،

32
00:03:27,040 --> 00:03:29,041
‫اون یه نخبه‌ی ممتاز بود،

33
00:03:29,041 --> 00:03:32,044
‫و علاوه بر ادبیات و هنرهای رزمی، در امور سیاسی هم سررشته داشت.

34
00:03:32,086 --> 00:03:36,132
‫وقتی پادشاه شیاطین حقیقی جان سپرد،
‫از آورتیا اعلام استقلال کرد.

35
00:03:37,091 --> 00:03:40,052
‫اون که هم‌اکنون به‌عنوان پادشاه شیاطین خودخوانده شناخته می‌شه،

36
00:03:40,052 --> 00:03:42,054
‫نیروی نظامی خودش رو در اختیار داره،

37
00:03:43,014 --> 00:03:45,057
‫و داره برای جنگ با آورتیا آماده می‌شه.

38
00:03:46,058 --> 00:03:47,059
‫قسمت سوم

39
00:03:47,059 --> 00:03:50,062
‫داکای زاغی و رگنجی بال‌های غروب

40
00:03:52,064 --> 00:03:54,108
‫دژ مرکزی لیثیا

41
00:03:58,112 --> 00:04:01,032
‫جنگ با آورتیا در پیشه.

42
00:04:01,073 --> 00:04:03,117
‫باید فوراً تمهیدات لازم رو به عمل بیارم.

43
00:04:04,076 --> 00:04:06,120
‫این فرصتِ پیروزی رو به‌هیچ‌وجه از دست نمی‌دم.

44
00:04:19,091 --> 00:04:21,052
‫داکای،

45
00:04:21,052 --> 00:04:22,053
‫می‌دونم برگشتی.

46
00:04:22,094 --> 00:04:23,137
‫جل الخالق!

47
00:04:25,014 --> 00:04:26,098
‫از کجا فهمیدی؟

48
00:04:26,140 --> 00:04:28,100
‫صرفاً یه حدس بود.

49
00:04:29,018 --> 00:04:32,104
‫هردفعه که به دفتر برمی‌گردم این رو می‌گم.

50
00:04:32,104 --> 00:04:36,025
‫حالا که تونستم اون واکنشت ببینم،
‫گمونم ارزششو داشت.

51
00:04:36,108 --> 00:04:38,069
‫امان از دست تو،

52
00:04:38,110 --> 00:04:39,111
‫تارن-چان.

53
00:04:40,071 --> 00:04:43,074
‫چیزی رو که خواسته بودم از ناگان بیاری پیدا کردی؟

54
00:04:43,074 --> 00:04:45,034
‫پیدا نکرده بودم که برنمی‌گشتم.

55
00:04:47,119 --> 00:04:48,120
‫هوم.

56
00:04:48,120 --> 00:04:50,122
‫خودشه، نه؟

57
00:04:50,122 --> 00:04:53,084
‫بدون شک. ستاره سرد.

58
00:04:54,085 --> 00:04:57,088
‫نبوغت واقعاً‌ فوق‌العاده‌ست، داکای.

59
00:04:58,047 --> 00:05:00,091
‫خب، حالا چی هست؟

60
00:05:01,050 --> 00:05:05,096
‫یه شیء جادویی که پیش از دوره‌ی
‫پادشاه شیاطین حقیقی توی اسناد ثبت شده.

61
00:05:06,055 --> 00:05:08,099
‫حدسم این بود که پادشاه شیاطین خودخوانده کیازونا،

62
00:05:08,099 --> 00:05:11,060
‫برای نیرو بخشیدن به هزارتوی عظیم ازش استفاده می‌کرده.

63
00:05:11,060 --> 00:05:12,103
‫مثل اینکه حدسم درست بود.

64
00:05:13,020 --> 00:05:14,105
‫بعد از عبور از بلور مرکزی،

65
00:05:14,105 --> 00:05:18,109
‫نور خورشید تبدیل به نور منفجره شده که
‫حتی می‌تونسته یه شهر رو بمباران کنه.

