﻿1
00:00:04,629 --> 00:00:07,590
‫یه چیزایی گزارش شده

2
00:00:07,632 --> 00:00:10,593
‫که یه مردی رو با لباس نظامی دیدن که یه سبد حصیری دستش بوده.

3
00:00:10,635 --> 00:00:14,055
‫انگار داره دنبال یه چیزی می‌گرده، همین‌جوری تو خیابونا می‌چرخه.

4
00:00:14,055 --> 00:00:16,683
‫ولی خب، اون آدمیزاد نیست.

5
00:00:17,851 --> 00:00:20,854
‫اون سبد حصیریش پره هیولاست!

6
00:00:23,064 --> 00:00:24,774
‫پس اگه اون مرد سبد حصیری رو دیدین،

7
00:00:24,774 --> 00:00:27,652
‫فقط خودتونو بزنین به ندیدن.

8
00:00:27,652 --> 00:00:30,572
‫وگرنه می‌افتین تو اون سبد حصیریش...

9
00:00:30,572 --> 00:00:31,823
‫قورت!

10
00:00:32,157 --> 00:00:34,367
‫و آخرش تبدیل به هیولا می‌شین!

11
00:00:34,784 --> 00:00:35,869
‫یکی از دوستای خواهرم...

12
00:00:35,869 --> 00:00:37,454
‫هفته پیش اون یارو رو دیده!

13
00:00:37,454 --> 00:00:39,164
‫دوستش بعد از اون دیگه پیداش نشد!

14
00:00:39,164 --> 00:00:42,125
‫من دارم میرم کتابخونه یه کم تحقیق کنم بعد برم خونه.

15
00:00:42,125 --> 00:00:43,460
‫بازم؟

16
00:00:43,460 --> 00:00:45,879
‫کاننا این روزا همش داره میره کتابخونه.

17
00:00:48,631 --> 00:00:51,468
‫- ببخشید...
‫- هی!

18
00:00:51,468 --> 00:00:54,471
‫مگه من قبلاً اینجوری تعظیم نکردم و ازت خواهش نکرده بودم؟

19
00:00:54,471 --> 00:00:57,307
‫این کجاش تعظیمه؟

20
00:00:57,307 --> 00:00:59,267
‫تو که سرتو بالا گرفتی.

21
00:00:59,267 --> 00:01:01,769
‫بابا، من قدم بلنده دیگه.

22
00:01:01,769 --> 00:01:02,770
‫آقای انوکیزو؟

23
00:01:03,313 --> 00:01:04,522
‫کانکیچی!

24
00:01:04,522 --> 00:01:05,648
‫اسم من کانناست!

25
00:01:05,648 --> 00:01:07,484
‫فکر کنم دیگه باید اسممو حفظ شده باشی!

26
00:01:07,775 --> 00:01:09,861
‫شما دوتا دارین سر چی حرف می‌زنین؟

27
00:01:09,861 --> 00:01:11,654
‫داداش بزرگش

28
00:01:11,654 --> 00:01:14,365
‫انگار می‌خواد ازم یه خواهشی بکنه.

29
00:01:14,365 --> 00:01:15,992
‫پس آقای انوکیزو، شما داداش بزرگتر دارین؟

30
00:01:16,034 --> 00:01:17,118
‫اوه!

31
00:01:17,118 --> 00:01:20,038
‫کانتای، تو هم بیا آئویاما.

32
00:01:20,038 --> 00:01:21,956
‫آئو-آئویاما؟

33
00:01:21,956 --> 00:01:23,416
‫هی، آقای اِنو.

34
00:01:23,416 --> 00:01:24,459
‫دانش‌آموزا رو وسط نکش...

35
00:01:24,459 --> 00:01:25,877
‫کیک هم هست!

36
00:01:26,377 --> 00:01:27,962
‫کیک.

37
00:01:27,962 --> 00:01:29,047
‫بزن بریم!

38
00:01:29,047 --> 00:01:30,465
‫خیله خب، پس بریم!

39
00:02:43,830 --> 00:02:46,833
‫(قسمت ششم: سبد حصیری که نباید باز بشه)

40
00:02:53,339 --> 00:02:56,551
‫اینجا پر سربازای آمریکاییه.

41
00:02:56,551 --> 00:02:59,721
‫آخه خونه‌ی فرمانده کل نیروهای متفقین تو یویوگیه.

42
00:02:59,721 --> 00:03:00,638
‫رسیدیم!

43
00:03:02,724 --> 00:03:04,350
‫یه کافه جاز؟

44
00:03:04,350 --> 00:03:05,893
‫داداش بزرگش

45
00:03:05,893 --> 00:03:08,730
‫با سربازایی که خارج از کشور مستقرن، معامله می‌کنه.

46
00:03:08,771 --> 00:03:10,565
‫این مغازه یکی از پایگاه‌هاشه.

47
00:03:10,857 --> 00:03:13,192
‫چه جور آدمی

48
00:03:13,192 --> 00:03:14,777
‫داداش آقای اِنو هست؟

49
00:03:22,118 --> 00:03:23,202
‫سلام.

50
00:03:23,828 --> 00:03:25,705
‫ببخشید که این همه راه زحمت کشیدین،

51
00:03:25,705 --> 00:03:26,873
‫چوزنجی.

52
00:03:27,081 --> 00:03:28,791
‫چطوری شد که زخمی شدین،

53
00:03:28,791 --> 00:03:30,126
‫آقای سویچیرو؟

54
00:03:30,126 --> 00:03:32,462
‫راستش، می‌خواستم یه گربه ولگرد رو ناز کنم،

55
00:03:32,462 --> 00:03:34,338
‫ولی آخرش چنگم زد.

56
00:03:34,338 --> 00:03:36,007
‫ریجیرو، ممنون که آوردیش اینجا.

57
00:03:36,674 --> 00:03:37,759
‫واقعاً باید ازم تشکر کنی.

58
00:03:38,301 --> 00:03:39,802
‫اوه، این دختر خانوم کیه؟

59
00:03:39,802 --> 00:03:42,013
‫ببخشید، ایشون شاگرد من هستن.

60
00:03:42,013 --> 00:03:44,098
‫م-من کوساکابه کاننا هستم.

61
00:03:44,098 --> 00:03:45,266
‫من داداش بزرگتر ریجیرو هستم،

62
00:03:45,266 --> 00:03:47,268
‫انوکیزو سویچیرو.

