﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:03,044
‫خوب به خاطرت بسپار پسرم

2
00:00:04,003 --> 00:00:07,966
‫این نشانِ امپراطوری ایه که از این به بعد
‫توش زندگی خواهی کرد.

3
00:00:11,511 --> 00:00:15,515
‫ما با عرقی که به تاج و تخت
داشتیم دوباره طراحیش کردیم.

4
00:00:15,557 --> 00:00:17,517
‫خیلی خفنه، نه؟

5
00:00:21,604 --> 00:00:23,523
‫این...

6
00:00:23,523 --> 00:00:27,569
..نشان امپراطوری سقوط‌کرده‌ی دنیاییه
‫که قبل از این توش بودم.

7
00:00:28,528 --> 00:00:29,529
‫ولی چطور ممکنه؟

8
00:00:30,572 --> 00:00:32,574
‫یه پیشرفت خیلی بزرگ.

9
00:00:32,574 --> 00:00:34,534
‫چطوری افشا شد؟

10
00:00:34,576 --> 00:00:35,535
‫یکی دیگه از همرزم هامونو از بین برد

11
00:00:37,454 --> 00:00:37,495
‫مثل همیشه بی سر و صدا تمیز کارو انجام دادن

12
00:00:37,537 --> 00:00:38,371
‫مهم اینه که عموم مردم دیدنش.

13
00:00:38,580 --> 00:00:39,539
خاموش کردن این آتیش تقریباً غیر ممکنه

14
00:00:39,581 --> 00:00:40,498
پنهانش کن

15
00:00:40,498 --> 00:00:40,915
‫ولی مگه به عنوان گنگسترهای خوشتیپ شناخته نمی شدن؟

16
00:00:41,541 --> 00:00:47,547
‫‫تو یه جنگل پنهانش کن. بین جماعت پنهانش کن. با افشای حقایق نامرتبط، دفنش کن. عجول نباش
‫ادعا کن این نشان متعلق به یه مکتب بین رده بالاهاست.
‫تله‌ست.
‫کسی گولشو نمیخوره.
‫اما کی این تله رو گذاشته.
‫این بزرگترین مشکل ماست.
‫نمیخوایم نشانمون افشا بشه.
ولی این مشکل خیلی جدیه
‫مشکل اصلی اینجاست که یه نفر برامون تله گذاشته.
‫کی؟
‫باگ؟
‫نه.
‫سالیتِیر.
‫The سالیتر فانتوم.
‫یه مجرم گمنام و بی اهمیت.
‫بفرستش.

17
00:00:49,507 --> 00:00:50,550
‫سریع و بدون درد انجامش بده. نذار رنج بکشن.

18
00:00:50,550 --> 00:00:52,510
‫سادیسم خیلی خوبه، اما بیشتر از چیزی
‫که باید رو افشا می کنه.

19
00:00:53,511 --> 00:00:55,597
‫مثل پنج سال پیش.

20
00:02:25,645 --> 00:02:27,647
‫چه خبره؟

21
00:02:27,647 --> 00:02:29,649
‫این همون نشانیه که می گفتی؟

22
00:02:29,691 --> 00:02:32,610
‫فکر کنم دیگه لازم نیست مخفیش کنم.

23
00:02:37,657 --> 00:02:42,662
‫یه ذره فرق داره.
‫حداقل برندِ.... رو خودت انتخاب کن
‫‫فساد از بالا تا پایین رو فرا گرفته.
‫دیگه به کسی اعتماد نکن.
‫یه گاراژ دیگه تو موقعیت غربی همون جا هست.
‫و گفتی پولکا شینویاما اینو کشیده؟
‫آره.

24
00:02:42,704 --> 00:02:47,667
‫اگه سالیتیر پشت این قضیه باشه، پس یعنی یه جورایی با هوسورجیسان قاطی شده.

25
00:02:47,667 --> 00:02:50,712
‫یا شایدم با همون کسایی که هوسوروجیسان دنبالشون بود.

26
00:02:50,712 --> 00:02:55,633
‫به هرحال، مدام به این نشان برمیخوریم.

27
00:02:55,675 --> 00:02:58,720
‫همه شم پنج سال بعد از ناپدیدشدنِ بازرس هوسوروجی.

28
00:02:59,637 --> 00:03:02,724
‫جداً به نظرت اینا صرفاً یه تصادفه؟

29
00:03:02,724 --> 00:03:04,642
‫نکته ی خوبیه.

30
00:03:04,684 --> 00:03:08,646
‫امکانشم هست که سالیتیر کنترل منو داشته باشه

31
00:03:08,688 --> 00:03:14,652
‫مثلاً، اگه وقتی شینویاما داشت آینده ام رو پیش بینی
‫می کرد، اونم داشته تماشام می کرده چی؟

32
00:03:14,694 --> 00:03:18,698
‫هنوز نمی تونیم کاری کنیم. به اطلاعات بیشتری نیاز داریم.