66
00:05:20,027 --> 00:05:21,028
‫چه خطری.

67
00:05:21,070 --> 00:05:25,074
‫هیچ‌یک از چیزهایی که از جهان دوردست بیرون
‫انداخته شدن، طبع مسالمت‌آمیزی ندارن.

68
00:05:25,074 --> 00:05:27,034
‫شمشیرهای طلسم‌شده و اشیای جادویی...

69
00:05:27,076 --> 00:05:29,120
‫موجودات ناهنجاری که در جهان دوردست،

70
00:05:29,120 --> 00:05:32,081
‫جایی ندارن، به دنیای ما قدم می‌ذارن.

71
00:05:33,040 --> 00:05:34,083
‫من رو می‌گی؟

72
00:05:34,083 --> 00:05:37,128
‫تو که مطمئناً خودت رو یه موجود مسالمت‌آمیز درنظر نمی‌گیری؟

73
00:05:38,087 --> 00:05:39,088
‫یا دست کم اون شمشیر رو.

74
00:05:40,089 --> 00:05:43,050
‫تیغه‌ جادویی رازوکورت، که از این جهت که توی هر حمله‌ای،

75
00:05:43,050 --> 00:05:45,094
‫ابتکار عمل رو به دست می‌گیره به خودش می‌باله.

76
00:05:45,136 --> 00:05:48,055
‫اون هم از جهان دوردست بیرون انداخته شده، مگه نه؟

77
00:05:48,097 --> 00:05:49,098
‫احتمالاً.

78
00:05:49,140 --> 00:05:52,059
‫اشیای جادویی دیگه غیر از ستاره سرد چی؟

79
00:05:53,060 --> 00:05:54,103
‫وقت کردی دنبال اون‌ها هم بگردی؟

80
00:05:55,062 --> 00:05:56,063
‫آره.

81
00:05:56,063 --> 00:05:59,025
‫ولی چیز باارزش دیگه‌ای به چشمم نخورد.

82
00:05:59,066 --> 00:06:00,067
‫مشکلی نیست.

83
00:06:00,067 --> 00:06:04,030
‫ستاره سرد تنها چیزیه که بهش نیاز داشتم.

84
00:06:04,071 --> 00:06:07,074
‫آه، پس اشکالی نداره که گولم دانجن رو با خودم نیاوردم؟

85
00:06:08,034 --> 00:06:09,118
‫نمی‌دونم کی شکستش داده،

86
00:06:09,118 --> 00:06:11,120
‫ولی چرخ‌دنده‌ی مهمی به‌نظر می‌اومد.

87
00:06:11,120 --> 00:06:14,040
‫اون پادشاهان شیاطین خودخوانده دست همدیگه رو از پشت بستن.

88
00:06:14,123 --> 00:06:17,084
‫خیال می‌کردم تو شکستش دادی.

89
00:06:18,044 --> 00:06:21,047
‫خب، این یعنی فرد دیگه‌ای هم به قدرتمندی من وجود داره.

90
00:06:21,047 --> 00:06:22,048
‫یه گوشه از این دنیا.

91
00:06:23,132 --> 00:06:26,052
‫مُهر توی شونه‌ی راستش بود.

92
00:06:26,052 --> 00:06:27,053
‫درست می‌گم؟

93
00:06:27,136 --> 00:06:30,056
‫هنوز خبر دقیقی به گوشم نرسیده.

94
00:06:30,097 --> 00:06:33,059
‫آورتیا بقایا رو جمع‌آوری کرده.

95
00:06:34,018 --> 00:06:35,061
‫حیف شد که.

96
00:06:35,061 --> 00:06:38,064
‫دوست داشتم ببینم که از اون شمشیر استفاده می‌کنی.

97
00:06:38,064 --> 00:06:40,107
‫انتظاراتتم ازم خیلی بالاست.

