﻿1
00:00:03,962 --> 00:00:05,547
‫هی، کانا، خبر داری؟

2
00:00:05,547 --> 00:00:07,924
‫ماه دیگه یه دانش‌آموز انتقالی میاد.

3
00:00:07,924 --> 00:00:09,759
‫دانش‌آموز انتقالی؟

4
00:00:09,759 --> 00:00:11,344
‫دختره یا پسره؟

5
00:00:11,344 --> 00:00:12,178
‫دختره.

6
00:00:12,178 --> 00:00:14,806
‫شنیدم دیروز معلما داشتن دربارش حرف می‌زدن.

7
00:00:14,806 --> 00:00:15,724
‫اسم‌ش هست...

8
00:00:15,724 --> 00:00:17,600
‫سائکی هیدیو.

9
00:00:17,600 --> 00:00:19,352
‫جدی؟ من که خیلی دلم می‌خواد ببینمش.

10
00:00:19,352 --> 00:00:19,936
‫آره.

11
00:00:19,936 --> 00:00:21,855
‫به نظرت چه جور آدمی میتونه باشه؟

12
00:00:24,816 --> 00:00:27,777
‫اون چوزنجی-سنسه نیست؟

13
00:00:27,777 --> 00:00:29,070
‫فکر کنم خودش باشه.

14
00:00:30,697 --> 00:00:31,448
‫ها؟

15
00:00:32,198 --> 00:00:34,409
‫آهان، آخه خیلی شبیه هم هستن.

16
00:00:36,244 --> 00:00:37,912
‫راستی می‌دونستی؟

17
00:00:37,912 --> 00:00:41,666
‫میگن تو کل دنیا سه نفر هستن که عین توئن.

18
00:00:43,418 --> 00:00:45,378
‫اوم...

19
00:00:46,171 --> 00:00:48,006
‫راستش، من یه نفر رو دیدم...

20
00:00:48,006 --> 00:00:50,091
‫که خیلی شبیه مامانم بود.

21
00:00:51,009 --> 00:00:53,219
‫مال حدود یه هفته پیشه.

22
00:00:53,219 --> 00:00:54,679
‫داشتم یه کاری رو برای...

23
00:00:54,679 --> 00:00:55,847
‫مامانم انجام میدادم...

24
00:01:00,143 --> 00:01:02,062
‫که یهو تو خیابون دیدمش.

25
00:01:05,023 --> 00:01:06,524
‫من اومدم.

26
00:01:06,524 --> 00:01:09,361
‫مامان، تو الان بیرون رفتی؟

27
00:01:09,778 --> 00:01:12,614
‫من که تمام این مدت داشتم همینجا شام درست می‌کردم.

28
00:01:17,661 --> 00:01:20,205
‫واقعا تو دنیا آدم‌هایی هستن که خیلی شبیه همدیگه اَن.

29
00:01:20,205 --> 00:01:22,499
‫ولی طرح روی کیمونوی اون غریبه...

30
00:01:22,499 --> 00:01:25,752
‫دقیقا مثل کیمونوی مامانم بود.

31
00:01:25,752 --> 00:01:28,713
‫واسه همین هم مطمئن بودم که خود مامانمه.

32
00:01:30,048 --> 00:01:31,716
‫خیلی عجیبه!

33
00:01:32,092 --> 00:01:33,843
‫ه-ها؟

34
00:01:38,765 --> 00:01:41,768
‫(قسمت ۵: همزاد)

35
00:02:53,340 --> 00:02:55,300
‫اون خیلی شبیه...

36
00:02:55,300 --> 00:02:57,177
‫به هانایو بود.

37
00:02:57,177 --> 00:02:58,303
‫خیلی ترسیدم.

38
00:02:59,095 --> 00:03:01,139
‫حتی گیره‌ی موهاشم عین هم بود.

39
00:03:01,681 --> 00:03:03,099
‫این رو مامانم درست کرده

40
00:03:03,099 --> 00:03:05,644
‫با دست، وقتی که من به دنیا اومدم، واسم درستش کرد.

41
00:03:06,311 --> 00:03:08,271
‫اینکه قیافه‌ها شبیه باشن یه چیزیه،

42
00:03:08,271 --> 00:03:10,941
‫ولی وقتی لباس‌ها و زیورآلات هم
‫عین هم باشن، دیگه خیلی عجیبه.

43
00:03:10,941 --> 00:03:13,360
‫یعنی ممکنه اون شایعه واقعیت داشته باشه؟

44
00:03:13,985 --> 00:03:14,819
‫ها-هانایو؟

45
00:03:15,278 --> 00:03:16,696
‫همزاده.

46
00:03:16,696 --> 00:03:17,781
‫ها؟

47
00:03:21,368 --> 00:03:23,745
‫ادبیات مدرن

48
00:03:24,496 --> 00:03:25,622
‫ب-ببخشید.

49
00:03:25,622 --> 00:03:26,289
‫بفرمایید.

50
00:03:26,289 --> 00:03:27,540
‫نه...

51
00:03:27,540 --> 00:03:29,501
‫شما بفرمایید.

52
00:03:29,501 --> 00:03:30,210
‫ها؟

53
00:03:30,210 --> 00:03:33,129
‫شما شاگرد چوزنجی هستید، درسته؟

54
00:03:33,129 --> 00:03:33,880
‫ها؟

55
00:03:36,883 --> 00:03:39,052
‫تا حالا همدیگه رو جایی دیدیم؟

56
00:03:39,052 --> 00:03:39,970
‫اوم...

57
00:03:39,970 --> 00:03:41,054
‫ما چند وقت پیش همدیگه رو دیدیم،

58
00:03:41,054 --> 00:03:43,056
‫جلو در کافه جاز.

59
00:03:44,307 --> 00:03:46,393
‫آره راست میگی، همدیگه رو دیدیم.

60
00:03:46,810 --> 00:03:48,478
‫من کوساکابه هستم.

61
00:03:48,478 --> 00:03:49,604
‫کوساکابه کانا.

62
00:03:49,604 --> 00:03:52,524
‫م-من سکیگوچی تاتسومی هستم.