33
00:03:19,657 --> 00:03:22,660
‫اوه، پس اینجایی!
‫سوباکیچان، سوباکیچان!

34
00:03:22,660 --> 00:03:23,661
‫یاماداسان؟

35
00:03:23,661 --> 00:03:27,623
‫احضارت کردن، به نظر خیلی مهم میاد.

36
00:03:27,623 --> 00:03:30,626
‫منو؟ وایسا ببینم کی احضارم کرده؟

37
00:03:30,710 --> 00:03:33,629
‫بالایی ها. ریاست پلیس متروپولیتن.

38
00:03:33,713 --> 00:03:36,716
‫شهرداری و ریاست پلیس متروپولیتن اذعان کردن

39
00:03:36,716 --> 00:03:40,636
‫که هیچ بالنی حق پرواز در مناطق مشخص شده را ندارد.

40
00:03:40,636 --> 00:03:41,471
‫ماموران دولتی اظهار کردن که بعیده این اتفاقات وجهه ی تروریستی داشته باشه.

41
00:03:41,637 --> 00:03:43,139
‫احتمالاً تو اینترنت خبرا موثق تر و سریع تر
‫ از رادیو به دست مردم برسه.

42
00:03:44,682 --> 00:03:45,141
‫ممکنه این اتفاق، نمایشی باشه که هنرمندان خارجی افراط گر دست به انجامش زدن.

43
00:03:45,725 --> 00:03:48,728
‫ولی بازم خیلی زیاده روی بود، 
حتی برای کسی مثل من.

44
00:03:49,645 --> 00:03:51,647
‫باورم نمیشه میخواستم سوار این بالن ها بشم!

45
00:03:54,692 --> 00:03:55,651
‫خب؟

46
00:03:55,693 --> 00:03:58,696
‫این اطلاعات چه قدر برام آب میخوره؟

47
00:04:00,656 --> 00:04:01,699
‫سه تریلیون ین.

48
00:04:04,660 --> 00:04:05,703
‫ببخشون؟

49
00:04:07,663 --> 00:04:08,706
‫سه میلیون ین.

50
00:04:08,706 --> 00:04:13,669
‫البته بیشتر میشدا، ولی برای شما به پایین گردش کردم.

51
00:04:13,669 --> 00:04:15,671
‫یه لحظه وایسا ببینم.

52
00:04:16,672 --> 00:04:17,715
‫چه جوری حساب کردی؟

53
00:04:17,715 --> 00:04:21,677
‫سی میلیون واسه سه دقیقه پارازیت ازم گرفتی!

54
00:04:21,677 --> 00:04:24,639
‫قربان، همونطور که قبلاً هم بهتون گفته بودم،

55
00:04:24,639 --> 00:04:28,684
‫ما قیمتامون رو با شرایط مشتریمون وفق میدیم،

56
00:04:28,684 --> 00:04:33,648
‫که یعنی میزان ارزش زندگیشون رو می سنجیم.

57
00:04:33,648 --> 00:04:36,651
‫متوجه نمیشم. چرا الان این شد سه تریلیون ین؟

58
00:04:36,651 --> 00:04:42,698
‫اگه هرطور که شده و با تمام وجود
‫کل زندگیتو وقف پول درآوردن کنی،

59
00:04:42,698 --> 00:04:47,662
‫با توجه به آمار ما، میتونی تو کل طول عمرت شش تریلیون
‫ین پول دربیاری.

60
00:04:47,703 --> 00:04:53,709
‫محاسباتش ساده ست، این نشان ارزشش به اندازه ی نصف عمر شماست.

61
00:04:54,669 --> 00:04:57,672
‫اما لطفاً سوءتفاهم نشه.

62
00:04:57,672 --> 00:04:59,674
‫این قیمت مختص شماست.

63
00:04:59,674 --> 00:05:04,720
‫اگه مشتری دیگه ای این اطلاعاتو میخواست، شاید سرجمع
‫ده یا بیست ین ازش می گرفتیم.

64
00:05:06,722 --> 00:05:11,686
‫چون که برای اونا، این نشان صرفاً
‫یه داستان طولانیه.

65
00:05:11,686 --> 00:05:15,690
‫یه چیزی که باهاش وقت بگذرونی،
‫مثل یه آدامس

66
00:05:16,649 --> 00:05:19,652
‫ولی شما فرق دارین.

67
00:05:19,694 --> 00:05:24,657
‫بهتون تضمین میدیم که در دست داشتن این اطلاعات
‫مسیر زندگی شما رو تغییر میده.

68
00:05:24,657 --> 00:05:28,703
‫شاید بگید فانتوم سالیتیر معجزه میکنه

69
00:05:28,703 --> 00:05:33,624
‫ولی اگه از این اطلاعات به نحو درستی استفاده نکنید، مثل یه سم عمل میکنه و نابودتون میکنه.