98
00:06:40,107 --> 00:06:42,068
‫من که شمشیرزن نیستم.

99
00:06:42,068 --> 00:06:45,112
‫اما، حالا که شی‌ء جادویی‌ای که می‌خواستم رو به‌دست آوردی،

100
00:06:45,112 --> 00:06:48,074
‫باید کار دیگه‌ای بهت محول کنم.

101
00:06:49,033 --> 00:06:50,076
‫الان نزدیک دو ماهه که،

102
00:06:50,076 --> 00:06:53,079
‫کاروان‌های تجاری که به لیثیا
‫رفت‌وآمد دارن مورد حمله قرار می‌گیرن.

103
00:06:54,080 --> 00:06:56,123
‫احتمالاً کار راهزن‌هاییه که آورتیا فرستاده.

104
00:06:57,083 --> 00:06:58,083
‫درموردش شنیدم.

105
00:06:58,083 --> 00:07:01,128
‫اما مگه وظیفه‌ی محافظت از آسمون‌های لیثیا به‌عهده‌ی رگنجی نیست؟

106
00:07:02,046 --> 00:07:04,048
‫یه‌مشت راهزن نباید هیچ خطری داشته باشن.

107
00:07:04,131 --> 00:07:07,134
‫اگه محموله‌مون رو در راه لیثیا بدزدن،

108
00:07:08,052 --> 00:07:10,095
‫دراین‌صورت حتی یه ارتش از وایورن‌ها هم نمی‌تونن بهمون کمک کنن.

109
00:07:10,095 --> 00:07:13,057
‫این راهزن‌هایی که مدام اطراف لیثیا سروکله‌شون پیدا می‌شه،

110
00:07:13,057 --> 00:07:14,141
‫مشکل دیگه‌ای به‌وجود میارن.

111
00:07:16,101 --> 00:07:18,103
‫یه مشکل بزرگ؟

112
00:07:19,063 --> 00:07:23,108
‫دشمن با استفاده از این راهزن‌ها
‫اقدامات‌مون رو زیر نظر داره.

113
00:07:24,068 --> 00:07:27,029
‫مثلاً‌ زمانی که رهگیری وایورن‌ها کمی به تأخیر بیفته،

114
00:07:27,071 --> 00:07:30,032
‫یا زمانی که یه محموله‌ی مهم جابه‌جا می‌شه.

115
00:07:30,032 --> 00:07:35,037
‫پس لب کلامت اینه که فکر می‌کنی یه‌نفر
‫داره این اطلاعات رو بهشون لو می‌ده؟

116
00:07:35,037 --> 00:07:36,080
‫آره.

117
00:07:36,080 --> 00:07:39,083
‫کسی رو که برای آورتیا خبرچینی می‌کنه پیدا و دستگیرش کن.

118
00:07:39,124 --> 00:07:42,127
‫می‌تونی از اون شمشیرت به نحو احسن استفاده کنی.

119
00:07:43,045 --> 00:07:46,048
‫به نحو احسن استفاده کنم...

120
00:07:47,049 --> 00:07:50,094
‫خیال می‌کردم بهت گفتم که یه شمشیرزن نیستم.

121
00:08:06,026 --> 00:08:07,111
‫بعدش، این خبر رو به آورتیا برسون-

122
00:08:07,111 --> 00:08:09,113
‫-آقایون، یه‌لحظه وقت دارید؟
‫-هان؟

123
00:08:14,076 --> 00:08:15,119
‫البته، چه امری داشتید؟

124
00:08:16,036 --> 00:08:17,079
‫اگه گوشت دودی می‌خواید-

125
00:08:17,121 --> 00:08:20,124
‫چندتا راهزن یه‌راست اومدن جلوی شهر.