63
00:03:47,268 --> 00:03:49,103
‫از دیدنت خوشبختم، کاننا.

64
00:03:49,103 --> 00:03:51,314
‫خ-خب، آدم عادیه دیگه،

65
00:03:51,314 --> 00:03:53,524
‫با اینکه داداش آقای انوکیزو هست.

66
00:03:58,279 --> 00:03:59,322
‫بفرمایید.

67
00:04:02,700 --> 00:04:03,701
‫ممنون.

68
00:04:08,414 --> 00:04:11,167
‫اون لطفی که می‌خوام ازتون بخوام، مربوط به اون باریستاست.

69
00:04:11,167 --> 00:04:12,627
‫چی شده؟

70
00:04:13,085 --> 00:04:15,505
‫اسمش کنیچیه.

71
00:04:15,505 --> 00:04:17,799
‫حدود دو ماه پیش، اومد تو مغازه‌م

72
00:04:18,716 --> 00:04:20,551
‫اولش بهش کار تو قسمت پشتی رو دادم،

73
00:04:20,551 --> 00:04:22,970
‫ولی چون خیلی سخت‌کوش و با دقت بود،

74
00:04:22,970 --> 00:04:25,348
‫بعداً ارتقاش دادم به قسمت جلویی.

75
00:04:25,348 --> 00:04:26,933
‫بعدش...

76
00:04:26,933 --> 00:04:29,060
‫حدود یه هفته پیش بود.

77
00:04:30,353 --> 00:04:31,646
‫درسته.

78
00:04:31,646 --> 00:04:33,356
‫واسه همین با خودم فکر کردم که نکنه باید واسطه بشم

79
00:04:33,356 --> 00:04:36,150
‫برای آمریکایی‌هایی که دنبال خرید سفال ژاپنی هستن.

80
00:04:37,151 --> 00:04:38,736
‫اگه بتونم یه تأمین‌کننده مطمئن پیدا کنم...

81
00:04:38,736 --> 00:04:40,363
‫ام، ببخشید.

82
00:04:41,113 --> 00:04:43,115
‫من اتفاقی صداتونو شنیدم.

83
00:04:43,115 --> 00:04:46,077
‫من می‌دونم کجا می‌شه سفال‌های خوب پیدا کرد.

84
00:04:46,077 --> 00:04:49,497
‫می‌شه بذارین من این کارو انجام بدم؟

85
00:04:49,497 --> 00:04:50,248
‫این

86
00:04:50,248 --> 00:04:52,458
‫همونیه که بعداً آورد.

87
00:04:59,382 --> 00:05:02,301
‫خیلی شبیه کارای کنزانه.

88
00:05:02,301 --> 00:05:03,344
‫تو چی فکر می‌کنی؟

89
00:05:03,344 --> 00:05:04,554
‫کنزان دیگه کیه؟

90
00:05:04,554 --> 00:05:05,972
‫اوگاتا کنزان.

91
00:05:05,972 --> 00:05:08,349
‫اون یه سفالگر رینپا تو دوره ادو بوده.

92
00:05:08,349 --> 00:05:12,728
‫اون یه استاد خیلی معروف بوده، چون کاراش ظریف، بی‌پروا و جسورانه بوده.

93
00:05:12,728 --> 00:05:14,313
‫اگه اصل باشه،

94
00:05:14,313 --> 00:05:17,066
‫باید چند صد هزار تا چند میلیون ین بیارزه.

95
00:05:17,066 --> 00:05:19,235
‫چ-چند میلیون ین؟

96
00:05:19,235 --> 00:05:22,071
‫من نمی‌تونم تشخیص بدم که این سفال اصله یا نه.

97
00:05:22,071 --> 00:05:22,863
‫ولی خب،

98
00:05:22,863 --> 00:05:25,032
‫این جنس انگار جنس خوبیه.

99
00:05:25,032 --> 00:05:27,660
‫بحث سر اصل بودنش نیست.

100
00:05:27,660 --> 00:05:29,245
‫اون کارش رو خیلی جدی و با وسواس انجام میده،

101
00:05:29,245 --> 00:05:31,163
‫و خیلی هم آدم با ملاحظه ایه.

102
00:05:31,163 --> 00:05:31,956
‫یه همچین کسی

103
00:05:31,956 --> 00:05:34,333
‫خیلی به خودش زحمت داده که تو این کار دخالت کنه.

104
00:05:34,333 --> 00:05:36,127
‫با اینکه شاید این یه مسئله کوچیک به نظر بیاد،

105
00:05:36,127 --> 00:05:38,004
‫من نگران این موضوعم.

106
00:05:38,004 --> 00:05:40,214
‫میخوای من این قضیه رو پیگیری کنم؟

107
00:05:40,214 --> 00:05:42,800
‫ولی خب، کارمندای دولت نمیتونن کار پاره وقت داشته باشن.

108
00:05:43,509 --> 00:05:45,303
‫واسه همینه که نمیتونم بهت پولی بدم.

109
00:05:45,303 --> 00:05:48,014
‫این فقط یه خواهش شخصیه.

110
00:05:49,932 --> 00:05:52,101
‫چون تو خواستی، نمیتونم نه بیارم.

111
00:05:52,101 --> 00:05:52,977
‫من تو این تحقیقات کمکت میکنم.

112
00:05:52,977 --> 00:05:53,602
‫ها؟

113
00:05:53,602 --> 00:05:55,146
‫چه عالی!

114
00:05:55,146 --> 00:05:57,148
‫اینم رزومه اش.

115
00:05:57,148 --> 00:05:58,566
‫اون تو کاناگاوا به دنیا اومده.

116
00:05:58,566 --> 00:06:00,318
‫پدر و مادرش دیگه نیستن.

117
00:06:00,318 --> 00:06:02,486
‫یه خواهر کوچیکتر هم داره.

118
00:06:07,825 --> 00:06:08,617
‫اوم.

119
00:06:08,617 --> 00:06:10,453
‫چرا قبول کردی تو این تحقیقات کمک کنی،

120
00:06:10,453 --> 00:06:13,205
‫در صورتی که معمولا این کارو نمیکنی؟

121
00:06:13,205 --> 00:06:16,917
‫من چون آقای سوئیچیرو بهم کمک کرده، اجازه دارم از اتاق آماده سازی کتاب استفاده کنم.

122
00:06:16,917 --> 00:06:18,544
‫از این گذشته، من خیلی بهش مدیونم.

