﻿1
00:00:05,905 --> 00:00:07,307
‫تبریک میگم.

2
00:00:07,307 --> 00:00:10,310
‫کسی هست که بخواین همین الان این خوشحالی رو باهاش شریک بشین؟

3
00:00:10,310 --> 00:00:11,811
‫ام...

4
00:00:12,512 --> 00:00:14,114
‫می‌خوام با مامانم تقسیمش کنم.

5
00:00:24,691 --> 00:00:25,892
‫اوه، پیداش کردم.

6
00:00:25,892 --> 00:00:26,593
‫کانا!

7
00:00:26,593 --> 00:00:27,193
‫سلام!

8
00:00:27,193 --> 00:00:28,695
‫دیر کردی!

9
00:00:28,695 --> 00:00:29,596
‫ببخشید دیگه.

10
00:00:29,596 --> 00:00:31,698
‫آماده شدنم طول کشید.

11
00:00:31,698 --> 00:00:32,565
‫من و مامانم

12
00:00:32,565 --> 00:00:34,501
‫این یوکاتا رو با هم دوختیم.

13
00:00:34,501 --> 00:00:35,835
‫کانا چقدر خوشگل شدی.

14
00:00:35,835 --> 00:00:37,404
‫خیلی بهت میاد.

15
00:00:37,404 --> 00:00:38,505
‫تاکهبو.

16
00:00:38,505 --> 00:00:40,240
‫تو یه چیزی بگو.

17
00:00:40,240 --> 00:00:41,641
‫آره.

18
00:00:41,641 --> 00:00:43,410
‫اُبی من هم خیلی قشنگه.

19
00:00:43,410 --> 00:00:44,411
‫چطوره؟

20
00:00:45,011 --> 00:00:45,945
‫نا...

21
00:00:46,579 --> 00:00:47,714
‫نا؟

22
00:00:51,284 --> 00:00:53,186
‫این چه ادا و اصولی‌ه دیگه؟

23
00:02:09,295 --> 00:02:11,397
‫همه‌شون خیلی خوشمزه‌ان.

24
00:02:11,397 --> 00:02:13,199
‫عاشق فستیوال‌هام.

25
00:02:13,199 --> 00:02:16,002
‫کانا چقدر شکمویی!

26
00:02:16,002 --> 00:02:16,769
‫سلام.

27
00:02:16,769 --> 00:02:18,705
‫اجرای جدیدشو دیدی؟

28
00:02:18,705 --> 00:02:19,839
‫معلومه که دیدم.

29
00:02:19,839 --> 00:02:21,941
‫اوکوموری' واقعا محشره!

30
00:02:21,941 --> 00:02:23,476
‫'اوکوموری'؟

31
00:02:23,476 --> 00:02:26,813
‫همون دختری که خیلی به آیدا نزدیکه، درسته؟

32
00:02:26,813 --> 00:02:29,415
‫چی شد مگه؟

33
00:02:29,415 --> 00:02:32,018
‫اون توی مسابقه برنده شد.

34
00:02:32,018 --> 00:02:33,052
‫وای، باورم نمیشه.

35
00:02:33,052 --> 00:02:35,788
‫نه تنها تو درساش عالیه، بلکه خیلی هم خوشگله.

36
00:02:35,788 --> 00:02:37,724
‫اصلا شبیه تو نیست.

37
00:02:37,724 --> 00:02:38,658
‫چی گفتی؟

38
00:02:38,658 --> 00:02:39,492
‫هی!

39
00:02:39,492 --> 00:02:41,027
‫اونجارو نگاه کن!

40
00:02:42,729 --> 00:02:45,899
‫چو-چوزنجی سنسی!

41
00:02:45,899 --> 00:02:48,201
‫با یه دختر؟

42
00:02:48,201 --> 00:02:50,303
‫اون دختر خیلی خوشگله!

43
00:02:50,303 --> 00:02:52,539
‫اوه...

44
00:02:52,572 --> 00:02:54,774
‫حتما زنشِ، درسته؟

45
00:02:54,774 --> 00:02:57,410
‫قبلا از تاکه کوما سنسی شنیده بودم.

46
00:02:57,410 --> 00:03:01,214
‫چه زن و شوهری عاشق!

47
00:03:10,690 --> 00:03:12,859
‫ببخشید، حالت خوبه؟

48
00:03:12,859 --> 00:03:14,661
‫آیانو، همونجا وایستا!

49
00:03:15,261 --> 00:03:16,362
‫ببخشید.

50
00:03:20,033 --> 00:03:22,402
‫شاید اون شایعه حقیقت داشته باشه.

51
00:03:22,402 --> 00:03:23,436
‫چه شایعه‌ای؟

52
00:03:23,436 --> 00:03:26,639
‫شنیدم پدر 'اوکوموری' زیادی رو دخترش حساسه.

53
00:03:26,639 --> 00:03:28,141
‫منم یه چیزایی شنیدم.

54
00:03:28,141 --> 00:03:29,242
‫ظاهراً به 'ایدا' گفته...

55
00:03:29,242 --> 00:03:32,679
‫که عمراً بذاره دخترش با پسر یه تاجر ازدواج کنه!

56
00:03:32,712 --> 00:03:34,747
‫عشق بین آدمای
‫با جایگاه اجتماعی متفاوت؟

57
00:03:34,747 --> 00:03:36,449
‫مثل قصه‌ها میمونه.

58
00:03:39,752 --> 00:03:41,354
‫این...