126
00:08:21,083 --> 00:08:23,127
‫برای فرستادن جاسوس بود؟

127
00:08:25,045 --> 00:08:28,132
‫شما که دنبال نقاط ضعف سیستم دفاع هوایی ما نبودید، مگه نه؟

128
00:08:29,091 --> 00:08:32,052
‫در بحبوحه‌ی بلبشو، از یه تاجر خواستید که شما رو برسونه،

129
00:08:32,052 --> 00:08:34,096
‫و مستقیم به لیثیا نفوذ کردین.

130
00:08:34,096 --> 00:08:38,100
‫خودتون رو تاجرهایی جا زدید که از
‫جای دیگه‌ای می‌اومدن و بهشون حمله شده.

131
00:08:40,102 --> 00:08:45,065
‫آه، اگه خودتون رو تاجر معرفی می‌کنید،
‫پس گمونم بیشتر از این‌ها باشید.

132
00:08:45,107 --> 00:08:50,070
‫حدسم اینه که یه‌سری‌هام جاسوسی ساختمان فرماندهی رو می‌کنن.

133
00:08:53,032 --> 00:08:54,033
‫اوه؟

134
00:09:03,125 --> 00:09:05,044
‫چهار تیرانداز.

135
00:09:05,044 --> 00:09:07,046
‫سه‌تای دیگه قایم شدن.

136
00:09:07,087 --> 00:09:09,048
‫سرجمع می‌شن هفت‌نفر.

137
00:09:11,050 --> 00:09:14,094
‫به دام انداختنِ دشمن...
‫یه منطقه‌ی جغرافیایی مناسب برای تک‌تیراندازی...

138
00:09:14,094 --> 00:09:16,096
‫اینام دژشون این‌مدلی‌ـه؟

139
00:09:16,096 --> 00:09:17,097
‫می‌دونستم.

140
00:09:24,021 --> 00:09:26,106
‫سرویس مخفی آورتیا، ها؟

141
00:09:26,106 --> 00:09:28,025
‫کارتون درسته.

142
00:09:35,032 --> 00:09:36,075
‫چهار شلیک تا اینجای کار.

143
00:09:36,075 --> 00:09:38,118
‫همه‌ی تیراندازها دارن خشاب اسلحه‌هاشون رو پر می‌کنن.

144
00:09:53,133 --> 00:09:55,094
‫خب، دیگه کی مونده؟

145
00:09:56,053 --> 00:09:58,055
‫یک، دو، و سه تای دیگه.

146
00:09:58,055 --> 00:09:59,098
‫پنج‌تا؟

147
00:10:02,059 --> 00:10:03,060
‫می‌مونه چهارتا.

148
00:10:10,109 --> 00:10:12,069
‫حتی فکر فرار هم به سرت نزنه.

149
00:10:12,111 --> 00:10:13,112
‫نمی‌تونی.

150
00:10:14,071 --> 00:10:18,033
‫اگه ترتیب شما دوتا رو هم بدم، فقط یه‌نفر می‌مونه.

151
00:10:19,118 --> 00:10:22,079
‫نظرتون چیه؟ باید هردوتون رو بکشم؟

152
00:10:23,122 --> 00:10:24,123
‫من تسلیم می‌شم.

153
00:10:25,040 --> 00:10:26,124
‫اگه قراره رحم کنی، بذار زنده بمونه.

154
00:10:27,042 --> 00:10:28,043
‫و ـ‌ ولی...

155
00:10:28,043 --> 00:10:31,046
‫تو حریف این شمشیرزن نمی‌شی. این یارو-

156
00:10:34,091 --> 00:10:39,096
‫سعی دارید با اتلاف وقت و التماس برای
‫نجات جونتون، واسه رفیق‌تون که هنوز داخله زمان بخرید؟

157
00:10:39,096 --> 00:10:42,057
‫با این حقه‌ها آشنام.

158
00:10:44,059 --> 00:10:47,062
‫هیچ دلیلی نداره که بذارم اون هم زنده بمونه.

159
00:10:47,145 --> 00:10:50,065
‫همه‌چیز روی این چند برگ کاغذ ثبت شده، درسته؟

160
00:10:51,024 --> 00:10:53,068
‫از اون یارو که تازه کشتمش دزدیدمش.