123
00:06:18,544 --> 00:06:19,712
‫یعنی چی؟

124
00:06:20,963 --> 00:06:24,175
‫وقتی اینقدر تند میریم رانندگی خیلی حال میده!

125
00:06:24,175 --> 00:06:27,887
‫آقای اِنو، شما باید از آقای سوئیچیرو یاد بگیرید.

126
00:06:27,887 --> 00:06:30,097
‫من نمیخوام مثل اون انقدر معمولی باشم.

127
00:06:32,683 --> 00:06:35,352
‫یه بشقابش چند میلیون ین می ارزه.

128
00:06:35,352 --> 00:06:37,354
‫واقعا دنیای حیرت آوریه.

129
00:06:37,354 --> 00:06:38,355
‫کانا.

130
00:06:39,106 --> 00:06:40,649
‫میشه یه لطفی کنی یه چیزی رو ببری

131
00:06:40,649 --> 00:06:43,694
‫فردا بعد از مدرسه ببری خونه خاله تو آئویاما؟

132
00:06:43,694 --> 00:06:44,737
‫باشه.

133
00:06:44,737 --> 00:06:46,947
‫(آئویاما، ۳-چومه)

134
00:06:53,704 --> 00:06:54,830
‫(عتیقه فروشی ایماگاوا)

135
00:06:54,830 --> 00:06:56,665
‫یه عتیقه فروشیه.

136
00:06:56,665 --> 00:06:58,000
‫شاید

137
00:06:58,000 --> 00:06:59,668
‫اونجا کارای کنزان هم پیدا بشه.

138
00:06:59,668 --> 00:07:01,462
‫دنبال چیزی هستی؟

139
00:07:02,171 --> 00:07:03,380
‫نه!

140
00:07:03,380 --> 00:07:05,299
‫فقط میخوام یه نگاهی به مغازه بندازم.

141
00:07:07,968 --> 00:07:09,970
‫اون آدمه یا تندیس گِلی؟

142
00:07:09,970 --> 00:07:12,765
‫خب پس بیا تو یه نگاهی بنداز.

143
00:07:12,765 --> 00:07:15,851
‫و-ولی من اونقدر پول ندارم که.

144
00:07:15,851 --> 00:07:18,145
‫فقط نگاه کنی هم کافیه.

145
00:07:18,145 --> 00:07:20,564
‫اصلا مشتری نداریم که.

146
00:07:20,564 --> 00:07:22,149
‫خب. ممنونم.

147
00:07:22,733 --> 00:07:24,235
‫خوش اومدید.

148
00:07:26,862 --> 00:07:29,156
‫همه چی خیلی گرون قیمته.

149
00:07:30,199 --> 00:07:31,534
‫وای، چقدر اینا بانمکن!

150
00:07:31,534 --> 00:07:35,120
‫اینا یه سری وسایل تزئینی جدیدن که شووا درستشون کرده.

151
00:07:35,120 --> 00:07:36,872
‫عتیقه نیستن،

152
00:07:36,872 --> 00:07:39,333
‫ولی چون خیلی خوشم اومد یه چند تایی سفارش دادم.

153
00:07:39,333 --> 00:07:41,293
‫(۱۵ ین)
‫از پسش بر میام.

154
00:07:41,293 --> 00:07:42,419
‫(۱۵ ین)
‫من اینو میخوام!

155
00:07:43,462 --> 00:07:45,089
‫ممنونم.

156
00:07:47,591 --> 00:07:48,551
‫بفرمایید.

157
00:07:48,551 --> 00:07:49,969
‫ممنونم.

158
00:07:52,805 --> 00:07:54,974
‫این اثر کنزان هست؟

159
00:07:55,933 --> 00:07:57,059
‫نه، نیست.

160
00:07:57,059 --> 00:08:00,396
‫من اینو از یه مشتری که اومده بود سفال بفروشه خریدم.

161
00:08:00,396 --> 00:08:03,065
‫با اینکه امضا نداره، ولی به نظرم جنس خوبیه.

162
00:08:03,065 --> 00:08:05,067
‫واسه همین واسه خودم نگهش داشتم.

163
00:08:05,067 --> 00:08:07,945
‫اینجا پاتوق دلال های عتیقه و خریداراس.

164
00:08:07,945 --> 00:08:09,154
‫ولی حدود یه ماه پیش،

165
00:08:09,154 --> 00:08:11,407
‫جنس های تقلبی تو کاناگاوا سر و کله شون پیدا شد.

166
00:08:11,407 --> 00:08:13,450
‫واسه همینه که موقع خرید جنس باید خیلی حواسم رو جمع کنم.

167
00:08:14,159 --> 00:08:15,869
‫ممنونم.

168
00:08:15,869 --> 00:08:17,413
‫بیرون دیگه داره تاریک میشه.

169
00:08:17,413 --> 00:08:19,456
‫موقع رفتن خونه مواظب باش.

170
00:08:19,456 --> 00:08:21,000
‫راستش، یه آقایی

171
00:08:21,000 --> 00:08:25,087
‫که لباس نظامی تنشه و یه سبد حصیری دستشه، معمولا این دور و برا دیده میشه.

172
00:08:25,087 --> 00:08:26,338
‫سبد حصیری؟

173
00:08:26,338 --> 00:08:28,882
‫اون سبد حصیری پر از هیولاس!

174
00:08:33,137 --> 00:08:35,264
‫بیرون خیلی تاریکه.

175
00:08:38,559 --> 00:08:40,561
‫اوه، گربه بود.

176
00:08:41,395 --> 00:08:42,313
‫ها؟

177
00:08:45,274 --> 00:08:46,692
‫یه سبد حصیریه.

178
00:08:47,359 --> 00:08:49,278
‫چرا اینجا گذاشتنش؟

179
00:08:49,987 --> 00:08:54,116
‫مطمئنا که نباید توش هیولا باشه، نه؟

180
00:08:54,742 --> 00:08:55,784
‫ولی...

181
00:08:55,784 --> 00:08:57,202
‫اگه...

182
00:09:08,213 --> 00:09:10,841
‫تو یه مرد با لباس نظامی میبینی که یه سبد حصیری هم دستشه؟

183
00:09:12,134 --> 00:09:15,429
‫سبد حصیری و لباس نظامی که چیز خیلی عجیبی نیستن، هستن؟

184
00:09:15,429 --> 00:09:17,389
‫ولی فقط یه راه به اون سمت هست،

185
00:09:17,389 --> 00:09:18,766
‫و قبلا هیچکی اونجا نبود.

