﻿1
00:00:02,202 --> 00:00:03,903
‫اون چیزی که بهش میگن «مرد شنل آبی‌پوش»

2
00:00:04,571 --> 00:00:08,575
‫یه آدم عجیب و غریبه که مردم رو تیکه تیکه می‌کنه و جسدشون رو تو یه کیسه می‌بره.

3
00:00:09,075 --> 00:00:11,077
‫شایعه شده که داخل اون شنل

4
00:00:11,077 --> 00:00:13,179
‫از قبل با خون قرمز روشن

5
00:00:13,179 --> 00:00:15,281
‫قربانی‌ها لکه‌دار شده.

6
00:01:29,789 --> 00:01:32,792
‫(قسمت ۳: مرد شنل آبی‌پوش)

7
00:01:32,792 --> 00:01:34,260
‫(گفتگوی شبانه ژاپنی)
‫(داروی معده و روده مانئیدو)

8
00:01:34,260 --> 00:01:36,696
‫درست مثل فیلمه.

9
00:01:36,696 --> 00:01:37,597
‫صبح بخیر.

10
00:01:37,597 --> 00:01:39,299
‫چی می‌گی؟

11
00:01:39,799 --> 00:01:40,900
‫صبح بخیر، کانا.

12
00:01:40,900 --> 00:01:41,935
‫ببین.

13
00:01:41,935 --> 00:01:43,703
‫(خدمتکار سابق)
‫ماه پیش، خانم میناگی ریکو،

14
00:01:43,703 --> 00:01:44,737
‫(و کارآفرین،)
‫دختر یه خانواده اشرافی،

15
00:01:44,737 --> 00:01:46,806
‫(سوزوکی ماسائو)
‫با یه کارآفرین ازدواج کرد.

16
00:01:46,806 --> 00:01:47,974
‫(و میناگی ریکو،)
‫شنیدم که اون کارآفرین

17
00:01:47,974 --> 00:01:50,710
‫(دختر یه خانواده اشرافی)
‫قبلاً خدمتکار خانواده میناگی بوده.

18
00:01:51,711 --> 00:01:53,079
‫یه زوج عالی.

19
00:01:53,079 --> 00:01:54,180
‫نه؟

20
00:01:54,180 --> 00:01:57,317
‫عشق بین دختر خانواده اشرافی

21
00:01:57,317 --> 00:01:58,618
‫و خدمتکار سابق واقعاً شگفت‌انگیزه.

22
00:02:00,153 --> 00:02:01,721
‫این چیه؟

23
00:02:02,055 --> 00:02:04,491
‫استاد چوزنجی؟

24
00:02:04,491 --> 00:02:07,894
‫- آروم... آروم...
‫- من بهت اجازه نمی‌دم این جور مجله‌های شایعه رو بخونی.

25
00:02:07,894 --> 00:02:10,497
‫فقط نمی‌تونم تأیید کنم که این جور چیزا رو بیاری مدرسه.

26
00:02:10,497 --> 00:02:11,498
‫(چرا من دارم دعوا می‌شم؟)
‫این مجله رو برات نگه می‌دارم.

27
00:02:11,498 --> 00:02:13,299
‫(چرا من دارم دعوا می‌شم؟)
‫بعد از مدرسه می‌تونی پسش بگیری.

28
00:02:13,299 --> 00:02:15,535
‫باشه، ببخشید.

29
00:02:17,403 --> 00:02:20,006
‫امشب چی برای شام بخورم؟

30
00:02:26,813 --> 00:02:28,281
‫ب-ببخشید!

31
00:02:28,281 --> 00:02:30,183
‫ببخشید، حالتون خوبه؟

32
00:02:30,183 --> 00:02:31,651
‫م-من خوبم.

33
00:02:31,651 --> 00:02:33,286
‫من باید از شما عذرخواهی کنم.

34
00:02:35,255 --> 00:02:37,257
‫واقعاً متاسفم.

35
00:02:37,257 --> 00:02:38,391
‫شما...

36
00:02:38,391 --> 00:02:41,194
‫خانم میناگی ریکو از خانواده اشرافی هستید؟

37
00:02:41,995 --> 00:02:42,996
‫آره.

38
00:02:42,996 --> 00:02:44,063
‫واقعاً خودتون هستید!

39
00:02:44,063 --> 00:02:45,498
‫شما رو تو مجله دیدم!

40
00:02:47,400 --> 00:02:50,003
‫من دیگه عضو خانواده اشرافی نیستم.

41
00:02:50,003 --> 00:02:51,004
‫ها؟

42
00:02:52,205 --> 00:02:54,707
‫خب، من دیگه میرم.

43
00:02:57,911 --> 00:03:00,513
‫واقعاً زیباست.

44
00:03:01,681 --> 00:03:02,482
‫اما...

45
00:03:02,482 --> 00:03:05,018
‫چرا گفت دیگه عضو خانواده اشرافی نیست؟

46
00:03:06,286 --> 00:03:07,320
‫ببخشید.

47
00:03:07,320 --> 00:03:09,122
‫شما کوساکابه کانا هستید؟

48
00:03:09,689 --> 00:03:10,590
‫آره.

49
00:03:10,590 --> 00:03:12,292
‫کاری با من دارید؟

50
00:03:12,292 --> 00:03:14,994
‫لطفاً کمک کنید از شر مرد شنل آبی‌پوش خلاص بشیم!

51
00:03:14,994 --> 00:03:17,096
‫ها؟

52
00:03:19,199 --> 00:03:22,802
‫شما اون مرد شنل آبی‌پوش رو اینجا دیدید؟

53
00:03:22,802 --> 00:03:23,903
‫بله.

54
00:03:23,903 --> 00:03:26,906
‫به همین دلیل به کمک شما نیاز دارم.

55
00:03:26,906 --> 00:03:31,211
‫شنیدم شما ارواح خبیث و اشباح رو از بین می‌برید.

56
00:03:31,211 --> 00:03:35,081
‫کسایی که مرد شنل آبی‌پوش رو می‌بینن، ظرف دو هفته می‌میرن.

57
00:03:35,114 --> 00:03:37,951
‫اول فکر کردم فقط یه شایعه‌ست.

58
00:03:38,484 --> 00:03:39,519
‫اما

59
00:03:39,953 --> 00:03:42,555
‫اون وجود داشت.