161
00:10:53,068 --> 00:10:55,028
‫مـ ـ مقاومت نمی‌کنم!

162
00:10:55,028 --> 00:10:57,114
‫پس خواهشاً، به‌عنوان یه شمشیرزن رحم کن!

163
00:10:58,031 --> 00:10:59,074
‫نه، راه نداره.

164
00:11:04,079 --> 00:11:06,123
‫چون‌ من یه شمشیرزن نیستم.

165
00:11:07,082 --> 00:11:08,125
‫یه سارقم.

166
00:11:12,087 --> 00:11:14,047
‫داکایِ زاغی.

167
00:11:14,089 --> 00:11:18,051
‫یه موجود ناهنجار که جایی توی جهان دوردست نداره.

168
00:11:18,093 --> 00:11:22,055
‫یه بازدیدکننده که وارد این دنیا شده...

169
00:11:22,097 --> 00:11:26,059
‫اون کسی‌ـه که می‌تونه با هوشیاری
‫حتی جلوی سرعت گلوله‌ها رو هم بگیره،

170
00:11:26,059 --> 00:11:29,104
‫و دید فوق‌العاده قوی و یه شمشیر طلسم‌شده داره.

171
00:11:30,063 --> 00:11:33,108
‫کسی که از قدرت بینش عمیقی بهره‌منده،

172
00:11:34,026 --> 00:11:36,111
‫تا به تنهایی هزارتوهای نفوذناپذیری رو تسخیر کنه.

173
00:11:37,070 --> 00:11:40,073
‫کسی که در بحرانی‌ترین لحظات غارت می‌کنه،

174
00:11:40,073 --> 00:11:44,119
‫و انگشت‌هایی با حدأکثر دقت و سرعت خدادادی داره.

175
00:11:45,078 --> 00:11:48,040
‫با بی‌اعتنایی لجام‌گسیخته نسبت به قانون،

176
00:11:48,040 --> 00:11:51,126
‫آن‌سوی مرزهای دنیای خودش سرقت می‌کنه.

177
00:11:58,133 --> 00:12:01,053
‫خب، حالا چیکار می‌کنی،

178
00:12:01,094 --> 00:12:02,095
‫آورتیا؟

179
00:12:03,055 --> 00:12:07,142
‫اون یه سارقه. یه مینیا.
‫اون داکایِ زاغی‌ـه.

180
00:12:32,042 --> 00:12:34,044
‫همه‌ی افراد، به صف شید.

181
00:12:34,086 --> 00:12:35,087
‫به من نگاه کنید.

182
00:12:38,090 --> 00:12:40,050
‫بی‌معطلی بهتون می‌گم.

183
00:12:40,050 --> 00:12:42,094
‫ما اینجائیم تا حکم مرگ یه موجود فاسد رو اجرا کنیم.

184
00:12:43,053 --> 00:12:47,057
‫احتمالاً‌ درمورد اون شهروند لیثیائی که امروز گم شد، شنیدید.

185
00:12:47,099 --> 00:12:49,101
‫یه بچه‌ی مینیان.

186
00:12:49,101 --> 00:12:51,103
‫نُه‌ساله. یه دختر بچه.

187
00:12:52,020 --> 00:12:54,106
‫احتمال می‌دم یکی از شما چیزی درموردش می‌دونه.

188
00:12:57,067 --> 00:12:59,027
‫درسته!

189
00:12:59,027 --> 00:13:02,072
‫کار معاون فرمانده لوکوِل از واحد چریکی شرقی بود!

190
00:13:02,072 --> 00:13:04,032
‫ا ـ‌ اون یه بچه رو خورد!

191
00:13:04,116 --> 00:13:06,076
‫مـ ـ من خودم دیدمش.

192
00:13:07,035 --> 00:13:08,078
‫حقیقت داره!

