﻿1
00:00:00,167 --> 00:00:01,109
سال ستاره‌ای 2148.

2
00:00:01,209 --> 00:00:03,370
سال ستاره‌ای 2148، جمهوری سن مگنولیا
سال ستاره‌ای 2148.

3
00:00:03,470 --> 00:00:05,997
جمهوری سن مگنولیا تحت حمله شدید لژیون بود،
سال ستاره‌ای 2148، جمهوری سن مگنولیا

4
00:00:05,997 --> 00:00:08,264
ماشین‌های جنگی خودکار و بدون سرنشین
که توسط همسایه شرقی‌شان ساخته شده بودند،

5
00:00:08,288 --> 00:00:09,440
سال ستاره‌ای 2148، جمهوری سن مگنولیا

6
00:00:09,464 --> 00:00:12,661
ماشین‌های جنگی خودکار و بدون سرنشین
که توسط همسایه شرقی‌شان ساخته شده بودند،

7
00:00:12,661 --> 00:00:18,083
و قدرت‌مندترین بخش شمالی قاره،
امپراتوری گیادیان.

8
00:00:18,685 --> 00:00:24,482
برای مقابله با آن‌ها، جمهوری ماشین‌های 
خودکار خودش، جاگرنات‌ها، را توسعه داد.

9
00:00:24,983 --> 00:00:26,609
جاگرنات‌ها تهدید رو مهار کردند،
بدون هیچ خطری برای تلفات.

10
00:00:26,609 --> 00:00:28,111
جاگرنات‌ها تهدید رو مهار کردند،
بدون هیچ خطری برای تلفات.

11
00:00:28,695 --> 00:00:29,988
حداقل، این چیزی بود که به عموم گفته می‌شد.

12
00:00:32,907 --> 00:00:34,701
ستاد فرماندهی نظامی سن مگنولیا

13
00:00:34,743 --> 00:00:39,706
پارا-رید رو فعال کن.
هدف هم‌زمان‌سازی: پردازشگر پلایدز.

14
00:00:43,710 --> 00:00:45,336
چی شده، پلایدز؟

15
00:00:45,336 --> 00:00:46,755
جواب بده!

16
00:00:46,755 --> 00:00:48,298
چی شده؟

17
00:00:48,631 --> 00:00:50,341
هندلر یک به پلایدز!

18
00:00:50,341 --> 00:00:51,359
توقف...

19
00:00:52,135 --> 00:00:53,428
اون مرده!

20
00:01:00,560 --> 00:01:04,105
اما این حقیقت نداشت که هیچ‌کس نمی‌میره.

21
00:01:04,647 --> 00:01:07,942
می‌خواستم اشتباه این کشور رو درست کنم.

22
00:01:08,610 --> 00:01:12,614
این وظیفه‌م به عنوان یه سرباز جمهوری بود.

23
00:01:12,614 --> 00:01:14,866
درد داره...

24
00:01:14,866 --> 00:01:16,826
لعنت به همشون!

25
00:01:16,826 --> 00:01:21,581
لعنتی!

26
00:01:21,615 --> 00:01:22,707
یه روز، من مأمور شدم
فرماندهی اسکادران اسپیرهد رو به عهده بگیرم،

27
00:01:22,707 --> 00:01:26,669
یگان من رو عوض می‌کنید، ژنرال کارلستال؟
یه روز، مأمور شدم فرماندهی اسکادران اسپیرهدو به عهده بگیرم،

28
00:01:26,669 --> 00:01:30,204
یکی از بهترین یگان‌های تشکیل شده از هشتاد و 
شش یگان منو عوض می‌کنید، ژنرال کارلستال؟

29
00:01:30,204 --> 00:01:32,680
یکی از بهترین یگان‌های تشکیل شده از هشتاد و شش.

30
00:01:32,731 --> 00:01:34,926
این یگان از کهنه‌سربازان
تمامی جبهه شرقی تشکیل شده بود.

31
00:01:34,926 --> 00:01:35,936
می‌شه گفت یه یگان نخبه.

32
00:01:36,221 --> 00:01:39,307
اونا زن و مردای جوونی بودن هم‌سن من.

33
00:01:39,307 --> 00:01:42,250
اونجا دارن حسابی خوش می‌گذرونن، نه؟
اونا زن و مردای جوونی بودن هم‌سن من.