60
00:03:42,555 --> 00:03:44,490
‫و حتی باهاش چشم تو چشم شدم.

61
00:03:45,091 --> 00:03:46,593
‫باید چیکار کنم؟

62
00:03:52,198 --> 00:03:53,199
‫کیف پول؟

63
00:03:53,199 --> 00:03:54,901
‫این کیف پول خیلی کهنه‌ست.

64
00:03:54,901 --> 00:03:56,903
‫و به نظر پر و پیمونه.

65
00:03:58,137 --> 00:04:00,306
‫ا-این همه پول نقد؟

66
00:04:00,306 --> 00:04:02,909
‫به هر حال، اول باید تحویل پلیس بدیم.

67
00:04:02,909 --> 00:04:03,810
‫هی.

68
00:04:03,810 --> 00:04:05,945
‫این کیف پول مرد شنل آبی‌پوشه، نه؟

69
00:04:05,945 --> 00:04:06,813
‫ها؟

70
00:04:06,813 --> 00:04:08,881
‫ببین.

71
00:04:08,915 --> 00:04:10,083
‫این لکه خون نیست؟

72
00:04:10,083 --> 00:04:11,551
‫ها، هست؟

73
00:04:11,551 --> 00:04:13,119
‫باید یه لکه معمولی باشه.

74
00:04:21,694 --> 00:04:22,829
‫عمراً.

75
00:04:27,867 --> 00:04:28,935
‫ها، چی شده؟

76
00:04:34,540 --> 00:04:36,643
‫کوساکابه، چی شده؟

77
00:04:37,243 --> 00:04:41,147
‫انگار من دیدم

78
00:04:41,147 --> 00:04:42,548
‫مرد شنل آبی‌پوش رو.

79
00:04:43,616 --> 00:04:44,651
‫استاد!

80
00:04:45,318 --> 00:04:46,986
‫بازم تو؟

81
00:04:46,986 --> 00:04:49,422
‫بهت گفتم دیگه اینجا نیا. چند بار باید بگم؟

82
00:04:49,422 --> 00:04:51,824
‫مهم نیست.

83
00:04:51,824 --> 00:04:53,026
‫لطفاً به حرفم گوش کنید!

84
00:04:53,026 --> 00:04:55,828
‫من مرد شنل آبی‌پوش رو دیدم!

85
00:04:55,828 --> 00:04:57,830
‫مرد شنل آبی‌پوش؟

86
00:05:00,633 --> 00:05:04,437
‫یه مرد با شنل آبی، و داخل اون شنل با خون قرمز روشن لکه‌دار شده؟

87
00:05:04,437 --> 00:05:05,772
‫این ممکنه با گذشت زمان کمی تغییر کرده باشه،

88
00:05:05,772 --> 00:05:08,741
‫چون در اصل حادثه پتو آبی بوده.

89
00:05:08,741 --> 00:05:10,043
‫حادثه پتو آبی؟

90
00:05:10,677 --> 00:05:13,746
‫اون یه حادثه واقعی بود که حدود ۴۰ سال پیش اتفاق افتاد.

91
00:05:14,113 --> 00:05:16,816
‫در طول یه طوفان برف، یه مرد با یه پتو آبی مرتکب

92
00:05:16,816 --> 00:05:18,151
‫یه کار وحشتناک شد، جون مدیر عمده‌فروش‌ها،

93
00:05:18,151 --> 00:05:20,520
‫همسرش و مادرش رو گرفت.

94
00:05:20,520 --> 00:05:22,188
‫این پرونده از مهلت قانونی گذشت،

95
00:05:22,188 --> 00:05:23,823
‫و در نهایت،
‫تبدیل به یه پرونده مختومه شد.

96
00:05:24,724 --> 00:05:27,927
‫من رفتم جایی که همکلاسیم مرد شنل آبی‌پوش رو دید،

97
00:05:28,428 --> 00:05:30,229
‫و منم واقعاً دیدمش.

98
00:05:30,630 --> 00:05:31,798
‫آه، درسته.

99
00:05:31,798 --> 00:05:33,933
‫این اونجا پیدا شده.

100
00:05:33,933 --> 00:05:36,169
‫لطفاً فوراً تحویل پلیس بدید.

101
00:05:36,169 --> 00:05:39,138
‫شاید واقعاً مال مرد شنل آبی نباشه.

102
00:05:39,138 --> 00:05:41,841
‫ولی دیگه سرنخی نیست.

103
00:05:41,841 --> 00:05:45,645
‫مرد شنل آبی واقعاً اونجا پرسه می‌زد.

104
00:05:45,645 --> 00:05:47,747
‫می‌خوام حقیقت رو بفهمم!

105
00:05:48,314 --> 00:05:49,782
‫از دست تو.

106
00:05:49,782 --> 00:05:51,150
‫بذار یه نگاهی بندازم.

107
00:05:51,150 --> 00:05:52,752
‫ب-باشه.

108
00:05:58,591 --> 00:06:00,693
‫چی رو انتظار داری؟

109
00:06:00,693 --> 00:06:02,829
‫فقط با نگاه کردن به کیف پول نمی‌تونیم به نتیجه برسیم.

110
00:06:02,829 --> 00:06:04,931
‫فهمیدم.

111
00:06:04,931 --> 00:06:07,667
‫در حال حاضر،

112
00:06:07,667 --> 00:06:09,635
‫تنها چیزی که می‌تونیم حدس بزنیم اینه که صاحبش قبلاً خیلی پولدار بوده.

113
00:06:09,635 --> 00:06:12,171
‫اما به نظر میاد دیگه اینطور نیست.

114
00:06:12,171 --> 00:06:16,542
‫همچنین، صاحبش معمولاً خودش خرید نمی‌کنه.

115
00:06:16,542 --> 00:06:17,076
‫ها؟

116
00:06:17,076 --> 00:06:19,445
‫ولی مگه کلی پول نقد توش نیست؟

117
00:06:19,445 --> 00:06:20,780
‫این کیف پول

118
00:06:20,780 --> 00:06:23,950
‫یه چیز خوب و باکیفیته، ولی کلی جای زخم روشه

119
00:06:23,950 --> 00:06:25,885
‫و به نظر نمیاد خیلی خوب ازش مراقبت شده باشه.