70
00:05:33,624 --> 00:05:36,627
‫برای همچین نسخه ای،

71
00:05:36,627 --> 00:05:39,672
‫سه تریلیون ین واقعاً مبلغ کمیه

72
00:05:39,714 --> 00:05:41,632
‫متوجهم.

73
00:05:41,632 --> 00:05:45,636
‫پیشنیان به شما اعتماد داشتن، پس منم دارم.

74
00:05:45,678 --> 00:05:47,680
‫اما مذاکراتمون همینجا تموم میشه.

75
00:05:47,680 --> 00:05:49,640
‫انتخاب عاقلانه ایه قربان.

76
00:05:49,682 --> 00:05:54,645
‫بعد از اون قصه ی ساختگی، شنیدن حقیقت از شما
‫میتونه مثل آب روی آتیش باشه.

77
00:05:54,645 --> 00:05:57,606
‫خودم حقیقتو کشف میکنم.

78
00:05:57,606 --> 00:06:00,693
‫اما هزینه ی کمک شما رو هم میدم.

79
00:06:01,694 --> 00:06:04,697
‫میخوام چندتا بالن هوا کنم. 
هزینه ی اون چقدر میشه؟

80
00:06:05,740 --> 00:06:10,661
‫اوهو! یه نفرم به بالن تبلیغاتی وصل کردن؟

81
00:06:10,661 --> 00:06:11,662
‫حالا دیگه وقتشه که یه

82
00:06:18,711 --> 00:06:20,671
‫اوم، زدم به هدف؟

83
00:06:20,671 --> 00:06:23,716
‫خطا زدی. نگاهش کنی میفهمی.

84
00:06:23,716 --> 00:06:24,508
‫ایشالا دفعه ی بعد

85
00:06:24,633 --> 00:06:27,636
‫پس عملیات شکست خورد؟

86
00:06:27,636 --> 00:06:30,639
‫فکر نکنم، ولی بعید بدونم بهمون پول بدن.

87
00:06:30,639 --> 00:06:31,682
‫اوق!

88
00:06:31,682 --> 00:06:35,603
‫شیبویا، ایکِبمورو، حالا هم این یکی!
‫هیچوقت یه کار عادی بهمون نمیدن!

89
00:06:35,936 --> 00:06:39,440
‫میخوای بریم شینجوکو؟ شنیدم یه نفر هست که پول خوبی میده.

90
00:06:41,650 --> 00:06:42,651
‫سالیتیر شات؟! پخش زنده

91
00:06:42,651 --> 00:06:44,487
‫پنجاه و هشت دقیقه 
بعد از این بالنم از روی زمین
‫بلند شد

92
00:06:44,653 --> 00:06:48,616
‫یه تک تیرانداز عروسکی 
که گذاشته بودم رو با گلوله زد

93
00:06:48,616 --> 00:06:52,661
‫نمیدونم چطوری فهمیدن من قراره روی اون بالن باشم

94
00:06:52,661 --> 00:06:56,707
‫تنها چیزی که میتونی اینقدری بره بالا که
‫روی بالن رو ببینه هلیکوپتر پلیسه!

95
00:06:56,707 --> 00:07:04,632
‫پس یه سازمانی که تک تیرانداز دارن و به اطلاعات پلیس هم دسترسی دارن پشت پرده ان.

96
00:07:04,632 --> 00:07:07,676
‫حالا هم دیگه وقتشه کم کم حقیقتو افشا کنم.

97
00:07:07,676 --> 00:07:11,680
‫یه نفر به صورت آماده باش منتظر بوده تا به محض اینکه من نشان رو نمایش میدم با تیر بزنتم

98
00:07:11,680 --> 00:07:17,603
‫بوی توطئه به مشامم میخوره، یه انجمن مخفی. میتونم حسش کنم!

99
00:07:17,603 --> 00:07:20,648
‫این یعنی همچین گروه 
خطرناکی واقعاً وجود دارن.

100
00:07:20,648 --> 00:07:25,653
‫حتما دارید از شدت کنجکاوی نسبت به این نشان
‫پاره می شید! منم همینطورم!

101
00:07:25,653 --> 00:07:28,614
‫هرچی راجع به این نشان میدونید بگید.
‫کی ازش استفاده کرده؟ کجا و کِی؟

102
00:07:28,614 --> 00:07:33,702
‫به چندنفر از برنده های خوش شانسمون 300 میلیون ین جایزه میدم.

103
00:07:33,702 --> 00:07:35,704
‫شاید با خودتون 
بگید واقعاً این پولو میدم یا نه؟

104
00:07:35,704 --> 00:07:39,708
‫هرکسی که فالوور 
واقعی من بوده، جوابشو میدونه.