34
00:01:42,250 --> 00:01:43,717
اونجا دارن حسابی خوش می‌گذرونن، نه؟

35
00:01:43,759 --> 00:01:45,444
ولی زندگی‌شون خیلی با زندگی ما فرق داشت.

36
00:01:45,444 --> 00:01:47,613
هی، کمکم کن!
ولی زندگی‌شون خیلی با زندگی ما فرق داشت.

37
00:01:47,613 --> 00:01:49,105
ولی زندگی‌شون خیلی با زندگی ما فرق داشت.

38
00:01:49,105 --> 00:01:51,157
دارم میام.
ولی زندگی‌شون خیلی با زندگی ما فرق داشت.

39
00:01:51,210 --> 00:01:52,211
هشتاد و شش.

40
00:01:52,570 --> 00:01:59,263
زن و مردای جوونی که خارج از 85 منطقه 
جمهوری زندگی می‌کردن

41
00:02:02,497 --> 00:02:06,751
روز و شب‌شون رو صرف جنگیدن داخل این 
واحدهای به اصطلاح بدون سرنشین می‌کردن.

42
00:02:10,338 --> 00:02:14,467
تو این نبرد،
قدرت شگفت‌انگیز

43
00:02:14,467 --> 00:02:19,847
فرمانده جنگی اسکادران اسپیرهد، 
آندرتیکر، رو می‌دیدم.

44
00:02:42,495 --> 00:02:45,540
پس این آندرتیکره؟

45
00:02:49,043 --> 00:02:51,879
دو هفته بعد از اینکه هندلرشون شدم،

46
00:02:52,463 --> 00:02:57,969
هر شب با پارا-رید باهاشون حرف 
می‌زدم تا بیشتر بشناسمشون.

47
00:02:59,595 --> 00:03:02,015
یکی از اون‌ها به اسم کای،

48
00:03:02,390 --> 00:03:07,311
چیزی گفت که من رو یاد یه اتفاق
از بچگی‌م انداخت.

49
00:03:09,022 --> 00:03:12,942
چرا این‌قدر به ما اهمیت می‌دی؟

50
00:03:15,862 --> 00:03:17,530
خب...

51
00:03:18,197 --> 00:03:23,286
یه مدت خیلی قبل،
یه پردازشگر توی میدان جنگ نجاتم داد.

52
00:03:23,703 --> 00:03:26,164
اون به من گفت،

53
00:03:26,164 --> 00:03:29,751
ما اعضای جمهوری هستیم.
اینجا به دنیا اومدیم و بزرگ شدیم.

54
00:03:29,751 --> 00:03:33,337
وظیفه شهروند اینه که از کشورش محافظت کنه.
من به این کار افتخار می‌کنم.

55
00:03:33,337 --> 00:03:35,465
به همین دلیل می‌جنگیم.

56
00:03:41,095 --> 00:03:43,681
من باهاشون یه رابطه اعتماد ساخته بودم...

57
00:03:44,766 --> 00:03:46,392
یا حداقل این‌طور فکر می‌کردم.

58
00:03:47,643 --> 00:03:50,480
لئوکوسیا. از سمت چپ می‌زنمش.

59
00:03:50,480 --> 00:03:51,539
پشت من باش.

60
00:03:51,647 --> 00:03:53,524
باشه، کرشبلوت.

61
00:03:55,693 --> 00:03:58,112
نه از اون‌طرف! کرشبلوت!

62
00:03:58,863 --> 00:04:00,573
باتلاق؟ اینجا؟

63
00:04:01,240 --> 00:04:02,249
نمی‌تونم حرکت کنم.

64
00:04:04,702 --> 00:04:05,703
نه.

65
00:04:06,496 --> 00:04:07,914
نمی‌خوام بمیرم.

66
00:04:14,212 --> 00:04:16,172
من باعث مرگ کای شدم.

67
00:04:17,965 --> 00:04:24,180
فکر می‌کردم باهاش مثل یه
 انسان رفتار می‌کنم.

68
00:04:24,514 --> 00:04:27,433
یا چی، فکر کردی وقتی یکی از ما 
می‌میره برامون مهم نیست؟

69
00:04:27,850 --> 00:04:29,810
آره، شاید حق با تو باشه!