120
00:06:25,885 --> 00:06:27,620
‫فکر کنم صاحبش خیلی وقت پیش خریده،

121
00:06:27,620 --> 00:06:29,989
‫ولی الان دیگه نمی‌تونه یه نو بخره.

122
00:06:30,390 --> 00:06:32,825
‫و فقط اسکناس توش جا میشه.

123
00:06:33,292 --> 00:06:34,827
‫این کیف پوله، درسته؟

124
00:06:34,827 --> 00:06:36,429
‫کاملاً طبیعیه که فقط اسکناس توش نگه داری.

125
00:06:36,429 --> 00:06:39,198
‫معمولاً وقتی خرید می‌کنی، یه خورده پول خرد می‌گیری، نه؟

126
00:06:39,565 --> 00:06:42,735
‫ولی جایی برای گذاشتن سکه توش نیست.

127
00:06:42,735 --> 00:06:45,972
‫این از اولش هم چیز خیلی کاربردی‌ای نبوده.

128
00:06:46,372 --> 00:06:47,273
‫اساساً،

129
00:06:47,273 --> 00:06:51,544
‫کسی که از این کیف پول استفاده می‌کنه، نگران پول نقد کم نیست.

130
00:06:51,978 --> 00:06:54,447
‫شاید حتی ندونه که کیف پولش گم شده.

131
00:06:56,582 --> 00:06:57,817
‫چی شده؟

132
00:06:57,817 --> 00:07:00,653
‫استاد، شما فوق‌العاده‌اید.

133
00:07:00,653 --> 00:07:03,122
‫فقط با فهمیدن ویژگی‌های صاحبش

134
00:07:03,122 --> 00:07:05,425
‫به این معنی نیست که می‌تونیم یه فرد خاص رو شناسایی کنیم.

135
00:07:05,425 --> 00:07:06,692
‫باید سریع تحویل پلیس بدید…

136
00:07:08,928 --> 00:07:10,630
‫ای بابا.

137
00:07:10,630 --> 00:07:13,232
‫نباید بازش می‌کردم و چک می‌کردم.

138
00:07:13,232 --> 00:07:15,034
‫چی شده؟

139
00:07:15,034 --> 00:07:17,770
‫یه افسر پلیس می‌شناسم تو پاسگاه نزدیک.

140
00:07:18,204 --> 00:07:19,639
‫تو هم باید بیای.

141
00:07:20,039 --> 00:07:22,141
‫بهت گفتم، می‌خوام مرد شنل آبی رو پیدا کنم…

142
00:07:23,376 --> 00:07:25,645
‫(صد ین)
‫این تقلبیه.

143
00:07:26,279 --> 00:07:29,248
‫(پاسگاه پلیس ایکه‌بوکورو غربی)

144
00:07:29,782 --> 00:07:30,650
‫استاد.

145
00:07:30,650 --> 00:07:33,119
‫شما حتی یه افسر پلیس هم می‌شناسید؟

146
00:07:33,119 --> 00:07:35,154
‫اون دوست بچگی آقای انو هست.

147
00:07:35,922 --> 00:07:38,891
‫مواظب باش وگرنه می‌فرستمت زندان!

148
00:07:39,826 --> 00:07:41,027
‫به نظر میاد اینجاست.

149
00:07:42,728 --> 00:07:46,032
‫کی اهمیت میده که کوپن غذا داری؟

150
00:07:46,032 --> 00:07:48,634
‫آقا، ما همه چی رو بیرون واضح می‌شنویم.

151
00:07:49,235 --> 00:07:51,070
‫آه، چوزنجی.

152
00:07:51,070 --> 00:07:53,673
‫احمق، دیگه زنگ نزن!

153
00:07:54,941 --> 00:07:56,342
‫این پیرمرد اشتباه گرفته

154
00:07:56,342 --> 00:07:59,345
‫پاسگاه پلیس ما رو با یه مغازه نودل سوبا!

155
00:08:00,346 --> 00:08:02,248
‫این دختر کیه؟

156
00:08:02,248 --> 00:08:03,583
‫گم شدی؟

157
00:08:03,583 --> 00:08:05,518
‫یا کار بدی کردی؟

158
00:08:05,518 --> 00:08:06,919
‫ن-نه…

159
00:08:06,953 --> 00:08:08,654
‫من… من اومدم یه شیء گمشده رو تحویل بدم.

160
00:08:09,288 --> 00:08:11,424
‫صداتو نمی‌شنوم!

161
00:08:11,424 --> 00:08:14,794
‫آقا، نترسونیدش.

162
00:08:14,794 --> 00:08:16,696
‫اون دانش‌آموز منه.

163
00:08:17,630 --> 00:08:18,331
‫فهمیدم.

164
00:08:18,331 --> 00:08:19,632
‫ببخشید.

165
00:08:20,132 --> 00:08:21,534
‫من کیبا هستم.

166
00:08:21,534 --> 00:08:22,969
‫کیبا شوتارو.

167
00:08:22,969 --> 00:08:24,437
‫دختر، اسمت چیه؟

168
00:08:24,437 --> 00:08:26,839
‫من… من کوساکابه کانا هستم.

169
00:08:26,839 --> 00:08:28,040
‫به هر حال، بیا تو.

170
00:08:28,040 --> 00:08:29,575
‫برات چای می‌ریزم.

171
00:08:32,645 --> 00:08:34,413
‫داغه، مواظب باش.

172
00:08:34,914 --> 00:08:37,717
‫یه سری موناکا هم هست که پیرزن همسایه داده.

173
00:08:37,717 --> 00:08:38,885
‫ممنون بابت غذا.

174
00:08:39,585 --> 00:08:41,854
‫به نظر آدم خوبی میاد.

175
00:08:41,854 --> 00:08:43,189
‫راستش،

176
00:08:43,189 --> 00:08:46,425
‫پلیس بودن لذت‌بخش نیست.

177
00:08:46,425 --> 00:08:50,229
‫باید کارهایی مثل میانجیگری در اختلافات و گشت‌زنی تو شهر رو انجام بدم.

178
00:08:50,229 --> 00:08:51,531
‫شما چطور،

179
00:08:51,531 --> 00:08:53,232
‫استاد چوزنجی؟

180
00:08:53,232 --> 00:08:54,834
‫چیز خاصی نیست.