186
00:09:18,766 --> 00:09:21,101
‫ولی وقتی برگشتم، یهو اون یارو رو دیدم.

187
00:09:21,101 --> 00:09:24,021
‫انگار یهو از دل تاریکی پیداش شد.

188
00:09:32,321 --> 00:09:33,405
‫به هر حال،

189
00:09:33,447 --> 00:09:35,699
‫تو اصلا چرا دوباره رفتی آئویاما؟

190
00:09:35,699 --> 00:09:37,451
‫چون رفتم کمک کنم یه سری کارا رو انجام بدم.

191
00:09:37,451 --> 00:09:39,912
‫و تو راه برگشت به یه عتیقه فروشی سر زدم.

192
00:09:39,912 --> 00:09:41,872
‫عتیقه فروشی تو آئویاما؟

193
00:09:41,872 --> 00:09:43,874
‫دیو گوبو گوبو رو دیدی؟

194
00:09:43,874 --> 00:09:44,625
‫ها؟

195
00:09:44,625 --> 00:09:46,543
‫نه، نه دیو گوبو گوبو،

196
00:09:46,543 --> 00:09:48,962
‫همون مرده که یونیفرم نظامی تنشه و یه زنبیل دستشه.

197
00:09:48,962 --> 00:09:51,215
‫راستی، این گوبو گوبو دیمن دیگه چیه؟

198
00:09:51,215 --> 00:09:53,967
‫دیو گوبو گوبو در واقع خود آقای ماچیکوئه!

199
00:09:53,967 --> 00:09:57,346
‫آقای انو، الحق که تو لقب ساختن‌های عجیب غریب، استادی.

200
00:09:57,346 --> 00:10:00,432
‫تو پاتوقِ عتیقه فروشی ایماگاوایی، درسته؟

201
00:10:00,432 --> 00:10:02,059
‫تو هم اون مغازه رو میشناسی؟

202
00:10:02,101 --> 00:10:04,895
‫یه مرد با قیافه ناجور اونجا باید باشه، نه؟

203
00:10:04,895 --> 00:10:05,646
‫آره.

204
00:10:05,646 --> 00:10:07,481
‫خیلی آدم خوبیه.

205
00:10:07,481 --> 00:10:10,442
‫یه مرد دیگه هم هست با چشمای ریز که مهربون به نظر میاد.

206
00:10:11,276 --> 00:10:12,986
‫آسامایاما هم اونجاست؟

207
00:10:12,986 --> 00:10:15,864
‫ایماگاوا ماساتسومی همون مرده‌ست که قیافه‌ش یه جوریه.

208
00:10:15,864 --> 00:10:18,575
‫اون مرده که چشماش ریزه، اسمش ایساما کازوناریـه.

209
00:10:18,575 --> 00:10:21,411
‫اینا هردو زیردست آقای انو بودن وقتی تو نیروی دریایی بوده.

210
00:10:21,411 --> 00:10:22,538
‫ها؟

211
00:10:22,538 --> 00:10:24,414
‫با اینکه قیافه‌هاشون یه جوریه،

212
00:10:24,414 --> 00:10:25,290
‫کارایی که کردن

213
00:10:25,290 --> 00:10:26,542
‫(داستان انوکیزو) خیلی جالبه.

214
00:10:26,667 --> 00:10:27,709
‫راستی،

215
00:10:27,709 --> 00:10:29,086
‫یه بار من اینو با آسامایاما فرستادم...

216
00:10:35,676 --> 00:10:36,593
‫حالم از غذا خوردن بهم میخوره.

217
00:10:36,593 --> 00:10:37,386
‫ها؟

218
00:10:37,386 --> 00:10:37,970
‫کوسه!

219
00:10:37,970 --> 00:10:39,054
‫من کوسه میخوام!

220
00:10:39,096 --> 00:10:40,472
‫ستوان انوکیزو.

221
00:10:40,472 --> 00:10:42,099
‫برنامه زمانی بندر بعدی...

222
00:10:42,099 --> 00:10:43,600
‫آسامایاما، سر وقت اومدی.

223
00:10:43,642 --> 00:10:44,685
‫اسم من ایساماست.

224
00:10:44,685 --> 00:10:47,229
‫تو و این آقا میرید کوسه بگیرین!

225
00:10:47,229 --> 00:10:49,439
‫تا یه دونه کوسه نگرفتین، برنگردین!

226
00:10:49,439 --> 00:10:50,566
‫ها؟

227
00:10:53,402 --> 00:10:54,695
‫ها؟

228
00:11:00,576 --> 00:11:02,327
‫(پایان) خب، چطوره؟ باحال نبود؟

229
00:11:02,327 --> 00:11:03,996
‫(پایان) خیلی بی‌انصافیه.

230
00:11:04,371 --> 00:11:06,415
‫بیخیال این بشیم.

231
00:11:06,415 --> 00:11:07,583
‫چوزنجی-سنسی،

232
00:11:07,583 --> 00:11:10,419
‫شما مرد زنبیلی رو میشناسین؟

233
00:11:10,419 --> 00:11:12,087
‫میگن کسایی که اونو ببینن، تبدیل به هیولا میشن

234
00:11:12,087 --> 00:11:13,881
‫وقتی که میندازتشون تو زنبیل.

235
00:11:13,881 --> 00:11:16,133
‫این موضوع تو کلاسمون هم سر زبون‌هاست.

236
00:11:16,133 --> 00:11:19,720
‫ای بابا. هی بهت میگم، ولی بازم دوست داری خودتو قاطی کنی.

237
00:11:19,720 --> 00:11:21,263
‫حتی اگه اون یارو هیولا هم نباشه،

238
00:11:21,263 --> 00:11:24,850
‫اگه حواست نباشه، ممکنه بندازنت تو زنبیل.

239
00:11:24,850 --> 00:11:28,145
‫هیچوقت سرخود و از روی کنجکاوی کاری نکن.

240
00:11:28,145 --> 00:11:29,896
‫من... من معذرت میخوام.

241
00:11:31,398 --> 00:11:34,109
‫شما با مرد زنبیلی برخورد کردید

242
00:11:34,109 --> 00:11:36,153
‫تو یه راهی که دو طرفش دیوار بلند بود، درسته؟

243
00:11:36,153 --> 00:11:37,696
‫بله.