70
00:04:29,810 --> 00:04:33,064
به هر حال، ما
آدمای والا مقامی مثل تو نیستیم.

71
00:04:33,064 --> 00:04:35,107
ما خوکیم، کمتر از انسان!

72
00:04:35,107 --> 00:04:36,784
ن-نه! من—

73
00:04:36,784 --> 00:04:39,612
فکر می‌کنی اگه فقط باهامون خوب رفتار کنی
و هر روز باهاشون حرف بزنی،

74
00:04:39,612 --> 00:04:43,491
این یعنی داری با ما مثل انسان 
رفتار می‌کنی، مگه نه؟

75
00:04:43,491 --> 00:04:49,914
تو حتی از ما
اسم واقعی‌مون رو نپرسیدی!

76
00:04:51,999 --> 00:04:54,877
فکر می‌کردم دارم کنار اون‌ها می‌جنگم.

77
00:04:56,629 --> 00:04:59,590
این چیزی بود که فکر می‌کردم،
ولی اشتباه می‌کردم.

78
00:05:03,427 --> 00:05:07,473
اونا حق داشتن. من نمی‌دونستم.

79
00:05:07,848 --> 00:05:11,227
من هیچ‌وقت اسمشون رو نپرسیده بودم.

80
00:05:11,477 --> 00:05:13,354
هنریتا پنروز.

81
00:05:13,354 --> 00:05:15,147
چی؟

82
00:05:15,147 --> 00:05:16,816
این اسم توئه.

83
00:05:17,066 --> 00:05:21,153
اسم تو رو می‌دونم. ما دوستیم.

84
00:05:21,153 --> 00:05:22,697
خب که چی؟

85
00:05:22,989 --> 00:05:25,783
اسم یعنی خودت.

86
00:05:25,783 --> 00:05:28,369
اصلاً بهش فکر نکرده بودم.

87
00:05:28,369 --> 00:05:30,579
نه اونجوری! کرشبلوت!

88
00:05:30,579 --> 00:05:31,872
قبل از اینکه پشیمون شی.

89
00:05:31,872 --> 00:05:33,040
نمی‌خوام بمیرم.

90
00:05:33,457 --> 00:05:35,501
پارا-رِید، فعال شو!

91
00:05:35,876 --> 00:05:37,461
هدف هماهنگ‌سازی:

92
00:05:38,587 --> 00:05:40,089
آندرتیکر!

93
00:05:42,758 --> 00:05:47,179
اینطوری با یه آدم رفتار کردن
غیر قابل بخشش بود.

94
00:05:48,180 --> 00:05:49,432
بزدل.

95
00:05:50,141 --> 00:05:52,226
پس من...

96
00:05:52,476 --> 00:05:56,605
پس لطفاً، اسامی‌تون رو بهم بگید.
اسامی واقعی‌تون!

97
00:06:02,486 --> 00:06:06,240
کرشبلوت، دختری که دیروز مرد،
کائی تانییا بود.

98
00:06:06,866 --> 00:06:09,160
وِره‌ولف، معاون ما، رایدن شوگا است.

99
00:06:09,535 --> 00:06:12,163
خنده‌روباه، تئوتو ریکا است.

100
00:06:12,496 --> 00:06:14,874
جادوگر برفی، آنجو اِما.

101
00:06:15,291 --> 00:06:17,877
تفنگدار، کورنا کوکومیلا.

102
00:06:18,386 --> 00:06:19,420
سگ سیاه...

103
00:06:19,420 --> 00:06:21,380
اونا واحدهای بدون سرنشین نبودن.

104
00:06:21,797 --> 00:06:26,594
اونا انسان بودن، زنده تو این دنیا.

105
00:06:30,723 --> 00:06:33,809
اسمت رو نشنیدم.

106
00:06:34,643 --> 00:06:36,020
شینئی نووزن.

107
00:06:36,020 --> 00:06:37,063
نووزن؟

108
00:06:37,254 --> 00:06:38,314
مشکلی پیش اومده؟

109
00:06:38,314 --> 00:06:42,359
کسی رو به اسم شورئی نووزن می‌شناسی؟

110
00:06:43,235 --> 00:06:47,531
اسم شخصی‌ش دالاهان بود،
و نشانش یه شوالیه بدون سر بود.

111
00:06:56,165 --> 00:06:57,183
اون برادر منه.