181
00:08:54,834 --> 00:08:57,537
‫خب، من واقعاً دنبال حس موفقیت تو کارم نیستم.

182
00:08:58,871 --> 00:09:00,339
‫دانش‌آموزها حتماً خیلی اذیت میشن

183
00:09:00,339 --> 00:09:02,141
‫با داشتن معلمی با این شخصیت عجیب.

184
00:09:02,141 --> 00:09:03,876
‫خ-خب…

185
00:09:03,876 --> 00:09:07,013
‫امروز اومدیم اینجا چون اون یه کیف پول پیدا کرده.

186
00:09:07,013 --> 00:09:08,414
‫درسته.

187
00:09:08,414 --> 00:09:10,082
‫فقط تحویل دادن یه شیء گمشده،

188
00:09:10,082 --> 00:09:12,218
‫شما هم اومدید؟

189
00:09:12,218 --> 00:09:14,420
‫شما واقعاً می‌دونید چطور از دانش‌آموزاتون مراقبت کنید.

190
00:09:14,420 --> 00:09:18,724
‫من برنامه‌ای برای انجام کاری برای دانش‌آموزها نداشتم.

191
00:09:18,724 --> 00:09:23,462
‫فقط به خاطر اینکه این کیف پول پیچیده‌ست اومدم.

192
00:09:23,462 --> 00:09:24,330
‫(پاسگاه پلیس ایکه‌بوکورو غربی)

193
00:09:24,330 --> 00:09:25,932
‫پول تقلبی؟

194
00:09:26,465 --> 00:09:28,935
‫ولی در نگاه اول، واقعاً شبیه پول واقعی به نظر میاد.

195
00:09:28,935 --> 00:09:31,037
‫از کجا فهمیدید تقلبیه؟

196
00:09:31,037 --> 00:09:32,638
‫با چک کردن شماره سریال.

197
00:09:33,039 --> 00:09:34,941
‫(صد ین)
‫وقتی اسکناس‌های جدید معرفی میشن،

198
00:09:34,941 --> 00:09:38,444
‫اسکناس‌های صد ینی شماره سریال‌های پشت سر هم دارن.

199
00:09:38,444 --> 00:09:41,147
‫معمولاً این شماره‌ها تا 900 هزار میرن،

200
00:09:41,147 --> 00:09:45,751
‫اما یه سری اسکناس اضافی هم هستن که بیشتر از اون تعداد چاپ میشن.

201
00:09:45,751 --> 00:09:50,022
‫درست مثل اسکناس‌های معمولی، اونایی که اضافه چاپ شدن هم واترمارک دارن.

202
00:09:50,022 --> 00:09:51,691
‫اگه دو رقم آخر 42 باشه،

203
00:09:51,691 --> 00:09:53,492
‫یعنی واترمارکش ققنوسه.

204
00:09:53,492 --> 00:09:56,395
‫در غیر این صورت، واترمارک گل پائولونیا رو داره.

205
00:09:56,929 --> 00:10:01,033
‫شماره این اسکناس تو محدوده 900 هزاره،

206
00:10:01,033 --> 00:10:02,335
‫اما چون واترمارک نداره، تقلبیه.

207
00:10:02,335 --> 00:10:03,936
‫این واقعاً پیچیده‌ست.

208
00:10:03,936 --> 00:10:06,339
‫جعل اسکناس جرم سنگینیه.

209
00:10:06,672 --> 00:10:08,140
‫کجا پیداش کردی؟

210
00:10:08,140 --> 00:10:10,843
‫تو جوب سر کوچه 3 چومه.

211
00:10:10,843 --> 00:10:14,213
‫فکر کنم اون مرد شنل آبی صاحب کیف پوله.

212
00:10:14,213 --> 00:10:16,282
‫شنل آبی؟ این دیگه چیه؟

213
00:10:16,282 --> 00:10:19,552
‫یه روانیه که آدما رو میکشه و تیکه تیکه میکنه و تیکه‌ها رو میاره خونه.

214
00:10:19,852 --> 00:10:20,519
‫چی؟

215
00:10:20,519 --> 00:10:21,954
‫کسی کشته شده؟

216
00:10:21,988 --> 00:10:23,022
‫ن-نه.

217
00:10:23,022 --> 00:10:25,024
‫اون فقط یه افسانه شهریه، آقا.

218
00:10:25,024 --> 00:10:26,325
‫چی؟

219
00:10:26,325 --> 00:10:29,028
‫آقای شو، الان وقت دارین؟

220
00:10:30,029 --> 00:10:31,864
‫اوه، این پاپ شیگرو از بقالیه.

221
00:10:31,864 --> 00:10:33,065
‫تعجب میکنم که اومدی اینجا.

222
00:10:33,566 --> 00:10:34,667
‫احمق.

223
00:10:34,667 --> 00:10:37,737
‫اگه اتفاقی نیفتاده بود، کی دنبال پلیس میومد؟

224
00:10:37,737 --> 00:10:39,972
‫امروز استثناست.

225
00:10:39,972 --> 00:10:43,409
‫وقتی داشتم بعد از بستن مغازه پولا رو میشمردم متوجه این شدم.

226
00:10:43,442 --> 00:10:45,845
‫این تقلبیه؟

227
00:10:47,513 --> 00:10:48,414
‫ها؟

228
00:10:48,414 --> 00:10:49,715
‫فکر کنم دیدم

229
00:10:50,149 --> 00:10:53,619
‫یه مشتری قبلاً از اون کیف پول استفاده کرده.

230
00:10:55,121 --> 00:10:57,423
‫بقیه کارا رو پلیس از اینجا به عهده میگیره.

231
00:10:57,857 --> 00:10:59,625
‫حق با اونه.

232
00:10:59,625 --> 00:11:01,427
‫اگه چیزی بود، دوباره باهات تماس میگیرم.

233
00:11:01,427 --> 00:11:02,728
‫فعلاً برو خونه.

234
00:11:09,035 --> 00:11:12,371
‫فقط چون بچه‌ام منو کنار میذارن.

235
00:11:12,371 --> 00:11:14,740
‫واقعاً میخوام حقیقت رو بدونم.

236
00:11:32,525 --> 00:11:34,427
‫کجا میره؟

237
00:11:41,600 --> 00:11:44,270
‫این پایگاه مخفی مرد شنل آبیه؟

238
00:11:50,943 --> 00:11:53,279
‫چه وسایل قشنگی.