59
00:03:42,355 --> 00:03:43,856
‫آیانو انداختش؟

60
00:03:44,691 --> 00:03:45,725
‫این رو برام نگه دار.

61
00:03:45,758 --> 00:03:46,893
‫بهش پسش میدم.

62
00:03:46,893 --> 00:03:48,061
‫باشه.

63
00:04:11,751 --> 00:04:12,752
‫هی، تو!

64
00:04:12,752 --> 00:04:15,955
‫یه دختر با یوکاتای آبی الان از اینجا رد نشد؟

65
00:04:15,955 --> 00:04:17,657
‫ن... نه.

66
00:04:18,191 --> 00:04:20,059
‫محاله.

67
00:04:20,059 --> 00:04:21,461
‫این چرته.

68
00:04:27,033 --> 00:04:28,835
‫واقعاً اون طرف رفت؟

69
00:04:28,835 --> 00:04:30,536
‫گفتم که، نه؟

70
00:04:31,304 --> 00:04:32,438
‫لیدا؟

71
00:04:33,239 --> 00:04:35,241
‫ولی اون دختره اونجاست.

72
00:04:35,241 --> 00:04:36,743
‫گفت کسی رو ندیده.

73
00:04:39,012 --> 00:04:40,146
‫هان؟

74
00:04:40,880 --> 00:04:44,584
‫خلاصه، من 'آیانو' رو دیدم داشت می‌دوید طرف نمازخونه!

75
00:04:50,957 --> 00:04:53,693
‫بالاخره از چیزی که می‌ترسیدم سرم اومد.

76
00:04:55,595 --> 00:04:57,630
‫حتماً خدا قایمش کرده.

77
00:04:57,630 --> 00:04:58,931
‫هان؟

78
00:05:00,633 --> 00:05:01,534
‫چی شده؟

79
00:05:01,534 --> 00:05:02,735
‫چه خبره؟

80
00:05:03,836 --> 00:05:05,438
‫خدا قایمش کرده؟

81
00:05:05,438 --> 00:05:06,673
‫چی گفتم درسته دیگه!

82
00:05:06,673 --> 00:05:07,640
‫مشکلی پیش اومده؟

83
00:05:07,640 --> 00:05:08,174
‫نه، هیچی.

84
00:05:08,207 --> 00:05:09,842
‫کسی گفت خدا یکی رو قایم کرده؟

85
00:05:09,842 --> 00:05:11,544
‫ها؟ این صدا...

86
00:05:11,944 --> 00:05:14,080
‫عجیبه.

87
00:05:14,080 --> 00:05:15,648
‫اجازه بدید منم تو جریان باشم،

88
00:05:15,648 --> 00:05:16,649
‫'کوباشو'.

89
00:05:16,649 --> 00:05:19,152
‫باشه، ولی مزاحمم نشو.

90
00:05:20,386 --> 00:05:22,622
‫من و دخترم

91
00:05:22,655 --> 00:05:25,458
‫با همکارم تو جشن بودیم.

92
00:05:25,925 --> 00:05:27,193
‫آیانو، یه لحظه وایسا!

93
00:05:27,193 --> 00:05:28,061
‫چرا فرار می‌کنی؟

94
00:05:28,061 --> 00:05:29,462
‫خواهش می‌کنم دیگه دنبالم نیا!

95
00:05:29,462 --> 00:05:30,830
‫آیانو!

96
00:05:34,233 --> 00:05:35,034
‫آیانو!

97
00:05:35,034 --> 00:05:36,436
‫نباید از اونجا می‌رفتی!

98
00:05:38,438 --> 00:05:40,139
‫آیانو، صبر کن!

99
00:05:47,747 --> 00:05:49,048
‫تو همون پسره‌ای نیستی که عمده فروش کاغذ بود؟

100
00:05:49,048 --> 00:05:51,551
‫هی، آیانو رو ندیدی؟

101
00:05:51,551 --> 00:05:52,285
‫آیانو؟

102
00:05:52,285 --> 00:05:54,554
‫همین الان از اون گوشه پیچید.

103
00:05:55,888 --> 00:05:57,256
‫گم شو بابا!

104
00:06:06,132 --> 00:06:09,135
‫و بعدش هم اونجا با من روبرو شدی، درسته؟

105
00:06:09,135 --> 00:06:09,936
‫به عبارت دیگه،

106
00:06:09,936 --> 00:06:12,839
‫اون پشت معبد اصلی ناپدید شده.

107
00:06:12,839 --> 00:06:14,407
‫ولی اگه اینطوریه،

108
00:06:14,407 --> 00:06:15,775
‫باید از این فنس رفته باشه بالا.

109
00:06:15,775 --> 00:06:17,610
‫یکم برای یه دختر جوون سخته، نه؟

110
00:06:17,610 --> 00:06:20,446
‫تو باید یه چیزی بدونی، مگه نه؟

111
00:06:20,446 --> 00:06:21,080
‫بالاخره،

112
00:06:21,080 --> 00:06:23,549
‫چرا دخترت فرار کرد؟

113
00:06:23,549 --> 00:06:25,785
‫خب...آخه این به خاطر اینه که...

114
00:06:30,656 --> 00:06:33,092
‫تو همیشه خیلی زیاد
‫تو زندگیش سرک می‌کشیدی.

115
00:06:33,092 --> 00:06:34,961
‫صد در صد می‌خواسته فرار کنه.