112
00:06:58,250 --> 00:06:59,835
سرهنگ میلیزه!

113
00:07:06,217 --> 00:07:14,108
برادر فرمانده اسپیرهد، شین،
در گذشته جان منو نجات داده بود.

114
00:07:16,852 --> 00:07:17,937
حالت خوبه؟

115
00:07:21,148 --> 00:07:24,068
ولی اگه نجنگم، نمی‌تونم زنده بمونم.

116
00:07:24,652 --> 00:07:27,696
پس من نمی‌میرم. نمی‌تونم.

117
00:07:28,489 --> 00:07:33,077
باید برگردم پیش برادرم.

118
00:07:34,537 --> 00:07:36,539
احساس می‌کردم سرنوشته.

119
00:07:36,872 --> 00:07:40,251
ولی بعد یه چیز دیگه فهمیدم.

120
00:07:42,287 --> 00:07:43,454
مامان.

121
00:07:43,454 --> 00:07:44,463
کمکم کن.
مامان.

122
00:07:44,463 --> 00:07:45,472
کمکم کن.

123
00:07:45,481 --> 00:07:46,565
نمی‌خوام بمیرم.

124
00:07:48,634 --> 00:07:50,219
کاپیتان...

125
00:07:50,219 --> 00:07:52,638
اون صداهایی که توی نبرد شنیدم...

126
00:07:53,180 --> 00:07:54,682
چی بودن؟

127
00:07:55,391 --> 00:07:58,561
یه بار، نزدیک بود بمیرم...

128
00:07:59,562 --> 00:08:03,732
در واقع، فکر کنم مرده بودم.

129
00:08:05,317 --> 00:08:06,694
واسه همین می‌تونم صداشون رو بشنوم.

130
00:08:07,194 --> 00:08:12,324
صدای روح‌هایی که مثل من مردن،
ولی هنوز اینجان.

131
00:08:13,284 --> 00:08:18,622
دولت جمهوری پیش‌بینی می‌کنه
جنگ تا دو سال دیگه تموم میشه، درسته؟

132
00:08:18,622 --> 00:08:19,790
بله.

133
00:08:19,790 --> 00:08:23,419
واحد پردازش مرکزی لژیون
بر اساس مغز انسان طراحی شده.

134
00:08:23,419 --> 00:08:26,505
اون طراحی باعث میشه
تا دو سال دیگه از کار بیفته.

135
00:08:26,505 --> 00:08:28,465
اگه اون طراحی جواب نده،

136
00:08:28,757 --> 00:08:31,635
فقط نیاز دارن که قبل از اون
با یه مغز دیگه جایگزینش کنن.

137
00:08:32,011 --> 00:08:35,097
با استفاده از موادی که به راحتی
در میدان نبردی که توش هستن پیدا میشه.

138
00:08:35,472 --> 00:08:36,557
منظورت اینه که...

139
00:08:38,058 --> 00:08:39,602
مغزهای انسانی.

140
00:08:41,103 --> 00:08:45,983
اون در مورد گوسفند سیاه بهم گفت.
لژیونی که مغزهاشون کپی انسان‌ها بود.

141
00:08:45,983 --> 00:08:50,487
و توانایی عجیب خودش،
که بهش اجازه می‌داد صداهاشون رو بشنوه.

142
00:08:50,988 --> 00:08:55,242
اون باری رو به دوش می‌کشید
که خیلی بیشتر از حد تصورات من بود.

143
00:09:02,916 --> 00:09:04,376
به زودی میرم،

144
00:09:05,419 --> 00:09:06,420
برادر.

145
00:09:08,756 --> 00:09:10,257
آندرتیکر.

146
00:09:10,716 --> 00:09:16,055
اسم شخصی که بیشترین محبوبیت رو داشت—
و بیشترین نفرت—در میدان نبرد.

147
00:09:17,431 --> 00:09:22,770
اون دوستاشو کشته بود
تا لژیون اونا رو نگیره.

148
00:09:22,770 --> 00:09:23,954
تا وقتی براش قبر درست نکنی...

149
00:09:24,480 --> 00:09:26,774
برای برادرت، نه؟

150
00:09:27,816 --> 00:09:29,568
این تنها کاریه که می‌تونم بکنم.

151
00:09:30,277 --> 00:09:32,196
برادرم منو نبخشیده.