239
00:11:53,679 --> 00:11:55,481
‫اما...

240
00:11:55,481 --> 00:11:58,150
‫انگار کسی اینجا زندگی نمیکنه.

241
00:12:07,493 --> 00:12:08,561
‫خب، چی شده؟

242
00:12:08,961 --> 00:12:10,196
‫وقتی داشتم گشت میزدم،

243
00:12:10,196 --> 00:12:13,199
‫متوجه یه دختر کوچولو شدم که باید خونه میبود ولی بیرون پرسه میزد.

244
00:12:13,199 --> 00:12:15,301
‫آوردمش اینجا چون بیرون واقعاً خطرناک بود.

245
00:12:15,634 --> 00:12:17,703
‫فکر کردم بهت گفتم سریع برگردی،

246
00:12:17,703 --> 00:12:19,171
‫کوساکابه.

247
00:12:19,171 --> 00:12:20,706
‫متاسفم.

248
00:12:20,706 --> 00:12:22,274
‫اما، ام...

249
00:12:22,274 --> 00:12:25,511
‫من مخفیگاه مرد شنل آبی رو پیدا کردم.

250
00:12:25,511 --> 00:12:26,345
‫وقتی داشتم برمیگشتم خونه،

251
00:12:26,345 --> 00:12:28,514
‫مرد شنل آبی رو دیدم.

252
00:12:28,514 --> 00:12:30,116
‫دنبالش کردم و دیدم که

253
00:12:30,116 --> 00:12:33,619
‫رفت تو یه عمارت بزرگ بیرون شهر.

254
00:12:34,019 --> 00:12:36,822
‫حیاطش خالی بود و تقریباً شبیه یه خونه متروکه بود.

255
00:12:36,822 --> 00:12:39,759
‫اما داخلش پر از وسایل شیک بود.

256
00:12:39,759 --> 00:12:42,161
‫وسایل شیک تو یه خونه متروکه؟

257
00:12:45,297 --> 00:12:46,599
‫چی شده؟

258
00:12:47,700 --> 00:12:51,904
‫شاید منم مقصرم که قضیه پتو آبی رو پیش کشیدم.

259
00:12:52,705 --> 00:12:53,672
‫آقا.

260
00:12:53,672 --> 00:12:55,908
‫میخوام یه چیزی رو بررسی کنم،

261
00:12:55,908 --> 00:12:57,843
‫واسه همین میخوام ازتون یه لطفی بخوام.

262
00:12:57,843 --> 00:12:58,444
‫حتماً.

263
00:12:58,444 --> 00:12:59,945
‫م-منم میخوام کمک کنم.

264
00:12:59,945 --> 00:13:01,413
‫تو باید سریع بری خونه.

265
00:13:02,014 --> 00:13:02,715
‫آقا.

266
00:13:02,715 --> 00:13:05,217
‫لطفاً کمک کنید بفرستیدش خونه.

267
00:13:05,217 --> 00:13:06,318
‫بسپارش به من.

268
00:13:06,318 --> 00:13:07,453
‫کوساکابه.

269
00:13:09,155 --> 00:13:12,958
‫به احتمال زیاد، مرد شنل آبی اون کسی نیست که تو فکر میکنی.

270
00:13:13,492 --> 00:13:16,962
‫نگران نباش، اون چیزی که نگرانشی اتفاق نمیفته.

271
00:13:17,696 --> 00:13:19,632
‫ب-باشه.

272
00:13:25,905 --> 00:13:28,307
‫بازم منو کنار گذاشتن.

273
00:13:28,307 --> 00:13:30,409
‫چرا اینقدر افسرده‌ای؟

274
00:13:34,513 --> 00:13:37,349
‫اون مرد به ندرت خودش دست به کار میشه.

275
00:13:37,349 --> 00:13:40,019
‫انگار واقعاً ازت خوشش میاد.

276
00:13:46,192 --> 00:13:48,661
‫و-واقعاً داریم میریم تو؟

277
00:13:49,061 --> 00:13:51,630
‫فقط الان ترسناک شده برات؟

278
00:13:55,334 --> 00:13:56,402
‫اومدم!

279
00:13:59,905 --> 00:14:00,773
‫ها؟

280
00:14:01,974 --> 00:14:04,410
‫خانم میناگی ریکو؟

281
00:14:04,410 --> 00:14:06,011
‫شما اینجا چیکار میکنید؟

282
00:14:06,512 --> 00:14:07,413
‫لطفاً بفرمایید داخل.

283
00:14:07,413 --> 00:14:09,515
‫همه تو هستن.

284
00:14:10,115 --> 00:14:11,750
‫اینجایید.

285
00:14:11,784 --> 00:14:13,219
‫آقای کیبا؟

286
00:14:14,820 --> 00:14:16,822
‫اون مرد کیه؟

287
00:14:17,523 --> 00:14:20,726
‫ایشون پدرم، میناگی آریمیتسو هستن.

288
00:14:21,794 --> 00:14:23,863
‫ریکو، دقیقاً چه خبره؟

289
00:14:23,863 --> 00:14:25,497
‫وقتی منو اینجا صدا کردی،

290
00:14:25,497 --> 00:14:27,900
‫فکر کردم داری تو ازدواجت تجدید نظر می‌کنی.

291
00:14:27,900 --> 00:14:29,969
‫ولی در آخر، این همه آدمو آوردی اینجا.

292
00:14:29,969 --> 00:14:33,005
‫همه به خاطر تو اینجان.

293
00:14:33,005 --> 00:14:34,440
‫خواهش می‌کنم اینو نگو!

294
00:14:34,440 --> 00:14:35,708
‫به خاطر من؟

295
00:14:35,708 --> 00:14:37,209
‫به هر حال، همه‌شون به خاطر پول اینجان، مگه نه؟

296
00:14:37,209 --> 00:14:37,910
‫پدر!

297
00:14:37,910 --> 00:14:39,111
‫صبر کن!

298
00:14:39,111 --> 00:14:41,113
‫بعداً می‌تونید دعوا کنید.

299
00:14:41,113 --> 00:14:43,282
‫من باید کار کنم.

300
00:14:48,087 --> 00:14:49,722
‫قصد ندارم،

301
00:14:49,755 --> 00:14:53,125
‫ولی باید این دو تا معما رو حل کنم.