63
00:03:52,524 --> 00:03:55,861
‫من از وقتی که مدرسه میرفتیم چوزنجی رو می‌شناسم.

64
00:03:55,861 --> 00:03:57,696
‫سکیگوچی تاتسومی؟

65
00:03:58,738 --> 00:04:02,200
‫شما زیاد تو مجله‌ی ادبیات مدرن مقاله چاپ می‌کنید، درسته؟

66
00:04:02,200 --> 00:04:02,784
‫ها؟

67
00:04:02,784 --> 00:04:04,578
‫عجیبه که شما این رو میدونید.

68
00:04:04,578 --> 00:04:07,080
‫مطالب قبلی‌تون خیلی جالب بودن!

69
00:04:07,080 --> 00:04:08,582
‫م-ممنونم.

70
00:04:08,582 --> 00:04:10,834
‫اصلا فکر نمی‌کردم کسی مقالات من رو بخونه.

71
00:04:10,834 --> 00:04:12,377
‫هم خوب می‌نویسید هم خوب موسیقی می‌زنید.

72
00:04:12,377 --> 00:04:14,087
‫واقعاً استعدادهای زیادی دارید.

73
00:04:14,087 --> 00:04:15,297
‫ن-نه بابا.

74
00:04:15,297 --> 00:04:16,590
‫من فقط دارم یه کم پول اضافی در میارم.

75
00:04:16,590 --> 00:04:18,174
‫البته که این شغل اصلی من نیست،

76
00:04:18,174 --> 00:04:21,803
‫من بیشتر روی اسلایم مولدها تو دانشگاه تحقیق می کنم.

77
00:04:21,803 --> 00:04:22,804
‫شما یه محقق هم هستید؟

78
00:04:22,804 --> 00:04:23,805
‫خیلی باحاله!

79
00:04:23,805 --> 00:04:24,598
‫نه...

80
00:04:24,598 --> 00:04:26,391
‫اسلایم مولد چیه؟

81
00:04:26,975 --> 00:04:28,935
‫اسلایم مولد...

82
00:04:28,935 --> 00:04:31,479
‫یه جور جونده‌ست که می‌تونه تغییر شکل بده...

83
00:04:31,479 --> 00:04:34,608
‫وقتی راه میره و دنبال غذا میگرده، اسپورهاش رو پخش میکنه.

84
00:04:34,608 --> 00:04:35,692
‫اسپور؟

85
00:04:35,692 --> 00:04:37,611
‫با قارچ فرق نداره؟

86
00:04:37,611 --> 00:04:38,361
‫آره.

87
00:04:38,361 --> 00:04:40,197
‫قارچ و اسلایم مولدها با هم فرق دارن.

88
00:04:40,197 --> 00:04:42,199
‫قارچ‌ها همون جایی میمونن که اسپورهاشون جوونه میزنه،

89
00:04:42,199 --> 00:04:45,160
‫میسلیوم تولید می‌کنن و کم‌کم بزرگ میشن.

90
00:04:45,160 --> 00:04:47,579
‫پس با اینکه اسلایم مولدها و قارچ‌ها جاهای مختلف رشد میکنن،

91
00:04:47,579 --> 00:04:49,331
‫همه‌شون زیرِ زمین به هم وصلن،

92
00:04:49,331 --> 00:04:52,083
‫پس ممکنه که یه جونده‌ی واحد باشن.

93
00:04:52,083 --> 00:04:53,793
‫حتی اگه جای متفاوتی باشن...

94
00:04:53,793 --> 00:04:54,920
‫بازم ممکنه یه جور جونده باشن؟

95
00:04:57,297 --> 00:04:58,173
‫اوم.

96
00:04:58,173 --> 00:05:01,885
‫اگه یکی درست عین تو باشه،

97
00:05:01,885 --> 00:05:02,761
‫غیر از اینکه باهات

98
00:05:02,802 --> 00:05:04,304
‫دوقلو باشه، دیگه چی می‌تونه باشه؟

99
00:05:06,097 --> 00:05:07,432
‫جدا از اینکه دوقلو باشین،

100
00:05:07,432 --> 00:05:08,475
‫این میتونه یه...

101
00:05:08,475 --> 00:05:10,894
‫همزاد یا یه همچین چیزی باشه.

102
00:05:12,145 --> 00:05:15,148
‫داستان دیدن همزاد،

103
00:05:15,148 --> 00:05:17,818
‫تو افسانه‌ها و قصه‌ها هم اومده،

104
00:05:17,818 --> 00:05:21,488
‫ولی بیشتر به عنوان نشونه‌ی مرگ ازش یاد میشه.

105
00:05:21,488 --> 00:05:24,407
‫میگن اگه همزادت رو ببینی،

106
00:05:24,407 --> 00:05:25,909
‫یعنی وقت مرگت نزدیکه.

107
00:05:26,910 --> 00:05:28,203
‫مرگ.

108
00:05:29,663 --> 00:05:30,831
‫فهمیدم.

109
00:05:30,831 --> 00:05:32,999
‫واسه همین هانایو اونقدر ترسیده بود؟

110
00:05:34,459 --> 00:05:35,293
‫ها؟

111
00:05:35,293 --> 00:05:37,170
‫هانایو امروز نیومده؟

112
00:05:37,170 --> 00:05:38,296
‫آره.

113
00:05:38,296 --> 00:05:40,632
‫شنیدم یهو بی دلیل تبش خیلی بالا رفته.

114
00:05:40,632 --> 00:05:42,008
‫نکنه که...

115
00:05:43,301 --> 00:05:45,679
‫همزاد دیده؟

116
00:05:46,346 --> 00:05:48,473
‫میخوای بگی دو نفر، از جمله خودت، اون رو دیدین؟

117
00:05:48,473 --> 00:05:49,266
‫آره.

118
00:05:49,266 --> 00:05:50,308
‫پس راهی هست که بشه از مرگ فرار کرد،

119
00:05:50,308 --> 00:05:53,645
‫واسه اونایی که همزادشون رو دیدن؟

120
00:05:53,645 --> 00:05:55,230
‫عجب.

121
00:05:55,230 --> 00:05:59,359
‫انگار خوشت میاد همش تو این ماجراهای عجیب غریب درگیر بشی.