152
00:09:32,571 --> 00:09:35,199
اون هنوز منو مقصر می‌دونه. پس...

153
00:09:36,200 --> 00:09:38,577
اون وسواس سر برادرش رو داره.

154
00:09:40,871 --> 00:09:45,793
فکر کنم واقعاً یه دروگر هستی
که دنبال یه سر گمشده می‌گرده.

155
00:09:48,629 --> 00:09:49,797
شین.

156
00:09:52,132 --> 00:09:53,842
تقصیر توئه.

157
00:09:55,219 --> 00:09:59,515
همه چیز. همه‌ش تقصیر توئه!

158
00:09:59,848 --> 00:10:02,392
اینکه مامان و بابا مردن.

159
00:10:02,851 --> 00:10:05,354
اینکه من دارم می‌میرم.

160
00:10:05,604 --> 00:10:07,564
همه‌ش...

161
00:10:07,856 --> 00:10:10,109
همه‌ش به خاطر گناه توئه!

162
00:10:10,109 --> 00:10:13,663
شین!

163
00:10:13,763 --> 00:10:15,364
شقایق‌ها در میدان نبرد قرمز می‌شکفند
شین!

164
00:10:15,364 --> 00:10:17,741
شقایق‌ها در میدان نبرد قرمز می‌شکفند

165
00:10:20,244 --> 00:10:25,040
شب جشن انقلاب،
بهشون یه هدیه فرستادم.

166
00:10:26,834 --> 00:10:29,962
آسمون شب تاریک بود.
هوا صاف.

167
00:10:30,546 --> 00:10:35,676
و اونایی که تماشاش می‌کردن با 
حیرت بهش نگاه می‌کردن.

168
00:10:36,385 --> 00:10:39,263
باید خیلی زیبا بوده باشه.

169
00:10:44,393 --> 00:10:47,563
یادت میاد برادرم، نه؟

170
00:10:47,604 --> 00:10:50,482
چون نتونسته بودم اونو یادم بیارم.

171
00:10:51,942 --> 00:10:53,360
کاپیتان نووزن...

172
00:10:57,281 --> 00:11:00,993
ما رو هم یادت می‌مونه، سروان؟

173
00:11:04,746 --> 00:11:09,209
مهم نیست چقدر قوی بودن،
مهم نیست چند تا نبرد رو پشت سر گذاشتن...

174
00:11:09,651 --> 00:11:11,128
مرگ هنوز خیلی بهشون نزدیک بود.
ولی...

175
00:11:11,128 --> 00:11:15,007
مرگ هنوز خیلی بهشون نزدیک بود.

176
00:11:15,048 --> 00:11:17,217
قبل از اون، نمی‌ذارم بمیری.

177
00:11:19,011 --> 00:11:21,722
نمی‌ذارم هیچ کس دیگه‌ای بمیره.

178
00:11:36,737 --> 00:11:38,780
سروان، بسه دیگه.

179
00:11:38,989 --> 00:11:42,034
هیچ کاری که بکنی چیزی رو عوض نمیکنه.

180
00:11:42,242 --> 00:11:44,077
قراره نابود بشیم.

181
00:11:44,453 --> 00:11:46,705
این واحد مثل قتلگاهه.

182
00:11:49,541 --> 00:11:57,399
آخرین ماموریتی که به اسپیرهد دادن
نه ماموریت بود، نه شناسایی.

183
00:11:58,634 --> 00:12:02,804
قرار بود انقدر جلو برن تا بمیرن.

184
00:12:03,138 --> 00:12:05,807
هممون اینجا می‌میریم.

185
00:12:06,350 --> 00:12:09,603
این... غیرممکنه!

186
00:12:10,103 --> 00:12:12,314
حتی اگه بدونی
داری میری پای چوبه دار،

187
00:12:12,314 --> 00:12:15,150
میتونی انتخاب کنی
چطور ازش بری بالا.

188
00:12:15,442 --> 00:12:17,903
ما انتخابمون رو کردیم.

189
00:12:18,487 --> 00:12:21,406
الان فقط باید زنده بمونیم.

190
00:12:27,371 --> 00:12:28,681
به هر حال، جدیدا
فعلا ساکتن.

191
00:12:28,781 --> 00:12:31,256
آخرش، شین لژیونی رو پیدا کرد که صدای 
برادرش، شورئی نوزن، رو نگه داشته بود.