116
00:06:36,396 --> 00:06:39,432
‫آقای اینوکیزو چیزی دیده؟

117
00:06:40,933 --> 00:06:42,535
‫چوزنجی سنسه.

118
00:06:43,936 --> 00:06:45,738
‫سنسی، کجا میری؟

119
00:06:45,738 --> 00:06:48,341
‫می‌خوام یه نگاهی به پشت معبد اصلی بندازم.

120
00:06:48,341 --> 00:06:50,843
‫می‌خواد نتیجه‌گیری کنه؟

121
00:06:50,843 --> 00:06:52,645
‫پس زنش کو؟

122
00:06:59,452 --> 00:07:01,621
‫ایدا یه کم قبل اینجا وایستاده بود؟

123
00:07:01,621 --> 00:07:02,288
‫آره.

124
00:07:08,361 --> 00:07:10,263
‫اینا خاکستره؟

125
00:07:37,824 --> 00:07:39,759
‫می‌تونی از این شکاف رد شی؟

126
00:07:41,828 --> 00:07:44,330
‫به زور.

127
00:07:45,131 --> 00:07:48,234
‫فکر نکنم آیانو از اینجا فرار کرده باشه.

128
00:07:48,234 --> 00:07:51,003
‫چون یه نفر دیده که اون از یه راه دیگه رفته.

129
00:07:57,944 --> 00:08:00,646
‫پس، اون موقع جیغی چیزی نشنیدی، درسته؟

130
00:08:00,646 --> 00:08:02,548
‫نه، چیز مشکوکی نشنیدم.

131
00:08:02,548 --> 00:08:03,549
‫باشه.

132
00:08:04,083 --> 00:08:05,084
‫هان؟

133
00:08:05,084 --> 00:08:06,085
‫اوم...

134
00:08:06,085 --> 00:08:07,386
‫چیز دیگه ای نداری بگی؟

135
00:08:07,386 --> 00:08:08,888
‫مثلاً یه نتیجه گیری یا چیزی؟

136
00:08:08,888 --> 00:08:09,822
‫نه.

137
00:08:09,822 --> 00:08:11,524
‫شما هم بهتره زودتر برید خونه.

138
00:08:11,524 --> 00:08:12,225
‫هان؟

139
00:08:12,225 --> 00:08:13,860
‫زودتر برم خونه؟

140
00:08:15,895 --> 00:08:17,129
‫آقای اینو، برگردیم.

141
00:08:17,129 --> 00:08:18,898
‫سلام تسوجیکابه.

142
00:08:18,898 --> 00:08:20,099
‫اسم من کوساکابه است.

143
00:08:20,099 --> 00:08:22,435
‫امروز با ماشین من میری.

144
00:08:22,435 --> 00:08:25,004
‫نه، دوستم هنوز منتظره.

145
00:08:25,004 --> 00:08:27,173
‫فرض کن تو رو هم خدا غیب کرده.

146
00:08:27,173 --> 00:08:28,608
‫چی؟

147
00:08:28,608 --> 00:08:30,343
‫لطفاً یه لحظه صبر کنید.

148
00:08:32,945 --> 00:08:36,282
‫این همون کیف کوچیکیه که آیانو راه انداخته.

149
00:08:36,282 --> 00:08:37,283
‫ممنون.

150
00:08:40,086 --> 00:08:41,487
‫موقع رفتن خونه مواظب باش.

151
00:08:41,487 --> 00:08:42,555
‫باشه.

152
00:08:47,326 --> 00:08:48,327
‫اون ماشینه.

153
00:08:48,327 --> 00:08:49,695
‫خیلی خطرناکه.

154
00:08:49,695 --> 00:08:51,130
‫انگار نزدیک بود بخوره به خونه.

155
00:08:51,130 --> 00:08:52,298
‫نخورد.

156
00:08:58,638 --> 00:08:59,839
‫آقای اینوکیزو؟

157
00:08:59,839 --> 00:09:01,541
‫چیزی شده؟

158
00:09:01,941 --> 00:09:03,342
‫یه دفعه یه کاری برام پیش اومد.

159
00:09:03,342 --> 00:09:04,243
‫هان؟

160
00:09:07,446 --> 00:09:09,048
‫خب پس، خداحافظ.

161
00:09:24,130 --> 00:09:25,097
‫کوساکابه.

162
00:09:25,097 --> 00:09:26,832
‫منم یه دفعه یه کاری برام پیش اومد.

163
00:09:26,832 --> 00:09:28,634
‫زود باشید با دوستاتون برید خونه.

164
00:09:29,035 --> 00:09:31,270
‫این دیگه چه جور وضعیه؟

165
00:09:35,241 --> 00:09:37,944
‫شنیدم هنوز 'اوکوموری' رو پیدا نکردن.

166
00:09:37,944 --> 00:09:39,745
‫شاید خدا قایمش کرده.

167
00:09:39,745 --> 00:09:40,846
‫ها؟ امکان نداره.

168
00:09:40,846 --> 00:09:42,148
‫طفلکی 'ایدا'.

169
00:09:42,148 --> 00:09:43,149
‫خفه شو.

170
00:09:56,495 --> 00:09:57,797
‫اه بابا.

171
00:09:57,797 --> 00:10:00,032
‫چقدر زورگویی.

172
00:10:00,032 --> 00:10:01,534
‫صدای یه زنه؟

173
00:10:09,241 --> 00:10:10,943
‫ببخشید مزاحم شدم.