122
00:05:59,359 --> 00:06:01,111
‫همزادها

123
00:06:01,111 --> 00:06:05,282
‫آدم‌هایی هستن که درست عین خودتن.

124
00:06:05,282 --> 00:06:06,283
‫این کلمه از آلمانی اومده،

125
00:06:06,283 --> 00:06:10,704
‫تو آلمانی دوپل یعنی دو و گانگر یعنی راه رونده،

126
00:06:10,704 --> 00:06:13,582
‫که میشه یه رونده‌ی دو برابر.

127
00:06:13,582 --> 00:06:15,750
‫تو قصه‌ها و افسانه‌ها و خرافات،

128
00:06:15,750 --> 00:06:19,671
‫همزادها رو به عنوان جسم فیزیکی
‫روح که از بدن جدا شده، می‌دونن.

129
00:06:19,671 --> 00:06:22,090
‫پس این یه اصطلاح اساطیریه؟

130
00:06:22,090 --> 00:06:23,842
‫فقط تو داستان‌ها نیست،

131
00:06:23,842 --> 00:06:26,636
‫خیلی از آدم‌ها تو کل دنیا همزاد دیدن.

132
00:06:27,304 --> 00:06:28,388
‫آدم معروف‌ها

133
00:06:28,388 --> 00:06:30,098
‫مثل فیثاغورس، اون فیلسوف معروف،

134
00:06:30,098 --> 00:06:34,311
‫آبراهام لینکلن، رئیس جمهور آمریکا،

135
00:06:34,311 --> 00:06:37,981
‫و کاترین کبیر، ملکه‌ی روسیه.

136
00:06:38,607 --> 00:06:42,903
‫دو مدل همزاد وجود داره.

137
00:06:42,903 --> 00:06:46,948
‫اولی اینه که یه نفر فقط همزاد رو ببینه. -سلام.

138
00:06:46,948 --> 00:06:48,158
‫دومی هم وقتیه که...

139
00:06:48,158 --> 00:06:52,287
‫هم یه نفر هم یه آدم دیگه همزاد رو ببینن.

140
00:06:52,287 --> 00:06:54,372
‫خیلی چیزها راجع به این موضوع وجود داره.

141
00:06:54,372 --> 00:06:56,917
‫اون با بقیه حرف نمی‌زنه

142
00:06:56,917 --> 00:06:59,461
‫و فقط جاهایی میره که مربوط به کسیه که داره اونو می‌بینه.

143
00:06:59,461 --> 00:07:00,670
‫و اگه با

144
00:07:00,670 --> 00:07:04,174
‫همزاد خودت رو ببینی، بعدش میمیری.

145
00:07:04,633 --> 00:07:07,636
‫بعضی‌ها هم فکر میکنن دیدن همزاد یه
‫جور بیماریه، چون آدم خودش رو می‌بینه.

146
00:07:07,636 --> 00:07:10,472
‫وقتی محقق‌ها بیشتر در این مورد تحقیق کردن،

147
00:07:10,472 --> 00:07:14,434
‫فهمیدن که ممکنه یه ربطی به مشکلات مغزی داشته باشه.

148
00:07:14,434 --> 00:07:15,310
‫این یعنی که

149
00:07:15,310 --> 00:07:18,188
‫آدم‌هایی که بعد از دیدن همزادشون میمیرن، ممکنه از قبلش

150
00:07:18,188 --> 00:07:23,068
‫یه مریضی تو مغزشون بوده که
‫مریض‌شون کرده و باعث مرگ‌شون شده.

151
00:07:23,068 --> 00:07:25,570
‫پس باید زودتر برسونمش بیمارستان!

152
00:07:25,570 --> 00:07:27,322
‫تا آخرش خوب گوش کن.

153
00:07:27,322 --> 00:07:31,576
‫این وقتیه که فقط یه نفر می‌تونه همزاد رو ببینه.

154
00:07:31,576 --> 00:07:32,994
‫تو ماجرای شما یه نفر دیگه هم هست

155
00:07:32,994 --> 00:07:37,040
‫که هم شما و هم اون یکی همزاد رو دیدین.

156
00:07:37,040 --> 00:07:37,874
‫تو این شرایط،

157
00:07:37,874 --> 00:07:40,377
‫خیلی بعیده که اون مشکل مغزی داشته باشه.

158
00:07:41,002 --> 00:07:42,003
‫آره، درسته.

159
00:07:42,003 --> 00:07:45,048
‫راستی، اول از همه من اونو دیدم.

160
00:07:45,048 --> 00:07:45,799
‫ها؟

161
00:07:45,799 --> 00:07:46,758
‫اینجوری که...

162
00:07:46,758 --> 00:07:48,468
‫پس اون دختر...

163
00:07:48,510 --> 00:07:50,137
‫توضیحات تموم شد.

164
00:07:50,137 --> 00:07:51,221
‫ها؟

165
00:07:51,221 --> 00:07:54,850
‫چوزنجی-سنسه شما که هنوز هیچی رو ثابت نکردید.

166
00:07:54,850 --> 00:07:57,436
‫پس ما چی دیدیم دقیقا؟

167
00:07:57,436 --> 00:07:58,854
‫اون چیزی که شما دیدین باید

168
00:07:58,854 --> 00:08:00,439
‫یه نفر باشه که قیافه‌ش شبیه باشه.

169
00:08:00,439 --> 00:08:01,565
‫ولی...

170
00:08:01,565 --> 00:08:04,609
‫اصلا دیدن همزاد و بعدش مردن رو یه جور مریضی میدونن،

171
00:08:04,609 --> 00:08:08,780
‫اینکه تو هم همزاد رو دیدی، این احتمال رو خیلی کم می‌کنه.

172
00:08:08,780 --> 00:08:10,115
‫به نظرت کافی نیست؟

173
00:08:10,115 --> 00:08:11,283
‫اصلا هم خوب نیست.

174
00:08:11,283 --> 00:08:13,201
‫من می‌خواستم باهات راجع به این موضوع حرف بزنم چون،

175
00:08:13,201 --> 00:08:14,077
‫استاد، امکان نداره دو نفر اینقدر شبیه هم باشن!