193
00:13:14,042 --> 00:13:18,046
‫ما بیشتر از حد لازم غذا دریافت می‌کنیم،

194
00:13:18,046 --> 00:13:21,091
‫و درعوض موظفیم از شهروندهای لیثیا محافظت کنیم.

195
00:13:21,091 --> 00:13:23,051
‫قرارمون اینه.

196
00:13:24,094 --> 00:13:26,096
‫بذارید به زبون ساده بهتون بگم، احمق‌ها.

197
00:13:27,055 --> 00:13:29,015
‫خوردنِ شهروندهای لیثیا،

198
00:13:29,057 --> 00:13:32,102
‫و از دست دادن اعتماد تارنِ محفوظ،

199
00:13:32,102 --> 00:13:38,024
‫یه اقدام خیانت‌آمیز شنیع و ناگواره که
‫منجر به تلف شدن تمام گروه‌مون از گرسنگی می‌شه!

200
00:13:38,108 --> 00:13:41,111
‫معاون فرمانده لوکوِل از واحد چریکی شرقی.

201
00:13:42,070 --> 00:13:44,030
‫برای دفاع از خودت چیزی داری بگی؟

202
00:13:47,075 --> 00:13:49,119
‫باورم نمی‌شه لوکوِل همچین کاری کرده.

203
00:13:53,039 --> 00:13:55,083
‫از رگنجی به باد لیثیا.

204
00:13:55,083 --> 00:13:57,085
‫دیسک آینه‌ی وارونه. خورشید رشته‌ای!

205
00:13:57,127 --> 00:13:58,128
‫بدرخش!

206
00:14:02,132 --> 00:14:04,092
‫چرا من؟

207
00:14:04,092 --> 00:14:06,094
‫فکر کردی می‌تونی سرم رو شیره بمالی؟

208
00:14:07,053 --> 00:14:08,096
‫آشغال!

209
00:14:10,056 --> 00:14:13,143
‫خوب چشماتو باز کن! ببین چه بلایی سر کسایی که از قوانین تخطی می‌کنن میاد!

210
00:14:16,062 --> 00:14:21,109
‫ بلا استثناء هر آشغالی که شهروندهای لیثیا رو بخوره، محکوم به مرگ می‌شه!

211
00:14:21,109 --> 00:14:24,070
‫محکوم به مرگ می‌شه، محکوم به مرگ!

212
00:14:27,073 --> 00:14:32,078
‫سال پیش... این آشغال سال پیش به گروه‌مون ملحق شد.

213
00:14:32,078 --> 00:14:34,080
‫درست تربیتش نکردم.

214
00:14:34,122 --> 00:14:38,084
‫تمام اون‌هایی که باهاش هم‌دوره بودن،
‫گزارشِ تجدید آمادگی می‌دن.

215
00:14:38,084 --> 00:14:40,086
‫هیچکس حق نداره دوباره قوانین رو دور بزنه.

216
00:14:40,128 --> 00:14:42,088
‫دیگه نباید تکرار شه!

217
00:14:53,016 --> 00:14:55,060
‫من گله‌ی اون آشغال‌ها رو رهبری می‌کنم.

218
00:14:55,101 --> 00:14:58,104
‫باید یه سروگردن از هر وایورن‌ دیگه‌ای بالاتر باشم.

219
00:14:59,064 --> 00:15:01,107
‫از گله فرار نمی‌کنم.

220
00:15:14,120 --> 00:15:17,040
‫کسانی که واقعاً قوی‌ان، دیگران رو رهبری می‌کنن.

221
00:15:17,123 --> 00:15:21,086
‫مسئولیت جان هرچند افرادی رو که بتونن گردن می‌گیرن.

222
00:15:33,098 --> 00:15:35,058
‫امروز هوا آفتابی‌ـه.

223
00:15:35,100 --> 00:15:39,104
‫رگنجی صبح زود رفت و هنوز برنگشته.

224
00:15:39,521 --> 00:15:40,438
‫جدیداً به‌نظر خیلی سرش شلوغه.