174
00:10:15,147 --> 00:10:18,451
‫همسر 'سنسی' هستین؟

175
00:10:21,921 --> 00:10:23,656
‫فکر می‌کنی من زنش باشم؟

176
00:10:24,590 --> 00:10:26,125
‫نه!

177
00:10:26,125 --> 00:10:27,960
‫هان؟ پس...

178
00:10:27,960 --> 00:10:29,862
‫من خواهر کوچیکترش هستم.

179
00:10:29,862 --> 00:10:31,130
‫خواهر کوچیکتر؟

180
00:10:31,631 --> 00:10:33,633
‫من 'چوزنجی آتسوکو' هستم.

181
00:10:33,633 --> 00:10:34,533
‫از ملاقاتتون خوشحالم.

182
00:10:34,533 --> 00:10:37,303
‫این منم که باید بگم
‫"از ملاقاتتون خوشحالم."

183
00:10:37,670 --> 00:10:40,272
‫شنیدم 'کانا' 'سنسی' راجع بهتون حرف می‌زد.

184
00:10:40,306 --> 00:10:42,842
‫چرا خواهرتون اینجاست؟

185
00:10:42,842 --> 00:10:46,646
‫از خواهرم خواستم درباره‌ی
‫حادثه ده سال پیش تحقیق کنه.

186
00:10:47,046 --> 00:10:49,782
‫در واقع، مادر 'اوکوموری'

187
00:10:49,782 --> 00:10:51,350
‫اونم "خدا پنهان کرده" بود.

188
00:10:51,350 --> 00:10:52,385
‫چی؟

189
00:10:52,852 --> 00:10:55,054
‫اون شب هم یه جشن تابستونی بود.

190
00:10:55,054 --> 00:10:58,257
‫مثل "آیانو"، خانم "اتسوکو"،
‫مادر "آیانو"،

191
00:10:58,257 --> 00:11:00,559
‫یهو غیب شد.

192
00:11:01,460 --> 00:11:03,663
‫آخرین نفری که
‫اون موقع اونو دید کی بود؟

193
00:11:03,663 --> 00:11:05,331
‫خانم "ایدا یوشیمی" بود.

194
00:11:05,331 --> 00:11:07,299
‫اون مادر "کنزو" ئه.

195
00:11:07,299 --> 00:11:08,467
‫هان؟

196
00:11:10,036 --> 00:11:11,937
‫خانواده "ایدا" چیکاره‌ان؟

197
00:11:11,937 --> 00:11:13,939
‫چند نسله که
‫عمده‌فروش کاغذ بودن.

198
00:11:15,341 --> 00:11:18,144
‫تو مدرسه دخترونه،
‫خیلی صمیمی بودن.

199
00:11:18,144 --> 00:11:20,546
‫پس "آیانو" و "کنزو"

200
00:11:20,546 --> 00:11:23,049
‫از بچگی دوست بودن.

201
00:11:23,049 --> 00:11:23,949
‫ام...

202
00:11:23,949 --> 00:11:28,287
‫"خدا پنهانش کرده" شدن
‫با صرفاً ناپدید شدن فرق داره؟

203
00:11:28,320 --> 00:11:30,156
‫"خدا پنهانش کرده" شدن

204
00:11:30,156 --> 00:11:33,859
‫معمولاً به اتفاقات ماوراءالطبیعه اشاره داره،
‫که توش یه نفر بدون هیچ اثری گم میشه.

205
00:11:33,859 --> 00:11:35,261
‫کتاب‌های قدیمی مثل

206
00:11:35,261 --> 00:11:38,698
‫"قصه‌های تونو" و "آزوما کاگامی"
‫هم داستان‌هایی مثل این دارن.

207
00:11:38,698 --> 00:11:41,300
‫یعنی آدما از این دنیا به اون دنیا میرن،

208
00:11:41,300 --> 00:11:44,637
‫و اتفاقی از جاهایی که این دو دنیا بهم وصل میشن
‫وارد قلمرو خدایان میشن.

209
00:11:45,237 --> 00:11:46,338
‫"کاننابی"،

210
00:11:46,338 --> 00:11:47,440
‫'هیموروگی'،

211
00:11:47,440 --> 00:11:48,441
‫'ایواکورا'،

212
00:11:48,441 --> 00:11:51,210
‫و 'ایواساکا' جاهایی هستن که دو دنیا به هم می‌رسن.

213
00:11:51,210 --> 00:11:52,411
‫اما پل‌ها، مسیرهای کوهستانی،

214
00:11:52,411 --> 00:11:54,246
‫دروازه‌ها، حصارها و چیزهای روزمره دیگه هم

215
00:11:54,246 --> 00:11:56,749
‫گاهی می‌تونن جاهایی باشن
‫که دو دنیا به هم وصل میشن.

216
00:11:57,149 --> 00:12:01,287
‫علاوه بر این، این اتفاق
‫بیشتر برای زن‌ها و بچه‌ها میفته.

217
00:12:01,854 --> 00:12:04,023
‫بعضی‌ها هم فروش‌های فاجعه‌بار

218
00:12:04,023 --> 00:12:06,625
‫به خاطر فقر رو به نیروهای ماورایی ربط میدن.

219
00:12:07,660 --> 00:12:11,097
‫اگه یه مسئله‌ی خانوادگیه،
‫نباید غریبه‌ها توش دخالت کنن.

220
00:12:11,097 --> 00:12:13,099
‫باید تحویل پلیس داده بشه.