244
00:11:38,071 --> 00:11:40,574
‫(اداره پلیس ایکه بوکورو غربی)

245
00:11:40,866 --> 00:11:42,576
‫بیرون اومدن از تاریکی

246
00:11:42,576 --> 00:11:44,536
‫چه طرز بیان جالبیه.

247
00:11:44,536 --> 00:11:49,291
‫معمولاً مردم فکر میکنن مرد زنبیلی از دیوار پریده و اومده تو جاده.

248
00:11:50,626 --> 00:11:52,461
‫خب، چی شد؟

249
00:11:52,836 --> 00:11:55,088
‫من در خونه ها رو زدم و پرس و جو کردم.

250
00:11:55,088 --> 00:11:58,175
‫هیچی دزدیده نشده بود که ارزش داشته باشه.

251
00:11:58,175 --> 00:11:59,092
‫ولی یه بچه تو یه خونواده

252
00:11:59,092 --> 00:12:01,011
‫که سر نبش خونشون بود

253
00:12:01,011 --> 00:12:03,263
‫داشت کولی بازی در میاورد چون زنجره‌هاش گم شده بودن.

254
00:12:03,263 --> 00:12:04,056
‫زنجره؟

255
00:12:04,056 --> 00:12:04,806
‫اونا گذاشته بودن

256
00:12:04,848 --> 00:12:08,226
‫یه سری پوسته زنجره تو یه جعبه چوبی خالی.

257
00:12:08,226 --> 00:12:10,354
‫آخرش اون پوسته‌ها گم شدن.

258
00:12:10,354 --> 00:12:14,441
‫ولی مامانش خندید و گفت اشکال نداره اگه اونا گم شدن.

259
00:12:14,441 --> 00:12:15,317
‫اصلا چی

260
00:12:15,317 --> 00:12:17,152
‫تو اون جعبه چوبی چی بود؟

261
00:12:17,569 --> 00:12:18,945
‫بشقاب.

262
00:12:18,945 --> 00:12:21,406
‫ولی انگار شکسته بودن، واسه همین انداختنشون دور.

263
00:12:21,448 --> 00:12:22,574
‫ازشون پرسیدی

264
00:12:22,574 --> 00:12:24,826
‫جعبه یه جور خاصی بود یا نه؟

265
00:12:24,826 --> 00:12:25,869
‫آره.

266
00:12:25,869 --> 00:12:28,455
‫روی جعبه یه خطاطی هست.

267
00:12:28,455 --> 00:12:29,790
‫تو خیلی خفنی

268
00:12:29,790 --> 00:12:31,583
‫و خیلی هم قابل اعتمادی.

269
00:12:31,583 --> 00:12:33,919
‫چرا یهو شروع کردی از من تعریف کردن؟ معذب شدم.

270
00:12:33,919 --> 00:12:35,962
‫ولی این فقط یه اقدام موقتیه.

271
00:12:35,962 --> 00:12:38,799
‫انگار داری میگی، منو بگیر.

272
00:12:38,840 --> 00:12:39,549
‫جناب،

273
00:12:39,549 --> 00:12:41,301
‫اوضاع اون موضوعی که ازتون خواستم پیگیری کنین، چطوره؟

274
00:12:42,010 --> 00:12:42,969
‫بررسی کردم و فهمیدم که

275
00:12:42,969 --> 00:12:44,429
‫در واقع،

276
00:12:44,429 --> 00:12:46,932
‫حدود یه ماه پیش یه ماجرای جعل تو کاناگاوا اتفاق افتاده.

277
00:12:46,932 --> 00:12:48,975
‫ولی هنوز مقصرش گیر نیفتاده.

278
00:12:49,851 --> 00:12:51,770
‫اینم رزومه‌ش.

279
00:12:51,770 --> 00:12:53,522
‫محل تولدش کاناگاواست.

280
00:12:53,814 --> 00:12:55,148
‫فهمیدم.

281
00:12:55,148 --> 00:12:56,483
‫یه زنگ بزنم.

282
00:12:58,693 --> 00:13:01,279
‫معامله عتیقه چهار روز دیگه است،

283
00:13:01,279 --> 00:13:04,032
‫و اون از من یه لطفی خواسته.

284
00:13:04,032 --> 00:13:05,117
‫از تو یه لطفی خواسته؟

285
00:13:05,117 --> 00:13:10,038
‫انگار میخواد یه نفر از عتیقه فروشی ایماگاوا هم اونجا باشه.

286
00:13:10,038 --> 00:13:11,289
‫آها.

287
00:13:11,665 --> 00:13:12,666
‫ببخشید.

288
00:13:12,666 --> 00:13:14,334
‫ممنون.

289
00:13:16,545 --> 00:13:18,922
‫ممنون که امروز اومدی ایماگاوا.

290
00:13:18,922 --> 00:13:21,383
‫ایشون خریدارن، آقای کادا.

291
00:13:21,383 --> 00:13:22,968
‫ایشون کارشناس عتیقه جات هستن.

292
00:13:22,968 --> 00:13:24,594
‫از دیدنتون خوشبختم.

293
00:13:24,594 --> 00:13:27,848
‫من ایماگاوا ماساتسومی از عتیقه فروشی ایماگاوا هستم.

294
00:13:27,848 --> 00:13:29,850
‫خوشبختم از دیدنتون.

295
00:13:30,475 --> 00:13:31,768
‫شما دیگه واسه چی اومدین؟

296
00:13:31,768 --> 00:13:32,686
‫چون خیلی علاقه دارم.

297
00:13:32,686 --> 00:13:34,729
‫از آقای انوکیزو خواهش کردم منو برسونن اینجا.

298
00:13:36,273 --> 00:13:39,151
‫آقای سویچیرو، مهمونا رسیدن.

299
00:13:39,151 --> 00:13:40,193
‫بذار بیان تو.

300
00:13:47,617 --> 00:13:49,035
‫اون سبد حصیریه...

301
00:13:49,411 --> 00:13:53,248
‫ممنون که این معامله رو واسه ما جور کردین.

302
00:13:53,248 --> 00:13:56,084
‫اینا همون چینی هایی هستن که قبلا گفتم.

303
00:13:59,588 --> 00:14:00,881
‫(صد ین)

304
00:14:01,131 --> 00:14:02,716
‫اینم پولی که حاضر کردیم.