176
00:08:14,077 --> 00:08:17,497
‫ثابت کردن اینکه یه چیزی وجود نداره کار خیلی سختیه.

177
00:08:17,497 --> 00:08:20,876
‫میشه لطفا من رو تو این ماجراهای الکی درگیر نکنی؟

178
00:08:20,876 --> 00:08:22,836
‫الکی؟

179
00:08:22,836 --> 00:08:24,046
‫بیخیال!

180
00:08:24,046 --> 00:08:26,798
‫من با آقای سکیگوچی پیداش می‌کنم!

181
00:08:43,148 --> 00:08:45,275
‫اون سکیگوچی...

182
00:08:45,275 --> 00:08:47,652
‫کتابفروشی شیمیزو، دیگه دلم
‫نمی‌خواد با اون استاد بدجنس طرف بشم!

183
00:08:47,652 --> 00:08:49,988
‫اون اصلا براش جون دانشجوها مهم نیست.

184
00:08:49,988 --> 00:08:52,657
‫اون همیشه همینطوری رفتار میکنه.

185
00:08:52,657 --> 00:08:54,284
‫یعنی ترجیح میده دخالت نکنه.

186
00:08:54,284 --> 00:08:55,827
‫درسته دیگه؟

187
00:08:55,827 --> 00:08:56,828
‫ولی...

188
00:08:56,828 --> 00:08:58,830
‫اون استاد تو این چیزا خیلی وارده.

189
00:08:58,830 --> 00:09:00,999
‫تو چیزای ماورایی.

190
00:09:01,625 --> 00:09:04,294
‫میگی همزاد دیدی.

191
00:09:04,294 --> 00:09:05,545
‫مطمئنی اشتباه ندیدی؟

192
00:09:05,545 --> 00:09:06,463
‫نه.

193
00:09:06,463 --> 00:09:08,382
‫همه‌مون دیدیمش.

194
00:09:10,258 --> 00:09:13,303
‫یه چیزی هست به اسم «پدیده‌ی تشخیص الگو»

195
00:09:13,303 --> 00:09:14,888
‫که باعث میشه صداها رو بشنویم و
‫چیزهایی که آشنا هستن رو توشون ببینیم،

196
00:09:14,888 --> 00:09:18,517
‫که باعث میشه یه چیز دیگه‌ای رو اشتباهی تشخیص بدیم.

197
00:09:18,558 --> 00:09:22,062
‫مثل اینکه فکر کنی ماه شبیه خرگوشه.

198
00:09:22,062 --> 00:09:23,438
‫چون اون

199
00:09:23,438 --> 00:09:26,400
‫همون لباسا و مدل مو و وسایل رو داشت،

200
00:09:26,400 --> 00:09:27,859
‫شاید فکر کردین

201
00:09:27,859 --> 00:09:31,279
‫قیافه‌هاشون هم عین همه.

202
00:09:31,697 --> 00:09:33,490
‫همینطور، اینکه همش تو فکر همزاد مادرش بوده،

203
00:09:33,490 --> 00:09:35,742
‫شاید باعث شده حال روحی‌اش یکم به هم بریزه.

204
00:09:35,742 --> 00:09:36,660
‫اگه این‌جوری باشه،

205
00:09:36,660 --> 00:09:38,829
‫آروم کردن هانایو

206
00:09:38,829 --> 00:09:40,330
‫مشکل رو حل میکنه.

207
00:09:40,330 --> 00:09:41,331
‫فهمیدم.

208
00:09:41,331 --> 00:09:42,708
‫آره، درسته.

209
00:09:42,708 --> 00:09:44,876
‫ممنونم آقای سکیگوچی.

210
00:09:45,377 --> 00:09:46,878
‫من اول میرم دیگه.

211
00:09:47,796 --> 00:09:48,797
‫خب،

212
00:09:48,797 --> 00:09:50,632
‫آروم کردن هانایو از همه چی مهمتره.

213
00:09:50,632 --> 00:09:51,675
‫حالا که همه‌چی معلوم شد،

214
00:09:51,675 --> 00:09:53,885
‫من الان میرم هانایو رو پیدا کنم!

215
00:09:55,971 --> 00:09:58,223
‫چه خونه بزرگی!

216
00:09:58,223 --> 00:10:00,392
‫رنجو. دینگ دونگ.

217
00:10:00,392 --> 00:10:01,184
‫رنجو. دارم میام!

218
00:10:08,066 --> 00:10:10,027
‫اومدی خواهرم رو ببینی؟

219
00:10:10,027 --> 00:10:12,195
‫آره، اومدم پیشش.

220
00:10:12,195 --> 00:10:13,780
‫شما خواهر هانایو هستین؟

221
00:10:13,780 --> 00:10:14,364
‫آره!

222
00:10:14,364 --> 00:10:16,283
‫من خواهر کوچیکشم، میزوعه.

223
00:10:16,283 --> 00:10:18,744
‫ممنون که از خواهرم مراقبت می‌کنی.

224
00:10:19,119 --> 00:10:20,579
‫نه... اتفاقا اون از من مراقبت میکنه.

225
00:10:20,579 --> 00:10:21,997
‫میزو!

226
00:10:22,372 --> 00:10:23,582
‫مامان؟

227
00:10:23,582 --> 00:10:26,460
‫من از مهمون پذیرایی می‌کنم.

228
00:10:27,085 --> 00:10:29,880
‫من کوساکابه کانا، همکلاسی هانایو هستم.

229
00:10:30,589 --> 00:10:32,257
‫آهان، دوست هانایو هستی.

230
00:10:32,257 --> 00:10:33,383
‫خوش اومدی.

231
00:10:33,884 --> 00:10:36,261
‫میزوئه، من باید یکم به کارای آشپزخونه برسم.

232
00:10:36,261 --> 00:10:38,597
‫مهمون رو راهنمایی کن بره اتاق هانایو.

233
00:10:38,972 --> 00:10:40,557
‫باشه.

234
00:10:42,434 --> 00:10:44,686
‫مامانم این روزا همش اینجوری شده،

235
00:10:44,686 --> 00:10:46,897
‫همش مضطربه.