221
00:12:17,069 --> 00:12:19,605
‫شخصیت برادرم یه کم
‫عجیب نیست؟

222
00:12:19,605 --> 00:12:21,040
‫معلومه یه چیزی می‌دونه.

223
00:12:21,040 --> 00:12:22,108
‫ولی بهمون نمیگه.

224
00:12:22,108 --> 00:12:23,242
‫آره.

225
00:12:23,242 --> 00:12:25,111
‫همیشه یه جوری مبهم حرف میزنه.

226
00:12:25,111 --> 00:12:26,212
‫همینه دیگه، نه؟

227
00:12:26,212 --> 00:12:27,113
‫راستی،

228
00:12:27,113 --> 00:12:28,714
‫می‌خواین بریم آقای 'کیبا' رو ببینیم؟

229
00:12:28,714 --> 00:12:30,015
‫میشه؟

230
00:12:30,015 --> 00:12:31,584
‫معلومه که میشه.

231
00:12:34,687 --> 00:12:35,855
‫دختره!

232
00:12:35,855 --> 00:12:39,158
‫با خواهر 'چوزنجی' بپلکی، بد میشی.

233
00:12:39,158 --> 00:12:41,761
‫آقای 'کیبا'، شما اصلاً در حدی نیستین
‫که منو نصیحت کنین، درسته؟

234
00:12:41,761 --> 00:12:43,863
‫پس اینا همدیگه رو میشناسن.

235
00:12:44,897 --> 00:12:46,999
‫هیچ فرقی نکرده.

236
00:12:46,999 --> 00:12:49,802
‫هیچ‌کس 'یوکاتا' آبی رو ندیده.

237
00:12:49,802 --> 00:12:50,703
‫با این حال،

238
00:12:50,703 --> 00:12:52,438
‫توی یه خونه کوچیک نزدیک زیارتگاه،

239
00:12:52,438 --> 00:12:55,841
‫یه دست لباس و یه بسته پول پیدا شده.

240
00:12:56,642 --> 00:12:58,744
‫لباس‌ها تمیز تا شده بودن.

241
00:12:58,744 --> 00:13:01,447
‫پول هم هنوز تو کیف بود.

242
00:13:01,747 --> 00:13:04,083
‫احتمالاً مال اون دختر گمشده نیست.

243
00:13:04,083 --> 00:13:07,019
‫نمیدونم این دو تا قضیه
‫به هم ربطی دارن یا نه.

244
00:13:11,590 --> 00:13:12,958
‫با این اوضاعی که هست،

245
00:13:12,958 --> 00:13:14,994
‫انگار چاره‌ای ندارم جز اینکه اون کار رو انجام بدم.

246
00:13:14,994 --> 00:13:15,995
‫چه کاری؟

247
00:13:20,699 --> 00:13:23,836
‫من این پرونده رو حل میکنم.

248
00:13:23,836 --> 00:13:24,703
‫چی؟

249
00:13:25,704 --> 00:13:27,006
‫چی؟

250
00:13:27,907 --> 00:13:28,908
‫ولی 'سنسی'،

251
00:13:28,908 --> 00:13:31,010
‫شما که گفتین نباید غریبه‌ها دخالت کنن؟

252
00:13:31,010 --> 00:13:32,144
‫کافیه دیگه.

253
00:13:32,144 --> 00:13:36,215
‫'ایدا کنزو' و مادرشو ببرین عمارت 'اوکوموری'.

254
00:13:40,519 --> 00:13:41,554
‫خانم 'آتسوکو'...

255
00:13:41,554 --> 00:13:43,489
‫تو کاری کردی؟

256
00:13:43,789 --> 00:13:46,792
‫من هیچ کاری نکردم.

257
00:13:51,664 --> 00:13:53,399
‫متاسفم.

258
00:13:54,700 --> 00:13:55,467
‫بفرمایید.

259
00:13:59,738 --> 00:14:00,506
‫هی!

260
00:14:00,506 --> 00:14:02,908
‫اصلا چرا صاحب یه عمده‌فروشی کاغذ رو آوردین اینجا؟

261
00:14:02,908 --> 00:14:04,143
‫این خانم هیچ ربطی به این ماجرا نداره، درسته؟

262
00:14:04,143 --> 00:14:06,178
‫اتفاقا خیلی هم ربط داره.

263
00:14:06,178 --> 00:14:08,013
‫شما هم می‌خواین بدونین، نه؟

264
00:14:08,647 --> 00:14:09,815
‫حقیقت در مورد...

265
00:14:09,815 --> 00:14:11,517
‫اتفاقی که ده سال پیش

266
00:14:11,517 --> 00:14:14,386
‫برای همسرتون، 'اوکوموری آتسوکو'، افتاد.

267
00:14:14,386 --> 00:14:16,322
‫چ... چی داری میگی؟

268
00:14:17,790 --> 00:14:19,859
‫همه‌چی از اونجا شروع شد

269
00:14:19,859 --> 00:14:23,796
‫که 'آیانو' این حادثه رو
‫به عنوان راهی

270
00:14:23,796 --> 00:14:25,030
‫برای فرار از دست پدرش، آقای 'سویچی'، طراحی کرد.

271
00:14:25,030 --> 00:14:26,599
‫داری چی میگی؟

272
00:14:29,501 --> 00:14:31,503
‫اول، لطفا به این نقشه یه نگاه بندازید.

273
00:14:31,904 --> 00:14:32,738
‫اون روز،

274
00:14:33,038 --> 00:14:34,506
‫آقای 'سویچی'
‫و آقای 'میشیما'...