105
00:07:39,708 --> 00:07:42,628
‫بعدا میگم چطوری باهام تماس بگیرین.

106
00:07:42,628 --> 00:07:43,671
‫تا دفعه ی بعد خدانگهدار.

107
00:07:43,671 --> 00:07:45,673
‫عه! حرکت پایانیمو یادم رفت!

108
00:07:45,673 --> 00:07:47,675
‫لایو استریم به اتمام رسیده است.

109
00:07:48,717 --> 00:07:51,637
‫اوضاع خیلی به هم ریخته.

110
00:07:51,637 --> 00:07:53,639
‫آره. میخوای چیکار کنی؟

111
00:07:53,639 --> 00:07:57,685
‫بذار آروم آروم پیش بریم. 
الان چی باید اولویت اول ما باشه؟

112
00:07:57,685 --> 00:07:59,687
‫خب، آخه میدونی دیگه.

113
00:07:59,687 --> 00:08:01,647
‫فکر کنم بدونم.

114
00:08:01,647 --> 00:08:04,650
‫آره. منم جواب میخوام.

115
00:08:04,650 --> 00:08:06,694
‫راجع به امپراطوری و تناسخ و این حرفا.

116
00:08:11,532 --> 00:08:12,533
‫آره.

117
00:08:15,619 --> 00:08:16,579
‫خدای

118
00:08:19,623 --> 00:08:21,125
‫خدای اجساد
‫آنچه در خدای اجساد گذشت.

119
00:08:22,626 --> 00:08:26,630
‫پولکا شینویاما (تقلبی) 
خدای اجساده، به وسیله ی تناسخ

120
00:08:26,630 --> 00:08:32,553
‫امپراطوری بایای#دیریگ
‫توی زندگی قبلیش توسط امپراطوری بایدی#یگ
‫ به عنوان جادوگر دادگاه استخدام شده بود

121
00:08:32,553 --> 00:08:36,557
‫یه ملت نظامی که هیچ علاقه ای برای
‫تصرف جهان نداشتن!

122
00:08:36,557 --> 00:08:43,272
شاگورای قهرمان
‫صدسال بعد از سقوط امپراطوری،
‫شاگورای قهرمان، نابودکننده ی رنج ها، کلکشو کند!

123
00:08:44,565 --> 00:08:47,609
‫اما خدای اجساد یه طلسمی رو انجام داد!

124
00:08:47,609 --> 00:08:51,613
‫اون مجدداً توی شینجوکو و در بدن پولکا شینویاما متولد شد!

125
00:08:52,573 --> 00:08:56,994
‫و برای داشتن یه زندگی آروم و از بین برداشتن
‫موانع آینده ی روشنتش می جنگه!

126
00:08:58,245 --> 00:08:59,455
‫اینم از این!

127
00:08:59,913 --> 00:09:04,585
‫روح اصلی پولکاکون هیچ آسیبی ندیده،
‫بدنش رو هم قبل از اینکه دیر بشه بهش برمیگردونم!

128
00:09:04,585 --> 00:09:07,546
‫جداً فکر می کنی همچین داستانی رو باور می کنه؟

129
00:09:07,546 --> 00:09:10,549
‫اگه باور نمی کرد همه چیز راحت تر پیش می رفت.

130
00:09:10,549 --> 00:09:12,593
‫پس قرار نیست حقیقتو بهم بگی ها؟

131
00:09:12,593 --> 00:09:14,595
‫هه، اصلاً برام مهم نیست، هوف!

132
00:09:15,888 --> 00:09:16,889
‫جالبه.

133
00:09:17,598 --> 00:09:19,516
‫حرفتو باور میکنم.

134
00:09:19,516 --> 00:09:20,601
واقعا؟

135
00:09:21,602 --> 00:09:25,564
‫یه جورایی میتونم حس کنم که پولکا نیستی.

136
00:09:25,606 --> 00:09:31,570
‫وقتی اون پلیسه یقه ات کرد، خونسرد بودی.
‫پولکا اینطور نیست.

137
00:09:32,529 --> 00:09:34,573
‫هنوزم، خیلی شوکه شدم،

138
00:09:34,615 --> 00:09:39,578
‫بخشیش به خاطر اینه که نمی خوام باور کنم که
‫پولکا به قتل رسیده!

139
00:09:39,578 --> 00:09:44,541
‫قبل از اینکه بخوام اطلاعات بیشتریو بشنوم
‫میرم یه دوش بگیرم که آروم شم.

140
00:09:44,583 --> 00:09:48,629
‫اوه راستی نگران نباش. شیائو که برگرده
‫بهش چیزی نمیگم.

141
00:09:52,549 --> 00:09:54,593
‫اصلاً نمیشه فهمید چی تو سرش می گذره.