192
00:12:31,256 --> 00:12:32,341
میتونی بگی؟

193
00:12:32,341 --> 00:12:33,384
صدایش رو حفظ کردم.

194
00:12:33,384 --> 00:12:35,372
و شک دارم فرمانده دشمن
اجازه بده ازش استفاده کنن.

195
00:12:35,372 --> 00:12:37,439
و شک دارم فرمانده دشمن
اجازه بده ازش استفاده کنن.

196
00:12:37,506 --> 00:12:38,632
پیداش کردم.

197
00:12:38,799 --> 00:12:39,966
برادرت؟!

198
00:12:39,966 --> 00:12:41,885
اونم منو پیدا کرد.

199
00:12:42,219 --> 00:12:43,278
چه کار می‌کنی؟

200
00:12:43,278 --> 00:12:45,687
زندگیش رو توی کلی نبرد به خطر انداخته
 بود تا به برادرش آرامش بده.

201
00:12:45,687 --> 00:12:48,304
زندگیش رو توی کلی نبرد به خطر 
انداخته بود تا به برادرش آرامش بده.

202
00:12:48,304 --> 00:12:50,098
امشب خودتو دار بزن،
قبل از اینکه فردا بمیری؟

203
00:12:50,198 --> 00:12:51,825
زندگیش رو توی کلی نبرد به خطر انداخته 
بود تا به برادرش آرامش بده.

204
00:12:51,825 --> 00:12:52,842
اصلاً امکان نداره.

205
00:12:52,842 --> 00:12:53,927
اصلاً امکان نداره.

206
00:12:53,927 --> 00:12:56,014
تا آخرش دنبالت میایم، ریپر.

207
00:12:56,650 --> 00:12:58,151
قراره نابود بشیم.

208
00:12:58,527 --> 00:13:01,571
این واحد مثل قتلگاهه.

209
00:13:02,948 --> 00:13:04,449
دستورات ویژه...

210
00:13:05,200 --> 00:13:07,160
خواهش می‌کنم، کمکم کن!

211
00:13:07,160 --> 00:13:08,453
باید یه کاری کنم!

212
00:13:08,453 --> 00:13:10,747
هیچ کاری که بکنیم مهم نیست، پس فقط—

213
00:13:10,747 --> 00:13:11,873
بس کن!

214
00:13:12,666 --> 00:13:16,044
بس کن تظاهر کنی آدم بدی هستی
که بهونه‌ای برای کاری نکردن داشته باشی!

215
00:13:16,962 --> 00:13:19,548
تو باید بس کنی!

216
00:13:19,798 --> 00:13:21,133
بس کن...

217
00:13:21,716 --> 00:13:24,511
جدی میگم.

218
00:13:24,511 --> 00:13:26,179
ما هیچ کاری نمیتونیم بکنیم!

219
00:13:26,179 --> 00:13:30,809
ما نمیتونیم کاری کنیم که نجاتشون بدیم!

220
00:13:31,268 --> 00:13:33,854
هشتاد و شش همه باید بمیرن.

221
00:13:35,147 --> 00:13:37,774
این بهترین چیز برای کشوره،

222
00:13:37,774 --> 00:13:40,735
طبق نظر دولت،
و غیرمستقیم، مردمش.

223
00:13:41,027 --> 00:13:43,947
این خواسته‌ی ملته.

224
00:13:44,698 --> 00:13:47,576
هشتاد و شش هم جزو جمهوری هستن!

225
00:13:47,784 --> 00:13:52,414
ایده‌آل‌های جمهوری که سنت ماگنولیا
توضیح می‌داد باید از اونا هم محافظت کنه!

226
00:13:52,414 --> 00:13:55,333
اگه نه، چطور این میتونه
خواست جمهوری باشه؟!

227
00:13:57,586 --> 00:13:59,754
این یه کشور پر از احمق‌ها و آدمای شروره،

228
00:13:59,754 --> 00:14:04,968
که سنت ماگنولیا رو برای
ثروت و طمع خودشون اعدام کردن.

229
00:14:05,427 --> 00:14:07,888
از اونا چی توقع داری؟!

230
00:14:08,930 --> 00:14:12,058
آزادی که از امیدها و ایده‌آلات حرف بزنی،

231
00:14:12,058 --> 00:14:14,102
ولی کسی رو قانع نمیکنی.