275
00:14:34,506 --> 00:14:36,508
‫دنبال آيانو رفتن.

276
00:14:36,508 --> 00:14:39,011
‫آيانو تا آخر محوطه‌ی معبد دویید،

277
00:14:39,011 --> 00:14:40,913
‫ولی اونجا دیگه خبری ازش نشد.

278
00:14:41,146 --> 00:14:43,916
‫بعد من پسره‌ی عمده‌فروش کاغذ رو اونجا دیدم.

279
00:14:43,916 --> 00:14:45,784
‫گفت آيانو از اون طرف رفت.

280
00:14:45,784 --> 00:14:47,119
‫منم دنبالش رفتم.

281
00:14:47,119 --> 00:14:49,655
‫ولی کوساکابه گفت کسی رو ندیده.

282
00:14:51,590 --> 00:14:55,194
‫آخرش آيانو یه جوری غیب شد که‫
‫هیچ‌کس نفهمید چجوری.

283
00:14:56,662 --> 00:14:59,899
‫اون منطقه رو با نرده چوبی بسته بودن.
‫هیچ راه خروجی نداشت.

284
00:15:00,299 --> 00:15:01,333
‫به عبارت دیگه،

285
00:15:01,367 --> 00:15:04,603
‫شاید اصلاً این‌جا نیومده بوده.

286
00:15:05,905 --> 00:15:07,139
‫یه لحظه صبر کنید لطفا.

287
00:15:07,139 --> 00:15:10,643
‫ولی ما خودمون دیدیم که‫
‫آيانو از این پیچ رد شد.

288
00:15:11,010 --> 00:15:13,612
‫اگه کس دیگه‌ای بود چی؟

289
00:15:13,612 --> 00:15:15,180
‫نه، خود آيانو بود.

290
00:15:15,180 --> 00:15:16,715
‫یه یوکاتای آبی تنش بود.

291
00:15:16,715 --> 00:15:18,417
‫اون فقط می‌خواست شما رو گول بزنه.

292
00:15:18,417 --> 00:15:19,919
‫در واقع چیزی که شما دیدین

293
00:15:19,919 --> 00:15:21,987
‫دستیار آيانو بوده.

294
00:15:21,987 --> 00:15:23,455
‫دستیار؟

295
00:15:23,455 --> 00:15:26,592
‫پشت این معبد دید خیلی کمه،

296
00:15:26,592 --> 00:15:28,060
‫مخصوصاً تو این پیچ.

297
00:15:28,060 --> 00:15:30,195
‫حتی آتیشم خاموش شده بود، خیلی تاریک بود.

298
00:15:30,796 --> 00:15:34,400
‫بعد از اینکه آیانو پیچید،
‫انگار از نظرتون غیب شد.

299
00:15:35,567 --> 00:15:37,002
‫ولی در واقع، قایم شد

300
00:15:37,002 --> 00:15:38,804
‫زیر این ایوون.

301
00:15:39,238 --> 00:15:40,506
‫همون موقع،

302
00:15:40,506 --> 00:15:43,909
‫همدست آیانو پرید بیرون
‫تا حواس شما دو تا رو پرت کنه.

303
00:15:43,909 --> 00:15:46,612
‫بعد آیانو از زیر ایوون سینه خیز رفت بیرون

304
00:15:46,612 --> 00:15:48,814
‫و از لای در فرار کرد.

305
00:15:49,214 --> 00:15:51,350
‫ولی من دیگه کسی رو با
‫یوکاتای آبی ندیدم.

306
00:15:51,350 --> 00:15:52,785
‫اون یوکاتا نبود،

307
00:15:52,785 --> 00:15:54,987
‫کاغذ آبی بود پیچیده دورش.

308
00:15:55,387 --> 00:15:57,022
‫مگه نه؟

309
00:15:58,057 --> 00:15:59,992
‫ایدا کنزو؟

310
00:15:59,992 --> 00:16:01,593
‫کاغذ آبی؟

311
00:16:04,596 --> 00:16:05,497
‫آره،

312
00:16:05,497 --> 00:16:08,801
‫من یه چیزی درست کردم که با کاغذ بود
‫و از دور شبیه یوکاتا به نظر می‌رسید.

313
00:16:09,401 --> 00:16:10,602
‫چی؟

314
00:16:11,203 --> 00:16:13,906
‫ولی نباید همچین چیزی خیلی تابلو باشه؟

315
00:16:13,906 --> 00:16:16,208
‫فقط کافیه بتونه برای یه لحظه
‫آدمو گول بزنه.

316
00:16:16,208 --> 00:16:17,910
‫در واقع، اینجوری بهتر هم هست.

317
00:16:17,910 --> 00:16:18,711
‫هان؟

318
00:16:18,844 --> 00:16:21,046
‫و انداختی تو آتیش سوزوندی، درسته؟

319
00:16:21,080 --> 00:16:22,381
‫مدرکش؟

320
00:16:22,881 --> 00:16:25,250
‫همون خاکستریه که از کاغذ آبیه کنارش ریخته.

321
00:16:26,051 --> 00:16:29,555
‫این کل ماجرای
‫ناپدید شدن آیانوئه.

322
00:16:29,922 --> 00:16:32,424
‫مگه همه‌مون رو واسه همین اینجا جمع نکردین؟

323
00:16:33,926 --> 00:16:35,627
‫ببخشید معطل شدید!

324
00:16:37,629 --> 00:16:39,131
‫خب، بزنید بریم!