305
00:14:06,011 --> 00:14:08,680
‫پس بذار یه کارشناس قیمت گذاری کنه.

306
00:14:08,680 --> 00:14:09,681
‫ایماگاوا.

307
00:14:09,681 --> 00:14:11,099
‫اوکی.

308
00:14:18,023 --> 00:14:19,482
‫واقعا عالین.

309
00:14:26,573 --> 00:14:29,659
‫من دونه دونه شونو بررسی کردم.

310
00:14:29,659 --> 00:14:31,119
‫در مجموع،

311
00:14:31,119 --> 00:14:33,747
‫این سرامیک ها خیلی خوب درست شدن.

312
00:14:33,747 --> 00:14:34,789
‫خب...

313
00:14:34,789 --> 00:14:35,916
‫ولی...

314
00:14:35,916 --> 00:14:37,667
‫اینا کارای کنزان نیستن.

315
00:14:37,667 --> 00:14:39,044
‫چی؟!

316
00:14:39,044 --> 00:14:40,837
‫چرند نگو!

317
00:14:40,837 --> 00:14:45,467
‫من قبلا سرامیک هایی رو قیمت گذاری کردم که خیلی شبیه کارای کنزان بودن.

318
00:14:45,467 --> 00:14:46,593
‫اینا

319
00:14:46,593 --> 00:14:48,720
‫کار دست اون صنعتگره.

320
00:14:49,596 --> 00:14:50,472
‫از همه مهم تر،

321
00:14:50,472 --> 00:14:53,767
‫محتویات نوشته شده روی هاکوگاکی با محتویات داخلش فرق داره.

322
00:14:53,767 --> 00:14:55,769
‫پس اینا اصل نیستن.

323
00:14:55,769 --> 00:14:56,519
‫چی؟

324
00:14:56,519 --> 00:14:57,979
‫نه، واسه اینکه...

325
00:14:57,979 --> 00:14:59,356
‫هاکوگاکی دیگه چیه؟

326
00:14:59,356 --> 00:15:04,361
‫یه جور امضا و یادداشت تاییدیه که روی جعبه مخصوصش می نویسن.

327
00:15:04,361 --> 00:15:05,695
‫آهان.

328
00:15:05,695 --> 00:15:09,449
پس میخواستین سر من کلاه بزارین؟

329
00:15:09,449 --> 00:15:10,700
‫ن-نه.

330
00:15:10,700 --> 00:15:12,035
‫اینجا چه خبر شده؟

331
00:15:12,035 --> 00:15:13,620
‫تو بودی که میگفتی تا وقتی که

332
00:15:13,620 --> 00:15:14,829
‫توی یه جعبه شیک باشن، هیچ مشکلی پیش نمیاد، مگه نه؟

333
00:15:14,829 --> 00:15:16,581
‫اتفاقا هیچ مشکلی هم وجود نداره.

334
00:15:16,581 --> 00:15:18,583
‫اون حسابی مچتو گرفته!

335
00:15:19,125 --> 00:15:20,043
‫تو!

336
00:15:26,049 --> 00:15:27,425
‫لعنت بهت یوشیدا!

337
00:15:32,180 --> 00:15:35,433
‫تو که قرار بود تو چونه زنی زرنگ باشی.

338
00:15:36,226 --> 00:15:37,310
‫آقای سویچیرو،

339
00:15:37,310 --> 00:15:39,479
‫ببخشید که معامله تون رو خراب کردم.

340
00:15:40,522 --> 00:15:42,399
‫عجب شانسی!

341
00:15:42,399 --> 00:15:46,111
‫راستی، دو تا از نوچه هام هم برای خواهرت فرستاده بودم

342
00:15:46,111 --> 00:15:46,820
‫رین!

343
00:15:47,237 --> 00:15:50,115
‫اونا همون نوچه هایی هستن که فرستادی؟

344
00:15:50,115 --> 00:15:50,949
‫چی؟!

345
00:15:50,949 --> 00:15:52,158
‫برین تو!

346
00:15:54,994 --> 00:15:56,496
‫چ-چرا آخه؟

347
00:15:58,039 --> 00:15:59,249
‫داداش!

348
00:16:01,751 --> 00:16:03,795
‫میشه توضیح بدی؟

349
00:16:03,795 --> 00:16:05,171
‫معلومه.

350
00:16:05,171 --> 00:16:07,465
‫اولا، دستای کنیچی به خاطر دارو زمخت شده

351
00:16:07,465 --> 00:16:09,134
‫به خاطر داروهاش.

352
00:16:09,884 --> 00:16:12,887
‫با توجه به حرفش که میخواست تو سفالگری کمک کنه،

353
00:16:12,887 --> 00:16:15,682
‫فکر کنم خودش اونارو ساخته.

354
00:16:16,683 --> 00:16:17,642
‫ولی،

355
00:16:17,642 --> 00:16:20,603
‫چرا آخرش سر از اونجا درآورد؟

356
00:16:20,603 --> 00:16:22,063
‫اول، یه ماجرای جعل تو کاناگاوا پیش اومد.

357
00:16:22,063 --> 00:16:24,649
‫بعد از یه عتیقه فروش خواست تو معامله دخالت کنه.

358
00:16:24,649 --> 00:16:29,571
‫کل ماجرا از اونجا شروع شد که ناخواسته پاش به یه جرم جعل باز شد.

359
00:16:30,113 --> 00:16:31,614
‫قبل از جنگ،

360
00:16:31,614 --> 00:16:34,200
‫من تو کاناگاوا سفالگری میکردم و خرج زندگیمو درمیاوردم.

361
00:16:34,701 --> 00:16:37,078
‫من خیلی به استاد کنزان ارادت داشتم.

362
00:16:37,078 --> 00:16:38,663
‫همش به خودم فشار میاوردم که پیشرفت کنم،

363
00:16:38,663 --> 00:16:40,790
‫تا بتونم به پاش برسم.

364
00:16:40,790 --> 00:16:42,917
‫البته، زیاد فروش نمیرفتن.

365
00:16:42,917 --> 00:16:44,002
‫ولی یه روز...

366
00:16:45,712 --> 00:16:46,880
‫من خیلی خوشم اومد.

367
00:16:46,880 --> 00:16:49,048
‫اگه از این کارا بازم داری، من چند تا دیگه میخرم.

368
00:16:51,092 --> 00:16:52,719
‫بعدا، اون یارو ازم خواست چند تا کار دیگه بسازم،

369
00:16:52,719 --> 00:16:54,679
‫منم ساختم.