142
00:09:54,593 --> 00:09:57,638
‫به نظرت میتونم اسکلتای رقاص رو نشونش بدم؟

143
00:09:57,638 --> 00:10:00,641
‫خب، فکر نکنم رازِ به 
این مهمی رو به کسی بگه.

144
00:10:00,641 --> 00:10:03,602
‫اگه بدترین اتفاق ممکن رخ بده، میتونی
‫حافظه اش رو پاک کنی؟

145
00:10:04,561 --> 00:10:10,567
‫میتونم یه روح رو به خدمت خودم دربیارم تا یه نفر رو تسخیر کنه و بخش هایی از حافظه اش رو پاک کنه

146
00:10:10,567 --> 00:10:14,571
‫روحه مثل یه جراح عمل میکنه که بخشی از
‫روح یک انسان رو جراحی میکنه

147
00:10:14,571 --> 00:10:18,575
‫و این کار به صورت غیر مستقیم روی مغز فیزیکیشون هم تاثیر میذاره

148
00:10:18,575 --> 00:10:24,248
‫یه راه متفاوتی نسبت به شست و شوی مغزی و اعتراف
‫اجباریِ گِلدووده.

149
00:10:24,248 --> 00:10:26,166
‫انجامش سخته؟

150
00:10:26,166 --> 00:10:28,544
‫راستشو بخوای، نه.

151
00:10:28,544 --> 00:10:31,547
‫ولی همه ی اینا روی انسان های دنیای خودم تست شده بود.

152
00:10:31,547 --> 00:10:34,591
‫اگه انسان های اینجا فرق داشته باشن،

153
00:10:34,591 --> 00:10:37,553
‫یه اشتباه کوچیک میزنه کل سیستم یارو رو
‫شتک می کنه.

154
00:10:38,637 --> 00:10:41,557
‫پس فکر کنم به ریسکش نمی ارزه.

155
00:10:41,557 --> 00:10:44,560
‫گرچه، اگه یه دشمن رو در اختیار داشتیم،

156
00:10:44,560 --> 00:10:47,563
‫برش حافظه و نابود 
کردن ذهنشون خیلی کارو راحت تر میکرد.

157
00:10:49,648 --> 00:10:54,570
‫نگو که... حافظه ی اون کثافتو انگولک کردی؟

158
00:10:54,570 --> 00:10:56,572
‫نه جلوی خودمو گرفتم.

159
00:10:56,572 --> 00:10:58,574
‫دیگه کلا هم نمی شن شتک.

160
00:10:59,533 --> 00:11:02,578
‫پسر، بعضی وقتا یه کارایی میکنی که از ترس
‫میرینم به خودم.

161
00:11:04,538 --> 00:11:05,539
‫چیه؟

162
00:11:05,581 --> 00:11:08,625
‫خوشحال شدم که گفتی بعضی وقتا.

163
00:11:10,544 --> 00:11:14,548
‫خب، برعکس میساکی، در واقع منو نکشتن، پس...

164
00:11:14,548 --> 00:11:15,549
‫هی، وایسا بینم..

165
00:11:16,550 --> 00:11:17,551
‫میساکی کجاست؟

166
00:11:18,552 --> 00:11:22,931
‫تنها چیزی که ثابت کردی اینه که این بشر
‫یه جو عقل تو کله اش نیست.

167
00:11:22,931 --> 00:11:27,894
‫چه بی ادب. من صرفاً به هیچی اندازه ی
‫کوسه ها اهمیت نمیدم.

168
00:11:27,894 --> 00:11:31,106
‫پس من قطعاً من کسیو برای کشتن پولکاکون اجیر نمی کنم.

169
00:11:31,106 --> 00:11:32,899
‫منطقتو نمی فهمم.

170
00:11:32,899 --> 00:11:33,942
‫مشخص نیست؟

171
00:11:34,443 --> 00:11:36,445
‫کاش اینقدر قانع نمی شدم.

172
00:11:37,279 --> 00:11:41,241
‫ولی جدای از شوخی حرکت بعدیت چیه پولکا؟

173
00:11:41,241 --> 00:11:44,328
‫این نشان ارزش زیادی برات داره مگه نه؟

174
00:11:44,328 --> 00:11:47,289
‫برام مهم نیست که مردم عامه ببیننش.

175
00:11:47,289 --> 00:11:51,251
‫ولی اگه کسی میخواد
 از این نشان برای هدف خاصی استفاده کنه،

176
00:11:51,293 --> 00:11:53,295
‫باید ببینمش.

177
00:11:54,254 --> 00:11:57,257
‫برای ما، این نشان یه خاطره ی ارزشمنده.

178
00:11:57,299 --> 00:12:03,263
‫نمیتونم وقتی یه نفر داره این نشان رو آلوده میکنه دست رو دست بذارم و اجازه بدم کارشو بکنه.