232
00:14:15,478 --> 00:14:18,732
لازم نیست
این دستورات مسخره رو اطاعت کنی.

233
00:14:19,065 --> 00:14:20,275
فرار کن.

234
00:14:21,735 --> 00:14:26,072
سروان، ما قرار نیست بمیریم.

235
00:14:28,658 --> 00:14:32,412
بالاخره داریم راهی رو که
 میخواستیم دنبال میکنیم،

236
00:14:32,412 --> 00:14:34,998
به جایی که میخواستیم بریم.

237
00:14:35,665 --> 00:14:37,959
بالاخره میتونیم آزاد باشیم.

238
00:14:37,959 --> 00:14:39,753
ترجیح میدم اینو بی‌ارزش نکنی.

239
00:14:40,629 --> 00:14:45,091
پس... پس حداقل دیگه نجنگ.

240
00:14:45,091 --> 00:14:46,184
باید بجنگم.

241
00:14:46,509 --> 00:14:49,012
باید بجنگیم تا جلو بریم.

242
00:14:49,220 --> 00:14:51,431
از اول می‌دونستیم.

243
00:14:54,726 --> 00:14:55,810
شین.

244
00:14:58,146 --> 00:14:59,322
بریم.

245
00:14:59,898 --> 00:15:03,276
می‌خواستم ازت محافظت کنم.

246
00:15:03,777 --> 00:15:05,028
قرار بود اینطور باشه، ولی...

247
00:15:06,738 --> 00:15:07,822
شین.

248
00:15:11,493 --> 00:15:12,911
دارم میام دنبالت.

249
00:15:13,370 --> 00:15:15,872
بدون بدن ضعیف انسانیم.

250
00:15:18,208 --> 00:15:21,961
این بار،
برادرت همیشه محافظتت می‌کنه.

251
00:15:22,504 --> 00:15:23,521
پس...

252
00:15:25,465 --> 00:15:29,094
بیا پیشم، شین!

253
00:15:29,594 --> 00:15:32,389
بالاخره، شین با برادرش روبرو شد.

254
00:15:32,889 --> 00:15:37,602
فکر کنم داریم با
همه لژیون‌های این منطقه طرف میشیم.

255
00:15:44,984 --> 00:15:47,112
هر چی شلیک کنم رد نمیشه.

256
00:15:47,946 --> 00:15:51,449
کمکم کن! کمکم کن!

257
00:15:55,745 --> 00:15:58,206
ستوان شوگا،
چشم چپت رو قرض می‌گیرم!

258
00:16:00,050 --> 00:16:01,459
بالاخره آزاد می‌شدیم، شین گفته بود.

259
00:16:01,459 --> 00:16:02,502
ایناشون.

260
00:16:02,502 --> 00:16:04,337
بالاخره آزاد می‌شدیم، شین گفته بود.

261
00:16:04,337 --> 00:16:05,630
آماده برخورد بشید!

262
00:16:05,630 --> 00:16:07,248
تنها کاری که می‌تونستم براشون بکنم

263
00:16:07,272 --> 00:16:08,524
این بود که راهشون رو تا 
جایی که می‌تونم صاف کنم

264
00:16:08,648 --> 00:16:10,619
تنها کاری که می‌تونستم براشون بکنم

265
00:16:10,643 --> 00:16:11,729
این بود که راهشون رو تا جایی که 
می‌تونم صاف کنم،

266
00:16:12,053 --> 00:16:15,056
که بتونن حتی یه ثانیه بیشتر ادامه بدن.

267
00:16:15,056 --> 00:16:16,266
کاپیتان نوزن کجاست؟

268
00:16:18,768 --> 00:16:20,562
داره با برادرش می‌جنگه.

269
00:16:27,402 --> 00:16:29,988
کاپیتان نوزن! جواب بده!

270
00:16:31,948 --> 00:16:34,742
منم نمی‌خوام بذارم اون بمیره.

271
00:16:45,962 --> 00:16:48,131
گلوله‌ها تقلبی هستن؟

272
00:16:48,923 --> 00:16:51,134
شین! بیدار شو، احمق!

273
00:16:51,134 --> 00:16:53,052
بس کن مسخره‌بازی رو!