302
00:14:53,826 --> 00:14:55,895
‫استاد، صبر کنید.

303
00:14:55,895 --> 00:14:58,831
‫آیا بین شنل آبی و خانم ریکو ارتباطی هست؟

304
00:14:59,265 --> 00:15:01,066
‫چون ارتباطی هست، من اونو

305
00:15:01,100 --> 00:15:03,235
‫و پدرش، آقای آریمیتسو رو اینجا صدا کردم.

306
00:15:03,969 --> 00:15:07,339
‫اول، در مورد کیف پولی که کوساکابه پیدا کرد.

307
00:15:07,840 --> 00:15:09,742
‫من استنباط می‌کنم که صاحب کیف پول

308
00:15:09,742 --> 00:15:12,645
‫زمانی خیلی ثروتمند بوده، ولی الان خیلی فقیره

309
00:15:12,645 --> 00:15:16,649
‫و هنوز با نحوه استفاده از پول آشنا نیست.

310
00:15:17,116 --> 00:15:18,851
‫به عبارت دیگه، اون شخص

311
00:15:18,851 --> 00:15:21,587
‫باید به خانواده اشرافی قدیمی تعلق داشته باشه.

312
00:15:22,254 --> 00:15:25,090
‫سیستم اشرافی که از سال دوم دوره میجی وجود داشت،

313
00:15:25,090 --> 00:15:26,725
‫که به عنوان سیستم اشرافی شناخته می‌شد،

314
00:15:26,725 --> 00:15:27,893
‫ماه می گذشته با اجرای قانون اساسی ژاپن

315
00:15:27,893 --> 00:15:31,096
‫لغو شد.

316
00:15:31,096 --> 00:15:32,965
‫خیلی از خانواده‌های اشرافی قدیمی کم‌کم

317
00:15:32,965 --> 00:15:36,101
‫بعد از از دست دادن امتیازاتشون در حال فروپاشی هستن.

318
00:15:36,669 --> 00:15:38,237
‫ولی پدر آقای انو

319
00:15:38,237 --> 00:15:40,339
‫در واقع حالش خیلی خوبه.

320
00:15:40,339 --> 00:15:40,839
‫ها؟

321
00:15:40,839 --> 00:15:43,042
‫آقای انوکیزو هم از خانواده اشرافیه؟

322
00:15:43,042 --> 00:15:43,876
‫درسته.

323
00:15:43,876 --> 00:15:45,744
‫ریجیرو رو می‌شناسی؟

324
00:15:45,744 --> 00:15:48,681
‫(اشرافی)
‫محاله.

325
00:15:49,081 --> 00:15:50,749
‫برگردیم به موضوع اصلی.

326
00:15:50,749 --> 00:15:54,486
‫از آقای کیبا خواستم در مورد خانواده اشرافی قدیمی اون منطقه تحقیق کنه،

327
00:15:54,486 --> 00:15:56,422
‫و در نهایت خانواده میناگی رو پیدا کردیم.

328
00:15:57,222 --> 00:15:58,223
‫آقای آریمیتسو،

329
00:15:58,223 --> 00:16:00,292
‫این کیف پول شماست، درسته؟

330
00:16:02,895 --> 00:16:05,464
‫اون واقعاً مال منه.

331
00:16:05,831 --> 00:16:08,033
‫آقای آریمیتسو حتی نمی‌تونه خدمتکار استخدام کنه،

332
00:16:08,033 --> 00:16:11,003
‫پس مجبور شده وسایلشو بفروشه تا پول نقد داشته باشه.

333
00:16:11,570 --> 00:16:14,573
‫چون خدمتکار نداره، خودش باید خرید کنه.

334
00:16:14,573 --> 00:16:17,443
‫این برای آقای آریمیتسو خیلی خجالت‌آوره،

335
00:16:17,443 --> 00:16:20,346
‫که یه اشراف‌زاده باشه و مجبور باشه خودش خرید کنه.

336
00:16:21,947 --> 00:16:23,782
‫به خاطر همین بود که لبه کلاهتو پایین آوردی تا چشاتو بپوشونی.

337
00:16:24,183 --> 00:16:27,419
‫با یه شنل آبی، رفتی به خواربارفروشی تا وسایل روزمره رو بخری،

338
00:16:27,453 --> 00:16:29,388
‫بعد اونا رو بسته‌بندی کردی و بردی خونه.

339
00:16:29,788 --> 00:16:32,324
‫اون موقع کیف پولتو گم کردی، مگه نه؟

340
00:16:32,825 --> 00:16:34,093
‫چی؟

341
00:16:34,093 --> 00:16:35,427
‫پس هویت واقعی مرد با شنل آبی

342
00:16:35,427 --> 00:16:37,730
‫پدر خانم ریکوئه.

343
00:16:37,730 --> 00:16:39,932
‫پس اصلاً هیچ آدم عجیب و غریبی وجود نداره.

344
00:16:39,932 --> 00:16:41,800
‫حرفم تموم نشده.

345
00:16:41,800 --> 00:16:42,634
‫ها؟

346
00:16:43,936 --> 00:16:45,237
‫در واقع، وجود داره

347
00:16:45,237 --> 00:16:46,839
‫بیش از یه نفر با شنل آبی.

348
00:16:48,173 --> 00:16:49,241
‫ها؟

349
00:16:49,641 --> 00:16:51,477
‫دو نفر با شنل آبی وجود دارن.

350
00:16:51,477 --> 00:16:53,278
‫یکی از اونا آقای آریمیتسوئه.

351
00:16:53,278 --> 00:16:54,646
‫و اون یکی هم...

352
00:16:58,217 --> 00:16:59,518
‫منم.

353
00:16:59,918 --> 00:17:02,121
‫خانم ریکو هم؟

354
00:17:02,121 --> 00:17:05,491
‫کسی که دیروز با شنل آبی دنبالش می‌کردی خانم ریکو بود.

355
00:17:05,491 --> 00:17:07,292
‫اون موقع کیف همراهش نبود، مگه نه؟

356
00:17:07,826 --> 00:17:10,095
‫چون اون هنوز یه شخصیت شناخته شده‌ست.

357
00:17:10,095 --> 00:17:14,233
‫برای پنهان کردن هویت واقعیش، وقتی اومد اینجا شنل آبی پوشید.