370
00:16:54,679 --> 00:16:57,056
‫ولی اونا قیمتا رو الکی بالا بردن و گفتن که

371
00:16:57,056 --> 00:16:58,892
‫اینا کارای اصل کنزان هستن.

372
00:16:58,892 --> 00:17:00,101
‫وقتی اینو فهمیدم،

373
00:17:00,101 --> 00:17:01,936
‫من و خواهرم فرار کردیم به توکیو،

374
00:17:01,936 --> 00:17:04,814
‫و اونجا تو مغازه آقای سویچیرو کار پیدا کردم.

375
00:17:04,814 --> 00:17:06,983
‫ولی بعد از اینکه یه سفالگر ماهر رو از دست دادن،

376
00:17:06,983 --> 00:17:09,402
‫خیلی زود معلوم شد که اون یاروها دزدن.

377
00:17:09,402 --> 00:17:11,237
‫یعنی دیگه نمیتونستن دزدی کنن،

378
00:17:11,237 --> 00:17:12,989
‫واسه همین مجبور شدن از کاناگاوا برن.

379
00:17:13,364 --> 00:17:15,783
‫و بعد دوباره همدیگه رو دیدین. چه بد!

380
00:17:15,783 --> 00:17:16,618
‫آره.

381
00:17:16,618 --> 00:17:20,330
‫انگار شانسی منو دیدن که رفتم تو مغازه.

382
00:17:21,623 --> 00:17:25,168
‫به خاطر تو پلیس افتاده دنبالمون.

383
00:17:25,168 --> 00:17:27,211
‫تو هم شریکی.

384
00:17:27,211 --> 00:17:29,422
‫یا باید خسارت هایی که زدیم رو پس بدی،

385
00:17:29,422 --> 00:17:32,050
‫یا به سفالگری برای ما ادامه میدی.

386
00:17:32,050 --> 00:17:32,842
‫گرفتی چی شد؟

387
00:17:32,842 --> 00:17:34,052
‫قبول نمیکنم.

388
00:17:34,052 --> 00:17:36,095
‫هر چی بشه، دیگه تو جعل کردن بهتون کمک نمیکنم.

389
00:17:36,095 --> 00:17:37,347
‫اینجوریه؟

390
00:17:37,347 --> 00:17:39,223
‫یه خواهر کوچیکتر داری، نه؟

391
00:17:39,223 --> 00:17:41,851
‫خیلی نازه، نه؟

392
00:17:41,851 --> 00:17:44,562
‫اون باید خوب قیمت بخوره، نه؟

393
00:17:45,229 --> 00:17:47,815
‫داری این کارو میکنی چون داره تهدیدت میکنه؟

394
00:17:47,815 --> 00:17:50,276
‫نمیتونی از پلیس کمک بگیری؟

395
00:17:50,276 --> 00:17:53,279
‫اونا هنوز تو توکیو کار خلافی نکردن،

396
00:17:53,279 --> 00:17:54,489
‫واسه همین شک دارم پلیس سریع دستگیرشون کنه

397
00:17:54,489 --> 00:17:56,699
‫حتی اگه زنگ بزنم بهشون.

398
00:17:56,699 --> 00:17:57,784
‫همچنین میترسم اگه به پلیس بگم

399
00:17:57,784 --> 00:18:00,370
‫خواهرمو به خطر بندازه.

400
00:18:00,370 --> 00:18:04,624
‫واسه همینه که فکر کردم سفال ها رو بفروشم و با پولش قضیه رو جمع کنم.

401
00:18:04,624 --> 00:18:06,084
‫واسه همین رفتم مغازه آقای ایماگاوا.

402
00:18:06,084 --> 00:18:07,543
‫(عتیقه فروشی ایماگاوا)

403
00:18:08,169 --> 00:18:09,629
‫با اینکه نشون میده

404
00:18:09,629 --> 00:18:12,340
‫خیلی از کنزان تاثیر گرفته،

405
00:18:12,340 --> 00:18:13,925
‫این کار ظریف و زیباست،

406
00:18:13,925 --> 00:18:16,886
‫و یه کم با سبک کنزان فرق داره.

407
00:18:16,886 --> 00:18:20,431
‫من عشق و علاقه کسی که اینو ساخته حس میکنم.

408
00:18:21,891 --> 00:18:22,892
‫شخصا،

409
00:18:22,892 --> 00:18:25,478
‫من یکی میخرم.

410
00:18:25,478 --> 00:18:27,647
‫اگه الان به اون عوضیا پول بدم،

411
00:18:27,647 --> 00:18:30,441
‫بازم جنس تقلبی میفروشن.

412
00:18:30,441 --> 00:18:34,278
‫کاش میتونستم جرم هاشونو رو کنم و نذارم در برن...

413
00:18:34,278 --> 00:18:34,946
‫واسه همین با خودم گفتم

414
00:18:34,946 --> 00:18:36,114
‫که نکنه باید نقش یه واسطه رو بازی کنم

415
00:18:36,114 --> 00:18:39,075
‫برای آمریکایی هایی که میخوان سفال ژاپنی بخرن.

416
00:18:40,576 --> 00:18:41,536
‫اوم.

417
00:18:41,536 --> 00:18:42,328
‫میشه

418
00:18:42,328 --> 00:18:44,872
‫بیشتر در این مورد توضیح بدین؟

419
00:18:44,872 --> 00:18:47,083
‫تو میخواستی ایماگاوا اینجا باشه

420
00:18:47,083 --> 00:18:49,627
‫تا مطمئن شی که میتونه جنس اصل رو از فیک تشخیص بده، نه؟

421
00:18:50,211 --> 00:18:54,590
‫تو همون یارویی هستی که با لباس نظامی جعبه های چوبی رو از انبار مردم برداشتی؟

422
00:18:54,590 --> 00:18:55,383
‫آره.

423
00:18:55,758 --> 00:18:59,429
‫من لباس نظامی پوشیدم تا قیافمو بپوشونم.

424
00:18:59,429 --> 00:19:01,264
‫برای اینکه جنس های فیک واقعی تر به نظر برسن،

425
00:19:01,264 --> 00:19:03,683
‫دنبال جعبه هایی با هاکوگاکی میگشتی.

426
00:19:04,183 --> 00:19:08,062
‫ولی اونایی که واردن سریع میفهمن که محتوا فرق داره.