179
00:12:04,348 --> 00:12:06,266
‫باشه.

180
00:12:06,308 --> 00:12:12,230
‫پس باید سعی کنیم بفهمیم که جداً یه سازمان مخفی ای چیزی دستش تو کاره یا نه.

181
00:12:12,314 --> 00:12:15,275
‫منظورم اینه که ممکنه سالیتیر کل این مزخرفاتو رو از خودش درآورده باشه.

182
00:12:15,275 --> 00:12:21,239
‫یعنی میگی سالیتیر
هم یه جادوگر از دنیای پولکاکونه؟

183
00:12:21,281 --> 00:12:24,326
‫نه. اون راجع به نشان اطلاعات میخواست،

184
00:12:24,326 --> 00:12:28,330
‫پس فکر نمی کنم اهل دنیای من باشه،

185
00:12:28,330 --> 00:12:32,292
‫نمیتونی با یه طلسم شناسایی مطمئن شی؟

186
00:12:32,292 --> 00:12:34,252
‫منظورت چیه؟

187
00:12:34,252 --> 00:12:39,257
‫میدونی، از اونا که با یه نگاه سطح و
‫مهارتاهاش و همه چیو درمیاری.

188
00:12:39,257 --> 00:12:44,096
‫اوه، منظورت مثل وقتیه که سرنوشت
‫یه نفرو میخونم.

189
00:12:44,096 --> 00:12:44,721
‫ها؟

190
00:12:45,305 --> 00:12:47,724
‫با اسم مشتری طلسمو انجام میدم!

191
00:12:47,724 --> 00:12:48,266
‫با اسمش!

192
00:12:48,266 --> 00:12:49,309
‫حالا تموم اطلاعاتشون مال منه!

193
00:12:49,309 --> 00:12:50,268
‫(محرمانه)
‫روی اشخاص سطح بالاتر کار نمی کنه

194
00:12:50,268 --> 00:12:53,271
‫کل این مدت فقط یه جادوگر شناسایی بودم؟

195
00:12:53,271 --> 00:12:59,277
‫بگذریم، من سالها روی ساخت جادوی خودم
‫و تناسخ وقت گذاشتم،

196
00:12:59,319 --> 00:13:02,322
‫پس نمی دونم تو این مدت کس دیگه ای
‫هم به این دنیا اومده یا نه.

197
00:13:02,322 --> 00:13:06,284
‫اما این داداشیا رو از
دنیای خودت احضار کردی دیگه؟

198
00:13:06,284 --> 00:13:09,287
‫آره. ولی خودمم فکرشو نمیکردم که جواب میده.

199
00:13:09,287 --> 00:13:11,289
‫گرچه من فقط روحشونو احضار کردم.

200
00:13:11,289 --> 00:13:16,253
‫استخوناشون صرفا یه سازه ی موقتی ان که
‫همین اطراف پیداشون کردم.

201
00:13:16,253 --> 00:13:19,339
‫پس روحیو میشناسی که حرف زدن بلد باشه؟

202
00:13:21,258 --> 00:13:23,260
‫آ...آره.

203
00:13:23,343 --> 00:13:29,266
‫ولی همه شونو قبل از اینکه آخرین مرید انجمن سر برسه آزاد کردم.

204
00:13:29,307 --> 00:13:33,270
‫گرچه بعضیاشون هنوز
عهدشونو با من از بین نبردن.

205
00:13:33,311 --> 00:13:38,316
‫اما وقتی یه تهدید برای دنیای خودم تلقی شدم
‫چطوری باهاشون رو در رو شم؟

206
00:13:39,276 --> 00:13:41,987
‫به خاطر همینه که میخوام حداقل از
‫حافظه ام محافظت کنم.

207
00:13:41,987 --> 00:13:44,239
‫خیلی خب غصه خوردن بسه.

208
00:13:44,239 --> 00:13:47,284
‫هرچی میخوای 
اسمشونو بذار، با یه لبخند سر و تهشو هم بیار.

209
00:13:47,325 --> 00:13:51,329
‫اگه عصبانی شدن و
کتکت زدن ازشون عذرخواهی کن.

210
00:13:52,747 --> 00:13:56,251
‫به نظرت... منو می بخشن؟

211
00:13:56,251 --> 00:14:01,256
‫اینقدر بهت اطمینان داشتن که پیمانشونو نشکنن. تو هم بهشون اعتماد کن.

212
00:14:01,298 --> 00:14:03,258
‫سایوسان...

213
00:14:03,341 --> 00:14:08,263
‫بابت اینکه برای قتل پولکاسان بهت
‫مضنون بودم معذرت میخوام.

214
00:14:08,263 --> 00:14:12,350
‫و اگه جادوی سیاه واقعی باشه،
‫پس جادوی کوسه‌ای هم واقعیه!