325
00:16:41,533 --> 00:16:42,434
‫آیانو!

326
00:16:44,737 --> 00:16:46,338
‫ها؟ اتسوکو؟

327
00:16:47,606 --> 00:16:48,941
‫عزیزم.

328
00:16:49,308 --> 00:16:49,942
‫هان؟

329
00:16:49,942 --> 00:16:51,844
‫مامان آیانو؟

330
00:16:52,911 --> 00:16:54,546
‫کجا غیبت زده بودی؟

331
00:16:54,546 --> 00:16:56,281
‫میدونی چقدر نگران شدم؟

332
00:16:56,281 --> 00:16:58,017
‫همه‌ش تقصیر توئه بابا!

333
00:16:58,017 --> 00:16:59,318
‫تقصیر من؟

334
00:16:59,718 --> 00:17:02,521
‫مادربزرگ خدا بیامرز که دیگه تابلو بود،
‫همیشه مامانو اذیت می‌کرد،

335
00:17:02,521 --> 00:17:04,323
‫تو هم که خودتو زده بودی به اون راه.

336
00:17:04,823 --> 00:17:07,326
‫آخه... آخه...

337
00:17:07,993 --> 00:17:09,228
‫اتسوکو!

338
00:17:09,228 --> 00:17:10,996
‫حتی به فکر خودکشی افتاده بود.

339
00:17:11,430 --> 00:17:14,933
‫واسه همینم نتونستم بشینم و دست رو دست بذارم
‫و تصمیم گرفتم کمکش کنم.

340
00:17:14,933 --> 00:17:17,136
‫پس ده سال پیش...

341
00:17:17,136 --> 00:17:19,605
‫درسته، من صحنه‌سازی کردم.

342
00:17:19,905 --> 00:17:23,609
‫بعدش یه رستوران کوچیک تو ناگانو داشتم.

343
00:17:23,609 --> 00:17:25,844
‫و یه زندگی آروم و بی دردسر داشتم.

344
00:17:25,844 --> 00:17:27,046
‫تا اینکه...

345
00:17:27,046 --> 00:17:28,647
‫یه روز...

346
00:17:29,048 --> 00:17:31,583
‫الان کسی هست که بخوای این خوشحالی رو باهاش تقسیم کنی؟

347
00:17:31,583 --> 00:17:33,519
‫میخوام با مامانم این شادی رو قسمت کنم.

348
00:17:33,519 --> 00:17:34,319
‫مامانت کجاست—

349
00:17:34,319 --> 00:17:36,088
‫-صدای آيانو رو شنیدم— الان؟

350
00:17:36,088 --> 00:17:37,923
‫از همون برنامه استعدادیابی.

351
00:17:37,923 --> 00:17:40,125
‫باعث شد هر جور شده بخوام ببینمش.

352
00:17:40,125 --> 00:17:41,527
‫برای همین با کمک يوشيمی...

353
00:17:41,527 --> 00:17:43,529
‫یه نامه برای آيانو فرستادم.

354
00:17:43,529 --> 00:17:45,230
‫بعد از خوندن اون نامه...

355
00:17:45,230 --> 00:17:47,332
‫تصمیم گرفتم برم ناگانو
‫تا مامانمو پیدا کنم.

356
00:17:47,332 --> 00:17:50,736
‫واسه همین از کنزو کمک خواستم.

357
00:17:51,036 --> 00:17:52,037
‫بعدش هر اتفاقی افتاد...

358
00:17:52,037 --> 00:17:53,639
‫دقیقاً همون چیزی بود که استاد گفته بود.

359
00:17:53,639 --> 00:17:56,041
‫ولی یه کم دردسر داشت.

360
00:17:56,041 --> 00:17:57,142
‫چه مشکلی؟

361
00:17:57,543 --> 00:18:00,879
‫نتونستم لباس بدل و پول رو بردارم.

362
00:18:02,714 --> 00:18:05,117
‫چون یه ماشین جلوی کابین پارک بود.

363
00:18:05,117 --> 00:18:07,419
‫داشتم فکر میکردم چطوری وارد شم...

364
00:18:07,419 --> 00:18:09,021
‫که دیدم همه جا پر از آدمه.

365
00:18:09,822 --> 00:18:12,825
‫خیلی می‌ترسیدم پیدام کنن و ببرن پیش پدرم.

366
00:18:12,825 --> 00:18:13,725
‫واسه همین یه جایی قایم شدم.

367
00:18:13,725 --> 00:18:15,094
‫خیلی دستپاچه بودم.

368
00:18:21,733 --> 00:18:22,935
‫آقای اینوکوزو؟

369
00:18:22,935 --> 00:18:24,169
‫چی شده؟

370
00:18:24,169 --> 00:18:25,537
‫یهو یه کار ضروری پیش اومد.

371
00:18:25,537 --> 00:18:26,438
‫ها؟

372
00:18:43,822 --> 00:18:45,991
‫هوای ناگانو خیلی خوبه،
‫غذاهاشم خیلی خوشمزه‌اس!

373
00:18:45,991 --> 00:18:47,626
‫واقعا عالیه!

374
00:18:47,626 --> 00:18:48,994
‫هرچند دلم می‌خواست
‫بیشتر بمونم،

375
00:18:48,994 --> 00:18:52,030
‫چوزنجی دعوام کرد،
‫مجبور شدم بیارمشون اینجا.