225
00:15:41,398 --> 00:15:43,358
‫زیرلب داری چی ور ور می‌کنی؟

226
00:15:44,359 --> 00:15:45,402
‫رگنجی؟

227
00:15:45,402 --> 00:15:47,362
‫آره، خودمم.

228
00:15:47,445 --> 00:15:49,406
‫امروز هم اعزام شدید؟

229
00:15:49,447 --> 00:15:52,450
‫تازه از تعقیب چندتا راهزن آشغال برگشتم.

230
00:15:52,450 --> 00:15:55,412
‫وقت ندارم مثل تو هر روزمو به یللی تللی بگذرونم.

231
00:15:56,413 --> 00:15:57,455
‫داشتم یه خاطره می‌نوشتم.

232
00:15:58,373 --> 00:16:03,420
‫شنیدم اشراف‌زاده‌هایی که نوشتن بلدن،
‫هر روز توی کتاب‌هایی مثل این وقایع اون‌ روزشون رو ثبت می‌کنن.

233
00:16:03,420 --> 00:16:09,384
‫اگه منم این‌کارو بکنم، همیشه حرف‌هامون رو یادم می‌مونه.

234
00:16:10,385 --> 00:16:12,387
‫چرت‌وپرت نگو.

235
00:16:12,387 --> 00:16:15,390
‫با دو چشم نابینا چطوری می‌خوای بنویسی؟

236
00:16:17,350 --> 00:16:19,394
‫این چالشی‌ـه که اخیراً ازش لذت می‌برم.

237
00:16:27,861 --> 00:16:29,863
‫-اوه.
‫-بهم دست نزن.

238
00:16:30,905 --> 00:16:32,907
‫حتی نمی‌تونم غافلگیرت کنم، نه؟

239
00:16:32,907 --> 00:16:33,950
‫یه جغله مثل تو؟

240
00:16:34,868 --> 00:16:38,872
‫تو حتی اگه یه عمر هم تلاش می‌کردی، هیچوقت نمی‌تونستی بهم دست بزنی.

241
00:16:38,913 --> 00:16:40,957
‫شاید حق با تو باشه.

242
00:16:41,875 --> 00:16:43,918
‫باید دنبال راه دیگه‌ای باشم.

243
00:16:47,922 --> 00:16:50,925
‫رگنجی، بودن در لیثیا رو دوست داری؟

244
00:16:50,925 --> 00:16:52,927
‫خودت چی؟

245
00:16:52,927 --> 00:16:54,888
‫حتی نمی‌تونی ببینیش.

246
00:16:54,929 --> 00:16:55,889
‫دوستش دارم.

247
00:16:55,930 --> 00:16:57,891
‫زیباست.

248
00:16:57,891 --> 00:16:58,933
‫چه احمقانه.

249
00:16:58,933 --> 00:17:00,894
‫بهت حسودیم می‌شه.

250
00:17:07,859 --> 00:17:09,944
‫امروز نمی‌خوای آواز بخونی؟

251
00:17:10,862 --> 00:17:13,865
‫کلی خواننده‌ی دیگه هستن که
‫بهتر از من آواز می‌خونن.

252
00:17:13,948 --> 00:17:16,868
‫ولی من می‌خوام صدای آواز خوندن تو رو بشنوم.

253
00:17:17,869 --> 00:17:18,870
‫که اینطور؟

254
00:17:30,548 --> 00:17:33,509
‫حتی الان که همه‌چیز تموم شده،

255
00:17:33,509 --> 00:17:38,514
‫شاید هیچکسی هیچ‌کجای دنیا نباشه که،

256
00:17:38,514 --> 00:17:40,558
‫هویت پادشاه شیاطین حقیقی رو درست بدونه.

257
00:17:42,477 --> 00:17:45,521
‫پادشاه شیاطین حقیقی چه کسی بود؟

258
00:17:45,521 --> 00:17:48,483
‫ پادشاه شیاطین حقیقی با زادگاه اون چیکار کرد؟

259
00:17:48,524 --> 00:17:50,568
‫کارته هیچوقت نتونست ببینه.