215
00:14:14,185 --> 00:14:16,187
‫این چیزیه که مهمه.

216
00:14:16,187 --> 00:14:20,275
‫چی شده؟ کوسه زبونتو خورده؟

217
00:14:20,400 --> 00:14:24,446
‫به هر حال هنوز نمیدونی باید راجع به اون
‫نشان چیکار کنی، نه؟

218
00:14:24,446 --> 00:14:25,488
‫بهترین گزینه رو انتخاب کن.

219
00:14:26,489 --> 00:14:31,411
‫همه چی رو به
داداشت که جادوگر شناساییه بسپار.

220
00:14:31,411 --> 00:14:32,454
‫از این اسمه خوشت اومده نه؟

221
00:14:33,413 --> 00:14:34,456
‫حالا،

222
00:14:34,456 --> 00:14:39,419
‫بیاید ببینیم راجع به سالیتیر چی پیدا میکنیم،
‫اول از پلیس شروع می کنیم.

223
00:14:40,462 --> 00:14:41,504
‫هنوز نمیتونم چیز زیادی بروز بدم،
‫ولی شک و شبهه های خودمو دارم.

224
00:14:42,464 --> 00:14:43,506
‫واقعا؟

225
00:14:43,506 --> 00:14:47,927
‫با این حساب... جلوتونو 
نمی گیرم، اما حواستون باشه

226
00:14:47,927 --> 00:14:49,262
‫‫کل سازمان پلیس ها، یا حداقل بخش زیادیش،

227
00:14:49,429 --> 00:14:52,515
‫‫شرورتر از چیزیه که فکرشو می کنین.

228
00:14:53,475 --> 00:14:56,436
‫شرمنده که یهویی احضارت کردم.

229
00:14:56,436 --> 00:14:59,481
‫دشمنت. خوشحالم که اینجام بارزس ارشد هاباکی.

230
00:15:00,440 --> 00:15:04,027
‫از وقتی انتقالم دادن 
فکر نمیکردم هیچوقت برگردم اینجا.

231
00:15:04,402 --> 00:15:07,739
‫هی با خودم میگم کاش سرت تو کتاب بود
‫و آروم آروم پله های ترقی رو میرفتی بالا.

232
00:15:07,739 --> 00:15:10,408
‫ژنرال ارشد

233
00:15:10,408 --> 00:15:13,411
‫ژنرال ارشد ممکنه به اشکال مختلفی باهات رفتار کنه.

234
00:15:13,411 --> 00:15:15,955
‫ولی نذار گولت بزنه، حالا برو تو.

235
00:15:17,248 --> 00:15:18,208
‫بله قربان.

236
00:15:22,337 --> 00:15:24,756
‫تو مسئول پرونده ی سالیتیر هستی.

237
00:15:25,340 --> 00:15:27,676
‫سوباکی ایوانومهکون، درسته؟

238
00:15:28,426 --> 00:15:32,472
‫بیشتر شبیه صاحب باری تا یه افسر پلیس.

239
00:15:33,390 --> 00:15:35,058
‫البته با توجه به ماموریتت،

240
00:15:35,058 --> 00:15:38,144
‫پیرسینگ و رنگ موهات رو 
به عنوان ابزار استتار میپذیرم.

241
00:15:40,397 --> 00:15:41,481
‫فقط یه چیز مهمه.

242
00:15:42,440 --> 00:15:46,444
‫میتونی توی این دستگاه 
به عنوان یه چرخ دنده عمل کنی؟

243
00:15:47,779 --> 00:15:49,489
‫امیدوارم دندونه هامون خوب توی هم جا بیافتن.

244
00:15:49,489 --> 00:15:51,449
‫ژنرال ارشد پلیس متروپلیتن
‫جیروتارو تاکاسو

245
00:15:52,409 --> 00:15:54,494
‫پس ژنرال ارشد اینه.

246
00:15:55,412 --> 00:15:59,416
‫میدونم ظاهر مهم نیست، ولی قیافه شم مور مورم میکنه.

247
00:15:59,416 --> 00:16:00,458
‫چه خفنه!

248
00:16:00,458 --> 00:16:01,501
‫جدی نظرت اینه؟

249
00:16:01,501 --> 00:16:07,424
‫هم؟ این یارو ایوانومه همه‌اش دنبال اطلاعات
‫درباره ی هوسوروگیسانه

250
00:16:11,428 --> 00:16:12,887
‫‫یعنی میگی واسه این 
کار از کامپیوتر پلیس استفاده کرد؟

251
00:16:13,430 --> 00:16:14,514
‫تا چندسال پیش، بیخیال.

252
00:16:15,432 --> 00:16:20,478
‫‫هیچوقت نمیتونست درست با کامپیوتر کار کنه...مثل اینکه بابتش تو دردسر افتاده.
‫یه مدرکم هست.