376
00:18:52,030 --> 00:18:53,432
‫استاد،

377
00:18:53,432 --> 00:18:56,135
‫چرا به من نگفتین؟

378
00:18:56,135 --> 00:18:59,271
‫فکر کنم نگران بود‫
‫که شاید یه جرمی چیزی اتفاق افتاده باشه یا اذیتش کرده باشن؟

379
00:18:59,271 --> 00:18:59,938
‫هان؟

380
00:19:00,239 --> 00:19:02,441
‫در هر صورت، آیدا کمکمونه.

381
00:19:02,441 --> 00:19:04,243
‫رفتار و حرف‌های آقای انو باعث شد فکر کنم

382
00:19:04,243 --> 00:19:07,646
‫آیانو تو خانوادش مشکل داره.

383
00:19:07,913 --> 00:19:09,348
‫فهمیدم.

384
00:19:09,348 --> 00:19:11,183
‫اذیت؟

385
00:19:11,183 --> 00:19:12,584
‫اصلا همچین چیزی نیست.

386
00:19:12,584 --> 00:19:14,620
‫آقای سویچی، خانم اتسوکو.

387
00:19:15,087 --> 00:19:17,556
‫حالا که مادرتون فوت کرده،

388
00:19:17,990 --> 00:19:21,727
‫مهمه که احساسات آیانو رو هم در نظر بگیرید،
‫به خاطر همین ناراحتی از خونه زده بیرون.

389
00:19:21,727 --> 00:19:23,629
‫لطفاً بشینید و در موردش صحبت کنید.

390
00:19:26,465 --> 00:19:27,533
‫آتسوکو...

391
00:19:27,933 --> 00:19:29,234
‫آیانو...

392
00:19:29,234 --> 00:19:30,936
‫واقعاً متاسفم.

393
00:19:30,936 --> 00:19:32,070
‫بابا.

394
00:19:32,070 --> 00:19:33,238
‫راستش رو بخواید،

395
00:19:33,238 --> 00:19:36,742
‫هنوز پرونده طلاق یا گم‌شدگی رو
‫ثبت نکردم.

396
00:19:38,043 --> 00:19:40,045
‫لطفاً برگرد.

397
00:19:41,947 --> 00:19:42,681
‫باشه.

398
00:19:45,417 --> 00:19:46,518
‫خانم آتسوکو،

399
00:19:46,518 --> 00:19:49,922
‫چطوری پروفسور چوزنجی رو راضی کردید
‫این معما رو حل کنه؟

400
00:19:51,023 --> 00:19:51,623
‫خب...

401
00:19:51,623 --> 00:19:52,524
‫هی!

402
00:19:53,692 --> 00:19:54,326
‫هان؟

403
00:19:54,326 --> 00:19:56,228
‫چیه؟ بگو دیگه!

404
00:19:56,228 --> 00:19:57,329
‫عزیزم!

405
00:19:57,729 --> 00:19:59,031
‫چیزوکو؟

406
00:20:00,132 --> 00:20:02,234
‫همین الان عمه رو رسوندم ایستگاه.

407
00:20:02,234 --> 00:20:05,137
‫فکر نمی‌کردم تو باشی،
‫ولی خودت بودی.

408
00:20:06,038 --> 00:20:07,439
‫این شاگردتونن؟

409
00:20:07,439 --> 00:20:08,106
‫بله.

410
00:20:08,106 --> 00:20:09,908
‫من کوساکابه کانا هستم.

411
00:20:09,908 --> 00:20:12,444
‫ایشون همسر برادرم، چیزوکو خانم هستن.

412
00:20:12,978 --> 00:20:14,580
‫از دیدنتون خوشوقتم.

413
00:20:15,280 --> 00:20:17,115
‫پس شما همسر "استاد" هستین.

414
00:20:17,115 --> 00:20:18,317
‫خوشحالم از آشناییتون.

415
00:20:18,717 --> 00:20:21,453
‫خیلی ممنون که مراقب همسرم بودین.

416
00:20:21,453 --> 00:20:23,789
‫این وظیفه منه که ازش مراقبت کنم.

417
00:20:23,789 --> 00:20:25,624
‫راستش، چیزوکو خانم بود

418
00:20:25,624 --> 00:20:27,025
‫که این دفعه برادرم رو راضی کرد.

419
00:20:27,025 --> 00:20:27,926
‫اصلا اینطور نیست.

420
00:20:27,926 --> 00:20:29,228
‫من فقط بهش گفتم:

421
00:20:29,228 --> 00:20:31,363
‫"حالا که فهمیدی قضیه چیه،"

422
00:20:31,363 --> 00:20:34,199
‫"وظیفه نداری
‫به عنوان یه شهروند خوب کمک کنی؟"

423
00:20:34,199 --> 00:20:35,734
‫همین رو بهش گفتم.

424
00:20:37,035 --> 00:20:39,037
‫خب، دیگه ما باید بریم.

425
00:20:39,438 --> 00:20:40,639
‫باشه، خداحافظ.

426
00:20:50,515 --> 00:20:51,817
‫خجالت کشید.

427
00:20:53,619 --> 00:20:55,220
‫پس منم برم دیگه.

428
00:20:55,220 --> 00:20:56,121
‫ها؟

429
00:20:57,022 --> 00:20:57,923
‫هی!

430
00:21:00,025 --> 00:21:03,061
‫آتسوکو خانم، شما به چیزوکو خانم در مورد این موضوع چیزی گفتین؟

431
00:21:05,631 --> 00:21:07,633
‫حدس بزن.