236
00:10:46,897 --> 00:10:49,399
‫انگار یه چیزی رو قایم می‌کنه.

237
00:10:51,652 --> 00:10:52,819
‫میزو.

238
00:10:52,819 --> 00:10:54,571
‫هانایو چطوره؟

239
00:10:55,072 --> 00:10:55,989
‫خب...

240
00:10:55,989 --> 00:10:57,324
‫خواهرم حالش اصلا خوب نیست.

241
00:10:57,741 --> 00:10:59,826
‫چرا حال جفتشون خوب نیست؟

242
00:11:02,079 --> 00:11:03,372
‫باشه.

243
00:11:05,165 --> 00:11:06,291
‫آبجی.

244
00:11:06,291 --> 00:11:08,585
‫کوساکابه اومده پیشت.

245
00:11:13,882 --> 00:11:15,759
‫راحت باشین.

246
00:11:15,759 --> 00:11:16,969
‫ممنون.

247
00:11:18,095 --> 00:11:19,930
‫هانایو؟

248
00:11:24,476 --> 00:11:26,353
‫هانایو خوبی؟

249
00:11:26,353 --> 00:11:27,562
‫چی حس می‌کنی؟

250
00:11:32,150 --> 00:11:34,152
‫چی شده؟

251
00:11:34,152 --> 00:11:35,070
‫اوضاع

252
00:11:35,070 --> 00:11:37,281
‫از اون موقع به بعد یه جوری شده.

253
00:11:37,656 --> 00:11:39,157
‫و دستم رو برید.

254
00:11:39,157 --> 00:11:40,325
‫گلای گلدون

255
00:11:40,325 --> 00:11:42,119
‫دارن همش میمیرن.

256
00:11:42,828 --> 00:11:46,415
‫و حس می‌کنم یه نفر همش داره منو نگاه می‌کنه.

257
00:11:46,415 --> 00:11:49,126
‫ولی هیچکس تو خونواده حرف منو باور نمیکنه.

258
00:11:49,626 --> 00:11:51,003
‫هانایو.

259
00:11:52,963 --> 00:11:53,964
‫چیزی نیست.

260
00:11:53,964 --> 00:11:55,507
‫تو اصلا قرار نیست بمیری.

261
00:11:56,258 --> 00:11:57,467
‫راست میگی؟

262
00:11:57,884 --> 00:12:00,178
‫شنیدم وقتی استرس داری،

263
00:12:00,178 --> 00:12:02,180
‫ممکنه چیزا رو اشتباه ببینی.

264
00:12:02,180 --> 00:12:05,142
‫یه چیزی بود مثل پاره چی.

265
00:12:05,183 --> 00:12:07,519
‫الان که فکر می‌کنم میبینم که

266
00:12:07,519 --> 00:12:08,729
‫اون دختری که اون روز دیدیم

267
00:12:08,729 --> 00:12:11,523
‫خیلی شبیه تو نبود.

268
00:12:12,024 --> 00:12:14,776
‫واق-واقعا؟

269
00:12:16,820 --> 00:12:17,654
‫آره!

270
00:12:17,654 --> 00:12:20,282
‫اصلا همزاد چجوری می‌تونه وجود داشته باشه؟

271
00:12:20,866 --> 00:12:21,909
‫وقتی اینو می‌فهمم

272
00:12:21,909 --> 00:12:23,577
‫حالم خیلی بهتر میشه.

273
00:12:23,577 --> 00:12:25,037
‫خیلی خوبه.

274
00:12:25,662 --> 00:12:27,831
‫اتاق باید یکم روشن‌تر بشه.

275
00:12:27,831 --> 00:12:29,291
‫بذار پرده رو برات باز کنم.

276
00:12:29,291 --> 00:12:30,876
‫صبح بخیر.

277
00:12:30,876 --> 00:12:32,085
‫ها؟

278
00:12:40,302 --> 00:12:41,720
‫نه بابا.

279
00:12:48,227 --> 00:12:49,269
‫چی شده؟

280
00:12:49,770 --> 00:12:52,105
‫من الان دیدم داشتی اون بیرون وایستاده بودی!

281
00:12:52,522 --> 00:12:53,565
‫من؟

282
00:12:53,565 --> 00:12:56,360
‫ولی من که همش تو آشپزخونه بودم.

283
00:13:02,407 --> 00:13:04,326
‫هیچکس نبود.

284
00:13:04,326 --> 00:13:05,410
‫راست میگه.

285
00:13:05,410 --> 00:13:06,870
‫نه تنها تو پیدات شد،

286
00:13:06,870 --> 00:13:09,081
‫بلکه هانایو و خواهرشم بودن.

287
00:13:09,081 --> 00:13:10,457
‫چجوری ممکنه؟

288
00:13:10,457 --> 00:13:11,500
‫یه لحظه صبر کنین.

289
00:13:11,500 --> 00:13:13,210
‫من برم بیرون یه نگاه بندازم.

290
00:13:16,129 --> 00:13:18,006
‫دیگه بسه!

291
00:13:18,006 --> 00:13:19,007
‫خیلی وحشتناکه!

292
00:13:19,007 --> 00:13:20,634
‫خیلی ترسیدم!

293
00:13:20,634 --> 00:13:21,677
‫هانایو.

294
00:13:21,677 --> 00:13:23,303
‫چیزی نیست.

295
00:13:23,303 --> 00:13:24,638
‫تو خوب میشی.

296
00:13:25,055 --> 00:13:26,473
‫نمی شه همینجوری ازش گذشت

297
00:13:26,473 --> 00:13:28,809
‫و بگیم یه اشتباه کوچیکه.

298
00:13:28,809 --> 00:13:30,143
‫حالا من چیکار کنم؟

299
00:13:30,185 --> 00:13:31,311
‫چیکار کنم؟

300
00:13:32,521 --> 00:13:33,397
‫هانایو.

301
00:13:33,397 --> 00:13:34,940
‫بیرون که واقعا کسی نیست.

302
00:13:34,940 --> 00:13:36,108
‫نه بابا.

303
00:13:36,108 --> 00:13:38,360
‫من واقعا دیدمشون!