260
00:17:50,568 --> 00:17:56,574
‫اما بعد از اون وحشت توصیف‌ناپذیر، سوی چشم‌هاش رو از دست داد.

261
00:17:57,533 --> 00:18:03,498
‫با این حال، یک دختر، و یک وایورن تن به جنون ندادن.

262
00:18:03,539 --> 00:18:05,541
‫کارته باور داره.

263
00:18:05,541 --> 00:18:10,546
‫که آهنگ سوررئالی که در تاریکی به گوشش خورد،

264
00:18:10,546 --> 00:18:14,384
‫چیزیه که اون‌ها رو از جنون حفظ کرد.

265
00:18:14,759 --> 00:18:15,802
‫هی، رگنجی.

266
00:18:16,803 --> 00:18:19,722
‫سر لیثیا چی میاد؟

267
00:18:19,764 --> 00:18:21,724
‫خودت چی؟

268
00:18:21,808 --> 00:18:24,811
‫قصد داری همین‌جا توی لیثیا بمونی؟

269
00:18:27,730 --> 00:18:29,774
‫خب مامانم فرمانروای لیثیاست.

270
00:18:32,443 --> 00:18:34,404
‫آره، حق با توـه.

271
00:18:36,280 --> 00:18:37,990
‫بـ ـ‌ بس کن احمق!

272
00:18:38,991 --> 00:18:40,034
‫می‌شه دوباره آواز بخونم؟

273
00:18:40,034 --> 00:18:43,996
‫بفرما. هرکاری می‌خوای بکن.

274
00:18:44,997 --> 00:18:47,041
‫هی، رگنجی، می‌دونی؟

275
00:18:47,542 --> 00:18:50,461
‫کاش می‌شد یه فرشته بودی، رگنجی.

276
00:18:58,678 --> 00:19:00,680
‫اون فرمانروای گروهی‌ـه که آزادانه پرواز می‌کنن،

277
00:19:00,680 --> 00:19:05,685
.‫و حرف اول رو در آسمون بی‌کران دنیا می‌زنن

278
00:19:06,644 --> 00:19:10,648
‫کسی که به یه گله‌ی نترس و کاملاً مطیع فرمان می‌ده،

279
00:19:10,648 --> 00:19:14,652
‫طوری که انگار یه موجود زنده‌ی واحدن.

280
00:19:15,611 --> 00:19:17,697
‫کسی که با هوش جنگی سرشارش،

281
00:19:17,697 --> 00:19:22,660
‫خودش رو قاطعانه در مرکز یه ملت جای داده.

282
00:19:34,172 --> 00:19:39,260
‫اون یه فرمان‌ـه. یه وایورن.
‫اون رگنجی بال‌های غروب‌ـه.

283
00:20:45,368 --> 00:20:47,453
‫آورتیا
‫جایی در حومه شهر

284
00:20:48,454 --> 00:20:50,414
‫وضعیت از این قراره.

285
00:20:51,457 --> 00:20:54,418
‫به محض اینکه تماسی دریافت کردی، راه بیفت.

286
00:20:59,465 --> 00:21:01,467
‫نه، یه‌لحظه صبر کن.

287
00:21:02,426 --> 00:21:05,471
‫من وظیفه دارم یه‌چیزی رو تحویل بدم، نه اینکه کلک کسی رو بکنم.

288
00:21:06,889 --> 00:21:08,891
‫خب، مطمئنم چیزی نمی‌شه.

289
00:21:08,933 --> 00:21:11,894
‫هرچی نباشه، یه فرشته همراهم دارم.

290
00:21:15,940 --> 00:21:16,941
‫بعدی: قسمت 4

291
00:21:16,941 --> 00:21:18,859
‫نیهیلو رم گردبادی و کیا کلام دنیا