358
00:17:15,034 --> 00:17:17,336
‫ببخشید، ترسوندمتون.

359
00:17:17,336 --> 00:17:18,437
‫اون شنل آبی

360
00:17:18,437 --> 00:17:20,339
‫در واقع متعلق به خانواده میناگیه.

361
00:17:20,339 --> 00:17:21,140
‫و-ولی...

362
00:17:21,140 --> 00:17:23,542
‫خانم ریکو، چرا اومدی به این عمارت؟

363
00:17:23,942 --> 00:17:25,744
‫حتی با وجود همه وسایل شیک اطراف،

364
00:17:25,744 --> 00:17:28,013
‫به نظر می‌رسه هیچ‌کس اینجا زندگی نمی‌کنه.

365
00:17:28,013 --> 00:17:28,881
‫آره!

366
00:17:28,881 --> 00:17:30,516
‫چرا این وسایل اینجاست؟

367
00:17:30,516 --> 00:17:33,252
‫باید همه‌شونو به عتیقه‌فروش می‌فروختم!

368
00:17:34,386 --> 00:17:36,455
‫من اونا رو پس خریدم.

369
00:17:36,455 --> 00:17:37,823
‫چی گفتی؟

370
00:17:38,223 --> 00:17:40,292
‫اصلاً چه خبره؟

371
00:17:40,292 --> 00:17:43,228
‫در واقع، من از خانواده طرد شدم.

372
00:17:43,228 --> 00:17:45,164
‫چون پدرم

373
00:17:45,164 --> 00:17:47,399
‫(عتیقه‌فروش، ایکتانی)
‫این ازدواج رو تأیید نکرد.

374
00:17:50,436 --> 00:17:52,438
‫من فوراً فهمیدم که وسایل

375
00:17:52,438 --> 00:17:55,541
‫تو مغازه از خانواده میناگیه.

376
00:17:55,941 --> 00:17:58,644
‫اونا همه وسایل خیلی باارزشی برای پدرم بودن.

377
00:17:59,945 --> 00:18:04,683
‫بعد از اینکه اینو فهمید، آقای ماسائو پیشنهاد داد همه‌شونو بخره.

378
00:18:04,683 --> 00:18:06,718
‫برای نشون دادن قدردانی از محبت‌های گذشته پدرم،

379
00:18:06,718 --> 00:18:10,722
‫اونا رو خرید و موقتاً وسایل رو تو یه خونه خالی نگه داشت.

380
00:18:13,325 --> 00:18:14,426
‫اون ماسائو!

381
00:18:14,426 --> 00:18:15,627
‫باورم نمی‌شه یه همچین کار بی‌موردی کرده.

382
00:18:15,627 --> 00:18:17,830
‫داره ادعا می‌کنه که الان از من مقامش بالاتره؟

383
00:18:19,631 --> 00:18:21,433
‫پدر، لطفاً بس کنید.

384
00:18:21,433 --> 00:18:24,736
‫آقای ماسائو واقعاً نگرانتونه.

385
00:18:24,736 --> 00:18:27,239
‫تقصیر منم بود که نتونستم

386
00:18:27,239 --> 00:18:28,373
‫اون موقع شما رو به یه خانواده اصیل شوهر بدم.

387
00:18:28,373 --> 00:18:30,442
‫مقام اصلاً مهم نیست!

388
00:18:30,442 --> 00:18:32,244
‫من الان خیلی خوشحالم!

389
00:18:32,244 --> 00:18:33,345
‫اوم...

390
00:18:34,413 --> 00:18:39,318
‫اونطور که شنیدم،
‫به نظر میاد هر دو همدیگه رو دوست دارین.

391
00:18:40,986 --> 00:18:42,121
‫ببخشید

392
00:18:42,121 --> 00:18:43,856
‫که دخالت کردم.

393
00:18:44,289 --> 00:18:45,524
‫آقای آریمیتسو.

394
00:18:45,524 --> 00:18:47,192
‫آقای آریمیتسو.
‫با اینکه خانم ریکو دیگه عضو خانواده شما نبود،
‫با اینکه خانم ریکو دیگه
‫عضو خانواده شما نبود،

395
00:18:47,192 --> 00:18:49,595
‫هنوز کت خانواده میناگی رو می‌پوشید.

396
00:18:49,595 --> 00:18:52,764
‫حتماً به خاطر اینه که براتون ارزش قائله.

397
00:18:53,165 --> 00:18:55,534
‫اگه واقعاً به خانم ریکو اهمیت می‌دین،

398
00:18:55,534 --> 00:18:59,371
‫باید بدونین چی اون رو خوشحال‌تر می‌کنه.

399
00:18:59,371 --> 00:19:01,340
‫خب...

400
00:19:02,641 --> 00:19:06,078
‫اما پول تقلبی رو چطور توضیح می‌دین؟

401
00:19:06,078 --> 00:19:08,113
‫این تو کیف پول شما بود.

402
00:19:08,113 --> 00:19:09,414
‫میناگی آریمیتسو!

403
00:19:09,414 --> 00:19:09,948
‫چی؟

404
00:19:09,948 --> 00:19:11,917
‫م-من هیچی در مورد پول تقلبی نمی‌دونم!

405
00:19:11,917 --> 00:19:14,286
‫پدرم هرگز این کار رو نمی‌کنه.

406
00:19:14,286 --> 00:19:16,054
‫حتماً یه سوءتفاهمی پیش اومده.

407
00:19:16,054 --> 00:19:18,590
‫لطفاً زود قضاوت نکنید، آقا.

408
00:19:18,590 --> 00:19:21,426
‫اگه آقای آریمیتسو خودش این کار رو می‌کرد،

409
00:19:21,426 --> 00:19:24,329
‫اصلاً مجبور نبود وسایل خونه رو بفروشه.

410
00:19:24,630 --> 00:19:26,231
‫این منطقیه.

411
00:19:26,231 --> 00:19:27,166
‫آقای آریمیتسو.

412
00:19:27,166 --> 00:19:29,735
‫چطور وسایل خونه‌تون رو فروختین؟

413
00:19:29,735 --> 00:19:31,937
‫یه عتیقه‌فروش در خونه‌ام رو زد،

414
00:19:31,937 --> 00:19:33,972
‫گفت که به خرید وسایل علاقه داره،

415
00:19:33,972 --> 00:19:36,375
‫و برای همه‌شون قیمت خوبی بهم داد.