304
00:13:38,360 --> 00:13:39,361
‫کانا،

305
00:13:39,361 --> 00:13:41,530
‫بهتر نیست برگردی خونه‌تون؟

306
00:13:41,905 --> 00:13:43,907
‫اون آقا متخصص

307
00:13:43,907 --> 00:13:46,034
‫چیزهای ماوراییه.

308
00:13:55,502 --> 00:13:56,920
‫بالاخره اومدی.

309
00:13:56,920 --> 00:13:58,964
‫این یعنی چی؟

310
00:13:58,964 --> 00:14:03,218
‫بعد از اینکه به حرف سکیگوچی
‫تاتسومی گوش کردی، اوضاع بدتر هم شد،

311
00:14:03,218 --> 00:14:04,803
‫آخرش اومدی اینجا دنبال من، درسته؟

312
00:14:05,762 --> 00:14:09,391
‫آ-آره، درسته.

313
00:14:09,391 --> 00:14:13,228
‫اون حتما بهت گفته که فقط یه غریبه رو دیدی که شبیه بوده.

314
00:14:13,228 --> 00:14:15,439
‫تو از کجا میدونستی؟

315
00:14:15,814 --> 00:14:18,400
‫یکم فکر کنی می‌فهمی.

316
00:14:18,400 --> 00:14:20,110
‫نه تنها تحقیق نکردی،

317
00:14:20,110 --> 00:14:23,322
‫بلکه حتی یه ذره هم نگشتی ببینی چخبره،
‫فقط همینجوری یه چیزایی رو فرض کردی.

318
00:14:23,322 --> 00:14:25,866
‫تقصیر آقای سکیگوچی نبود.

319
00:14:25,866 --> 00:14:27,576
‫اینکه هانایو اینقدر ترسیده،

320
00:14:27,576 --> 00:14:29,203
‫کلا تقصیر منه.

321
00:14:31,330 --> 00:14:33,582
‫پدر هانایو،

322
00:14:33,582 --> 00:14:35,167
‫آقای رنجو یویچی،

323
00:14:35,167 --> 00:14:36,585
‫توی کارش شکست خورد

324
00:14:36,585 --> 00:14:38,754
‫۱۷ سال پیش.

325
00:14:38,754 --> 00:14:39,713
‫ها؟

326
00:14:39,713 --> 00:14:41,423
‫الان دیگه داری چی میگی؟

327
00:14:41,423 --> 00:14:42,925
‫دارم چی میگم؟

328
00:14:42,925 --> 00:14:46,303
‫این همون همزاد واقعیه که میخواستی بشناسیش.

329
00:14:47,221 --> 00:14:49,431
‫وقتی تو کارش شکست خورد،

330
00:14:49,640 --> 00:14:51,475
‫شرکت حمل و نقل رنجو.
‫ولی دو سال بعد،

331
00:14:51,475 --> 00:14:54,603
‫آقای یویچی دوباره شرکت حمل و نقل رنجو رو راه انداخت.

332
00:14:54,603 --> 00:14:56,188
‫بعد ۱۲ سال پیش،

333
00:14:56,188 --> 00:14:58,273
‫خواهر کوچکتر هانایو به دنیا اومد.

334
00:14:59,066 --> 00:15:00,317
‫من اینو

335
00:15:00,317 --> 00:15:02,277
‫چند روز پیش از خانم ریکو شنیدم.

336
00:15:02,277 --> 00:15:07,866
‫میگن مامان هانایو از یه خانواده‌ی اشرافی به
‫اسم مینای میاد، که وضع مالی خیلی خوبی نداشتن.

337
00:15:08,367 --> 00:15:09,743
‫از اونجایی که مامانش از خاندان مینای بود،

338
00:15:09,743 --> 00:15:10,702
‫مامان هانایو

339
00:15:11,203 --> 00:15:13,997
‫احتمالا یه خواهر دوقلو داره.

340
00:15:13,997 --> 00:15:14,832
‫ها؟

341
00:15:15,165 --> 00:15:17,084
‫خواهر بزرگتر با یه نفر از خاندان رنجو ازدواج کرد

342
00:15:17,084 --> 00:15:20,504
‫و خواهر کوچیکترش با یه تاجر به اسم سائکی ازدواج کرد.

343
00:15:21,004 --> 00:15:21,880
‫خب... پس...

344
00:15:21,880 --> 00:15:24,091
‫پس اونی که هانایو دید...

345
00:15:24,091 --> 00:15:27,553
‫احتمالا خواهر کوچیکتره بوده که با خاندان سائکی وصلت کرده.

346
00:15:27,553 --> 00:15:28,679
‫خب، دیگه بحث کافیه.

347
00:15:28,679 --> 00:15:29,471
‫ها؟

348
00:15:29,471 --> 00:15:30,848
‫یه لحظه صبر کنین!

349
00:15:30,848 --> 00:15:34,643
‫خب، فهمیدیم که مامان هانایو یه خواهر دوقلوی کوچیکتر داره،

350
00:15:34,643 --> 00:15:36,687
‫ولی چجوریه که این دو تا دختر

351
00:15:36,687 --> 00:15:39,440
‫شکل و شمایل هانایو و میزوعه رو دارن؟

352
00:15:39,940 --> 00:15:43,652
‫این دیگه به مسائل خانوادگی رنجو مربوط میشه

353
00:15:43,652 --> 00:15:45,904
‫و نباید پیش غریبه‌ها بازگو بشه.

354
00:15:45,904 --> 00:15:47,239
‫ولی

355
00:15:47,239 --> 00:15:49,992
‫هانایو الان رنگش پریده.

356
00:15:50,492 --> 00:15:51,994
‫چیزی که من از این ماجرا می‌دونم

357
00:15:51,994 --> 00:15:54,496
‫نشون میده که این قضیه خیلی زود حل میشه.

358
00:15:55,330 --> 00:15:58,292
‫اصلا مامان هانایو خیلی مشکوک میزنه.

359
00:15:58,292 --> 00:16:00,002
‫همه اینا تقصیر منه.

360
00:16:03,547 --> 00:16:05,007
‫خیلی خب.