427
00:19:08,062 --> 00:19:10,189
‫تا وقتی دارن جدا جدا تو جعبه ها بسته بندی میشن،

428
00:19:10,189 --> 00:19:12,483
‫مجبور میشن آدمای بیشتری رو بفرستن برای حمل و نقل.

429
00:19:12,483 --> 00:19:15,987
‫مطمئنم نقشه کشیدی یه معامله بزرگ راه بندازی تا اونا رو بکشی بیرون.

430
00:19:15,987 --> 00:19:18,990
‫ولی فکر نمیکردم این همه همدست داشته باشن.

431
00:19:19,365 --> 00:19:21,951
‫خیلی ممنون که کمک کردین.

432
00:19:21,951 --> 00:19:24,871
‫من فقط از طرف آقای سویچیرو ماموریت داشتم.

433
00:19:25,663 --> 00:19:26,998
‫آقای سویچیرو،

434
00:19:27,999 --> 00:19:30,084
‫ببخشید که دردسر درست کردم.

435
00:19:30,084 --> 00:19:31,794
‫من از این مذاکره به نفع خودم استفاده کردم،

436
00:19:31,794 --> 00:19:33,546
‫که شما رو به خطر انداخت.

437
00:19:33,963 --> 00:19:37,216
‫متاسفانه، نه تنها به جرم کلاهبرداری عتیقه دستگیر شدم،

438
00:19:37,216 --> 00:19:39,093
‫بلکه به جرم دزدیدن جعبه های چوبی هم.

439
00:19:39,093 --> 00:19:41,554
‫من هر جوری پلیس باهام رفتار کنه قبول میکنم.

440
00:19:42,263 --> 00:19:43,556
‫داداش.

441
00:19:45,224 --> 00:19:46,976
‫میخوای اینا رو به من بفروشی

442
00:19:46,976 --> 00:19:49,020
‫به اسم کنزان؟

443
00:19:49,020 --> 00:19:49,520
‫ها؟

444
00:19:49,520 --> 00:19:50,980
‫نه، عمرا.

445
00:19:51,439 --> 00:19:54,692
‫این کلاهبرداری نبود چون من نگفتم

446
00:19:54,692 --> 00:19:56,194
‫دارم اینا رو به عنوان کارای کنزان میخرم.

447
00:19:57,737 --> 00:20:00,072
‫پرونده رسمی برای جعبه های چوبی دزدیده شده تشکیل شده؟

448
00:20:00,072 --> 00:20:00,656
‫چی؟

449
00:20:00,656 --> 00:20:01,574
‫نه.

450
00:20:01,574 --> 00:20:03,743
‫همه خیلی وقته بودنشونو فراموش کرده بودن.

451
00:20:03,743 --> 00:20:05,661
‫بعضی ها حتی خوشحال بودن که آشغالا رو بردن.

452
00:20:05,661 --> 00:20:07,496
‫واسه همین کسی خبر نداد.

453
00:20:07,496 --> 00:20:09,290
‫همچنین نباید

454
00:20:09,290 --> 00:20:11,167
‫هیچ مدرکی از ورود غیرقانونی وجود داشته باشه.

455
00:20:11,167 --> 00:20:12,627
‫انگار اونم خبر نداره

456
00:20:12,627 --> 00:20:14,670
‫از ماجرای جعل کاناگاوا.

457
00:20:14,670 --> 00:20:17,673
‫میشه گفت یه شخص ثالث با حسن نیتـه.

458
00:20:17,673 --> 00:20:21,636
‫لازم نیست بری کلانتری.

459
00:20:21,636 --> 00:20:22,970
‫و حالا میخوام

460
00:20:22,970 --> 00:20:27,016
‫به خرید و فروش سفال باهاش ادامه بدم.

461
00:20:27,016 --> 00:20:28,017
‫کنیچی،

462
00:20:28,017 --> 00:20:30,478
‫میشه ازت خواهش کنم سفال بسازی؟

463
00:20:30,478 --> 00:20:31,062
‫ها؟

464
00:20:31,062 --> 00:20:32,980
‫عجب ایده خوبی.

465
00:20:32,980 --> 00:20:34,482
‫آخه کارای آقای کنیچی عالین

466
00:20:34,482 --> 00:20:37,735
‫حتی وقتی نمیخواد از سبک کنزان تقلید کنه.

467
00:20:37,735 --> 00:20:39,737
‫ایماگاوا تاییدت کرده.

468
00:20:39,737 --> 00:20:42,740
‫این دفعه دیگه از استعدادت خوب استفاده کن.

469
00:20:43,866 --> 00:20:46,619
‫خ-خیلی ممنونم.

470
00:20:47,954 --> 00:20:49,956
‫خب، اینجوری شد.

471
00:20:49,956 --> 00:20:51,415
‫کاش منم اون موقع اونجا بودم.

472
00:20:52,625 --> 00:20:53,751
‫راستی،

473
00:20:53,751 --> 00:20:55,419
‫آقای انوکیزو و داداشش

474
00:20:55,419 --> 00:20:57,088
‫اصلا شبیه هم نیستن.

475
00:20:57,088 --> 00:20:59,757
‫شاید رابطشون مشکل دار به نظر نیاد،

476
00:20:59,757 --> 00:21:02,218
‫ولی به عنوان داداش آقای انوکیزو،

477
00:21:02,218 --> 00:21:04,512
‫شاید هنوز احساسات پیچیده ای داشته باشه.

478
00:21:04,512 --> 00:21:05,805
‫ولی با توجه به اخلاقش،

479
00:21:05,805 --> 00:21:07,139
‫آقای انوکیزو بعیده

480
00:21:07,139 --> 00:21:09,016
‫به این چیزا اهمیت بده.

481
00:21:09,016 --> 00:21:10,101
‫ها؟

482
00:21:10,101 --> 00:21:13,354
‫مگه چیزی هم هست که آقای انوکیزو توش خوب نباشه؟

483
00:21:13,354 --> 00:21:14,230
‫اگه درست خاطرم باشه،

484
00:21:14,230 --> 00:21:16,816
‫گفت از شیرینی موناکا و جیرجیرک خوشش نمیاد.

485
00:21:16,816 --> 00:21:18,734
‫چرا از شیرینی موناکا خوشش نمیاد؟

486
00:21:20,152 --> 00:21:23,155
‫هی! تو صورت من عطسه نکن!