416
00:19:36,375 --> 00:19:39,044
‫اسم عتیقه‌فروش چیه؟

417
00:19:39,044 --> 00:19:41,880
‫فکر کنم ایکتانی بود.

418
00:19:41,880 --> 00:19:42,614
‫چی؟

419
00:19:42,614 --> 00:19:45,083
‫پاپ آیک از چومه ۲؟

420
00:19:45,083 --> 00:19:46,585
‫شما می‌شناسیدش؟

421
00:19:46,585 --> 00:19:49,855
‫من همه کسایی که اینجا مغازه دارن رو می‌شناسم.

422
00:19:49,855 --> 00:19:51,623
‫اون مرد چه شکلیه؟

423
00:19:52,324 --> 00:19:54,092
‫حدود سی سالشه.

424
00:19:54,092 --> 00:19:56,528
‫یه مرد با موهای صاف و چشم‌های رو به بالا.

425
00:19:56,828 --> 00:19:57,629
‫چی؟

426
00:19:57,629 --> 00:19:59,565
‫پاپ آیک اون شکلی نیست!

427
00:19:59,565 --> 00:20:00,966
‫موهاش کم‌پشته.

428
00:20:00,966 --> 00:20:02,067
‫و صورتش پر از ریشه.

429
00:20:02,067 --> 00:20:05,637
‫من وسایل رو از اون پاپ خریدم.

430
00:20:05,637 --> 00:20:07,639
‫به نظر میاد اینطوری شده.

431
00:20:08,273 --> 00:20:10,175
‫مردی که گفت عتیقه‌فروشه

432
00:20:10,175 --> 00:20:13,445
‫وسایل خونه رو از آقای آریمیتسو با پول تقلبی خریده

433
00:20:13,946 --> 00:20:18,383
‫و بعد اون‌ها رو به یه عتیقه‌فروش واقعی با پول واقعی فروخته.

434
00:20:18,951 --> 00:20:19,952
‫چی؟

435
00:20:19,952 --> 00:20:22,087
‫پس من فریب خوردم؟

436
00:20:22,521 --> 00:20:24,623
‫ببخشید که این رو می‌گم، اما بله.

437
00:20:26,024 --> 00:20:27,793
‫مجرم خیلی حیله‌گره.

438
00:20:27,793 --> 00:20:31,730
‫تا وقتی پول تقلبی سر و صدا کنه، اون باید فرار کرده باشه.

439
00:20:31,730 --> 00:20:34,233
‫پس نمی‌تونیم بگیریمش؟

440
00:20:34,633 --> 00:20:35,534
‫نه.

441
00:20:35,534 --> 00:20:38,537
‫این اتفاق همین چند وقت پیش افتاده.

442
00:20:39,671 --> 00:20:41,440
‫پس...

443
00:20:46,044 --> 00:20:48,080
‫آقای میناگی، این اواخر چطور بودین؟

444
00:20:48,080 --> 00:20:51,750
‫امروز می‌خواین حلقه دخترتون رو به ما بفروشین؟

445
00:20:51,750 --> 00:20:52,718
‫آره.

446
00:20:52,751 --> 00:20:54,419
‫دخترم همین الان داخل منتظره.

447
00:20:54,419 --> 00:20:55,554
‫بیاین تو.

448
00:20:55,954 --> 00:20:58,924
‫اون احتمالاً
‫باارزش‌ترین چیز تو خانواده ماست.

449
00:20:58,924 --> 00:21:02,027
‫اگه ممکنه، امیدوارم بتونین اون رو
‫با قیمت مناسبی بخرین.

450
00:21:02,027 --> 00:21:04,229
‫باشه، حتماً مشکلی نیست.

451
00:21:04,930 --> 00:21:06,031
‫این اتاقه.

452
00:21:07,532 --> 00:21:11,036
‫ببخشید که مزاحم شدم.

453
00:21:13,639 --> 00:21:17,142
‫د-دخترتون واقعاً قویه.

454
00:21:17,643 --> 00:21:20,345
‫شما مثل پروانه دور شمع می‌گردین.

455
00:21:20,345 --> 00:21:22,914
‫گیرمون انداختن!

456
00:21:22,914 --> 00:21:23,982
‫بگیرینشون!

457
00:21:23,982 --> 00:21:25,050
‫بله، آقا!

458
00:21:30,822 --> 00:21:32,124
‫لعنت.

459
00:21:33,592 --> 00:21:36,595
‫من رو دست کم نگیرین!

460
00:21:49,041 --> 00:21:50,942
‫متاسفم، ریکو.

461
00:21:50,942 --> 00:21:53,945
‫همه‌اش به خاطر منه
‫که اینقدر اذیت شدی.

462
00:21:55,213 --> 00:21:58,717
‫اما حالا به نظر میاد می‌فهمم
‫برای خوشحال کردنت باید چیکار کنم.

463
00:22:00,786 --> 00:22:02,554
‫عروسی مبارک.

464
00:22:02,554 --> 00:22:04,890
‫صمیمانه براتون آرزوی خوشبختی می‌کنم.

465
00:22:04,890 --> 00:22:06,124
‫پدر.

466
00:22:08,660 --> 00:22:11,163
‫همه چیز حل شد، سنسه.

467
00:22:11,663 --> 00:22:14,966
‫چطور باید قضیه مرد شنل آبی رو به اون مردم توضیح بدم؟

468
00:22:14,966 --> 00:22:17,469
‫فقط بگو خودت حلش کردی.

469
00:22:17,469 --> 00:22:18,804
‫ها؟

470
00:22:19,171 --> 00:22:22,040
‫تو مشکلات بقیه دخالت نکن

471
00:22:22,040 --> 00:22:24,776
‫و دوباره من رو هم درگیر کنی.

472
00:22:26,745 --> 00:22:29,681
‫به نظر میاد واقعاً دوستت داره.

473
00:22:31,616 --> 00:22:35,153
‫بله، بیشتر احتیاط می‌کنم.

474
00:22:36,788 --> 00:22:40,125
‫این موافقت مطیعانه تو
‫من رو نگران می‌کنه.

475
00:22:40,525 --> 00:22:42,160
‫این بی‌انصافیه.