361
00:16:05,007 --> 00:16:05,799
‫ها؟

362
00:16:06,675 --> 00:16:08,802
‫پس هانایو باید

363
00:16:10,471 --> 00:16:13,265
‫بره با همزادش ملاقات کنه.

364
00:16:15,225 --> 00:16:18,103
‫هر کی همزادشو ببینه، می‌میره.

365
00:16:18,604 --> 00:16:20,481
‫من فقط همزاد خودمو ندیدم که،

366
00:16:20,481 --> 00:16:23,066
‫همزادهای خانوادمم دیدم.

367
00:16:23,525 --> 00:16:24,735
‫اگه اونا رو ببینم، می‌میرم.

368
00:16:24,735 --> 00:16:26,445
‫ولی من چجوری قراره بمیرم؟

369
00:16:26,445 --> 00:16:29,198
‫نمیدونم چجوری بمیرم خیلی ترسناکه.

370
00:16:31,241 --> 00:16:32,576
‫هانایو.

371
00:16:37,247 --> 00:16:40,167
‫شما مامانی، درسته؟

372
00:16:40,167 --> 00:16:41,460
‫داری چی میگی؟

373
00:16:41,460 --> 00:16:43,087
‫خب معلومه منم دیگه.

374
00:16:43,087 --> 00:16:46,090
‫آبجی، باز دوباره غذات رو نخوردی.

375
00:16:49,426 --> 00:16:51,845
‫هانایو، حالت خوبه؟

376
00:16:52,304 --> 00:16:54,598
‫ن-نزدیک نیا!

377
00:16:55,265 --> 00:16:57,393
‫هانایو، داری چه چرت و پرتی میگی؟

378
00:16:57,393 --> 00:17:00,187
‫آبجی، حداقل یه کم غذا بخور.

379
00:17:15,119 --> 00:17:18,247
‫ا-اون همزاده!

380
00:17:18,622 --> 00:17:19,873
‫شما هانایو هستین، درسته؟

381
00:17:19,873 --> 00:17:21,875
‫اومدم بهت سر بزنم.

382
00:17:25,796 --> 00:17:28,298
‫میخوام قشنگ صورتت رو ببینم.

383
00:17:33,303 --> 00:17:35,264
‫انگار من دو نفر شدم.

384
00:17:37,474 --> 00:17:39,184
‫یعنی قراره منو بکشن؟

385
00:17:39,727 --> 00:17:41,478
‫نگران نباش هانایو.

386
00:17:42,187 --> 00:17:44,189
‫کانا؟

387
00:17:44,565 --> 00:17:47,568
‫اونا که هیولا نیستن.

388
00:17:48,193 --> 00:17:49,486
‫ها؟

389
00:17:50,696 --> 00:17:53,365
‫ببخشید که نگرانت کردم.

390
00:17:53,365 --> 00:17:56,035
‫اگه زودتر میدونستم، زودتر بهت می‌گفتم.

391
00:17:56,035 --> 00:17:58,203
‫ولی بعد از اینکه به حرف کانا گوش دادم،

392
00:17:58,203 --> 00:18:00,205
‫بالاخره تصمیم گرفتم.

393
00:18:00,873 --> 00:18:03,167
‫مگه قبلا نگفتم مامان هانایو یه خواهر دوقلو داره؟

394
00:18:03,167 --> 00:18:05,794
‫و خواهرش با یه تاجر به اسم سائکی ازدواج کرد؟

395
00:18:06,170 --> 00:18:07,421
‫بعد از اینکه شرکت رنجو ورشکست شد،

396
00:18:07,421 --> 00:18:10,215
‫چهار سال پیش، کسب و کار خونوادگیشونم به مشکل خورد.

397
00:18:10,841 --> 00:18:12,176
‫اول رنجو،

398
00:18:12,176 --> 00:18:13,594
‫بعد سائکی.

399
00:18:13,594 --> 00:18:15,471
‫من فکر میکنم هر دو خانواده دوقلو داشتن،

400
00:18:15,512 --> 00:18:18,974
‫توی اون دوره‌های سخت.

401
00:18:19,433 --> 00:18:21,393
‫هرکدوم یه دوقلو به دنیا آوردن؟

402
00:18:21,393 --> 00:18:23,479
‫بعضی وقتا همچین چیزایی پیش میاد،

403
00:18:23,479 --> 00:18:25,981
‫ولی نه خیلی زیاد.

404
00:18:26,565 --> 00:18:31,028
‫اونا که از نظر مالی تحت فشار بودن، یهو صاحب دو تا بچه شدن.

405
00:18:31,028 --> 00:18:33,405
‫نمیدونم کی اینو پیشنهاد داد،

406
00:18:33,405 --> 00:18:36,200
‫ولی اونا تصمیم گرفتن اون کسی که پولدارتره،

407
00:18:36,200 --> 00:18:38,202
‫یکی از دوقلوها رو پیش خودش نگه داره.

408
00:18:38,202 --> 00:18:39,953
‫واسه همین وقتی خونواده سائکی به مشکل خورد،

409
00:18:39,995 --> 00:18:42,915
‫خونواده رنجو یکی از بچه هارو قبول کرد.

410
00:18:42,915 --> 00:18:45,376
‫چرا هانایو از این موضوع خبر نداره؟

411
00:18:45,376 --> 00:18:46,877
‫اینا همش حدس و گمانه.

412
00:18:46,877 --> 00:18:50,923
‫شاید دوقلوها بعدا با هم فرق کردن،

413
00:18:50,923 --> 00:18:54,385
‫و چون معلوم نبوده کی قراره از این وضعیت سخت در بیان،

414
00:18:54,385 --> 00:18:56,804
‫ترجیح دادن که بچه هاشون این چیزا رو نفهمند.

415
00:18:57,554 --> 00:19:00,641
‫اونی که توی خونه رنجو دیدی، حتما از خانواده سائکی بوده.

416
00:19:00,641 --> 00:19:03,394
‫احتمالا اومده بودن که این راز رو بگن.

417
00:19:03,394 --> 00:19:06,397
‫ولی هانایو یکم مریض احواله،

418
00:19:06,397 --> 00:19:09,024
‫واسه همین مجبور شدن یه کم صبر کنن.