274
00:16:53,052 --> 00:16:54,929
می‌خوای بهش آرامش بدی، درسته؟

275
00:16:56,472 --> 00:16:57,532
شین!

276
00:17:11,487 --> 00:17:12,505
من...

277
00:17:14,407 --> 00:17:15,825
می‌خواستم که تو...

278
00:17:29,297 --> 00:17:31,966
خداحافظ، برادر.

279
00:17:40,391 --> 00:17:41,768
الان می‌فهمم.

280
00:17:43,561 --> 00:17:47,815
نیازی نداری که دستتو بگیرم.

281
00:17:56,199 --> 00:17:57,283
معذرت می‌خوام.

282
00:18:02,497 --> 00:18:06,125
وظیفه دارم ببینم
همه چی رو که اتفاق میفته.

283
00:18:06,876 --> 00:18:09,545
مهم نیست چقدر درد
و ناراحتی توش باشه...

284
00:18:10,088 --> 00:18:15,009
چون من مسئول اسپیرهدم.

285
00:18:17,220 --> 00:18:18,846
بعداً حرف می‌زنیم، سرگرد.

286
00:18:18,846 --> 00:18:21,683
امیدوارم بتونی این کارو
برای بعدی‌ها هم انجام بدی.

287
00:18:22,308 --> 00:18:24,310
صبر کن... صبر کن!

288
00:18:24,360 --> 00:18:25,420
ترکم نکن!

289
00:18:25,820 --> 00:18:26,888
آره، از اون خوشم میاد.

290
00:18:26,930 --> 00:18:28,964
به سمت شرق. به میدون جنگ ناشناخته‌ای
که لژیون توش منتظره.

291
00:18:28,964 --> 00:18:32,409
داریم تنهایی میریم، تا جایی که بتونیم بریم.
به سمت شرق. به میدون جنگ ناشناخته‌ای

292
00:18:32,733 --> 00:18:33,985
که لژیون توش منتظره.

293
00:18:34,109 --> 00:18:36,535
به سمت شرق. به میدون جنگ ناشناخته‌ای
که لژیون توش منتظره.

294
00:18:36,553 --> 00:18:39,014
داریم جلوتر میریم، سرگرد.

295
00:19:00,722 --> 00:19:02,473
من تحت بازداشت خانگی بودم،

296
00:19:03,474 --> 00:19:06,185
اونجا دیدم...

297
00:19:19,323 --> 00:19:22,326
اگه واقعاً زحمت پیدا کردن
این رو کشیدی،

298
00:19:22,326 --> 00:19:24,579
خیلی دیوونه و خنگی.

299
00:19:25,121 --> 00:19:26,497
رایدن شوگا.

300
00:19:27,665 --> 00:19:29,041
اسم همه رو می‌نویسم.

301
00:19:29,375 --> 00:19:34,380
شرط می‌بندم گریه‌ات می‌گیره چون نمی‌دونستی
کی کیه، وگرنه.

302
00:19:34,380 --> 00:19:35,756
تئوتو ریکا.

303
00:19:41,554 --> 00:19:44,765
فکر می‌کردم صدای خنده‌شون رو می‌شنوم.

304
00:19:46,142 --> 00:19:48,626
با دونستن اینکه آخرش
نمی‌تونن چیزی از خودشون به جا بذارن،

305
00:19:48,793 --> 00:19:51,747
بازم تا روز آخر
بهترین زندگی رو کردن.

306
00:19:51,939 --> 00:19:54,025
خنده‌های اون پسرا و دخترا...

307
00:19:54,609 --> 00:19:58,446
اگه یه روزی تونستی
به مقصد نهاییمون برسی،

308
00:19:58,905 --> 00:20:01,073
میشه لطفاً گل بذاری؟

309
00:20:02,074 --> 00:20:03,659
شینئی نوزن.

310
00:20:07,038 --> 00:20:09,999
منم می‌تونم راه برم.

311
00:20:10,541 --> 00:20:13,920
تا آخرش باور داشتن که منم می‌تونم،

312
00:20:23,179 --> 00:20:24,222
بریم.

313
00:20:25,139 --> 00:20:26,641
بهت چی بگم؟

314
00:20:28,226 --> 00:20:29,393
می‌جنگم...

315
00:20:30,144 --> 00:20:34,941
تا لحظه‌ای
که سرنوشت بالاخره سراغم بیاد.