253
00:16:22,188 --> 00:16:23,481
‫چرخ دنده؟

254
00:16:23,481 --> 00:16:25,442
‫مطمئنم به خوبی توی هم جا می افتیم،

255
00:16:25,483 --> 00:16:28,486
‫ژنرال ارشد، جیروتارو تاکاسو.

256
00:16:29,446 --> 00:16:32,448
‫کلاً خوب میتونم خودمو وفق بدم.

257
00:16:32,490 --> 00:16:37,453
‫مگه اینکه... پای یه سنگریزه ای وسط باشه.

258
00:16:37,453 --> 00:16:43,418
‫منظورت از "سنگریزه" بازرس میابی هوسوروگیه؟

259
00:16:44,419 --> 00:16:46,421
‫اینو به عنوان جواب مثبت در نظر میگیرم.

260
00:16:46,462 --> 00:16:50,425
‫سنگریزه خطاب کردم یه افسر ارشد، اصلاً
‫مورد تایید من نیست.

261
00:16:50,425 --> 00:16:53,428
‫حتی افسری که حضوراً اینجا نباشه.

262
00:16:55,138 --> 00:17:01,394
‫هوسوروگیکون برات چنین معنایی داره؟

263
00:17:05,440 --> 00:17:09,444
‫خنده داره قربان. منظور من جناب بازرس نبود.

264
00:17:09,485 --> 00:17:15,491
‫منظورم به موشیه که باعث و بانیِ ناکار کردن
‫بازرسه.

265
00:17:18,411 --> 00:17:23,458
‫انتظار داشتم با خشم پیشنهادمو رد کنی، ولی به جاش
‫خیلی خونسردانه رفتار کردی.

266
00:17:23,458 --> 00:17:28,421
‫گرچه به طرز سرگرم کننده ای، روشت برای هماهنگ شدن
‫اصلاً خونسردانه نیست.

267
00:17:28,463 --> 00:17:34,469
‫صحیح. ممکنه به عنوان چرخ دنده صدای جدیدی توی سیستم
‫ایجاد کنی.

268
00:17:34,469 --> 00:17:37,472
‫ولی مراقب باش.

269
00:17:37,472 --> 00:17:45,480
‫اگه صدای ناسازگاری بشنوم، برای نابودکردنت
‫لحظه ای درنگ نمی کنم.

270
00:17:46,439 --> 00:17:48,399
‫خاطرم میمونه قربان.

271
00:17:48,399 --> 00:17:51,110
‫اوه، قبل از اینکه کارمونو شروع کنیم باید یه چیز دیگه هم بگم.

272
00:17:52,528 --> 00:17:54,447
‫اسم من جیروتاروئه، نه جیروئوتارو.

273
00:17:54,447 --> 00:17:55,239
‫جیروتارو

274
00:17:55,448 --> 00:17:59,494
‫جیرو، نه جیروئو. مصوت آخرو کوتاه کن.

275
00:17:59,494 --> 00:18:02,288
‫اینم خاطرم میمونه قربان.

276
00:18:03,414 --> 00:18:06,459
‫خب حالا، دلیل اصلی احضارت به اینجا....

277
00:18:06,459 --> 00:18:11,506
‫بعد از اتفاق امروز، روند تحقیقات درباره ی سالیتیر
‫مجدداً برنامه ریزی شده.

278
00:18:12,465 --> 00:18:17,470
‫با توجه به گذشته ای که با هم دارید، ازت
‫میخوام نقش کلیدی ای رو ایفا کنی.

279
00:18:18,846 --> 00:18:19,430
‫شینجوکو گیوئن
‫دروازه شینجوکو

280
00:18:19,430 --> 00:18:20,473
‫خب؟

281
00:18:20,473 --> 00:18:23,476
‫فعالیتی نسبت به پلیس صورت گرفته؟

282
00:18:23,476 --> 00:18:28,398
‫بله، تعداد زیادی سعی کردن پلیس رو هک کنن.

283
00:18:28,398 --> 00:18:31,484
‫ولی یکیشون انگار 
میدونه داره دنبال چی میگرده

284
00:18:32,443 --> 00:18:34,445
‫عه؟ جالب شد.

285
00:18:34,445 --> 00:18:37,031
‫و میدونی هک داره از کجا انجام میشه، نانی؟

286
00:18:37,448 --> 00:18:40,076
‫کافه نانی آموگاری

287
00:18:43,413 --> 00:18:46,124
‫منبعش شینجوکوئه

288
00:18:46,124 --> 00:18:47,125
‫خب.

289
00:18:47,458 --> 00:18:51,421
‫دفتر یه پیشگو که تازه
کسب و کارشو ثبت رسمی کرده.

290
00:18:52,422 --> 00:18:56,467
‫فقط کافیه ازش بخوام سرنوشت منو بگه.