419
00:19:09,024 --> 00:19:10,275
‫اینه که

420
00:19:10,985 --> 00:19:13,028
‫مسئله همزاد پیش اومد.

421
00:19:13,445 --> 00:19:15,531
‫درسته که الان وقتش نبود،

422
00:19:15,531 --> 00:19:17,700
‫ولی همش تقصیر توئه.

423
00:19:17,700 --> 00:19:18,242
‫برو خودت درستش کن.

424
00:19:18,242 --> 00:19:20,786
‫یه جوری درستش می‌کنم!

425
00:19:24,665 --> 00:19:25,499
‫یعنی

426
00:19:25,499 --> 00:19:26,875
‫شما دو تا دوقلویین؟

427
00:19:26,875 --> 00:19:29,211
‫بعدشم هرکدومیتون دوقلو به دنیا آوردین؟

428
00:19:29,253 --> 00:19:33,299
‫ما می‌خواستیم این راز رو وقتی هر دو
‫خانواده دوباره سر و سامون گرفتیم بهتون بگیم.

429
00:19:33,299 --> 00:19:35,634
‫شما زمانی همدیگرو می‌بینین که
‫آماده بشین اون گیره مو رو بزنین.

430
00:19:35,634 --> 00:19:37,970
‫من اون موقع امیدوار بودم

431
00:19:37,970 --> 00:19:40,639
‫که وقتی داشتم اون گیره موها رو
‫براتون می‌ساختم، یه روز همدیگرو ببینین.

432
00:19:40,639 --> 00:19:42,224
‫از دیدنت خوشبختم آبجی.

433
00:19:42,224 --> 00:19:43,475
‫من سائکی هیدیو هستم.

434
00:19:44,351 --> 00:19:46,270
‫ما خیلی شبیه همیم.

435
00:19:48,439 --> 00:19:49,565
‫ها؟ چی شده؟

436
00:19:51,567 --> 00:19:52,860
‫حالا که فهمیدم قضیه چیه،

437
00:19:52,860 --> 00:19:56,864
‫خیالم راحت شد، چون که اصلا ترسناک نیست.

438
00:19:58,324 --> 00:20:02,077
‫پس مامان، واسه همین بود که این اواخر یه جوری بودی...

439
00:20:02,995 --> 00:20:06,582
‫چون داشتم فکر میکردم کِی داستان خونواده سائکی رو بهت بگم.

440
00:20:06,582 --> 00:20:07,291
‫کانا

441
00:20:07,291 --> 00:20:11,128
‫دیشب اومد پیشم که منو راضی کنه زودتر بهت بگم.

442
00:20:11,128 --> 00:20:12,796
‫اون موقع بود که بالاخره تصمیم گرفتم.

443
00:20:13,422 --> 00:20:15,883
‫پس قضیه این بوده.

444
00:20:16,258 --> 00:20:18,886
‫حالا که ریشه مشکل خشکانده شد،

445
00:20:18,886 --> 00:20:20,971
‫دیگه یادت نره به گلدونا آب بدی.

446
00:20:20,971 --> 00:20:22,264
‫ببخشید.

447
00:20:22,264 --> 00:20:23,766
‫راستی، موقع ظرف شستن هم مواظب باش.

448
00:20:23,766 --> 00:20:26,727
‫من اون فنجون رو خیلی دوست دارم.

449
00:20:26,727 --> 00:20:27,978
‫آره.

450
00:20:27,978 --> 00:20:30,147
‫باید برم یه فنجون دیگه بخرم که جاش بذارم.

451
00:20:30,147 --> 00:20:32,316
‫کانا، ممنونم.

452
00:20:33,233 --> 00:20:34,526
‫قابلی نداشت.

453
00:20:36,195 --> 00:20:37,237
‫بعد از این ماجرا،

454
00:20:37,237 --> 00:20:40,991
‫مثل اینکه رابطه بین خانواده رنجو و خانواده سائکی بهتر شده.

455
00:20:41,867 --> 00:20:45,996
‫در هر صورت بالاخره یه روزی اینجوری می‌شد.

456
00:20:45,996 --> 00:20:47,289
‫اگرچه شما گفتی که

457
00:20:47,289 --> 00:20:50,626
‫نمی‌خواستی دخالت کنی، سنسی، ولی آخرش کمک کردی پیگیریش کنیم.

458
00:20:51,085 --> 00:20:54,129
‫واسه اینه که تو هی می‌رفتی پیش
‫سکیگوچی و ازش راهنمایی می‌خواستی.

459
00:20:54,129 --> 00:20:55,339
‫اگه با اون بگردی، مشکلات

460
00:20:55,339 --> 00:20:57,216
‫کوچیک و قابل حل، بزرگ و غیرقابل حل میشن.

461
00:20:57,800 --> 00:20:59,468
‫راستی، سائکی هیدیو

462
00:20:59,468 --> 00:21:02,721
‫ماه دیگه قراره بیاد مدرسه ما.

463
00:21:02,721 --> 00:21:05,683
‫واسه همین می‌خواستم زودتر ماجرا رو بفهمم.

464
00:21:06,558 --> 00:21:08,727
‫بالاخره تموم شد!

465
00:21:08,727 --> 00:21:11,605
‫بیاین یه فهرست برای این قفسه کتاب درست کنیم.

466
00:21:11,605 --> 00:21:12,439
‫ها؟

467
00:21:12,815 --> 00:21:14,066
‫باید

468
00:21:14,066 --> 00:21:16,026
‫همه‌شو از اول بچینیم؟

469
00:21:16,026 --> 00:21:18,279
‫همه کتابای این اتاق رو؟

470
00:21:18,279 --> 00:21:19,989
‫معلوم نیست؟

471
00:21:19,989 --> 00:21:22,366
‫این تاوان دردسریه که برام درست کردی.

472
00:21:22,366 --> 00:21:23,867
‫ها؟

473
00:21:23,867 --> 00:21:26,620
‫خیلی خب، سکیگوچی، تو هم شروع کن به کار کردن.

474
00:21:26,620 --> 00:21:28,789
‫چرا منم باید کمک کنم؟
